یک شعر
خوابم و خواب نمی بینم
ساحلم آب نمی بینم
شاخه پر شکوفه ام
میوه ناب نمی بینم
چشام پر از تماشاست
چرا چیز نمی چینم؟
خوابم و خواب نمی بینم
ساحلم آب نمی بینم
شاخه پر شکوفه ام
میوه ناب نمی بینم
چشام پر از تماشاست
چرا چیز نمی چینم؟
صور اسرافیل 3 بار نواخته میشود که به شکل و نام های زیر هستند:
1- فَزَع: همگان بی تاب و هراسان می گردند.
2- صَعَق: همه از هراس از پای درآیند
3- بَعَث: همگان با این بانگ برخواهند خواست.
آمد سحری ندا زمیخانه ما
که ای رند خراباتی دیوانه ما
برخیز که پر کنیم پیمانه ز مِی
زان پیش که پُر کنند پیمانه ما (حکیم عمر خیام)
تاج زمان دانش (تولد 1305، تبریز)، از مفاخر فرهنگي ايران و حقوقدان
تاج زمان دانش در تبريز متولد شد. وي پس از اتمام دوره متوسطه در تبريز، ليسانس خود را در رشته حقوق از دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران اخذ كرد و براي ادامه تحصيل به اروپا رفت. در 1962 م از دانشكده علوم جنايي «اكس ان پروانس» فرانسه موفق به اخذ دكتري علوم جنايي و سپس در 1965 م از دانشكده حقوق دانشگاه نوشاتل سوييس دكتراي حقوق جزا اخذ كرد. در 1345 هـ .ش پس از مراجعت به ايران به عنوان استاد كيفرشناسي و علم زندانها در دانشگاه پليس فعاليت علمي خود را آغاز و سپس از 1347 هـ .ش به تدريس بزهكاري اطفال در دانشكده حقوق و علوم سياسي مشغول شد. دكتر دانش نخستين آيين نامه علمي زندانها را در 348 هـ .ش ماده تهيه كرد. همچنين در 1346 هـ .ش نخستين دادگاه اطفال در تهران با پيگيري وي افتتاح شد و به عنوان كانديداي جمهوري اسلامي ايران در دادگاه جنايي صربها به سازمان ملل معرفي شد. وي داراي كارشناسي جرم شناسي - بزهكاري اطفال 1 و 2، كيفرشناسي و علم زندانها و همچنين كارشناس ارشد دادرسي اطفال بزهكار در حقوق تطبيقي و داراي دكتراي دادرسي اطفال بزهكار در حقوق تطبيقي است. دكتر تاج زمان دانش، در كنگرهها و مجامع بينالمللي در رشته حقوق جزا و جرمشناسي و علم زندانها شركت و سخنرانيهاي متعددي ايراد كرده است. دانش عضویت مجمع بينالمللي قضات جوانان، مجمع بينالمللي حقوق تطبيقي و مجمع بينالمللي حمايت از اطفال وابسته به سازمان ملل داشت. دکتر تاج زمان دانش در 8شهریورماه 1388 در تهران درگذشت. تهيه «طرح نخستين آيين نامه علمي زندانها در ايران» ، «كيفرشناسي»، «دادرسي اطفال در حقوق تطبيقي» (ايران، فرانسه، بلژيك، سوييس و شوروي سابق)، «اصول علوم زندانها» (طرز اجراي مجازاتها و اقدامات تاميني در ايران و سوئيس)، «كيفرشناسي و حقوق زندانيان طرز اجراي مجازاتها و اقدامات تاميني»، «اطفال و جوانان بزهكار»، «حقوق زندانيان و علوم زندانها در ايران و فرانسه»، «دادرسي اطفال و جوانان بزهكار در حقوق تطبيقي» (ايران، فرانسه، ايتاليا، ژاپن و سوييس)، «مجرم كيست؟ جرم شناسي چيست؟» ، «معتاد كيست؟ مواد مخدر چيست؟ » از جمله آثار دكتر دانش به شمار ميرود.
نوحه (لیش تأخر عباس؟) از باسم کربلایی به همراه متن و ترجمه فارسی، تقدیم به تمامی عاشقان حسین (ع) و آزادگان جهان
من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.
تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟
ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
أنا یاحسین العزیزة ... سکنة یا صیوان داری
ای حسین! ای سرپناه من! من سکینه، دردانه تو هستم.
اعتذر منک یابوی ... وادری مقبول اعتذاری
ای پدر! از تو مغذرت می خواهم و می دانم عذزخوای من قبول می شود.
بسبب لن حشمت عمی ... من العطش وبقلبی ناری
چرا که من بودم که از عطش از عمویم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد.
وراح عمی وانتظرته ... حتی ملّیت انتظاری
و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم.
ملیت .. ظلیت .. انطر واحسب لحظات
از انتظار خسته شدم پیوسته؛ لحظه ها رو شمردم.
وتنوح .. هالروح .. تقدر تصبر هیهات
و این جان به لب رسیده فریاد می کرد.
دمعی یهمی ... جفنی مدمی ... وینه عمی
شاکم جاری است؛ چشمان خونین است.
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.
تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟
ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
انتظر والقلب یـخفق ... مثل جنحان الیمامه
انتظار می کشم در حالی که قلبم مانند بال پرندگان در حال پر پر زدن است.
قلت لیش طلبت منه ... المای واخذتنی الندامه
به خودم گفتم چرا از عمویم آب طلب کردم. خود را سرزنش کردم و به شدت پشیمان شدم.
هم صدق یرجع لی عمی ... برایته وجوده وحسامه
آیا عمویم باز خواهد گشت؟ آیا علم و مشک آب و شمشیر او را خواهم دید؟
ریت لا یروی دلیلی ... بس یرد لی بالسلامه
من سیراب شدن را نمی خواهم؛ فقط می خواهم به سلامتی پیش من برگردد.
یاریت .. لا جیت .. لا منه طلبت المای
کاش به کربلا نمی آمدم؛ کاش از او آب طلب نمی کردم.
ونیت .. اتـمنیت .. لا تبرد نار حشای
هرگز آتش دل سرد نمی شود.
هذا هضمی .. موتی حتمی .. وینه عمی
این بلای عظیمی است که به من وارد شده؛ مرگم حتمی است. عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.
تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟
ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
هاک خذ مرسال منی ... وللقمر روح وتعنه
ای پدر! این پیغام را از من بگیر و پیش ماه شب چهارده (قمر بنی هاشم) برو.
انشد علیه الشریعه ... بلکی تسمع خبر عنه
از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شاید خبری از او بگیری.
ولو ان یا بوی لقیته ... عن لسانی اعتذر منه
و اگر ای پدر او را یافتی، از زبان من از او عذرخواهی کن.
قله یاعباس ارجع ... ما ترید المای سکنه
به او بگو ای عباس! بررگد. سکینه دیگر از تو آب نمی خواهد.
ترجیت .. وادعیت .. یاریتک حی تلقاه
آرزو می کنم و دعا می کنم که او را زنده بیابی.
موجود .. وردود .. ترجع للخیمه ویاه
صحیح و سالم؛ سرزنده؛ با او به خیمه گاه برگردی.
هو حلمی .. هو عزمی .. وینه عمی
او رویای من است؛ او امید من است؛ عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.
تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟
ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟
لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟
یاد مهندس منوچهر سالور
پدر صنعت سیمان گرامی باد
مهندس منوچهر سالور در مهرماه 1293 شمسی در تجریش متولد شد و در دامن پدر و مادری متدین پرورش یافت. پس از فوت پدر، مرحومه مادر گرامی و مرحومه خواهر محترمه ایشان امر سرپرستی و تربیت وی را به عهده گرفتند. انجام فرایض مذهبی از جمله آموزههای مداوم مربیان دلسوز وی بوده است.
مهندس منوچهر سالور، دوره ابتدایی را در سال 1308 و دبیرستان را در 1314 در دبیرستان صنعتی ایران و آلمان به پایان رساند و سپس در هنر سرای عالی در رشته برق و ماشین، مشغول تحصیل شد و در سال 1317 تحصیلات دانشگاهی وی به پایان رسید. کار خود را با دستمزد روزانه 17 ریال در کارخانه سیمان ری که سال 1312 توسط یک شرکت آلمانی تاسیس گردیده بود آغاز کرد. آشنایی وی با صنعت سیمان از همین زمان شکل گرفت.
تلاشهای بیوقفه و شبانهروزی وی برای جبران خرابی و عقبماندگیهای ناشی از پیامدهای جنگ جهانی دوم، باعث گردیده بود تا این تلاشگر خستگیناپذیر عرصهی صنعت، حتی شبها را نیز در کارخانه سپری کند.
اما در بخشی دیگر از این سرزمین پهناور یعنی استان فارس، تنی چند از ثروتمندان دلسوز و منطقه، آستین همت جهت جبران عقب ماندگیهای منطقه فارس بالا میزنند و تاسیس کارخانه و توسعه کشاورزی و ایجاد اشتغال را در برنامهی حمایت خویش قرار میدهند. بدین گونه، بنیاد طرح ایجاد و تاسیس یک کارخانهی سیمان در شیراز بنا نهاده شد و شرکت سهامی شیراز با دویست میلیون ریال سرمایه در سال 1326 به وجود آمد. طبق قراردادی که صاحبان سهام با شرکت «وستینگهاوس» و «کندی ونسان» آمریکایی در سال 1327 منعقد ساختند قرار شد یک کارخانه سیمان با ظرفیت 200 تن در روز به مبلغ دو میلیون و بیست و هفت هزار دلار خریداری شود. همزمان با اعلام پشتیبانی سازمان برنامه از تاسیس کارخانه سیمان در استانها از جمله فارس، سهامداران شرکت سهامی شیراز، تقاضای همکاری نمودند. بنا به تقاضای مذکور ، سازمان برنامه، مهندس منوچهر سالور را مامور بررسی تاسیس کارخانه در شیراز نمود.
از جمله فرازهای دیگر در سال های پربرکت خدمات مهندسی سالور، به سال 1328 بر میگردد و آن احداث کارخانه سیمان دورود بود که مطالعهی اولیه آن بر عهدهی تجربه و تدبیر ایشان قرار گرفت و این امر همزمان بود با تعیین محل استقرار کارخانه سیمان شیراز. جستجو در کوههای دورود، سرانجام به تعیین محلی در یک کیلومتری این شهر منجر گردید که به لحاظ منابع اولیهی سیمان، بسیار غنی بود.
در پی احداث و تاسیس کارخانجات متعدد که مورد نیاز کشور بود کارخانه ایرانیت احداث شد که سیمان و پنبهی نسوز از مواد لازم این فرآورده جدید بود. این روند در کشور، اندیشهی ایجاد چنین امکانی را برای دست اندرکاران شرکت سهامی فارس و خوزستان بارور کرد که در نهایت به خرید و نصب ماشین آلات کارخانه فارسیت دورود منجر گردید.
ایجاد و تاسیس کارخانهی سیمان آبیک از دیگر اقدامات درخشان مهندس سالور است که در منطقهی قزوین، محلی که سرشار از سنگهای آهکی و خاکرس میباشد، استقرار یافت. این کارخانه نیز با پیگیری و پشتکار این پیشکسوت گرانقدر عرصهی صنعت کشور با عبور از موانع و مشکلات فراوان به انجام رسید.
این کارخانه با ظرفیت 350 تن در روز، تولید خود را آغاز نمود و به تدریج به هفت هزار و پانصد تن در روز در سال 1357 رسید. کارگاه تهیه پاکت سیمان نیز در همان سال یعنی در سال 1352 با ظرفیت روزانه 95 هزار کیسه به بهرهبرداری رسید. این کارنامهی تحسین برانگیز عمل و تلاش خستگیناپذیر، برگ زرین دیگری به حجم خویش افزود و آن، نهال احداث کارخانه سیمان بهبهان بود که به دنبال گرایش همه جانبه برای عمران و آبادانی کشور به بار نشست. شرکت سهامی سیمان فارس و خوزستان با هدف بینیازی از واردات سیمان در خطه خوزستان را مورد مطالعه قرار داد. کشف منابع سنگ آهک و خاکرس در 10 کیلومتری بهبهان منجر به انتخاب محل احداث کارخانه سیمان گردید. ماشینهای خریداری شدهی کارخانه از ژاپن و آلمان توسط متخصصین ایرانی نصب شد و کارخانه در سال 1355 به بهرهبرداری رسید.
این استاد عالیقدر و فرهیخته صنعت سیمان ایران، 3 بعد از ظهر 4/10/89 به رحمت ایزدی پیوست.
* آيا مرداب ، به جايي مي رسد،مثل رود؟!
* غرق آب مي شود، كسي كه در نگاه من نشسته است.
* لبريز آبم و آب از آب ، تكان نمي خورد.
* باران ، سرش را به همه جا مي كوبد، تا بيدارشان كند.
* در امواج صدايت ، محبت، موج سواري مي كند.
* خودم را در فراموشي درياچه ها، پيدا كردم.
* آيا مي داني اشك بركه ، از كجا آب مي خورد؟
* فواره، از خودش بالا مي رود.فکر نمی کنم بتوانیم بوهای زیبایی همچون آغوش پر مهر پدر و مادر را از مشاممان حذف کنیم و فراموشی را در آن جاری سازیم!
گمان نمی کنم که آموختن کار دشواری باشد حتی اگر با سکوت از آن موضوع بگذریم و نخواهیم تأییدش کنیم!
گمان نمی کنم که بخشیدن کار دشوار باشد تا نگه داشتن بغضها و عصبانیت ها آنهم به مدتهای طولانی در درونمان!
زبان عضو به ظاهر کوچکی است که بسیاری از فشارها، دردها، اختلافها و سوئ تفاهم ها را کنار می زند!
و گاهی سکوت بسیار بسیار بسیار پررنگ تر از سخن است درست مثل سکوت بجا در میان نتهای موسیقی!
دكتر حميد فرزام
حميد فرزام در 20 مرداد 1302 دركرمان متولد شد . تحصيلات ابتدايي را در دبستان « اتحادیه » و «سعادت » و دوران متوسطه را در دبیرستان انگلیسی «جم » در زادگاهش گذراند. در 1319هـ .ش به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت و در 1323هـ .ش درجه لیسانس گرفت . او در این ایام محضر استادانی چون ملك الشعرا ء، احمد بهمنيار ، جلال همايي ، عبد العظيم قريب ، عباس اقبال آشتياني ، سيد محمد كاظم عصار، بدیع الزمان فروزانفر ، سید محمدتقی مدرس رضوی ، ابراهیم پورداود، دکتر محمد معين ، دکتر محمد باقر هوشيار ،دکتر علی اکبر سیاسی ،دکتر ذبیح الله صفا و دکتر رضازاده شفق را درک کرد . در 1324هـ .ش به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و به عنوان دبیر در دبیرستان «شاهپور» تجریش به تدریس پرداخت . از 1324- 1333هـ .ش به ریاست دبیرستان «صفا» (واقع در تجریش ) منصوب شد . بعد تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داد و در 1338هـ .ش موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. رساله وی «درباره احوال و آثار شاه نعمت الله ولي» بود که به راهنمايي استاد فروزانفر به انجام رساند. دکتر فرزام پس از فارغ التحصیلی، در 1340هـ .ش با رتبه دانشیاری مشغول تدریس در دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان شد. در 1349هـ .ش به رتبه استادی ارتقاء یافت . دکتر فرزام در 1355هـ .ش مدیرگروه زبان و ادبیات فارسی د انشکده ادبیات دانشگاه اصفهان شد و تا 1358هـ .ش در آن سمت باقی ماند. دکتر فرزام پس از سالها خدمت،سرانجام در 1359هـ . بازنشسته گردید. او از 1360- 1367هـ .ش در دانشکده حقوق و دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشگاه اميركبير به همکاری پرداخت و در 1367هـ .ش به عضويت فرهنگستان زبان و ادب فارسي درآمد . استاد فرزام در کنار تدریس ، به تحقيق، تأليف و تصحيح متون ادبی و عرفانی پرداخت و آثار ارزشمندی به رشته نگارش درآورد. دکتر حمید فرزام در 19 خرداد ماه 1387هـ .ش در تهران درگذشت. آثار متعددی از این استاد برجسته باقی مانده است که از آن جمله میتوان به « احوال وآثار شاه نعمتالله ولي»، «شعر افسانه زندگي»، «تحقيق دراحوال ونقد آثار و افكار شاه نعمتالله ولي»، «تعليم و تربيت دراسلام، اصول اخلاقي اسلامي» همراه علی شریعتمداری ،« روابط معنوي شاه نعمتالله ولي با سلاطين ايران و هند»، « شاه ولي ودعوي مهدويت»، « نكتهها و نقدها»، «مسافرتهاي شاه نعمتالله ولي و ارزش آن از جهات تربيتی و اجتماعي و سياسي» و مجموعه مقالات «از هر دري سخني» اشاره کرد.
سید محمد نقیب العطاس
سید محمد نقیب العطاس در 1931م در شهر بوگور(bogor) اندونزی متولد شد. تحصیلات ابتدایی را طی سالهای 1936-1941م زیر نظر برخی از خویشان خود در جوهور به پایان رساند. سپس به جاوه رفت و زبان عربی را در مدرسه «عروة الوثقی» طی سالهای 1941-1945م آموخت ،بعد به جوهور بازگشت و در سالهای 1946-1951م زبان انگلیسی را در کالج آنجا فراگرفت . در همان ایام با نسخههای خطی اسلامی آشنا شد. کسب رتبه ممتاز در دوران تحصیل ، سبب شد تا در آکادمی نظامی سلطنتی انگلستان در سالهای 1952 - 1955م به تحصیل فنون جنگی و علوم نظامی بپردازد. او در کتابخانه آکادمی نظامی با آثار دانشمندان و عارفان ایرانی، مخصوصاً عبدالرحمن جامی، آشنا شد و خواندن ترجمه انگلیسی «لوایح» جامی تأثیری عمیق در او گذاشت. او از 1957 - 1959م در دانشگاه مالایا در سنگاپور به تحصیل پرداخت و در همین دوران ، دو کتاب در مورد اندیشههای عرفانی در متفکران مالایایی به رشته تحریر درآورد. بعد از سوی مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل کانادا برای ادامه تحصیل به مدت سه سال به کانادا رفت . او در این مدت با دانشمندانی چون ویلفرد کنت ول اسمیت، هامیلتون گیب ، فضلالرحمن و پروفسور سید حسین نصر آشنا شد و رساله خود را در مورد تحلیل افکار فلسفی بخصوص مسأله وحدت وجود در زندگی نورالدین رانیری ، عارف قرن هفدهم مالایایی، نگاشت و در 1962م موفق به اخذ درجه فوق لیسانس دانشگاه مک گیل شد. سپس به تشویق پروفسور آربری برای تحصیل در دوره دکتری به مدرسه السنه شرقی لندن رفت و رساله دکتری خود را درباره اندیشههای صوفیانه عارف مشهور مالایایی حمزه منصوری و تحلیل رسالههای «اسرار العارفین»، «شراب العاشقین» و «منتهی الطب» او به رشته تحریر درآورد و در 1965م موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. نقیب العطاس پس از بازگشت به وطن ، در 1966م مدیر بخش ادبیات در شعبه مالایایی دانشگاه مالایا در کوالالامپور گردید و از 1968- 1970م رئیس دانشکده ادبیات آن دانشگاه شد. او در این سمت توانست زبان مالایایی را زبان رسمی آن دانشگاه گرداند. نقیب العطاس در 1970م در تأسیس دانشکده علوم و دانشکده مطالعات اسلامی همکاری کرد و در 1971م خود رئیس بخش زبان و ادبیات مالایایی آن دانشگاه شد. در 1973م نیز مؤسسه زبان و ادب و فرهنگ مالایایی را تأسیس کرد و مردم استعمار زده آن دیار را متوجه هویت اسلامی و ملّی خود گردانید. عطاس در 1991م مؤسسه بینالمللی «اندیشه و تمدن اسلامی» را در مالزی بنیان نهاد و در پرورش و اشاعه تفکر و اندیشه اسلامی همت گماشت . از این رو دولت مالزی در 1993م طی فرمانی او را به مقام نخستین دارنده کرسی اندیشه اسلامی، منتسب به امام محمد غزالی، - که والاترین مقام علمی آن کشور است- ، مفتخر گردانید. دکتر عطاس گذشته از سوابق تدریس و تعلیم در مالزی در دانشگاههای خارجی از جمله دانشگاه تمپل و اوهایو در امریکا نیز به تدریس پرداخته است و عضو بسیاری از مجامع بینالمللی عضویت است . او در تیرماه 1374 طی تشریفاتی به عنوان عضو فرهنگستان علوم و تمدن اسلامی اردن برگزیده شد. آثار متعددی از این استاد برجسته به زبان های مالایایی و انگلیسی تاکنون منشر شده است که بسیاری از آنها به زبانهای عربی، ترکی ، هندی، کره ای ، اردو، و فرانسه و آلمانی ترجمه شده است . از جمله آثار او که به زبان فارسی ترجمه شده است میتوان به «درآمدی بر جهان شناسی اسلامی»، «اسلام و دنیویگری(سکولاریسم)» و «مراتب و درجات وجود» اشاره کرد.
مستوره کردستانی
ماهشرف
خانم متخلص به مستوره در 1220هـ .ق در سنندج
متولد شد. پدرش، ابوالحسن بیک قادري، مردی ادیب و اهل علم ، مادرش ملكالنساء وزيري از بزرگزادگان
كردستان و عمویش، میرزا عبدالله رونق، مؤلف تذكره «حدیقه اماناللهى» بود. مستوره تحت نظر پدر و پدربزرگ خود به فراگیری
علوم ادبی و دینی پرداخت و دواوين شعراي متقدم و متون تاريخي را
مطالعه و در مسائل شرعي نيز نزد علماي آن روزگار تلمذ كرد.
در 1244هـ .ق به عقد خسروخان ، والی کردستان درآمد . او خطوط را استادانه مىنوشت.
اهل شعر بود و در شعر «مستوره» تخلص میکرد و بیشتر به فارسى شعر مىگفت. اشعاری نیز به زبان کردی و به لهجههای اورامی، سورانی
و اردلانی از او باقی مانده است . اغلب اشعاری که در سوگ شوهرش سروده به لهجه
اورامی است . شعرهای اورامی وی گذشته از ارزش ادبی و زیبا شناختی، حاوی نکتهها و
دانستههای مهمی در مورد زندگی وی است که به روشن شدن جنبههای مهم و ناشناخته
زندگی وی کمک میکند. او با یغماى جندقى و ملا خضر نالى شاعران معروف کرد معاصر و
معاشر بود. اشعارى در مدح اهلبیت (ع) نیز از مستوره باقی مانده است. با حمله نيروهاي دولتي به سنندج و دستگيري رضاقلي خان پسر خسروخان،
خانواده اردلانيها و قادريها ناگزیر به
اميران بابان در سليمانيه پناه بردند. مستوره نيز در 1263 هـ .ق
همراه عمو و سایر خویشاوندان خود به سلیمانیه عراق رفت ، در ملك بابان اقامت کرد و سرانجام در 1264هـ .ق در همانجا درگذشت. آثار متعددی از این
بانوی شاعر معاصر باقی مانده است که از آن جمله میتوان به «تاریخ كردستان» یا
«تاریخ اردلان» به زبان فارسى در شرح حال و حكمرانى والیان اردلان كردستان از بدو
تأسیس این سلسله تا قرن هشتم قمرى، «معجم الادباء» یا «مجمع الادباء»، «رساله در
عقاید و شرعیات» و «دیوان» شعر که در 1304
هـ .ش به همت یحیی معرفت کردستانی، رئیس معارف وقت کردستان، به چاپ رسید.
در سالهاي بعد نيز ماجد مردوخ روحاني به تصحيح و تكميل ديوان اشعار وی پرداخت و در
1383 هـ .ش آن را به چاپ رسانيد. «تاريخ الاكراد»
از کتابهای مهم تاریخی درباره تاریخ كرد و كردستان که وقايع تاريخي كردستان را تا 1251هـ .ق. در بردارد. مستوره بعد این کتاب را
مورد بازبینی قرار داد و اين بار وقايع را
تا 1263هـ .ق. تحرير کرد. ميرزا عبدالله رونق نیز وقايع سالهاي بعد از مرگ مستوره
را تا1267 هـ .ق. به صورت مؤخرهاي بر آن افزود. تاريخ الاكراد در 1325 هـ .ش به همت ناصر آزادپور به چاپ رسيد.
بار دیگر نیز ميرزا علياكبر وقايعنگار مطالبی بر آن افزود که جمال احمدي آيين در
1384 هـ .ش انتشار يافت. تاريخ الاكراد بعدها مورد توجه پژوهندگان تاريخ كردستان
قرار گرفت و به زبانهاي مختلف دنيا ترجمه شد. در 1990 م اوگينا واسيلي آوا اين اثر را به روسي ترجمه و همراه با مقدمهای مبسوطي به چاپ رساند.
دكتر شيرين بياني
شيرين بياني ، فرزند دكتر خانبابا بياني، در 11 مرداد ماه 1317 در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان «منوچهری » و متوسطه را در دبیرستان «ژاندارک » و «انوشیروان دادگر»گذراند. در 1336 هـ .ش وارد دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران شد، در رشته تاريخ ادامه تحصيل داد و در 1339هـ .ش درجه لیسانس گرفت . در همان سال براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه رفت و در 1341 هـ .ش از دانشگاه سوربن موفق به اخذ درجه دكتراي تاريخ شد. دکتر بیانی پس از بازگشت به ایران ، در 1342 هـ .ش با رتبه استادياري در گروه تاريخ دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران مشغول تدریس شد، در 1346 هـ .ش به رتبه دانشياري و در 1353 هـ .ش به مقام استادي رسید. دکتر بياني تاکنون مقالات متعددی در مجلات معتبر داخلي چون «يغما» ، «راهنماي كتاب» ، «بررسيهاي تاريخي» و نشریات خارجی چون «ايرانيكا» به چاپ رسانیده است. او در طول سالها فعالیت علمی جوائز و نشانهای متعددی دریافت کرده است که از آن جمله میتوان به دریافت جایزه و لوح تقدير پانزدهمین دوره كتاب سال جمهوری اسلامی ایران و كتاب سال دانشگاه تهران برای كتاب «دين و دولت در ايران عهد مغول» در 1375 هـ .ش اشاره کرد. آثار متعددی از این استاد برجسته تاکنون منتشر شده است که از آن جمله میتوان به تألیف کتابهای « مغولان و حکومت ایلخانی در ایران»، « ایران از ورود آریایی ها تا سقوط هخامنشیان»، « تیسفون و بغداد در گذر زمان»، « دین و دولت در ایران عهد مغول » سه جلد ،« شامگاه اشکانیان و بامداد ساسانیان»، « هشت مقاله در زمینه تاریخ»، «ایران در برخورد با مغول»، «زن در ایران عصر مغول»، « تاریخ آل جلایر» ، « تاريخ ايران باستان»، «تاريخ ايلخانان»، « دین و دولت در عهد ساسانی و چند مقاله دیگر» ، «دمساز دوصد کیش: نگاهی دیگر بر مولانا جلال الدین محمد رومی» و ترجمه کتابهای «تاريخ سري مغولان»، «تاريخ عيلام»، «چنگيزخان » ، «نظام اجتماعي مغولان – فئودالیسم خانه بدوشی» ، «مهمانخانه آنژگارين» اشاره کرد.
احمد منزوي
احمد منزوي، در16 خردادماه 1302 هـ .ش در خانوادهای روحانی در سامرا متولد شد. پدرش، حاج شیخ آقابزرگ تهرانی، مؤلف کتابهای ارزشمند «الذریعه الی تصانیف الشیعه» و «طبقات اعلام الشیعه» بود که به سامرا مهاجرت کرد. احمد تا حدود دوازده سالگی در آنجا بود، بعد همراه خانواده به نجف رفت و در آن شهر اقامت گزید.کلاس ششم ابتدایی را در مدرسه «علوی ایرانیان» در نجف گذراند. ادبیات فارسی را نزد عمویش حاج محمدابراهیم بهشتیپور و جامعالمقدمات را نزد شاگردان پدرش آموخت. در 1322هـ .ش برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در مدرسه «سپهسالار» به تحصیل پرداخت . کلاس دوازدهم ادبی را نیز در مدرسه «دارالفنون» تهران گذراند. سپس به دانشکده معقول و منقول رفت و در خرداد 1327هـ . ش در رشته معقول از آن دانشکده درجه لیسانس گرفت .او محضر استادانی چون محمدتقی دانش پژوه ،سید باقر سبزواری ،بدیع الزمان فروزانفر،غلامحسین صدیقی و فاضل تونی بهره برد و ضمن استفاده از تجربیات پدر، برادر و استاد دانش پژوه و دیگر استادان فن به فهرست نویسی روی آورد. مدتی به عنوان دبیر در شهرستان انزلی به کار پرداخت. او در مدت اقامت در بندر انزلی به اتهام عضويت در حزب توده بازداشت شد و به زندان افتاد. پس از آزادي از زندان، به تهران آمد و در دبيرستان پانزدهم بهمن به کار پرداخت . احمد منزوی پس از بازنشستگی ، در 1356هـ .ش جهت فراهم کردن فهرست مشترک از تمام نسخههاي فارسی به شبه قاره هند سفر کرد. بعد از سوی دولت پاكستان، در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان به کار تحقیق در نسخههای خطی فارسی گمارده شد و نزدیک به شانزده سال در پاکستان ماند. حاصل کار وي در آنجا ، نگارش و چاپ چهار مجلد «فهرست نسخههای خطی کتابخانة گنجبخش» بود که تنها نسخههای فارسی را در بر میگرفت. از دیگر کارهاي وي در این دوره، ميتوان از نگارش و چاپ «سعدی بر مبنای نسخههای خطی پاکستان» به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد سعدی، نگارش و چاپ چهارده مجلد «فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان» و پایهگذاری نگارش «فهرستوارة کتابهای فارسی» نام برد. استاد منزوی در اواخر 1369 هـ .ش به تهران بازگشت و در مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامي به همکاری پرداخت و طرح «فهرستوارة کتابهای فارسی» را به مرحلة اجرا درآورد. او اکنون سرپرست بخش کتابشناسی و فهرستنگاری مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی است. «فهرست نسخههای خطی کتابخانة شخصی استاد مفتاح»، «فهرست کتابخانة ملک» و «فهرست نسخههای خطی کتابخانة مجلس شورای ملی»،چاپ چند مجلد از «الذریعه» و نگارش و چاپ ٦ مجلد «فهرست نسخههای خطی فارسی» ازجمله کارهای ماندگار وی در زمینه کتابشناسی است .آثار متعددی در زمینه تألیفات و تصحیح از وی باقی مانده است که از آن جمله به تصحیح کتابهای «مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال» شیخ آقا بزرگ تهرانی، همکاری در نگارش و چاپ شش مجلد (جلدهای 11-16) ، «فهرست کتابخانة مجلس شورای ملي»، ویرایش و چاپ هشت مجلد «الذریعة الی تصانیف الشیعه» شيخ آقا بزرگ تهراني، تحریر، تنظیم و تحشیة دو مجلد « ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری»، «فهرست نسخههای خطی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامي» که در 1385هـ .ش برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی شد، «فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی علوم قرآنی در پاکستان»،«فهرستواره کتابهای فارسی ( 6 جلد)، «فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه عمومی و آرشیو پتیاله (پنجاب و هند)،« فهرست نسخه های عکسی کتابخانه ابراهمیه کرمان » اشاره کرد.
دکتر غلامحسین شکوهی
غلامحسین شکوهی در4 تیرماه ۱۳۰۵ هـ . ش در خوسف، از توابع شهرستان بیرجند، متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه « ابن حسام » در زادگاهش و مدرسه «تدین » در بیرجند گذراند. دوره تربیت معلم را در دانشسرای مقدماتی در 1323هـ .ش به پایان برد. از همان سال خدمات آموزشی خود را در روستای گل ،از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند،آغاز کرد . در 1332هـ .ش برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای عالی تهران شد، در رشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت و در ۱۳۳۵ هـ . ش با کسب رتبه اول درجه لیسانس گرفت . در 1336هـ .ش با استفاده از بورس دولتی برای ادامه تحصیل به سوییس رفت، در دانشگاه ژنو در رشته علوم تربیتی تحصیل کرد و در ۱۳۴۱هـ . ش موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. دکتر شکوهی پس از بازگشت به ایران، در وزارت آموزش و پرورش با سمت کارشناس اداره کل مطالعات و برنامهها و پس از چندی در سمت ریاست اداره تحقیق و ارزشیابی مشغول به خدمت شد. وی همزمان در دانشسرای عالی سپاه دانش نیز به تدریس پرداخت . دکتر شکوهی از بهمن ماه 1346هـ .ش رسماً به دانشگاه تهران انتقال یافت و در دانشکده علوم تربیتی آن دانشگاه به تدریس پرداخت . با پیروزی انقلاب اسلامی، وی به عنوان اولین وزیر آموزش و پرورش در دولت موقت منصوب شد. در ۱۳۷۲هـ .ش به زادگاهش بازگشت و با درجه استادی در دانشگاه بیرجند به فعالیت آموزشی و پژوهشی خویش ادامه داد و سرانجام در ۱۳۷۹ هـ . ش بازنشسته شد. دکتر شکوهی پس از بازنشستگی، همچنان در دانشگاههای بیرجند و تربیت مدرس تهران به تدریس ادامه داد. دکتر شکوهی تحقیقات وسیعی در سطح آموزش ابتدایی انجام داده که آخرین آنها در 1369هـ .ش تحت عنوان « آزمون سنجش آمادگی کودکان برای شروع دوره ابتدایی » است . آثار متعددی از این استاد برجسته تاکنون منتشر شده که از آن جمله میتوان به تألیف کتابهای «روش آموختن حساب و هندسه»، «مبانی و اصول آموزش و پرورش» ، «تعلیم و تربیت و مراحل آن»،«روان شناسی » سال سوم آموزش متوسطه عمومی و ترجمه کتابهای «تعلیم و تربیت» امانوئل کانت و «مربیان بزرگ» ژان شاتو اشاره کرد . مقالات متعددی نیز وی در نشریات مختلفی چون «روان شناسی »،«دانشکده علوم تربیتی دانشگاه مشهد» ، «پیوند» ، تعلیم و تربیت » و «آموزش و پرورش » منتشر شده است در ۱۳۸۵ هـ . ش به عنوان چهره ماندگار رشته تعلیم و تربیت برگزیده شد و در ۱۳۸۶هـ . ش از مقام علمی وی در دانشگاه بیرجند تجلیل شد. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران نیز در ۱۳۸۵ هـ . ش بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرد.
ابوعبدالله زنجانی ( 1270 - 1320هـ. ش)
ابوعبدالله زنجانی در خانوادهای روحانی در زنجان متولد شد. در جوانی در حوزه علمیه زنجان مبادی علوم ادبیه و علمیه را فراگرفت و محضر استادانی چون میرزا ابراهیم حکمی را درک کرد و نزد وی فلسفه و کلام ، نجوم و ریاضیات آموخت . در سال 1329هـ. ق به تهران آمد و تحصیلات خود را پی گرفت و در مدرسه فرانسوی سن لویی به تحصیل پرداخت. بعد به زنجان بازگشت و در ذی حجه 1330هـ. ق به کسب فیض از محضر علمای نجف راهی آن دیار شد و از محضرعلمایی چون سید محمدکاظم یزدی، آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ الشریعه اصفهانی، علامه شیخ ضیاءالدین عراقی و شیخ میرزا حسین نائینی بهره برد و سرانجام در سال 1338 هـ .ق به کسب اجازه اجتهاد و روایت نائل آمد.
زنجانی پس از بازگشت به ایران (1338 هـ .ق)، در زنجان به ارشاد و هدایت مردم و تبلیغ و نشر افکار اسلامی پرداخت و به تألیف کتب مختلف همت گمارد. وی در طول حیات خود سفرهای متعددی در داخل و خارج از ایران کرد و طی همین سفرها بود که با بزرگان علم، دین و ادب آشنا شد. در سوریه، به عضویت فرهنگستان دمشق درآمد . او برای خطابه ورودیه خود، اصول فلسفه و زندگی فیلسوف بزرگ عالم اسلام ،صدرالدین شیرازی را برگزید . این خطابه با نام « الفیلسوف الفارسیالکبیر صدرالدین الشیرازی حیاته و اهم اصول فلسفته» به صورت کتاب در دمشق به چاپ رسید. بعدها این اثر را ابن یوسف شیرازی به زبان فارسی ترجمه کرد که بخشی از آن در ایران در روزنامه « ایران آزاد» به طبع رسید . علامه زنجانی در سال 1344 هـ. ق نیز برخی از آثار خود را که به زبان عربی در سالهای بین تحصیلات عالی در حوزه نجف تألیف کرده بودند، منتشر کرد. در سال 1354 هـ .ق سفری به قاهره کرد و با افرادی چون علامه مصطفی مراغی رئیس دانشگاه الازهر، دکتر عبدالرحمن شهبندر و علامه عبدالوهاب عزام آشنا شد و در «دارالهدایه الاسلامیه » تحت عنوان «دواءالمسلمین فیالرجوع الی القرآن » به ایراد سخنرانی پرداخت که در شماره 448 نشریه مصری « الفتح » منتشر شد.
علامه زنجانی پس از بازگشت به وطن ، در دانشگاه تهران در دانشکده علوم معقول و منقول به تدریس علم تفسیر و اخلاق و تاریخ فلسفه مشغول شد و پس از انحلال آن دانشکده، یک سال نیز در دانشسرای عالی به تدریس پرداخت . زنجانی به زبانهای عربی ، ترکی و فرانسه مسلط بود . از او آثار متعددی به زبانهای عربی و فارسی باقی مانده که برخی به چاپ رسیده و بعضی نیز هنوز منتشر نشده است . از آثار اوست : « تاریخ القرآن» (به زبان عربی ) که ابتدا در مصر به چاپ رسید و بعد در ایران توسط ابوالقاسم سحاب ترجمه شد و با مقدمه و شرح حال مؤلف و مترجم به قلم واعظ چرندابی در سال 1341 هـ ش در تبریز انتشار یافت ، « اصول القرآن الاجتماعیه» (به زبان عربی )، « الافکار» (به زبان عربی )، «دین الفطره » (به زبان فارسی)، «شرح بقاءالنفس بعد فناءالجسد» خواجه نصرالدین طوسی (به زبان عربی)که در سال 1342هـ. ق در مصر چاپ شد، رسالهای در قاعده فلسفی «الواحد لایصدر عنه الاواحد» که استادش شیخالشریعه در سال 1337هـ. ق با ستایش مؤلف، تقریضی بر آن نگاشته و استداراکاتی را اضافه کرده است، «زندگانی پیامبر اسلام » ترجمه فصلی از کتاب «قهرمانان» تألیف توماس کارلایل فیلسوف انگلیسی که در تبریز با مقدمه و حواشی حاج میرزا عباسقلی چرندابی به چاپ رسید، رساله «طهارت اهل کتاب» (به زبان عربی )که در بغداد در سال 1345 هـ .ق منتشر شد، «التصوف فی التاریخ» ، « شرح زندگی روحی حسین بن علی (ع ) که در سال 1317 هـ .ش با حواشی و تعلیقات واعظ چرندابی در تبریز منتشر شد، «رساله لزوم حجاب»، «الاسلام و الاروبیون» (به زبان عربی)، «الوحی» » (به زبان عربی)، «فرهنگ ایران پیش از اسلام»، « ترجمه وصیت ارسطو به اسکندر» که آن را از زبان عربی به زبان فارسی ترجه کرده است، «کتاب فی التصرف» و « سر انتشار اسلام».
محمد ابراهیم همت (شهادت 1362،اروند رود)، قهرمان دفاع مقدس
محمدابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضا اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و در 1352هـ .ش دیپلمه شد. سپس به دانشسرای تربیت معلم اصفهان رفت و فارغالتحصیل گردید. در 1356هـ .ش به عنوان معلم در زادگاهش و روستاهای اطراف آن مشغول تدریس شد. از همان ایام فعالیت خود را بر ضد رژیم پهلوی آغاز کرد و کوشید تا دانشآموزان را با افکار امام خمینی (ره) آشنا کند و همین امر سبب شد تا مورد تعقیب ساواک قرار گیرد. از این رو مدتی به فیروز آباد ، یا سوج و دوگنبدان رفت و در آنجا به تبلیغ افکار امام خمینی پرداخت. عاقبت به اهواز رفت و در آنجا اقامت گزید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ایجاد نظم و دفاع از شهر و راهاندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرستان شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه پاسداران شهرضا را با کمک دو تن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد. همت در اواخر ۱۳۵۸ هـ .ش به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) رفت و به فعالیتهای عقیدتی پرداخت. در خرداد ۱۳۵۹ به دنبال غائله کردستان ، راهی پاوه شد و مسولیت روابط عمومی سپاه آنجا را به عهده گرفت . بعد به فرماندهی سپاه پاسداران پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحمیلی در این سمت باقی ماند. سپس فرماندهی لشکر محمد رسولالله(ص) را به عهده گرفت . او در عملیات مسلم بنعقیل(ع) و محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را به عهده داشت و سرانجام در عملیات خیبر مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفت و به شهادت رسید و در زادگاهش در کنار امامزاده شاهرضا به خاک سپرده شد. بزرگراه شهید همت در شهر تهران به یادبود وی نام گذاری شده است.
توشی هیکو ایزوتسو ، مترجم و پژوهشگر فلسفه
ایزوتسو در سال 1914م در ژاپن متولد شد. وی تحصیلات عالیه خود را در دانشگاه توکیو انجام داد و در 1937م از همان دانشگاه درجه فوق لیسانس گرفت. در 1960م موفق به اخذ دانشنامه دکترای ادبیات از وزارت آموزش و پرورش ژاپن شد. او در دوران تحصیل خود زبانهای لاتین و یونانی فرا گرفت و از میان زبانهای شرقی به زبان عربی و عبری علاقهمند بود. از این رو به مطالعه متون ادبی به ویژه ادبیات عرب پیش از اسلام پرداخت . مدتی نزد موسی جارالله به فراگیری قرائت متون و دواوین اشعار عرب مشغول بود و بیش از همه به قرآن مجید علاقهمند شد. ایزوتسو برای نخستین بار قرآن را از زبان عربی طی سالهای 1951-1958 م به زبان ژاپنی ترجمه و منتشر کرد تا پیش از این، کلیه ترجمههای ژاپنی قرآن از ترجمههای انگلیسی صورت میگرفت . ایزوتسو همچنین در دانشگاه توکیو به تدریس مشغول شد. تسلط وی به زبان های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، روسی، لاتینی و عربی از او چهرهای شاخص ساخت . او با استفاده از بورس بنیاد راکفلر در 1959م به مدت دو سال در کشورهای لبنان و مصر به سر برد و به واسطه آشنایی با دانشمندان اسلامی سرانجام به عضویت فرهنگستان زبان عرب مصر درآمد. ایزوتسو در 1993م در ژاپن درگذشت. آثار متعددی از از این استاد برجسته در زمینه تصحیح ،تألیف و ترجمه باقی مانده است که از آن جمله میتوان به «تاریخ اندیشه عربی»،«تاریخ فلسفه اسلامی»،«فقه اسلامی در هند شرقی» ،«ابعاد تصوف در فلسفه یونانی» ،«درآمدی بر زبان عربی» ،««مفهوم انسان در روسیه قرن نوزدهم» و «بنیاد فلسفه اسلام» اشاره کرد.
علی محمد کاردان (تولد 1306،یزد)، از مفاخر فرهنگي ايران و استاد علوم تربیتی
علي محمد كاردان در شهر يزد متولد شد. پس از طي دوره مقدماتي و متوسطه درزادگاه خود براي ادامه تحصيل به دانشسراي عالي تهران اعزام شد و به تحصيل مشغول شد. با اتمام اين دوره در 1328 هـ . ش اين دانشگاه به دليل آنكه فارع التحصيل رتبه اول دوره خود بود بر طبق قانون براي ادامه تحصيل در دوره دكتري به دانشگاه ژنو اعزام و در دانشكده ادبيات و موسسه علوم تربيتي آن ، معروف به موسسه ژان ژاك روسو مشغول تحصيل شد. وي پس از اخذ دكتراي علوم تربيتي ، در 1336 هـ . ش به ايران بازگشت و به امر تدريس در دانشگاه تهران روي آورد . وي به موازات تدريس و تحقيق ، از همان آغاز كار در مديريت امور دانشگاه نيز شركت فعال داشت. از جمله تا 1341 هـ . ش مديريت دروس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي و از سال 1341 تا 1348 هـ . ش رياست اداره كل آموزش دانشگاه تهران و از سال 1348 تا 1356 رياست دانشكده علوم تربيتي دانشگاه را عهده دار بود. پس از انقلاب نيز افزون بر تدريس در دوره هاي مختلف كارشناسي و كارشناسي ارشد و دكتري از سال 1363 تا 1376 سرپرستي موسسه روانشناسي دانشگاه تهران را به عهده داشت.دكتر كاردان در 1369 هـ . ش از سوي شوراي انقلاب فرهنگي به عضويت پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي برگزيده شد و سرانجام در مهر ماه 1379 هـ . ش به افتخار بازنشستگي نائل گرديد.ايشان برگزيده همايش طرح سپاس درسال 85 در فرهنگسراي ابن سينا مي باشند. پدر عليمحمد كاردان به كار ابريشم بافي اشتغال داشت و در ضمن او را با ادبيات و عرفان الفتي بود و نامش در تذكره شعراي معاصر يزد آمده است.تحصيلات رسمي و حرفه اي : علي محمد كاردان دوره ابتدايي را در دبيرستان سعدي و دوره متوسطه را در دبيرستان ايرانشهر و دانشسراي مقدماتي زادگاه خود گذراند و چون با رتبه اول فارغ التحصيل شد ، بنا بر مقررات آن زمان براي ادامه تحصيل به دانشسراي عالي تهران اعزام شد و پس از گذراندن « كلاس مخصوص » در دوره ليسانس دبيري فلسفه و علوم تربيتي دانشسراي عالي تهران به تحصيل مشغول شد. بدين ترتيب در 1328 هـ . ش به دليل كسب رتبه اول فارغ التحصيلي، خود بود بر طبق قانون براي ادامه تحصيل در دوره دكتري به دانشگاه ژنو اعزام و در دانشكده ادبيات و موسسه علوم تربيتي اين دانشگاه ، معروف به موسسه ژان ژاك روسو مشغول تحصيل شد.سرانجام در ١٣٣٦ هـ . ش به اخذ درجه دكتري فلسفه علوم تربيتي از دانشكده ادبيات دانشگاه ژنو نايل شد. وي در طول تحصيل در دانشسراي عالي، زبان فارسي را نزد بزرگاني چون دكتر معين، دكتر پرويز ناتل خانلري و بديعالزمان فروزانفر، زبان عربي را در محضر آيتالله مهدي الهي قمشهاي، فلسفه قديم را نزد آيتالله محمد حسين فاضل توني، فلسفه جديد را در محضر دكتر يحيي مهدوي، دكتر رضازاده شفق و دكتر غلامحسين صديقي گذراند. در روانشناسي از محضر دكتر علياكبر سياسي و در جامعهشناسي از محضر دكتر غلامحسين صديقي فيض برد. درسهاي علوم تربيتي را نزد دكتر محمدباقر هوشيار، دكتر عيسي صديقي و دكتر اسدالله بيژن و فيزيولوژي اعصاب را نزد دكتر عبدالله شيباني آموخت. وي فلسفه را نزد استاداني چون شارل ورنر(Ch. Werner) مؤلف «تاريخ فلسفه يونان»، روانشناسي را نزد روانشناس و معرفتشناس مشهور ژان پياژه (Jean Piaget) و تعليم و تربيت را نيز نزد استاداني مانند روبر دوترانس (Robert Dottrens) آموخت. دكتر كاردان پس از اخذ درجه دكتري به رغم اينكه از سوي پروفسور پياژه براي دستياري در «مركز معرفتشناسي تكويني» به كار دعوت شد، به سائقه وظيفهشناسي، بيدرنگ به وطن بازگشت. پس از شركت در آزموني از سوي دانشگاه تهران براي انتخاب به عنوان دانشيار كرسي اصول آموزش و پرورش و جانشيني استاد فقيد دكتر هوشيار- كه در تابستان ١٣٣٦ از دنيا رفته بود - و پذيرفته شدن در آن آزمون به خدمت در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول شد و تدريس درسهايي مانند اصول آموزش و پرورش و تاريخ آموزش و پرورش را به عهده گرفت. با تأسيس مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي در دانشگـاه تهـران (١٣٣٧ ـ ١٣٣٨) و ايجاد دوره ليسانس و فوقليسانس علوم اجتماعي از وي براي تحقيق و تدريس در اين مؤسسه نيز دعوت شد. لذا تا سال ١٣٤٥ هـ . ش به تدريس روانشناسي اجتماعي و روش تحقيق در علوم اجتماعي پرداخت، همچنين به ترجمه كتابهاي مهمي در روانشناسي اجتماعي و مردمشناسي و روش تحقيق در زمينههاي فوق توفيق يافت. دكتر كاردان علاوه بر تدريس در دورههاي مختلف كارشناسي و كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاههاي تهران و تربيت مدرس، از ١٣٦٣ تا ١٣٧٦ سرپرستي مؤسسه روانشناسي دانشگاه تهران را عهده دار بود. دكتر كاردان سالها در شوراي دانشگاه تهران و هيئت مميزه علمي آن و نيز هيئت مميزه مركزي عضويت داشته و فعاليت كرده است. وي همچنين از نخستين صاحبنظراني است كه در سازماندهي متمركز و جديد آزمون ورودي دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي كشور از ١٣٤٢ هـ . ش نقش ويژهاي داشته استمراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : گسترش رشته هاي مختلف علوم تربيتي در سطح كارشناسي ارشد و تاسيس نخستين دوره دكتري علوم تربيتي در 1353 هـ . ش از جمله اقدامات ماندگار دكتر كاردان به شمار ميآيد و بنيانگذار رشته روانشناسي و علوم تربيتي در دانشگاه تهران بود.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : عليمحمد كاردان از نخستين استاداني است كه از 1342 هـ . ش مسابقه ورودي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور را به صورت متمركز و با روش جديد سازمان داده و اجرا نمود. دكتر كاردان از 1361 هـ . ش تاكنون مديريت گروه علوم تربيتي سازمان مطالعه و تدوين كتب درسي (سمت) وابسته به وزارت علوم ، تحقيقات و فن آوري را به عهده داشته است. وي سال ها در شوراي دانشگاه تهران و هيات علمي مميزه ، ونيز هيات مميزه مركزي عضويت داشته و فعاليت كرده است. هم اكنون نيز عضو شوراي دوره دكتري دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران و كميته ارتقا اين دانشكده است. دكتر كاردان در دوره چهل و پنج ساله خدمت خود علاوه بر تدريس و تحقيق به نوشتن مقالات و تاليف و ترجمه كتاب هاي مهمي در زمينه علوم تربيتي ، روانشناسي ، جامعه شناسي و علوم انساني پرداخته است. دكتر كاردان در حال حاضر در انجمن جامعه شناسي ايران، انجمن ايراني تعليم و تربيت، انجمن بين اللملي تعليم و تربيت، انجمن بين اللملي جامعه شناسان فرانسوي زبان و انجمن پژوهش آموزشي عضويت دارد. همچنين در هيات تحريريه مجله دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشكده تهران ، مجله دانشكده علوم اجتماعي و علوم تربيتي دانشگاه تهران فصل نامه تعليم و تربيت ، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و مجله علوم انساني و اجتماعي دانشگاه شيراز عضويت فعال داشته و ضمناً سمت سردبيري مجله پژوهش در تعليم و تربيت را عهده دار مي باشد.از جمله جوائز و نشانها وی میتوان به نشان (مدال) فرهنگ (١٣٢٩) به دليل احراز رتبه اول در دوره ليسانس فلسفه و علوم تربيتي از سوي وزارت فرهنگ وقت. - نشان (مدال) سپاس (١٣٥٣) به مناسبت داشتن خدمات شايان در مقام رياست دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران از سوي شواري عالي فرهنگ (آموزش و پرورش)، تجليل از ايشان به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران، از ميان تاليفات ايشان تاريخ روانشناسي در ١٣٦٨ هـ .ش به عنوان كتاب سال برگزيده شد و ترجمه كتاب «جامعه شناسي و تربيت» در ١٣٨٠ هـ . ش از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شايسته دريافت لوح تقدير گرديد، پژوهشگر نمونه فرهنگستان علوم در ١٣٨١ هـ .ش ، برگزیده در سومين همايش چهره هاي ماندگار در ١٣٨٢ هـ . ش به عنوان يكي از چهره هاي ماندگار كشور در رشته روانشناسي و علوم تربيتي به ثبت رسيده است، لوح تقدير از سازمان «سمت» به مناسبت برگزيده شدن به عنوان مدير نمونه گروه پژوهشي علوم تربيتي اشاره کرد. علي محمد كاردان استاد ممتاز دانشگاه تهران در 6 دی ماه 1386 در سن 80 سالگي درگذشت و در 11 دي ماه 1386 به خاک سپرده شد. ازجمله آثار وی می توان به ترجمه «آراء و نظريهها در علوم انساني» تألیف ژولين فروند، ترجمه «اصول راهنمايي در آموزش و پرورش» تألیف رژهگال، ترجمه «اصول راهنمايي در آموزش و پرورش همراه با طرح» تألیف لانژون ـ والون، ترجمه «اصول روش آزمايشي» بخشي از «مقدمه بر مطالعه طب آزمايشي» تألیف كلود برنار، ترجمه «تاريخ روانشناسي» تألیف مولر، تاليف كتاب «تاريخ روانشناسي» که در 1368 هـ .ش به عنوان كتاب برگزيده سال انتخاب شد، تألیف «درآمدي بر جامعهشناسي اسلامي» ، ترجمه «روانشناسي اجتماعي» تألیف ژان مزون نوو، ترجمه « روانشناسي اجتماعي» تألیف اتوكلاين برگ، ترجمه «روانشناسي اجتماعي» تألیف ژان استوتزل، ترجمه «روانشناسي و دانش آموزش و پرورش» تألیف ژان پياژه، ترجمه «روش مردمشناسي» تألیف پيربس ، تألیف «سير آراء تربيتي در غرب»، ترجمه «سيطره كميت و علايم آخر زمان» تألیف رنه گنون، ترجمه «طرح اصلاح فرهنگ فرانسه» تألیف پل لانژون و هانري والون، ترجمه «طرح روانشناسي طبقات اجتماعي» تألیف هالبواكس کتاب برگزيده انجمن كتاب سال ۱۳۴۰ ،تألیف « علوم تربيتي، ماهيت و قلمرو آن » تألیف «فلسفه تعليم و تربيت» ، ترجمه « قواعد روش جامعهشناسي» تألیف اميل دوركيم، ترجمه «مراحل تربيت» تألیف موريس دبس، ترجمه « مسائل روانشناسي جمعي و روانشناسي اجتماعي» تألیف ژرژ گورويچ و ديگران، ترجمه «معني و حدود علوم تربيتي» تألیف ميالاره، ترجمه «وضع و شرايط روح علمي» تألیف ژان فوراسيته اشاره کرد.
فاطمه سیاح (درگذشت 1326،تهران ) از مفاخر فرهنگی ایران ،ادیب و مترجم
فاطمه رضازاده محلاتی معروف به فاطمه سیاح، در 1281هـ .ش در خانوادهای اهل علم و دانش در مسکو متولد شد. پدرش، میرزا جعفر خان، قریب به چهل و پنج سال در دانشکده زبانهای شرقی در مسکو در رشته زبان و ادبیات مشغول تدریس بود و آثاری در زمینه «محامد به فارسی و روسی » ، « محاوره به فارسی، روسی و فرانسه» و اثری منظوم در تاریخ ایران به رشته نگارش درآورد و بسیاری از بزرگان و سیاستمداران روسی که فارسی میدانستند، شاگرد او بودند. فاطمه تحصیلات متوسطه و عالیه خود را در زادگاهش گذرانید و دکترای خود را در رشته ادبیات اروپایی از دانشگاه ادبیات اونیورسته مسکو گرفت. رساله دکتری وی راجع به «آناتول فرانس» بود. مدت چهارسال در دانشکده های روسیه به تدریس پرداخت . نخستین بار در 1300هـ .ش همراه خانواده به ایران آمد ولی از اواخر 1312هـ . ش در ایران ماندگار شد. او به زبان های روسی، فرانسه،آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی تسلط داشت. در 1313هـ .ش در کنگره « هزاره فردوسی» شرکت کرد. در 1314هـ .ش در وزارت فرهنگ به خدمت مشغول شد و معاون اداره تعلیمات نسوان گردید. در همان سال به عضویت هیأت مدیره «کانون بانوان ایران» درآمد. در 1315هـ .ش در دانشسرای عالی به تدریس زبانهای خارجی پرداخت. در همان سال از طرف وزارت امور خارجه به ژنو رفت و در هفدمین دوره جامعه ملل شرکت کرد. از 1315هـ .ش در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و در 1317هـ .ش به مقام دانشیاری ارتقاء یافت . در 1322هـ. ش به عضویت «حزب زنان ایران» که بعدها به «شورای زنان ایران» تغییر نام داد ، درآمد و منشی آن حزب شد. در همان سال عضو هیأت مدیره «انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی» شد و به عنوان منشی کمیته موسیقی و تئاتر و سینمای انجمن مذکور به کار پرداخت و همچنین به عضویت «انستیتوی ایران و انگلیس» درآمد. در 1323هـ .ش از طرف حزب زنان ایران از وزارت دادگستری اجازه رسیدگی به امور زندان زنان را کسب کرد. در همان سال عضو هیأت تحریریه مجله «پیام نو» که ناشر افکار انجمن فرهنگی ایران و شوروی بود، شد و بنا به دعوت دولت ترکیه، به نمایندگی از طرف حزب زنان ایران به ترکیه رفت و در زمینههای مختلف فرهنگی سخنرانی کرد. فاطمه سیاح در 1324هـ .ش نخستین شماره مجله حزب زنان ایران را منتشر ساخت . در همان سال همراه صفیه فیروز به پاریس رفت و در کنگره «زن و صلح» شرکت کرد. در 1325هـ . ش به ریاست هیأت مدیره «انجمن معاونت عمومی زنان شهر تهران» انتخاب شد و به عضویت کمیته مرکزی «سازمان مرکزی ایران»، «جمعیت شیروخورشید سرخ بانوان ایران» و نخستین کنگره «نویسندگان ایران » درآمد. بانو سیاح نظریات اصلاح طلبانه خود را درباره حقوق زنان ایرانی با زبانی ساده بیان میکرد و در این راستا قریب 35 مقاله در زمینه زن و ادبیات در مجلاتی چون« بانو»،«آینده» ، «سخن» ،« پیام نو» و «عالم زنان» پرداخت. فعالیت او در زمینه دستیابی به حقوق زنان و حرکتهای اجتماعی و سیاسی چهرهای شاخص از وی ساخت. او با شرکت در کنفرانسهای داخلی و خارجی، همواره پرچمدار نهضت زنان بود. تبحر وی در زمینه ادبیات تطبیقی و تسلط بر پنج زبان زنده دنیا سبب گردید تا آثار ماندگاری در زمینه ادبیات تطبیقی تألیف کند. نوشتههای وی در زمینه ادبیات غرب خاصه درباره چخوف، بالزاک ،د استایوسفکی،شولوخف ،پوشکین، مارسل پروست و ... حکایت از اطلاعات عمیق وی دارد. در باب ادبیات فارسی بویژه شاهنامه نیز مقالات ماندگاری به رشته نگارش درآورده است. او در طول فعالیت علمی خود شاگردان متعددی تربیت کرد که از آن جمله میتوان به دکتر سیمین دانشور اشاره کرد. دانشور رساله دکتری خود را با نام « علم الجمال و جمال » با وی گذرانید. استاد احمد سمیعی گیلانی و دکتر مهدی روشن ضمیر نیز از دیگر شاگردان فاطمه سیاح هستند . سیاح در 1326هـ .ش درباره داستایوسکی در ادبیات فرانسه در انجمن روابط فرهنگی ایران و فر انسه سخنرانی کرد و سرانجام در اسفندماه همان سال درگذشت و در ابن بابویه به خاک سپرده شد. کتاب «تدریس زبان روسی برای دبیرستان ها » با همکاری پروفسور گیلد براند و کتاب «تاریخ ادبیات روس» (آخرین اثر علمی وی که یک سال بعد از مرگش یکی از دوستانش به نام خود منتشر کرد) و دهها مقاله از جمله آثار ماندگار اوست . کتاب «نقد و سیاحت : مجموعه مقالات و تقریرات دکتر فاطمه سیاح » به کوشش محمد گلبن در 1354هـ .ش در انتشارات توس منتشر شده است .
دکتر علیمحمد حقشناس (درگذشت 10 اردیبهشت ۱۳۸۹ ، تهران ) زبانشناس و فرهنگنویس
علیمحمد حقشناس در 1319هـ .ش در جهرم متولد شد . تحصیلات عالیه خود را در دانشگاه تهران و دانشگاه لندن در دو رشته ادبیات فارسی و زبانشناسی به پایان رسانید و موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. پس از بازگشت به وطن، در گروه زبانشناسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. او از اساتید برجسته حوزه زبانشناسی و از اعضای شورای بازنگری در شیوه نگارش و خط فارسی بود. حقشناس در تهران درگذشت. آثار متعددی از این استاد برجسته در زمینه تألیف و ترجمه ،زبانشناسی و فرهنگ نویسی باقی مانده است که از آن جمله میتوان به «آواشناسی»، «فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره» ، «مجموعه مقالات ادبی زبانشناختی»و ترجمه کتاب های «تاریخ زبانشناسی» روبینز، «تاریخ زبانشناسی» پیتر سورن، «مکاتب زبانشناسی نوین در غرب » پیتر سورن و اشاره کرد. مهمترین اثر او تألیف «فرهنگ انگلیسی فارسی» معروف به «هزاره» است كه آن را بر اساس شیوههای زبانشناسی نو تألیف کرده است . «فرهنگ معاصر هزاره» برخلاف بسیاری از دیگر فرهنگهای انگلیسی ـ فارسی از مدخلها و اصطلاحات امروزی دنیای انگلیسی زبان تشكیل شده است و بهرهگیری دکتر حق شناس و همكارانش از معادلهای دقیق فارسی برای مدخلها و اصطلاحات انگلیسی نشان از تسلط و دقت آنها بر زبان و ادبیات فارسی دارد. ترجمه كتابهایی مانند «رمان به روایت رمان» تولستوی از جمله آثاری هستند كه علاقه او را به حوزه رمان و داستان نشان میدهد. او با ترجمه این اثر تلاش كرد عناصر و دیدگاههای رمان را از زبان نویسندگان مهم جهان به علاقهمندان ادبیات داستانی در ایران بیاموزد . حقشناس همچنین در 20 سال گذشته نقدهای تأثیرگذاری نیز در نشریات ایران منتشر كرد. او در اوایل دهه 80 با نوشتن نقدی بر رمان «عادت میكنیم» كه در مجله «نگاه نو» منتشر شد، به ستایش نثر و سبك داستاننویسی زویا پیرزاد پرداخت. از نقدهای دیگر او طرح اشكالات متعدد به كتاب «زبان باز» نوشته داریوش آشوری بود.
آلینوش طریان(درگذشت 15 اسفند 1389،تهران )،فیزیکدان
آلینوش طریان در ۱۸ آبان ۱۲۹۹ در خانوادهای ارمنی و اهل علم و دانش در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ارامنه و دوره متوسطه را در دبیرستان « انوشیروان دادگر» گذراند. تحصیلات عالیه خود را در رشته فیزیک در دانشگاه تهران دنبال کرد و در ۱۳۲۶ هـ .ش درجه لیسانس گرفت .پس از فارغ التحصیلی به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد . بعد برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت و سر انجام در ۱۹۵۶ میلادی موفق به اخذ دانشنامه دکترای فیزیک شد. دکتر طریان پس از بازگشت به وطن ،در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار در رشته ترمودینامیک مشغول تدریس شد و در ۱۳۵۸ هـ .ش باز نشسته گردید. او به زبانهای فارسی، ارمنی، فرانسوی مسلط بود و با زبان ترکی و انگلیسی آشنایی داشت. در طول فعالیت علمی خود نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی و تلسکوپ خورشیدی را بنبان گذارد . همچنین برای اولین بار درسهای فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارائه داد. او برای گسترش دانش و بهرهگیری دانشجویان ارمنی خانه خود را وقف کرد. در ۱۳۸۲ هـ .ش فیلمی مستندی از زندگي وی ساخته شد که «سوی خورشید» نام گرفت . اين فیلم مستند يکی از قسمتهای برنامه فرزانگان ايران بود که به سفارش شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی تهيه شد.
محمد بهمنبیگی (1299 - 11 اردیبهشت ۱۳۸۹، شیراز)، بنیانگذار آموزش عشایری در ایران
محمد بهمنبیگی در ۱۲۹۹ هـ .ش در ایل قشقایی در خانواده محمودخان کلانتر در تیره بهمنبیگلو متولد شد. ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، پدرش به تهران تبعید شد و او همراه مادرش به تهران آمد و در مدرسه «علمیه» به تحصیل پرداخت . پس از پایان دوره دبیرستان، به دانشکده حقوق رفت و در ۱۳۲۱ هـ .ش در رشته حقوق درجه لیسانس گرفت . بهمنبیگی در همان زمان به برنامه همکاری فنی و اقتصادی آمریکا با عنوان اصل چهار در ایران پیوست و توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند، برنامهای را با پنج اصل در زمستان ۱۳۳۲ هـ .ش به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس برای اجرا ابلاغ شد. بر پایه برنامه آموزش عشایر باید برای پایههای اول تا چهارم مدرسههای سیار و برای پایههای پنجم تا نهم مدرسههای شبانهروزی بر پا میشد. همچنین باید یک مدرسه تربیت معلم ویژه عشایر برای جذب دانشآموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته میشد و گروهی برای نظارت بر مدرسههای چادری نیز به وجود میآمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسههای چادری و کار نظارت بسنده شد و ۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر تأسیس گردید که اداره آنان با بهمن بیگی ، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ درهشویی بود. بهمنبیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را نیز بنیانگذارد.تلاش های وی در همان سالها مورد توجه اندیشمندان و دانشگاهیان داخلی و خارجی قرار گرفت . در 1973 میلادی موفق به دریافت جایزه بین المللی یونسکو شد و آثارش مورد توجه اساتید برجسته ای چون زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب قرار گرفت . بهمن بیگی در شیراز درگذشت و طبق وصيتش در مسير كوچ عشاير، در شیراز و در منطقه کُشن به خاک سپرده شد. آثار متعددی از وی باقی مانده است که از آن جمله میتوان به « عرف و عادت در عشایر فارس، «بخارای من ایل من » «اگر قرهقاچ نبود» ، « به اجاقت قسم» و« طلای شهامت» اشاره کرد.
دکتر پریرخ دادستان (درگذشت 22 آبان 1389،تهران ) ، استاد روانشناسی
پریرخ دادستان در اول فروردین ماه ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «خورشید» و متوسطه را در دبیرستان «ناموس» و « شاهدخت » گذراند و در ۱۳۲۹ هـ .ش دیپلمه شد. سپس جزء محصلین اعزامی جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت، در ژنو در رشته روانشناسی به تحصیل پرداخت و محضر استادان بنامی چون ژان پیاژه را درک کرد و موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. دکتر دادستان در ۱۳۳۹ هـ .ش به وطن بازگشت . در ۱۳۵۴ هـ .ش به گروه روانشناسی دانشگاه تهران پیوست. در ۱۳۵۹هـ .ش دانشیار و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تهران شد. در 1365هـ .ش به درجه استادی رسید و در ۱۳۸۱ هـ .ش بازنشسته شد. دکتر دادستان از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۹ هـ .ش مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات علوم انسانی معاونت پژوهشی و برنامهریزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و از ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ مدیر گروه روانشناسی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) بود. در ۱۳۸۲ هـ .ش فصلنامه روانشناسان ایرانی را با همکاری دانشگاه آزاد تاسیس کرد. او در طول فعالیت علمی خود جوایز و نشان های متعددی را در کارنامه علمی خویش ثبت کرد که از آن جمله می توان به دریافت جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در 1371هـ .ش به واسطه تألیف کتاب «روانشناسی مرضی تحول از کودکی تا نوجوانی»، دریافت جایزه کتاب برگزیده دانشگاه تهران در 1380هـ .ش به واسطه تألیف کتاب «اختلالهای زبان، روشهای تشخیص و بازپروری (روانشناسی مرضی تحولی» ، دریافت جایزه کتاب برگزیده دانشگاه آزاد اسلامی به واسطه تألیف کتاب «روانشناسی مرضی تحولی، از کودکی تا بزرگسالی»( جلد اول)
دکتر دادستان در 1381هـ .ش به عنوان چهره ماندگار در رشته روانشناسی برگزیده شد. در 1383هـ .ش برنده جایزه بخش تحقیقات بنیادی علوم انسانی در پانزدهمین جشنواره بین المللی خوارزمی گردید. آثار متعددی از این استاد برجسته باقی مانده است که از آن جمله میتوان به « روانشناسی جنایی» ، «اختلالهای زبان، روشهای تشخیص و بازپروری (روانشناسی مرضی تحولی»، « روانشناسی مرضی تحولی، از کودکی تا بزرگسالی» (2 جلد)، « تنیدگی یا استرس: بیماری جدید تمدن»،«گفتگوهای آزاد با ژان پیاژه» با همکاری دکتر محمود منصور،« دیدگاه پیاژه، در گسترة تحول روانی» با همکاری دکتر محمود منصور،« ارزشیابی شخصیت کودکان براساس آزمونهای ترسیمی»، «روانشناسی ژنتیک» باهمکاری دکترمحمود منصور، «نقاشی کودکان، کاربرد تست ترسیم خانواده در کلینیک» با همکاری دکتر محمود منصور، «روانشناسی بالینی» با همکاری دکتر محمود منصور، «تربیت به کجا ره میسپرد؟» با همکاری دکتر محمود منصور، «بیماریهای روانی» با همکاری دکتر محمود منصور و « لغتنامه روانشناسی» با همکاری دکتر محمود منصور و دکتر مینا راد
کورش فرزامی ، (درگذشت 1389، تهران ) معمار برجسته ایرانی و طراح سردر جنوبی دانشگاه تهران
کوروش فرزامی تحصیلات عالیه خود را در رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان رسانید. در ۱۳۴۳ هـ .ش در مسابقهای که به دستور ریاست وقت دانشگاه تهران برای طراحی سر در دانشگاه تهران برگزار شده بود، شرکت کرد و برنده شد. سر در اصلی دانشگاه تهران در سالهای ۱۳۴۵-۱۳۴۶ هـ .ش بر پایه طرحی از وی ساخته شد. محاسب این طرح سیمون سرکیسیان بود و ساخت آن را شرکت «آرمه» به پایان برد. سردر دانشگاه تهران امروزه تبدیل به نمادی از چهره آکادمیک ایران گشته است. درباره نمادشناسی این سر در دو دیدگاه وجود دارد: بالهای پرندهای خیالی(علم و دانش به عنوان بالهایی برای صعود به مدارج بالاتر) به عنوان کتابی باز . این اثر در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این سردر بر روی اسکناسهای پانصد ریالی نمادی از مرکز علم و دانش کشور و برای بسیاری از گردشگران تداعی کننده تهران است. از دیگر کارهای او میتوان به ساخت مرکز صدا و سیمای شهرهای سنندج و مهاباد، شهرک مسکونی دانشگاه تهران، مجموعه صنعتی صدا و سیما، بیمارستان تهران کلینیک، کارخانه زامیاد، غرفه ایران در نمایشگاه بینالمللی اوزاکا ژاپن و غرفه فرانسه در نمایشگاه بینالمللی تهران اشاره کرد.
هوشنگ ابتهاج (تولد 1306، رشت)، شاعر
هوشنگ ابتهاج، شاعر معاصر، در رشت متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش به پایان رسانید، سپس به تهران آمد و دورة دبيرستان را در این شهر گذرانيد. از جوانی به سرودن شعر علاقه داشت و نخستين ديوان شعر خود را با نام « نخستين نغمهها» در 1325 هـ . ش منتشر ساخت. او در اشعارش «سايه» تخلص میکرد و اشعار خود را در مطبوعات به چاپ رساند. از جمله غزلهايي كه تاکنون از وي انتشار یافته میتوان به « دوزخ روح» ، «شبيخون»، «خونبها» ، «گرية ليلي» ، «چشمي كنار پنجره انتظار» ، «نقش ديگر» ،« زندان شب يلدا» ، «بيت الغزل» ، «هميشه در ميان» ، «سراب» ، «سیاه مشق»، «شبگیر»، «زمین» ، «چند برگ از یلدا، «تا صبح شب یلدا » و «یادگار خون سرو» اشاره کرد. «سراب» نخستین مجموعه او به اسلوب جدید با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی بود. مجموعه «سیاه مشق» که ابتهاج در آن تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خود را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار میرود. سایه در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و به شعر اجتماعی روی آورد و مجموعه «شبگیر» را منتشر کرد که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از سال ۱۳۳۲ است و با مجموعه «چند برگ از یلدا» راه تازهای در شعر معاصر گشود. در شعر سايه دو جنبه كاملاً متفاوت به چشم مي خورد، نيمي از سرودههاي وي را غزلياتي كه از احساساتي كاملاً شاعرانه سرشار است، تشكيل ميدهد و نيمي ديگر مجموعه اشعاري است كه به اصطلاح امروز در قالب نوين موزون ولي غير مقفي سروده شده است. در واقع اشعاری كه مبين احساسات دروني وي است در غزلها و دوبيتيهاي وي متجلي است ولي تأثراتي كه از زندگي مردم و وضع اجتماعي دارد، بيشتر در قالب شعر امروزی خودنمايي ميكند. از مهمترین آثار ابتهاج تصحیح غزلهای حافظ است که با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در ۱۳۷۲ هـ .ش به چاپ رسید.
فرهاد فخرالدینی (تولد ۱۳۱۶ ، تبریز) موسیقیدان و رهبر ارکستر ملی ایران
فرهاد فخرالدینی در تبریز متولد شد. پدرش متخلص به محزون ، از شعراي آذربايجان و آهنگسازان بنام عصر خود بود . فرهاد نواختن ویلون را از کودکی آغاز کرد. در 1339هـ .ش تحصیلات خود را در رشته موسیقی در هنرستان عالی موسیقی ملی و مؤسسه موسیقی شناسی گذراند و در 1342هـ . ش فارغ التحصیل شد. او طی دوران تحصیل ، محضر اساتیدی چون احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علی تجویدی ، امانوئل ملیک اصلانیان و مهدي بركشلي را درک کرد. از 1342 هـ .ش در هنرستان موسيقي نیز به تدریس پرداخت ، بعد مديركتابخانه، صدا خانه و مدير برنامههاي هنري آن هنرستان شد. سپس به پيشنهاد حسین هلوي ، ریاست وقت هنرستان موسیقی، به عضويت شوراي فني هنرستان درآمد و بعدها در هنركده موسيقي ملي به تدریس پرداخت . فخرالدینی از 1344 هـ . ش همكاري خود را با راديو ايران به عنوان نوازنده ويولون و ويولون آلتو در اركستر گلها آغاز كرد. فخرالدینی کار آهنگ سازی فیلم را از ۱۳۴۷ هـ .ش با فلیم سینمایی «شوهر آهو خانم» به کارگردانی داود ملاپور شروع کرد و تا به امروز برای بیش از پانزده فیلم و سریال موسیقی ساخته است. از ۱۳۵۲ هـ .ش رهبر و سرپرست ارکستر رادیو و تلویزیون شد که تا ۱۳۵۸ هـ .ش آن سمت را بر عهده داشت. فخرالدینی در ۱۳۶۵ هـ .ش برای فیلم «گزارش یک قتل» و در ۱۳۶۶ هـ .ش برای فیلم «پرستار شب» برنده جایزه بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر شد . در ۱۳۷۷ هـ .ش ارکستر موسیقی ملی ایران را بنیان گذاشت که اولین برنامه آن به اجرای چند اثر از علی تجویدی با آواز محمدرضا شجریان اختصاص یافت. فخرالدینی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیشتر به موسیقی فیلم پرداخت. در این میان موسیقی مجموعههای تلویزیونی «سربداران»، «امام علی» ، «مسافران ری » ، «بوعلی سینا »، «روزی روزگاری» و «کیف انگلیسی» از دیگر ساختههای اوست . فخرالدینی در زمینه پژوهش در آثار موسیقی کهن ایرانی هم فعالیتهایی داشته است. او برای ساخت موسیقی تیتراژ ابتدایی «سریال امام علی»، از سروده مراغهای بهره برد. از ديگر آثار سينمايي كه وي آهنگسازي آنها را انجام داده ميتوان به فيلمهای «كمال الملك ، « گزارش يك قتل»، «پرستار شب»، «روز باشكوه »، «شاخه هاي بيد» ،«جستجوگر» ، «ساوالان»، «آپارتمان شماره 13 »، «ملك خاتون»،« قرق»،« زندان ديو»، «آدم برفي»، «وعده ديدار» و « زندگي شهريار» اشاره کرد.
دکتر محمود بهزاد (تولد 1292، رشت)، مترجم و نویسنده
محمود بهزاد در رشت متولد شد . پدرش از آنجا که جواهرساز بود و جواهرات را به سبک فرنگی میساخت، به مشهدی علی فرنگیساز مشهور بود. محمود تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت گذراند، سپس به دانشسرای عالی رفت و در ۱۳۱۴ هـ .ش در رشته علوم طبیعی و تربیتی فارغ التحصیل شد. مدت پنج سال نیز در کرمانشاه اقامت گزید ،بعد به رشت بازگشت . چون بر زبان فرانسوی مسلط بود، به کار ترجمه روی آورد و کتاب «راز وراثت» ژان روستان را در ۱۳۲۳ هـ .ش ترجمه کرد. در ۱۳۲۴ هـ .ش علاوه بر تدریس در دبیرستان البرز تهران، در رشته داروسازی به تحصیل پرداخت و در ۱۳۲۸ هـ .ش موفق به اخذ دکترای داروسازی شد. بعد فعالیت خود را در تهیه کتابهای درسی و کمک درسی متمرکز ساخت. دکتر بهزاد علاوه بر زبان فرانسوی، با زبان های انگلیسی و آلمانی نیز آشنایی داشت. در ۱۳۳۹ هـ .ش با ترجمه کتاب «سرگذشت زمین» تالیف جورج گاموف برنده جایزه سلطنتی شد. با ترجمه کتاب «روانشناسی فیزیولوژیک» در ۱۳۴۸ هـ .ش جهت تدریس روانشناسی فیزیولوژیک به دانشگاه تهران رفت . از آن پس در دانشسرای عالی و مدرسه عالی دختران نیز به تدریس زیست شناسی و روانشناسی فیزیولوژیک پرداخت. وی از ۱۳۳۹ هـ .ش به مدت پانزده سال در دبیرستان «رازی» علوم طبیعی را به زبان فرانسوی تدریس کرد. در ۱۳۴۱ هـ .ش مأمور تأسیس سازمان کتابهای درسی شد و مدت دو سال ریاست این سازمان را به عهده داشت. بر اثر تلاش او بود که کتاب های درسی ایران از دوره ابتدایی تا پایان متوسطه تدوین و تألیف شد و با رسمالخط واحدی به چاپ رسید. دکتر بهزاد در ۱۳۶۰ هـ .ش به زادگاه خود بازگشت و همکاری خود را با انجمن داروسازان گیلان آغاز کرد. او با بیش از ۶۰ سال تدریس در زمینههای مختلف زیست شناسی، فیزیولوژی و ژنتیک لقب «پدر زیستشناسی نوین ایران» گرفت. دکتر بهزاد در 8 شهریور 1386 در رشت درگذشت. آثار متعددی از این استاد برجسته در زمینه تألیف و ترجمه باقی مانده است که از آن جمله می توان به تألیف کتاب های «بیولوژی برای همه» ، «آیا به راستی انسان زاده میمون است؟» ، «بدن من» ، «علوم» سال سوم دبستان های کشور، «علوم» سال چهارم دبستانهای کشور، «نکاتی چند درباره ژنتیک »، «نکاتی چند درباره فیزیولوژی عمومی»، «نکاتی چند درباره فیزیولوژی اعصاب و غدد داخلی»، ؟«نکاتی چند درباره زیست شناسی» ، «نکاتی چند درباره روانشناسی فیزیولوژیک» ، «داروینیسم و تکامل»، «گیاهشناسی» برای سال ششم طبیعی، «علم ، روانشناسی حیوانی»، «تئوری تکامل و روانشناسی»، «مغز آدمی از دیدگاه روانشناسی»، «جانورشناسی»(۱۶ جلد)، «قانون جنگل»، «ابعاد انسانی نوع آدمی»، «بیوتکنولوژی» و تألیف کتاب های مختلف با همکاری دیگران چون : «علوم» سال اول راهنمایی، «علوم » سال دوم راهنمایی، «علوم» سال سوم راهنمایی، «دوره کامل علوم طبیعی برای دبیرستان ها »(۱۱ جلد) و ترجمه کتاب های « قرن داروین» ، «اسرار مغز آدمی» ، «تن آدم» ، «علم وراثت»، «رمز تکوین»، «اسرار بدن زندگی ما به چه موادی بسته است»، «حیات و انرژی»، «بیوگرافی پیش از تولد» ، «فقط یک تریلیون»، «روانشناسی فیزیولوژیک»، «جهان از چه ساخته شده است»، «سرگذشت زمین» ، «جهان چگونه آغاز شد»، ؟«شناخت حیات، زندگی گیاهی – سرچشمه زندگی» ، «سرگذشت زیست شناسی»،« زمین در خطر »، «تکامل »، «گیاه شناسی» ، «کانی های جهان»، «وراثت و طبیعت آدمی»، «پاولف»، «آیا به راستی مردان برتر از زناناند؟»، «جهان در سراشیبی سقوط»، «دانشنامه عمومی» (جهان جانداران)، «شور هستی زندگی نامه داروین» و «راز تندرستی» اشاره کرد.
حبیب الله آیت اللهی(تولد 1313، شیراز)، استاد هنرهای تجسمی
حبيبالله آيتاللهي در شیراز در خانوادهای روحانی متولد شد. پدرش آيتالله حاج شيخ محمدجواد آیتاللهي و مادرش دختر آيتالله حاج سيد عبدالحسين لاري بود. حبیب الله ابتدا به مکتبخانه رفت، بعد تحصیلات ابتدايي را در دبستان «پهلوي» و دورة متوسطه را در دبيرستانهاي «حيات» و «حاج قوام» شیراز گذراند. از كودكي به ادبيات و بخصوص به نقاشي علاقهمند بود، از اين رو براي تحصيلات دوره عالي وارد دانشكدة هنرهاي زيبا دانشگاه تهران شد و در 1338 هـ .ش فارغ التحصیل گردید. سپس جزء محصلین اعزامی به فرانسه رفت و مدت سه سال در آتليههاي لوگو و اوژمه به كسب هنر پرداخت. سپس وارد مدرسه عالي هنرهاي زيباي پاريس شد و شيوههاي تازه نقاشي و نقاشي ديواري را در آنجا فرا گرفت . پس از آن به مدرسه عالي هنرهاي تزئيني پاريس رفت و در رشته معماري داخلي، پيكرهسازي و طراحي صنعتي تحصیل کرد. همچنین به موازات آن در دانشگاه سوربن به تحصيل پرداخت و در 1349 هـ .ش در رشته تاريخ هنر تحليلي و تطبيقي موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. عنوان پاياننامه دكترای او «مقايسه عناصر هنر ايراني پيش از اسلام و پس از اسلام» بود. دکتر آیت اللهی پس از بازگشت به ایران، به عنوان استاديار در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به تدريس هنرهاي تجسمي پرداخت. در 1351 هـ .ش در مدرسه عالي ساختمان، رشته معماري داخلي را تأسيس كرد كه اداره آن نيز با خود وي بود. در 1354 هـ .ش با گرفتن فرصت مطالعاتي بار ديگر عازم فرانسه شد و دورة فوق لیسانس زيباييشناسي و دانش هنر و دورة دكتري هنرهاي تجسمي علمي و عملي را با موفقيت گذراند و در همان مدت در رشته شهرسازي نيز آموزش يافت و موفق به گرفتن مدرکی معادل درجه دكتري در آن رشته گرديد. در 1356 هـ .ش به مدت شش ماه در دانشگاه سوربن به تدريس هنرهاي اسلامي پرداخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به ايران بازگشت و سرپرستي گروه برنامهريزي هنر و گروه ترجمه و تأليف كتابهاي هنري و نيز رياست دانشكده هنرهاي زيبا را به عهده گرفت. همچنين به عضويت شوراي عالي علوم انساني ستاد انقلاب فرهنگي درآمد. او رشته هنر را نیز در دانشكده معماري و هنر يزد و نيز دانشكده هنر زاهدان بنياد گذراد. دکتر آيتاللهي مؤسس و تدوينكننده برنامههاي دانشكده هنر دانشگاه شاهد نیز بود. او از مؤسسان موزه هنرهاي سنتي سازمان صنايع دستي بود و با موزه هنرهاي معاصر در ارزيابي آثار هنري خارجي نیز همكاري داشت . وی از اعضای پیوسته فرهنگستان هنر بود و در طول حیات علمی خود جوایز متعددی را به در کارنامه علمی خویش به تبت رساند که از آن جمله میتوان به دریافت مدال نقره از دانشگاه تهران به مناسبت کسب نفر اول دانشگاه تهران در 1338 هـ . ش ، استاد نمونه دانشگاه شاهد در چندين دوره ، استاد نمونه و برتر راهنماي پايان نامهها كارشناسي ارشد در 1383 هـ .ش، استاد نمونه و برتر راهنماي رساله دكترا در 1385 هـ . ش اشاره کرد. وی در تهران درگذشت. آثار متعددی از این استاد برجسته باقی مانده که از آن جمله میتوان به «ابعاد ملموس اثر هنري»، «تاريخ تحليلي هنر ايران از آغاز سكونت آنان در فلات ايران تا جمهوري اسلامي»، «تاريخ هنرهاي تجسمي ايران از آغاز تاكنون»، «مباني نظري هنرهاي تجسمي» ، «مباني علمي رنگ و كاربرد آن» و «شيوههاي مختلف نقد هنري» اشاره کرد.