معرفی کتاب «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» از سوی کتابخانه مجلس

 

انتشار «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» از سوی کتابخانه مجلس
 

خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران تألیف غلام‌رضا راهپیما از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شد.

کتاب حاضر در شانزده فصل، حکایت پر مغزی است از هنرهای بزرگان این سرزمین پهناور که با تحقیق و پژوهشی بسیار گسترده در گنجینه‌های علمی، آموزشی و آفرینش‌های هنری در تمدن ایران، با تجربیات نویسنده در طول بیش از سه دهه تلاش و کوشش همه جانبه در حوزه خوشنویسی و کتاب‌ارایی فراهم آمده است.

فصل‌های کتاب به این قرار است:

ابزار و مواد خوشنویسی ؛ مرکّب  ؛ قلمدان  ؛ کاغذ  ؛ کاغذهای الوان  ؛ کاغذهای ابر و باد (ابری)؛ کاغذهای آهار مهره ؛ قطع و اندازه کتاب ؛ قطاعی (کاغذبری) ؛ روش به کار بردن ورق طلا ؛همنشینی نقش و تذهیب در خوشنویسی؛ قطعه سازی ؛ جلدسازی ؛ اصول و قواعد خط و خوشنویسی ؛ نگهداری، حفاظت و مرمّت اسناد و نسخ خطی؛ واژگان ؛کتابنامه ؛نمایه‌ها. دکتر محمد رجبی، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در مقدمه این کتاب نوشته است: در طول تاریخ بشر تمدن‌های بسیاری ظهور کردند و ایران به عنوان کشوری در چهارراه تمدن‌های بزرگ بشری، همواره در ادوار مختلف تاریخی خاستگاه تمدن‌ها و فرهنگ‌های غنی بشری بوده است. این سرزمین پهناور توانسته است یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای تمدنی را به بشریت عرضه کند و در پهنای جغرافیایی گسترده‌ای تأثیرگذار باشد.

از جمله دستاوردهای ارزشمند و درخشان، هنر کتاب‌‌آرایی و کتاب‌سازی در تمدن ایران است که جلوه‌های بسیار ظریف آن، از هنر خوشنویسی و تذهیب گرفته تا قطعه سازی و جلدسازی و ده‌ها هنر وابسته‌ی دیگر، گواه بر رواج علم و دانش و کمال ذوق هنری مردم این سرزمین دارد.

ظهور اسلام و ورود آن به پهنه‌ی سرزمین ایران، نقطه‌ی عطفی در سیر تکامل و تطور این هنر بشمار می‌رود و کتاب آسمانی قرآن، بستری است برای این هنر شریف که ادامه‌ی روند رشد و تعالی آن را نیز میسّر ساخته است.

از جمله‌ پژوهش‌های ارزشمندی که پیرامون کتاب آرایی ایران و زیرشاخه‌های وابسته‌ی آن در دوران معاصر صورت گرفته است، کتاب حاضر با عنوان «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» اثر هنرمند فرهیخته استاد غلامرضا راهپیما است که حاصل سال‌ها تجربه، ممارست، تلمذ، عشق و اندیشه‌ی اوست.

فصول شانزده گانه این اثر گرانقدر، کشکول جامعی از اسباب و ابزار و ارکان و ابواب مختلف و مراحل خلق یک اثر هنری است. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی خشنود است که در چاپ و نشر این اثر ارزشمند هنری که هم‌چون اثر فاخر گذشته ایشان – کتاب «از الفبا تا هنر»- در زمره‌ی کتب مرجع و مأخذ هنر خوشنویسی به شمار می‌آید، سهمی از دین خود را به ساحت قدسی هنر و فرهنگ ایران اسلامی ادا می‌نماید.

برای این استاد فرهیخته‌ی گرانقدر که عمری را صرف ترویج و اشاعه هنر خوشنویسی و پژوهش در این راستان نموده است، آرزوی سلامت و توفیق روزافزون می‌نماییم.

سخن دراز کشیدیم و هم‌چنان باقیست     که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال

خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران تألیف غلامرضا راهپیما از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در سال 93 و در 365 صفحه منتشر شده است.

معرفی جلد ضربی (از تیموری تا قاجار)، از معصومه محمدی دشتکی

 

جلد ضربی (از تیموری تا قاجار)/ معصومه محمدی دشتکی
 

در این مقاله به بررسی جلدهای  ضربی ساخته شده در دورهای تیموری، صفوی و قاجار، پرداخته می شود.

آشنایی با تاریخ جلد سازی در جهان اسلام نسخه شناسان را در دریافت ارتباط میان جلد ونسخه یاری میکند. همچنین شناخت فنون جلدسازی و نوع مواد به کار رفته در جلدها و بررسی آرایه ها، شاخص هایی را برای شناخت هرچه بهتر مکتب وسبک های مختلف در هر دوره ارائه می دهد ودر دستیابی به سرچشمه های جلدسازی اسلامی نقش مهمی را ایفا می کند. در این مقاله  ابتدا به بیان تاریخچه ای هرچند کوتاه و مختصر در تاریخ جلد وجلدسازی و مواد وعناصر تشکیل دهندۀ جلد به طور اعم و سپس به جلد ضربی و  ارائۀ نمونه های بارزی از جلدهای ضربی موجود در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به طور اخص پرداخته خواهد شد.

کلیدواژه: نُسَخ خطی. جلد، جلد ضربی .روغنی ولاکی، صفوی، تیموری، قاجار

مقدمه                  

تاریخ جلد کتاب بی‌گمان عمری همسان با خود کتاب دارد که به صورت صفحه‌های مرتب و متوالی فراهم می‌آمده است. کهن‌ترین نسخه‌های مجلَّد روایت قبطی انجیل بوده که طی شش قرن بعد از میلاد در مصر تهیه شده است، به‌طوری که از قرار دادن چند لایه پاپیروس، دفته‌های جلد را می‌ساخته و بر روی آن چرم می‌کشیده و دو دفته را با تسمه‌های چرمی به هم می‌بسته است . در جهان اسلام نیز، از نخستین سال‌های خلافت، جلد کتاب شناخته شده بوده است. از امام علی (ع) نقل شده است که فرمود: ابوبکر اولُ مَن جَمَع القرآن بین اللوحین (. "لوحین" در این روایت دقیقاً همان "دَفâتین" است که دو طبله یا دو طرف جلد را نشان می‌دهد. تفسیری هم که از "صُحُف" و "مصْحَف" شده است و اولین واژه را صرفاً به اوراق و دومین کلمه را به کتابی که اوراق آن پیاپی و متوالی باشد تعبیر کرده‌اند حاکی از آن است که جلد کتاب در نخستین قرون تاریخ اسلام نیز شناخته ‌شده بوده است.

آثار علمی دانشمندان پس از کتابت در اوراق، به علت آسیب پذیری در مقابل حوادث طبیعی و مرور زمان نیازمند حفاظ های مقاوم تر از کاغذ بوده است که این مهم عموما به وسیله جلدهای محکم و استوار ساخته شده از مقوای محکم و خوب و نازک و پوست حیوانات تأمین می شده است. بنابراین هنر کتاب سازی نسخه های خطی با صحافی و جلدسازی تکمیل می شد، زیرا جلد حافظ اوراق کتاب از آسیب های احتمالی است. با گذشت زمان و به مدد ذوق هنرمندان باسلیقه و نوآوریهای آنان، آثار ارزنده ای در سبک های مختلف هنری به وجود آمد که برخی از آنها در مجموعه های نفایس خطی دنیا به یادگار مانده است.

نگاهی برجلد وجلدسازی

با صحافی،مراحل ساخت نسخه به پایان می رسد.در این هنگام نسخه خطی دارای جلد می شود،یعنی«مجموعه عناصری که از بیرون دسته جزوهای صحافی شده را محافظت می کند و معمولا دارای دو دفه و یک عطف است.» می توان گفت هنر کتاب سازی و صحافی در تولید کتاب  ونسخ خطی با عمل صحافی تکمیل می گردد، چون مسوولیت حفظ اوراق کتاب بر عهده صحاف است.صحافی هنر چندین صدساله است که جهت محافظت دست نوشته ها، توسط هنرمندان با سلیقه و سبک های مختلف آثار ارزنده ای به یادگار گذاشته اند. این هنر تا به امروز دوام یافته است، اگر چه در زمان قاجار تحت تأثیر صحافی فرنگی دچار تغییراتی شده ولی تا به امروز ادامه دارد وهم اکنون این شیوه صحافی  ووصالی سنتی تنها در کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی هنوز در جریان است. منظور از جلدسازی کتابها تنها، حفظ کتاب نبوده است که یکی از توابع کتاب به شمار آید، بلکه جلد سازی خود فن وهنر مستقلی بوده است که گهگاه آثارهنری بسیار عالی در آن متجلی می گردید.

مسلمانان در ایران جلد سازی را از قرون اولیه هجری می دانستند و آن را به صورت ساده و ابتدایی می ساختند. به طوری که ابن ندبم می گوید:«جلد های کتاب در ابتدا از چرم هایی که توسط آهک دباغی می شد، تهیه می گردید ودر نتیجه این پوست ها خشک بود، سپس در کوفه پوست هایی با خرما دباغی می شد که موجب نرمی و ملایمی جلد ها می گردید.»

قدیم ترین جلدهای ایرانی مربوط به اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. هنر جلدسازی در قرن نهم هجری به وسیله جلدسازان و صحافان مکتب هنری هرات به اوج خود رسید و به صورت یک هنر ایرانی در آمد. در این دوره صحافان کتابخانه ها بهترین و زیباترین کتابها را با خط بسیار زیبا وبا مذهب کاری و نقاشی و جلدهای قیمتی به وجود آوردند و این نتیجۀ جنبش هنری بود. در این دوره ما شاهد خلق شکل ها و قالب های هنری فراگیر در سراسر بخش های عظیم جهان اسلام هستیم.

سرپرست صنعتگران هرات،خوشنویسی بود به نام جعفر تبریزی که گزارش هایی برای بایسنقر تهیه می کرد ودر یکی از این گزارشها به تاریخ 831 ه.ق که هم اکنون در موزه توبقاپی سرای استانبول نگهداری می شود، در چهار مورد به هنر جلدسازی اشاره کرده است.در دوره صفویه جلد کتاب با اشتیاق بیشتری تزئین می شد وطلا کاری آن نسبت به قرن 9هجری بیشتر بود.و بعضی از طرح های تزئینی، کلیه سطح جلد را می پوشانید .در مواردی دیگر،طرح تزئینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمت های دیگر قرار داشت.

از قرن 11 هجری به بعد، ترکیب طرح ها ظرافت خود را از دست داد و خطوط خشن تر شد.عصر قاجاریه خاصه زمان فتحعلیشاه دوره استیلای هنر اروپا و کاربرد رنگ های نسبتا خام است.جلد کتاب در این دوره ادامۀ اسلوب صفوی است، اما رواج جلدهای روغنی بیشتر بود و تزئینات و طرح ها معمولا طرح های گل طبیعی است که با رنگ های روشن نقاشی شده است.

روش تجلید

در بین جلدسازان، همانند هنرمندان دیگر رشته های هنری، اصطلاحات خاصی متداول شده است.اهم این اصطلاحات عبارتند از: دفه یا طبله، شیرازه و شیرازه بندی، عطف، سرطبل و قولق یا لفافه، و محفظه.م. 
برای تهیه جلد در انواع مختلف روش‌های متنوعی وجود دارد: 
۱. جلد ضربی: برای ساخت جلد ضربی، ابتدا روی زمینه چرم می‌کشند، سپس با فلز منقوش روی چرم می‌کوبند تا چرم حالت نقش برجسته بگیرد.
۲. جلد سوخت: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، فلزی که حاوی نقش دلخواه است، داغ می‌کنند و با فشار بر چرم جلد، نقش برجسته بدست می‌آید.
۳. جلد لاکی: روی زمینهٔ مقوایی، یک لایه روغن شفاف زده، سپس با رنگ و روغن روی جلد را نقاشی کرده و نهایتاً روی آن لاک می‌زنند. (روش پاپیه‌ماشه)

۴. جلد موجی: در این نوع جلد، ترکیبی از قلع و سریشم را روی زمینه زده و بعد از خشک شدن روی آن را با سنگ صیقلی براق می‌کنند.


۵. جلد زرکوب: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، طرح یا نوشته موردنظر را کلیشه کرده و به‌وسیله آن طرح را با بکار بردن ورقه‌های طلا روی جلد پرس می‌کنند

جلد ضربی

دوره تیموری

جلد ضربی یا کوبیده یا منگنه، عنوان جلدهایی است که اثر نقوش سرترنج، ترنج ، جدولهای متنوع و لچکی به وسیله قالبهای فلزی را داراست. (عظیمی، حبیب الله .اصول و مبانی نسخه شناسی در کتب خطی سازمان استاد و کتابخانه ملی اسلامی ایران، 1389).

جلدضربی:اساس افزارهای پرنقش و نگار، فشار در جلدهای چرمی داده میشود و با ترنجهای پرگل و برگ عرض وجود کند. (هروی، مایل، لغات و اصطلاحات فن کتابسازی، انتشارات :بنیاد فرهنگ ایران 1352).

در ایران اسلامی، بی‌گمان، فن جلدسازی پا به پای دیگر زمینه‌های کتاب‌پردازی و نسخه‌آرایی پیش رفته است. ابن بادیس در عمده‌الکُتّاب از ابزار صحافان و جلدسازان خراسان یاد کرده که خود نشان از رونق و شهرت فن تجلید خراسانیان در جهان اسلام در سده پنجم هجری دارد. رشیدالدین فضل‌الله همدانی نیز که جلدسازان ربع رشیدی را به ساختن جلدهای استوار و محکم سفارش می‌کند ، از اهمیت و رواج صنعت جلدسازی در ایران حکایت دارد. با این همه، امروزه از جلدهای مجلِّدان ایرانی که پیش از سده 8 ق. ساخته و پرداخته شده باشد و چگونگی صنعت جلدسازی ایرانی را نشان دهد چیز زیادی در دست نیست. آنچه مسلم می‌نماید این است که در میان جلدسازان ایرانی، هم ساختن جلدهای چوبی ـ که دفتین آنها از چوب سرو ساخته می‌شده ـ و جلدهای چرمی معمول بوده است.

دو نمونه از جلدهای بازمانده ایرانی از نسخه‌های قرآن، که در نیمه نخست سده 8 ق. فراهم شده ، حاکی از آن است که پیش از قرن 9 ق. جلدهای مشهور به ضربی یا مشته‌ای در میان صحافان ایرانی شناخته شده بوده است، اما رونق جلدسازی در کتاب‌پردازی ایرانی به قرن 9 ق. می‌رسد. در این دوره که حرفه‌ای به نام مجِلّدی در مرکز حکومت تیموریان ـ یعنی هرات ـ مرسوم بوده و در عصر تیموری به آن توجه شده از رواج گسترده و وسیع صنعت صحافی خبر می‌دهد. در کتابخانه‌های شاهزادگان تیموری نیز جلدسازان ورزیده‌ای چون قوام‌الدین تبریزی به کار جلدسازی مشغول بوده‌اند. وی از جمله صحافانی بود که منبّت‌کاری را در جلدسازی ایرانی وارد کرد . در همین دوره است که جلدساز با همکاری نقاش به ساختن جلد اهتمام کرده و صنعت را با هنر در جلدسازی ایرانی درآمیخته و گونه‌های هنری جلد را در حوزه صحافی پدید آورده‌اند.

هنر جلدسازی در قرن نهم هجری به وسیلۀجلدسازان و صحافان مکتب هنری هرات به اوج خود رسید و به صورت یک هنر ایرانی در آمد.در این دوره صحافان کتابخانه ها بهترین و زیباترین کتابها را با خط بسیار زیبا وبا مُذَهَب کاری و نقاشی و جلدهای قیمتی به وجود آوردند و این نتیجه جنبش هنری بود.

دوران اوج و عظمت این هنر سنتی به چه عصری از تاریخ ایران باز می گردد. دوران شکوفایی و عظمت هنر جلدسازی در ایران در عهد تیموری و مربوط به قرون ۸ و ۹ هجری قمری است در این دوران به دستور شاهرخ و سپس فرزندش بایسنقر میرزا جمع زیادی از هنرمندان در شهر هرات گرد هم آمده و «مکتب هرات» را تاسیس کردند و از صحافان و جلدسازان چیره دست و ممتاز این دوره می توان از استاد قوام الدین مجلد تبریزی نام برد که به دعوت بایسنقر میرزا حاکم هنردوست ایران از تبریز به هرات عزیمت کرد و تا آخر عمر در کتابخانه سلطنتی این شهر به هنر و حرفه خویش ادامه داد. هنر سوخت و معرق کاری و ضربی در عهد این ۲ شاهزاده تیموری به اوج خود رسیده است.این هنرهای سنتی و ظریف تا قرن یازدهم هجری شمسی در کمال بود و در اواخر دوره صفویه به تدریج کمرنگ شد و کیفیت و رواج خود را از دست داد و در دوره قاجاریه جای خود را کاملا به جلدهای لاکی و روغنی سپرد

در این دوره ما شاهد خلق شکل ها و قالب های هنری فراگیر در سراسر بخش های عظیم جهان اسلام هستیم.سرپرست صنعتگران هرات، خوشنویسی بود به نام جعفر تبریزی که گزارش هایی برای بایسنقر تهیه می کرد ودر یکی از این گزارشها به تاریخ 831ه.ق که هم اکنون در موزه توبقاپی سرای استانبول نگهداری می شود،در چهار مورد به هنر جلدسازی اشاره کرده است.در دوره صفویه جلد کتاب با اشتیاق بیشتری تزئین می شد وطلا کاری آن نسبت به قرن 9هجری بیشتر بود.و بعضی از طرح های تزئینی،کلیه سطح جلد را می پوشانید .در مواردی دیگر،طرح تزئینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمت های دیگر قرار داشت.

قدیمی‌ترین جلد کتاب در دوره اسلامی متعلق به مصر است که متعلق به قرن دوم هجری است. در دوره سلجوقیان هنر تجلید همراه با تذهیب رونق گرفت و از کاغذ و مقوا در جلدسازی استفاده شد .در دوره تیموریان هنر تجلید رواج داشت و بهترین کارهای صحافی و تجلید کتاب متعلق به این دوره است و در هرات این هنر بحد کمال رسید. قسمت خارجی جلد معمولاً دارای تزئینات فشاری است و بخش‌های داخلی، طرح‌های بریده شده روی زمینه آبی قرار دارد و عناصر تزئینی به صورت ترنج و گل و گیاه است و حیواناتی چون عنقای چینی دیده می‌شود. در این دوره بجای نقوش هندسی، مناظر طبیعی و حیوان و پرنده در نقش جلد با کمال دقت ترسیم می‌شود. غیر از هرات، مشهد، سمرقند، مرو، بلخ، نیشابور، شیراز و تبریز نیز از مراکز این فن بوده‌اند. در دوره صفوی این شیوه ادامه یافت و برای نقش در تذهیب، از روش ضربی (فشاری) و برای آستر جلد و چرم جلد از کاغذ روغنی استفاده می‌شد

مشهورترین و متداول‌ترین جلدهایی که در عصر تیموری توسط جلدسازان ایرانی فراهم می‌شده عبارتند از :

1- جلد روغنی، که گونه‌ای بسیار زیبا از جلدهای ایرانی است و در ساختن آن جلدساز به همراه نقاش و مُذَهّب و گاه با همکاری خوشنویس مشارکت داشته است. برای ساختن این گونه جلد، صحاف نخست دفته‌های جلد را ـ که از چرم، تخته چوب نازک، پارچه نخی ضخیم، یا مقوا بوده است ـ به اندازه قطع کتاب فراهم می‌آورده و روی و پشت هر دو دفته را گاهی بوم و گاهی مَرْغَش می‌زده و بر روی بوم، متناسب با محتوای کتاب، نقاش به تذهیب و نقاشی می‌پرداخته یا خطاط به نوشتن کتیبه‌های متناظر در چهار طرف آن اهتمام می‌کرده است. سپس چند بار روی آن را روغن کمان می‌زده‌اند تا لایه‌ای از این روغن روی نقاشی یا تذهیب و یا کتیبه‌های خط را بپوشاند.

2جلد ضربی، که، در آن، جلدساز نقوش روی دفته‌های جلد را به شیوه ضربی یا کوبیده تعبیه می‌کرده است. طرز ساختن آن به این‌گونه بوده که ابتدا دو قطعه فلز برنجی را ـ که اصطلاحاً یک جفت "نر" و "ماده" نامیده می‌شده است ـ تهیه می‌کرده و طرح نقش‌های مورد نظرش را با قلم مو و با مرکب ساده یا الوان بر روی آنها می‌کشیده، سپس قلمزن یا حکاک بوم برنج را با قلم و چکش خالی می‌کرده است تا نقش‌های طراحی شده برجستگی پیدا کنند. آن‌گاه، جلدساز آن دو قطعه برنج را داغ می‌کرده و آنها را با ضرب چکش روی چرمی، که قبلاً برای کتاب مورد نظر بریده و در آب نم کرده، می‌کوبیده است به‌طوری که نقش قالب‌های برنجی بر روی چرم منعکس می‌شده و نقاش این نقش‌ها را با زر یا ورق طلا می‌آراسته است. گفتنی است که شکل قالب‌های برنجی به‌صورت‌های ترنج (که در وسط جلد قرار می‌گرفته)، سرترنج (که متصل به ترنج در بالا و پایین ترنج قرار داده می‌شده)، لَچَکی یا گوشه (که در چهار کنج جلد قرار می‌گرفته) و گاه قالب‌هایی به‌شکل کتیبه (که در میان فاصله لچکی‌ها قرار داشته) تعبیه می‌گردیده است.

3. جلد مُعَرَّق، که در عرف جلدسازان عهد تیموری همان جلد منبت‌کاری شده بوده آن را برای نخستین بار قوام‌الدین تبریزی برای جُنگ شاهزاده بایسنقر میرزا ساخته است. در این گونه جلد، چون صحاف با کنار هم نهادن رگه‌های متعدد چرم‌هایی مانند تیماج، ساغری، و جز آن ـ که دارای رنگ‌های گوناگون بوده‌اند ـ جلد را می‌ساخته، به جلد معرق (رگْدار) شهرت یافته است. روش ساختن آن به این گونه بوده است که مذهّب، نخست، طرح نقش‌های مورد نظرش را بر روی چرم می‌کشیده و سپس جلدساز با آلتی بُرنده به نام نقش‌بُر، بوم چرم را از نقش‌های طراحی شده جدا می‌کرده و آنها را بر روی قطعه چرمی دیگر - که غالباً دارای رنگ تیره و سوخته بوده ـ می‌چسبانیده است، به آن گونه که میان قطعه‌های منقّش جدا شده و قطعه چرم زمینه هیچ‌گونه برجستگی و درزی دیده نمی‌شده و مجموعه آنها مانند قطعه چرمی ساده و هموار می‌نموده است. این گونه جلد از شاهکارهای جلدسازی ایرانی محسوب می‌شده و پس از تیموریان در دوره صفویان نیز رواج داشته است.

جلدهای نفیس روغنی، ضربی، معرق، و صدف‌کار، بیشتر برای نسخه‌هایی تهیه می‌شد که خاص کتابخانه‌های سلاطین و وزیران و دیگر اعیان عصر بود. اغلب نسخه‌های متداول در مراکز آموزشی و نسخه‌های مربوط به دانشمندان و اهل علم، به‌صورت عادی، با جلد چرمی و احیاناً با چرم و مقوا صحافی می‌شد.

4. جلد پارچه‌ای، که علاوه بر جلدهای مذکور، در عصر قاجاریه گونه‌های این نوع جلد نیز رواج فراوان داشت. یک نوع آن را، که به "جلد ترمه‌ای" شهرت یافت، با پارچه ترمه می‌ساختند و بیشتر کتب ادعیه و بیاض‌های ادبی را در دوره قاجار با این گونه جلد صحافی می‌کردند.

5. جلد کاغذی، که در عصر قاجار رواج یافت، از کاغذهای ابری فرنگی‌ساز و حتی کاغذهای طوقی سیگار برای ساختن آن استفاده می‌شد. در همین دوره بود که محمدتقی صحافباشی به فرنگ رفت و روش جلدسازی فرنگی را فراگرفت و در ایران به ساختن جلدهایی اهتمام کرد که به جلد فرنگی یا جلد فرنگی‌ساز شهرت یافت.

مثال:نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*قران مجید (ش.117) جلد تیماج ضربی باترنج و سر ترنج به طرخ اسلیمی ونقوش ختایی زرین ،حاشیه قلمدانی.

دون جلد:سوخت معرق ترنج نما،دارای حاشیه قلمدانی معرق زرین،ساخت جلد در قرن 9ه.ق

*قران (ش.418) تاریخ تحریر قرن 9ه.ق،

جلد تیماج ضربی لبه دار،بیرون با حاشیه و گوشه و ترنج زرین. درون جلد:باترنج و لچکی وحاشیه باریک زنجیره ای لبه ی یک طرف با حاشیه و کتیبه ی ثلث زمینه زرین ومزین به گل و طرف دیگر با حاشیه ی باریک زنجیره ای و ترنج و لچکی ضربی معرق.

واقف:شیخم سوداگر

*غرائب القران و رغائب الفرقان(ش1494)-جلد تیماج ضربی قرن 9ه.ق

*کشف الغمه(ش2125)-میشن ضربی قرن 9ه.ق

دوره صفویه

در عصر صفوی، جلدهای ضربی و روغنی در اوج کمال ساخته می‌شده است. بیشتر جلدسازان دوران صفوی نه تنها جلدساز بوده‌اند، بلکه با نقاشی، تذهیب، و دیگر هنرهای کتاب‌آرایی نیز آشنایی داشته‌اند. ابوالمعصوم میرزا ، صحاف مشهور آن عصر، خود مقّوا ساز و افشانگر بود . مولانا محسن جلدساز از آشنایان به فرهنگ و از "ندیمان" کتابخانه شاه طهماسب صفوی به‌شمار می‌رفت. عده‌ای از صحافان این دوره مانند میرحسین قزوینی، قاسم بیک تبریزی، محمدزمان تبریزی، و ملاقاسم علی جلدهایی ساخته بودند که شهرت آنان را از مرزهای ایران عهد صفوی فراتر برده بود. توجه به جلدسازی و هنر زیبا ساختن کتاب در زمان شاه‌طهماسب صفوی به اوج کمال رسید. روی جلد را به‌طریق زرکوب، طلا پوشش می‌دادند و پشت جلد را معرق می‌ساختند و با گل و بوته و درخت و باغ و صحرا و جانور و سیمرغ و اژدها و پرندگان و آهو هنرنمایی و رنگ‌آ‌میزی می‌کردند. امروزه جلد را از مقوا می‌سازند، البته در مواردی روی آن‌را با کاغذ و یا پارچه و چرم می‌پوشانند. قدمت جلد و جلدسازی به قدمت خود نوشتن است. حتی کتیبه‌های آشوری بر روی لوح گلی نیاز به پوشش حفاظتی داشت. اما قدمت جلد در شکل متداول امروزی به اوایل مسیحیت می‌رسد. کار خطاط و تذهیب کار کتاب و قرآن با عمل صحافی و جلدسازی تکمیل می‌شود. در جلدسازی تزئین منحصر به جلد خارجی و لبه آن نیست. بلکه قسمت داخلی آن نیز معمولاً نقاشی می‌شود. . در این دوره طلاکاری بیش از دوره تیموری بکار می‌رفت. در دوره صفوی از فشار دست برای تجلید و پرس استفاده نمی‌شد بلکه ازقالب‌هایمسی وفولادیاستفادهمی‌شد. در زمان شاه‌طهماسب جلد لاکی معمول بود، که ابتدا روی مقوا یا چوب نازک یک لایه نازک لاک می‌گرفتند. سپس لایه‌ای گچ که طرح تزئینی با آب و رنگ روی این زمینه نقاشی می‌شد و برای حفاظت نقاشی، روی آن را با چند ورقه لاک می‌پوشاندند.

مثال: نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*کلیات سعدی کجلد میشن عنابی ضربی با ترنج و سرترنج و چهار لچکی که با نقشهای ختایی در زمینه زر و دارای دو جدول زرین.درون جلد:تیماج قهوه ای با یک ترنج و دو جدول زرین،تاریخ ساخت قرن 10ه.ق

*جزوه مترجم قرانی(ش.413)

جلد تیماج قرمز ضربی،با ترنج و سرترنج و درون ترنج کلمه«لا تقنطوا من رحمه الله»ساخت قرن 10ه.ق

*تفسیر کلمه تهلیلیه(ش 1261)-جلد تیماج ضربی-قرن 10 ه.ق

*اسباب النزول(ش 1438)-جلد تیماج ضربی قرن 10ه.ق

*المقنعه(ش2619)-تیماج ضربی-قرن 10ه.ق

*الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه(ش2737)-جلد ضربی زرکوب قرن 10ه.ق

*المطالب المظفریه فی شرح رساله الجعفریه(ش2781)-میشن ضربی قرن 10ه.ق

دوره قاجار

در نیمۀ دوم سدۀ دوازدهم هجری،کریم خان پس از یک دوره نابسامانی اجتماعی ایران که به دلیل ضعف و بی کفایتی حاکمان بود ،آرامشی نسبی در ایران برقرار ساخت. نتیجۀ آن دلجویی و حمایت هایی دلگرم کتتده از هنرمندان بود؛با وجود این آثار به جای مانده از این دوران بسیار کم است.در سدۀ سیزدهم هجری با استقرار حکومت سلسلۀ قاجار و ایجاد آرامش و شروع دوبارۀ یک دوره سازندگی و تلاش،هنر ایران بار دیگر  واین بار با چهره ای خاص و ویژگی های مختص به خود ظهور یافت. جلد روغنی و ضربی پس از صفویه نیز توسط جلدسازان ایرانی ساخته می‌شد. در عصر افشاری، جلد روغنی با زمینه مَرْغش رواج بیشتری داشت. در دوره قاجاریه، گونه دیگری از جلد روغنی توسط یکی از روحانیان آن عصر به نام آقا ابوطالب مدرّس ساخته شد که به جلدِ "ابریِ ابوطالبی" شهرت یافت. در این‌گونه جلد روغنی، کاغذ ابری بر روی مقوا کشیده می‌شد و سپس روی کاغذ ابری نوعی تذهیب ـ که به تذهیب شانه‌ای شهرت داشت ـ ترسیم، و سپس روی آن با روغن کمان پوشانده می‌شد

¢    عصر قاجاریه وبه‏ویژه در زمان فتحعلی شاه‏ دوره کاربرد رنگ‏های نسبتا خام است.در واقع جلد کتاب‏ در این زمان ادامه شیوه‏ی صفوی است.در این دوره رواج‏ جلدهای روغنی بیشتر است و تزیینات و طرح‏ها عمدتا طرح‏های گل طبیعی است که با رنگ روشن نقاشی شده‏ است.

¢    جلد های روغنی یا لاکی :از جمله جلدهایی که بیشتر نگارش  های فارسی ،مجلد به آن است ،جلدی است  که از سده نهم توسط جلد سازان وضع شده ورفته رفته فزونی گرفت و در سده های دوازدهم وسیزدهم به اوج کمال رسید. در عصر تیموریان از نقوش گل وبوته و طیور و وحوش استفاده میشد،ولی در عصر صفویه و قاجار به سوای نقوش مذکور،از نقوش صورت وپیکر انسان .مجالس رزم وبزم نیز به کار گرفته شد وگاه آیات،اخبار واشعاری به مناسبت موضوع کتاب نیز به جای نقوش مذبور در جلدهای روغنی دیده میشود.

¢    جلد ترمه:برخی جلدسازان عصر زندیه وقاجاریه به بعد برای روکش جلد دیوانها،بیاض ها،نسخه های ادعیه از ترمه منقش به اشکال بوته جقه با خطوط پهن حاشیه مانند استفاده می نمودند.

¢    جلد مخملی:جلدهایی که از پارچه مخمل برای روکش مقوا استفاده شده باشد.و بیشتر از قرن 13شایع شده است.

¢    جلد شبرو:به معنای بزغاله،پوست بزغاله ویا پوست نازک گوساله که جلد سازان عصر قاجار برای روکش جلد از آن سود برده اند.

¢    در واقع با افزایش ساخت جلدهای روغنی بر جلدهای‏ سوخت در دوره زندیه و قاجار،بیشترین قرآن‏های نفیس و کتاب‏های مصور و غیر مصور دیگر با جلد روغنی عرضه‏ می‏شد.در این دوره با انواعی از جلدهای روغنی روبه‏رو هستیم.

در دوره قاجار در زمان چاپ کتاب سنگی، صحافی به‌صورت فرنگی‌ساز متداول‌تر شد، به‌طوری که اغلب کتاب‌های چاپ سنگی را با مقوا، روکش کاغذی ـ که بر روی آن نام کتاب چاپ می‌شد و احیاناً تصویری متناسب با محتوای کتاب داشت ـ و عطف پارچه‌ای (و گاه کاغذی) صحافی و بعضی را نیز با مقوا و روکش چرمی جلد می‌کردند. با رواج چاپخانه‌های نوین، جلد کتاب نیز به روش فرنگی، به دوگونه رواج عام یافت: یکی جلد شمیزی که به نام جلد نرم نیز شهرت یافته است و دیگری جلد مقوایی که به نام جلد سخت نامیده می‌شود. گاه هریک از این جلدها دارای روکش هم هست، و آن پوششی کاغذی است که به‌منظور محافظت جلد یا زیبایی آن بر روی جلد کشیده می‌شود، و چون پهنای آن بلندتر از اندازه جلد است، دارای دو لبه برگردان است که به‌صورت تاخورده در داخل جلد و بدنه کتاب جای می‌گیرد.

نگاهی به جلدسازان و صحافان ایرانی:

آقا(استاد آقا).وی از نقاشان دوره قاجار است که در تزیین جلد روغنی مهارت داشته است.از آثار او می‏توان به‏ تزیین جلد چهارم کتاب الف لیله که هم‏اکنون در کتابخانه‏ی کاخ موزه‏ی گلستان است،اشاره کرد.این جلد از کارهای استاد غلامعلی است که مجلس بزمی را روی‏ آن تزیین کرده و رقم سازنده نیز چنین است«به دستیاری‏ استاد کل فی الکل جان‏نثار درگاه جهان‏پناه استاد آقا سمت اتمام پذیرفت-آقا طالب.جلدساز و صحاف دوره‏ی قاجار در زمان‏ پادشاهی فتحعلی شاه.از آثار او یک جلد قرآنی است) خط زین العابددین عبد النبی قزوینی محدث در سال 1222 کتابت و در سال 1223 هـ.ق.جلدسازی شده است.

-ابو القاسم.نقاش و جلدساز که صاحب کارگاه(کارخانه)بوده و از آثار وی‏ تابلوی بزرگ رنگ‏روغنی است با رقم«در کارخانه آقا ابو القاسم سنه 1272» -ابو القاسم موسوی حسینی.وی از صحافان قرن سیزدهم و دوران‏ فتحعلی شاه قاجار است که جلد صحیفه سجادیه‏ای که به خط فخر الدین‏ احمد بن سلطان محمد تبریزی در سال 1087 هـ.ق.می‏باشد،به فرمان میرزا محمد حسن مستوفی الممالک در سال 1252 ساخته است.(آتابای،ص 326 فهرست کتاب‏هاب دینی)،اثر دیگر وی،جلد قرآن شماره 38 کتابخانه ملک‏ است که تاریخ 1238 هـ.ق.را دارد.

-احمد.وی از نقاشان،قلمدان‏سازان و جلدسازان دوره فتحعلی شاه قاجار است.از آثار وی می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

-قلمدان جنگی که تصویر جنگ چالدران بر آن نقش بسته با رقم«احمد 1211».

-جلد روغنی کتاب نفیسی از کتاب‏های کتابخانه‏ی کاخ‏موزه گلستان که‏ تصویر مجلس شعر است با رقم«رقم داشت احمد 1231».

-جلد استادانه مرقعی که در حراج پاریس به فروش رفته و تصویر آن در کاتالوگ ملی آن حراج چاپ شده با تاریخ«بتاریخ هشتم شهر شوال المکرم‏ 1237»(هـ.ق.)

-احمد نقاشباشی.وی از نقاشان و جلدسازان قرن سیزدهم دوره قاجار است.از آثار او جلد قرآنی است به خط تبریزی در سال 145 هـ.ق.که وی‏ در سال 1237 هـ.ق.ساخته است .احمد نقاش کاشانی.وی برادر میرزا علی اکبر نقاش بوده و قلمدان و جلد قرآن می‏ساخته است.در جنگ جهانی اول به طرح نقش فرش روی آورده و قالی‏هایی که با نقشه میرزا احمد بافته،بسیار نفیس است

- حیدر علی نقاش.جلدساز و نقاش قرن سیزدهم.از آثار او به نقل از بدری‏ آتابای جلد مرقعی است به خط حسن بن میرزاد محمدو حسینی در 1283 هـ.ق. و با نقاشی محمد باقر در 1192 هـ.ق.و محمد صادق.در این جلد پیکره شیخ‏ بهایی و میرفندرسکی نقش شده است..

- درویش صحاف‏باشی میرزا ابراهیم خان.وی از صحافان و مجلدان عهد قاجاری ملقب به صحافباشی است.

- عبد الرشید.وی از جلدسازان و رنگ و روغنی‏کاران سده‏ی سیزدهم هـ. ق.است.از آثار وی جلد لایه چینی گل و مرغی یک نسخه تذکرة الاولیاست یا رقم«عبد الرشید 1252».

-علی.از صحافان و وراقان قرن سیزدهم که کارش جلد قرآنی است به خط ام سلمه دختر فتحعلی شاه قاجار که رقم علی و تاریخ 1241 دارد.

- علی اشرف.از جلدسازان دوره فتحعلی شاه قاجار است که در جلد روغنی‏ استاد بوده و از جمله کارهای وی قرآنی است به اندازه نیم ورقی.

- علیرضا-حسینی قاینی.نقاش، جلدساز و قلمدان‏ساز اوایل قرن سیزدهم ه .ق.است.برادر میرزا محمد علی خطاط می‏باشد.از آثار این دو برادر می‏توان به یک‏ نسخه قرآن اشاره کرد که خط و تذهیب آن‏ را انجام داده‏اند که در کتابخانه کاخ‏موزه‏ گلستان نگهداری می‏شود.در دو طرف این‏ جلد تصویر عیسی(ع)و استحمام حضرت‏ مریم است و رقم دارد«رقم کمترین اقل‏ السادات علیرضا محمد اسماعیل الحسینی‏ قاینی».

- علیرضا قاینی.وی پسر اسماعیل‏ قاینی و از صحافان قرن سیزده هـ.ق.است که‏ کار او با تاریخ 1272 در مثنوی معنوی به خط سید محمد علی قاینی(1266)دیده می‏شد

ـ غلامعلی.از جلدسازان،قلمدان‏سازان و نقاشان به‏ شمار می‏رفته است.از آثار او جلد روغنی کتاب چهارم الف‏ لیله است که بر روی آن مجلس بزمی نقاشی شده و در کتابخانه کاخ‏موزه گلستان نگهداری می‏شودو و رقم دارد «بدستیاری استاد کل فی الکل جان‏پناه استاد آقا سمت‏ اتمام پذیرفت العبد غلامعلی 1275 هـ.ق».

ـ فضل الله.نقاش،تذهیب‏کار و جلدساز.در عهد مظفر الدین شاه‏ می‏زیسته و لقب صحاف‏باشی را نیز از وی دریافت کرده است.

ـ قوام -قوام الدین(میرزا آقا).از جلدسازان عهد ناصر الدین شاه قاجار است.از کارهای او جلد گل مرغی است با رقم«عمل قوام الدین-میرزا آقا به جهت‏ خواجه‏باشی»این اثر به روایت استاد کریم‏زاده رسیده است.

ـ محمد اسماعیل نقاش‏باشی.وی از نقاشان و صحفان اواخر قرن سیزدهم‏ است و جلد مثنوی نوشته شده توسط محمد حسن شریف و همچنین قرآنی که‏ به تاریخ 1279 به وسیله محمد رحیم اصفهانی نوشته شده از آثار اوست.

ـ محمد باقر مجلد اصفهانی.از صحفان و جلدسازان دوره‏ی قاجار.

ـ محمد تقی.از صحافان و جلدسازان و معرق و قلمدان‏سازان دوره‏ی قاجار است.

ـ محمد تقی مذهبّ.از جلدسازان و تذهیب‏کاران قرن سیزدهم هـ.ق.است. در آثار العجم از وی نام برده شده و از آثار او قرآنی است مربوط به قرن یازده و سال 1079 هـ.ق.به خط عبد الله بن محمد محسن یزدی نوشته شده که د ر دوره قاجار وی آن را تذهیب و تجلید کرده است.

ـ محمد جعفر لاهیجانی.صحاف و جلدساز دوره محمد شاه قاجار است.از آثار او می‏توان به جلد مفتاح الخزاین واشاره کرد که برای محمد شاه قاجار در 1254 در اصفهان و به خط عبد الله بن حاجی آقاجانی شکسته‏نویسی شده.

ـ محمد حسینی.وی از صحافان و جلدسازان دوره قاجار است و از آثار او می‏توان به جلد نسخه شماره 7732 کتابخانه مرکزی دانشگاه اشاره کرد..

ـ محمد.از صحافان دوره ناصری است که در سال‏ 1275 هـ.ق.به اروپا اعزام و با شیوه‏های جدید صحافی آشنا شده است.

ـ محمد عاشور.از صحافان و جلدسازان قرم سیزدهم هـ.ق.است.از آثار او جلد نسخه شماره 7860 کتابخانه مرکزی دانشگاه است با رقم«عمل‏ محمد عاشور صحاف 1278»

ـ موسی لاهیجانی.نقاش رنگ و روغن و جلدساز بوده است.در عهد فتحعلی شاه می‏زیسته و از آثار او جلد

تیموری است. روغنی گل و مرغی یک نسخه قرآن‏ است با رقم«ابو القاسم موسوی لاهیجانی فی سنة 1223

مثال: نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*قران(ش 262)

جلد تیماج ضربی با ترنج و سرترنج مزین به نقوش اسلیمی زرین،اطراف ترنج به طرح اسلیمی حاشیه قلمدانی مزین به نقشهای اسلیمی. درون جلد:سوخت با نقش ترنج و سرترنج و چهار نیم سرترنج و لچکی معرق در الوان مختلف،اطراف ترنج،نقشهای اسلیمی و ختایی زرین مشتمل بر دو حاشیه یکی قلمدانی معرق و دیگری کتیبه ی زرین که آیه آیه الکرسی به خط نسخ و به قلم زر در آن خوش نویسی شده است.

تاریخ ساخت جلد:قرن 11ه.ق*

*مصائب النواصب(ش897)-جلد تیماج ضربی-قرن 11ه.ق

 

*محاکمات(ش878)-جلد تیماج ضربی-قرن 11ه.ق

*اساس الاقتباس (ش965)-جلد تیماج ضربی قرن 11ه.ق

*شرح تهذیب المنطق(ش 1090)-جلد تیماج ضربی قرن 11و 12ه.ق

*حبل المتین(فی احکام دین)(ش2732)-جلد میشن  ضربی قرن 11ه.ق

منابع

1- رهنورد،زهرا.(1386). تاریخ ایران در دوره اسلامی:کتاب آرایی،تهران: سازمان چاپ وانتشارات،وزارت

فرهنگ و ارشاد اسلامی.

2-حسینی،مهدی« نگارگری دوره زند و قاجار»،فصلنامه هنر،ش 22،تابستان و پاییز 1371.

3-جلد وجلد سازی(فرانسوا دروش- مترجم:سید محمد حسین مرعشی).نامه بهارستان-سال4.شماره اول ودوم.بهار –زمستان 1382.

4-صحافی سنتی(علی اصغر ثابت جازاری). کتاب ماه هنر-اردیبهشت 1378ص 25-22.

5-صحافی ومجلدگری(ایرج افشار). نامه بهارستان.سال سوم.شماره2.دفتر 6.پاییز وزمستان 1381.ص396-329.

6-کتاب آرایی در تمدن اسلام(نجیب مایل هروی)

7 -فدوی،محمد.(1386).  تصویر سازی در عصر صفویه وقاجار،تهران:مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران

8-کتابه سازی بر جلد نسخه های خطی(ایرج افشار). نامه بهارستان.سال2.شماره1.بهار-تابستان1380.ص48

9-صحافی سنتی(ایرج افشار). تهران.کتابخانه مرکزی ومرکز اسناد دانشگاه تهران 1357.

کارشناس ارشد ایرانشناسی (اصول ومرمت نسخ خطی)

                                Masume_mohamadi67@yahoo.com

 

روسای کتابخانه مجلس از زمان تاسیس تاکنون

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در سال 1302 پس از انتقال یافتن کتابخانه به ساختمانی در سمت شرقی مجلس، بنابر پیشنهاد دکتر رضا افشار که یکی از کارپردازان مجلس بود و خود در جابه جا کردن کتاب ها و ترتیب و تنظیم آن‌ها در قفسه‌ها نظارت و مشارکت داشت و به دستور ارباب کیخسرو؛ کتابخانه به «عبدالحمید نقیب زاده مشایخ» تحویل داده شد و او به عنوان مسوول موقت کتابخانه شناخته شد با این قید که پس از تعیین مدیر کتابخانه؛ نقیب زاده با سمت معاون مدیر به کار در کتابخانه ادامه دهد. 

اعتصام‌الملک نخستین مدیر کتابخانه مجلس شورای اسلامی نخستین مدیر کتابخانه مجلس یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) فرزند ابراهیم مستوفی (اعتصام الملک آشتیانی) از نویسندگان، ادیبان، مترجمان و آزادی‌خواهان بود که از سال 1305 تا 1316 ریاست این کتابخانه را برعهده گرفت. وی علاوه بر احاطه به ادبیات و علوم معقول و منقول، زبان‌‌های ترکی استامبولی و فرانسه را نیز می دانست و در خطوط چهارگانه نستعلیق، نسخ، شکسته و سیاق مهارت داشت. 

وی نخست کارمند کتابخانه سلطنتی بود و سپس ریاست دارالتالیف وزارت معارف را بر عهده گرفت و در دوره دوم قانونگذاری مدتی کوتاه نماینده مجلس بود. اعتصام‌الملک با پیشنهاد مرحوم قاسم صور اسرافیل، علی امیر دهخدا و موافقت و پشتیبانی ارباب کیخسرو شاهرخ؛ به عنوان مدیر کتابخانه مجلس برگزیده شد و در 15 بهمن ماه 1305 شمسی کار خود را آغاز کرد. در دوران ریاست اعتصام‌الملک، سه جلد فهرست کتابخانه تنظیم و چاپ شد. 

یکی از صاحب منصبان وزارت کشور دومین مدیر کتابخانه مجلس
دومین مدیر کتابخانه ابراهیم شریفی، پسر شریف السلطنه بود. او یکی از صاحبان منصب وزارت کشور بود که بنابر پیشنهاد حاج محتشم السلطنه رییس مجلس شورای وقت از ورات کشور به مجلس انتقال یافت و در تاریخ 10 دیماه 1316 به مدیریت کتابخانه برگزیده شد و تا سال 1339 ریاست وی ادامه داشت. 

در دوران ریاست وی کتابخانه همچنان در راه پیشرفت و گسترش گام بر‌می‌داشت و کار تهیه کتاب خطی و چاپی ادامه داشت. روابط و مبادلات با کتابخانه و ناشران داخلی و خارجی که در دوران اعتصام الملک پایه گذاری شده بود؛ در این دوران ادامه یافت. 

دکتر تقی تفضلی؛ سومین رییس کتابخانه مجلس شورای اسلامی 
از سال 1339 تا 1346 دکتر تقی تفضلی ریاست کتابخانه را بر عهده داشت. وی تحصیلات مقدماتی خود را در تهران انجام داد و سپس برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و موفق به اخذ درجه دکتری حقوق از دانشگاه سوربن این کشور شد. این شخصیت از سال 1318 کار خود را در مجلس شورا آغاز کرد و در زمان ریاست ابراهیم شریفی معاون کتابخانه مجلس بود و سپس ریاست کتابخانه را عهده دار شد. بعد از سال 1346 مشاور کتابخانه و سپس بازرس عالی کتابخانه شد. 


چهارمین رییس کتابخانه مجلس نخستین شرکت کننده کلاس کتابداری بود 
پس از تفضلی، فخری راستکار از 1347 تا 1352 ریاست کتابخانه را عهده دار بود. وی فرزند حبیب الله راستکار (اسعد السلطنه) دارای فوق لیسانس ادبیات و کتابداری از دانشگاه تهران بود. او در سال 1317 در اولین کلاس کتابداری که به ابتکار وزارت فرهنگ تشکیل شده بود، شرکت کرد و همچنین در سال 1333 در دومین کلاس کتابداری که دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با همکاری یونسکو تشکیل داده بود، حضور یافت. در سال 1319 با سمت کارمند فنی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و از سال 1347 ریاست کتابخانه را بر عهده گرفت. 

مهندس شیمی و رییسی که عکاسی و فیلمبرداری را در کتابخانه مجلس احیا کرد محمد شهدادی؛ متولد 1310 مهندس شیمی بود که از سال 1353 تا 1354 ریاست کتابخانه مجلس را بر عهده گرفت. وی در پاگرفتن کار عکاسی و فیلمبرداری در کتابخانه و به کار افتادن دستگاه‌های چاپ در این کتابخانه؛ کوشش بسیار کرد. این شخص، پنجمین رییس کتابخانه مجلس بود. 

ریاست 20 ساله حائری کتابشناس بر کرسی کتابخانه مجلس عبدالحسین حائری نوه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری دارای درجه اجتهاد، کتابشناس و نسخه شناسی است که از سال 1354 تا 1374 ریاست این کتابخانه را بر عهده می‌گیرد. وی در اوایل سال 1331 در کتابخانه مجلس شورا به عنوان کتابشناس به کار مشغول شد. سال 1344 تا 1348 مسوول «اداره بررسی و تحقیق» کتابخانه بود. در سال 1354 به سمت ریاست کتابخانه برگزیده شد و از سال 1368 عضو هیات امنای کتابخانه‌های عمومی کشور شد. در طی دوران ریاست وی در کتابخانه جلد سه و 21 فهرست نسخ خطی کتابخانه مجلس شورا و جلد دوم فهرست نسخه های خطی کتابخانه شماره دو مجلس شورای اسلامی چاپ و منتشر شد. 

استاد عبدالحسین حائری با ۵۷ سال تلاش در کتابخانه مجلس؛ از سال ۱۳۳۰ تا زمستان ۱۳۸۷ بیشترین سابقه خدمت در این کتابخانه را دارد. 

غلامرضا فدایی عراقی و سید محمد ابهری هفتمین و هشتمین روسای کتابخانه مجلس 
غلامرضا فدایی عراقی ششمین رییس کتابخانه مجلس بود که از سال ۱۳۷۴تا۱۳۷۷با مدرک دکترای کتابداری و اطلاع رسانی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی فعالیت کرد. سيد محمد ابهري از مهر ماه 1377 و با حکم علی اکبر ناطق نوري، رییس وقت مجلس شورای اسلامی به رياست کتابخانه مجلس منصوب شد. وی تاليفات بسياري در زمينه علوم اسلامي دارد و خدمات زيادي در کتابخانه مجلس و حوزه نسخ خطي انجام داده است. 

  
 تقدیر از پیشکسوتان نسخ خطی در دوره ابهری حجت الاسلام محمد ابهري تا سطح اجتهاد در حوزه عليمه قم تحصيل کرده و سابقه تدريس در دانشگاه را نيز در کارنامه خود دارد. وي هم اکنون درحال دريافت دانشنامه دکتراي حقوق است. دردوره ای که ابهری ریاست کتابخانه مجلس را برعهده داشت ، توجه ویژه ای به دیجیتالی شدن منابع کتابخانه مجلس شد و از سوی دیگر این شخص؛ سهمی موثر در توجه به نسخ خطی و تجلیل از بزرگان و پیشکسوتان نسخ خطی ایفا کرد. 

نماینده سابق ایران در یونسکو نهمین سکاندار کتابخانه مجلس حجت الاسلام ابهری تا سال 1386 در سمت ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی ماند و پس از آن دکتر احمد جلالی نماینده سابق ایران در یونسکو با حکم دکتر غلامعلی حدادعادل به ریاست کتابخانه مجلس شورای اسلامی منصوب شد. اما دوره مدیریت جلالی بیش از یکسال طول نکشید و در سال 1387 جای خود را به رسول جعفریان سپرد. 

دهمین رییس کتابخانه مجلس، بنیانگذار کتابخانه تخصصی اسلام و ایران بود 
حجت الاسلام رسول جعفریان در ۱۳۷۴ کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران را بنیان نهاد و در حال حاضر نیز مدیریت آن را بر عهده دارد. وی از ۱۳۷۹ به عضویت هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه درآمد و پس از مدتی در ۱۳۸۵ به عنوان عضو هیات علمی در گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. 

عمده پژوهش‌های جعفریان درباره تاریخ سیاسی صدر اسلام، تاریخ تشیع و تاریخ دوره صفوی بوده و کتاب‌هایی چون «تاریخ سیاسی اسلام» (سیره رسول خدا و سیره خلفا)، «تاریخ تشیع در ایران»، «اطلس شیعه» و «سیاست و فرهنگ روزگار صفوی» از جمله آثار جعفریان در این زمینه‌ها منتشر شده است. 

کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷»، تصحیح نسخه‌های خطی سفرنامه‌های حج ایرانیان در مجموعه‌ای با نام «پنجاه سفرنامه حج قاجار» و مجموعه مقالات در 18 مجلد از جمله دیگر آثار جعفریان به شمار می رود.

نهضت دیجیتال سازی نسخ خطی ابتکار دوره جعفریان بود. در طول چهار سال ریاست جعفریان بر کتابخانه مجلس، بیش از ده هزار نسخه خطی فهرست‌نویسی و اسکن شد.

جعفریان در شهریور ماه ۱۳۸۷ به عنوان رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منصوب شد و در دیماه سال 91 بر خلاف رضایت علی لاریحانی، رییس مجلس شورای اسلامی، استعفای وی پذیرفته شد. 

  
پس از جعفریان؛ رجبی در تاریخ ۵ دیماه ۱۳۹۱ طی حکمی از سوی دکتر علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به عنوان رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. وی از 18دیماه ۱۳۹۱ تاکنون ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را بر عهده گرفته است. رجبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی عهده‌دار سمت‌های اجرایی متعددی مانند مسوول تحقیقات و آموزش امور تربیتی استان تهران در سال ۱۳۵۸، مدیرعامل باشگاه معلمان تهران سال ۱۳۵۹، مدیرکل آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش در همان سال ، معاون پژوهشی و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۶۰ بود. 

معاونت کتابخانه مجلس شورای اسلامی سال ۱۳۶۴، ریاست کتابخانه ملی سال ۱۳۶۶، ریاست پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی سال ۱۳۷۳، مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی ۱۳۷۴، سرپرستی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سال ۱۳۷۶ و رایزن فرهنگی ایران در آلمان از جمله سوابق اجرایی دیگر این شخص در حوزه فرهنگی است. 

وی در سال‌های مأموریت خود در آلمان با سخنرانی در دانشگاه‌ها، آکادمی‌ها و سایر مجامع علمی و فرهنگی، فعالیت خود را ادامه می‌دهد. رجبی همچنین در رشته تاریخ، فلسفه و هنر در دانشگاه تدریس می‌کند. 

کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی که امروزه کتابخانه‌های شماره یک و دو مجلس شورای اسلامی را در خود جای داده است . مجموعه‌های کم‌نظیر، نفیس و ارزشمندی مانند کتاب و رسائل خطی، چاپی سنگی، سربی و نوین، اسناد تاریخی و ملی از جمله اسناد مکتوب، عکس‌های تاریخی، قراردادها و فرمان‌های حکومتی دوران قاجار ، اسناد دیداری و شنیداری، گزارش‌های دولتی و اسناد را در دل خود جای داده است. واسپاری انتشارات سازمان ملل و ارگان‌های وابسته، نشریات و همچنین اشیا موزه‌ای باعث شده این مرکز پاسخگوی خیل عظیمی از پژوهشگران باشد. 

استفاده از فناوری روز در ارایه خدماتِ ویژه به کاربران مختلف و حضور پرثمر در نمایشگاه‌ها و همایش‌های علمی که با همکاری این کتابخانه؛ از سوی سازمان‌های بین‌المللی تخصصی برگزار می‌شود، بازدید میهمانان و مراجعان خارجی از این مرکز، اعزام کارشناسان کتابخانه به مجامع فرهنگی داخلی و خارجی، بخشی از تعاملات مثبت و سازنده‌ای است که کتابخانه را با تحولات نوین در عرصه‌ی خدمات کتابخانه‌ای، پژوهشی، کتابداری و اطلاع‌رسانی همگام کرده است./

با حکم وزیر فرهنگ، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منصوب شد


استاد ارجمند دکتر مهدی محقق، نگین دانایی و عمل به علم، به انجمن بازگشت.پس از دیدار وی در دو هفته قبل، در راه بازگشت به مشهد مقدس، بسیار برای وی دعا کردم و از خداوند خواستم تا خداوند سلامتی و توفیقی روزافزون به استاد عطا بفرماید.این آه از سرِ جان به هدف نشست و به مفتاح دعا گشوده شد. الهی شکر و خدارا سپاس به خاطر این همه نعمت بی دریغ و بی پایان.خدارا شکر که آن بی همیتی و ناجوانمردی ، در نطفه خفه شد و این صبح نو در بهمن ماه دمید ، جالب اینکه در سالروز تولد استاد نیز، ایشان باعث تولد دوباره مجموعه ای شد که بیم نابودی و محو شدن می رفت.مجموعه ای با قدمت هشتاد و اندی سال و با خدمات بی اندازه که در مطلب بعدی اندکی به تاریخچه انجمن آثار خواهم پرداخت.

مهدي محقق در سال 1308 شمسي در مشهد به دنيا آمد. وي پس از تحصيلات مقدماتي،علوم حوزه‌اي را در مشهد و تهران تا حد اجتهاد طي كرد. پس از اخذ ليسانس از سال 1330 تا سال 1339 به دبيري دبيرستانها و اداره بخش نسخ خطي كتابخانه ملي فرهنگ پرداخت. در سال 1337 دكتراي الهيات و معارف اسلامي را به پايان رسانيد و در سال 1338 دكتراي زبان و ادبيات فارسي را اخذ نمود. در سال 1339 به دانشياري دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برگزيده شد و در سال 1346 به درجه استادي ارتقا يافت. استاد از سال 1348 تا 1357 مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران و بعد از انقلاب نيز به مدت يك سال عهده‌دار رياست دانشكده دماوند گرديد. او به مدت دو سال به عنوان استاد مهمان در دانشگاه لندن و مدت هشت سال به تناوب در دانشگاه مك‌گيل كانادا به تدريس پرداخت و در سال 1347 شعبه موسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل را در تهران تاسيس كرد. ايشان عضو و رئيس انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و عضو هيئت امناي انجمن فلسفه ايران بوده و اكنون رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مشاور علمي و عضو هيئت امناي بنياد دائرة‌المعارف اسلامي و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي است. استاد همچنين عضو ايراني فرهنگستان زبان و ادب مصر مي‌باشد و در فرهنگستان‌هاي اردن، سوريه، هند و مجمع بين‌المللي فلسفه در قرون وسطي و مجمع بين‌المللي تاريخپزشكي نيز عضويت دارد. استاد محقق در سال 1361 از سمت استادي دانشگاه تهران بازنشسته گرديد و پس از آن در دانشگاه‌هاي مشهد، امام صادق ( ع) ، تربيت مدرس، الزهراء و شهيد مطهري تدريس كرده است. ايشان برگزيده همايش طرح سپاس بهمن 85 در فرهنگسراي ابن سينا نيز هست.

گروه : علوم انسانيرشته : زبان و ادبيات فارسيوالدين و انساب:   مهدی محقق فرزند حاج شيخ عباسعلي محقق واعظ خراساني و نوه مرحوم آخوند ملا بمانعلي دامغاني بوده است.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : مهمترين حادثه به وقوع پيوسته در دوران كودكي مهدي محقق، واقعه خونين مسجد گوهرشاد مشهد بود. استاد از اين واقعه چنين تعريف مي‌كند: «هنوز صداي صفير گلوله‌هايي كه در شب واقعه شليك مي‌شد در گوش من طنين‌انداز است خصوصاً كه اين واقعه مصادف شد با پنهان زيستن پدرم زيرا او از كساني بود كه در شب واقعه منبر رفته بود و در ضمن در سخنانش گفته بود: «گويي ما در زير پرچم انگليس هستيم كه هرچه آنان بخواهند بايد اطاعت شود.» سرانجام پدرم پس از مدتها زندگي مخفي خود را به شهرباني مشهد معرفي نمود و از آنجا به زندان قصر منتقل شد و بيش از سه سال را در آنجا گذراند.» در سال 1317 با آزادي پدر از زندان، به اتفاق خانواده به تهران رهسپار شديم كه اين مهاجرت با ممنوع المنبر شدن پدر و اوضاع بد اقتصادي خانواده توأم گشت. ناچار پدر و دو برادر بزرگترش به حجره‌اي در مدرسه سپهسالار رفتند و بقيه خانواده نيز در اتاقي كوچك كه در بازارچه نايب السلطنه قرار داشت مقيم شدند. اوضاع نابسامان مادي و بي‌اطلاعي پدر باعث به تعويق افتادن تحصيل مهدي محقق شد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : تحصيلات مهدي محقق در دبستان فرهنگ آغاز گرديد و در سال 1321 وارد دبيرستان گرديد، اما به دليل شرايط سخت مادي براي مدتي از تحصيل فاصله گرفت و جهت كسب درآمد وارد بازار شد، طولي نكشيد استاد محقق وارد مدرسه خان مروي شد و تحصيلات خود را پي گرفت. در مدت 4 ماه صرف مير و عوامل ملامحسن و انموذج و صمديه را نزد حاج سيد هادي وراميني فراگرفت. محقق جهت فراگيري درس سيوطي و حاشيه وارد مدرسه سپهسالار قديم شد. پس از گذراندن اين دوران و استفاده از استادان مدارس تهران، به مشهد رفته و در حوزه علميه اين شهر به كسب علم نزد علماي بزرگ پرداخت. او از اين دوران به دليل بهره‌مند شدن از «استادان فاضل و دانشمند» به نيكي ياد مي‌كند. استاد در شهريور سال 1327 در امتحان ورودي دانشكده علوم معقول و منقول به عنوان نفر سومبرگزيده شد؛ او در سال‌هاي 1327 و 1330 همزمان با تحصيل در اين دانشكده در درس مدرسان بزرگ تهران شركت مي‌كرد. در سال 1330 براي اخذ ليسانس دوم كه منتهي به دكترا هم شد وارد دانشكده ادبيات شده و در سال 1333 ليسانس زبان و ادبيات فارسي را اخذ نمود و بلافاصله در دوره دكتري شركت نمود. در سال 1334 با افتتاح دوره دكتري علوم معقول و منقول، در دوره دكتري معقول ثبت نام كرد. او توانست در سال 1336 دوره دكتري زبان و ادبيات فارسي را و در سال 1337 دوره دكتري علوم معقول و منقول را به پايان برد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مهدي محقق مدتي اداره بخش نسخ خطي كتابخانه ملي را عهده‌دار بود و با شروع فعاليت‌هاي آموزشي از سال 1348 تا 1357 مديريت گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران را به عهده گرفت و پس از انقلاب به مدت يك سال رياست دانشكده دماوند به وي سپرده شد. از ديگر مشاغل دكتر محقق، عضويت و رياست انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و عضويت هيئت امناي انجمن فلسفه ايران بوده و اكنون رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مشاور علمي و عضو هيئت امناي بنياد دائرة‌المعارف اسلامي و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي است. وي همچنين عضو ايراني فرهنگستان زبان و ادب مصر است و در فرهنگستان‌هاي اردن، سوريه، هند و مجمع بين‌المللي فلسفه در قرون وسطي و مجمع بين‌المللي تاريخ پزشكي نيز عضويت دارد.فعاليتهاي آموزشي : شروع كار تدريس مهدي محقق به تشويق آيت‌الله كاشاني بود. استاد مي‌گويد: «مرحوم آيت‌الله كاشاني معتقد بود كه در من فصاحتي وجود دارد كه در معلمي بايد از آن استفاده كنم و وقتي تعلل مرا در امر استخدام ديد گفت «شما بيسوادان خودتونو كنار مي‌كشين كه همه جاها را كافرا گرفتن». كلمه «بيسواد» تكيه كلام آن مرحوم بود. لذا نامه‌اي در صلاحيت من به وزارت فرهنگ نوشت و من بهتشويق آن مرحوم از آن سال كار تدريس را شروع كردم.» پس از اخذ ليسانس از سال 1330 تا 1339 به دبيري دبيرستان‌ها برگزيده شد و از سال 1339 به دانشياري دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سپس به درجه استادي ارتقاء يافت. او در سال 1340 به مدت دو سال به عنوان استاد مهمان در دانشكده مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن و از سال 1344 به مدت هشت سال به تناوب در مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا به تدريس زبان و ادبيات فارسي، تاريخ تمدن ايران و فلسفه و كلام اسلامي پرداخت. در بازگشت، مدتي در حوزه علميه قم عهده‌دار تدريس «روش تصحيح انتقادي و نشر متون اسلامي» بود. استاد محقق در سال 1361 از سمت استادي دانشگاه تهران بازنشسته گرديد و پس از آن در دانشگاه‌هاي مشهد، امام صادق (ع)، تربيت مدرس، الزهرا و شهيد مطهري تدريس كرده است.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : مهدي محقق در سال 1347 شعبه مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا را در تهران تأسيس كرد. وي همچنين در بنيانگذاري «دائرة‌المعارف تشيع» و «دائرة‌المعارف اسلامي» هم سهمي داشته است. او در كانادا پيشنهاد تأسيس كرسي «فكر شيعه» را ارائه نمود و خود نيز عهده‌دار آن گرديد و فلسفه و كلام و اصول فقه شيعه تدريس نمود.گروه : علوم انسانيرشته : زبان و ادبيات فارسيوالدين و انساب:   مهدی محقق فرزند حاج شيخ عباسعلي محقق واعظ خراساني و نوه مرحوم آخوند ملا بمانعلي دامغاني بوده است.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : مهمترين حادثه به وقوع پيوسته در دوران كودكي مهدي محقق، واقعه خونين مسجد گوهرشاد مشهد بود. استاد از اين واقعه چنين تعريف مي‌كند: «هنوز صداي صفير گلوله‌هايي كه در شب واقعه شليك مي‌شد در گوش من طنين‌انداز است خصوصاً كه اين واقعه مصادف شد با پنهان زيستن پدرم زيرا او از كساني بود كه در شب واقعه منبر رفته بود و در ضمن در سخنانش گفته بود: «گويي ما در زير پرچم انگليس هستيم كه هرچه آنان بخواهند بايد اطاعت شود.» سرانجام پدرم پس از مدتها زندگي مخفي خود را به شهرباني مشهد معرفي نمود و از آنجا به زندان قصر منتقل شد و بيش از سه سال را در آنجا گذراند.» در سال 1317 با آزادي پدر از زندان، به اتفاق خانواده به تهران رهسپار شديم كه اين مهاجرت با ممنوع المنبر شدن پدر و اوضاع بد اقتصادي خانواده توأم گشت. ناچار پدر و دو برادر بزرگترش به حجره‌اي در مدرسه سپهسالار رفتند و بقيه خانواده نيز در اتاقي كوچك كه در بازارچه نايب السلطنه قرار داشت مقيم شدند. اوضاع نابسامان مادي و بي‌اطلاعي پدر باعث به تعويق افتادن تحصيل مهدي محقق شد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : تحصيلات مهدي محقق در دبستان فرهنگ آغاز گرديد و در سال 1321 وارد دبيرستان گرديد، اما به دليل شرايط سخت مادي براي مدتي از تحصيل فاصله گرفت و جهت كسب درآمد وارد بازار شد، طولي نكشيد استاد محقق وارد مدرسه خان مروي شد و تحصيلات خود را پي گرفت. در مدت 4 ماه صرف مير و عوامل ملامحسن و انموذج و صمديه را نزد حاج سيد هادي وراميني فراگرفت. محقق جهت فراگيري درس سيوطي و حاشيه وارد مدرسه سپهسالار قديم شد. پس از گذراندن اين دوران و استفاده از استادان مدارس تهران، به مشهد رفته و در حوزه علميه اين شهر به كسب علم نزد علماي بزرگ پرداخت. او از اين دوران به دليل بهره‌مند شدن از «استادان فاضل و دانشمند» به نيكي ياد مي‌كند. استاد در شهريور سال 1327 در امتحان ورودي دانشكده علوم معقول و منقول به عنوان نفر سومبرگزيده شد؛ او در سال‌هاي 1327 و 1330 همزمان با تحصيل در اين دانشكده در درس مدرسان بزرگ تهران شركت مي‌كرد. در سال 1330 براي اخذ ليسانس دوم كه منتهي به دكترا هم شد وارد دانشكده ادبيات شده و در سال 1333 ليسانس زبان و ادبيات فارسي را اخذ نمود و بلافاصله در دوره دكتري شركت نمود. در سال 1334 با افتتاح دوره دكتري علوم معقول و منقول، در دوره دكتري معقول ثبت نام كرد. او توانست در سال 1336 دوره دكتري زبان و ادبيات فارسي را و در سال 1337 دوره دكتري علوم معقول و منقول را به پايان برد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مهدي محقق مدتي اداره بخش نسخ خطي كتابخانه ملي را عهده‌دار بود و با شروع فعاليت‌هاي آموزشي از سال 1348 تا 1357 مديريت گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران را به عهده گرفت و پس از انقلاب به مدت يك سال رياست دانشكده دماوند به وي سپرده شد. از ديگر مشاغل دكتر محقق، عضويت و رياست انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و عضويت هيئت امناي انجمن فلسفه ايران بوده و اكنون رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مشاور علمي و عضو هيئت امناي بنياد دائرة‌المعارف اسلامي و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي است. وي همچنين عضو ايراني فرهنگستان زبان و ادب مصر است و در فرهنگستان‌هاي اردن، سوريه، هند و مجمع بين‌المللي فلسفه در قرون وسطي و مجمع بين‌المللي تاريخ پزشكي نيز عضويت دارد.فعاليتهاي آموزشي : شروع كار تدريس مهدي محقق به تشويق آيت‌الله كاشاني بود. استاد مي‌گويد: «مرحوم آيت‌الله كاشاني معتقد بود كه در من فصاحتي وجود دارد كه در معلمي بايد از آن استفاده كنم و وقتي تعلل مرا در امر استخدام ديد گفت «شما بيسوادان خودتونو كنار مي‌كشين كه همه جاها را كافرا گرفتن». كلمه «بيسواد» تكيه كلام آن مرحوم بود. لذا نامه‌اي در صلاحيت من به وزارت فرهنگ نوشت و من بهتشويق آن مرحوم از آن سال كار تدريس را شروع كردم.» پس از اخذ ليسانس از سال 1330 تا 1339 به دبيري دبيرستان‌ها برگزيده شد و از سال 1339 به دانشياري دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سپس به درجه استادي ارتقاء يافت. او در سال 1340 به مدت دو سال به عنوان استاد مهمان در دانشكده مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن و از سال 1344 به مدت هشت سال به تناوب در مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا به تدريس زبان و ادبيات فارسي، تاريخ تمدن ايران و فلسفه و كلام اسلامي پرداخت. در بازگشت، مدتي در حوزه علميه قم عهده‌دار تدريس «روش تصحيح انتقادي و نشر متون اسلامي» بود. استاد محقق در سال 1361 از سمت استادي دانشگاه تهران بازنشسته گرديد و پس از آن در دانشگاه‌هاي مشهد، امام صادق (ع)، تربيت مدرس، الزهرا و شهيد مطهري تدريس كرده است.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : مهدي محقق در سال 1347 شعبه مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا را در تهران تأسيس كرد. وي همچنين در بنيانگذاري «دائرة‌المعارف تشيع» و «دائرة‌المعارف اسلامي» هم سهمي داشته است. او در كانادا پيشنهاد تأسيس كرسي «فكر شيعه» را ارائه نمود و خود نيز عهده‌دار آن گرديد و فلسفه و كلام و اصول فقه شيعه تدريس نمود.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : مهمترين حادثه به وقوع پيوسته در دوران كودكي مهدي محقق، واقعه خونين مسجد گوهرشاد مشهد بود. استاد از اين واقعه چنين تعريف مي‌كند: «هنوز صداي صفير گلوله‌هايي كه در شب واقعه شليك مي‌شد در گوش من طنين‌انداز است خصوصاً كه اين واقعه مصادف شد با پنهان زيستن پدرم زيرا او از كساني بود كه در شب واقعه منبر رفته بود و در ضمن در سخنانش گفته بود: «گويي ما در زير پرچم انگليس هستيم كه هرچه آنان بخواهند بايد اطاعت شود.» سرانجام پدرم پس از مدتها زندگي مخفي خود را به شهرباني مشهد معرفي نمود و از آنجا به زندان قصر منتقل شد و بيش از سه سال را در آنجا گذراند.» در سال 1317 با آزادي پدر از زندان، به اتفاق خانواده به تهران رهسپار شديم كه اين مهاجرت با ممنوع المنبر شدن پدر و اوضاع بد اقتصادي خانواده توأم گشت. ناچار پدر و دو برادر بزرگترش به حجره‌اي در مدرسه سپهسالار رفتند و بقيه خانواده نيز در اتاقي كوچك كه در بازارچه نايب السلطنه قرار داشت مقيم شدند. اوضاع نابسامان مادي و بي‌اطلاعي پدر باعث به تعويق افتادن تحصيل مهدي محقق شد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : تحصيلات مهدي محقق در دبستان فرهنگ آغاز گرديد و در سال 1321 وارد دبيرستان گرديد، اما به دليل شرايط سخت مادي براي مدتي از تحصيل فاصله گرفت و جهت كسب درآمد وارد بازار شد، طولي نكشيد استاد محقق وارد مدرسه خان مروي شد و تحصيلات خود را پي گرفت. در مدت 4 ماه صرف مير و عوامل ملامحسن و انموذج و صمديه را نزد حاج سيد هادي وراميني فراگرفت. محقق جهت فراگيري درس سيوطي و حاشيه وارد مدرسه سپهسالار قديم شد. پس از گذراندن اين دوران و استفاده از استادان مدارس تهران، به مشهد رفته و در حوزه علميه اين شهر به كسب علم نزد علماي بزرگ پرداخت. او از اين دوران به دليل بهره‌مند شدن از «استادان فاضل و دانشمند» به نيكي ياد مي‌كند. استاد در شهريور سال 1327 در امتحان ورودي دانشكده علوم معقول و منقول به عنوان نفر سومبرگزيده شد؛ او در سال‌هاي 1327 و 1330 همزمان با تحصيل در اين دانشكده در درس مدرسان بزرگ تهران شركت مي‌كرد. در سال 1330 براي اخذ ليسانس دوم كه منتهي به دكترا هم شد وارد دانشكده ادبيات شده و در سال 1333 ليسانس زبان و ادبيات فارسي را اخذ نمود و بلافاصله در دوره دكتري شركت نمود. در سال 1334 با افتتاح دوره دكتري علوم معقول و منقول، در دوره دكتري معقول ثبت نام كرد. او توانست در سال 1336 دوره دكتري زبان و ادبيات فارسي را و در سال 1337 دوره دكتري علوم معقول و منقول را به پايان برد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مهدي محقق مدتي اداره بخش نسخ خطي كتابخانه ملي را عهده‌دار بود و با شروع فعاليت‌هاي آموزشي از سال 1348 تا 1357 مديريت گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران را به عهده گرفت و پس از انقلاب به مدت يك سال رياست دانشكده دماوند به وي سپرده شد. از ديگر مشاغل دكتر محقق، عضويت و رياست انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و عضويت هيئت امناي انجمن فلسفه ايران بوده و اكنون رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مشاور علمي و عضو هيئت امناي بنياد دائرة‌المعارف اسلامي و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي است. وي همچنين عضو ايراني فرهنگستان زبان و ادب مصر است و در فرهنگستان‌هاي اردن، سوريه، هند و مجمع بين‌المللي فلسفه در قرون وسطي و مجمع بين‌المللي تاريخ پزشكي نيز عضويت دارد.فعاليتهاي آموزشي : شروع كار تدريس مهدي محقق به تشويق آيت‌الله كاشاني بود. استاد مي‌گويد: «مرحوم آيت‌الله كاشاني معتقد بود كه در من فصاحتي وجود دارد كه در معلمي بايد از آن استفاده كنم و وقتي تعلل مرا در امر استخدام ديد گفت «شما بيسوادان خودتونو كنار مي‌كشين كه همه جاها را كافرا گرفتن». كلمه «بيسواد» تكيه كلام آن مرحوم بود. لذا نامه‌اي در صلاحيت من به وزارت فرهنگ نوشت و من بهتشويق آن مرحوم از آن سال كار تدريس را شروع كردم.» پس از اخذ ليسانس از سال 1330 تا 1339 به دبيري دبيرستان‌ها برگزيده شد و از سال 1339 به دانشياري دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، سپس به درجه استادي ارتقاء يافت. او در سال 1340 به مدت دو سال به عنوان استاد مهمان در دانشكده مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن و از سال 1344 به مدت هشت سال به تناوب در مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا به تدريس زبان و ادبيات فارسي، تاريخ تمدن ايران و فلسفه و كلام اسلامي پرداخت. در بازگشت، مدتي در حوزه علميه قم عهده‌دار تدريس «روش تصحيح انتقادي و نشر متون اسلامي» بود. استاد محقق در سال 1361 از سمت استادي دانشگاه تهران بازنشسته گرديد و پس از آن در دانشگاه‌هاي مشهد، امام صادق (ع)، تربيت مدرس، الزهرا و شهيد مطهري تدريس كرده است.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : مهدي محقق در سال 1347 شعبه مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل كانادا را در تهران تأسيس كرد. وي همچنين در بنيانگذاري «دائرة‌المعارف تشيع» و «دائرة‌المعارف اسلامي» هم سهمي داشته است. او در كانادا پيشنهاد تأسيس كرسي «فكر شيعه» را ارائه نمود و خود نيز عهده‌دار آن گرديد و فلسفه و كلام و اصول فقه شيعه تدريس نمود.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : مهدي محقق در چندين كنگره بين‌المللي و ملي شركت نموده و در همه آنها خطابه ايراد كرده است كه از آن جمله عبارتند از: كنگره مؤتمر اسلامي (قاهره -1334) ، انجمن شعر لندن (1340) ، سمينار مقايسه گرامر زبان‌هاي سامي (دانشگاه لندن - 1341) ، سمينار ميراث مشترك فرهنگي ايران و پاكستان و تركيه ( تهران - 1343) ، انجمن آمريكايي خاورشناسي (فيلادلفيا - 1345، نيوهاون - 1346 و دانشگاه بركلي كاليفرنيا - 1347)، كنگره بين‌المللي مستشرقين (ميشيگان - 1346) و هفته فرهنگي ايران (دانشگاه مك‌گيل مونترال - 1346). وي علاوه بر تأليف چندين كتاب، مجموعه مقالاتي را نيز به زبان‌هاي فارسي، عربي و انگليسي در ايران و كشورهايي همچون لبنان، سوريه، هند، پاكستان به رشته تحرير درآورده است كه از آن جمله، انتشار مقالات متعدد در مجلات دانشكده ادبيات، يغما، راهنماي كتاب، فرهنگ ايران زمين، آستان قدس رضوي، وحيد، مهر، الاخاء و نشريه كتابخانه مركزي دانشگاه مي‌باشد.آرا و گرايشهاي خاص : مهدي محقق مميزه و مشخصه فرهنگ اسلامي نسبت به ساير فرهنگها را اين مي‌داند كه هيچوقت دروازه‌هاينبوده و هميشه از خاصيت تسامح براي پذيرفتن فكر تازه و جديد برخوردار بوده است. بدان علت آنچه از علوم و معارف و دانستني‌ها و دانش‌ها كه مفيد تشخيص داده شده بود، ‌از ملت‌هاي مختلف گرفته شده است، ‌اين علوم و معارف را از يوناني، سرياني، ‌سانسكريت ترجمه كردند و در حقيقت تكامل و ترقي فرهنگ اسلامي را در اين دانستند كه آن را به موضوع خاصي منحصر نكنند.جوائز و نشانها : مهدي محقق برگزيده همايش طرح سپاس در سال 85 در فرهنگسراي ابن سينا مي‌باشند.چگونگي عرضه آثار : دكتر محقق، درباره اولين كتاب خود "وجوه قرآن" اينچنين مي‌گويد: «اولين كتاب من «وجوه قرآن» از حبيش بن ابراهيم تفليسي، پزشك، لغت‌شناس و قرآن‌شناس در سال ۱۳۴۰ منتشر شد. من اين كتاب را تصحيح كردم، مقدمه نوشتم و «وجوه قرآن» را توضيح دادم. در اين كتاب لغات قرآن يك به يك ذكر مي‌شود كه به چه معنايي آمده و بعد آيه‌اش هم ذكر مي‌شود. كساني كه در حوزه قرآن مطالعه مي‌كنند و در زمينه تفسير كار مي‌كنند، اين كتاب مورد نيازشان خواهد بود. «وجوه قرآن» از علومي است كه هميشه مورد توجه مفسران و دانشمندان قرآن‌شناس بود. «وجوه قرآن» در قرن هفتم نوشته شده و از نسخه‌هاي خطي نادر و منحصر به فردي بود كه مرحوم مجتبي مينوي، زماني كه رايزن فرهنگي ايران در تركيه بود، ميكروفيلم اين كتاب و حدود پنج هزار كتاب ديگر را براي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران هديه آورد. اين اثر در همان دوره با سرمايه دكتر يحيي مهدوي چاپ شد كه حقوق دانشگاهي‌اش را وقف چاپ آثار علمي و خطي كرده بود و تفسير سورآبادي و وجوه قرآن به اين صورت چاپ شد.» كتاب «تأثير قرآن در اشعار ناصرخسرو» نيز از آثار وي است كه درباره اين اثر اينچنين مي‌گويد: «تأثير قرآن در آثار ناصرخسرو خيلي بيشتر و آشكارتر است. هم ناصرخسرو و هم حافظ هر دو قرآن را از حفظ بودند. حافظ مي‌سرايد: «قرآن زبر بخوانم با چهارده روايت» و يا «به قرآني كه اندر سينه داري» و... از آن طرف هم ناصرخسرو مي‌گويد «كتابت زبر دارم اندر ضمير» و... تأثير قرآن در آثار ناصرخسرو به شكل استفاده از مضامين قرآني، استفاده از لغات قرآني است.» وي درباره كتاب شرح و تفصيل پانزده قصيده ناصرخسرو نيز مي‌گويد: «اين كتاب بعدها تبديل به شرح و تفسير سي قصيده شد و جزو كتاب‌هاي درسي دانشگاهي است. ناصرخسرو عالم به علوم زمان خودش بود. آثارش تجسمي از فرهنگ غني اسلامي است و از قرآن، از حديث، از اوستا و عهد عتيق استفاده كرده است. از فلسفه يونان هم بهره مي‌گيرد. ناصرخسرو شاعر جامع‌الاطرافي بود كه تربيت شده فرهنگ غني اسلامي بود.»
سوابق آموزشی
در ایران
دبیری دبیرستانهای تهران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۷
ریاست بخش کتب خطی کتابخانه ملی ایران از ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۹
دانشیاری دانشگاه تهران از ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵
استادی دانشگاه تهران از ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۱
مدیر موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک گیل کانادا از ۱۳۴۷ تا کنون
معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸
مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷
ریاست دانشکده دماوند از ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸
رییس هییت تحریریه دایره المعارف تشیع از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۲
مدیر عامل بنیاد دایره المعارف اسلامی از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج از تاریخ 1376 تا کنون
خارج ایران
استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاهلندن از ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲
استاد فلسفه و کلام و اصول فقه شیعه در موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل کانادا طی سالهای ۱۳۴۴ - ۱۳۴۷، ۱۳۶۰ - ۱۳۶۱، و
سالی سه ماه در سالهای ۱۳۶۵ - ۱۳۶۹ و سه ماه در سال ۱۳۷۷
استاد ممتاز فلسفه اسلامی در موسسه بین المللی اندیشه و تمدن اسلامی مالزی، سه ماه در سال 1370-1375
 
عضویت در مجامع و گروه‌های علمی در ایران
عضو و رییس انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی
عضو هیات امنای انجمن فلسفه ایران.
عضو هیات امنا و مدیر عانل بنیاد دایره المعارف اسلامی در سال ۱۳۶۲
سرپرست گروه فلسفه و کلام بنیاد پژوهشهای اسلامی
عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی ۰
عضو وابسته فرهنگستان علوم پزشکی (گروه طب اسلامی)
عضو شورای علمی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی
سرپرست گروه پژوهشهای طب اسلامی، وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۵
عضو شورای عالی پژوهشکده تاریخ علم
عضویت در مجامع علمی بین المللی
مجمع بین المللی تاریخ پزشکی
مجمع بین المللی فلسفه در قرون وسطی
فرهنگستان زبان عرب مصر (مجمع اللغه العربیه)
فرهنگستان علوم اسلامی هند (المجمع العلمی الهندی)
فرهنگستان زبان عرب دمشق (مجمع اللغه العربیه بدمشق)
فرهنگستان مباحث علوم و تمدن اسلامی اردن (المجمع الملکی)
مجمع بین المللی تاریخ علم و فلسفه عربی و اسلامی، پاریس
هیات تحریریه مجموعه متون و تحقیقات اسماعیلیه
تالیفات و تصحیحات
کتابهای او اعم از تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعهٔ مقالات به هشتاد، و مقالات فارسی به عربی به یکصد و سی، و مقالات انگلیسی به متجاوز از سی و پنج بالغ مي‌شود. این مقالات در مجلات دانشگاههای ایران و نشریات علمی کشور و همچنین در مجلات علمی کشورهای انگلستان و فرانسه و آمریکا و ایتالیا و هلند و ترکیه و مصر و اردن و لبنان و سوریه وافغانستان و پاکستان و هندوستان چاپ و منتشر گشته‌است. چند نمونه از آثارایشان عبارت است از:
صرف و نحو و قراءت عربی، در سه مجلد، تالیف مهدی محقق و سید جعفر شهیدی،(انتشارات علمی،۱۳۳۵)
قراءت و دستور زبان و تاریخ ادبیات فارسی، تالیف مهدی محقق و سعید نفیسیو دیگران (انتشارات علمی، ۱۳۳۸)
تفسیر کشف الاسرار و وعده الابرار، رشیدالدین میبدی، جلد هشتم به تصحیح مهدی محقق (انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۳۹)
اشترنامه عطار، به تصحیح و مقدمه و تعلیقات مهدی محقق،(انتشارات انجمن آثار ملی،۱۳۳۹)،(انتشارات زوار ۱۳۵۵)
پانزده قصیده از ناصرخسرو، به حواشی و مقدمه و تعلیقات مهدی محقق،(انتشارات کتابخانه طهوری ۱۳۴۰)و تجدید چاپ مکرر
وجوه قرآن، حبیش تفلیسی، به تصحیح و مقدمه و تعلیقات مهدی محققق (چاپ اول ۱۳۴۰، چاپ چهارم ۱۳۶۰)
السیره الفلسفیه رازی، با مقدمه در شرح احوال و آثار و افکار او،(چاپ اول ۱۳۴۳ و چاپ دوم ۱۳۷۱)
تحلیل اشعار ناصر خسرو، تالیف مهدی محقق، (چاپ ۱۳۴۴ و ۱۳۴۹ و ۱۳۵۹ و ۱۳۶۳ و۱۳۶۸ و ۱۳۷۴ دانشگاه تهران)
لسان التنزیل، با مقدمه و تصحیح و فهرست الفبایی لغات قرآن مهدی محقق (چاپ ۱۳۴۴ و ۱۳۶۰ و ۱۳۶۲ و ۱۳۷۳ نشر کتاب)
الشکوک علی جالینوس، با تصحیح و مقدمه عربی و انگلیسی و فارسی مهدی محقق (چاپ مالزی ۱۳۷۲)
بستان الاطبا و روضه الالبا، ترجمه و تلخیص از مهدی محقق (چاپ انتشارات مرکز نشر نسخه‌های خطی، ۱۳۶۸)
اوائل المقالات فی المذاهب المختارات، شیخ مفید به تصحیح و مقدمه مهدی محقق (انتشارات موسسه مطالعات اسلامی ۱۳۷۲)
التصریف لمن عجز عن التالیف، ابوالقاسم زهراوی، ترجمه مهدی محقق و احمد آرام (انتشارات موسسه مطالعات اسلامی ۱۳۷۴)
نظام نامه سیاست، خواجه نظام الملک طوسی، به تصحیح و تعلیق مهدی محقق (۱۳۷۵)
اسماعیلیه، تالیف مهدی محقق، انتشارات اساطیر ۱۳۸۲
کتاب الاصلاح، ابوحاتم احمدبن حمدان الرازی به تصحیح مهدی محقق و حسن مینوچهر، (۱۳۷۷)
باب حادی عشر علامه حلی، با دو شرح فاضل مقداد و ابوالفتح بن مخدوم حسینی، (۱۳۶۵ و۱۳۶۸ و ۱۳۷۲ و ۱۳۷۴ و ۱۳۷۶)
معالم الاصول، شهیدثانی، به تصحیح مهدی محقق، ۱۳۶۱ و ۱۳۶۴
الدراسه التحلیله لکتاب الطب الروحانی لمحمد بن زکریای رازی، به زبان عربی و فارسی و انگلیسی، تالیف مهدی محقق (۱۳۷۸)
یادگار (در دانش پزشکی و دارو شناسی)، سیداسماعیل جرجانی، به تصحیح مهدی محقق(۱۳۸۱)
دیوان غزلیات و رباعیات فتاحی نیشابوری، به اهتمام مهدی محقق و کبری بستان شیرین (۱۳۸۱ و ۱۳۸۵)
فیلسوف ری محمد بن زکریای رازی، تالیف مهدی محقق، (۱۳۴۹، ،۱۳۵۲، ۱۳۶۸، ۱۳۷۶)
نصاب انگلیسی، معتمدالدوله فرهاد میرزا به تصحیح مهدی محقق (۱۳۸۴)
طرح تدوین دائره المعارف تشیع، مهدی محقق ۱۳۶۲
فرهنگ و لغات و ترکیبات و تعبیرات دیوانناصر خسرو (مجلد اول)، به اهتمام مهدی محقق و کبری بستان شیرین، ۱۳۸۷
فرهنگ و لغات و ترکیبات و تعبیرات دیوان ناصرخسرو (مجلد دوم)، به اهتمام مهدی محقق و کبری بستان شیرین، ۱۳۸۷
اوامر و نواهی، قسمت اصول فقه معالم الاصول، همراه با فرهنگ اصطلاحات و معادل انگلیسی آنها، به تصحیح مهدی محقق ۱۳۸۵
فهرست توصیفی انتشارات موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران-دانشگاه مک گیل، تالیف مهدی محقق ۱۳۸۷
رساله ابی ریحان فی فهرست کتب الرازی، ترجمه فارسی از مهدی محقق،(انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۲)
دیوان ناصر خسرو، تصحیح انتقادی با فهارس و مقدمه از مهدی محقق و مرحوم استاد مجتبی مینوی، (انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۳، چاپ دوم موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۷، چاپ سوم و چهارم و پنجم دانشگاه تهران ۱۳۶۵ و ۱۳۶۸ و ۱۳۷۸)
ترجمه انگلیسی شرح غرر الفراید معروف به شرح منظومه حکمت سبزواری، از مهدی محقق و توشی هیکو ایزوتسو، (انتشارات کاروان، نیویورک ۱۹۷۷ میلادی، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۲، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰)
شرح غرر الفراید معروف به شرح منظومه حکمت، حاج ملا هادی سبزواری، بخش امور عامه و جوهر و عرض، با مقدمه فارسی و انگلیسی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی، به اهتمام پروفسور توشی هیکو ایزوتسو و مهدی محقق، (چاپ ۱۳۴۸ و چاپ دوم ۱۳۶۰، دانشگاه تهران، ۱۳۶۹، چاپ چهارم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۴)
شرح غررالفراید معروف به شرح منظومه حکمت، حاج ملا هادی سبزواری، بخش الهیات بالمعنی الاخص، با مقدمه فارسی و انگلیسی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی، به اهتمام مهدی محقق (چاپ ۱۳۷۸)
تعلیقه میرزا مهدی مدرس آشتیانی بر شرح منظومه حکمت سبزواری، به اهتمام عبدالجواد فلاطوری و مهدی محقق با مقدمه انگلیسی پروفسور توشی هیکو ایزوتسو (چاپ ۱۳۵۲)
کتاب القبسات، میرداماد، به انضمام شرح حال تفصیلی و خلاصه افکار آن حکیم، به اهتمام مهدی محقق و دیگران،(۱۳۵۶، چاپ دوم دانشگاه تهران ۱۳۶۷)
شرح الالهیات من کتاب الشفا، ملامهدی نراقی، به اهتمام مهدی محقق (چاپ ۱۳۶۵، چاپ دوم انجمن آثار ۱۳۸۴)
شرح حکمه الاشراق سهروردی، قطب الدین شیرازی، به تصحیح استاد شیخ عبدالله نورانی و مهدی محقق، به پیوست دو مقاله از مهدی محقق (چاپ ۱۳۷۸، چاپ دوم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۴)
شرح بیست و پنج مقدمه ابن میمون، ابوعبدالله تبریزی به اهتمام مهدی محقق و ترجمه فارسی سید جعفر سجادی (چاپ ۱۳۶۰)
درآمدی بر دانشنامه پزشکی در اسلام و ایران (فهرست الفبایی اصطلاحات پزشکی و دارو شناسی)، تالیف مهدی محقق (چاپ ۱۳۸۹)
شرح بزرگ دیوان ناصر خسرو، مجلد اول، تالیف مهدی محقق (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۶)
شرح بزرگ دیوان ناصر خسرو، مجلد دوم، تالیف مهدی محقق (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،۱۳۹۰)
ابن هندو، پزشک و فیلسوف طبرستانی و کتاب مفتاح الطب او، با مقدمه‌ای درباره علم پزشکی در اسلام و ایران، تالیف مهدی محقق (چاپ ۱۳۸۷)
مفتاح الطب و منهاج الطلاب، ابن هندو، به اهتمام مهدی محقق و استادمحمدتقی دانش پژوه، تلخیص و ترجمه فارسی و انگلیسی و فهرست اصطلاحات پزشکی از مهدی محقق (چاپ ۱۳۶۷)
رساله حنین بن اسحق به علی بن یحیی درباره آثار ترجمه شده از جالینوس، ترجمه فارسی و مقدمه انگلیسی و فارسی از مهدی محقق (چاپ ۱۳۷۸)
منطق و مباحث الفاظ، به اهتمام ایزوتسو و مهدی محقق (چاپ ۱۳۵۳ و چاپ دوم دانشگاه تهران ۱۳۷۰)
منظومه فی اصول الفقه، شمس العلمای گرکانی، به اهتمام و مقدمه مهدی محقق (۱۳۹۱)
علوم محضه از آغاز صفویه تا تاسیس دارالفنون، گرد آورنده مهدی محقق (چاپ ۱۳۸۴)
هزار و پانصد یادداشت در مباحث لغوی و ادبی و تاریخی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم، گردآورنده مهدی محقق (چاپ ۱۳۷۸)
مجموعه متون و مقالات در تاریخ و اخلاق پزشکی در ایران و اسلام، تالیف مهدی محقق، انتشارات سروش ۱۳۷۴
مفاخرنامه، تالیف مهدی محقق، به اهتمام حمیده حجازی، (چاپ ۱۳۹۱)
و بسیاری از آثار دیگر...
مقالات
مجموعه مقالات مهدی محقق که بیش از صد و چهل مقاله‌است در هفت مجموعه کتب به چاپ رسیده‌است نام این کتب عبارت است از:
بیست گفتار در مباحث علمی و فلسفی و کلامی و فرق اسلامی، تالیف مهدی محقق، با مقدمه انگلیسی از پروفسور ژوزف فان اس و ترجمه فارسی آن از استاد احمد آرام (چاپ شده ۱۳۵۵، چاپ دوم شرکت انتشار ۱۳۶۳، چاپ سوم موسسه مطالعات اسلامی ۱۳۸۲)
دومین بیست گفتار در مباحث ادبی و تاریخی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم اسلامی، به انضمام حدیث نعمت خدا مشتمل بر زندگی نامه و کتاب نامه، از مهدی محقق (چاپ شده ۱۳۶۹)
سومین بیست گفتار یا گزارش سفرهای علمی به سیزده کشور، تالیف مهدی محقق، (چاپ موسسه اطلاعات ۱۳۷۲، چاپ دوم موسسه مطالعات اسلامی ۱۳۸۰)
چهارمین بیست گفتار در مباحث ادبی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم، تالیف مهدی محقق (چاپ شده ۱۳۷۶)
پنجمین بیست گفتار در مباحث ادبی و فلسفی و کلامی و تاریخ علم و گزارش سفرهای علمی، تالیف مهدی محقق،(چاپ ۱۳۷۸)
ششمین بیست گفتار در مباحث علمی و ادبی و فلسفی و گزارش سفرهای علمی و یادبود بزرگان، تالیف مهدی محقق،(چاپ ۱۳۸۵)
هفتمین بیست گفتار در مباحث علمی و ادبی و فلسفی و گزارش سفرهای علمی و یادبود بزرگان علم و دانش، تالیف مهدی محقق(چاپ ۱۳۸۶)
ترجمه انگلیسی شرح غررالفرائد معروف به شرح منظومه حکمت سبزواری
ترجمه انگلیسی شرح غررالفرائد (بخش امور عامه و جوهر و عرض)که به وسیله استاد مهدی محقق و پروفسور توشی هیکو ایزوتسو صورت گرفته پس از اغراض مابعدالطبیعه ابن رشد که چند صدسال پیش به زبان لاتین ترجمه شده نخستین بار است که یک نظام منسجم فلسفی از جهان اسلام به عالم غرب وارد مي‌شود
 

امروز 17 بهمن ماه و مناسبت آن

جعفر سلطان القرایی (درگذشت 1367، تبریز)، از مفاخر فرهنگي ايران و نسخه‌‌شناس

حاج میرزا جعفر سلطان القرایی در 1283 هـ .ش در محله شتربان تبریز در خانواده‌ای روحانی متولد شد. مادرش سیده خانمی نسب به  میرزا یوسف صدرالاشراف از بنی‌اعمام میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی می‌رساند. وی مقدمات علوم ادبیه،  عربیه و قرآن مجید را نزد پدر و برادرش حاج میرزا جواد سلطان‌القرایی که فقیهی عالیقدر بود، فرا گرفت. همچنین محضر علما، فقها و مدرسانی چون حاج میرزا سید ابوالحسن انگجی، آقا میرزا رضی زنوزی و حاج میرزا علی‌اصغر ملک را درک کرد و بدین ترتیب در فقه، اصول، علم الرجال، تاریخ و ادبیات فارسی و عربی تبحر یافت و صاحب‌نظر و صاحب‌نام گردید.  مدتی نیز به تجارت روی آورد و در تبریز، مراغه و مازندران و گاهی نیز در خارج از ایران به داد و ستد پرداخت. او در سفر نیز دمی از مطالعه و تحقیق غافل نبود و از آنجا که در شناخت  نسخه‌های خطی تبحر داشت، در خارج از ایران نیز هرگاه نسخه‌ای ارزنده می‌یافت، می‌خرید و به ایران ­می‌آورد. همین حمیت و توجه او به میراث گرانبهای فرهنگ و تمدن ایران بود که به تأسیس کتابخانه‌ای وزین انجامید که در اواخر عمر آن را به کتابخانه مجلس واگذار کرد.

استاد علاوه بر نسخه‌شناسی، در نقاشی، سیاه قلم و خطاطی نیز تبحر داشت. خط نسخ و تعلیق را نزد حاجی میرزا محمد حسین مکتب‌دار، از شاگردان میر سید حسین خوشنویس‌باشی، و میرزا عبدالرسول منشی آموخت. همین تسلط وی در حوزه کتابشناسی،  نقاشی، خطاطی، تذهیب و چهره‌پردازی بود که از او در این زمینه‌ها فردی بی‌بدیل ساخت تا آنجا که وقتی کتابخانه مجلس شورای ملی تصمیم گرفت کمیسیونی برای خرید نسخه‌های خطی ترتیب دهد، از وی به عنوان فردی با تجربه در زمینه خریداری  نسخ خطی و قیمت‌گذاری آن بهره برد. استاد سلطان القرایی نه تنها در ایران بلکه در خارج  نیز محل وثوق در شناخت نسخه‌های خطی بود، به طوری که از ترکیه، پاکستان و افغانستان انواع نسخ خطی را جهت ارزیابی و قیمت‌گذاری نزد وی می‌فرستادند. استاد در امر تدوین فرهنگ فارسی نیز  با دکتر محمد معین نیز همکاری داشت  و سرانجام  پس از سال‌ها تلاش و کوشش در راه احیای فرهنگ کهن ایران اسلامی در تبریز درگذشت. آثار ارزنده‌ای از وی باقی مانده است که برخی منتشر شده و  بعضی هنوز انتشار نیافته‌اند. از آثار چاپی استاد می‌توان به تصحیح و تحشیه کتاب «روضات‌الجنان و جنات‌الجنان» تألیف حافظ حسین کربلایی تبریزی اشاره کرد. کتاب «المحافل» از دیگر آثار اوست که در شرح احوال و آثار رجال و اعیان تاریخی به ویژه اعاظم و کبار طبقات مختلف آذربایجان نوشته ولی  هنوز انتشار نیافته است.

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال­ها خدمات علمی و فرهنگی وی،  طی  برگزاری مراسم بزرگداشتی در 6 اردیبهشت ماه 1389 هـ . ش ایشان را به عنوان یکی از مفاخر ایران‌زمین معرفی کرد و لوح تقدیری به خانواده استاد اهدا نمود.  

معرفی کتابشناسی نیایش های شیعه


کتابشناسی نیایش های شیعه

این کتاب به معرفی کتاب های دعا ی شیعی پرداخته است.

نیایش یکی از مهم ترین ارکان ادیان بشری به ویژه ادیان ابراهیمی است. بشر از دیر باز تلاش داشته که به گونه ای با خالق هستی ارتباط برقرار کند. این ارتباط تنها به خاطر خواستن چیزی و خواهش از خداوند نیست، بلکه بشریت نیاز داشته که با ارتباط با خالقی مهربان آرامش بگیرد و حلاوت نیایش را دریابد و از آن لذت ببرد و بدین وسیله روح خود را طهارت بخشیده به اوج برساند. به گونه ای که دیگر هیچ لذتی را لذت نداند. این نیایش ها به ویژه در فرهنگ شیعه پر بارتر، عمیق تر و زیباتر بیان شده است. این میراثی است که از ائمه طاهرین در فرهنگ شیعه بر جای مانده است.

اولین کتاب مستقل به نام «کتابشناسی نیایش» در سال 1386 در موسسه فرهنگی دین پژوهی بشری تهیه شده و در 512 صفحه به وسیله بوستان کتاب به چاپ رسیده است. در این کتاب 1400 کتاب نیایشی شیعه، اهل سنت، مسیحیت و ... که به زبان فارسی یا عربی نوشته یا ترجمه شده معرفی شده است. اکنون با ارزیابی مجدد آن کتاب و استفاده از دیدگاه های مختلف، ادبیات دعایی شیعه به دلیل کمیت و کیفیت ویژه آن به طور مستقل به چاپ رسید است.

اطلاعات این کتاب با استفاده از بانک های اطلاعاتی منابع علمی در ایران، از جمله: کتابخانه ملی، خانه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی پارسا، پایگاه اطلاعات کتابخانه های ایران  و .... به دست آمده است. به این ترتیب حدود ده هزار عنوان کتاب با موضوع دعا و نیایش و موضوعات وابسته تهیه شده که بعد از کارشناسی و حذف موارد تکراری و حذف کتاب های غیر مستند و ضعیف، دو هزار عنوان از این کتاب ها معرفی شده است. بنا بر این، این کتاب شامل همه کتاب های موجود در ایران نیست بلکه کتاب های برگزیده  شده و گزینشی است که  اختصاص به دعا های مذهب شیعه دارد.

ویژگی دیگر این کتاب این است که بر خلاف کتاب قبل که فهرست کلی و عمومی کتاب های نیایشی بود، فهرست موضوعی و تخصصی نیایش های شیعه است. تنظیم کتاب براساس تنظیم الفبایی نام نویسندگان صورت گرفته است. همچنین در این کتاب عنوان هایی که از آن عناوین موضوع کتاب مشخص نمی شود، دارای عنوان فرعی در داخل پرانتز شده تا موضوع دقیق کتاب مشخص شود.

همچنین این کتاب تنها به معرفی کتاب های فارسی و عربی و ترجمه آن ها توجه داشته و نه مقالات و یا زبان های دیگر.

این اثر کتاب شناسی موضوعی نیایش است و نه کتاب شناسی تاریخی نیایش و نه کتاب شناسی تحلیلی و انتقادی و نه آماری و توصیفی. یعنی در این مجموعه کتاب های قوی و ضعیف، نو آورانه و تقلیدی، پرمحتوی و کم محتوی، همه در کنار هم بدون هیچ وجه تمایزی آمده اند. بیشتر کتاب های این مجموعه انتشارات ایران، لبنان و عراق است.

همچنین فهرست مطالب حدود سیصد کتاب از این مجموعه به طور کامل تایپ شده  و در قالب لوح فشرده همراه با این کتاب ارائه می شود.

بعد از مقدمه کتاب مقاله ای با عنوان ادبیات دعا در شیعه نوشته رسول جعفریان و مهدی مهریزی به چاپ رسیده است. در این مقاله  گزارشی تاریخی از ادبیات دعا در شیعه بیان شده است. همچنمین به اولین ها ی کتب دعایی شیعه، محدوده دعا ها و دوران های مختلف نگارش کتاب های شیعی پرداخته است. این دوران ها به پنج دوره تقسیم شده است. و ویژه گی ها، مهم ترین کتاب ها و نویسندگان هر دوره معرفی شده اند.

کتاب شامل سیزده فصل است. از کتاب شناسی دعا های قرآن و معصومین(ع) آغاز شده و تا کتاب شناسی دعا های خاص در فصول مختلف ادامه می یابد.

کتاب در 414 صفحه با نمایه اعلام و نمایه کتاب ها به پایان می رسد.

نویسنده: سید رضا باقریان موحد، رسول جعفریان، مهدی مهریزی
زیر نظر:علی باقری فر
ناشر: بشرا
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران

معرفی کتاب :زرافشان، فرهنگ اصطلاحات و ترکیبات خوشنویسی، کتاب آرایی و نسخه پردازی در شعر فارسی


زرافشان، فرهنگ اصطلاحات و ترکیبات خوشنویسی، کتاب آرایی و نسخه پردازی در شعر فارسی

این فرهنگ، دربرگیرندۀ بیش از 5000 سرمدخل از اصطلاحات و ترکیبات کتابت، کتاب آرایی و نسخه‏ پردازی است.

خوشنویسی، کتاب‏ آرایی و نسخه‏ پردازی مجموعه‏ ای از هنرهاست که سبب تهیۀ هزاران نسخۀ خطّی و ‏مرقّع‏ شده است؛ مجموعه‏ ای از هنرها همچون: ورّاقی، کاغذسازی، کتابت، رنگ‏ سازی و رنگ‏ آمیزی، نقاشی، تزیینات متن و حاشیه، صحّافی و جلدسازی و هنرهای وابسته به هریک.

گسترۀ این هنرها و فنون سبب می‏شود تا میان هنرهای نسخه‏ پردازی و بسیاری از اصطلاحات دبیری و دیوانی، ارتباط نزدیکی برقرار شود و ازین رو مرزهای مشترک فراوان داشته باشند. دبیر باید که کاتب زبردستی هم باشد و لازمۀخوشنویسی هم آگاهی از بسیاری ازین فنون بوده است.

اصطلاحات و ترکیبات این هنرها همچون بسیاری از دیگر نمودهای فرهنگ و هنر ایران، بیش از هرجا در ادبیات و به ویژه شعر تجلّی یافته و ثبت شده است. درست است که اصطلاحات تخصصی بسیاری از رشته‏ ها مانند: موسیقی، گیاه‏شناسی و نجوم نیز در شعر فارسی ثبت و ضبط شده‏ و امروزه مطالعۀ آنها سودمند است؛ ولی هنرهای کتابت و کتاب‏ آرایی و حضورشان در ادبیات فارسی، مهم‏تر و عمیق‏تر از دیگر شاخه‏ هاست.

خامه و صفحۀ مسطرزده می‏گوید فاش       که ره و رسمِ هنر جاده اهل سخن است (تأثیر)

نیک می‏دانیم که بسیاری از ادیبان و شاعران، کاتب، دبیر و یا منشی بوده‏ اند و همچنین بسیاری از خوشنویسان و نگارگران نیز از سخنوران بنام دورۀ خویش شمرده می‏ شوند. این ویژگی از ابن مقله و ابن بوّاب تا دورۀ معاصر جریان داشته و در برخی ادوار همچون سدۀ نهم تا یازدهم به اوج رسیده است؛ در نتیجه شاعران بیش از هر هنری با اهلِ کتابت و کتاب‏ آرایی سر و کار داشتند و دستِ کم بر کتابت و نسخه‏ پردازی دیوانِ خویش نظارت می‏ کردند و ازین رو غالباً با اصطلاحات نسخه‏ پردازی به میزان کافی آشنا بوده‏ اند.

اطلاعات و آگاهی از اصول و اصطلاحات کتابت و کتاب‏ آرایی، همزمان با رسالات آموزشی و تذکره‏ ها، در بینا بین ابیات شعر فارسی، جای گرفته و ثبت شده است. کاربرد اصطلاحات نسخه‏ پردازی در شعر، سابقه‏ ای 1150 ساله دارد و حتی در آثار سخنورانِ پیش از رودکی نیز دیده می‏ شود. این کاربرد حتی پس از پیدایش چاپ در سدۀ سیزدهم هجری نیز ادامه یافته و در شعر سخنوران معاصر همچون ملک‏ الشعرای بهار و پروین اعتصامی دیده شده است.

امروزه بسیاری از هنرمندان از انعکاس این هنرها در ادبیات آگاهی چندانی ندارند و همچنین بسیاری از اهلِ ادب نیز با چگونگی این هنرهای ارزشمند ایرانی بیگانه‏ اند و با همخوانی و همگامی‏ آنها آشنایی لازم را ندارند. این فرهنگ، معرّف هنرهای نسخه‏ پردازی و کتاب‏ آرایی ایرانی و انعکاس شان در شعر فارسی است و همچنین شناسانندۀ گوش ه‏ای ناشناخته از شعر و همچنین گستردگی و قابلیت‏های سخنوری است و در نتیجه مرجعی بین رشته‏ ای است که سبب بهتر دیدن یکی از شاخسار‏های زیبای شعر فارسی می‏ شود و از طرفی روشنگر ظرایف و نکاتی است که همراه با اصطلاحات نسخه‏‏ پردازی در بیت‏ های شاهد آمده است.

این فرهنگ، دربرگیرندۀ بیش از 5000 سرمدخل از اصطلاحات و ترکیبات کتابت، کتاب آرایی و نسخه‏ پردازی است که 4200 سرمدخل دارای توضیح و شاهد هستند و همچنین 800 سرمدخل نیز به سرمدخل‏های دیگر ارجاع شده است؛ افزون بر توضیح و معنای هر سرمدخل، بیش از 12000 بیت شاهد از رودکی تا قاآنی شیرازی در این اثر جای گرفته است.

بنابر این تمام سرمدخل‏‏ ها با شاهدهایی از شعر فارسی همراهند و تمام توضیحات، با ارائۀ منبع و مأخذ آمده است و همچنین هیچ شاهدی بدون نام سراینده، معرفی نشده است. اساس شواهد این فرهنگ بر سبک هندی استوار است که دورۀ اوج رواج این اصطلاحات بوده است؛ ازین رو در سبک هندی ده‏ها دیوان را واژه به واژه خوانده و شواهد مربوط را جدا کرده‏ ام. برخی از این منابع در خارج از ایران منتشر شده است و در مواردی نیز به نسخۀ خطی دیوان، فرهنگ و یا تذکره‏ ها مراجعه کرده‏ ام.

با نگاهی گذرا به سرمدخل‏ ها و معانی و شواهدشان، روشن می‏گردد که صدها سرمدخل برای بار نخست در زبان فارسی، استخراج و معنا شده و شواهدی برایشان ارائه شده است و ازین رو این اثر صرفاً ترکیب و تدوینی از فرهنگ‏های پیشین نیست و خود تألیفی نو و دست اول بشمار می‏رود.

زرافشان، فرهنگ اصطلاحات و ترکیبات خوشنویسی، کتاب آرایی و نسخه پردازی در شعر فارسی اثر حمیدرضا قلیچ خانی، توسط انتشارات فرهنگ معاصر منتشر گردیده است.

کارنامه منابع پیرامون عرفان اسلامی و تصوف


کارنامه منابع پیرامون عرفان اسلامی و تصوف

اطلاعات مربوط به ۱۱۰۰۰ عنوان از منابع عرفان اسلامی و تصوف در این مجموعه گرد آمده است.

مؤسسه پارسا یکی از مؤسسات مفید قم است که در زمینه مرجع، اطلاع‌رسانی، منبع شناسی آثار و منابع علوم اسلامی و انسانی، فهرست‌نویسی و چکیده‌نویسی فعالیت می‌کند.

 این مؤسسه فعالیت‌های زیادی در موضوعات گوناگون انجام داده که محققان و پژوهشگران با آنها آشنایند. یکی از جدیدترین کارهای این مؤسسه، مرجع عرفان و تصوف با معرفی 11 هزار منبع است. این کتاب که در سه جلد چاپ شده، برای محققان عرفان و تصوف بسیار سودمند است. این کتاب از مشاوره استاد دکتر پورجوادی برخوردار بوده و ایشان مقدمه‌ای بر آن نوشته‌اند که پس از معرفی کتاب می‌آید.

این مجموعه علاوه بر پاسخگویی به نیاز محققان و پژوهشگران این حوزه‎ها و پیشینه‎شناسی و ارایه روشمند و علمی داشته‎های حوزه‎های معرفتی مزبور، شناسایی و معرفی حوزه‎های نوپدید تحقیقاتی و پرهیز از انجام کارهای تکراری را مد نظر داشته است. همچنین معرفی مطالعات و نگارش‎های حوزه‎های عرفان و تصوف را هدف داشته و سعی دارد به شناسایی، فهرست‎نویسی و چکیده‏نگاری استاندارد و روزآمد منابع آن‏ها بپردازد.

نگاشته حاضر تلاشی است مقدماتی جهت ارائه روزآمد و جامع منابع حوزه عرفان و تصوف با هدف تاسیس بانک جامع پژوهش‏ها و تحقیقات این شاخه با سابقه معرفتی. منابع این کتاب‏شناسی شامل کتاب، مقاله (اعمّ از مقاله‏های نشریه، دایره‌‏المعارف و مجموعه‌مقالات) و پایان‏نامه و رساله‌های دانشگاهی است. در این طرح، شاخه‎های اصلی دانش عرفان در ردیف‎های هشت‎گانه‎ به همراه ده‎ها زیرشاخه تعیین و تعریف شده‏اند. شاخه‎های اصلی عبارت‎اند از: کلیات عرفان؛ عرفان نظری؛ عرفان عملی؛ ادبیات عرفانی؛ تفاسیر عرفانی؛ زندگی‎نامه عارفان؛ تصوف؛ و منابع مرجع عرفان و تصوف.

هر کدام از این شاخه‎ها، فروعات و زیرشاخه‎های گسترده و متنوعی دارد که متناسب با کمیت و کیفیت در این مرحله بیش از یازده هزار منبع که به زبان‏های مختلف چاپ و منتشر گردیده است، مأخذشناسی و موضوع‏بندی شده و بیشتر منابع نیز دارای چکیده های راهنما می‌باشند.

اطلاعات مربوط به ۱۱۰۰۰ عنوان از منابع عرفان اسلامی و تصوف در این مجموعه گرد آمده است. این اطلاعات در دو بخش مأخذشناسی(مشخصات کتاب‌شناختی) و چکیده‌نویسی سامان یافته است.

مقدمه استاد دکتر نصرالله پورجوادی

بدایت هر تحقیق علمی باید نهایت تحقیقات دیگران باشد، و لذا نخستین گامی که هر پژوهشگری در زمینه کار خود بر می‏دارد، اطلاع یافتن از پژوهشهایی است که دیگران انجام داده‏اند. معمولا هر پژوهشگری خود این اطلاعات را در زمینه تحقیقات خویش جمع‏آوری می‏کند. محققی که مثلا در زمینه قرآن‌پژوهی یا کلام و فلسفه یا عرفان اسلامی تحقیق می‏کند، باید همواره در جریان تحقیقاتی که در رشته او می‏شود، قرار داشته باشد و اطلاعات او به اصطلاح، روزآمد باشد.

در یکی دو قرن اخیر، بهترین وسیله‏ای که به محققان کمک می‏کرده است تا بتوانند اطلاعات خود را روز‏آمد نگاه دارند، مجلات علمی یا ژورنالهایی بوده است که در هر رشته منتشر می‏شده است؛ مجلاتی که گاهی به حدی پیشرفت می‏کرده که جنبه بین‏المللی پیدا می‏کرده است. اما فعالیتهای تحقیقی محققان در رشته‏های علوم انسانی و اجتماعی و علوم دینی، معمولا فقط در مجلات خاص هر رشته منعکس نمی‏شود. مجلات عمومی یا کتابهایی که هر یک شامل مجموعه‏ای از مقالات تحقیقی بوده است و همچنین سایتهایی که در فضای مجازی و اینترنت دایر می‏شود، روزآمد شدن اطلاعات محققان را تا حدودی دشوار کرده است.

امروزه شاید هیچ محققی نباشد که بدون مراجعه به مراجع اطلاعاتی و جستجو در منابع خبری اینترنتی، بتواند ادعا کند که از همه فعالیتهایی که در زمینه تحقیقی او می‏شود، باخبر است. روزآمد ماندن برای هر پژوهشگری، مستلزم مراجعه به منابع و مراجع اطلاعاتی است، و یکی از بهترین مراجع که در دو قرن اخیر پدید آمده و در دو دهه اخیر به کمک رایانه، جهشهای چشمگیری نیز در راه تکامل آنها صورت گرفته، فهرستهایی است که از کتابها و مقالات و گزارشهای هر رشته تهیه می‏شود.

به جرأت می‏توان گفت که کمتر محققی می‏تواند ادعا کند که از آخرین تحقیقاتی که در رشته او شده است، با خبر است، مگر اینکه قبلا به این نوع فهرستهای مرجع، رجوع کرده باشد. بدیهی است که رشته‏ها یا زمینه‏هایی که هنوز فاقد این قبیل فهرستها باشند، از لحاظ وسایل تحقیق ضعیف‏اند. محققی که نداند قبلا در زمینه کار او دیگران چه کرده‏اند، مسلماً از جریان تحقیق در رشته خود عقب می‏ماند و گاه دچار اشتباه یا دوباره‏کاری‏های وقت‏گیر می‏شود.

یکی از کوششهایی که برای اطلاع‏رسانی در زمینه تحقیقات انجام‏شده، در رشته‏های گوناگون صورت گرفته است، فهرستهایی است که «مؤسسه اطلاع رسانی اسلامی پارسا» در رشته‏های مختلف علوم و معارف اسلامی، از قبیل سلسله آثار مرجع سالیانه ایران، کتاب‌شناسی جهانی قرآن کریم، منبع‌شناسی تعلیم و تربیت، غرب‏شناسی، سلسله آثار الدلیل به زبان عربی، کتاب‌شناسی هنر اسلامی و … فراهم آورده است.

تا کنون بیش از پنجاه مجلد از این فهرستهای مرجع منتشر شده که هر یک مشتمل بر مقالات و کتابهایی بوده است که به زبانهای پارسی و عربی و لاتین در آن رشته به‎خصوص، نوشته و چاپ شده است.

آخرین کتاب از این سلسله مراجع، اثر حاضر است که در خصوص یکی از پر مشغله‏ترین زمینه‏های علمی و تحقیقی در عالم اسلام، یعنی عرفان و تصوف، نوشته شده است. همان‏ طور که از عنوان فرعی این اثر پیداست، کارنامه چند دهه از تحقیقاتی که به زبانهای پارسی و عربی در این زمینه انجام گرفته است، در این اثر مشاهده می‏شود. کلیات عرفان، عرفان نظری (به‏خصوص مکتب عرفانی محیی‏الدین ابن عربی و پیروان او)، بحثهای نظری در باب عرفان عملی، ادبیات عرفانی، اعم از نظم و نثر، تفاسیر عرفانی از قرآن، زندگینامه‏های عارفان و صوفیان، بحثهای تاریخی در باره تصوف و آداب و فرقه‏های صوفیه و نقد آنها، معرفی منابع اصلی تصوف و عرفان، بخشهایی است که در داخل هر یک از آنها تحقیقات انجام‏شده، معرفی گردیده است.

نگاهی به کتابها و مقالاتی که در هر یک از این بخشها معرفی شده است، تا حدودی طول و عرض هر موضوع را نیز به ما نشان می‏دهد. یکی از فواید بسیار مهم این کتاب مرجع، چکیده‏ها یا معرفیهای کوتاهی است که برای اکثر آثار تهیه شده و ذیل هر عنوان درج گردیده است. فایده دیگر آن، فهرستهای متعددی است که برای خودِ این اثر، تهیه شده است؛ فهرستهایی که در واقع به منزله کلید برای ورود به ساحت محتویات کتاب است؛ چنان که وقتی محققی کتاب را باز می‏کند و به دنبال نویسنده یا اثری می‏گردد، ناگزیر است که به فهرست مؤلفان و مترجمان، یا کتابها و مقالات رجوع کند. این فهرستها بدون شک کار مراجعه به این اثر را تسهیل می‏سازد.

مرجع حاضر خودش تا حدود زیادی اثری ابتکاری است؛ به این معنی که راهی را که پژوهشگران و آماده‏سازان آن پیموده‏اند، قبلا پیموده نشده بوده و لذا خالی از ناهمواریهایی نبوده است. مهم این است که این راه پیموده شده و این اثر مرجع در همین حد آماده گردیده است. گردآورندگان این اثر خود از برخی از نقایص کار مطلع‏اند و امیدوارند که آنها را، و همچنین نقایص دیگری را که محققان به ایشان تذکر می‏دهند، در چاپهای بعدی بر طرف کنند. علاوه بر این، ماهیت این نوع مراجع، چنان است که در ویرایشهای بعدی، اطلاعات جدید به آنها اضافه خواهد شد و به اصطلاح روزآمد خواهد گردید.

من شخصاً مطمئنم که این اثر، کیفیت تحقیقات بعدی را در زمینه تصوف و عرفان، علمی‏تر و دقیق‏تر خواهد نمود و اهمیت آن به قدری است که در آینده محققانی که در هر یک از این زمینه‏ها تحقیق می‏کنند، از مراجعه به آن بی نیاز نخواهند بود.در خاتمه به همه کسانی که مدتها برای فراهم آوردن این مرجع گرانقدر کوشیده‏اند، در رأس ایشان آقای امیرحسین شرافت، نمی‏توانم این کلمه را از صمیم دل به زبا ن نیاورم که: دست مریزاد!

مرجع عرفان و تصوف، کارنامه منابع پیرامون عرفان اسلامی و تصوف، 3 جلد، مؤسسه اطلاع رسانی مرجع، چاپ اول، 1392، 1876 صفحه، قیمت 120000 تومان.

 فرهنگ واژه‌های پزشکی در متون کهن پزشکی

فرهنگ واژه‌های پزشکی در متون کهن پزشکی پارسی براساس سه کتاب پزشکی قرن چهارم هجری کتب هدایه اخوینی و الابنیه هروی و دانشنامه میساری نوشته شده است.

در بخشی از مقدمه این اثر به قلم مولفان آمده است: از نوشته های کهن پارسی در زمینه علوم پزشکی، سه کتاب هدایه المتعلمین فی الطب ابوبکر ربیع بن احمد الاخوینی البخارائی، الابنیه عن حقایق الادویه موفق الدین ابو منصور علی الهروی و دانشنامه حکیم میساری از تالیفات نفیس و قابل توجهی هستند که به دلیل اشتمال بر واژه ها و اصطلاحات مهجور و نامانوس، استفاده علاقمندان به این آثار را دشوار نموده است. از این روی، با توجه به ارزش این آثار که هم از حیث ادبی و هم از نظر اطلاعات پزشکی بسیار حائز اهمیت اند، به فراهم آوردن فرهنگی از واژه های کهن پزشکی پارسی بر اساس سه اثر یاد شده همت گماشتیم. 
بدین منظور با پیشینه آشنایی که با کتاب کهن پزشکی پارسی هدایه المتعلمین فی الطب و نیز دو کتاب الابنیه عن حقایق الادویه و دانشنامه حکیم میساری داشته ایم، با خواندن واژه به واژه این کتاب و درک مفاهیم بیان شده تلاش کرده ایم تا معنی واژه های مهجور بکار رفته را از خود متن در یابیم.

این کتاب مشتمل بر 30000 واژه اصلی و فرعی تخصصی پزشکی و رشته‌های وابسته است که همراه با 340 تصویر و 90 جدول برای دانشجویان رشته‌های پزشکی تدوین شده است.

واژه‌ها و اصطلاحات این فرهنگ مبتنی بر حروف الفبای انگلیسی است و ذیل هر مدخل معادل فارسی و شرح مختصری از آن آمده است .در ابتدای کتاب، راهنمای بهره‌گیری از فرهنگ، فهرست تصاویر و جداول، پیش گفتار، اصول ریشه شناسی واژگان پزشکی، جدول تحلیلی واژه‌ها، و فهرست منابع، و در انتهای کتاب اطلس آناتومی، همچنین تصاویری رنگی از اعضای مختلف بدن و بافت‌های آن به چاپ رسیده است.

فرهنگ واژه‌های پزشکی در متون کهن پزشکی پارسی براساس سه کتاب پزشکی قرن چهارم هجری کتب هدایة اخوینی و الابنیه هروی و دانشنامه میساری تالیف محمدرضا اردلان و کاظم خدادوست؛ به سفارش دانشگاه علوم پزشکی تبریز، مرکز تحقیقات فلسفه و تاریخ پزشکی در شمارگان 1000 نسخه، در 188 صفحه از سوی نشر پزشکی شروین منتشر شده است.