تاریخ مطبوعات گیلان از ابتدا تا سال 1357

                                                    

تاریخ روزنامه‌نگاری در گیلان شناسنامه‌ای پر بار دارد. نخستین نشریه‌ای که در گیلان به چاپ رسید خیرالکلام بود.

این سرآغازی بود بر یکی از کارآمدترین رسانه‌ها که زبان گویای مردم در بیان تحولات و خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شان بود.

از زمان انتشار نخستین نشریه تا وقوع انقلاب اسلامی، بیش از 180 نشریه، در این استان منتشر شده است که بعضی از آنها عمری بیش از یک شماره نداشتند و برخی نیز حدود سی سال به فعالیت مطبوعاتی خود ادامه دادند.

کتاب «تاریخ مطبوعات گیلان» تاریخی موجز از 71 سال چاپ مطبوعات در استان گیلان است که در کنار معری نشریات شرحی کوتاه از زندگی روزنامه نگاران گیلانی را نیز ارائه داده است.

گوناگونی عناوین و دیدگاه های نشریات موجود در گیلان در اندک زمانی پس از عصر مشروطه، نشان از گسترش سریع تجدد در میان گیلانیان  دارد امری که منجر به تحولات مهمی در رونق فرهنگ این دیار شد .

نشریات به ترتیب الفبا در این کتاب معرفی شده اند:

  • آفتاب تابان
  • آموزش
  • آموزگار
  • آیینه شمال
  • اتفاق
  • اخبار روزانه
  • اخبار ورزشی گیلان
  • اخوت
  • ارج
  • اشتراخ
  • اصناف گیلان
  • افلاطون
  • البدرالمنیر
  • البرز
  • الفبا
  • الفبا؛ فوق‌العاده
  • امید اسلام
  • امید ترقی
  • امیدگیلان
  • انجمن ملی ولایتی گیلان
  • انزلی
  • انسان سوسیالیست
  • انقلاب سرخ
  • ایران سرخ
  • ایران کبیر
  • باختریان
  • باران
  • بازار
  • بحر خزر
  • بخت روشن
  • بدر منیر
  • برزگران
  • بشر دوست
  • بلدیه
  • بندر
  • بندر پهلوی
  • بنفشه
  • بهلول
  • بیداری
  • پادنگ
  • پرچم‌دار اسلام
  • پرورش
  • پژمان
  • پیام
  • پیام ملی
  • پیشاهنگ
  • پیک
  • پیک سعادت نسوان
  • تازیانه
  • و ...

در پایان نیز فهرست نشریات گیلان به ترتیب انتشار و کتاب‌نامه و نمایه آمده است.

دوره اول روزنامه نگاری در گیلان از ابتدا تا سال 1300 خورشیدی شامل 51 نشریه است. در دوران پهلوی اول تا سال 1320 تعداد 32 نشریه، تا سال 1322 که اوج دوران نشر روزنامه بوده، بیش از 84 نشریه و از آن تاریخ تا زمان انقلاب اسلامی 18 نشریه به تناوب به چاپ رسیده است.

«تاریخ مطبوعات گیلان از آغاز تا 1357» 46امین مجلد از دانشنامه‌ی فرهنگ و تمدن گیلان است که به کوشش رضا نوزاد از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا در رشت منتشر شده است.

مجموعه آثار سید حسن تقی زاده

                                                   

هشت جلد از مقالات تقی زاده زیر نظر استاد ایرج افشار از سوی انتشارات توس منتشر شد.

سیدحسن تقی زاده یکی از مردان موثر در جریان استقرار مشروطیت و سپس از سیاستمداران کشور و همزمان از پژوهندگان برجسته و پیشگامان در پژوهشهای تاریخی به روش علمی و انتقادی بود. بنابراین می باید آثار و نوشته های او در هر یک از آن زمینه ها و مخصوصا آن چه در قلمرو ایرانشناسی است گردآوری و در یک مجموعه هماهنگ به چاپ برسد.
پس از درگذشت او به اجرای این نیت اقدام شد و تعدادی از آنها به نام مقالات تقی زاده در ده مجلد به چاپ رسید ولی ناتمام ماند. از جمله دو جلد به زبانهای خارجی بود که در مجموعه کنونی به زبان فارسی ترجمه شده است. اینک که انتشارات توس بر آن است تا همه نوشته ها و گفته های بازمانده از آن دانشمند را در یک مجموعه به چاپ برساند کوشیده است که هر مجلد به یکی از مباحث مورد علاقه و تحقیق تقی زاده اختصاص یابد. این مجموعه در 22 جلد انتشار می یابد که تا کنون 8 مجلد از آن منتشر شده است.
عناوین این هشت جلد به شرح زیر است:

جلد اول: مشروطیت

جلد دوم: مانی شناسی

جلد سوم: گاهشماری در ایران قدیم

جلد چهارم: نوشته های سیاسی - ترجمه مرتضی ثاقب فر (در دست انتشار)

جلد پنجم: نوشته های تحقیقی - ترجمه مرتضی ثاقب فر (در دست انتشار)

جلد ششم: فردوسی و شاهنامه

جلد هفتم: زندگی طوفانی

جلد هشتم: نطق های مجلس شورا (دوره های 1 و 2 و 5 و 6)

 

یادنامه‌ی صدسالگی پرویز ناتل خانلری در «بخارا»

                                                    

سرانجام شماره نود و چهارم مجله بخارا که بخش مهمی از آن به یادنامۀ یکصد سالگی دکتر خانلری اختصاص دارد در ۶۳۲ صفحه منتشر شد.

در این شماره مقالاتی می‎خوانیم از: مهدی محقق، احمد مهدوی دامغانی، داریوش شایگان، ژاله آموزگار، شفیعی کدکنی، عبدالله انوار، محمدرضا باطنی، نوش آفرین انصاری، پرویز دوایی، کامران فانی، ترانه مسکوب، بهاءالدین خرمشاهی، مینو مشیری، حسن انوری، فتح‎الله مجتبایی، جمال میرصادقی و مقالاتی منتشر نشده از شفیعی کدکنی و دکتر خانلری.

با هم مروری داریم بر فهرست بخارای نود و چهار:

چند نکته

چند نکته/ علی دهباشی ص۷

جهان ایرانی

ایران و جهان ایرانی/ حسن انوری ص۱۲ــ پیشگفتار چاپ جدید کتاب «روح ایران»/ داریوش شایگان ص۲۲ ــ مقدمه کتاب «روح ایران»/ داریوش شایگان/ محمود بهفروزی ص۲۳ ــ نقش تمدن ایرانی در شکوفایی تمدن عرب/ لویی ماسینیون/ داریوش شایگان ۳۳ ص

زبان فارسی

از فارسی به تاجیکی/ مسعود حسینی پور ص۵۴

ایرانشناسی

گفتگو با ایرانشناس ایتالیایی، آنجلو میکله پیه مونتسه/ کمال صادقی ص۸۶ ــ محبوبیت خیام در گرجستان/ تئا شورغایا ص۹۳

نقد ادبی

نقش مدرنیسم در تحول ادبی ایران/رضا قنّادان ص۱۰۱ ــ دفاع از «استثنای فرهنگی» نفی مفهوم راستین فرهنگ است/ ماریو بارگاس یوسا/ مینو مشیری ص۱۲۶

یادنامة دکتر پرویز ناتل خانلری

یادنامة یکصدمین سالروز تولد استاد سخن، دکتر خانلری/ علی دهباشی ص۱۳۳ ــ سالشمار زندگی و آثار دکتر پرویز ناتل خانلری/ ترانه مسکوب ص ۱۳۷ ــ مادرم دکتر زهرا کیا (خانلری) / ترانه خانلری ص ۱۴۸ ــ در جلساتِ سخن/ محمدرضا شفیعی کدکنی ص۱۵۹ ــ خاطراتی از خانلری شاعر، ناشر مجلة سخن/ فتح‌الـله مجتبایی ص۱۶۲ ــ خانلری و نیما/ محمدرضا شفیعی کدکنی ص۱۶۷ ــ گرگ و برّه (شعر چاپ‌نشده از نیما یوشیج) ص۱۷۰ ــ استادم: دکتر خانلری/ ایرج پارسینژاد ص۱۷۲ ــ خانلری، استادی نوسخن/ نرگس روانپور ص۱۷۹ ــ خاطراتی از خانلری/ محمدرضا باطنی ص۱۸۲ ــ خانلری و حافظپژوهی/ بهاءالدین خرمشاهی ص ۱۸۵ ــ سیمای انسانی والا / جمال میرصادقی ص۱۹۲ ــ یادکردِ دکتر پرویز ناتل خانلری/ ایرج افشار ص۲۰۴ ــ چند نامه از خانلری به ایرج افشار/ محمد افشینوفایی ص ۲۲۵ ــ مردی از بلندیها/ نادر نادرپور ص۲۳۱ ــ سخنرانی در سالگرد مجله سخن/ محمود صناعی ص ۲۳۷ ــ اوج و فرود/ غلامحسین یوسفی ص ۲۴۳ ــ به یاد دوست از دست رفتهام/ حسین خطیبی ص۲۵۲ ــ نقش مجلة سخن در ادبیات معاصر فارسی/ رکسانا صادقزاده اردوبادی ص ۲۵۹ ــ اشکی به یاد استاد خانلری/ عبدالکریم تمنا هروی ص۲۷۲ ــ داستان مقاله من در «سخن» و مواجهه با سانسور/ محمدرضا باطنی ص ۲۷۴ ــ نامهای به تهران/ پرویز ناتل خانلری/ ایرج پارسینژاد ص۲۸۸ ــ انجیرِ معابد/ تورج رهنما ص۳۰۸ ــ بزرگوار عزیزا/ مهدی اخوان ثالث ص ۳۰۹ ــ امید روزگار دگر/ پرویز ناتل خانلری ص۳۱۰ ــ یکی چنانکه تو بودی/ فریدون مشیری ص۳۱۱ ــ نقش پرویز/ سید محمد دبیر سیاقی ص۳۱۲ ــ به یاد استاد خانلری/ عبدالکریم تمنا هروی ص۳۱۴ ــ به یاد شعر عقاب/ عبدالکریم تمنا هروی ص۳۱۶ ــ چگونه ممکن است کسی ایرانی باشد؟/ پرویز ناتل خانلری ص۳۱۷ ــ نامهای به پسرم/ پرویز ناتل خانلری ص۳۳۲ ــ سانسور در اواخر عهد شاه/ پرویز ناتل خانلری ص۳۳۶  ــ عقاب/ پرویز ناتل خانلری ص۳۴۴ ــ ظهر/ پرویز ناتل خانلری ص ۳۴۹ ــ آرزوی وطن / پرویز ناتل خانلری ص۳۵۰

گزارش

گزارش شب دکتر مهدی محقق/ شهاب دهباشی ص۳۵۳ ــاو به منزلها رسید و ما هنوز آوارهایم/ سید عبدالـله انوار ص۳۵۶ ــ بُعد منزل نبود در سفر روحانی/ احمد مهدوی دامغانی ص۳۵۹ ــ استاد علامه، دکتر مهدی محقق/ بهاءالدین خرمشاهی ص۳۶۱ ــ پنجاه و پنج سال دوستی/ سیدحسین نصر ص۳۶۴ ــ راه‎یابی به کلاس‎های دکتر محقق/ کامران فانی ص۳۶۶ ــ به شاگردی شما مفتخریم/ فریبا افکاری ص۳۷۲ ــ سخنان خانگی/ نوش آفرین انصاری ص۳۷۷ ــ کاری بکنیم که نسل جوان ما ساخته شود/ مهدی محقق ص۳۸۳

گزارش شب ژول مول / صد و پنجاه سال پس از ترجمه شاهنامه به فرانسوی/ ترانه مسکوب ص۴۰۳ ــ فردوسی خود شاهنامه شد/ ژاله آموزگار ص۴۰۸ ــ ژول مول و شاهنامه/ برونو فوشه ص۴۱۳ ــ ژول مول، عالِمی میان دو فرهنگ/ هانری لوبرتون ص۴۱۶ ــ دربارة ژول مول/ محمود امیدسالار ص۴۲۱ ــ پیش درآمد شاهنامه خوانی/ امیر صادقی ص۴۲۷

رونمایی کتاب امپراتوری فراموش شده

امپراتوری فراموش شده، یا فرهنگ و هنر و تمدن هخامنشی/ علی دهباشی ص ۴۳۵ ــ مجموعه مطالعات ایران باستان/ تورج اتحادیه ص۴۳۸ ــ چرا «امپراتوری فراموش شده»؟/ ژاله آموزگار ص۴۴۲ ــ براستی چه چیزی فراموش شده؟ / کامران فانی ص۴۴۹

پنج مقوله

پنج مقوله (۲)/ ناصرالدین پروین ص۴۵۵

تاریخ نشر

تاریخ نشر کتاب در ایران (۲۰)/ عبدالحسین آذرنگ ص۴۶۶

از چشمه خورشید

از چشمۀ خورشید، یادداشتهایی از ژاپن (۳۰) / هاشم رجبزاده ص۴۷۷

جعبه آینه

جعبه آینۀ کتاب (۱۰)/ محمد افشینوفایی ص۴۹۷

پاره‎های باستانشناسی

پاره‎های باستانشناسی (۶)/ شهرام زارع ص۵۱۵

تاجیکستان

کتابها و نشریاتی از تاجیکستان (۱۹)/ مسعود عرفانیان ص۵۳۳

رد پای ایران

در حال و هوای کیوتو و رد پای ایران در موزه «میهو»/ رکسانا صادق زاده ص ۵۵۰

تاریخ

معانی گوناگون استوانه کورش در گذرگاه تاریخ/ نیل مک گرگور/ خشایار بهاری ص۵۶۴

دکتر مصدق در مقام معاونت وزارت مالیه/ ناصر تکمیل همایون ص۵۷۳

طنز

مروژک، استاد هجو سیاسی درگذشت/ علی امینی نجفی ص ۵۸۴

بررسی و نقد کتاب

وقایعنامۀ آربلا/ سیروس علی نژاد ص۵۹۰ ــ بنگاله در قند پارسی/ مهدی فیروزیان ص۵۹۶ ــ بازگشت به پنجرود/ شهزاده سمرقندی ص۵۹۹ ــ با مادرم همراه/ معصومه علی اکبری ص۶۰۳

معرفی اقلیت‌های دینی در دوران ساسانیان

                                 

در این کتاب سیاست دینی ساسانیان در برابر اقلیت های دینی (مانویان، مزدکیان، یهودیان، مسیحیان و بودائیان) بررسی شده است.

موضوع کتاب حاضر، بررسی اوضاع دینی و جغرافیای دینی دولت «ساسانی» و سیاست شاهان این سلسله در برابر پیروان دیگر ادیان است. هدف از تدوین پژوهش حاضر، ارائة تصویری شفّاف و روشن از حوادث و وقایع دینی دوران ساسانی و بررسی پیامدها و عواقب تأسیس و تشکیل دین ملّی بر ادیان مانوی، مزدکی، یهودی، مسیحی و بودایی و پیروان آن‌ها با روش توصیفی ـ تحلیلی است.

در همین راستا نخست، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی ساسانیان تشریح و نقش دین زرتشت در شاهنشاهی ساسانیان بررسی شده است.

سپس ضمن معرّفی اجمالی هر یک از ادیان یاد شده و اصول اعتقادی آن، موضوع دولت ساسانی و روحانیون زردشتی در قبال پیروان این ادیان به تفضیل شرح داده شده است.

کتاب حاضر دارای بخش‌های زیر است:

تاریخ سیاسی – اجتماعی ساسانیان

دین زرتشتی در شاهنشاهی ساسانیان

مانویان و مزدکیان

بوداییان، یهودیان و مسیحیان

یکی از مهم ترین مسائل مربوط به دوران ساسانیان که می تواند ذهن هر پژوهشگری را به خود معطوف کند، بررسی اوضاع دینی و به طور کلی و جغرافیای دینی دولت ساسانی است، موضوعی که تحقیق درباره آن، به علت فقدان منابع و مدارک کافی، با دشواری های بسیاری همراه است.

مهم ترین مسائلی که در این زمینه می تواند مورد بررسی قرار گیرد، پرسش هایی است در خصوص وضعیت دین زرتشتی در این دوره، مراحل و چگونگی استقرار دین رسمی و دولتی، و به طور کلی سیاست دینی این دولت و از همه مهم تر، بررسی پیامدهای تاسیس دین دولتی برای ادیان و اقلیت های دینی که در قلمروی این دولت به سر می بردند. زیرا با توجه به گستردگی جغرافیایی امپراتوری ساسانی که مناطق وسیعی از ماوراءالنهر تا بین النهرین را زیر فرمان خود داشت. تعداد زیادی از بوداییان، یهودیان و مسیحیان در قلمروی این دولت می زیسته اند و زندگی سیاسی – دینی شان جریان داشته است.

هدف اصلی از نوشتن این کتاب آن است که بدون حب و بغض و با پرهیز از تحویل گرایی، تصویری شفاف و روشن از حوادث و وقایع دینی دوران ساسانی ارائه شود. زیرا دوران ساسانیان با همه فراز و نشیب های خود، یکی از برجسته ترین ادوار تاریخی کشور ایران به شمار آمده، دارای ویژگی های منحصر به فرد و ممتازی است که هرکدام از آنها می تواند به تنهایی موضوع پژوهش مستقل قرار گیرد.

مبنای تالیف این کتاب یافتن پاسخ هایی اقناع کننده و مستند به پرسش هایی مهم بوده است. هرچند وسعت و گستردگی این موضوعات و بضاعت اندک نویسنده عواملی بوده اند که گاهی یافتن پاسخ‌های قانع کننده را دشوار می کند.

اقلیت‌های دینی در دوران ساسانیان: سیاست دینی ساسانیان در برابر اقلیت های دینی (مانویان، مزدکیان، یهودیان، مسیحیان و بودائیان) نوشته سعید گلزار است که در 256 صفحه از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.

امروز 15 سپتامنبر

تولد اليور استون كارگردان آمريكايي (1946 م)

ویلیام الیور استون کارگردان ٬ نویسنده و تهیه کننده آمریکایی٬ به واسطه کارگردانی سری فیلم هایی که در مورد جنگ ویتنام ساخته شده بود به شهرت رسید و تا کنون دو بار موفق به دریافت جایزه اسکار گردیده.

امروز 9 ذی قعده

تولد "حكيم ناصر خسرو قبادياني" شاعر مشهور ايراني(394 ق)

ابومعين ناصر بن خسرو قبادياني در بلخ به دنيا آمد. وي از كودكي در محضر اساتيد زمان خود، به تحصيل علم و دانش و حفظ قرآن پرداخت. ناصر خسرو علاوه بر ادبيات فارسي و عربي با بيشتر علوم زمان خود همچون حساب، هندسه، نجوم، طب، داروشناسي و الهيات نيز آشنا شد. ناصرخسرو در ابتدا شغل دبيري در دربار محمود و مسعود غزنوي داشت، اما پس از چندي بر اثر تحولي كه در افكار و انديشه‏هاي او پديد آمد از سياست كناره‏گيري كرد و به تحقيق در اصول و عقايد مذاهب مختلف و سير و سفر پرداخت. او در مسافرتي كه به مكه و قاهره كرد، از خليفه‏ي فاطمي، مذهبِ اسماعيلي را پذيرفته و به رياست اسماعيليانِ خراسان برگزيده شد. ناصرخسرو با لقب "حُجّتِ زمين خراسان" به ايران بازگشت، ولي از بيم دشمنان و متعصّبان خراسان، به ناحيه‏ي بَدَخشان در افغانستان امروزي پناه برد و در همان جا بدرود حيات گفت. حاصل سفر هفت ساله‏ي ناصرخسرو، كتاب سفرنامه است كه از نظر تاريخي و جغرافيايى حايز اهميت است. وي افكار و اعتقادات خود و همچنين حكمت‏ها و موعظه‏هاي بسياري را در قالب آثار و اشعارش بيان كرده است. زاد المسافرين، خوان اَخوان و وجه دين از ديگر آثار اين شاعر بزرگ ايراني است. خاصيت عمده‏ي شعر ناصر خسرو، اشتمالِ آن بر مواعظ و حِكَم بسيار است. همچنين جنبه‏ي دعوتِ مذهبيِ او، به اشعارش رنگ دينيِ آشكاري داده است و ذهن علمي او نيز باعث شد كه در بيان مقاصد خود، به شدت تحت تاثير روش منطقيان قرار گيرد. حكيم ناصر خسرو قبادياني، بي‏ترديد يكي از شاعران بسيار توانا و سخن‏آور زبان فارسي است كه داراي طبعي نيرومند و سخني استوار و قوي و اسلوبي نادر و خاص خود مي‏باشد.

درگذشت استاد "حبيب اللَّه نجومي" ستاره‏شناس معاصر و ناشر سالنماي ايران (1366 ش)

حبيب اللَّه نجومي در سال 1287، در شيراز و در خانواده‏اي به دنيا آمد كه از طرف پدر، بيشتر از مشاهير علم هيئت و نجوم بودند كه تقريباً طي سه نسل به استخراج و چاپ تقويم همت گماشته‏اند. حبيب اللَّه نجومي، خود، از نه سالگي رموز نجوم را از پدر آموخت و در هجده سالگي به استخراج و محاسبه تقويم پرداخت. پس از درگذشت پدر، نجومي اين كار را به تنهايي پي گرفت و در 1312 ش نخستين تقويم خود را انتشار داد. استاد حبيب اللَّه نجومي، ناشر سالنماي ايران، سرانجام در 24 شهريور 1366 در هفتاد و دو سالگي دار فاني را وداع گفت.

 

رحلت فيلسوف كبير و عالم نامدار شيعه، حكيم "جهانگيرخان قشقايي" (1289 ش)

حكيم جهانگير خان قشقايي در سال 1208 ش (1243 ق) در يكي از روستاهاي اطراف شهرضا به دنيا آمد. وي در ابتدا مختصري درس خواند و علاوه بر در پيش گرفتن شاهنامه‏خواني، در نواختن تار استادي داشت. جهانگيرخان كه در چهل سالگي براي تكميل هنر نوازندگي به اصفهان رفت، ناگهان شوق فراگيري دانش در او بيدار شد و از زندگي ايلي دست كشيده، در مدرسه صدر اصفهان به فراگيري علوم ديني روي آورد. او در محضر استاداني همچون محمدرضا صهباي قمشه‏اي، ملاحسينعلي تويسركاني، ملاعبدالجواد حكيم خراساني و شيخ محمد حسين نجفي و... به شاگردي نشست و ديري نگذشت كه در حكمت، فلسفه، فقه، طب، رياضي و نجوم و... به استادي رسيد و در عرفان و اخلاق از سرآمدان روزگار خويش گرديد. حكيم جهانگيرخان از آن پس به تدريس مشغول شد و در طول چهل سال شاگردان بسياري از قبيل حضرات آيات: سيد حسين طباطبايي بروجردي، آقاضياءالدين عراقي، سيد ابوالحسن اصفهاني، محمد علي شاه آبادي، سيد حسن مدرس، حاج آقا رحيم ارباب، علامه محمد حسين فاضل توني، سيد محمد كاظم عصار و ده‏ها حكيم و عالم فرزانه ديگر از محضرش كسب فيض كردند. جهانگيرخان دانشمندي بود كه هم از علم و هم از اخلاق برخوردار بود. سراسر زندگي خود را در تجرد و قناعت زيست و هرگز جامه ايلي را به جز در هنگام نماز از تن خويش بيرون نكرد. سرانجام اين حكيم وارسته و عارف و فيلسوف در بيست و چهارم شهريور 1289 ش برابر با سيزدهم رمضان 1328 ق در 83 سالگي رخ در نقاب خاك كشيد و در قبرستان تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

 

درگذشت دكتر "عبدالحسين زرين كوب" استاد بنام ادبيات پارسي (1378 ش)

دكتر عبدالحسين زرين كوب، پژوهشگر برجسته ادبيات و تاريخ، در سال 1301 ش در بروجرد به دنيا آمد. وي پس از پشت سرگذاشتن تحصيلات ابتدايي و دبيرستان، به خدمت معارف و فرهنگ درآمد و در سال 1327 ش، با كسب عنوان رتبه اول موفق به دريافت ليسانس و سپس فوق ليسانس و دكترا گرديد. وي در اين دوران از محضر استاداني نظير محمدتقي بهار، عباس اقبال آشتياني، احمد بهمنيار و بديع الزّمان فروزان‏فر استفاده برد و در خارج از دانشگاه، مدتي چند در خدمت آيت اللَّه ابوالحسن شعراني با مباحث حكمت و فلسفه آشنايي كامل يافت. استاد زرين كوب در سال 1330 ش، در كنار عده‏اي از دانشمندان و استادان براي مشاركت در طرح ترجمه مقالات دايرة المعارف بزرگ اسلامي دعوت شد و همكاري شاياني نمود. وي ساليان متمادي در دانشگاه تهران تدريس نمود و مدتي مديريت گروه ادبيات فارسي اين دانشگاه را برعهده داشت. زمينه اصلي پژوهش استاد، مطالعه در تاريخ و فرهنگ اسلامي و نقد ادبي است. ايشان با تبحر در زبان فارسي و تسلط بر زبان و ادبيات عرب و آشنايي با چند زبان اروپايي و مشخصاً انگليسي و فرانسوي، آثار پرارزشي از خود به يادگار گذاشت كه تأليف فلسفه شعر، نقد ادبي در 2 جلد، شعر بي‏دروغ، از كوچه رندان و نيز ترجمه ادبيات فرانسه در قرون وسطي، متافيزيك و فن شعر و... از آن جمله‏اند. مجموعه تأليفات و پژوهش‏هاي استاد زرين‏كوب كه بيش از پنجاه اثر مي‏باشند نشان مي‏دهد كه او زندگاني علمي خود را در ميان تاريخ و ادبيات و فلسفه تقسيم كرده و در واقع پيوندي بين اين رشته‏ها برقرار ساخته است. استاد زرين كوب كه عضو شوراي مشاوران عالي كتابخانه ملي و عضو شوراي عالي علمي مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي بود و ماه‏هاي آخر عمر خويش را در تدوين آثار درباره زندگي و انديشه‏هاي عطار و سعدي سپري مي‏كرد، سرانجام در 24 شهريور 1378 ش در 77 سالگي بدرود حيات گفت و در قطعه فرهيختگانِ بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

 

درگذشت علی ‏محمد حيدريان ،نقاش نامی معاصر (1369ش)

استاد علي‏محمد حيدريان در سال ۱۲۷۵ش در شهر اصفهان به‏دنيا آمد. او تحصيلات خود را در مدرسه‏هاى خرد و آليانس (فرانسوي‏زبان) ادامه داد و در همان طفوليت پدر خود را از دست داد و تحت تکفل برادرش قرار گرفت. از ابتداى تشکيل هنرستان نقاشى کمال‏الملک، وي از نخستين هنرجويانى بود که نقاشى را از کمال‏الملک آموخت. حيدريان بعدها در کنار استاد کمال‏الملک به تربيت شاگردان نقاشى پرداخت. وى هم‏چنين از استادان مؤسس هنرکده‏ نقاشى بود که پس از آن تبديل به دانشکده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران شد. در آن زمان به حيدريان بورسيه‏اى براى سفر به خارج و تکميل مطالعات و هنر خود اعطاء شد. طي اين سفر، سه ماه در بروکسل (بلژيک) و سه ماه در پاريس (فرانسه) به‏سر برد و با آثار نقاشان بزرگ آشنا شد و به کپى‏برداري از آن‏ها پرداخت. وي بعد از شش ماه بورسيه را ناتمام گذاشت و از پاريس به ايران گشت و مجدداً به کار در دانشکده و تعليم مشغول شد. حيدريان در سال ۱۳۴۳ش به سمت استاد تمام‏وقت در دانشکده هنرهاى زيبا منصوب شد و در سال ۱۳۴۶ش با توجه به خدماتش به هنر ايران به‏عنوان استاد ممتاز دانشکده هنرهاى زيبا انتخاب شد. آثار باقي‏مانده از حيدريان را مى‏توان در پنج دسته طبقه‏بندى کرد: تابلوهايى از صورت اشخاص (پرتره)، تابلوهايى از مناظر طبيعى يا فضاهاى سربسته مانند اتاق، تابلوهايى با عنوان طبيعت بى‏جان، تابلوهايى که از آثار نقاشان جهان کپى شده است مانند کارهاى رامبراند، ولاسکوئر، رنوار، شيشکين و تى‏سين و تابلوهاى تخيلى استاد مانند تابلوى حضرت موسى (ع) يا تابلوى غدير خم يا تابلوى حضرت مسيح (ع). از جمله آثار وى مى‏توان به دو مورد اشاره کرد: کپى تابلوى چوپان "ميله" که در مجموعه‏ خانوادگى محفوظ است و چهره‏اى از پروفسور پاستور که در موزه‏ مؤسسه‏ پاستور پاريس نگهداري مي‏شود. حيدريان در تمام زندگى خود هرگز در هيچ نمايشگاه خصوصى شرکت نکرد و اگر هم در نمايشگاه‏هاى دسته‏جمعى شرکت مى‏کرد، با اصرار دوستانش بود. حيدريان تا سال ۱۳۶۷ش در کارگاه نقاشى خود مشغول به کار بود و به تربيت نقاشان مي پرداخت. کسانى هم‏چون جواد حميدى، محمود جوادى‏پور، مرتضى مميز، کيخسرو خروش، پرويز کلانترى و منير فرمانفرمائيان و بسيارى ديگر... از جمله معروف‏ترين شاگردان وى بوده‏اند که هريک نامي آشنا در عرصه هنر اين مرز و بوم به‏شمار مي‏روند. سبک کار استاد علي‏محمد حيدريان؛ کلاسيک، ناتوراليسم و گاهى به‏همراه رگه‏هايى از تأثيرات قلم امپرسيونيست‏ها مي‏باشد. اين استاد شهير نقاشي در اسفند ۱۳۶۸ش در خانه خود زمين خورد و پس از آن از صندلى چرخ‏دار استفاده مي‏‏کرد تا بالاخره در تاريخ بيست و چهارم شهريورماه سال ۱۳۶۹ هجري شمسي دار فانى را وداع گفت.

امروز 12 سپتامبر

درگذشت خانم "رِيموند دلاروش" اولين زن‏ خلبان رسمي‏ جهان (1919م)

خانم ريمونْدْ دولاروش اولين زن خلبان رسمي جهان، در اول اكتبر 1886م در فرانسه به دنيا آمد. وي كه در ابتدا به عنوان يكي از هنرپيشگان اُپِراي پاريس فعاليت داشت، پس از چندي به تلاش در زمينه آموزش و فراگيري مهارت خلباني روي آورد و پس از تلاشي مداوم، در 24 سالگي موفق به دريافت گواهي‏نامه مخصوص هوانوردي در 8 مارس 1910م گرديد. وي سي و ششمين فرد و اولين زني بود كه به عنوان خلبان رسمي شناخته مي‏شد. لاروش هم‏چنين داراي چندين عنوان قهرماني در هوانوردي بود. خانم رِيموند دولاروش سرانجام 12 سپتامبر 1919م بر اثر سقوط هواپيمايش در 33 سالگي كشته شد.

امروز 6 ذی قعده  

وفات "ابوالحسن سهروردی" فقيه و رياضي ‏دان(533 ق)

ابوالحسن سهروردي در علوم اسلامي متبحر بود، اما شهرت او بيشتر به جهت دانش و آگاهي چشمگيرش در علم رياضي است. سهروردي مدتي نزد امام محمد غزالي عالم و نويسنده‏ي مشهور آن عصر، كسب علم كرد. اثر معروف سهروردي، اصول الجَبر و المُقابله نام داردكه امروزه به صورت نسخه‏ي خطي موجود است.

درگذشت"ابن هاني" شاعر و لغت شناس مسلمان(733 ق)

ابوعبداللَّه محمد بن علي بن هاني لَخِمي سِبتي معروف به ابن هاني، شاعر، نويسنده و لغت شناس معروف مسلمان، در جنوب اندلس متولد شد و پس از طي دوران مقدماتي تحصيل، در اوايل جواني نزد مشاهير علم و ادب آن زمان به تحصيل پرداخت. در مدت كوتاهي در علوم مختلف ادبي مهارت يافت و سپس به تدريس مشغول شد. ابن هاني، شعر نيز مي‏سروده و اشعاري از او به جاي مانده است. از جمله آثار ابن هاني، مي‏توان به كتاب شرح التَّسهيل، اُرجوزَةٌ في الفَرائض و قوتُ المُقيم اشاره كرد. ابن هاني هنگامي كه در جنگ براي باز پس‏گيري تنگه‏ي جبل الطارق شركت كرده بود، بر اثر اصابت سنگ منجنيق كشته شد.

رحلت حكيمِ الهي "ميرزا ابوالحسن جلوه" عارف و استاد اخلاق(1314 ق)

ميرزا ابوالحسن جلوه در سال 1238 ق در احمدآباد هند به دنيا آمد. نَسَب ايشان با 30 پُشت به امام حسن مجتبي(ع) مي‏رسد. ايشان در كودكي به همراه خانواده به اصفهان رفت و در آن شهر به تحصيل پرداخت و راه كمال پيمود. در سال 1273 ق راهي تهران شد و بيش از چهل سال در مدرسه‏ي دارالشفا به تدريس حكمت، فلسفه و رياضيات مشغول گرديد. ميرزا طاهر تنكابني، آيت‏اللَّه محمدعلي شاه آبادي، سيد حسين بادكوبه‏اي، ملامحمد آملي، جهانگيرخان قشقايى و علامه طباطبايى و... از شاگردانِ معروف ايشان مي‏باشند. تاليفات ميرزا ابوالحسن جلوه نيز گسترده و در خور توجه است كه حاشيه بر شفا و اسفار، اثباتُ الحركةُ الجَوهَريّه و... از آن جمله‏اند. سرانجام اين حكيم الهي در شب جمعه، ششم ذي‏قعده سال 1314 ق در 76 سالگي در تهران وفات يافت ودر مرقد ابن بابْوِيْهْ مدفون گرديد.

 

وفات فقيه متكلم، آيت ‏اللَّه "ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزي" (1351 ق)

آقا ميرزا صادق، فرزند عالم فقيه و متكلم، علامه ميرزا محمدآقا، معروف به مجتهد كوچك در حدود سال 1273 قمري در شهر تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى را در همان شهر به پايان رسانيد. در 19 سالگي به همراه برادر بزرگترش به نجف اشرف مهاجرت كرد و 24 سال در آنجا ماند. در نجف از محضر اساتيدي چون شيخ حسين فاضل اردكاني، ملامحمدفاضل ايرواني، محمد فاضل شرابياني، محمد حسن مامقاني و شيخ هادي تهراني استفاده نمود. در سال 1312 قمري به تهران آمد و پس از آن در زادگاه خود اقامت گزيد. مجتهد تبريزي از بنيانگذاران نهضت اسلام بر عليه زَنادقه و بي‏ديني و سياست‏هاي ضد اسلامي در كشورهاي اسلامي بوده است. او علناً با مشروطه‏ي غيرمشروعه مخالفت كرد و در راه مبارزه با استبداد رضاخاني، به كردستان تبعيد گشت. به گفته‏ي علامه اميني، او يكي از چهره‏هاي درخشان تشيع بوده است. از اين عالم بزرگ بيش از 12 اثر بر جاي مانده كه تعدادي از آن‏ها عبارتند از: المَقالات الغَريَّه في مباحث الالفاظ، رسالةٌ في المُشتَقَّات، رساله‏ي مُختَصَره و الفوائد في مسائل المُتِفَرِّقَةِ الفقهيه. اين عالم رباني سرانجام به دنبال كسالت ذات الريه در شب جمعه ششم ذي‏القعده سال 1351 قمري در 78 سالگي در شهر مقدس قم از دنيا رحلت كرد و آيت اللَّه شيخ ابوالقاسم كبير بر بدن او نماز خواند. جنازه‏ي اين عالم بزرگ را به حرم حضرت معصومه (س) حمل كردند و به هنگام حفر قبر، قبر آماده‏اي پيدا شد و مردم را به تعجب واداشت.

روز بزرگداشت شاهچراغ

آرامگاه حضرت سيد مير احمد برادر حضرت امام رضا (عليه‏السلام) امام هشتم شيعيان، در شيراز، در کنار فلکه‏اي واقع در خيابان احمدي و در محله‏اي که به محله‏ي سردزک معروف، واقع شده است. محله‏ي سردزک در دوره‏ي قاجاريه به گفته‏ي مؤلف فارسنامه، از محلات مهم شهر شيراز بوده... و از زماني که حصار شهر را کوچک کردند، محله‏ي دشتک و محله‏ي سردزک را ادغام و به همان نام سردزک خواندند. اين محله اکنون به محله‏ي بازار مرغ و محله‏ي سر باغ و محله سنگ سياه و حصار جنوبي شهر و محله‏ي لب آب پيوسته است، مؤلف تأکيد دارد که محل امامزاده احمد بن موسي (عليه‏السلام) در محله‏ي بازار مرغ شيراز قرار دارد. معين الدين ابوالقاسم جنيد شيرازي گويد محله‏اي که هم اکنون احمد بن موسي در آن مدفون است، در اواخر قرن هشتم هجري به محله‏ي باغ قتلغ مشهور بوده است. اقوالي هم وجود دارد که مدفن آن جناب را در اسفراين خراسان دانسته‏اند. حضرت احمد (ع) در نزد پدرش امام موسی كاظم(ع)، از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار بوده است. نوشته اند كه حضرت احمد، مردی كریم، جلیل القدر، بزرگوار و پارسا بود. حضرت امام موسی كاظم (ع) به دلیل علاقه ای كه به حضرت احمد (ع) داشت، ملكی به نام یسیره را به او هدیه كرد، ملكی كه بعدها حضرت احمد (ع) آن را فروخت و به وسیله آن هزار اسیر را آزاد كرد. پیشنهاد شیعیان برای امامت حضرت احمد بعد از امام موسی كاظم (ع) اعتبار و جایگاه احمد(ع) در بین فرزندان امام موسی (ع) تا اندازه ای بود كه پس از شهادت امام موسی كاظم (ع)، گروهی از مردم به حمایت از امامت احمد (ع) برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند. بنا به دستور قتلغ، سربازان وی به پناهگاه حضرت احمدبن موسی(ع) حمله ور شدند آن حضرت، شجاعانه در برابر سربازان به دفاع از خود پرداخت. دشمنان كه از پس او برنمی آمدند، دیوار پشتی مخفی گاه حضرت را خراب كرده و به درون خانه او نفوذ كردند و از پشت سر با شمشیر، فرق مبارك آن حضرت را شكافتند و سپس خانه را بر بدن مطهر او ویران كردند، این واقعه در تاریخ 17 رجب رخ داده است.

شهادت روحاني مبارز و مجاهد مشروطه ‏خواه "شيخ محمد خياباني" (1299ش)

روحاني مجاهد، شيخ محمد خياباني در سال 1259 ش (1297 ق) در خامنه در نزديكي تبريز متولد شد. وي پس از فراگيري علوم مقدماتي، از محضر حضرات آيات سيد ابوالحسن انگجي و ميرزا عبدالعلي، فقه و اصول و هيئت و نجوم را آموخت و پس از مدتي به تدريس پرداخت. زندگي شيخ محمد خياباني پس از پيروزي مشروطه در سال 1285 ش، با تأسيس انجمن ايالتي در تبريز، وارد مرحله تازه‏اي گرديد و در جريان محاصره تبريز، در دفاع از شهر نقش مهمي ايفا كرد. در زمان خياباني اوضاع جهان اسلام و به ويژه ايران، به خاطر دخالت‏هاي بيگانگان از جمله روسيه، انگليس و آلمان، بسيار آشفته و تأسف‏انگيز بود. پس از خلع محمدعلي شاه از سلطنت، خياباني در سي سالگي به عنوان نماينده مردم تبريز راهي مجلس شوراي ملي گرديد. او با اولتيماتوم روسيه در مجلس دوم مخالفت كرد و همچنين با قرارداد استعماري وثوق‏الدوله با دولت انگلستان (قرارداد 1919) نيز به مبارزه برخاست. شيخ محمد خياباني، از آنجا كه حكومت مركزي را ضعيف و وابسته مي‏ديد، ايجاد يك تحول اساسي در سيستم حكومت ايران و احياي آزادي را گام نخست براي خانه تكاني ايران و بيرون راندن اشغالگران خارجي مي‏دانست. ولي برداشتن گام اول را از طريق مذاكره سياسي امكانپذير نمي‏شمرد و تنها راه را در قيام و مقاومت دليرانه در برابر استبداد و دخالت خارجي مي‏دانست. از اين رو، بعد از قبول قرارداد 1919 م از سوي دولت ايران، در تبريز دست به قيام زد. وي در جريان اين قيام كه از 17 فروردين 1299 شمسي، آغاز شد، نهادهاي دولتي تبريز را به تصرف خود درآورد و شهر را از دست دولتيان خارج ساخت. قيام پيروزمندانه مردم تبريز به رهبري شيخ محمد خياباني، بيش از پنج ماه ادامه داشت اما به دليل خيانت كساني كه قول همكاري داده بودند، كم بودن نيروها و حضور قواي قزاقخانه در كنار شهر تبريز و همكاري آن‏ها با حكومت مركزي، اين قيام به شكست منجر شد. سرانجام با ورود نيروهاي دولتي، قزاقان به فرمان مُخبرالسلطنه فرستاده ويژه مشيرالدوله، صدراعظم وقت، شيخ محمد خياباني را در 21 شهريور 1299 برابر با 29 ذي‏حجه 1338ق در چهل سالگي به شهادت رساندند و او را در گورستان سيد حمزه تبريز به خاك سپردند. بعدها، آن گورستان به مدرسه تبديل شد و پس از ويراني مدرسه، مقبره خياباني هم از بين رفت.

رحلت استاد اخلاق آيت ‏اللَّه "علي احمدي ميانِجي" نماينده مجلس خبرگان رهبري (1379 ش)

آيت اللَّه علي احمدي ميانِجي در سال 1305 ش (1345ق) در يكي از روستاهاي شهرستان ميانه در آذربايجان شرقي و در خانواده‏اي اهل علم و ديانت به دنيا آمد. وي پس از پشت سر گذاشتن مقدمات و سطوح در زادگاهش و تبريز، راهي حوزه علميه قم شد و از محضر حضرات آيات: سيد حسين بروجردي، سيدمحمد محقق داماد و سيد محمد رضا گلپايگاني استفاده نمود. آيت‏اللَّه ميانِجي همچنين با شركت در درس فلسفه و تفسير علامه طباطبايي، بنيه علمي خويش را استوار ساخت. وي همزمان با تحصيل و نيز تدريس، جلسات بحث پيرامون مسائل فقهي، حديثي، كلامي، تفسيري و تاريخي تشكيل داد كه اين جلسات بيش از پنجاه سال به طول انجاميد. آيت اللَّه احمدي ميانِجي با آغاز نهضت اسلامي مردم به رهبري امام خميني(ره)، به كاروان انقلاب پيوسته و در اين راه متحمل سختي‏هاي متعددي شد. ايشان از جمله افراد مؤثري بود كه به همراه ديگر استادان حوزه علميه، جامعه مدرسين حوزه علميه قم را تاسيس كرد و نامش در ذيل تمام اعلاميه‏هاي جامعه مدرسين عليه رژيم ستم‏شاهي به چشم مي‏خورد. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز هماره در سنگر خدمت حضور داشت و سه مرتبه به عنوان نماينده مردم استان آذربايجان شرقي، به نمايندگي مجلس خبرگان رهبري برگزيده شد. آيت اللَّه احمدي ميانِجي سرانجام پس از عمري مجاهدت و تزكيه نفس و نيز فعاليت‏هاي مذهبي و سياسي در 21 شهريور 1379 ش برابر با 12 جمادي الثاني 1421ق در 74 سالگي در قم دار فاني را وداع گفت و پس از تشييعي باشكوه، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

 

درگذشت چنگيز شهوق،پیكرتراش، سفالگر، نقاش (1375ش)

تولد: 1312، باكو (قفقاز). درگذشت: 21 شهریور 1375، تهران. چنگیز شهوق فارغ‏التحصیل مدرسه‏ى هنرهاى زیباى تهران بود. آثار وى در نمایشگاه‏هاى داخلى و خارجى در معرض دید عموم قرار گرفته بود و جوایزى را نصیب خود كرده بود. وى مؤسس اولین نگارخانه در تاریخ هنر ایران بود. چنگیز شهوق در پى یك حمله‏ى قلبى درگذشت و پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) به خاك سپرده شد.

 

تولد جلال معيريان چهره پرداز (1320 ش)

جلال الدين معيريان متولد 1320 در تهران، فارغ التحصيل رشته گريم از دانشكده هنرهاي دراماتيك است. شروع فعاليت چهره پردازي وي از 1353 بوده است.

معرفی کتاب زندگی، آثار و اندیشه‌های پیرنیا در «سیاست‌مدار تاریخ»

                                                   

«سیاست‌مدار مورخ» (زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا)  به همراه برگه‌هایی از اسناد و عکس‌هایی از این شخصیت تاریخی نگاشته شده است.

«سیاست‌مدار مورخ» درباره زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا) شخصیت تاریخی دوره‌های قاجار و پهلوی است که در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نقش پررنگی داشت و کتاب‌های ارزشمندی نیز در آن دوران منتشر کرد.
میرزا حسن مشیرالدوله از رجال نامی اواخر قاجار فرزند میرزا نصرالله مشیرالدوله، اولین صدراعظم بعد از انقلاب مشروطه ایران است. وی در جوانی برای تحصیل به روسیه رفت و پس از بازگشت به فکر تاسیس مدرسه علوم سیاسی افتاد و افتتاح این مرکز آموزشی  باعث رشد و ترقی فرزندان ایران‌زمین شد.

میرزا حسن‌خان مشیرالدوله در روسیه تحصیل کرد و در دوره‌های قاجار و پهلوی سمت‌های بسیاری را برعهده داشت. کتاب‌های «ایران باستان» و «داستان‌های ایران قدیم» از تالیف‌های وی به‌شمار می‌رود. پیرنیا در سال 1314 درگذشت.
نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا با معرفی و ترسیم زندگی میرزا حسن‌خان مشیرالدوله، نقش وی را در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران دوره قاجار و پهلوی نشان دهد. مشیرالدوله که سهم بزرگی در جنبش مشروطه نیز عهده‌دار بود، در طول فعالیت‌هایش همیشه احترام دوست و دشمن را همراه داشت.
فصل‌های کتاب بدین قرار است:

خاندان و خانواده میرزا حسن‌خان مشیرالدوله

میرزا حسن‌خان مشیرالدوله از تولد تا پایان عصر مشروطه اول

مشیرالدوله از فتح تهران تا عقد قرارداد 1919 میلادی

مشیرالدوله و اقداماتش در کابینه دوم

مشیرالدوله از کودتای 1299 تا زمان کناره‌گیری از سیاست

خدمات فرهنگی مشیرالدوله

آثار و اندیشه‌های تاریخ‌نگاری مشیرالدوله

مشیرالدوله و فراماسونری

اندیشه‌های اجتماعی و خصوصیات اخلاقی مشیرالدوله

«سیاست‌مدار مورخ» (زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا) نگاشته امید اخوی با مقدمه محمدابراهیم باستانی پاریزی در 192 صفحه توسط انتشارات خانه تاریخ و تصویر ابریشمی منتشر شده است.

معرفی کتاب زندگی، آثار و اندیشه‌های پیرنیا در «سیاست‌مدار تاریخ»

                                                   

«سیاست‌مدار مورخ» (زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا)  به همراه برگه‌هایی از اسناد و عکس‌هایی از این شخصیت تاریخی نگاشته شده است.

«سیاست‌مدار مورخ» درباره زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا) شخصیت تاریخی دوره‌های قاجار و پهلوی است که در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نقش پررنگی داشت و کتاب‌های ارزشمندی نیز در آن دوران منتشر کرد.
میرزا حسن مشیرالدوله از رجال نامی اواخر قاجار فرزند میرزا نصرالله مشیرالدوله، اولین صدراعظم بعد از انقلاب مشروطه ایران است. وی در جوانی برای تحصیل به روسیه رفت و پس از بازگشت به فکر تاسیس مدرسه علوم سیاسی افتاد و افتتاح این مرکز آموزشی  باعث رشد و ترقی فرزندان ایران‌زمین شد.

میرزا حسن‌خان مشیرالدوله در روسیه تحصیل کرد و در دوره‌های قاجار و پهلوی سمت‌های بسیاری را برعهده داشت. کتاب‌های «ایران باستان» و «داستان‌های ایران قدیم» از تالیف‌های وی به‌شمار می‌رود. پیرنیا در سال 1314 درگذشت.
نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا با معرفی و ترسیم زندگی میرزا حسن‌خان مشیرالدوله، نقش وی را در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران دوره قاجار و پهلوی نشان دهد. مشیرالدوله که سهم بزرگی در جنبش مشروطه نیز عهده‌دار بود، در طول فعالیت‌هایش همیشه احترام دوست و دشمن را همراه داشت.
فصل‌های کتاب بدین قرار است:

خاندان و خانواده میرزا حسن‌خان مشیرالدوله

میرزا حسن‌خان مشیرالدوله از تولد تا پایان عصر مشروطه اول

مشیرالدوله از فتح تهران تا عقد قرارداد 1919 میلادی

مشیرالدوله و اقداماتش در کابینه دوم

مشیرالدوله از کودتای 1299 تا زمان کناره‌گیری از سیاست

خدمات فرهنگی مشیرالدوله

آثار و اندیشه‌های تاریخ‌نگاری مشیرالدوله

مشیرالدوله و فراماسونری

اندیشه‌های اجتماعی و خصوصیات اخلاقی مشیرالدوله

«سیاست‌مدار مورخ» (زندگی، آثار و اندیشه‌های میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا) نگاشته امید اخوی با مقدمه محمدابراهیم باستانی پاریزی در 192 صفحه توسط انتشارات خانه تاریخ و تصویر ابریشمی منتشر شده است.

استاد عبدالمحمد آیتی به دیار باقی شتافت

                                 

استاد عبدالمحمد آیتی پژوهشگر، نویسنده و مترجم معاصر در حوزه فلسفه، تاریخ و ادب فارسی و عربی صبح امروز دعوت حق را لبیک گفت.

عبدالمحمد آیتی در اردیبهشت ۱۳۰۵ هجری شمسی در بروجرد به دنیا آمد. وی در سال 1381 به عنوان چهره ماندگار معرفی شد. استاد آیتی عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود.

آیتی صبح امروز در بیمارستان امام حسین(ع) بعد از طی یک دوره بیماری در سن 87 سالگی دعوت حق را لبیک گفت.

استاد عبدالمحمد آیتی متولد سال 1305 در بروجرد و دارای مدرک دانشگاهی کارشناسی علوم معقول و منقول‌ از دانشگاه تهران بود. وی ابتدا در زادگاه خود برای کسب معلومات ابتدایی وارد مکتبخانۀ سنّتی آغاباجی شد، اما پس از چندی والدینش او را به دبستان اعتضاد که قدیمی‌ترین مدرسۀ مدرن در بروجرد به شمار می‌رفت، فرستادند.

استاد آیتی در سال ۱۳۲۰ وارد دبیرستان شد و در سال های پایانی این دوره به تحصیل علوم حوزوی علاقه‌مند گشت و به مدرسۀ علمیۀ نوربخش رفت و چند سالی نیز در آنجا علوم اسلامی را فراگرفت.

وی در سال ۱۳۲۵ وارد دانشکدۀ علوم معقول و منقول دانشگاه تهران شد و پس از به پایان بردن این دوره به خدمت وزارت آموزش‌وپرورش درآمد و برای تدریس به بابل رفت. وی بیش از 30 سال در شهرهای مختلف به‌عنوان دبیر به تدریس پرداخت و در کنار تدریس، سردبیری ماهنامۀ آموزش‌ و پرورش را نیز بر عهده داشت. استاد آیتی همچنین در دانشگاه فارابی و دانشگاه دماوند دروس ادبیات فارسی و عربی را تدریس می‌کرد.

استاد عبدالمحمد آیتی از مترجمان بنام و چیره‌دست عربی به فارسی است و ترجمه‌های فارسی قرآن مجید، نهج‌البلاغه و صحیفۀ سجادیه را در طول عمر پربار خود به پایان برد.

استاد آیتی از سال 1370 به عضویت پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و پس از تشکیل گروه دانشنامۀ تحقیقات ادبی در سال 1371، تا سال 1379 ریاست این گروه و پس از آن ریاست شورای علمی دانشنامۀ تحقیقات ادبی فرهنگستان را نیز بر عهده داشت.

برخی از آثار شادروان استاد عبدالمحمد آیتی عبارت‌اند از: کشتی شکسته (ترجمه‌)؛ تحریر تاریخ وصّاف؛ آمرزش ابوالعلا معری (ترجمه‌)؛ دربارۀ فلسفۀ اسلامی: روش و تطبیق آن؛ گزیده و شرح خمسۀ نظامی؛ تاریخ ابن‌خلدون (العبر)؛ شکوه قصیده؛ تاریخ دولت اسلامی در اندلس؛ قرآن مجید (ترجمۀ فارسی‌)؛ شکوه سعدی در غزل؛ شرح و ترجمۀ معلّقات سبع؛ الغارات در حوادث سال‌های معدود خلافت علی(ع‌)؛ گنجور پنج گنج؛ شرح منظومۀ مانلی و پانزده قطعۀ دیگر؛ بسی رنج بردم، بازنویسی‌شده از فردوسی؛ قصۀ باربد و بیست قصۀ دیگر از شاهنامه؛ معجم‌الأدبا (ترجمه)؛ داوری حیوانات نزد پادشاه پریان (ترجمه‌)؛ گزیدۀ شرح مقامات حمیدی؛ در تمام طول شب، شرح چهار شعر بلند نیما.

انتشار کتاب محمدحسین کشمیری


کتاب محمدحسین کشمیری زرین قلم تألیف دکتر حمیدرضا قلیچ خانی به شکل چهاررنگ منتشر شد.

محمدحسین کشمیری از بزرگترین نستعلیق‌نویسان شبه قاره‌ی هند است که با نفوذ و رواج زبان فارسی در آن دیار، بیشتر آثار خود را به زبان فارسی نوشته و ماندگار کرد. وی از معدود خوشنویسان هندی است که از نظر عیار با استادان بزرگ خوشنویسی ایران همچون: محمدحسین تبریزی، شاه محمود نیشابوری و باباشاه اصفهانی قابل مقایسه است و لهجۀ هندی در آثار او به حداقل ممکن رسیده است.

وی از بهترین پیروان میرعلی کاتب هروی است و آثار ارزشمندش در مقدمه‌ی مرقع گلشن (جهانگیری) گواه این مدعاست. او در دورۀ خود به اوج شهرت رسید و ملقّب به: زرّین قلم، اکبرشاهی، جهانگیری و جهانگیرشاهی گردید با این حال، مهاجرت عبدالرشید دیلمی و گسترش سبک میرعماد در شبه قارۀ هند، سبب شد تا سبک پخته و جذّاب محمدحسین تحت تأثیر قرار گرفته و کمتر بدان توجه شود.

این کتاب در هزار نسخه از سوی انتشارات پیکره در تهران منتشر شده است.

فهرست نسخ خطی موسیقی ایرانی


فهرست توصیفی بیش از دویست و چهار نسخه خطی در علم موسیقی ایرانی در این اثر ذکر شده است.

کتاب حاضر، فهرست توصیفی دویست و چهار اثر فارسی در علم موسیقی ایران است که بخش قابل ملاحظه‌ای از آن را محمدتقی دانش‌پژوه در فهرستی از نسخ خطی فارسی و عربی تحت عنوان مداومت در اصول موسیقی ایران که در سال 1353 منتشر شد، آورده است.

در این کتاب مباحث موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی آثار توصیف نشده و به علاوه بعضی از نسخ موجود در کتابخانه‌های خارج از ایران را در برندارد.

اما نسخه‌های خطی بعضی از کتابخانه‌ها به دلایل مختلف در این فهرست ذکر نشده است که از میان آن می‌توان به کتابخانه‌های کشورهای هندوستان و پاکستان مثل احمد آباد: گجرات مجموعه سبحه، حیدرآباد: مرکز کتابخانه آصفیه، مدرس: کتابخانه نسخ خطی دولتی شرقی، پیشاور: کتابخانه مؤسسه اسلامیه اشاره کرد.

فهرست مطالب کتاب عبارتست از:

فصل اول- موسیقی ایرانی

فصل دوم- موسیقی هندی

فصل سوم- موسیقی در متون ادبی

فصل چهارم- سماع

فصل پنجم- موسیقی در منشأت

متأسفانه کتاب فاقد نمایه است و لذا امر بازیابی را دشوار کرده است، البته در ابتدای هر فصل فهرست منابع آن ذکر شده است.

این کتاب نتیجه تلاش 15 سال دکتر محمدتقی مسعودیه بزرگمرد تاریخ موسیقی ایران است و اثری کم‌نظیر و درخور ستایش است چرا که او سعی در جمع‌آوری آثار تمامی موسیقی‌دانان قدیم ایران نموده و کتاب به زبان فرانسه تألیف شده است که توسط قدسیه مسعودیه به فارسی ترجمه شده است.

پراکندگی نسخ خطی آثار موسیقی‌دانان ایرانی در کتابخانه‌های ایران و جهان، دسترسی به منابع برای تحقیقات در موسیقی ایرانی را با مشکلاتی مواجه ساخته است و لذا وی تا حد امکان بخش موسیقی کتابخانه‌های مهم جهان را جستجو کرده و این اثر را تألیف نموده است.

در این کتاب علاوه بر شرح بیشتر نسخ خطی، فهرست‌ها و چاپ‌های مناطق مختلف،‌ مباحث موزیکولوژی و انتوموزیکولوژی آثار توصیف شده است و نسخ موجود در کتابخانه‌های خارج از ایران را نیز در بر دارد.

فهرست نسخ خطی موسیقی ایران،‌ گردآوری محمدتقی مسعودیه و قدسیه مسعودیه در 230 صفحه توسط انتشارات پژوهشکده هنر منتشر شده است.

شماره ثبت این کتاب در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی 493898 می‌باشد.

امروز 11 سپتامبر 2013

ابداع ورزش "جودو" توسط يك معلم ورزش ژاپني (1882م)

منشا جودو از هنر رزمی جوجیتسو می باشد . لغت جوجیتسو در قرن 16 میلادی در ژاپن به وجود آمد . این کلمه به همه هنرهای رزمی که با دست خالی انجام می گرفت اطلاق می شد . جودو قبل از آنکه در المپیک سال 1964 به عنوان یک رشته ورزشی پذیرفته شود سیستمی از دفاع شخصی بود که توسط جیگوروکانو بنیانگذاری شده بود . جودو ریشه در هنرهای رزمی سامورایی دارد که با دست خالی مبارزه می کردند و بر اساس دست به یقه شدن می باشد . در ژاپن اسم های زیادی برای هنرهای رزمی که بدون وسیله و با دست خالی انجام می گیرد وجود دارد . از میان آنها می توان به توریتی ، واتسو ، یاوارا ، گوگوسوگو ، تایوتسو و کمپو اشاره کرد . در سال 1882 استاد جوانی به نام جیگوروکانو باشگاهی را برای آموزش هنر رزمی خود به وجود آورد . وی نام این باشگاه ( یا مدرسه ) را باشگاه کودوکان و نام هنر رزمی خود را جودو نامید . همانگونه که جوجیتسو به معنای هنر ملایمت است جودو نیز به معنای روش ملایمت می باشد . آقای کانو می خواست با انتخاب این کلمه نه تنها به شاگردانش هنرهای رزمی عالی را نیز بیاموزد . هدف ورزش جودو پرتاب کردن ، گیر انداختن ، خفه کردن و قفل مفصل حریف به منظور تسلیم کردن وی می باشد . در این ورزش ضربه مشت و لگد وجود ندارد و همین باعث تمایز این ورزش با بسیاری دیگر از هنرهای رزمی شده است . حتی زمانی که فرد جودو را به عنوان دفاع شخصی فرا می گیرد چگونگی دفع مشت ها ، لگد ها و سلاح ها را با پرتاب کردن ، خفه کردن و قفل های مفاصل می آموزد . این ورزش اگر به درستی تعلیم داده شود یکی از بهترین روش های دفاع شخصی می باشد . بزرگترین ارزش جودو در تاکید آن روی ملایمت و اعتدال به عنوان یک روش است . جودو به شخص می آموزد که از درگیری پرهیز کند و به دنبال معتدل ترین راه حل برای همه درگیری ها باشد .

درگذشت "محمدعلي جناح" باني استقلال پاكستان و قائد اعظم اين كشور (1948م)

محمدعلي جناح، سياست‏مدار استقلال طلبِ شبه قاره هند و پايه‏گذار پاكستان امروزي، در 25 دسامبر سال 1876م در كراچي به دنيا آمد و پس از طي تحصيلات خود به وكالت دادگستري مشغول گرديد. جناح، كمي بعد به دبيركلي يك تشكيلات اسلامي منصوب شد كه اين تشكيلات مقدمه برپايى كنگره اتحاد ملي هند بود. جناح در سال 1910م، به رياست ديوان قانون اساسي حكومت انگلستان و هند منصوب گرديد. وي در ابتدا خواهان وحدت هندوها و مسلمانان بود ولي چون اين امر را غير عملي ديد، از جدايى اين دو گروه حمايت كرد. وي در مبارزات آزادي خواهان عليه استعمار انگليس با مهاتما گاندي رهبر نهضت آزادي هند همكاري مي‏كرد ولي بر خلاف مبارزه منفي گاندي، جناح، معتقد به درگيري عملي بود. گاندي و جناح تا سال 1940م در مبارزات خود عليه انگليسي‏ها وحدت‏نظر داشتند، ولي از اين تاريخ به بعد، علائم جدايى و اختلاف نظر بين آنها آشكار شد و محمدعلي جناح نغمه تشكيل يك كشور مستقل در بخش مسلمان‏نشين شبه‏قاره هند را ساز كرد. گاندي و جواهرلعل نهرو، خواهان تشكيل يك كشور واحد و غيرمذهبي و لائيك در هندوستان بودند، ولي جناح در مورد ايجاد يك كشور اسلامي اصرار مي‏ورزيد و به عقيده رهبران حزب كنگره، انگليسي‏ها هم اين فكر را براي ايجاد اختلاف بين رهبران استقلال هند و بهره‏برداري بعدي از آن تقويت مي‏نمودند. در اين ميان، محمد علي جناح در راه استقلال پاكستان تلاش‏هاي زيادي كرد. هدف او، جدا كردن بخش مسلمان‏نشين هند از بخش هندويى آن بود. وي مي‏خواست به ستم ديرينه هندوها عليه مسلمانان پايان دهد. در آن زمان، حزب كنگره كه بزرگ‏ترين حزب هندوها به شمار مي‏رفت، با حزب مسلم ليگ كه متعلق به مسلمانان هند به رهبري محمدعلي جناح بود، به شدت مخالفت مي‏كرد، با اين حال، جناح در سال 1946م پس از پيروزي در انتخابات پارلماني، كنگره هند را به تصويب طرح جدايى پاكستان از هند مجبور ساخت. سرانجام اين امر در اوت 1947م با تلاش‏هاي انساني و مبارزات اسلامي محمدعلي جناح تحقق يافت و او فرماندار كل كشور پاكستان گرديد. محمدعلي جناح، باني استقلال پاكستان و از چهره‏هاي محبوب ملت مسلمان اين كشور محسوب مي‏شود و "قائد اعظم" لقب گرفته است. محمدعلي جناح سرانجام يك سال پس از استقلال پاكستان، در يازدهم سپتامبر 1948م در 72 سالگي درگذشت.

امروز 5 ذی قعده 1434

رتحال آيت اللَّه "سيدعباس خاتم يزدي" استاد برجسته حوزه علميه قم (1380 ش)

آيت ‏اللَّه سيدعباس خاتم يزدي در سال 1309 ش (1349 ق) در يزد متولد شد. وي پس از اتمام مقدمات و سطح در زادگاه خود، در سال 1334 ش راهي قم گرديد و در درس خارج آيات عظام: سيد محمد محقق داماد، سيد محمدرضا گلپايگاني، محمد علي اراكي و حضرت امام خميني(ره) شركت نمود. آيت‏اللَّه خاتم در سال 1339 ش وارد حوزه نجف اشرف شد و در اقامت 18 ساله خود در آن شهر، از محضر درس حضرات آيات: سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودي و حضرت امام و به ويژه از درس آيت‏اللَّه خويي بهره‏هاي وافري برد تا به مقام عالي اجتهاد دست يافت. ايشان همچنين در نجف به عضويت شوراي استفتاء امام خميني درآمد و به نمايندگي و وكالت معظمٌ له به حج مشرف شد. آيت اللَّه خاتم يزدي علاوه بر تدريس سطوح در نجف، پس از ورود به قم، مشغول تدريس درس خارج فقه و اصول گرديد و شاگردان فاضلي تربيت نمود. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي عضو دفتر استفتاء امام، دبير شوراي سياست‏گذاري ائمه جمعه و نماينده مردم استان يزد در مجلس خبرگان از دوره اول بود. اين عالم رباني سرانجام در بيستم شهريور 1380 ش برابر با 22 جمادي الثاني 1422 ق در 71 سالگي بدرود حيات گفت و پس از تشييعي شكوهمند، در حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.


درگذشت "ابن ‏هِشام" فقيه و نحويِ بزرگ عرب(761 ق)

ابومحمد عبداللَّه بن يوسف بن عبداللَّه ملقب به جمال الدين و مشهور به ابن هشام و علامه، از بزرگان و دانشمندان نامدار نحو و ادبيات قرن هشتم هجري در ذي‏القعده‏ي سال 708 ق در قاهره به دنيا آمد. وي از شاگردان تاج الدين تبريزي و عبداللطيف بن مُرحَّل بوده و دركثرت احاطه بر بسياري از قواعد و تحقيقات وسيع و مباحث دقيق، مشهور و محل مراجعه‏ي جمع زيادي از طلاب و افاضل بوده است. ابن هِشام در ابتدا شافعي مذهب بوده و سپس حنبلي را برمي‏گزيند. ابن هشام به زودي در نحو شهرتي عظيم به دست آورد و سرآمد همگان شد. او حتي بر استادانش برتري يافت و آثارش در فراسوي مرزهاي مصر و شام به دست دانش‏پژوهان و انديشمندان افتاد. معروف‏ترين كتاب ابن هشام مُغني اللَّبيب مي‏باشد. اين كتاب از همان آغاز مورد توجه بسيارِ علما قرار گرفت و هم اكنون نيز پس از گذشت قرن‏ها، هم‏چنان در زمره‏ي كتاب‏هاي درسي مدارس علميه است. هم‏چنين كتاب التَّذكِرَه، الجامِعُ الصَّغير و قطرالنَّدي نيز از جمله آثار اوست. وفات اين عالم و محدث شهير در 53 سالگي در مصر واقع گرديد.

امروز20 شهرویر

شهادت عالم مجاهد آيت ‏اللَّه "سيداسداللَّه مدني" دومين شهيد محراب در تبريز (1360 ش)

آيت‏اللَّه سيداسداللَّه مدني در سال 1292 ش (1323ق) در روستايي در آذرشهر آذربايجان شرقي چشم به جهان گشود و در سنين جواني براي تحصيل علوم ديني به قم عزيمت نمود. وي پس از گذراندن دروس مقدماتي و سطح، در حدود چهار سال به تحصيل دروس فقه و اصول در محضر حضرت امام خميني(ره) مشغول شد. سپس راهي نجف اشرف گرديد و در جلسات درس حضرات آيات: سيدابوالحسن اصفهاني، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد محسن حكيم و سيد ابوالقاسم خويي شركت نمود. آيت‏اللَّه مدني، سال‏ها پيش از ورود به عرصه مبارزات سياسي، در مقابل افكار ضدديني كسروي مقابله كرده بود و با شهيد نواب صفوي همكاري داشت. با آغاز قيام مردمي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) و تبعيد آن حضرت به نجف اشرف، آيت‏اللَّه مدني در كنار استاد و رهبر خود قرار گرفت و در ايام سفر به ايران، ضمن نام بردن از حضرت امام، رسالت و وظايف مردم مسلمان را در برابر رژيم پهلوي بيان مي‏كرد. آيت اللَّه مدني در سال 1350 به فرمان امام جهت تدريس علوم ديني به خرم آباد رفت و در آنجا حوزه علميه تأسيس نمود. چندي بعد بر اثر فعاليت‏هايي كه عليه رژيم ستم‏شاهي داشت به مدت بيش از سه سال به شهرهاي مختلف تبعيد شد و با اوج‏گيري انقلاب اسلامي، از تبعيد به قم بازگشت. اين روحاني مبارز، پس از پيروزي انقلاب به دعوت مردم همدان، راهي اين شهر گرديد و از طرف مردم اين استان به مجلس خبرگان قانون اساسي راه يافت. آيت اللَّه مدني پس از شهادت آيت‏اللَّه قاضي طباطبايي، نخستين امام جمعه تبريز، از سوي امام خميني(ره) به عنوان نماينده ولي فقيه و امام جمعه تبريز انتخاب شد و در اين سنگر به پاسداري و حراست از آرمان‏هاي انقلاب اسلامي همت گماشت. اين مجاهد نستوه سرانجام در بيستم شهريور 1360 ش برابر دوازدهم ذي‏قعده 1401 ق در 68 سالگي در همين سنگر پس از اقامه نماز در محراب نماز جمعه تبريز توسط منافقين به شهادت رسيد. و پس از تشييعي با شكوه در تبريز و قم، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

ارتحال آيت اللَّه "سيدعباس خاتم يزدي" استاد برجسته حوزه علميه قم (1380 ش) آيت‏ اللَّه سيدعباس خاتم يزدي در سال 1309 ش (1349 ق) در يزد متولد شد. وي پس از اتمام مقدمات و سطح در زادگاه خود، در سال 1334 ش راهي قم گرديد و در درس خارج آيات عظام: سيد محمد محقق داماد، سيد محمدرضا گلپايگاني، محمد علي اراكي و حضرت امام خميني(ره) شركت نمود. آيت‏اللَّه خاتم در سال 1339 ش وارد حوزه نجف اشرف شد و در اقامت 18 ساله خود در آن شهر، از محضر درس حضرات آيات: سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودي و حضرت امام و به ويژه از درس آيت‏اللَّه خويي بهره‏هاي وافري برد تا به مقام عالي اجتهاد دست يافت. ايشان همچنين در نجف به عضويت شوراي استفتاء امام خميني درآمد و به نمايندگي و وكالت معظمٌ له به حج مشرف شد. آيت اللَّه خاتم يزدي علاوه بر تدريس سطوح در نجف، پس از ورود به قم، مشغول تدريس درس خارج فقه و اصول گرديد و شاگردان فاضلي تربيت نمود. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي عضو دفتر استفتاء امام، دبير شوراي سياست‏گذاري ائمه جمعه و نماينده مردم استان يزد در مجلس خبرگان از دوره اول بود. اين عالم رباني سرانجام در بيستم شهريور 1380 ش برابر با 22 جمادي الثاني 1422 ق در 71 سالگي بدرود حيات گفت و پس از تشييعي شكوهمند، در حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

کتابشناسی مقامات در ایران، از محسن محمدی فشارکی، فاطمه اشراقی

                                                   

مقامه در لغت به معنای مجلس و در اصطلاح ادبی بر نوشته هایی با نثر مسجوع و متصنع اطلاق می شود که نویسنده در ضمن بیان داستان هایی که پیرامون کدیه و گدایی است سعی در به نمایش گذاردن قدرت هنری و ادبی خود دارد.

سابقه نگارش این گونه داستان ها که دارای یک قهرمان و راوی خیالی است به بدیع الزمان همدانی بازمی گردد که راه مقامه نویسی را در ادبیات عربی گشود و شیوه او نه تنها در ادبیات عربی که در ادبیات فارسی از سوی گروهی بی شمار از ادبا و نویسندگان پیروی شد از جمله آن ها می توان به ابوالقاسم حریری در ادبیات عربی و قاضی حمید الدین بلخی در ادبیات فارسی اشاره نمود.
جایگاه ویژۀ مقامه نویسی در ادبیات فارسی و عربی، باعث شده که در گذر زمان، پژوهش ها و تحقیقات انبوهی در قالب پایا ن نامه، کتاب و مقاله در زمینۀ پیشینۀ مقامه و بررسی جنبه های گوناگون آن و شرح حال مقامه نویسان شهیر (بدیع الزمان همدانی، حریری و قاضی حمیدالدین) و بررسی سبک نگارشی آنها انجام گیرد. بدین منظور، بر خود لازم دانسته ایم که در این باره کتابشناسی ای عرضه شود تا از سویی پژوهش های در پیش رو با سهولت و روانی بیشتری انجام گردد و از سویی، تمامی منابع موجود و به چاپ رسیده در ایران در دسترس پژوهشگران قرار گیرد و از انتخاب موضوعاتی که قبلاً مورد بحث و بررسی قرار گرفته، بازداشته شوند.
این کتابشناسی به شیوه بنیادی تنظیم شده و بر اساس آن می توان دریافت که پژوهش های انجام گرفته در این باره، از نظر ساختاری، تاریخی و محتوایی به چند دسته تقسیم می شوند و میزان پراکندگی آنها چگونه است. همچنین در پایان به منظور
تسهیل کار پژوهشگران، فهرست موضوعی پژوهش ها و تألیفات را درج نموده ایم.
متن کامل مقاله کتاب شناسی مقامات در ایران (با تکیه بر مقامات بدیع الزمان همدانی، حریری و قاضی حمیدالدین) نوشته محسن محمدی فشارکی و فاطمه اشراقی که در شماره 75 کتاب ماه ادبیات به چاپ رسیده است

نامها و القاب امام علی علیه السلام

                                                    

ترکیب سه حرف ع ل ی، برسازنده نام نخستین امام شیعیان علی(ع)، در لغت صفت مشبهه از ماده علوّ، به معنای والایی است و در وجه وصفی اش، معنای «والا» را دارد؛ در روایات نیز به ملحوظ بودن این معنا در وجه نامگذاری حضرت اشارت رفته است.

نام علی، برای متمایز بودن از وجه وصفی آن، در عربی کلاسیک، هرگز الف و لام تزیین دریافت نمی کند و بدین سان، می توان تفاوت میان تعابیری مانند عبدعلی و عبدالعلی را در تسمیه شیعیان دریافت؛ درحالی که نام نخست اشاره به بندگی امام علی (ع) دارد، نام دوم تصریح به بندگی خداوند متعال است و علی در آن به عنوان صفتی از صفات خداوند به کار رفته است. تناظر میان نام آن حضرت با علی به عنوان یکی از اسماء الله، موجب شده است تا این نام الهی، در برخی اذکار مانند «صدق الله العلی العظیم» در پایان قرائت قرآن، مورد توجه شیعیان باشد، در حالی که بازگشت آن به خداوند است و ربط مستقیمی به آن حضرت ندارد. در ادعیه شیعه، بین عالی به عنوان یکی دیگر از اسماء الهی، با نام آن حضرت نیز تناظری برقرار شده و در نمونه هایی مانند «یا عالی بحق علی» در دعای توسل بازتاب یافته است.

بر پایه روایات ولادت آن حضرت، مادر گرامی ایشان، نام وی را حیدر نهاد؛ اما ابوطالب ضمن مخالفت، نام علی را برگزید؛ نامی که در نوع خود منحصر به فرد بوده و نمونه ای پیش از آن در منابع نیامده است (ابن شهرآشوب،۲/۳۰۳-۳۰۴). پس از این نامگذاری، گزینش نام علی بر فرزندان میان مردم حجاز رواج یافت (مثلا یاقوت، ۵/۲۲۸). با شکل گیری شخصیت آن حضرت در همان دوران کودکی و بروز برخی ویژگیهای متفاوت شخصی، همخوانی خلق و خوی وی با نامِ برگزیده، اسباب آن را فراهم می نمود تا در نامبری وی، روایات فراوانی تبیین گردد. بر همین اساس این علوّ و والایی را در اسلام، دانش، سخا، پارسایی، شجاعت، زهد، نسب، خاندان، و جز آن بیان داشته اند (ابن بابویه، معانی الاخبار، ۶۲). به رغم آن که این امام بزرگوار از زمان پیامبر(ص) با اسامی و القاب گوناگونی نامور گشت، اما هرگز نام «علی» تحت الشعاع نامی دیگر واقع نگشت.

نخستین امام شیعیان افزون بر ناموری به «علی»، به فراخور موضوعات مختلف و جایگاه اجتماعی، به نامها و القابی اشتهار یافته است. این سخن تا بدانجاست که آن امام، در روایتی نام خویش نزد اقوام، کسان و پیروان ادیان مختلف به تفصیل آورده است. بر این پایه نام ایشان نزد مادر گرامی اش: حیدره؛ نزد ابوطالب: ظهیر؛ نزد اعراب: علی؛ در میان هندیان: کبکر؛ نزد رومیان: بطریسا؛ در میان فارس: جبتر؛ نزد ترکان: بثیر؛ نزد زنگیان: حیتر؛ نزد کَهَنه: بویی؛ نزد ارامنه: فریق؛ در حبشه: بثریک؛ در انجیل: ایلیا؛ در تورات: بریء؛ و در زبور: أری آمده است(ابن بابویه، همان، ۶۰؛ حویزی، ۵/۵۹۹). به رغم این که در بادی امر این نامهای یاد شده در روایت به نظر شگفت می آید، اما به نظر می رسد به تفکیک جای تأمل و بررسی دارند چنانکه پاکتچی بر آن است که واژه دارای معنای باتیر به معنای قهرمان (بهادر) می تواند جایگزینی دقیق برای بثیر باشد (دبا، ۸/۴۹۶). فارغ از روایت یاد شده به نظر می رسد در رویکردی گونه شناختی می توان نامها و القاب آمده در روایات برای امام علی(ع) را در چند بخش تفکیک نمود.
در رابطه با پیامبر(ص) و اهل بیت(ع): در انبوهی از روایات به نوع و رابطه محمد(ص) با امام علی(ع) اشارات صریحی شده و در آنها نگاه خاص پیامبر به آن حضرت نمایان گشته است. یادکرد نبی اکرم(ص) از داماد خویش به عنوان «اخی وصدّیق الاکبر»، برادر و دوست از مهمترین نمونه ها در تبیین رابطه ویژه ایشان است. این سخن تا آنجاست که بر پایه همین اشارت نبوی، در روایات با سخنگویی از صدیقون ۳گانه، امام علی(ع) را در کنار مؤمن آل فرعون و حبیب نجار جای داده اند(دمشقی، ۱/۲۹؛ سیوطی، ۲/۱۱۵؛ متقی هندی، ۱۱/۶۰۱). ارزشمندی این یادکرد در چنان پایه ای است که حضرت علی(ع) خود نیز گاه در بیان وصفی از خویش، به این لفظ صدیق اشارتی داشته است (دمشقی، ۱/۳۲؛ ابن قتیبه، ۱۱۹).

همچنین پیامبر(ص) آن حضرت را فاروق نامید که فارق بین حق و باطل است. بدین ترتیب رسول گرامی با یادکرد صدیق و فاروق از سویی به نوع رابطه خود با امام علی(ع) اشاره نموده و از سوی دیگر جایگاه امام را به مصداق تدوین نموده است. بجز این موارد، با التفات به رخداد غدیر خم، عملاً لقب «وصی» و نیز «ولی» برای آن امام مفهومی تاریخی یافت (نسایی، ۹۸). بر همین راستا حدیث منزلت شایان ذکر است که در آن پیامبر اسلام(ص)، آن امام را در جایگاه هارون برای حضرت موسی(ع) مثل زده و بدان شبیه دانسته است (ابن ابی الحدید، ۹/۲۷؛ کوفی، ۱/۴۹۹بب؛ شاذان بن جبرئیل، ۷۴بب). این تشبیه حتی سبب شده تا گاه فرزند آن بزرگوار، امام حسن(ع) را نیز ابن هارون نامند (ابن بابویه، همان، ۵۷). ارتباط صمیمانه این دو بزرگوار و لطف نبوی به آن امام، گاه در کنیه وری امام بروز یافته است. چنان که بر پایه روایات، باری پیامبر، امام را در حالتی خوابیده بر خاک و خاک آلود مشاهده نمود و با تکاندن خاک از کتف آن امام، او را ابوتراب برخواند (زید بن علی، ۲۳۱-۲۳۲؛ مسلم، ۴/۱۸۷۴؛ بخاری، ۱/۱۶۹؛ بیهقی، ۲/۴۴۶؛ ابن بابویه، علل الشرایع، ۱/۱۵۵بب؛ شوکانی، ۲/۱۷۱). این روایات سبب برسازی مجموعه ای از اندیشه های مختلف گشته است چنان که در تفسیرگونه ای از جمله یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَاباً در آیه ۴۰ سوره نبآ (شم ۷۸)، گرایش به شیعه و از اصحاب علی(ع) بودن، مورد التفات قرار داده شده است (ابن بابویه، همان، ۱/۱۵۷). فارغ از آنچه پیرامون حضرت محمد(ص) بیآن شد، امام علی(ع) به واسطه فرزندان بزرگوارش، به ابوالحسن و گاه نیز ابوالحسین مکنا گشته است. از سوی دیگر با توجه به روایاتی که در آنها، حسنین، به عنوان ریحانه های بهشتی یاد شده اند (محب الدین طبری، ۵۶)، پدر بزرگوارشان نیز بر همین اساس، ابوالریحانتین خوانده شده است (القاب الرسول...، ۳۲؛ فتال، ۱۵۲؛ ابن بطریق، ۳۰۶،۳۰۸). امام علی(ع) به عنوان یکی از اهل بیت(ع) و از مصادیق حدیث کسا، به خامس اهل عبا نیز شهرت دارد (شاذان بن جبرئیل، ۷۸). از موارد قابل ذکر در باره نامها و القاب امام علی(ع) یادکرد وی به عنوان حجة الله و ولی الله است که بازتاب آن را می توان در قرائت اذان نزد شیعیان مشاهده نمود. ذکر «أشهد أن علیاً ولی الله» و «أشهد أن علیاً حجة الله» پس از شهادت به پیامبری رسول خدا در اذان بر همین پایه است.
در رابطه با مسلمانان به طور عام و شیعیان به طور خاص. جایگاه اجتماعی علی بن ابی طالب(ع)، هم به عنوان سومین خلیفه مسلمین و هم به دلیل امامت شیعیان، در بردارنده شاخصه هایی است که آن را ویژگی خاصی بخشیده است. در این میدان، استفاده خاص از لقب کرم الله وجه پس از یادکرد نام علی بن ابی طالب که تنها نمونه در میان خلفای چهارگانه است، نشان از همین جایگاه دارد (نک مناوی، ۵/۴۴۰؛ آمدی، ۲/۵۲). در ادامه همین اندیشه است که در منابع به القابی ویژه از آن حضرت برمیخوریم. بر پایه روایات و احادیثی نبوی نخستین بار لقب امیرالمؤمنین برای امام علی(ع) توسط پیامبر اکرم به کار رفته است(ابن مردویه، ۵۶). این در حالی است که حتی در برخی روایات تصریح شده است که پیامبر(ص)، خواندن امام علی(ع) به امیرالمؤمنین را امر می نموده است. بر اساس همین امر نبوی، باری ابوبکر و عمر در دیدار با امام علی(ع)، وی را امیرالمؤمنین خطاب کرده و سبب را امر پیامبر یاد کرده اند (همانجا). گفتنی است درباره خطاب و به کارگیری لقب امیرالمؤمنین برای خلفای چهارگانه میان پیروان مذاهب عامه و شیعیان برخی تفاوت نظرها موجود است اما این لقب علوی نزد شیعیان از چنان پایگاهی برخوردار است که در بسیاری موارد استفاده مطلق از آن، جایگزینی برای نام علی(ع) است (ابن بابویه، فقه الرضا، ۲۱، ۲۳،جم، المقنع، ۱۱، ۱۵،جم؛ شیخ مفید، ۴۱، ۷۸،جم). روایات بسیاری در این باره وجوددارد که به ناموری حضرت علی به این لقب در زمان پیامبر(ص) تصریح دارد (مجلسی، ۳۷/۳۳۱بب؛ محقق، ۱۶).

تخفیف یافته این لقب به صورت امیر، به عنوان یکی از اسامی بسیار رایج در میان شیعیان به ویژه ایرانیان است که از بسامد بالایی هم برخوردار است. همچنین امیرالمؤمنین و نیز ترکیبهایی ساخته شده با پیشوند امیر، در اشعار فارسی کاربرد فراوان دارد (مثلاً طالشی، ۲۱-۲۲). به نظر می رسد بر پایه نوع رویکرد ایرانیان به موضوع خلافت و نمود آن در قالب حکومتداری در اندیشه ایرانی، لفظ امیر به شاه بدل گشت و ساختن ترکیبهایی مانند شاه عرب، شاه مردان، شاه نجف، شاه ولایت و بسیاری نمونه های دیگر رواج عام یافت. نشانه هایی از گسترش جغرافیایی این تفکر را در شبه قاره هند خاصه در اشعار شاعران قابل پیگیری است (رادفر، سراسر کتاب)؛ چنان که حتی در برخی قوالیهای پاکستان (موسیقی سنتی مذهبی) نیز این نامها بازتاب یافته است. برخی از این نمونه ها مانند شاهنشاه عرب، قدمت بیشتری دارد (ابونعیم، ۲/۱۸۳؛ ابن شهرآشوب، ۲/۳۰۷، قندوزی، ۳/۳۵۰؛ برای نمونه اشعار نک طالشی، ۵۲-۵۷؛ مشفق کاشانی، سراسر کتاب؛ حیدری، سراسر کتاب).

در روایتی پیامبر(ص) امام را به صورت یعسوب المؤمنین خطاب نموده است (ابن مغازلی، ۶۵؛ ابن طاووس، ۱۲۱بب؛ طبرسی، ۲/۳۶). این واژه که در لغت به معنای زنبور نر است در استعاره نبوی به مفهوم رهبری امام به کار رفته است (ابن همام اسکافی، ۴۸؛ ابن رستم طبری، ۲۶۹). آشکارا می توان استفاده از این لقب را با قرار دادن در کنار رخداد غدیر و خواندن وارث خویش به معنای آن دانست که حضرت رسول، آن بزرگوار را در جایگاه رهبری جامعه مسلمین می دیده است. از دیگر القاب یاد شده برای امام علی(ع)، امام المتقین است که اشارتی ظریف به پای بندی امام به دین دارد (ابن مردویه،۵۸؛ القاب الرسول، ۲۶؛ قمی، ۳۰؛ مشهدی، ۲۰۳بب). استفاده از این لقب چندان نزد ایرانیان اشتهار دارد که گاه به کار گیری مطلقِ لفظ مولای متقیان کنایه از امام علی(ع) دارد. از اسامی مشهور امام همانی است که توسط مادر بزرگوار او انتخاب شده است. حیدر که گاه به سبب جنگاوری حضرت به صورت ترکیب حیدرکرار در منابع تکرار شده از آن دسته نامهایی است که خود امام نیز در مواضعی بدان افتخار ورزیده و خود را بدان خوانده اند. در روایت است که در جنگ خیبر یکی از رجزهای علوی یادکرد همین نام بوده است (ابن عابدین، ۱/۱۰،۹۹؛ ابن بابویه، الخصال، ۵۶۱؛ شوکانی، ۸/۸۶؛ حائری، ۲/۲۹۱). افزون بر نام حیدر به معنای شیر، نامهایی مانند اسد و ضرغام هم برای آن حضرت کاربردی با بسامد بالا دارد. برهمین اساس است که گزینش این نامها برای فرزندان، در میان شیعیان از آن رو که یادآور شخصیت شیرسان امام است، کاربرد فراوان دارد. اسدالله و فارسی شده آن به صورت شیرخدا و نیز نام حیدر در اشعار فارسی هم دارای نمونه است (طالشی، ۳۳-۳۴،۶۱-۶۲؛ نیز آقابزرگ، ۱۴/۱۹۷). از مهمترین نمودهای هنری اندیشه شیرسانی امام، در نگاره هایی از آن حضرت و مخصوصاً در نقاشیهای قهوه خانه ای بازتاب دارد که در غالب آنها حضور شیری در کنار وی نشان از شجاعت او دارد (نک: بخش امام علی در هنر اسلامی). گفتنی است جنگاوری آن حضرت افزون بر آن که در نامهای حیدر و اسد و ضرغام جلوه میکند، در نمونه هایی ترکیبی مانندقاتل المشرکین و سیف الله المسلول نیز نمود یافته است (شاذان بن جبرئیل، ۷۸).

در اندیشه رستاخیزی. فارغ از نامها و القابی که برای امام علی(ع) در منابع ذکر شده، صفات ویژه ای در قالب ترکیبی نامواره درمنابع بازتاب یافته است که غالباً در بردارنده مفاهیم پسینی برای جایگاه آن امام دارد. پرچمدار روز قیامت (حامل لواء الیوم القیامة)، قسیم الجنة و النار که به نوعی اشاره به لقب فاروق نیز دارد، حامل مفاتیح الجنة، ساقی کوثر، عروة الوثقی و نیز صاحب حوض و شفاعت از دیگر نامواره های ترکیبی برای آن حضرت است (القاب الرسول، ۳۴-۳۵؛ ابن شهرآشوب، ۱/۳۴۴؛ قمی، ۳۰؛ قندوزی، ۳/۲۰۷-۲۰۸). بجز نامها و القاب یاد شده، انبوهی از این دست ترکیبها در قالب زیارت نامه نمود یافته است (مثلا شهید اول، ۱۱۰بب؛ ابن براج، ۱/۲۸۴-۲۸۵؛ مشهدی، ۲۰۳بب).

مآخذ: آقا بزرگ‌، الذریعة؛ آمدی، علی‌، الاحکام‌، به‌ کوشش‌ عبدالرزاق عفیفی، دمشق، ۱۴۰۲ق؛ ابن ابی ‌الحدید، عبدالحمید، شرح‌ نهج‌ البلاغة، به‌ کوشش‌ محمد ابو الفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۳۷۹ق‌/۱۹۵۹م‌؛ ابن بابویه‌، محمد، الخصال‌، به‌ کوشش‌ علی‌اکبر غفاری، قم‌، ۱۳۶۲ش؛ همو، علل‌ الشرایع‌، نجف‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌؛ همو، معانی‌ الاخبار، به‌ کوشش‌ علی‌اکبر غفاری، قم‌، ۱۳۶۱ش‌؛ همو، المقنع، قم، ۱۴۱۵ق؛ ابن براج‌، عبدالعزیز، المهذب‌، به کوشش جعفر سبحانی، قم‌، ۱۴۰۶ق‌؛ ابن بطریق، یحیی، العمدة (عمدة عیون صحاح الاخبار)، قم، ۱۴۰۷ق؛ ابن‏رستم‏ طبری، محمد، المسترشد، به کوشش احمد محمودی، تهران، مؤسسه کوشانپور؛ ابن شهرآشوب‌، محمد، مناقب‌ آل‌ ابی ‌طالب‌، نجف، ۱۳۷۶ق؛ ابن طاووس‌، علی، الیقین‌، به کوشش انصاری، قم، ۱۴۱۳ق؛ ابن قتیبه‌، عبدالله، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۹۶۰م‌؛ ابن مردویه، احمد، مناقب علی بن ابی طالب، به کوشش عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم، ۱۳۸۲ش؛ ابن مغازلی‌، علی‌، مناقب‌ علی‌ بن‌ ابی ‌طالب‌ (ع‌)، به‌ کوشش‌ محمد باقر بهبودی، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌؛ ابن همام اسکافی، محمد، التمحیص، قم، مدرسة الامام المهدی(ع)؛ ابو نعیم‌ اصفهانی‌، احمد، ذکر اخبار اصبهان‌، به‌ کوشش‌ ددرینگ‌، لیدن‌، ۱۹۳۴م‌؛ «القاب الرسول (ص) و عترته»، از مؤلف ناشناس، ضمن مجموعة نفیسة، قم، ۱۴۰۶ق؛ بخاری، محمد، الصحیح، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م؛ بیهقی، احمد، السنن الکبری، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، مکه، ۱۴۱۴ق/ ۱۹۹۴م؛ حائری، محمدمهدی، شجرة طوبی، نجف، ۱۳۸۵ق؛ حویزی، عبدعلی، تفسیر نور الثقلین، قم، ۱۴۱۵ق؛ حیدری، غلامرضا، گذری بر مناجات و تحمیدیه و مناقب ائمه اطهار...، قزوین، ۱۳۸۱ش؛ دمشقی، محمد، جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب، به کوشش محمد باقر محمودی، قم، ۱۴۱۵ق؛ رادفر، ابوالقاسم، مناقب علوی در آیینه شعر پارسی گویان شبه قاره، تهران، ۱۳۸۱ش؛ سیوطی، الجامع‏ الصغیر، قاهره، ۱۳۷۳ق‏/۱۹۵۴م‏؛ شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة فی فضائل امیر المؤمنین، به کوشش علی شکرچی، قم، ۱۴۲۳ق؛ شوکانی، محمد، نیل الاوطار، بیروت، ۱۹۷۳م؛ شهید اول، المزار، به کوشش محمدباقر موحدی ابطحی، قم، ۱۴۱۰ق؛ طالشی، یدالله، تجلی اوصاف امام علی(ع) در ادب فارسی، تهران، ۱۳۸۲ش؛ طبرسی‌، احمد، الاحتجاج‌، به‌ کوشش‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌؛ فقه‌ الرضا (ع‌)، مشهد، ۱۴۰۶ق‌؛ قرآن کریم؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة، به کوشش علی جمال اشرف حسینی، قم، ۱۴۱۶ق؛ کوفی، محمد، مناقب امیر المؤمنین (ع)، به کوشش محمد باقر محمودی، قم، ۱۴۱۲ق؛ متقی هندی، سید علی، کنز العمال‌، به کوشش بکری الحیانی و صفوة السقا، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م؛ مجلسی‌، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌؛ محب الدین طبری، احمد، ذخائر العقبی، قاهره، ۱۳۵۶ق؛ قمی، محمد، عقد النضید، به کوشش علی اوسط ناطقی و دیگران، قم، ۱۳۸۱ش؛ محقق، مهدی، «برخی از نامها و القاب حضرت علی (ع)»، کیهان فرهنگی، اردی بهشت ۱۳۶۶، شم ۳۸؛ مسلم‌ بن‌ حجاج‌، الصحیح‌، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌؛ مسند زید بن‌ علی‌، به روایت ابو خالد واسطی، بیروت، دار مکتبة الحیاة؛ مشفق کاشانی، آئینه آفتاب، تهران، ۱۳۶۹ش؛ مشهدی، محمد، المزار الکبیر، به کوشش جواد قیومی، قم، ۱۴۱۹ق؛مفید، محمد، «اجوبة المسائل‌ السرویة»، عدة رسائل‌، قم‌، مکتبة المفید؛ مناوی، محمد عبدالرؤوف، فیض القدیر، به کوشش احمد عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۴م؛ نسایی، احمد، خصائص امیر المؤمنین (ع)‌، به کوشش محمد هادی امینی، تهران، مکتبة نینوی الحدیثه؛ یاقوت‌ حموی، معجم الادباء، مصر، ۱۳۵۵-۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۶- ۱۹۳۸م.

علی نامه

معرفی کتاب  «تذکره التواریخ»  عبدالله کابلی  

                                 

تذکرةالتواریخ عبددالله کابلی در بردارندة ماده تاریخ‌ها و تاریخ وقایع مختلفی است که از سوی کتابخانه مجلس با همکاری انتشارات سفیر اردهال منتشر شده است.

تذکرةالتواریخ، تالیف عبدالله کابلی، به تصحیح علیرضا قوجه‌زاده، برای اولین بار، توسط انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، با همکاری انتشارت سفیر اردهال به چاپ رسید.

این تذکره که تألیف آن در سال 990ق شروع و در سال 1010ق به پایان رسیده، در بردارندة ماده تاریخ‌ها و تاریخ وقایع مختلفی در شش طبقه است:

1. در ذکر تواریخ انبیا(ع)؛

2. در ذکر تواریخ صحابه و اولیا و مشایخ کرام؛

3. در ذکر تواریخ فضلا و شعرا؛

4. در ذکر تواریخ سلاطین و امرا؛

5. در ذکر سال ولادت برخی از پادشاهان، شاهزادگان، امرا و امیرزادگان معاصرش و نیز تواریخ فتح قلاع و ...؛

6. در ذکر تواریخ سال اتمام بناها مانند مساجد، مدارس،‌ قلاع، باغها،‌ پلها و ... و نیز تاریخ اتمام برخی از کتابها و رسایل مهم ادب فارسی.

مهمترین بخش تذکرةالتواریخ، طبقة سوم آن در ذکر تواریخ فضلا و شعرا و طبقة ششم آن در ذکر تاریخ اتمام بناها و کتب ادبی است. چراکه اطلاعاتی تازه و مهم در میان آنها دیده می‌شود که در منابع دیگر وجود ندارد. از دیگر وجوه اهمیت این کتاب، ذکر احوال و آثار بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ است که مطالب تازه و مهمی نیز در میان آنها دیده می‌شود.

تصحیح مذکور بر پایة دو نسخه صورت گرفته که یکی از آنها به خط مولف است بر اهمیت و صحت این تصحیح بیش از پیش می‌افزاید.

در مقدمه‌ای که ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی،‌ دکتر محمد رجبی، بر این اثر نوشته‌اند، می‌خوانیم:

هر متنی که از مآثر علمی و فرهنگی کشورمان به زنجیرۀ تحقیق و تصحیح می­پیوندد و انتشار می‌یابد، گویایِ منزلتِ متمایز ایرانیان در گسترۀ دانش و اندیشه بشری، و پیوستگی سلسله حیات معنوی و فرهنگی آنها در ادوار تاریخ است. از این‌رو هرچه بیشتر، میراث مکتوب خود را عرضه کنیم، بهتر می­توانیم امروز خود را با گذشته شکوهمند و شکوفای خویش گره بزنیم و فردای بهتری را برای آیندگان‌مان ترسیم کنیم.

کتابخانه مجلس شورای اسلامی با دارا بودن گنجینه­‌ای گران و کلان از آثار و مآثر اسلامی و ایرانی، وظیفه خود می­‌داند به قدر امکانات، به چاپ و نشر متون و اسناد بپردازد و آنها را در اختیار جامعه علمی و فرهنگی کشور قرار دهد.

تذکرةالتواریخ عبدالله کابلی برآیند مطالعات و جستجوهای او در آبشخورهای تاریخی، ادبی، رجالی و... است. او از این منابع،‌ معلومات برگزیده را در ذکر شخصیت‌های تاریخی، ادبی و تاریخ اتمام بناها و .. برگرفته و در کتاب خود در شش طبقه سامان داده است. تأکید کابلی در تذکرةالتواریخ بیشتر بر ماده‌ تاریخهاست، و از این نظر، نسبت به متون همسان خود متمایز است. بی گمان، این کتاب،‌ حاوی نکته‌های نویافته راجع به فرهنگ و تمدّن ایرانی است و از آنها می‌توان در پژوهش‌های فرهنگی و تاریخی بهره برد.

از محقّق گرامی جناب آقای علیرضا قوجه‌زاده که این اثر ارزشمند را عرضه کرده‌اند، سپاسگزاریم.

خبر درگذشت دکتر مهرانگیز مظاهری تهرانی

«مهرانگیز مظاهری تهرانی»، عضو هیئت تحریریه مجله «بهارستان هنر» به علت عارضه قلبی صبح روز گذشته (یکشنبه) ۱۷ شهریور درگذشت.

مهرانگیز مظاهری سالها به تحقیق و تدریس دروس تاریخ هنر، هنر اسلامی، صنایع دستی و … در دانشگاههای ایران پرداخت. وی مدرک دکترای خود را در رشته تاریخ هنر از دانشگاه های فرانسه و بلژیک اخذ کرده بود و استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س) بود.

مراسم یادبود این هنرمند فقید روز پنج شنبه ۲۱ شهریور، ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه در مسجد حضرت رسول (ص) واقع در میدان کاج سعادت آباد برگزار می شود.

شایان ذکر است دکتر مظاهری عضو هیئت تحریریه مجله «بهارستان هنر» بودند.

رئیس، قائم مقام، معاونین، مدیران و کارکنان کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی با تسلیت درگذشت این استاد برجسته هنرهای سنتی به جامعه هنری و خانواده محترم ایشان، از خداوند منان برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم مغفرت مسئلت می‌کنند.

اروز 4 ذی قعده و وقایع آن

رحلت فقيه جليل، آيت‏اللَّه "حاج شيخ ضياءالدين آملي" (1361ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ ضياءالدين آملي در سال 1283ش (1323ق) در خانواده علم و فضيلت و تقوا در شهر تهران ديده به جهان گشود. خانواده ايشان از عالمان معتبر به شمار مي‏آمدند و پدر ايشان، آيت‏اللَّه محمدتقي آملي، از فقها و فلاسفه بزرگ زمان خود بود. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي از كودكي به همراه پدر راهي نجف اشرف شد و پس از طي دروس مقدمات و سطح در محفل درس خارج حضرات آيات: ميرزامحمد حسين ناييني، سيدابوالحسن اصفهاني، آقا ضياءالدين عراقي، ميرزا ابوالحسن مشكيني و شيخ محمدكاظم شيرازي جاي گرفت. ايشان داراي استعداد وافري بود و تحصيلات خود را به نيكوترين وجه به پايان رساند به طوري كه پيش از سي سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد. آيت‏اللَّه آملي در اين هنگام به دامادي آيت‏اللَّه سيد حسين طباطبايي قمي، از علماي بزرگ زمان، درآمد و از آن پس حلقه درس خود را در تهران و آمل تشكيل داد. ايشان سال‏هاي دراز به نمايندگي از آيت‏اللَّه سيد محسن حكيم و آيت‏اللَّه سيد حسين بروجردي در كشور مصر به سر برد تا به نشر معارف اهل‏بيت و حمايت از حوزه تشيع پرداخت. وي در مصر رهبري و زعامت شيعيان آن سامان را برعهده داشت و كرسي تدريس فقه جعفري در دانشگاه الازهر مصر را تاسيس كرد. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي در سال‏هاي بعد به دليل دشمني حكومت وقت با شيعيان، به تهران بازگشت و به ادامه فعاليت‏هاي مذهبي و ديني خود پرداخت. اين عالم وارسته، زهد و بي‏توجهي به زخارف دنيوي را سرلوحه اعمال خود قرار داده بود و به قرآن و احاديث اهل‏بيت(ع) عشق مي‏ورزيد. به طوري كه در پنجاه سالگي تصميم به حفظ قرآن گرفت و پس از مدتي، اين كتاب آسماني را از حفظ نمود. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي سرانجام در نوزدهم شهريور 1361ش برابر با بيست و يكم ذي‏قعده 1402ق در 78 سالگي در تهران درگذشت و در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد به خاك سپرده شد.

 

درگذشت "عطاملك جويني" سياست‏مدار و مورخ شهير ايراني(681 ق)

ابوالمظفَّر عطامَلِك علاءالدين بن بهاءالدين محمد بن محمد جُويني در سال 623 ق در جوين از توابع خراسان متولد شد. پس از خاتمه‏ي تحصيل وارد كارهاي ديواني شد، زيرا پدر و برادر وي از ديوانيان بودند. وي پيش از حمله‏ي هلاكوخان به ايران، سفرهايى به مغولستان نمود. در سال 657 ق، هلاكوخان پس از فتح بغداد، حكومت عراق را به عطاملك واگذاشت و او تا سال 680 در اين شغل باقي بود. با حضور عطاملك جويني در دستگاه اداري مغولان، اقدامات بي‏رحمانه‏ي آنان عليه مردم تا حدودي كاهش يافت و ازتباه شدن آثار فرهنگي ايران تا اندازه‏اي جلوگيري به عمل آمد. او 24 سال، اداره‏ي عراق را به عهده داشت اما دشمنانش به تدريج، خان مغول را به او بدبين كردند. بدين ترتيب اقتدار عطاملك تدريجاً افول كرد و خان مغول بر او چندان سخت گرفت كه در اثر اين فشارها وفات يافت. عطاملك جويني مؤلف تاريخ معروف جهانگشاي فارسي است كه شامل تاريخ چنگيز خان و هلاكوخان مغول و شرح جنايات آنان مي‏باشد. از آثار خيريه‏ي جويني احداث نهر نجف است. او در آن سرزمين مقدس، نهري حفر كرده و با صرف هزينه‏اي فراوان، آبِ رودِ فرات را به حوالي نجف اشرف جاري نمود. وفات جويني را در سال 681 ق نوشته‏اند.

 

وفات "مهلبي" كاتب و دانشمند مصري(656 ق)

مهلبي، درنظم و نثر و خط خوش سرآمد دانشمندان عصر خود بود، به طوري كه ابن خلكان، مورخ مشهور درباره‏ي او گفته است: "با او ملاقات كردم و بيش از آن چه كه شنيده بودم، ديدم". اين كاتب و اديب مسلمان، در سرودن شعر نيز توانا بود و ديوان اشعار ارزنده‏اي از او به جاي مانده است. تمامي اشعار او لطيف و ساده است و از آن جا كه ديوان اشعارش مورد پسند مردم قرار دارد، بارها درمصر و بيروت به چاپ رسيده است.

امروز 19 شهرویور و وقایع آن

درگذشت عالم مجاهد مبارز آيت‏اللَّه "سيد محمود طالقاني" اولين امام جمعه تهران (1358 ش)

آيت‏اللَّه سيدمحمود طالقاني در سال 1289 شمسي (1329ق) در طالقان ديده به جهان گشود. وي پس از فراگيري دروس مقدماتي در زادگاه خود، راهي قم گرديد و پس از شركت در درس خارج حضرات آيات: سيد محمد حجت كوه كمره‏اي و سيد محمدتقي خوانساري، از آيت‏اللَّه شيخ عبدالكريم حائري يزدي، اجازه اجتهاد گرفت. مبارزات ايشان از زمان ورود به حوزه علميه قم شروع شد. در سال 1318، براي اولين بار، خشم خويش به رژيم را با صدور يك اطلاعيه در رابطه با كشف حجاب ابراز كرد و در پي آن دستگير و زنداني شد. پس از شهريور 1320، مبارزه را به طور رسمي آغاز كرد و پس از وقفه‏اي در اين ميان، به جرم پنهان كردن شهيد نواب صفوي راهي زندان گرديد. وي در سال‏هاي 1330 و 1331 بنا به پيشنهاد آيت‏اللَّه بروجردي براي شركت در تشريك مساعي بين مسلمين، به كشورهاي مصر و اردن سفر كرد. آيت‏اللَّه طالقاني با پيروي از امام خميني(ره) در سال 1342 وارد مبارزه با رژيم گرديد كه در اين راه چندين بار محكوم به زندان شد. او در طول دوران زندان،مرارت‏هاي فراواني را تحمل كرد ولي در راه تحقق آرمان بلند خويش، لحظه‏اي از خود خستگي و تزلزل نشان نداد. آيت‏اللَّه طالقاني در طي بيش از يازده سال زندان، همواره به عنوان الگوي مقاومت و پايداري مطرح بود و پس از هر بار آزادي، راه گذشته خود را در مسير انقلاب اسلامي ادامه مي‏داد. اين عالم مجاهد، پس از آزادي از زندان در سال 1357، نقش مهمي در برپايي راهپيمايي عظيم و پرشور تاسوعا و عاشوراي آن سال داشت. آيت‏اللَّه طالقاني، پس از پيروزي انقلاب، به رياست شوراي انقلاب برگزيده شد و در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، به نمايندگي مردم تهران انتخاب گرديد. اين مبارز نستوه، در اوايل مرداد 1358، از سوي امام خميني، به امامت جمعه مردم تهران منصوب شد و آخرين نماز جمعه ايشان در سالگرد كشتار خونين 17 شهريور، در بهشت زهرا برگزار گرديد. آيت‏اللَّه طالقاني در كنار سال‏هاي متمادي مبارزه، از فعاليت‏هاي علمي غافل نگرديد و آثار متعددي را به وجود آورد كه تفسير پرتوي از قرآن در 6 جلد، پرتوي از نهج‏البلاغه، آزادي و استبداد، درسي از قرآن و درس وحدت، از آن جمله‏اند. سرانجام اين عالم بزرگ و مبارز انقلابي در 19 شهريور 1358 در 69 سالگي دار فاني را وداع گفت و پس از تشييعي باشكوه در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

 

رحلت فقيه جليل، آيت‏اللَّه "حاج شيخ ضياءالدين آملي" (1361ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ ضياءالدين آملي در سال 1283ش (1323ق) در خانواده علم و فضيلت و تقوا در شهر تهران ديده به جهان گشود. خانواده ايشان از عالمان معتبر به شمار مي‏آمدند و پدر ايشان، آيت‏اللَّه محمدتقي آملي، از فقها و فلاسفه بزرگ زمان خود بود. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي از كودكي به همراه پدر راهي نجف اشرف شد و پس از طي دروس مقدمات و سطح در محفل درس خارج حضرات آيات: ميرزامحمد حسين ناييني، سيدابوالحسن اصفهاني، آقا ضياءالدين عراقي، ميرزا ابوالحسن مشكيني و شيخ محمدكاظم شيرازي جاي گرفت. ايشان داراي استعداد وافري بود و تحصيلات خود را به نيكوترين وجه به پايان رساند به طوري كه پيش از سي سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد. آيت‏اللَّه آملي در اين هنگام به دامادي آيت‏اللَّه سيد حسين طباطبايي قمي، از علماي بزرگ زمان، درآمد و از آن پس حلقه درس خود را در تهران و آمل تشكيل داد. ايشان سال‏هاي دراز به نمايندگي از آيت‏اللَّه سيد محسن حكيم و آيت‏اللَّه سيد حسين بروجردي در كشور مصر به سر برد تا به نشر معارف اهل‏بيت و حمايت از حوزه تشيع پرداخت. وي در مصر رهبري و زعامت شيعيان آن سامان را برعهده داشت و كرسي تدريس فقه جعفري در دانشگاه الازهر مصر را تاسيس كرد. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي در سال‏هاي بعد به دليل دشمني حكومت وقت با شيعيان، به تهران بازگشت و به ادامه فعاليت‏هاي مذهبي و ديني خود پرداخت. اين عالم وارسته، زهد و بي‏توجهي به زخارف دنيوي را سرلوحه اعمال خود قرار داده بود و به قرآن و احاديث اهل‏بيت(ع) عشق مي‏ورزيد. به طوري كه در پنجاه سالگي تصميم به حفظ قرآن گرفت و پس از مدتي، اين كتاب آسماني را از حفظ نمود. آيت‏اللَّه ضياءالدين آملي سرانجام در نوزدهم شهريور 1361ش برابر با بيست و يكم ذي‏قعده 1402ق در 78 سالگي در تهران درگذشت و در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد به خاك سپرده شد.

امروز 8 سپتامپر و وقایع آن

تولد "جيواني بوكاچيو" اديب و نويسنده شهير ايتاليايي (1313م)

جووانی بوکاچیو (به ایتالیایی: Giovanni Boccaccio) (زاده ۱۶ ژوئن ۱۳۱۳ - درگذشته ۲۱ دسامبر ۱۳۷۳) یکی از چهره‌های برجسته تاریخ ادبیات ایتالیاست. او را در کنار دانته یکی از اصلاحگران زبان ایتالیایی می‌دانند . بوکاچیو همچنین از مقامات دولتی فلورانس بود و فضای بسیاری از داستان‌هایش در این شهر می‌گذرد. شهرت بوکاچیو نشأت گرفته از مجموعه قصه‌هایی است که او در کتاب بسیار معروف خود دکامرون گردهم آورده‌است. بوکاچیو بنا به گفته خودش قصه نویسی را از هفت سالگی اغاز کرد و در طول عمرخود شیفته مسافرت و تفحص در آداب و رسوم و روحیات مردم بود.

امروز 2 ذی قعده 1434 و وقایع آن

وفات "ابن خزيمه" محدث و فقيه (311 ق)

ابوبكر محمد بن اسحاق بن خزيمه معروف به ابن خزيمه، در سال 223 ق متولد شد و از دوران جواني براي كسب علوم مختلف ديني به سرزمين‏هاي ديگر سفر كرد. ابن‏خزيمه سپس به تاليف كتب متعدد همت گماشت وآثار زيادي از خود بر جاي گذارد. مهم‏ترين اثر چاپي او كتاب التوحيد و اثبات صفات الرّب نام دارد كه در زمينه‏ي بحث‏هاي اعتقادي اسلام نگاشته شده است. ابن خزيمه در اين كتاب مفصلاً عقايد خود را در باب يگانگي خداوند بر مبناي آيات قرآن مجيد و روايات نقل شده از اهل بيت پيامبر گرامي اسلام بيان كرده و سپس صفات خداوند را شرح داده است. ابن خزيمه به هنگام مرگ، 88 سال داشت.

درگذشت "ميرخواندخاوند شاه" نويسنده و محقق(903 ق)

محمد بن برهان الدين خاوندشاه بلخي معروف به ميرخواند در سال 837 ق در بلخ به دنيا آمد. درجواني به هرات رفت و در دستگاه وزير اميرعليشير نوايى وارد شد واز كمك‏هاي وي برخوردار گرديد. ميرخواند از طرف "سلطان حسين بايقرا" به رياست خانقاه منصوب گرديد و به نوشتن تاريخ جامعي مأمور شد. نام اين كتاب روضةالصفا مي‏باشد كه از آفرينش عالم تا جلوس سلطان حسين به تخت سلطنت را در بر گرفته است. ميرخواند پس از يك بيماري طولاني، در سال 903 ق در 67 سالگي در خانقاه هرات درگذشت.

امروز  14 شهریور و وقایع آن

دکتر محسن هشترودی، ریاضی دان، استاد ممتاز دانشگاه و اشعر در سن 69 سالگی درگذشت(1355ش)

محسن هشترودی در ۲۲ دی ۱۲۸۶ در شهر هشترود چشم به جهان گشود. پدرش شیخ اسماعیل مجتهد از مشاوران شیخ محمد خیابانی یکی از فعالان نهضت مشروطه بود. محسن هشترودی تحصیلات دبستانی خود را در مدرسه‌های سیروس و اقدسیه در شهر تبریز به پایان برد و سپس برای ادامه تحصیل در دارالفنون به تهران آمد. چند سالی در تهران به تحصیل پزشکی گذراند، تا در سال۱۳۰۴ به عنوان دانشجوی بورسیه دولتی برای تحصیل در رشته ریاضیات به کشور فرانسه اعزام شد.

محسن هشترودی در سال ۱۳۱۴ با درجه کارشناسی در رشته ریاضیات از دانشگاه سوربون فارغ‌التحصیل شد. سپس با سرپرستی پروفسور الی کارتان در همان دانشگاه به پژوهش در زمینههندسه دیفرانسیل پرداخت و مدرک دکترای خود را در رشته ریاضیات در سال ۱۳۱۶ دریافت کرد.

محسن هشترودی پس از بازگشت به ایران به عنوان استادیار در دانشکده علوم دانشسرای عالی به کار مشغول شد. در سال ۱۳۲۰ کرسی استادی دانشسرای عالی را دریافت کرد. در سال ۱۳۳۰ به مقام ریاست دانشگاه تبریز رسید، و در سال ۱۳۳۶ به عنوان رئیس دانشکده علوم دانشگاه تهران انتخاب شد.

پروفسور هشترودی در طول زندگی حرفه‌ای خود ارتباطش با مجامع علمی بین‌المللی حفظ کرد: وی در سال ۱۳۲۹ به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنگره بین‌المللی ریاضی‌دانان هاروارد شرکت کرد، در موسسه مطالعات پيشرفته دانشگاه پرينستون و به درخواست رياست موسسه پرفسور اوپنهايمر به عضویت پذیرفته شد، و یک ترم پاییزی را نیز به تدريس در دانشگاه هاروارد پرداخت.

پروفسور هشترودی مهارت زیادی در بیان اصول و پدیده‌های علمی و فناوری‌های جدید به زبان ساده داشت، و با نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود می‌توانست با قشر بزرگی از جامعه ارتباط برقرار کند و مفاهیم اصلی دانش و فناوری را به آنان منتقل نماید. به فلسفه، شعر و موسیقی علاقه زیادی داشت و خود نیز اشعاری سرود.

پروفسور هشترودی از پیشروان تفکر انتقادی در ایران بود. او تاکید زیادی بر اهمیت علوم پایه داشت تا جایی که شاخه‌های دیگر دانش مانند علوم اجتماعی و علوم انسانی را بی‌اهمیت و غیرعلمی می‌خواند. در همین حال فلسفه، هنر و عرفان را مکمل علم می‌دانست. وی اعتقاد داشت که «علم» تنها نوع ارزشمند دانش، «هنر» نگاهی ظریف به زندگی، و «فلسفه» غایت معرفت‌شناسیاست، و هیچ یک بدون نوآوری و اصالت ارزشی ندارند

تخصص پروفسور هشترودی در زمینه هندسه دیفرانسیل بود. مهمترین اثر علمی نگاشته شده توسط محسن هشترودی، پایان‌نامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است، که در آن یکی از مدل‌های ریاضی استادش (الی کارتان) را تعمیم داد که امروزه به نام «التصاق هشترودی » (Hachtroudi Connection) شناخته می‌شود.او در طول زندگی حرفه‌ای در ایران چند مقاله کوتاه علمی نیز منتشر کرد. جدای از پژوهش علمی، پروفسور هشترودی به عنوان یک متفکر منتقد و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.


پرویز شهریاری درباره محسن هشترودی گفته است:

«دو خصلت اساسی هشترودی را از دیگران ممتاز می‌کرد: واقع‌بینی و بی‌پروایی؛ و به همین خاطر بود که همیشه انسانی فکر می‌کرد و هرگز از بیان اندیشهٔ خود بیم نداشت. او در سالهای آخر عمر در گفتگویی با کیهان به سختی به سوء استفاده‌ای که از دانش امروز می‌شود حمله کرد و گفت:»
پیشرفت دانش و تکنیک به ضرر انسان است، به هنر و سعادت انسان صدمه می‌زند… اگر من اختیار و قدرت داشتم در ِ موسسات علمی را می‌بستم و پژوهش علمی را متوقف می‌کردم و بشر را از زیان خسران و بدبختی که اکنون گریبانگیرش است نجات می‌دادم. بشر را به ظلمت مغازه‌ای می‌بردم تا برای گرم کردن خود هیزم روشن کند و نیازی به رادیوم و اورانیوم نداشته باشد تا برای دستیابی به آن بازار درست کند و جنگ به راه بیاندازد. این به من اسلحه بفروشد، آن به تو. این خیانت به اخلاق انسانی است. این دانش و تکنیک نیست. پیشرفت دانش و تکنیک در شرایطی که انسان‌ها از چستی خود نمی‌دانند و تفکر هنوز به مرحله رشد دانش علمی نرسیده است پیشرفت دانش همچون زهری شیرین برای انسان است. در تمامی تاریخ دانش، والاترین نمایندگان فرهنگ انسانی در برابر درد و اندوه جامعهٔ انسان بی‌تفاوت نبوده‌اند، چرا که دشمنان انسانیت دشمن دانش هم بوده‌اند و به همین مناسبت است که دانشمندانی چون انیشتین، راسل، سارتر، زاخاروف و دیگران جدا از فعالیتهای علمی خود و حتی بیش از آن در جستجوی راهی برای کم کردن دردهای آدمیان برخاستند…

پرویز شهریاری در ادامه گفته:

«…و محسن هشترودی دانشمندی از این قبیل بود . او می‌اندیشید و همیشه و در تمام عمر خود می‌اندیشید و به همین مناسبت انسان بود و مثل هر انسان اندیشه‌مندی بی‌پروا. او از جنگ و دشمنی میان انسان‌ها نفرت داشت و انسان بودن را بر دانشمند بودن مقدم می‌داشت و حرف و اعتقاد خود را بی‌پروا می‌گفت؛ بی‌پروا از اینکه با دیگر حرفها متفاوت است و بی‌پروا از این که ممکن است به کسی بر بخورد. او انسانی دانشمند یا بهتر بگوییم دانشمندی انسان بود.
نخستین بار که استاد را شناختم در دانشگاه تهران بود که به عنوان دانشجو در کلاس درس او حاضر شده بودم. وقتی که از کلاس بیرون آمدم، به واقع دگرگون شده بودم. پس به این ترتیب هم می‌شود درس داد، پس می‌توان معلم ریاضی بود ولی روح و ذهن دانشجو را چنان افسون کرد که او در برابر شرف انسانی و دانش عام و همه جانبهٔ استاد، از طرفی، خود را کوچک احساس کند و از طرفی دیگر، پُر از شوق و امید شود. درس استاد درس انسانیت و درست اندیشیدن بود و آدمی را در دنیایی از شوق و شگفتی فرو می‌برد.

به راحتی و بی‌پروا حرف می‌زد و بدون اینکه برای هر مجلسی شأن جداگانه‌ای قایل باشد، آنچه در دل داشت بیرون می‌ریخت و هرگز فراموش نمی‌کنم لحظاتی را که در پایان نخستین کنفرانس معلمان ریاضی که در دانشگاه پَهلوی شیراز تشکیل شده بود، نیم ساعتی صحبت یا دقیقتر بگویم درددل می‌کرد و تقریبا همه همراه او می‌گریستند.»

آثار: 

  • جهان اندیشه و هنر
  • دانش و هنر
  • نظریه اعداد
  • سایه ها (مجموعه شعر)
  • سیر اندیشه بشر
  • از مکانیک کلاسیک تا مکانیک کوانتیک

معرفی کتاب یادداشت‌های شخصی قوام‌السلطنه


یادداشت‌های شخصی قوام‌السلطنه

این کتاب حاوی اطلاعات زیادی درباره تجزیه ایران و تشکیل حکومت‌های خودمختار در مناطق آذربایجان و کردستان، همچنین زندگی قوام‌السلطنه است.

غلامحسین میرزاصالح در کتاب «خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه» علاوه‌ بر انتشار مقاله‌ای با عنوان «نظری به یادداشت‌های قوام‌السلطنه» در آغاز کتاب، یادداشت‌های شخصی قوام‌السلطنه، سیاستمدار معاصر ایرانی را منتشر کرده است.

کتاب دربردانده بخش‌های مختلف با عنوان‌های «کافتارادزه در تهران»، «شوروی و تجزیه آذربایجان»، «تشکیل حکومت‌های خودمختار آذربایجان»، «نخست‌وزیری صدرالاشراف»، «مذاکرات وزرای خارجه دولت‌های آمریکا»، «طرح تجزیه ایران»، «شکایت ایران علیه شوروی»، «ملاقات با سفیر شوروی»، «مظفرفیروز معاون سیاسی»، «اسرار مذاکرات مسکو»، «پایان دوره چهاردهم مجلس شورای ملی»، «مواد موافقتنامه قوام ـ سادچیکف»، «ورود پیشه‌وری به تهران»، «نخست‌وزیر شدن پیشه‌وری»، «شرکت رهبران حزب توده در کابینه»، «حوادث فارس»، «انتخابات دوره پانزدهم مجلس» و «اعلام جرم بر ضد قوام» است.

مقاله «نظری به یادداشت‌های قوام‌السلطنه» در آغاز کتاب، نقدی است که حدود 57 سال پیش با همین عنوان اما بدون نام نویسنده در هفته‌نامه خواندنی‌ها به‌چاپ رسیده بود. در این مقاله آمده است: «قوام‌السلطنه در آغاز یادداشت‌های خود پس از شرح مسافرت به مسکو و ملاقات با ژنرالیسم استالین نوشته است: «من با یک صفای باطن نسبت به روس‌ها به مسکو رفتم، در حالی‌که با یک مغز پر تزویر درباره آن‌ها به تهران بازگشتم.»

احمد قوام، ملقب به قوام‌السلطنه، سیاستمدار ایرانیِ پایان دوران قاجار و روزگار پهلوی بود که از ۱۲۵۲ تا ۱۳۳۴ در تهران زندگی کرد و پنج بار (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی) به‌مقام نخست‌وزیر دو سلسله قاجار و پهلوی رسید. قیام کلنل محمدتقی‌خان پسیان در خراسان در سال ۱۳۰۰ و غائله آذربایجان در سال ۱۳۲۵ هر دو در دوران نخست وزیری قوام رخ داد و در این یادداشت‌ها به این دو مساله به‌خوبی پرداخته شده که می‌توان از اطلاعات آن که از دید قوام نوشته شده به بسیاری مسایل پی برد.

قوام در بخشی درباره جریان حکومت‌های خودمختار آذربایجان و کردستان نوشته است: «هیات موسسان فرقه دموکرات در تاریخ بیست و دوم شهریور 1324 تشکیل شد. پیشه‌وری به‌عنوان صدر فرقه دموکرات و شبستری به‌عنوان معاون او انتخاب شد. در تهران افراد حزب توده و روزنامه‌های دست چپی قیام پیشه‌وری و یاران او را یک نهضت ملی و انقلابی توصیف می‌کردند و آن را عکس‌العمل تندروی‌های هیات حاکمه و افکار ارتجاعی آن قلمداد می‌نمودند و به‌عنوان طلیعه‌ای به‌منظور ایجاد یک ایران نو، آزاد و مترقی جلوه می‌دادند و با تبلیغات ماهرانه و گوناگون خود کوشش داشتند مردم به حقیقت این ماجرا و نظری که سیاست شمال برای ایجاد آن اتخاذ کرده بود، پی نبرند.»

چاپ نخست «خاطرات سیاسی قوام السلطنه» به‌کوشش غلامحسین میرزاصالح در 348 صفحه، شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه و بهای 14 هزار تومان از سوی انتشارات معین در دسترس علاقه‌مندان تاریخ معاصر قرار گرفته است.

معرفی تذکره شکرستان پارس


تذکره شکرستان پارس

تذکره شکرستان پارس نمودار اهمیت فارس در شعر و شاعری عهد قاجار است.

این تذکره از آثار میرزا محمدحسین شعاع شیرازی (شعاع الملک) است و به شاعران دیار فارس اختصاص دارد.

محمدحسین شیرازی (1289-1363 ق) متخلص به «شعاع» و ملقّب به «شعاع‌الملک» فرزند حاجی ابوالحسن، شاعر و تذکره‌نویس دوره قاجاریه است. تذکرهٔ شعاعیه، تذکرهٔ شکرستان پارس، اشعهٔ شعاعیه و دیوان از جمله آثار وی به شمار می آیند. شعاع‌الملک شکرستان پارس را ـ که نخستین اثر اوست ـ به فرمان شاهزاده علی‌نقی‌میرزا رکن‌الدوله و در زمان فرمانروایی پدر این شاهزاده در شیراز به سال 1313 ق تألیف کرده است.

تذکرة شکرستان پارس نمودار اهمیت فارس در شعر و شاعری عهد قاجار است؛ بیشتر شاعران این تذکره از آن زمانند و معاصر نویسندة آن.

همچنین برخی از این شاعران با خود شعاع و یا پدرش مصاحبت داشته‌اند و از این نظر نیز این تذکره ارزش بیشتری می‌یابد.

البته شعاع شیرازی در این تذکره خود نام برخی از کتبی را که از آن‌ها استفاده کرده، برمی‌‌شمارد:

1-    تذکرة دلگشا اثر میرزا علی‌اکبر نوّاب

2-    مجمع‌الفصحای رضاقلی‌خان هدایت

3-    ریاض‌العارفین رضاقلی‌خان هدایت

4-    شمع انجمن از محمد صدیق حسن‌خان

5-    آتشکدة آذر بیگدلی

6-    مجالس‌المؤمنین قاضی نورالله شوشتری

7-    دیباچة فرصت بر دیوان شوریده شیرازی

8-    شیرازنامه تألیف ابوالعباس بن ابوالخیر

تذکره شکرستان پارس با مقدمه، تصحیح و تعلیقات عبدالرسول فروتن در دو جلد توسط مجمع ذخایر اسلامی در سال 1392 منتشر شده است.

بانو مرجان اشرفی،عضو افتخاري فرهنگستان هنر درگذشت.


 
 


بانو مرجان اشرفي، پژوهشگر تاجيك و عضو افتخاري فرهنگستان هنر كه بيش از 4 دهه پژوهش در حوزه فرهنگ و هنر ايران عمر خود را سپري كرد، هفته گذشته دار فاني را وداع گفت.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، بانو مرجان اشرفي همسر استاد مرحوم کمال عيني و عروس بنيانگذار ادبيات نوين تاجيکستان استاد صدرالدين عيني هفته گذشته در آستانه 77 سالگي به ديار باقي شتافت و در جوار مزار همسرش در گورستان عيني شهر دوشنبه به خاک سپرده شد. وي پژوهشگر ارجمند فرهنگ و هنر مشرق زمين و عضو افتخاري فرهنگستان هنربود.

مرجان اشرفي 48 سال از دوره کاري خود را به پژوهش، بررسي و شناسايي ميراث فرهنگي تاجيکستان اختصاص داده است. در سال 1966 براي نخستين بار در اتحاد جماهير شوروي آلبومي با مينياتورهاي رنگي تحت عنوان «جامي در مينياتورهاي قرن شانزده» توسط وي گردآوري و منتشر شد. همچنين در سال 1974 کتابي شامل 107 مينياتور با عنوان «اشعار فارسي –تاجيکي در مينياتورهاي قرن چهاردهم تا شانزدهم» و «مينياتورهاي بخارا در سالهاي 70 –40 قرن شانزده» از ديگر آثار اوست.

اين پژوهشگر در سال 1987 نيز کتاب «تاريخ گسترش مينياتورهاي ايراني قرن شانزده» را منتشر کرد.

از ديگر فعاليت هاي وي مي توان به انتشار مقالات و ايراد سخنراني در کشورهاي مشترک المنافع و کنفرانس هاي بين المللي در انگلستان، فرانسه، آلمان، ايتاليا، استراليا، آمريکا، هند، ايران و پاکستان اشاره کرد.

در سال 1986 مقدمه مرجان اشرفي موفق به دفاع از تز دکتراي خود در زمينه هنرهاي تجسمي شرق شد. در آسياي مرکزي او اولين کسي است که موفق به اخذ دکتراي هنر شده است و در تاجيکستان نيز تنها کسي است که در زمينه هنرهاي تجسمي داراي درجه دکتراست.در سالهاي 1987 و 1988 در «دايره المعارف ادبيات و صنعت تاجيک» (جلد 1، صفحه 207) و در «دايره المعارف شوروي –تاجيک» (جلد 8، صفحه 520) مقالاتي درباره مقدمه مرجان اشرفي به عنوان اولين دکتراي هنر و مؤلف 6 اثر در زمينه هنر درج شده است.پس از آن در سال 1987 کتاب «بهزاد و شکل گيري مکتب مينياتور بخارا در قرن شانزده» به عنوان اولين مونوگرافي درباره بهزاد در تاريخ هنر و در سال 1996 کتاب «مينياتور سمرقند در قرن پانزدهم»، و در 2002 کتاب «لباسهاي تاجيکي قرون وسطي» و در 2007 کتاب «از بهزاد تا رضا عباسي» از اين پژوهشگر به چاپ رسيده است.

مقدمه مرجان اشرفي همچنين فصل هايي از سه کتاب يونسکو با نام هاي «هنر کتاب سازي در آسياي مرکزي» - «مينياتور بخارا» (پاريس 1979)، «تاريخ تمدن آسياي مرکزي» - «هنر کتاب سازي و مينياتور» (پاريس 2000، جلد چهارم، فصل 17) و فصل «هنر پارچه بافي» (پاريس 2003، جلد 5، فصل 21) و فصل «هنر مينياتور» از کتاب «اسلام، هنر و معماري» (کلن 2000) را تأليف نموده است.

خانم اشرفي از سال 1997 تا 2003 در دانشگاه تکنولوژي تاجيکستان در دانشکده هنر و طراحي تدريس کرده و در آنجا براي اولين بار دوره هايي با موضوعات تاريخ هنرهاي تجسمي تاجيک ها، تاريخ لباس هاي سنتي تاجيک ها، تاريخ پارچه بافي و تاريخ نگاره هاي ملي تاجيکستان را تدوين و تدريس نموده است.

در سال 2000 نشان افتخار علم و تکنيک تاجيکستان (شماره 82، 31/8/ 2000) و همچنين درجه پرفسوري (آتستات شماره 1535.. مسکو، 4/5/2000) را دريافت نموده است. مقدمه مرجان اشرفي در سال 1976 به عنوان کارشناس يونسکو در هنر مينياتور در پاريس و لندن حضور داشته و پروژه هاي پژوهشي را در سال 1980 در فرانسه، انگليس و ايرلند از سوي يونسکو به انجام رسانده است. در سال 91/1990 به عنوان محقق به دانشگاه هاروارد آمريکا دعوت شد. در سال 1997 به عنوان محقق در بنياد انگليسي ميراث ايران در لندن مشغول به کار بود و در سال 2004 پروژه پژوهشي را در ايتاليا به انجام رساند.

اشرفي در سال 1991 به عضويت اتحاديه اروپايي ايران شناسان، در 1994 به عضويت جامعه اروپايي پژوهش هاي آسياي مرکزي و در سال 2001 به عضويت اتحاديه بين المللي جوامع فارسي زبان در امريکا برگزيده شده است.

تاکنون چهار کتاب از اين مؤلف با عناوين «اشعار فارسي –تاجيکي در مينياتورهاي قرن چهارده تا هفده ميلادي» (1989)، «بهزاد و شکل گيري مکتب مينياتور بخارا در قرن شانزدهم ميلادي» (2003)، «تاريخ گسترش مکتب مينياتور بخارا» (2005)، «از بهزاد تا رضا عباسي» (2007) در ايران به زبان فارسي ترجمه و منتشر شده است.

مقاله اي در شرح آثار و پژوهش هاي مقدمه مرجان اشرفي در دايره المعارف ايران درج شده است و در سال 2004 نيز به عضويت افتخاري فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران برگزيده شده است.

ضمنا در چندين نمايشگاه بين المللي کتاب در سراي اهل قلم از خدمات ايشان قدرداني به عمل آمده است.
فرهنگستان هنر اين ضايعه ناگوار را به تمامي پژوهشگران عرصه فرهنگ و هنر ايران و مشرق زمين در تمام نقاط جهان خصوصا كشور دوست و همسايه تاجيكستان و خانواده معزز ايشان تسليت عرض مي‌كند و رحمت و غفران را از درگاه الهي براي ايشان مسئلت دارد.