معرفی حکمت در متون تعلیمی و تفاسیر صوفیان

 

حکمت در متون تعلیمی و تفاسیر صوفیان
 

از قرن ششم به بعد جریان دیگری در تصوف پدید آمد که مقدمات آن پیش از آن در آثار برخی عرفا و صوفیان آشنا با کلام و فلسفه پدیدار شده بود.

و آن تبیین نظری از آگاهی ها و دریافت های شهودی عارفان و صوفیان دربارۀ حقیقت جهان و انسان بود.

شاید رواج فلسفه و تشخصی که اهل فلسفه لااقل در نظر برجستگان و فرهیختگان یافته بودند سبب شد تا برخی صوفیان به دفاعی نیمه فلسفی از مبانی تصوف برخیزند همچنان که در گذشته برخی از مؤلفان صوفی به سبب رواج کلام در عصر خویش به دفاع کلامی از تصوف در آثار خود برخاسته بودند. بدین ترتیب رفته رفته جریانی که به نام عرفان نظری شهرت یافت در تصوف ظاهر شد که بیشتر به جای ارائۀ برنامۀ عملی برای سیر در مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوال و نیل به توحید و فنا به تشریح نظری این مقامات یعنی وحدت، شهود، فنا و عشق می پرداخت.

حکمت از مهم‌ترین مفاهیم در فرهنگ‌های گوناگون است؛ در فرهنگ اسلامی نیز این مفهوم جایگاه ویژه‌ای دارد و در بخش‌های مختلف این فرهنگ بروز یافته است. تصوف و عرفان اسلامی از مؤلفه‌های اساسی فرهنگ اسلامی است و شناخت جایگاه حکمت در این فرهنگ حتی اگر ممکن باشد، بدون توجه به مفهوم حکمت در تصوف و عرفان اسلامی ناقص است.

این کتاب در سه فصل نگاشته شده است. در فصل اول ابتدا با توجه به برخی شواهد حاکی از قدمت حکمت و حضور برخی حکما در سده‌های اولیۀ ظهور نشان داده می‌شود که تصوف تنها جریان معنوی و عرفانی در ایران نبوده است. به همین سبب در بحث «حکمای شرق» و «ویژگی‌های حکمت و حکما از نظر حکمای شرق» به طور جداگانه ابتدا به زندگی و احوال کسانی که در سده‌های اولیۀ اسلام با لقب حکیم نامبردارند و سپس به آرای آنان دربارۀ حکمت و حکیم پرداخته شده است. در بحث «حکمت در تفاسیر صوفیان» نیز به طور جداگانه مفهوم و اهمیت حکمت در سده‌های اولیۀ اسلام در تفاسیر صوفیان تا قرن چهارم و سپس این مفهوم در متون تعلیمی اهل تصوف در سدۀ چهارم و پنجم بررسی می‌شود.

در فصل دوم به مفهوم حکمت در متون تعلیمی صوفیه تا پایان قرن هفم پرداخته شده است و سپس به سبب ویژگی‌های خاصی که تصوف رفته‌رفته بعد از قرن پنجم یافت، از جمله شهرت و گسترش تصوف و ورود بیشتر عشق در آن، این بحث را در ادبیات عرفانی فارسی در سده‌های ششم و هفتم (در آثار سنایی و عطار و مولوی) پی گرفته شده است.

در فصل سوم در بحث «حکمت در نگاه ابن عربی و شارحان وی» به طور جداگانه به عرفان نظری ابن عربی و مفهوم حکمت در این مکتب مهم و تقریباً فراگیر در تصوف پس از قرن هفتم پرداخته شده و به دنبال آن به سبب تأثیر ابن عربی بر مکاتب عرفانی در میان شیعه در بحث «پیروان شیعی ابن عربی» به پیشینۀ این مکاتب پرداخته شده و سپس مفهوم حکمت و حکیم نزد عرفا یا حکمای شیعی متأثر از عرفان نظری بررسی شده است. در انتها نیز مفهوم حکمت و ویژگی‌های آن در تصوف جمع‌بندی شده است.

فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

پیش‌گفتار

مقدمه

فصل اول: مفهوم حکمت در تصوف اولیه (تا پایان سدۀ پنجم)

فصل دوم: حکمت در تصوف سدۀ ششم و هفتم

فصل سوم: حکمت در عرفان نظری

عروج نیا: پروانه، مفهوم حکمت در تصوف و عرفان اسلامی، تهران، هرمس، 1393.

معرفی تصحیح جدید کشف الاسرار

 

تصحیح و ترجمه کشف الاسرار و مکاشفات الانوار
 

کتاب کشف الاسرار و مکاشفات الانوار اثر روزبهان بقلی به تصحیح و ترجمۀ دکتر مریم حسینی از سوی انتشارات سخن منتشر شد.

کشف الاسرار و مکاشفات الانوار نگاشتۀ «روزبهان بقلی شیرازی» از عارفان سدۀ ششم هجری و یکی از برجسته ترین آثار در حوزۀ بیان شهودی معارف الهی و همچنین زندگی نامه های خودنوشت است. آثار فراوانی از روبهان باقی مانده که بعضی از آنها به صورت نسخه های خطی موجود و برخی دیگر به چاپ رسیده است. این شیخ بزرگ شیراز کتابهایی در تفسیر عرفانی قرآن و شرح مقامات و احوال سلوک تصنیف کرده و کتابهای «عبهرالعاشقین» و «شرح شطحیات» وی از منابع صوفیه، در بیان حالات عشق و شطحیات عارفانه است.

تصحیح حاضر از کتاب کشف الاسرار با توجه به دو نسخۀ کامل از زندگی نامۀ خونوشت وی است: یکی نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ آستان قدس رضوی مشهد به تاریخ 1064 هجری و به شمارۀ 931 ، به خط نسخ 23 سطری که در زمرۀ کتب خطی حکمت قرار دارد. واقف آن میرزا رضاخان نایینی و تاریخ وقف 1311 است. تعداد برگه های آن 51 است. و دیگر نسخۀ چاپی خانم «فیروزه پایان متین» که به همراه «مایکل فیش بن» این کتاب را بر اساس نسخۀ «ماسینیون» تصحیح کرده و به همت انتشارات بریل منتشر شده است.

دکتر مریم حسینی دربارۀ ترجمۀ کتاب حاضر نیز در مقدمۀ کتاب چنین می نگارد: « نخستین بار اشتیاق من به ترجمۀ این کتاب هنگام تدریس واحد درسی «سهروردی و روبهان» در دانشگاه برانگیخته شد. آن سالها هم زمان بود با انتشار کتاب «روزبهان» اثر کارل ارنست، که بخشهایی از متن کتاب کشف الاسرار را در برداشت و به قلم توانای مترجم زبردست متون عرفانی «مجدالدین کیوانی» به زبان فارسی برگردانده شده بود. ترجمۀ زیبای دکتر کیوانی، عزم مرا بر برگرداندن تمام اثر به فارسی راسخ کرد و رادمردی پرفسور کارل ارنست که ترجمۀ انگلیسی خود از کتاب را در ماه دسامبر 2005 برایم ارسال کرد، مزید بر آن شد.

به گفتۀ مترجم و مصحح این کتاب، در برگردان آیات قرآن نیز از ترجمۀ استاد بهاءالدین خرمشاهی بهره گرفته شده است.

فهرست مطالب این کتاب به شرح زیر است:

مقدمه

دربارۀ کشف الاسرار

تحلیلی ساختارگرایانه بر تجربۀ عرفانی روزبهان

کشف الاسرار میدان محاکات روزبهان از جایگاه و مرتبۀ محمد (ص)

احوال و آثار روزبهان

دربارۀ تصحیح حاضر

دربارۀ ترجمۀ حاضر

ترجمۀ فارسی کشف الاسرار و مکاشفات الانوار

تعلیقات و توضیحات

نمایه ها

منابع و مآخذ

روزبهان بقلی، کشف الاسرار و مکاشفات الانوار، تصحیح و ترجمه: مریم حسینی، تهران، سخن، 1393.

برگزاری دهمین همایش بین‌المللی ترویج زبان و ادبیات فارسی

 

برگزاری دهمین همایش بین‌المللی ترویج زبان و ادبیات فارسی
 
دهمین همایش بین‌المللی ترویج زبان و ادبیات فارسی فراخوان برگزاری خود در سال ۹۴ را منتشر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، دهمین همایش بین‌المللی ترویج زبان و ادبیات فارسی با حمایت انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی و با همکاری دانشگاه علیگر و گواهی آسات ایلام هند در شهریور ماه ۹۴ در دانشگاه محقق اردبیلی برگزار می شود.

این همایش موضوعاتی مانند نقش زبان فارسی در وحدت ملی ایران، تاریخ ادبیات و سبک شناسی، گویش های زبان فارسی، عناصر زیبایی شناسی زبان فارسی، ادبیات معاصر، ادبیات انقلاب و پایداری، ادبیات داستانی و کودک و نوجوان، شیوه‌های ارتقای زبان فارسی به عنوان زبان علم در جهان، ارتقاء شیوه های آموزش زبان فارسی، جایگاه زبان فارسی و ایرانی شناسی خارج از مرزها، تاثیرپذیری زبان فارسی از فرهنگ اسلامی، شیوه‌های آموزش مجازی زبان فارسی، ادبیات آئینی، زبان فارسی و تشیع و سایر موضوعات در مورد مورد زبان فارسی را شامل می‌شود.

رئیس این همایش پروفسور محمد نریمانی و دبیر علمی آن نیز خدابخش اسدالهی معرفی شده‌اند.

همچنین در حاشیه این مراسم شب شعر بزرگ با موضوع زبان و ادبیات فارسی و نیز نشستی تخصصی با حضور سردبیران مجلات علمی و تخصصی و پژوهشی در زمینه زبان فارسی برگزار می شود.

مهلت ارسال چکیده مقاله برای شرکت در این همایش ۳۱ خرداد ماه ۹۴ اعلام شده و همایش نیز از چهارم تا ششم شهریور ماه در اردبیل برگزار خواهد شد.

معرفی تاریخ هستی شناسی هنر

 

تاریخ هستی شناسی هنر
 

بسیاری از افرادی که در کشورمان با فلسفه سر و کار دارند و همچنین در فضای مجازی رفت و آمد دارند، نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند.

کتاب‌های این مجموعه که توسط نشر ققنوس منتشر شده‌اند، حاصل طرحی برای ترجمه و چاپ گزیده‌ای از مداخل این دانشنامه، با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و آشنا کردن مخاطبان ایرانی با مقالات این دانشنامه هستند.

این دانشنامه برای علاقه‌مندانی که می‌خواهند برای اولین بار با فلسفه روبرو شوند، گزینه مناسبی است. این نکته نیز قابل توجه است که مجموعه مذکور، با اجازه گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) در ایران چاپ می‌شود.

دانشنامه استنفورد با سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا منتشر می‌شود و دبیر ترجمه مجموعه گزیده آن در نشر ققنوس نیز مسعود علیا است. چندی پیش عناوین یک تا ۴ از مجموعه‌گزیده این دانشنامه توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسید و به تازگی مجلدات پنجم تا هشتم آن منتشر و راهی بازار نشر شده است.

«تاریخ هستی شناسی هنر» نوشته پیزلی لیوینگستون با ترجمه ابراهیم لطفی، کتاب چهاردهم این مجموعه است.

فهرست مطالب کتاب:

آیا آثار هنری وجود دارند؟

یگانه انگاری و رقیبان آن

چه نوع چیزهایی آثار هنری اند؟

طرحی از نظریه های هستی شناختی

نسخه اصلی این کتاب نیز در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است.

تاریخ هستی شناسی هنر اثر پیزلی لیونیگستون ترجمه ابراهیم لطفی در سال 93 از سوی انتشارات ققنوس در 108 صفحه منتشر شده است.

معرفی کتاب زندگی و اندیشه بزرگان انسان شناسی

 

زندگی و اندیشه بزرگان انسان شناسی
 
کتاب «زندگی و اندیشه بزرگان انسان شناسی»نوشته جری دی. مور و با ترجمه هاشم آقا بیگ پوری و جعفر احمدی از سوی انتشارات جامعه شناسان منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در رشته گسترده ای همچون انسان شناسی وجود عقاید متناقض اجتناب ناپذیر است اما نکته مهم این است که در بحبوحه این تناقض ها ما به دستاوردهای اندیشمندانه انسان شناسی و نقش فردی انسانشناسان بی توجهی می کنیم و بدتر از آن به عنوان استاد میراث انسانشناسانی  را که شایسته ارزش، احترام، توجه و دقت نظر هستند به دانشجویان خود منتقل نمی کنیم.

این کتاب برای دانشجویان انسان شناسی نوشته شده است و مقدمه ای است درباره نظریه ها و نظریه پردازان عمده بیست و پنج محقق را به صورت مجموعه ای از نماهای کلی گردآوری کرده است و این مفاهیم را به تأثیر سازنده هر محقق، تحقیقات انسانشناختی و چارچوب فکری ربط داده است.

فصول این کتاب در ۶ بخش موضوعی تشکیل شده اند که هر بخش با یک مقاله مقدماتی کوتاه شروع می شود که مسائل و موضوعات مشترک میان انسانشناسانی که در همان بخش مورد بحث قرار گرفته اند، تاریخچه زندگی حرفه ای محقق با تأکید بر حوزه کاری و آثار منتشر شده اش می پردازد و جنبه های اصلی مربوط به کار محقق را مورد بحث قرار می دهد: رویکرد تطبیقی مورگان به نظامهای خویشاوندی، وجدان جمعی دورکیم، نظریه نیازهای مالینوفسکی، رویکرد ساختاری لوی اشتراوس به اسطوره، مفهوم ویکتور ترنر از درام اجتماعی و تحلیل اورتنر از نمادهای محوری و… نتیجه گیری کتاب به همراه فهرست منابع آمده است که دانشجویان می توانند با دقت بیشتری این منابع را پیگیری کنند. نویسنده در این کتاب سعی کرده است منابعی را که در دسترس سریع و آسان باشند ذکر کند با وجود این که لیست منابع کامل نیست اما یک تصویر مقطعی نمایانگر است که منابع کتابشناسی عمده و ارزیابی های انتقادی اخیر را به صورت فهرست وار در اختیار ما قرار می دهد.

این کتاب به طور متفاوتی از کتاب های دیگر که در زمینه انسانشناختی می باشند گردآوری شده است. اول اینکه نویسنده تلاش کرده است مجموعه گسترده تری از نقطه نظرات انسانشناختی را معرفی کند در مقایسه با آدام کوپر که در تحقیق بسیار درخشان خویش انسانشناسان اجتماعی انگلیس(۱۹۸۳) را معرفی می کند. ثانیاً نویسنده تلاش کرده است روندهای متداول در انسانشناسی را در مقایسه با روندهایی که در کتاب «نظریه های انسان و فرهنگ» الوین هچ(۱۹۷۳) بحث شده است؛ ارائه دهد. سوم، نویسنده سعی کرده است یک قرائت فراهم کند و این بدین معنی است که وی شخصاً از نظریه ای خاص حمایت نکرده چنانکه ماروین هریس(۱۹۸۶) در کتاب پیدایش نظریه انسانشناسی کرده است. هر انسانشناسی که در این کتاب معرفی شده شایستگی های فکری داشته است و در این کتاب از آنها سخن به میان آمده چون ایده های آنها دارای اهمیت هستند. و ارزش این را دارند که شناخته شوند.

این کتاب در مورد مردان و زنانی است که انسانشناسی را بوجود آورده اند. آثار دیگر در زمینه نظریه انسانشناختی به جای اینکه به افراد بپردازند بر ایده ها تأکید می کنند اما اساسی شکل گیرند بلکه تجارب افراد است که به آنها شکل می دهد مسلماً برخی از ایده ها را همه مردم می پذیرند و یا می توان گفت که ویژگی های مشترک افراد هستند. قیاس ارگانیک، ایده پیشرفت، کارکرد جامعه، نقدهای پست مدرنیست و … به طور گسترده ای به چشم می خورند. اینها پیدیده هایی نیستند که به تنهایی توسط انسان های بزرگ بوجود آمده باشند وقتی که نظریه های انسانشناسی مرور می شود به نظر می رسد که چنین مفاهیم گسترده ای مبناهای کلی باشند که برخی محققان ساختارهای نظری خود را بر اساس این مبناها ارائه کرده اند. عوامل و مسائل مهم دیگر باعث شکل گیری ایده های انسانشناسی می شوند.

مسائلی که از تمام مسائل دیگر مشخص تر است تجربه کار میدانی در زمینه انسانشناسی است. می توان مشاهده کرد که انسانشناسان به طور مکرر در فرایند تلاش برای درک یک فرهنگ انسانی دیگر به دیدگاههای نظری خود دست می یابند. برای مثال بندیکت و زونی، مید و ساموا، رادکلیف براون و آندامان، مالینوفسکی و جزایر تروبریاند، ایوانز پریچارد و آزانده، استیوارد و شوشونه، هریس و برزیلی های روستایی، ترنر و ندمبو، گیرتز و جاوه، فردیناندر و فانگ(افراد بومی گابون، کامرون و نواحی مجاور)، ارتنر و شرپاها، بوردیو در الجزایر، سالینز در اقیانوس آرام- همیشه یک دیالکتیک تکراری در زمینه تحقیق روی می دهد. در بحث عمومی نظریه ها بافت تجربی کار میدانی اغلب مورد فراموشی قرار می گیرد که این مسئله مایه شرمساری است زیرا تحقیقات مردم نگارانه یکی از مهمترین مسائلی هستند که در علوم انسانشناسی گنجانده شده اند و انتقال تجارب فرهنگی دیگر می تواند یکی از تأثیرات پایدار انسانشناسی در زندگی روشنفکرانه باشد.

این بیست و پنج انسانشناس-ادوارد تیلور، لوئیس هنری مورگان، فرانس بواس، امیل دورکیم، آلفرد کروبر، روث بندیکت، ادوارد ساپیر، مارگارت مید، مارسل موس، برانیسلاو مالینوفسکی، ای. آر. رادکلیف براون، لسلی وایت، ژولیان استیوارد، ماروین هریس، اِلنور بورک لی کاک، ادوارد ایوانزپریچارد، ویکتور ترنر، مری داگلاس، کلود لوی اشتراوس، کلیفورد گیرتز، جیمز فرناندز، شری اورتنر، پیربوردیو، اریک ولف و مارشال سالینز که نهایتاً انتخاب شده اند نمی تواند فهرست کاملی باشد بلکه می تواند نقطه شروعی برای تحقیق بیشتر، بحث کلاسی و تحقیق دانشجویی برای اندیشه ها و افرادی باشد که با ارائه بینش های فرهنگی خلاق و منحصر بفرد شان، انسانشناسی را شکل داده اند.

کتاب «زندگی و اندیشه بزرگان انسان شناسی» نوشته جری دی. مور و با ترجمه هاشم آقا بیگ پوری و جعفر احمدی  برای نوبت اول در سال ۱۳۹۱در ۴۲۴ صفحه از سوی انتشارات جامعه شناسان منتشر شده است.

اهدای کتابخانه شخصی خانم دکتر گیتی دیهیم به کتابخانه مجلس شورای اسلامی

 

اهدای کتابخانه شخصی دکتر دیهیم به کتابخانه مجلس
 

کتابخانه شخصی دکتر دیهیم، زبان شناس و استاد بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی به کتابخانه مجلس اهدا شد.

به گزارش روابط عمومی و امور فرهنگی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی علی اکبر زارع بیدکی مدیر بخش فراهم آوری کتابخانه با اعلام این خبر گفت:  دکتر گیتی دیهیم در سال 1391 مجموعه‌ای از اسناد و اشیای موزه‌ای خانوادگی خود را در دو نوبت به کتابخانه مجلس اهدا کرده بود و هم اکنون کتابخانه شخصی خود را که حاصل نیم قرن تلاش، فعالیت و تجربه اوست با بیش از 2500 جلد کتاب و مجلات قدیمی راهی کتابخانه مجلس کرد.

وی افزود: دکتر دیهیم، دکترای زبان شناسی خود را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرده است، سال‌ها استاد زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه‌های کانادا و دانشگاه شهید بهشتی تهران و عضو ناپیوسته زبان و ادب فارسی بوده است. آثار او عمدتاً در حوزه زبان فرانسه، منطقه قصران و زبان های باستانی می باشد.

زارع گفت: مجموعه استاد دیهیم به نوبه خود یکی از مجموعه‌های بی‌نظیر اهدایی در چند سال اخیر می‌باشد؛ با توجه به تخصص ایشان در زبان فرانسه انتظار می‌رفت این مجموعه از لحاظ موضوعی کتب زباشناسی را پوشش دهد، در حالی که مجموعه جمع‌آوری شده توسط ایشان موضوعات گسترده‌ای همچون کتاب‌های تاریخی، ایرانشناسی، علوم سیاسی، کتاب‌های هنری نایاب، ادبیات، موسیقی، کتب تخصصی زبانشناسی و فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌های تخصصی چند زبانه و کتاب‌های درسی قدیمی دهه 20 و 30 را شامل می‌شود.

وی تصریح کرد: همچنین از لحاظ زبانی، کتاب‌ها شامل زبان فارسی و زبان انگلیسی و فرانسه می‌باشند..

زارع گفت: در بین مجموعه کتاب‌های اهدایی، مجلات و نشریات تخصصی قدیمی همچون فصلنامه ادبیات و زبان‌های محلی ایران زمین، فصلنامه علمی پژوهشی اباختر، مجله آینده، نشریه لقمان به زبان فرانسه، فصلنامه مطالعات ترجمه، فصلنامه علمی فرهنگی مترجم، مجله زبانشناسی، فصلنامه تحقیقات تالش و ... دیده می‌شود.

مدیر بخش فراهم آوری کتابخانه مجلس همچنین گفت:‌ جدیدترین اثر استاد، کتاب داستان پزشکی از درمان‌های نخستین تا شگفتی‌های پزشکی نو، که توسط انتشارات آوای دانش گستر چاپ شده است نیز در دو نسخه اهداء شده است.

زارع در انتها گفت: با توجه به کمبود فضا در مخازن کتابخانه مجلس و پیرو صحبت‌های انجام شده با ایشان، کتاب‌ها پس از بررسی دقیق و مهر اهداء روی صفحه عنوان، به نام استاد ثبت و کتاب‌های مازاد به مراکز فرهنگی دیگر اهداء خواهد شد.

نمونه‌ای از کتاب‌های اهدایی ایشان به شرح زیر می‌باشد:

  • تاریخ اروپا برای سال پنجم دبیرستانها سال 1327
  • جغرافیا برای سال سوم دبیرستانها سال 1327
  • تاریخ عمومی و ایران برای سال سوم دبیرستانها نگارش جواد مجد زاده صهبا
  • کتاب زمین شناسی سال اول دبیرستانها سال 1319
  • راهنمای زبانهای ایرانی اثر رودیگر اشمیت
  • زبانشناسی کاربردی و علم آموزش زبان ترجمه گیتی دیهیم
  • لکنت زبان تولید و طرق معالجه آن بقلم عبدالوهاب  عبادی
  • کتابشناسی زبان و خط تهیه و تنظیم محمد گلبن
  • واژه های ناشناخته در شاهنامه نوشته علی رواقی
  • اخلاق اجتماعی یا دانش افزا تالیف شیخ محمد علی طهرانی نماینده دوره اول و پنجم مجلس شورای ملی
  • فرهنگ مردم بلوچ نگارش عبدالله ناصری
  • نوروز و بنیاد نجومی آن در همبستگی با تخت جمشید پژوهش یحیی ذکاء
  • رساله تدابیر شاه و وزیر تصحیح مهین دخت حاجیان پور
  • زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران نوشته ناصح ناطق
  • نوای گفتار در فارسی اثر تقی وحیدیان کامیار
  • داستان نویسان امروز ایران به انتخاب تورج رهنما
  • واژه های پرکاربرد فارسی امروز تالیف حمید حسنی
  • مقدمه ای بر موسیقی درمانی نوشته ژاکلین اشمیت پترز
  • تاریخ ادبیات نگاری در آلمان بررسی هفت اثر در تاریخ ادبیات زبان آلمانی
  • گویش الیکایی تالیف علیرضا شاه حسینی
  • طالش منطقه ای قومی در شمال ایران ترجمه دکتر مظفر امین فرشچیان
  • سرگذشت موسیقی ایران اثر روح الله خالقی
  • هنر در آسیای مرکزی تدوین گالینا پوگاخپکوا
  • ادیان ابتدایی تحقیق در توتمیسم نوشته دکتر جمشید آزادگان
  • جامعه ایلی در ایران اثر علی بلوکباشی
  • واژگان پایه و دستور زبان پایه تالیف مهدی ضرغامیان

معرفی تاریخچه تغییر خط فارسی ـ عربی

 

تاریخچه تغییر خط فارسی ـ عربی
 

تاریخچۀ تغییر خط در امپراطوری اسلام، کشورهای اسلامی و ایران در این کتاب بررسی شده است.

نویسنده موضوع تغییر خط را به سه بخش تقسیم نموده و با استفاده از آثار قبلی و دیگر منابع، در ضمن سه عنوان ذیل به تاریخچۀ تغییر خط فارسی ـ عربی پرداخته است: تاریخچۀ تغییر خط در امپراطوری اسلام، تاریخچۀ تغییر خط در کشورهای اسلامی و تاریخچۀ تغییر خط در ایران.

بخش اول کتاب پیرامون تاریخچۀ تغییر خط در امپراطوری اسلام است. اسلام پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام در مدت چند سال گسترش قابل ملاحظه‌ای کرد. این گسترش مناطق جغرافیایی جدید، باعث ایجاد امپراطوری برای اسلام شد. همین امر سبب رایج‌‌شدن خط عربی در بسیاری از مناطق و کشورها شد. پس از ورود اعراب مسلمان به ایران، در زمانی نسبتاً کوتاه خط پهلوی که در آن زمان خط نوشتاری بیشتر مناطق ایران بود، از کاربرد عمومی ساقط شد و حتی تا چند قرن خط یا زبان نوشتاری مردم ایران زبان و خط عربی شد و مردم ایران به زبان فارسی چیزی نمی‌نوشتند، مگر در گوشه و کنار و آن هم غیر قابل توجه.

در واقع و به طور رسمی و همه گیر از اواسط قرن ششم زبان فارسی در نوشتارها نمایان شد و اگر بخواهد خط فارسی بررسی شود، باید بدانیم خط فارسی کنونی از قرن ششم آغاز شده و پیش از آن فارسی‌نویسی کلاً رایج نبوده است و همۀ نوشته‌ها به زبان عربی نگاشته شده است. البته باید توجه داشت خطوط فارسی قبل از این و برخی نوشته‌های همانند شاهنامه فردوسی یا برخی کتاب‌های نادر قبل‌تر از آن به صورت استثنا به فارسی نگاشته شده‌اند و در فارسی‌نویسی در ایران عمومیت نداشته است.

بنابراین در این بخش به بررسی اجمالی تاریخچۀ تغییر خط ار ابتدای ظهور اسلام تا پیدایش صنعت چاپ پرداخته شده است و تمرکز آن در تغییرات خط عربی در قرن اول و دوم هجری است. البته قصد این بخش پرداختن به انواع خط و زیبایی خط یا سیر زیباشناسی خط نیست یا اینکه نمی‌‌خواهد تاریخچه و خاستگاه پیشین خط فارسی را مطرح کند، بلکه مقصود توجه به این نکته است که خط عربی ـ فارسی رایج امروزی همان خط ابتدایی صدر اسلام نیست و تغییراتی ره به غیر زیبایی آن متحمل شده است.

چون در این مقاله هدف فقط انعکاس تغییرات غیرزیباشناسی خط عربی بوده است، نویسنده چند صفحه از کتاب «در پیرامون خط فارسی» یحیی ذکاء را مبنا قرار داده و همان چند صفحه را توسعه و تکمیل نموده و تصاویر و پاورقی‌های سودمندی به آن افزوده است.

بخش دوم پیرامون تاریخچۀ تغییر خط در کشورهای اسلامی است. پس از اینکه امپراطوری اسلام از جهت حکومت مرکزی یکپارچگی خود را از دست داد و کشورهای مستقل اما مسلمان پدید آمدند، این کشورها پس از پیشرفت‌های قرون اخیر در اروپا و همچنین رواج صنعت چاپ، رویکردی انتقادی نسبت به خط عربی که خط رایج آن کشورها بود، پیدا کردند و همین رویکرد در چند کشور اسلامی سبب‌ساز تغییر خط عربی آنها به لاتین یا سیریلیک شد.

در اطراف این موضوع منابع اندکی به فارسی موجود است و صفحات اندکی دربارۀ آن نوشته شده است. دو اثر چند صفحه‌ای در این‌باره مطالبی را نوشته‌اند که یکی همان کتاب یحیی ذکاء است و دیگری فصلی از کتاب «از نیما تا روزگار ما» نوشتۀ یحیی آرین‌پور. برای این بخش صفحات اندکی از این دو کتاب مبنا قرار گرفته و سپس تکمیل شده است.

بخش سوم دربارۀ تاریخچۀ تغییر خط در ایران است که شامل سه دورۀ «تغییر خط میان ایرانیان خارج‌نشین» و نیز «دوران پس از تغییر خط در برخی از کشورهای اسلامی همسایۀ ایران» و در دوران سوم اواخر دهۀ سی شمسی است که «داغ‌ترین دوران بحث تغییر خط در ایران» می‌باشد، به طوری که این مباحث همه‌گیر و در اوج خود قرار گرفت. در انتهای این بخش به برخی رویداد‌های اخیر دربارۀ خط فارسی پرداخته شده است.

در پایان کتاب خط اختراعی نویسنده با عنوان «خط استادی» معرفی شده است که خطی است فنی و قابلیت استفاده در موضوعات فنی مثل فیزیک و شیمی و نیز ابزار تکنولوژی روز دنیا مثل کامپیوتر و موبایل و ... را داراست.

فهرست مطالب کتاب:

پیش‌گفتار

بخش اول: اندیشۀ تغییر خط در «امپراطوری اسلام»

بخش دوم: اندیشۀ تغییر خط در کشورهای اسلامی

بخش سوم: تاریخچۀ اندیشۀ تغییر خط در ایران

بخش چهارم: پاسخ به برخی از اشکالات پیرامون تغییر خط

خط استادی

این کتاب نگاشته کاظم استادی از سوی نشر علم در سال 92 منتشر شده است.

معرفی کتاب «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» از سوی کتابخانه مجلس

 

انتشار «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» از سوی کتابخانه مجلس
 

خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران تألیف غلام‌رضا راهپیما از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شد.

کتاب حاضر در شانزده فصل، حکایت پر مغزی است از هنرهای بزرگان این سرزمین پهناور که با تحقیق و پژوهشی بسیار گسترده در گنجینه‌های علمی، آموزشی و آفرینش‌های هنری در تمدن ایران، با تجربیات نویسنده در طول بیش از سه دهه تلاش و کوشش همه جانبه در حوزه خوشنویسی و کتاب‌ارایی فراهم آمده است.

فصل‌های کتاب به این قرار است:

ابزار و مواد خوشنویسی ؛ مرکّب  ؛ قلمدان  ؛ کاغذ  ؛ کاغذهای الوان  ؛ کاغذهای ابر و باد (ابری)؛ کاغذهای آهار مهره ؛ قطع و اندازه کتاب ؛ قطاعی (کاغذبری) ؛ روش به کار بردن ورق طلا ؛همنشینی نقش و تذهیب در خوشنویسی؛ قطعه سازی ؛ جلدسازی ؛ اصول و قواعد خط و خوشنویسی ؛ نگهداری، حفاظت و مرمّت اسناد و نسخ خطی؛ واژگان ؛کتابنامه ؛نمایه‌ها. دکتر محمد رجبی، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در مقدمه این کتاب نوشته است: در طول تاریخ بشر تمدن‌های بسیاری ظهور کردند و ایران به عنوان کشوری در چهارراه تمدن‌های بزرگ بشری، همواره در ادوار مختلف تاریخی خاستگاه تمدن‌ها و فرهنگ‌های غنی بشری بوده است. این سرزمین پهناور توانسته است یکی از درخشان‌ترین دستاوردهای تمدنی را به بشریت عرضه کند و در پهنای جغرافیایی گسترده‌ای تأثیرگذار باشد.

از جمله دستاوردهای ارزشمند و درخشان، هنر کتاب‌‌آرایی و کتاب‌سازی در تمدن ایران است که جلوه‌های بسیار ظریف آن، از هنر خوشنویسی و تذهیب گرفته تا قطعه سازی و جلدسازی و ده‌ها هنر وابسته‌ی دیگر، گواه بر رواج علم و دانش و کمال ذوق هنری مردم این سرزمین دارد.

ظهور اسلام و ورود آن به پهنه‌ی سرزمین ایران، نقطه‌ی عطفی در سیر تکامل و تطور این هنر بشمار می‌رود و کتاب آسمانی قرآن، بستری است برای این هنر شریف که ادامه‌ی روند رشد و تعالی آن را نیز میسّر ساخته است.

از جمله‌ پژوهش‌های ارزشمندی که پیرامون کتاب آرایی ایران و زیرشاخه‌های وابسته‌ی آن در دوران معاصر صورت گرفته است، کتاب حاضر با عنوان «خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران» اثر هنرمند فرهیخته استاد غلامرضا راهپیما است که حاصل سال‌ها تجربه، ممارست، تلمذ، عشق و اندیشه‌ی اوست.

فصول شانزده گانه این اثر گرانقدر، کشکول جامعی از اسباب و ابزار و ارکان و ابواب مختلف و مراحل خلق یک اثر هنری است. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی خشنود است که در چاپ و نشر این اثر ارزشمند هنری که هم‌چون اثر فاخر گذشته ایشان – کتاب «از الفبا تا هنر»- در زمره‌ی کتب مرجع و مأخذ هنر خوشنویسی به شمار می‌آید، سهمی از دین خود را به ساحت قدسی هنر و فرهنگ ایران اسلامی ادا می‌نماید.

برای این استاد فرهیخته‌ی گرانقدر که عمری را صرف ترویج و اشاعه هنر خوشنویسی و پژوهش در این راستان نموده است، آرزوی سلامت و توفیق روزافزون می‌نماییم.

سخن دراز کشیدیم و هم‌چنان باقیست     که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال

خوشنویسی و کتاب‌آرایی در ایران تألیف غلامرضا راهپیما از سوی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در سال 93 و در 365 صفحه منتشر شده است.

معرفی جلد ضربی (از تیموری تا قاجار)، از معصومه محمدی دشتکی

 

جلد ضربی (از تیموری تا قاجار)/ معصومه محمدی دشتکی
 

در این مقاله به بررسی جلدهای  ضربی ساخته شده در دورهای تیموری، صفوی و قاجار، پرداخته می شود.

آشنایی با تاریخ جلد سازی در جهان اسلام نسخه شناسان را در دریافت ارتباط میان جلد ونسخه یاری میکند. همچنین شناخت فنون جلدسازی و نوع مواد به کار رفته در جلدها و بررسی آرایه ها، شاخص هایی را برای شناخت هرچه بهتر مکتب وسبک های مختلف در هر دوره ارائه می دهد ودر دستیابی به سرچشمه های جلدسازی اسلامی نقش مهمی را ایفا می کند. در این مقاله  ابتدا به بیان تاریخچه ای هرچند کوتاه و مختصر در تاریخ جلد وجلدسازی و مواد وعناصر تشکیل دهندۀ جلد به طور اعم و سپس به جلد ضربی و  ارائۀ نمونه های بارزی از جلدهای ضربی موجود در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به طور اخص پرداخته خواهد شد.

کلیدواژه: نُسَخ خطی. جلد، جلد ضربی .روغنی ولاکی، صفوی، تیموری، قاجار

مقدمه                  

تاریخ جلد کتاب بی‌گمان عمری همسان با خود کتاب دارد که به صورت صفحه‌های مرتب و متوالی فراهم می‌آمده است. کهن‌ترین نسخه‌های مجلَّد روایت قبطی انجیل بوده که طی شش قرن بعد از میلاد در مصر تهیه شده است، به‌طوری که از قرار دادن چند لایه پاپیروس، دفته‌های جلد را می‌ساخته و بر روی آن چرم می‌کشیده و دو دفته را با تسمه‌های چرمی به هم می‌بسته است . در جهان اسلام نیز، از نخستین سال‌های خلافت، جلد کتاب شناخته شده بوده است. از امام علی (ع) نقل شده است که فرمود: ابوبکر اولُ مَن جَمَع القرآن بین اللوحین (. "لوحین" در این روایت دقیقاً همان "دَفâتین" است که دو طبله یا دو طرف جلد را نشان می‌دهد. تفسیری هم که از "صُحُف" و "مصْحَف" شده است و اولین واژه را صرفاً به اوراق و دومین کلمه را به کتابی که اوراق آن پیاپی و متوالی باشد تعبیر کرده‌اند حاکی از آن است که جلد کتاب در نخستین قرون تاریخ اسلام نیز شناخته ‌شده بوده است.

آثار علمی دانشمندان پس از کتابت در اوراق، به علت آسیب پذیری در مقابل حوادث طبیعی و مرور زمان نیازمند حفاظ های مقاوم تر از کاغذ بوده است که این مهم عموما به وسیله جلدهای محکم و استوار ساخته شده از مقوای محکم و خوب و نازک و پوست حیوانات تأمین می شده است. بنابراین هنر کتاب سازی نسخه های خطی با صحافی و جلدسازی تکمیل می شد، زیرا جلد حافظ اوراق کتاب از آسیب های احتمالی است. با گذشت زمان و به مدد ذوق هنرمندان باسلیقه و نوآوریهای آنان، آثار ارزنده ای در سبک های مختلف هنری به وجود آمد که برخی از آنها در مجموعه های نفایس خطی دنیا به یادگار مانده است.

نگاهی برجلد وجلدسازی

با صحافی،مراحل ساخت نسخه به پایان می رسد.در این هنگام نسخه خطی دارای جلد می شود،یعنی«مجموعه عناصری که از بیرون دسته جزوهای صحافی شده را محافظت می کند و معمولا دارای دو دفه و یک عطف است.» می توان گفت هنر کتاب سازی و صحافی در تولید کتاب  ونسخ خطی با عمل صحافی تکمیل می گردد، چون مسوولیت حفظ اوراق کتاب بر عهده صحاف است.صحافی هنر چندین صدساله است که جهت محافظت دست نوشته ها، توسط هنرمندان با سلیقه و سبک های مختلف آثار ارزنده ای به یادگار گذاشته اند. این هنر تا به امروز دوام یافته است، اگر چه در زمان قاجار تحت تأثیر صحافی فرنگی دچار تغییراتی شده ولی تا به امروز ادامه دارد وهم اکنون این شیوه صحافی  ووصالی سنتی تنها در کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی هنوز در جریان است. منظور از جلدسازی کتابها تنها، حفظ کتاب نبوده است که یکی از توابع کتاب به شمار آید، بلکه جلد سازی خود فن وهنر مستقلی بوده است که گهگاه آثارهنری بسیار عالی در آن متجلی می گردید.

مسلمانان در ایران جلد سازی را از قرون اولیه هجری می دانستند و آن را به صورت ساده و ابتدایی می ساختند. به طوری که ابن ندبم می گوید:«جلد های کتاب در ابتدا از چرم هایی که توسط آهک دباغی می شد، تهیه می گردید ودر نتیجه این پوست ها خشک بود، سپس در کوفه پوست هایی با خرما دباغی می شد که موجب نرمی و ملایمی جلد ها می گردید.»

قدیم ترین جلدهای ایرانی مربوط به اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. هنر جلدسازی در قرن نهم هجری به وسیله جلدسازان و صحافان مکتب هنری هرات به اوج خود رسید و به صورت یک هنر ایرانی در آمد. در این دوره صحافان کتابخانه ها بهترین و زیباترین کتابها را با خط بسیار زیبا وبا مذهب کاری و نقاشی و جلدهای قیمتی به وجود آوردند و این نتیجۀ جنبش هنری بود. در این دوره ما شاهد خلق شکل ها و قالب های هنری فراگیر در سراسر بخش های عظیم جهان اسلام هستیم.

سرپرست صنعتگران هرات،خوشنویسی بود به نام جعفر تبریزی که گزارش هایی برای بایسنقر تهیه می کرد ودر یکی از این گزارشها به تاریخ 831 ه.ق که هم اکنون در موزه توبقاپی سرای استانبول نگهداری می شود، در چهار مورد به هنر جلدسازی اشاره کرده است.در دوره صفویه جلد کتاب با اشتیاق بیشتری تزئین می شد وطلا کاری آن نسبت به قرن 9هجری بیشتر بود.و بعضی از طرح های تزئینی، کلیه سطح جلد را می پوشانید .در مواردی دیگر،طرح تزئینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمت های دیگر قرار داشت.

از قرن 11 هجری به بعد، ترکیب طرح ها ظرافت خود را از دست داد و خطوط خشن تر شد.عصر قاجاریه خاصه زمان فتحعلیشاه دوره استیلای هنر اروپا و کاربرد رنگ های نسبتا خام است.جلد کتاب در این دوره ادامۀ اسلوب صفوی است، اما رواج جلدهای روغنی بیشتر بود و تزئینات و طرح ها معمولا طرح های گل طبیعی است که با رنگ های روشن نقاشی شده است.

روش تجلید

در بین جلدسازان، همانند هنرمندان دیگر رشته های هنری، اصطلاحات خاصی متداول شده است.اهم این اصطلاحات عبارتند از: دفه یا طبله، شیرازه و شیرازه بندی، عطف، سرطبل و قولق یا لفافه، و محفظه.م. 
برای تهیه جلد در انواع مختلف روش‌های متنوعی وجود دارد: 
۱. جلد ضربی: برای ساخت جلد ضربی، ابتدا روی زمینه چرم می‌کشند، سپس با فلز منقوش روی چرم می‌کوبند تا چرم حالت نقش برجسته بگیرد.
۲. جلد سوخت: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، فلزی که حاوی نقش دلخواه است، داغ می‌کنند و با فشار بر چرم جلد، نقش برجسته بدست می‌آید.
۳. جلد لاکی: روی زمینهٔ مقوایی، یک لایه روغن شفاف زده، سپس با رنگ و روغن روی جلد را نقاشی کرده و نهایتاً روی آن لاک می‌زنند. (روش پاپیه‌ماشه)

۴. جلد موجی: در این نوع جلد، ترکیبی از قلع و سریشم را روی زمینه زده و بعد از خشک شدن روی آن را با سنگ صیقلی براق می‌کنند.


۵. جلد زرکوب: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، طرح یا نوشته موردنظر را کلیشه کرده و به‌وسیله آن طرح را با بکار بردن ورقه‌های طلا روی جلد پرس می‌کنند

جلد ضربی

دوره تیموری

جلد ضربی یا کوبیده یا منگنه، عنوان جلدهایی است که اثر نقوش سرترنج، ترنج ، جدولهای متنوع و لچکی به وسیله قالبهای فلزی را داراست. (عظیمی، حبیب الله .اصول و مبانی نسخه شناسی در کتب خطی سازمان استاد و کتابخانه ملی اسلامی ایران، 1389).

جلدضربی:اساس افزارهای پرنقش و نگار، فشار در جلدهای چرمی داده میشود و با ترنجهای پرگل و برگ عرض وجود کند. (هروی، مایل، لغات و اصطلاحات فن کتابسازی، انتشارات :بنیاد فرهنگ ایران 1352).

در ایران اسلامی، بی‌گمان، فن جلدسازی پا به پای دیگر زمینه‌های کتاب‌پردازی و نسخه‌آرایی پیش رفته است. ابن بادیس در عمده‌الکُتّاب از ابزار صحافان و جلدسازان خراسان یاد کرده که خود نشان از رونق و شهرت فن تجلید خراسانیان در جهان اسلام در سده پنجم هجری دارد. رشیدالدین فضل‌الله همدانی نیز که جلدسازان ربع رشیدی را به ساختن جلدهای استوار و محکم سفارش می‌کند ، از اهمیت و رواج صنعت جلدسازی در ایران حکایت دارد. با این همه، امروزه از جلدهای مجلِّدان ایرانی که پیش از سده 8 ق. ساخته و پرداخته شده باشد و چگونگی صنعت جلدسازی ایرانی را نشان دهد چیز زیادی در دست نیست. آنچه مسلم می‌نماید این است که در میان جلدسازان ایرانی، هم ساختن جلدهای چوبی ـ که دفتین آنها از چوب سرو ساخته می‌شده ـ و جلدهای چرمی معمول بوده است.

دو نمونه از جلدهای بازمانده ایرانی از نسخه‌های قرآن، که در نیمه نخست سده 8 ق. فراهم شده ، حاکی از آن است که پیش از قرن 9 ق. جلدهای مشهور به ضربی یا مشته‌ای در میان صحافان ایرانی شناخته شده بوده است، اما رونق جلدسازی در کتاب‌پردازی ایرانی به قرن 9 ق. می‌رسد. در این دوره که حرفه‌ای به نام مجِلّدی در مرکز حکومت تیموریان ـ یعنی هرات ـ مرسوم بوده و در عصر تیموری به آن توجه شده از رواج گسترده و وسیع صنعت صحافی خبر می‌دهد. در کتابخانه‌های شاهزادگان تیموری نیز جلدسازان ورزیده‌ای چون قوام‌الدین تبریزی به کار جلدسازی مشغول بوده‌اند. وی از جمله صحافانی بود که منبّت‌کاری را در جلدسازی ایرانی وارد کرد . در همین دوره است که جلدساز با همکاری نقاش به ساختن جلد اهتمام کرده و صنعت را با هنر در جلدسازی ایرانی درآمیخته و گونه‌های هنری جلد را در حوزه صحافی پدید آورده‌اند.

هنر جلدسازی در قرن نهم هجری به وسیلۀجلدسازان و صحافان مکتب هنری هرات به اوج خود رسید و به صورت یک هنر ایرانی در آمد.در این دوره صحافان کتابخانه ها بهترین و زیباترین کتابها را با خط بسیار زیبا وبا مُذَهَب کاری و نقاشی و جلدهای قیمتی به وجود آوردند و این نتیجه جنبش هنری بود.

دوران اوج و عظمت این هنر سنتی به چه عصری از تاریخ ایران باز می گردد. دوران شکوفایی و عظمت هنر جلدسازی در ایران در عهد تیموری و مربوط به قرون ۸ و ۹ هجری قمری است در این دوران به دستور شاهرخ و سپس فرزندش بایسنقر میرزا جمع زیادی از هنرمندان در شهر هرات گرد هم آمده و «مکتب هرات» را تاسیس کردند و از صحافان و جلدسازان چیره دست و ممتاز این دوره می توان از استاد قوام الدین مجلد تبریزی نام برد که به دعوت بایسنقر میرزا حاکم هنردوست ایران از تبریز به هرات عزیمت کرد و تا آخر عمر در کتابخانه سلطنتی این شهر به هنر و حرفه خویش ادامه داد. هنر سوخت و معرق کاری و ضربی در عهد این ۲ شاهزاده تیموری به اوج خود رسیده است.این هنرهای سنتی و ظریف تا قرن یازدهم هجری شمسی در کمال بود و در اواخر دوره صفویه به تدریج کمرنگ شد و کیفیت و رواج خود را از دست داد و در دوره قاجاریه جای خود را کاملا به جلدهای لاکی و روغنی سپرد

در این دوره ما شاهد خلق شکل ها و قالب های هنری فراگیر در سراسر بخش های عظیم جهان اسلام هستیم.سرپرست صنعتگران هرات، خوشنویسی بود به نام جعفر تبریزی که گزارش هایی برای بایسنقر تهیه می کرد ودر یکی از این گزارشها به تاریخ 831ه.ق که هم اکنون در موزه توبقاپی سرای استانبول نگهداری می شود،در چهار مورد به هنر جلدسازی اشاره کرده است.در دوره صفویه جلد کتاب با اشتیاق بیشتری تزئین می شد وطلا کاری آن نسبت به قرن 9هجری بیشتر بود.و بعضی از طرح های تزئینی،کلیه سطح جلد را می پوشانید .در مواردی دیگر،طرح تزئینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمت های دیگر قرار داشت.

قدیمی‌ترین جلد کتاب در دوره اسلامی متعلق به مصر است که متعلق به قرن دوم هجری است. در دوره سلجوقیان هنر تجلید همراه با تذهیب رونق گرفت و از کاغذ و مقوا در جلدسازی استفاده شد .در دوره تیموریان هنر تجلید رواج داشت و بهترین کارهای صحافی و تجلید کتاب متعلق به این دوره است و در هرات این هنر بحد کمال رسید. قسمت خارجی جلد معمولاً دارای تزئینات فشاری است و بخش‌های داخلی، طرح‌های بریده شده روی زمینه آبی قرار دارد و عناصر تزئینی به صورت ترنج و گل و گیاه است و حیواناتی چون عنقای چینی دیده می‌شود. در این دوره بجای نقوش هندسی، مناظر طبیعی و حیوان و پرنده در نقش جلد با کمال دقت ترسیم می‌شود. غیر از هرات، مشهد، سمرقند، مرو، بلخ، نیشابور، شیراز و تبریز نیز از مراکز این فن بوده‌اند. در دوره صفوی این شیوه ادامه یافت و برای نقش در تذهیب، از روش ضربی (فشاری) و برای آستر جلد و چرم جلد از کاغذ روغنی استفاده می‌شد

مشهورترین و متداول‌ترین جلدهایی که در عصر تیموری توسط جلدسازان ایرانی فراهم می‌شده عبارتند از :

1- جلد روغنی، که گونه‌ای بسیار زیبا از جلدهای ایرانی است و در ساختن آن جلدساز به همراه نقاش و مُذَهّب و گاه با همکاری خوشنویس مشارکت داشته است. برای ساختن این گونه جلد، صحاف نخست دفته‌های جلد را ـ که از چرم، تخته چوب نازک، پارچه نخی ضخیم، یا مقوا بوده است ـ به اندازه قطع کتاب فراهم می‌آورده و روی و پشت هر دو دفته را گاهی بوم و گاهی مَرْغَش می‌زده و بر روی بوم، متناسب با محتوای کتاب، نقاش به تذهیب و نقاشی می‌پرداخته یا خطاط به نوشتن کتیبه‌های متناظر در چهار طرف آن اهتمام می‌کرده است. سپس چند بار روی آن را روغن کمان می‌زده‌اند تا لایه‌ای از این روغن روی نقاشی یا تذهیب و یا کتیبه‌های خط را بپوشاند.

2جلد ضربی، که، در آن، جلدساز نقوش روی دفته‌های جلد را به شیوه ضربی یا کوبیده تعبیه می‌کرده است. طرز ساختن آن به این‌گونه بوده که ابتدا دو قطعه فلز برنجی را ـ که اصطلاحاً یک جفت "نر" و "ماده" نامیده می‌شده است ـ تهیه می‌کرده و طرح نقش‌های مورد نظرش را با قلم مو و با مرکب ساده یا الوان بر روی آنها می‌کشیده، سپس قلمزن یا حکاک بوم برنج را با قلم و چکش خالی می‌کرده است تا نقش‌های طراحی شده برجستگی پیدا کنند. آن‌گاه، جلدساز آن دو قطعه برنج را داغ می‌کرده و آنها را با ضرب چکش روی چرمی، که قبلاً برای کتاب مورد نظر بریده و در آب نم کرده، می‌کوبیده است به‌طوری که نقش قالب‌های برنجی بر روی چرم منعکس می‌شده و نقاش این نقش‌ها را با زر یا ورق طلا می‌آراسته است. گفتنی است که شکل قالب‌های برنجی به‌صورت‌های ترنج (که در وسط جلد قرار می‌گرفته)، سرترنج (که متصل به ترنج در بالا و پایین ترنج قرار داده می‌شده)، لَچَکی یا گوشه (که در چهار کنج جلد قرار می‌گرفته) و گاه قالب‌هایی به‌شکل کتیبه (که در میان فاصله لچکی‌ها قرار داشته) تعبیه می‌گردیده است.

3. جلد مُعَرَّق، که در عرف جلدسازان عهد تیموری همان جلد منبت‌کاری شده بوده آن را برای نخستین بار قوام‌الدین تبریزی برای جُنگ شاهزاده بایسنقر میرزا ساخته است. در این گونه جلد، چون صحاف با کنار هم نهادن رگه‌های متعدد چرم‌هایی مانند تیماج، ساغری، و جز آن ـ که دارای رنگ‌های گوناگون بوده‌اند ـ جلد را می‌ساخته، به جلد معرق (رگْدار) شهرت یافته است. روش ساختن آن به این گونه بوده است که مذهّب، نخست، طرح نقش‌های مورد نظرش را بر روی چرم می‌کشیده و سپس جلدساز با آلتی بُرنده به نام نقش‌بُر، بوم چرم را از نقش‌های طراحی شده جدا می‌کرده و آنها را بر روی قطعه چرمی دیگر - که غالباً دارای رنگ تیره و سوخته بوده ـ می‌چسبانیده است، به آن گونه که میان قطعه‌های منقّش جدا شده و قطعه چرم زمینه هیچ‌گونه برجستگی و درزی دیده نمی‌شده و مجموعه آنها مانند قطعه چرمی ساده و هموار می‌نموده است. این گونه جلد از شاهکارهای جلدسازی ایرانی محسوب می‌شده و پس از تیموریان در دوره صفویان نیز رواج داشته است.

جلدهای نفیس روغنی، ضربی، معرق، و صدف‌کار، بیشتر برای نسخه‌هایی تهیه می‌شد که خاص کتابخانه‌های سلاطین و وزیران و دیگر اعیان عصر بود. اغلب نسخه‌های متداول در مراکز آموزشی و نسخه‌های مربوط به دانشمندان و اهل علم، به‌صورت عادی، با جلد چرمی و احیاناً با چرم و مقوا صحافی می‌شد.

4. جلد پارچه‌ای، که علاوه بر جلدهای مذکور، در عصر قاجاریه گونه‌های این نوع جلد نیز رواج فراوان داشت. یک نوع آن را، که به "جلد ترمه‌ای" شهرت یافت، با پارچه ترمه می‌ساختند و بیشتر کتب ادعیه و بیاض‌های ادبی را در دوره قاجار با این گونه جلد صحافی می‌کردند.

5. جلد کاغذی، که در عصر قاجار رواج یافت، از کاغذهای ابری فرنگی‌ساز و حتی کاغذهای طوقی سیگار برای ساختن آن استفاده می‌شد. در همین دوره بود که محمدتقی صحافباشی به فرنگ رفت و روش جلدسازی فرنگی را فراگرفت و در ایران به ساختن جلدهایی اهتمام کرد که به جلد فرنگی یا جلد فرنگی‌ساز شهرت یافت.

مثال:نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*قران مجید (ش.117) جلد تیماج ضربی باترنج و سر ترنج به طرخ اسلیمی ونقوش ختایی زرین ،حاشیه قلمدانی.

دون جلد:سوخت معرق ترنج نما،دارای حاشیه قلمدانی معرق زرین،ساخت جلد در قرن 9ه.ق

*قران (ش.418) تاریخ تحریر قرن 9ه.ق،

جلد تیماج ضربی لبه دار،بیرون با حاشیه و گوشه و ترنج زرین. درون جلد:باترنج و لچکی وحاشیه باریک زنجیره ای لبه ی یک طرف با حاشیه و کتیبه ی ثلث زمینه زرین ومزین به گل و طرف دیگر با حاشیه ی باریک زنجیره ای و ترنج و لچکی ضربی معرق.

واقف:شیخم سوداگر

*غرائب القران و رغائب الفرقان(ش1494)-جلد تیماج ضربی قرن 9ه.ق

*کشف الغمه(ش2125)-میشن ضربی قرن 9ه.ق

دوره صفویه

در عصر صفوی، جلدهای ضربی و روغنی در اوج کمال ساخته می‌شده است. بیشتر جلدسازان دوران صفوی نه تنها جلدساز بوده‌اند، بلکه با نقاشی، تذهیب، و دیگر هنرهای کتاب‌آرایی نیز آشنایی داشته‌اند. ابوالمعصوم میرزا ، صحاف مشهور آن عصر، خود مقّوا ساز و افشانگر بود . مولانا محسن جلدساز از آشنایان به فرهنگ و از "ندیمان" کتابخانه شاه طهماسب صفوی به‌شمار می‌رفت. عده‌ای از صحافان این دوره مانند میرحسین قزوینی، قاسم بیک تبریزی، محمدزمان تبریزی، و ملاقاسم علی جلدهایی ساخته بودند که شهرت آنان را از مرزهای ایران عهد صفوی فراتر برده بود. توجه به جلدسازی و هنر زیبا ساختن کتاب در زمان شاه‌طهماسب صفوی به اوج کمال رسید. روی جلد را به‌طریق زرکوب، طلا پوشش می‌دادند و پشت جلد را معرق می‌ساختند و با گل و بوته و درخت و باغ و صحرا و جانور و سیمرغ و اژدها و پرندگان و آهو هنرنمایی و رنگ‌آ‌میزی می‌کردند. امروزه جلد را از مقوا می‌سازند، البته در مواردی روی آن‌را با کاغذ و یا پارچه و چرم می‌پوشانند. قدمت جلد و جلدسازی به قدمت خود نوشتن است. حتی کتیبه‌های آشوری بر روی لوح گلی نیاز به پوشش حفاظتی داشت. اما قدمت جلد در شکل متداول امروزی به اوایل مسیحیت می‌رسد. کار خطاط و تذهیب کار کتاب و قرآن با عمل صحافی و جلدسازی تکمیل می‌شود. در جلدسازی تزئین منحصر به جلد خارجی و لبه آن نیست. بلکه قسمت داخلی آن نیز معمولاً نقاشی می‌شود. . در این دوره طلاکاری بیش از دوره تیموری بکار می‌رفت. در دوره صفوی از فشار دست برای تجلید و پرس استفاده نمی‌شد بلکه ازقالب‌هایمسی وفولادیاستفادهمی‌شد. در زمان شاه‌طهماسب جلد لاکی معمول بود، که ابتدا روی مقوا یا چوب نازک یک لایه نازک لاک می‌گرفتند. سپس لایه‌ای گچ که طرح تزئینی با آب و رنگ روی این زمینه نقاشی می‌شد و برای حفاظت نقاشی، روی آن را با چند ورقه لاک می‌پوشاندند.

مثال: نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*کلیات سعدی کجلد میشن عنابی ضربی با ترنج و سرترنج و چهار لچکی که با نقشهای ختایی در زمینه زر و دارای دو جدول زرین.درون جلد:تیماج قهوه ای با یک ترنج و دو جدول زرین،تاریخ ساخت قرن 10ه.ق

*جزوه مترجم قرانی(ش.413)

جلد تیماج قرمز ضربی،با ترنج و سرترنج و درون ترنج کلمه«لا تقنطوا من رحمه الله»ساخت قرن 10ه.ق

*تفسیر کلمه تهلیلیه(ش 1261)-جلد تیماج ضربی-قرن 10 ه.ق

*اسباب النزول(ش 1438)-جلد تیماج ضربی قرن 10ه.ق

*المقنعه(ش2619)-تیماج ضربی-قرن 10ه.ق

*الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه(ش2737)-جلد ضربی زرکوب قرن 10ه.ق

*المطالب المظفریه فی شرح رساله الجعفریه(ش2781)-میشن ضربی قرن 10ه.ق

دوره قاجار

در نیمۀ دوم سدۀ دوازدهم هجری،کریم خان پس از یک دوره نابسامانی اجتماعی ایران که به دلیل ضعف و بی کفایتی حاکمان بود ،آرامشی نسبی در ایران برقرار ساخت. نتیجۀ آن دلجویی و حمایت هایی دلگرم کتتده از هنرمندان بود؛با وجود این آثار به جای مانده از این دوران بسیار کم است.در سدۀ سیزدهم هجری با استقرار حکومت سلسلۀ قاجار و ایجاد آرامش و شروع دوبارۀ یک دوره سازندگی و تلاش،هنر ایران بار دیگر  واین بار با چهره ای خاص و ویژگی های مختص به خود ظهور یافت. جلد روغنی و ضربی پس از صفویه نیز توسط جلدسازان ایرانی ساخته می‌شد. در عصر افشاری، جلد روغنی با زمینه مَرْغش رواج بیشتری داشت. در دوره قاجاریه، گونه دیگری از جلد روغنی توسط یکی از روحانیان آن عصر به نام آقا ابوطالب مدرّس ساخته شد که به جلدِ "ابریِ ابوطالبی" شهرت یافت. در این‌گونه جلد روغنی، کاغذ ابری بر روی مقوا کشیده می‌شد و سپس روی کاغذ ابری نوعی تذهیب ـ که به تذهیب شانه‌ای شهرت داشت ـ ترسیم، و سپس روی آن با روغن کمان پوشانده می‌شد

¢    عصر قاجاریه وبه‏ویژه در زمان فتحعلی شاه‏ دوره کاربرد رنگ‏های نسبتا خام است.در واقع جلد کتاب‏ در این زمان ادامه شیوه‏ی صفوی است.در این دوره رواج‏ جلدهای روغنی بیشتر است و تزیینات و طرح‏ها عمدتا طرح‏های گل طبیعی است که با رنگ روشن نقاشی شده‏ است.

¢    جلد های روغنی یا لاکی :از جمله جلدهایی که بیشتر نگارش  های فارسی ،مجلد به آن است ،جلدی است  که از سده نهم توسط جلد سازان وضع شده ورفته رفته فزونی گرفت و در سده های دوازدهم وسیزدهم به اوج کمال رسید. در عصر تیموریان از نقوش گل وبوته و طیور و وحوش استفاده میشد،ولی در عصر صفویه و قاجار به سوای نقوش مذکور،از نقوش صورت وپیکر انسان .مجالس رزم وبزم نیز به کار گرفته شد وگاه آیات،اخبار واشعاری به مناسبت موضوع کتاب نیز به جای نقوش مذبور در جلدهای روغنی دیده میشود.

¢    جلد ترمه:برخی جلدسازان عصر زندیه وقاجاریه به بعد برای روکش جلد دیوانها،بیاض ها،نسخه های ادعیه از ترمه منقش به اشکال بوته جقه با خطوط پهن حاشیه مانند استفاده می نمودند.

¢    جلد مخملی:جلدهایی که از پارچه مخمل برای روکش مقوا استفاده شده باشد.و بیشتر از قرن 13شایع شده است.

¢    جلد شبرو:به معنای بزغاله،پوست بزغاله ویا پوست نازک گوساله که جلد سازان عصر قاجار برای روکش جلد از آن سود برده اند.

¢    در واقع با افزایش ساخت جلدهای روغنی بر جلدهای‏ سوخت در دوره زندیه و قاجار،بیشترین قرآن‏های نفیس و کتاب‏های مصور و غیر مصور دیگر با جلد روغنی عرضه‏ می‏شد.در این دوره با انواعی از جلدهای روغنی روبه‏رو هستیم.

در دوره قاجار در زمان چاپ کتاب سنگی، صحافی به‌صورت فرنگی‌ساز متداول‌تر شد، به‌طوری که اغلب کتاب‌های چاپ سنگی را با مقوا، روکش کاغذی ـ که بر روی آن نام کتاب چاپ می‌شد و احیاناً تصویری متناسب با محتوای کتاب داشت ـ و عطف پارچه‌ای (و گاه کاغذی) صحافی و بعضی را نیز با مقوا و روکش چرمی جلد می‌کردند. با رواج چاپخانه‌های نوین، جلد کتاب نیز به روش فرنگی، به دوگونه رواج عام یافت: یکی جلد شمیزی که به نام جلد نرم نیز شهرت یافته است و دیگری جلد مقوایی که به نام جلد سخت نامیده می‌شود. گاه هریک از این جلدها دارای روکش هم هست، و آن پوششی کاغذی است که به‌منظور محافظت جلد یا زیبایی آن بر روی جلد کشیده می‌شود، و چون پهنای آن بلندتر از اندازه جلد است، دارای دو لبه برگردان است که به‌صورت تاخورده در داخل جلد و بدنه کتاب جای می‌گیرد.

نگاهی به جلدسازان و صحافان ایرانی:

آقا(استاد آقا).وی از نقاشان دوره قاجار است که در تزیین جلد روغنی مهارت داشته است.از آثار او می‏توان به‏ تزیین جلد چهارم کتاب الف لیله که هم‏اکنون در کتابخانه‏ی کاخ موزه‏ی گلستان است،اشاره کرد.این جلد از کارهای استاد غلامعلی است که مجلس بزمی را روی‏ آن تزیین کرده و رقم سازنده نیز چنین است«به دستیاری‏ استاد کل فی الکل جان‏نثار درگاه جهان‏پناه استاد آقا سمت اتمام پذیرفت-آقا طالب.جلدساز و صحاف دوره‏ی قاجار در زمان‏ پادشاهی فتحعلی شاه.از آثار او یک جلد قرآنی است) خط زین العابددین عبد النبی قزوینی محدث در سال 1222 کتابت و در سال 1223 هـ.ق.جلدسازی شده است.

-ابو القاسم.نقاش و جلدساز که صاحب کارگاه(کارخانه)بوده و از آثار وی‏ تابلوی بزرگ رنگ‏روغنی است با رقم«در کارخانه آقا ابو القاسم سنه 1272» -ابو القاسم موسوی حسینی.وی از صحافان قرن سیزدهم و دوران‏ فتحعلی شاه قاجار است که جلد صحیفه سجادیه‏ای که به خط فخر الدین‏ احمد بن سلطان محمد تبریزی در سال 1087 هـ.ق.می‏باشد،به فرمان میرزا محمد حسن مستوفی الممالک در سال 1252 ساخته است.(آتابای،ص 326 فهرست کتاب‏هاب دینی)،اثر دیگر وی،جلد قرآن شماره 38 کتابخانه ملک‏ است که تاریخ 1238 هـ.ق.را دارد.

-احمد.وی از نقاشان،قلمدان‏سازان و جلدسازان دوره فتحعلی شاه قاجار است.از آثار وی می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

-قلمدان جنگی که تصویر جنگ چالدران بر آن نقش بسته با رقم«احمد 1211».

-جلد روغنی کتاب نفیسی از کتاب‏های کتابخانه‏ی کاخ‏موزه گلستان که‏ تصویر مجلس شعر است با رقم«رقم داشت احمد 1231».

-جلد استادانه مرقعی که در حراج پاریس به فروش رفته و تصویر آن در کاتالوگ ملی آن حراج چاپ شده با تاریخ«بتاریخ هشتم شهر شوال المکرم‏ 1237»(هـ.ق.)

-احمد نقاشباشی.وی از نقاشان و جلدسازان قرن سیزدهم دوره قاجار است.از آثار او جلد قرآنی است به خط تبریزی در سال 145 هـ.ق.که وی‏ در سال 1237 هـ.ق.ساخته است .احمد نقاش کاشانی.وی برادر میرزا علی اکبر نقاش بوده و قلمدان و جلد قرآن می‏ساخته است.در جنگ جهانی اول به طرح نقش فرش روی آورده و قالی‏هایی که با نقشه میرزا احمد بافته،بسیار نفیس است

- حیدر علی نقاش.جلدساز و نقاش قرن سیزدهم.از آثار او به نقل از بدری‏ آتابای جلد مرقعی است به خط حسن بن میرزاد محمدو حسینی در 1283 هـ.ق. و با نقاشی محمد باقر در 1192 هـ.ق.و محمد صادق.در این جلد پیکره شیخ‏ بهایی و میرفندرسکی نقش شده است..

- درویش صحاف‏باشی میرزا ابراهیم خان.وی از صحافان و مجلدان عهد قاجاری ملقب به صحافباشی است.

- عبد الرشید.وی از جلدسازان و رنگ و روغنی‏کاران سده‏ی سیزدهم هـ. ق.است.از آثار وی جلد لایه چینی گل و مرغی یک نسخه تذکرة الاولیاست یا رقم«عبد الرشید 1252».

-علی.از صحافان و وراقان قرن سیزدهم که کارش جلد قرآنی است به خط ام سلمه دختر فتحعلی شاه قاجار که رقم علی و تاریخ 1241 دارد.

- علی اشرف.از جلدسازان دوره فتحعلی شاه قاجار است که در جلد روغنی‏ استاد بوده و از جمله کارهای وی قرآنی است به اندازه نیم ورقی.

- علیرضا-حسینی قاینی.نقاش، جلدساز و قلمدان‏ساز اوایل قرن سیزدهم ه .ق.است.برادر میرزا محمد علی خطاط می‏باشد.از آثار این دو برادر می‏توان به یک‏ نسخه قرآن اشاره کرد که خط و تذهیب آن‏ را انجام داده‏اند که در کتابخانه کاخ‏موزه‏ گلستان نگهداری می‏شود.در دو طرف این‏ جلد تصویر عیسی(ع)و استحمام حضرت‏ مریم است و رقم دارد«رقم کمترین اقل‏ السادات علیرضا محمد اسماعیل الحسینی‏ قاینی».

- علیرضا قاینی.وی پسر اسماعیل‏ قاینی و از صحافان قرن سیزده هـ.ق.است که‏ کار او با تاریخ 1272 در مثنوی معنوی به خط سید محمد علی قاینی(1266)دیده می‏شد

ـ غلامعلی.از جلدسازان،قلمدان‏سازان و نقاشان به‏ شمار می‏رفته است.از آثار او جلد روغنی کتاب چهارم الف‏ لیله است که بر روی آن مجلس بزمی نقاشی شده و در کتابخانه کاخ‏موزه گلستان نگهداری می‏شودو و رقم دارد «بدستیاری استاد کل فی الکل جان‏پناه استاد آقا سمت‏ اتمام پذیرفت العبد غلامعلی 1275 هـ.ق».

ـ فضل الله.نقاش،تذهیب‏کار و جلدساز.در عهد مظفر الدین شاه‏ می‏زیسته و لقب صحاف‏باشی را نیز از وی دریافت کرده است.

ـ قوام -قوام الدین(میرزا آقا).از جلدسازان عهد ناصر الدین شاه قاجار است.از کارهای او جلد گل مرغی است با رقم«عمل قوام الدین-میرزا آقا به جهت‏ خواجه‏باشی»این اثر به روایت استاد کریم‏زاده رسیده است.

ـ محمد اسماعیل نقاش‏باشی.وی از نقاشان و صحفان اواخر قرن سیزدهم‏ است و جلد مثنوی نوشته شده توسط محمد حسن شریف و همچنین قرآنی که‏ به تاریخ 1279 به وسیله محمد رحیم اصفهانی نوشته شده از آثار اوست.

ـ محمد باقر مجلد اصفهانی.از صحفان و جلدسازان دوره‏ی قاجار.

ـ محمد تقی.از صحافان و جلدسازان و معرق و قلمدان‏سازان دوره‏ی قاجار است.

ـ محمد تقی مذهبّ.از جلدسازان و تذهیب‏کاران قرن سیزدهم هـ.ق.است. در آثار العجم از وی نام برده شده و از آثار او قرآنی است مربوط به قرن یازده و سال 1079 هـ.ق.به خط عبد الله بن محمد محسن یزدی نوشته شده که د ر دوره قاجار وی آن را تذهیب و تجلید کرده است.

ـ محمد جعفر لاهیجانی.صحاف و جلدساز دوره محمد شاه قاجار است.از آثار او می‏توان به جلد مفتاح الخزاین واشاره کرد که برای محمد شاه قاجار در 1254 در اصفهان و به خط عبد الله بن حاجی آقاجانی شکسته‏نویسی شده.

ـ محمد حسینی.وی از صحافان و جلدسازان دوره قاجار است و از آثار او می‏توان به جلد نسخه شماره 7732 کتابخانه مرکزی دانشگاه اشاره کرد..

ـ محمد.از صحافان دوره ناصری است که در سال‏ 1275 هـ.ق.به اروپا اعزام و با شیوه‏های جدید صحافی آشنا شده است.

ـ محمد عاشور.از صحافان و جلدسازان قرم سیزدهم هـ.ق.است.از آثار او جلد نسخه شماره 7860 کتابخانه مرکزی دانشگاه است با رقم«عمل‏ محمد عاشور صحاف 1278»

ـ موسی لاهیجانی.نقاش رنگ و روغن و جلدساز بوده است.در عهد فتحعلی شاه می‏زیسته و از آثار او جلد

تیموری است. روغنی گل و مرغی یک نسخه قرآن‏ است با رقم«ابو القاسم موسوی لاهیجانی فی سنة 1223

مثال: نسخه های خطی و قران های موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی

*قران(ش 262)

جلد تیماج ضربی با ترنج و سرترنج مزین به نقوش اسلیمی زرین،اطراف ترنج به طرح اسلیمی حاشیه قلمدانی مزین به نقشهای اسلیمی. درون جلد:سوخت با نقش ترنج و سرترنج و چهار نیم سرترنج و لچکی معرق در الوان مختلف،اطراف ترنج،نقشهای اسلیمی و ختایی زرین مشتمل بر دو حاشیه یکی قلمدانی معرق و دیگری کتیبه ی زرین که آیه آیه الکرسی به خط نسخ و به قلم زر در آن خوش نویسی شده است.

تاریخ ساخت جلد:قرن 11ه.ق*

*مصائب النواصب(ش897)-جلد تیماج ضربی-قرن 11ه.ق

 

*محاکمات(ش878)-جلد تیماج ضربی-قرن 11ه.ق

*اساس الاقتباس (ش965)-جلد تیماج ضربی قرن 11ه.ق

*شرح تهذیب المنطق(ش 1090)-جلد تیماج ضربی قرن 11و 12ه.ق

*حبل المتین(فی احکام دین)(ش2732)-جلد میشن  ضربی قرن 11ه.ق

منابع

1- رهنورد،زهرا.(1386). تاریخ ایران در دوره اسلامی:کتاب آرایی،تهران: سازمان چاپ وانتشارات،وزارت

فرهنگ و ارشاد اسلامی.

2-حسینی،مهدی« نگارگری دوره زند و قاجار»،فصلنامه هنر،ش 22،تابستان و پاییز 1371.

3-جلد وجلد سازی(فرانسوا دروش- مترجم:سید محمد حسین مرعشی).نامه بهارستان-سال4.شماره اول ودوم.بهار –زمستان 1382.

4-صحافی سنتی(علی اصغر ثابت جازاری). کتاب ماه هنر-اردیبهشت 1378ص 25-22.

5-صحافی ومجلدگری(ایرج افشار). نامه بهارستان.سال سوم.شماره2.دفتر 6.پاییز وزمستان 1381.ص396-329.

6-کتاب آرایی در تمدن اسلام(نجیب مایل هروی)

7 -فدوی،محمد.(1386).  تصویر سازی در عصر صفویه وقاجار،تهران:مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران

8-کتابه سازی بر جلد نسخه های خطی(ایرج افشار). نامه بهارستان.سال2.شماره1.بهار-تابستان1380.ص48

9-صحافی سنتی(ایرج افشار). تهران.کتابخانه مرکزی ومرکز اسناد دانشگاه تهران 1357.

کارشناس ارشد ایرانشناسی (اصول ومرمت نسخ خطی)

                                Masume_mohamadi67@yahoo.com