امروز  21 آگوست 2013 میلادی و وقایع آن

قتل "لئون تروتِسكي" يار و هم‏رزم لنين و سياست‏مدار مشهور شوروی سابق (1940م)

لئون تروتِسْكي عامل اصلي پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه، در نهم آوريل 1879م در اوكراين در جنوب غربي روسيه به دنيا آمد. وي در سال 1902م در لندن با لنين آشنا شد و پس از گرايش به ماركْسيسم، در ساير مراحل اقدامات لنين، يار و هم‏رزم او بود. تروتسكي پس از پيروزي انقلاب كمونيستي به مدارج بالايى رسيد و ارتش سرخ شوروي را ايجاد كرد. او با سازماندهي اين ارتش، بالاترين نقش را در تثبيت پيروزي انقلاب روسيه پس از رهبري لنين بر عهده داشت. هدف وي از تشكيل ارتش سرخ شوروي كه در آغاز، يك نيروي غير منظم از داوطلبان بلشويك بود. ايجاد يك نيروي مستقل از ارتش تزاري براي مقابله با قيام احتمالي بعضي از فرماندهان و واحدهاي ارتش تزاري در برابر رژيم جديد بود. تروتسكي مبتكر نظريه "انقلاب مداوم" است و بر اين اساس، معتقد به صدور انقلاب ماركسيستي شوروي به خارج از روسيه بود و تقويت حركت‏هاي انقلابي را در سراسر جهان از طرف دولت شوروي ضروري مي‏دانست. در اين راستا، شهرت تروتسكي در تاريخ سياسي شوروي سابق به خاطر اختلافات ايدئولوژيكي وي با استالين است. پس از مرگ لنين، تروتسكي خواستار ادامه مشي لنين در جهاني كردن انقلاب كمونيستي بود ولي استالين به سوسياليسم و كمونيسم براي يك كشور اعتقاد داشت. تروتسكي كه عقايدش عليه استالين، بعدها موجب ظهور انديشه تروتِسْكيسْم در صحنه سياسي جهان گرديد، رهبري جناح مخالف استالين را در درون حزب كمونيست پس از مرگ لنين بر عهده گرفت و طرفداران او از تندروترين ماركسيست‏ها به شمار مي‏رفتند. او سستي و رخوتي را كه عارض نهضت كمونيسم شده بود به باد مذمت و انتقاد مي‏گرفت و مخالفت با مسئله جهاني شدن كمونيسم را به منزله زيرپا نهادن اصول ماركس و لنين به شمار مي‏آورد و آن را خيانت به انقلاب روسيه مي‏دانست. تروتسكي و استالين كه هر دو از همرزمان لنين و از مهم‏ترين چهره‏هاي انقلاب روسيه بودند، پس از مدتي چنان دشمن يك‏ديگر شدند كه تروتسكيسم و استالينيسم، دو واژه كاملا متضاد شده بود. واژه‏هايى كه يكي دم از ضرورت جهاني شدن قهري كمونيسم مي‏زد و ديگري خواستار تقويت اركان سوسياليسم و كمونيسم در داخل مرزهاي شوروي بود. تروتسكي در سال 1927، قبل از اجراي برنامه 5 ساله اقتصادي استالين، همراه با 75 نفر از اعضاي مؤثر و بلندپايه حزب كمونيست، از كميته مركزي و سپس از عضويت در اين حزب اخراج شد و به جمهوري قزاقستان تبعيد گرديد. تروتسكي در سال 1937 به رهبري شبكه توطئه عليه استالين متهم گشت و پس از محاكمه، به طور غيابي به مرگ محكوم شد. تروتسكي در همين سال به مكزيك رفت تا اين‏كه در 21 اوت 1940م در آن كشور توسط يكي از عوامل استالين با ضربات تبر در 61 سالگي به قتل رسيد. تروتسكي كتاب‏ها، رساله‏ها و مقالات جدلي فراواني نگاشته است كه آثاري هم‏چون ادبيات و انقلاب و تاريخ انقلاب روسيه جملگي حاكي از ذكاوت فوق‏العاده اوست به طوري كه دشمنانش نيز به اين امر اعتراف دارند.

 

تولد "وايْتْسْ برينْگْ" دريانورد و كاشف دانماركي (1681م)

وايْتْسْ برينْگْ دريانورد معروف دانماركي در 21 آگوست 1681م در شهر هوسن دانمارك به دنيا آمد. وي در سال 1704م وارد نيروي دريايى روسيه شد و در جنگ عليه سوئدي‏ها شهرتي به دست آورد. برينگ در پايان خدمتش در نيروي دريايى، به مسافرت‏هاي اكتشافي براي روسيه دست زد و در جستجوي حدود شرقي سواحل شمال آسيا برآمد. از اين رو در پنجم فوريه 1725م از سن‏پطرْزبورْگ بيرون آمد و پس از گذشتن از سيبري، دريانوردي خود را آغاز كرد. وي در سال 1728م در سواحل شمال شرقي آسيا ادامه مسير داد و در 30 اوت 1740م تنگه‏اي را كه بعدها به نام خودش معروف شد، كشف كرد. وي با كشف تنگه برينْگْ كه شمال شرق آسيا و شمال غرب امريكا را از هم جدا مي‏كند، ثابت كرد كه قاره آسيا از امريكا جدا است. برينگ هم‏چنين جزاير سِنت لارِنْسْ در غرب آلاسكا در درياي برينگ، سن لوران در جنوب شرقي كانادا و ديوميد در درياي برينگ را كشف كرد. وي طي سال‏هاي بعد نيز موفق به كشفياتي گرديد كه نام و آوازه‏اش را بلند گردانيد. در يكي از اين سفرها، توفان‏هاي شديد و مرض و بيماري، او را مجبور كرد كه از اكتشافات جديد چشم بپوشد و بازگردد. در راه بازگشت، كشتي وي به ساحل جزيره‏اي ويران و بي‏آب و علف نزديك منطقه كامْچاتْكا در شرقي‏ترين نقطه روسيه رسيد و در آن‏جا بود كه در نوزدهم دسامبر 1741 در همان جزيره‏اي كه به نام او ناميده مي‏شود در شصت سالگي درگذشت.

 

تولد "كاردينال ريشليوْ" سياست‏مدار برجسته و صدر اعظم فرانسه (1585م)

آرمان ژان دوپلس معروف به كاردينال ريشليوْ، سياست‏مدار برجسته و صدراعظم معروف فرانسه، در 21 آگوست 1585م در پاريس به دنيا آمد. وي در جواني به تحصيل فنون سربازي پرداخت، ولي در 21 سالگي به جرگه روحانيان كاتوليك پيوست و به مقام اسقفي دست يافت. ريشليو در سال 1614م به عضويت مجلس عوام فرانسه انتخاب شد و مورد توجه برخي مقامات دربار قرار گرفت. ريشليو در سال 1622م به مقام معنوي كاردينالي در كليسا رسيد و دو سال پس از آن توسط لويى سيزدهم به مقام صدراعظمي فرانسه منصوب شد كه تا هنگام مرگْ اين سمت را حفظ كرد. ريشليو در دوران صدراعظمي خود، پروتستان‏ها را سركوب نمود و از قدرت و نفوذ اشراف و بزرگان در دولت و ايالات كاست. اما در مقابل، بر قدرت حكومت مركزي افزود و حكومت مطلقه سلطنتي به وجود آورد. ريشليو، نايب‏السلطنه فرانسه را كه با حمايت او قدرت يافت تبعيد كرد و فرانسه را وارد جنگ‏هاي سي ساله اروپا نمود. او علاوه بر سياست، در مسايل نظامي هم مهارت داشت و به ادبيات نيز علاقه‏مند بود به طوري كه در اثر تشويق‏هاي ريشليو، آكادمي يا كانون ادبي فرانسه شكل گرفت. در زمان صدر اعظمي ريشليو، تمام كارها به دستور وي صورت مي‏گرفت و لويى سيزدهم توان مقابله با نظرات او را نداشت. ريشليو، اكثر كارهاي خود را با جاسوسي و موذيانه و به‏صورت زيركانه انجام مي‏داد به طوري كه حتي لويي سيزدهم هم از او واهمه داشت. ريشليو در اكثر وقايع مهمي كه در اروپا و به ويژه در فرانسه روي مي‏داد نقش داشت و در شمار يكي از برجسته‏ترين شخصيت‏هاي عصر خود به شمار مي‏رفت. كاردينال ريشليو سرانجام پس از 18 سال صدراعظمي، در 4 دسامبر سال 1642م در 57 سالگي درگذشت.

 

مرگ "ژوليوس اُوپرْتْ" محقق و خاورشناس معروف آلماني (1905م)

ژولْيوس اُوپِرْتْ، خاورشناس معروف آلماني و بنيان‏گذار علم آسورشناسي، در نهم ژوئيه 1825م در هامبورگ آلمان به دنيا آمد. او تحصيلات مقدماتي و تكميلي خود را در آلمان، سوئيس و فرانسه گذراند و در رشته زبان‏شناسي و باستان‏شناسي به تحقيق و مطالعه پرداخت. اوپرت هم‏چنين زبان‏هاي فارسي، عربي، عبري و سانسكريت را آموخت. وي مقاله‏اي درباره سيستم صوتي زبان هخامنشي ارائه نمود كه در آن، روش ادا كردن حروف صدادار در زبان فرس قديم را بيان كرد. مطالعه و ترجمه كتيبه‏هاي ميخي زمان داريوش هخامنشي كه به سه زبان فرس هخامنشي، آشوري يا سامي و توراني بود، از ديگر فعاليت‏هاي اوپرت به شمار مي‏رود. از اين رو، كرسي استادي آسورشناسي در فرانسه را برعهده گرفت و با تلاش‏هاي وسيع وي در اين رشته، به عنوان جامع علوم و بنيان‏گذار آسورشناسي در جهان معرفي شد. در كنار تدريس، مطالعات حضوري در كاوش‏هاي باستان‏شناسي به اوپرت امكان داد تا بتواند نقشه شهر بابل قديم در بين‏النّهرين را برطبق اصول فني و علمي رسم كند. هرچند در اين ميان، كتابخانه بزرگي حاوي لوحه‏هاي به خط ميخي كشف شد كه سر از موزه‏هاي اروپا و به ويژه انگلستان درآورد. پروفسور اوپرت بالغ بر هشتاد اثر از خود به يادگار گذاشت كه در موضوع آسورشناسي، كتيبه و نيز زبان‏هاي باستاني، تاريخ نگاري و نژادشناسي بوده است. وي در سال 1881م مجله آسورشناسي را در پاريس تأسيس كرد و مقالات تتبُّعي قابل ملاحظه‏اي در آن نگاشت كه مورد توجه و استفاده اهل علم در اروپا و امريكا قرار گرفت. پروفسور ژوليوس اوپرت سرانجام در 21 اوت 1905م در هشتاد سالگي در پاريس درگذشت.

 

امروز  13 شوال 1434 هجری و وقایع آن

تولد "ابوعبداللَّه محمد بن اسماعيل بخاري" محدث شهير اهل سنّت(194 ق)

ابوعبداللَّه محمد بن اسماعيل بخاري معروف به امام بُخاري از محدثين بزرگي است كه علم و درايت و وثوق او، مورد قبول همگان مي‏باشد. امام بخاري جهت تحصيل و تصحيح احاديث نبوي به سرزمين‏هاي مختلف سفر كرد و از بزرگان حديث، استفاده‏ها نمود. وي كتاب جامع صحيح را كه به صحيح بخاري معروف است، نگاشت. اين كتاب يكي از كتب صحاح سته‏ي (كتب ششگانه‏ي حديث) اهل سنت و به قولي صحيح‏ترينِ آن‏ها بوده و حاوي نه هزار حديث نبوي است كه از ميان ششصد هزار حديث استخراج شده‏اند. معروف است كه پيش از نقل هر حديث در آن كتاب، وضو گرفته و دو ركعت نماز مي‏خواند. وفات امام بخاري در اول شوال سال 256 ق در 62 سالگي در نزديكي سمرقند افغانستان روي داد و در همان جا مدفون گشت.

 

ولادت "زين‏الدين بن علي شامي" معروف به "شهيد ثاني" "صاحب شرح لمعه" (911 ق)

فقيه بزرگوارو دانشمند عاليقدر شيعه، زين الدين بن نورالدين عاملي پس از تحصيلات مقدماتي نزد پدر خويش، دروس خود را ادامه داد و يكي از مفاخر نامدار شيعه گرديد. او به منظور ادامه‏ي تحصيلات علمي، مسافرت‏هاي متعددي به نقاط مختلف جهان اسلام آغاز نمود و به تحقيق و تتبع مشغول شد. وي در بعلبك مرجعيت يافت و شاگرداني فاضل را تربيت مي‏كرد. زين‏الدين عاملي آثار تأليفي فراواني را از خود به يادگار گذاشت كه شرح لمعه معروف‏ترين اثر اوست. سرانجام بر اثر توطئه‏چيني كه عليه زين الدين انجام شد، وي را دستگير كرده و در 966 ق به شهادت رساندند. از آن پس، اين عالم رباني به شهيد ثاني معروف شد.

 

 

رحلت عالم بزرگ مسلمان آيت‏اللَّه شيخ "محمد طه نجف" (1323 ق)

آيت‏اللَّه شيخ محمدطه نجف در نجف از خاندان اهل علم به دنيا آمد. شيخ محمدطه، از شاگردان استاد اعظم، شيخ انصاري بود. او در فقه، اصول فقه، حديث و تفسير از دانش بسياري برخوردار بود. شيخ محمد طه، آثار بسياري از خود به يادگار گذاشت كه شرح معالم الاصول از آن جمله است.

 

رحلت مرجع بزرگ تقليد حضرت آيت ‏اللَّه العظمي "سيدحسين بروجردي" (1380ق)

مرجع بزرگ شيعه آيت‏اللَّه العظمي سيد حسين طباطبايى بروجردي در سال 1292 قمري در بروجرد متولد گرديد. وي فقيه بزرگوار و عالم وارسته‏اي بود كه زندگي خويش را در راه پربار ساختن مكتب فقهي اهل‏بيت عصمت و طهارت(ع) سپري ساخت. دراصول و رجال از شاگردان حاج سيدمحمد شفيع جابلقي بود و ضمن آشنايى با تاريخ فقه، حديث و تفسير را از سيدجعفر كشفي دارابي اخذ كرد. آيت اللَّه بروجردي به حديث و رجالِ حديث، تسلط كامل داشت. دانشور بروجرد در 28 سالگي راهي نجف اشرف گرديد و در مدت هشت‏سال از محضر عالماني هم‏چون آخوند ملامحمد كاظم خراساني، شيخ‏الشريعه‏ي اصفهاني و علامه سيدمحمد كاظم يزدي بهره برد و به مقامي عالي در علم دست يافت. و طبقات روات و محدثين را كاملاً مي‏شناخت. ايشان پس از آن ساكن بروجرد گرديد ولي به درخواست علما و فضلاي قم، در سال 1363 ق راهي اين شهر شد و زعامت حوزه‏ي علميه را برعهده گرفت. اين عالم برجسته شاگردان فاضلي را پرورش داد كه حضرات آيات مرتضي مطهري، سيدمحمد حسيني بهشتي، جعفر سبحاني، محمدفاضل لنكراني، ناصر مكارم شيرازي و... از آن جمله‏اند. در زمان اين شخصيت، در اقصي نقاط جهان و ايران بناها ومساجد عظيمي بنا شد. از جمله مسجد اعظم قم و مسجد بزرگ بندر هامبورگ در آلمان را مي‏توان نام برد. تأليفات او عبارتند از: جامع احاديث شيعه، تعليقه بر اسفار، طبقات رجال، رساله‏اي در منطق، حاشيه بر كفايةالاصول، حاشيه بر كفايه‏ي شيخ طوسي. ايشان سرانجام در 10 فروردين سال 1340ش در 88 سالگي در قم رحلت نمود و در حرم حضرت معصومه(س) مدفون گرديد.

امروز 30مرداد و و قایع آن

اجباری شدن نام خانوادگي برای افراد در ايران (1313 ش)

در ایران انتخاب نام خانوادگی از سال‌های انقلاب مشروطه در میان قشر روشنفكر جامعه رواج یافته بود، اما با پایان یافتن جنگ جهانی اول و در سال 1304، واحد زیرمجموعه بلدیه به «اداره» ارتقا یافت و عنوان «احصائیه» برای آن انتخاب شد. پس از آن و در زمان سلطنت رضاشاه، در سال 1313 با تصویب قانون مدنی، استفاده از القاب گذشته منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای كلیه اتباع ایران اجباری شد. در این دوران، افرادی به عنوان مامور ثبت به مناطق مختلف فرستاده می‌شدند تا نام خانوادگی برای هر طایفه مرجع قانونی داشته باشد. گزینش نام خانوادگی نیز، معمولا از چند روش پیروی می‌كرد كه یكی از آنها پیشه نیاكان در یك قوم است. محل اسكان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان (پدر، پدربزرگ، جد)، از دیگر شیوه‌های متداول انتخاب نام خانوادگی بوده است. گاهی هم یك نام خانوادگی بر اساس شغل یا حرفه (همچون صراف، جواهریان، پزشكزاد) یا یك ویژگی بدنی یا فیزیكی (خوش‌چهره، قهرمان) بازمی‌گشت. در نهایت و با تصویب قانون مدنی كشور در سال 1313 ثبت نام خانوادگی نیز، اجباری شد. بر اساس قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نام‌خانوادگی انتخاب می‌كرد و نام خانوادگی تخصیص یافته از سوی وی به سایر افراد خانواده‌اش هم اطلاق می‌شد. و از آن زمان تاكنون بیش از چهار نسل از ایرانیان به این نام‌های خانوادگی خوانده می‌شوند.

 

روز بزرگداشت دانشمند شهير "علامه محمدباقر مجلسي" صاحب كتاب عظيم "بحارالانوار"

علامه محمدباقر مجلسي در سال 1037 ق در اصفهان به دنيا آمد. پدرش مولا محمدتقي مجلسي از شاگردان بزرگ شيخ بهايي بود و در علوم اسلامي از سرآمدان روزگار خود به شمار مي‏رفت. علامه محمدباقر مجلسي درس و بحث را از چهار سالگي نزد پدر آغاز كرد و نبوغ سرشار او به حدي بود كه در چهارده سالگي از فيلسوف و دانشمند بزرگ اسلام، ملا صدراي شيرازي، اجازه روايت گرفت. از آن پس در حضور استاداني چون: علامه شوشتري، ميرزاي جزايري، ملا محسن فيض كاشاني، ملا صالح مازندراني و شيخ حرّ عاملي زانوي ادب زد و به مقامات عالي علمي رسيد. سپس به تدريس روي آورد و شاگردان بي‏شماري از مكتبش استفاده كردند. علامه مجلسي در اين حال با خود چنين انديشيد كه بايد گوهرهاي گران بهاي اهل‏بيت را كه جمع‏آوري كرده است در قالبي زيبا به نام بحارالانوار بگنجاند تا نه تنها طلاب، بلكه تمام علاقه‏مندان بتوانند به سوي قبله دل‏ها يعني كلام اهل‏بيت هدايت شوند. از اين روي دست به كاري عظيم زد و شروع به نگارش اين دايرةالمعارف بزرگ تشيع نمود. كتاب عظيم "بحارالانوار" حاوي احاديث ارزشمند اهل‏بيت(ع) در يكصد و ده جلد بزرگ‏ترين و ماندگارترين اثر اين محدث كبير شيعه به شمار مي‏رود. همچنين حقُّ اليقين، عين الحياة، مشكوةُ الانوار به فارسي و شرح اربعين، مِراةُ العُقول و رسالةٌ في الاوزان به عربي از ديگر آثار اين علامه سترگ مي‏باشند. سرانجام علامه محمدباقر مجلسي اين رادمرد علم و عمل در 27 رمضان سال 1111 ق در 74 سالگي درگذشت و در جوار پدر علامه‏اش در كنار مسجد جامع اصفهان، مدفون شد.

اطلس تاریخی ایران، از ظهور اسلام تا دوران سلجوقی



اطلس تاریخی ایران، از ظهور اسلام تا دوران سلجوقی چنان که از نام کتاب پیداست، روایتی است نقشه‌ پردازانه از تاریخ ایران.

اگرچه در کتاب، کنار هر نقشه یکی دو صفحه نیز به اطلاعات فشرده‌ مربوط به مقطع تاریخی آن نقشه اختصاص یافته، هدف اصلی نویسنده ارائه‌ نقشه‌های تاریخی است. فرنود در مقدمه‌ کتاب می ‌نویسد: «این کتاب اطلس تاریخی است؛ بدین معنی که وقایع این دوره در قالب مجموعه‌ای از نقشه‌های تاریخی به نمایش درآمده است. هر نقشه نیز با متن نسبتاً کوتاهی همراه است که در آن وقایع تاریخی مهم آن دوره شرح داده شده است. متن ‌ها تا حد مقدور خلاصه و ساده نوشته شده و از توضیح جزئیات، برداشت‌ های شخصی و پرداختن به بحث و جدل ‌های تاریخی خودداری شده است.... برای خواننده‌ای که با متون تاریخی این دوره آشنا نیست، این کتاب پیش‌ درآمدی برای مطالعات دقیق ‌تر خواهد بود. شرح وقایع تاریخی، همراه با نقشه‌های مربوط، مطالعه و درک تحولات مختلف این دوره را از منظری کلی و در عین حال دقیق می ‌سازد. اما برای خواننده‌ای نیز که با تاریخ این دوره آشناست، چه بسا این کتاب مکمل مناسبی برای مطالعات تاریخی ‌اش باشد. نمایش وقایع و حوادث تاریخی بر روی نقشه، به درک بهتر بُعد مکانی این حوادث کمک می‌ کند و تداخل و تأثیر متقابلشان را بر یکدیگر بهتر نشان می‌ دهد...
این کتاب توضیحی است مقدماتی و دایره‌المعارف‌وار بر وقایع تاریخ ایران از ظهور اسلام در ایران (که منظور از ایران در اینجا اقوام ایرانی یا محدوده‌ جغرافیایی ایران‌زمین است) تا دوران سلجوقی. تقریباً یک صفحه در میان نقشه‌ای وجود دارد که از منظرهای مختلف ایران را به تصویر کشیده؛ برای مثال تنوع و گسترش ادیان در مناطق ایران، تنوع زبان‌ های مختلف، سلسله‌های حاکم بر نواحی مختلف ایران ‌زمین. چهل نقشه و یک نمودار، مجموعه‌ اطلاعات تصویری کتاب را تشکیل می‌دهد. عنوان نقشه‌های کتاب که با رنگ‌ آمیزی و طراحی مناسبی چاپ شده، به شرح زیر است: جغرافیای منطقه‌ ایران و مناطق اطرافش، شهرهای اصلی و ایالات منطقه‌ ایران در قرن‌ های اول تا چهارم هجری، پراکندگی جغرافیایی زبان‌ها در دنیای قدیم، دنیای قدیم در حدود سال سوم هجری، فتوحات عرب در ایران از ابتدا تا امویان، اختلافات داخلی اعراب و شورش‌های ایرانیان (۴۱ تا ۸۰ هجری)، دنیای قدیم در حدود سال ۶۱ هجری، فتوحات امویان در ماوراء‌النهر و گرگان (۸۰ تا ۱۰۲ هجری)، اغتشاشات داخلی ایران در سال‌های آخر اموی، دنیای قدیم در حدود سال ۱۲۲ هجری، راه‌های عمده و شهرهای مهم بازرگانی در حدود سده‌ی دوم هجری، قیام ابومسلم و پیروزی عباسیان، قیام‌های ضد حکومتی در اوایل عباسیان، دنیای قدیم در حدود سال ۱۷۴ هجری، عباسیان از هارون تا مأمون، طاهریان و خرمدینان، دنیای قدیم در حدود سال ۲۱۵ هجری، مهاجرت اعراب به ایران تا حدود سده‌ چهارم هجری، یعقوب لیث و شورشیان زنگیان، زیدیان و صفاریان، صفاریان پس از یعقوب لیث، دنیای قدیم در حدود سال ۲۶۷ هجری، سال‌های آخر عمرو لیث صفاری، زبان‌های غیر ایرانی رایج در ایران در سده‌های سوم تا چهارم هجری، اوج‌گیری سامانیان، دنیای قدیم در حدود سال ۲۹۸ هجری، مرداویج و دیلمیان، مذاهب رایج در ایران در سده‌های سوم تا چهارم هجری، آل بویه و آل مسافر، فتح بغداد به دست آل بویه، سبکتکین و بحران سامانیان، ظهور محمود غزنوی، دنیای قدیم در حدود سال ۳۹۰ هجری، راه‌های عمده و شهرهای مهم بازرگانی در حدود سده‌ چهارم هجری، پیشروی غزنویان در خراسان و هند، غزنویان در اوج قدرت، سلسله‌های ترکان از ابتدا تا سلجوقیان، سلجوقیان و پایان آل بویه، پراکندگی جغرافیایی ادبا و دانشمندان ایرانی در سده‌های اول تا پنجم هجری و دنیای قدیم در حدود سال ۴۵۲ هجری.
یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت کتاب این است که متن و نقشه‌ها ساده و دقیق هستند و نویسنده نظریات شخصی خود را در این متن دخیل نکرده است.
مؤلف خود در مقدمه می ‌آورد: «برای خواننده‌ای که با متون تاریخی این دوره آشنا نیست، این کتاب پیش‌درآمدی برای مطالعات دقیق‌تر خواهد بود... [در عین حال] برای خواننده‌ای نیز که با تاریخ این دوره آشناست چه‌بسا این کتاب مکمل مناسبی برای مطالعات تاریخی‌اش باشد.»
چاپ دوم اطلس تاریخی ایران، از ظهور اسلام تا دوران سلجوقی نوشته رضا فرنود از سوی نشر نی، در ۱۰۴ صفحه به بهای 120000ریال منتشر شده است.

کهن‌ترین فرهنگ چهار زبانه: لغت فرنگ و پارس


لغت فرنگ و پارس؛ نگاشته: آنژلوس دوسن ژوزف لابروس (از کشیشان کَرْمِلِی ساکتان پابرهنه در اوایل دورة صفویه)، نسخه‌برگردان از روی نسخة چاپی آمستردام هلند منتشر شد.

«لغت فرنگ و پارس»، تألیف ژوزف لابروس/Joseph Labrosse  (آنژلو/ آنژلیوس دو سن ژوزف)، از نخستین فرهنگ‌های فارسی – فرنگی است که ۳۲۵ سال پیش، همزمان با سلطنت شاه سلیمان صفوی، در سال ۱۶۸۴ میلادی (١٠٩۶ قمری)، در جهان آن روزگار، انتشار یافته است. چاپ این کتاب، با جلدی چرمی، به قطع وزیری بزرگ، در آمستردام به انجام رسیده و مبنای آن، زبان ایتالیایی است، اما بخش عمده آن را معادل‌ها و توضیحات فارسی تشکیل می‌دهد.

لابروس این کار را در مدت اقامتش در سال‌های 1664 تا 1679 م در ایران و برخی سرزمین‌های اطراف، به انجام رساند. پس از بازگشت به اروپا، در سال 1680، ابتدا کوشید آن را در پاریس منتشر سازد که موفق نشد. از این رو، چند سال بعد، در آمستردام، خود به چاپ آن همت گماشت. بدین منظور، برای مقدمات کار، اقدام به خرید حروف چاپ کرد. حروف کوچک عربی مورد نیازش را، در سال 1681، در حراج Elzevier خریداری کرد. حروف بزرگ عربی نیز که در صفحه عنوان کتاب، مشاهده می‌شود و «لوبه/ Le Bé» آنها را در سال 1599 م ساخته بود، از فرانسه تهیه کرد. این حروف تا پایان سده 18، در پاریس، به ندرت، مورد استفاده قرار می‌گرفت و به نظر می‌رسد، این کتاب، تنها کاربرد آن در خارج از فرانسه باشد.

نوشته‌هایی که در برخی نشریات و کتاب‌های فارسی زبان قدیم و جدید، درباره این کتاب آمده، نشان دهنده آشنایی صد ساله ایرانیان با این کتاب است.

تقی­‌زاده، برای نخستین بار، در نشریه کاوه (دوره جدید) شماره ۵ (١٢٩١ ش)، ص ۱۱، به بهانه ارائه سندی درباره تاریخ صنعت چاپ در ایران، این کتاب را «لغت فرنگی و پارسی» معرفی می‌کند:

«ظاهراً اولین مطبعه هم که به ایران آمده معروف به بصمه خانه شده بود. چنانکه آنژ دو سن ژوزف/ Ange de Saint Joseph از مبشرین و پادریان فرقه نصارای کرملیط از اهل طولوز در کتاب «لغت فرنگی و پارسی» خود موسوم به Gazophylacium Linguae Persarum که در حدود سنه ۱۰۸۱ ق تألیف کرده و در سنه 1096 ق بطبع رسانیده، در تحت عنوان کلمات «باصمه خانه کارخانه بصمجی، مطبع» (صفحه 415 از آن کتاب) چنین می‌نویسد: «حضرات پادریان کرملیط میدانی میر بصمه خانه عربی و فارسی در عبادتخانه خودشان در اصفهان برپا و دایر کرده بودند و هنوز دارند. ارامنه نیز در جلفه بصمه ارمنی دارند».

 شجاع‌الدین شفا نیز در کتاب جهان ایران­شناسی (ص 349)، آن را «فرهنگ فارسی- ایتالیایی- لاتین- فرانسه» می­خواند.

در سال ١۶۴۵، ٣٩ سال قبل از چاپ کتاب حاضر، فرهنگی به نام Specimen lexici arabico-persico-latini، در اروپا به چاپ رسید که همان‌طور که از نام آن پیداست، فرهنگ عربی - فارسی - لاتینی است.

مؤلف کتاب، ژوزف لابروس، «بنده و قربان حضرت ایسوع پادری انجلی کرملیط مولود شهر طولوزه»، از کشیش­های کرملی ساکتان پابرهنه است که از دوران شاه عباس اول، با کسب احترام و امتیاز­های ویژه، در ایران به خدمات مختلف و ترویج دین می­پرداختند. او علاوه بر پرداختن به امور دینی، به اقصی نقاط کشور نیز مسافرت می­کرده و به مطالعه کتاب­های گوناگون در زمینه‌های موسیقی، طب، ریاضی، نجوم و ... علاقه­مند بوده است. در جایی به انتقال کتاب­های خطی به فرنگ و ترجمه آن برای پادشاه فرانسه اشاره دارد؛ و از درآمد سالیانه «حضرت سلطنت­پناه پادشاه ایران» و بهای وسایل ارزشمند در مراسم اعیاد، در دربارهای سلطنتی، همچنین از قیمت مالیات راهداران و از حمل و نقل کالا که شامل حفاظت آنها نیز می­شده اطلاع داشته است. از شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، بهبهان، ایروان، نخجوان، موصل، بصره، پرسپولیس، لار، «بندر عباسی»، بحرین، جزیره هرمز، جزیره خارک، بندر لنگه و ... دیدن کرده و در عین حال به عنوان صاحب نظر، «طب پارسی» را مطلقاً جالینوسی می­داند؛ و همه جا از فارسی به «زبان عجمی» یاد می­کند.

لغت فرنگ و پارس؛ نگاشته: آنژلوس دوسن ژوزف لابروس (از کشیشان کَرْمِلِی ساکتان پابرهنه در اوایل دورة صفویه)، نسخه‌برگردان از روی نسخة چاپی آمستردام هلند 1684م. / 1095ق. به کوشش: سیدمحمدحسین مرعشی، توسط انتشارات سفیر اردهال در تهران ضمن مجموعه تاریخ علم، فرهنگ و تمدن دوره اسلامی در 570 صفحه به قطع رحلی منتشر شده است.

امروز 20آگوست 2013 و وقايع آن

مرگ "ويلْفِردو پارِتو" فيلسوف برجسته ايتاليايي (1923م)

ويلفردو پارِتو، فيلسوف اروپايى در 15 ژوئيه 1848م در پاريس به دنيا آمد. وي در ابتدا در رشته مهندسي تحصيل كرد و سپس به عنوان استاد اقتصاد سياسي در دانشگاه لوزان سوئيس به تدريس پرداخت. پارِتو رياضيات را در فرضيه‏هاي اقتصادي وارد كرد و كوشيد تا در مقولات اجتماعي بين عوامل معقول و غيرمعقول تميز قائل شود و بدين ترتيب موجبات صعود و سقوط طبقه حاكم را مشخص نمايد. به نظر وي، اعمالي منطقي و معقول ناميده مي‏شوند كه وسايل متناسب با هدف را به كار برند و پيوندي منطقي باعث اتصال وسيله و هدف باشد. اين پيوند بايد از طرف كساني كه براي داوري شايستگي دارند مورد تاييد قرار گيرد. پارتو در فلسفه سياسي از شيفتگان ماكياولي، فيلسوف هم وطن خود بود و حكومت مطلقه را تنها حكومت عملي و كارآمد براي اجتماعات بشري مي‏دانست. او نسبت به كساني كه براساس تمايلات بشر دوستانه طالب دموكراسي بودند با ديده خوبي نمي‏نگريست و بر اين عقيده بود كه نيّت بشر دوستانِ واقعي، نيكي كردن به جامعه است همچنان كه نيت كودكي كه بر اثر نوازش بيش از حد، مايه هلاكت پرنده‏اي مي‏شود نيكي كردن به آن است. به عبارت ديگر، پارِتو معتقد بود كه اقليتي از مردم براي آن آفريده شده‏اند كه چون اربابي جابر حكومت كنند و اكثريت آفريده شده‏اند، براي آنكه چون بنده‏اي مطيع، فرمانبرداري نمايند. فلسفه ماكياولي و مشرب پارتو، مورد نظر فاشيست‏هاي ايتاليايى در زمان موسوليني، نخست‏وزير مستبد ايتاليا قرار گرفت و آنان علي‏رغم اعتراضات پارتو كه مي‏گفت فلسفه‏اش را بد فهميده‏اند، احترام و افتخار بسيار بر سرش گذاشتند. شايد علت اين كج‏فهمي، معلول نامنظمي نوشته‏هاي پارتو بوده است. زيرا وي به جاي آنكه انديشه‏هاي خود را به صورت منظم در يك دستگاه فلسفي ارائه كند، آنها را به صورت پراكنده و يادداشت‏هاي اتفاقي كه اكثراً با يك‏ديگر متناقض بودند، ثبت مي‏كرد. مشهورترين اثر پارِتو ذهن و اجتماع در دو جلد نام دارد كه در آن، انديشه‏هاي خود را مطرح نموده است. ويلفردو پارتو، سرانجام در 20 اوت 1923م در 75 سالگي درگذشت.

درگذشت "رومَنْ رولان" نويسنده و اديب معروف فرانسوي (1944م)

رومن رولان، نويسنده بلند آوازه فرانسوي، در 28 ژانويه 1866م در فرانسه به دنيا آمد. او تحصيلات خويش رادر رشته تاريخ به پايان رساند و در تاريخ موسيقي تخصص پيدا كرد؛ با اين حال به ادبيات علاقه خاصي داشت. از اين جهت با نوشتن دو رشته نمايش‏نامه‏هاي جديد دراماتيك درصدد برآمد كه سطح تئاتر فرانسه را بالا برد ولي اين نمايش‏نامه‏ها چندان توفيق نيافت. بنابراين دست از داستان نويسي كشيد و به تهيه و نوشتن شرح حال و بيوگرافي بزرگان جهان دست زد. رولان در اوايل قرن بيستم شرح زندگي بتهوون آهنگ‏ساز شهير آلماني و ميكل آنژ مجسمه‏ساز هنرمند ايتاليايى را منتشر ساخت و به شهرت و افتخار رسيد. گذشته از هنرمندان و بزرگان واقعي، وي به نوشتن شرح حال هنرمندان خيالي نيز دست زد و با ارائه اثر معروف ژان كريستُف، كاري متفاوت ارائه داد. رومن رولان پس از شروع جنگ جهاني اول راهي سوئيس شد و در سال 1916م به دريافت جايزه ادبي نوبل نائل گرديد. وي در اواخر عمر به انديشه‏هاي عرفاني شرق، به خصوص هنديان متمايل گشت و از طرفداران مهاتما گاندي، رهبر آزادي هند گرديد. رولان هنگامي كه بازار سياست در اروپا از نو رونق گرفت، به اصول كمونيسم متمايل شد و كوشيد كه ميان انديشه‏هاي فيلسوفان هند و مباني سياست شوروي توافقي برقرار سازد، پس در سال 1927م رسماً كمونيست را پذيرفت. در عين حال دنباله كار ادبي را رها نكرد و در همان سال‏ها، رمان جان شيفته را در هفت جلد منتشر كرد. رومن رولان از نادرترين نويسندگان فرانسه است كه در فرهنگ فرانسه، در رشته موسيقي‏شناسي تاثير فراوان داشته است. علاقه وافر او به آزادي و بشردوستي، وي را بر آن داشته بود كه از زمان جنگ جهاني اول به بعد، همه كوشش خود را در راه صلح و منافع مشترك مردم دنيا به كار بَرَد. آثار آخر عمر رولان، حاكي از برگشت به دوستي‏ها و محبت‏هاي عهد جواني است. او از پيروي و تقليد از ديگر سبك‏ها گريزان بود. سبك او يكنواخت و ساده بود تا جايي كه يك دست و بي‏تنوع به نظر مي‏رسيد هرچند نشانه هايي از تغزل در آن به چشم مي‏خورد. رومن رولان سرانجام در 20 اوت 1944 م در 78 سالگي درگذشت.

درگذشت "خورشيد جي كاما" ايران شناس هندی (1909م)

خورشيدجي رستم جي كاما، از ايران‏شناسان معروف پارسيِ هند و متخصص در زبان و ادبيات پهلوي و خطشناسي ميخي، در 11 نوامبر سال 1829م در شهر بمبئي هند به دنيا آمد. وي پس از تكميل تحصيلات مقدماتي خود در هند، به اروپا سفر كرد و زبان‏هاي فرانسوي، آلماني، پهلوي و اوستايى و خط ميخي را فرا گرفت. كاما در همين زمان، كار تطبيق گرامر و دستور زبان‏هاي ايراني و سانسكريت را به انجام رساند. وي پس از بازگشت به هند، براي رسمي ساختن زبان پهلوي در تحصيلات دانشگاهي كوشش فراواني كرد و سرانجام موفق شد كه اين زبان را در امتحانات ورودي دانشگاه و مقاطع بالاتر دانشگاهي در رشته زبان، رسمي سازد. كاما هم‏چنين در علوم عقليِ جهانِ ايران باستان، تبحر فراواني يافت و به تدريس پرداخت. كاما، علاوه بر ادبيات، در علوم اجتماعي، گياه‏شناسي، شيمي و علم نجوم نيز مهارت داشت و به عنوان يك سخنران زبردست از نفوذ كلام ويژه‏اي برخوردار بود. خورشيد جي رستم جي كاما سرانجام در بيستم اوت 1909م در هشتاد سالگي درگذشت. 27 سال پس از مرگ كاما، مؤسسه‏اي با موضوع خاورشناسي به نام وي داير گرديد كه امروزه به عنوان يك مركز برجسته تحقيقاتي مورد استفاده و محل رجوع دانشمندان مي‏باشد. اين مؤسسه علاوه بر انتشار ده‏ها جلد كتاب در زمينه‏هاي گوناگون خاورشناسي و ايران‏شناسي، مجموعه مقالات كاما را در دو جلد گردآوري و عرضه نموده است.

امروز 12 شوال  هجري و وقايع آن1434


رحلت "شيخ بهايي" عالم كم نظير و دانشمند بزرگ عهد صفوي(1030ق)

شيخ الفُقهاء، استاد الحُكماء، رئيس الاُدبا، علامه‏ي دهر، شيخ الاسلام و المسلمين، شيخ بهاءالدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد حارثي هَمْداني جَبعي عاملي معروف به شيخ بهايى از شاگردان شهيد ثاني و يكي از علماي بزرگ شيعه و از افتخارات جهان اسلام مي‏باشد. شيخ بهايى فقيهي اصولي، محدث رجالي، مفسر، رياضي‏دان، حكيم، متكلم، اديب، شاعر، جامع علوم عقلي و نقلي بود و بالجمله در علوم متنوع، گوي سبقت از افاضل و دانشمندان ربوده است. وي در سال 953 قمري در بعلبك لبنان به دنيا آمد. در طول حيات پربار خويش مسافرت‏هاي زيادي به نقاط مختلف جهان داشت و از محضر اساتيدي برجسته در رشته‏هاي گوناگون استفاده نمود. شيخ بهايى در اين سفرها توانست در بسياري از علوم، مانند: هيئت و نجوم، رياضيات، تفسير قرآن، فقه و اصول، علم حديث، ادبيات فارسي و عربي و طب و مهندسي متبحّر گردد و در تمامي آن‏ها كُتُبي را به رشته‏ي تحرير درآورد. وي نخستين كسي است كه يك دوره‏ي فقه غيراستدلالي به زبان فارسي نوشت. ملاصدرا، ملامحمدتقي مجلسي اوّل، محقق سبزواري، ملاحسنعلي تُستَري، ميرزا رفيعا ناييني، سيد ماجد بحراني، ملامحسن فيض كاشاني، ملامحمدصالح مازندراني و ده‏ها دانشمند و فاضل ديگر از شاگردان شيخ بهايى مي‏باشند. كشكول، اسرارالبلاغه، اثني عشريات، خمس اربعين حديثاً، جامع عباسي، عين الحيوة و بحرالحساب و ده‏ها اثر ديگر از جمله آثار اوست. آثار علمي و مهندسي وي را مي‏توان در جاي جاي اصفهان مشاهده نمود. سرانجام، شيخ بهايي، اين دانشمند كامل و جامع در 77 سالگي در اصفهان پايتخت سلسله‏ي صفويان بدرود حيات گفت و طبق وصيتش در مشهد مقدس و در نزديكي مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) مدفون گرديد.

امروز 29 مرداد و وقايع آن


رحلت محمدحسين بهجتی؛ شاعر و روحانی فرزانه (1386ش)

حاج شيخ محمدحسين بهجتي اردکاني (شفق) در سال ۱۳۱۴ش چشم به جهان گشود. وي از سن هفت سالگي، فراگيري علم و دانش را در مکتب‌هاي آن زمان شروع کرد و در سال ۱۳۳۱ش به تشويق ملامحمد حائري به ‌قم رفت و در مدرسه خان - آيت‏الله العظمي بروجردي - و فيضيه و حجتيه سکني گزيد. شيخ محمدحسين بهجتي هم‏زمان با اين دروس، تاريخ و حديث و زبان انگليسي را تا حدودي فرا گرفت. اين عالم گران‏قدر يزدي با بزرگاني چون آيت‌الله ‌هاشمي رفسنجاني، مسعودي خميني و مقام معظم رهبري حضرت آيت‏الله العظمي خامنه‏اي هم‏درس و هم‏مباحثه بود. وي هم‏چنين از شاگردان حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيت‏الله سيدروح‏الله خاتمي و اولين شاعر شعر انقلاب اسلامي - متخلص به شفق - بود که پس از سال‌ها تلاش علمي در حوزه علميه قم و امامت جماعت مسجدالرسول - مسجد اردکاني‏ها - در تهران، انجام امور فرهنگي در بخش انتشارات سپاه و تدريس فارسي و عربي به دعوت آيت‌الله مصباح يزدي در شهر مقدس قم؛ پس از تصدي مسئوليت نمايندگي امام (ره) و امامت جمعه يزد، توسط مرحوم آيت‏الله خاتمي به امامت جمعه اردکان منصوب شد. شيخ محمدحسين بهجتي، سراينده يکي از اشعار معروفي که همه بچه‌ها از دوران دبستان آن را به ياد دارند، با مطلع "هرچه که بيند ديده خدايش آفريده..." سرانجام در شامگاه دوشنبه بيست و نهم مردادماه سال ۱۳۸۶ هجري شمسي در سن ۷۳ سالگي پس از سال‌ها بيماري مزمن قلبي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافت.

درگذشت ميرزا رضا كلهر ،نامدارترين خوشنويس دوره قاجاريه (1271ش)

ميرزا رضا كلهر فرزند رحيم بيك ، در سال 1245 هجري قمري ، در منطقه كلهر كرمانشاه به دنيا آمد . در آغازجواني به مقتضاي ايلي به سواري و تيراندازي متمايل گشت ، اما بعد ها به خوشنويسي روي آوردو به تهران رهسپار شد و نزد « ميرزا محمد خوانساري » تعليم خط گرفت . كلهر به سرعت از استادش پيشي گرفت و ناگزير خطوط به جا مانده از مير عماد را سرمشق قرار داد. وقتي كه آوازه او در افواه مردم پيچيد ، ناصرالدين شاه قاجار او را دعوت نمود و مدتي به شاگردي نزدكلهر مشق خط نمود. علاقه شاه به وي هيچگاه باعث نگرديد به درآمد دربار متكي گردد و با حقوق اندكي كه از راه كتابت دريافت مي داشت روزگار گذراند، تا سرانجام در سال 1310 ه، ق. بر اثر بيماري وبا درگذشت.

انتشار فهرست کتابهای چاپ سنگی ترکی


«فهرست کتابهای چاپ سنگی ترکی» یکی از اولین مجلدات مجموعه‌ای با نام «کهنه‌چاپهای ایرانی و اسلامی» است که مؤسسه بیاض آهنگ انتشار آن را نموده است.

فهرست حاضر مشتمل بر چهار بخش است:

یک: مقدمه

دوم: فهرست تفصیلی کتابهای چاپ سنگی موجود در کتابخانه دیجیتال بیاض

سوم: فهرست اجمالی کتابهای چاپ سنگی موجود در کتابخانه های دیگر

چهارم: نمایه‌های فنی

در این فهرست اطلاعات 92 عنوان کتاب چاپ سنگی ترکی به تفصیل ذکر شده و در ادامه اطلاعات اجمالی قریب به 400 عنوان کتاب چاپ سنگی ترکی که در کتابخانه‌های ایران و دیگر کشورها موجود است با ذکر مأخذ بیان شده تا امکان دسترسی و مطالعه این دست از کتب برای پژوهشگران فراهم گردد. در بخش آخر هفت نمایه شامل عنوان کتاب؛ عنوان نویسنده؛ مکان نشر؛ چاپخانه‌ها؛ موضوعات؛ زبانها؛ آغاز کتابها برای دسترسی هرچه راحت‌تر و سریعتر پژوهشگران فراهم شده است.

در ادامه بخشی از مقدمه این کتاب جهت اطلاع از چند و چون نگارش این دست از آثار آورده شده است:

چاپ و انتشار فهارس کتب چاپی به تفکیک زبانی سابقه‌ای چند صد ساله دارد، از جملۀ قدیمی‌ترین فهارسی که در خصوص کتاب‌های چاپی ترکی به نگارش درآمده، می‌توان از «بیان الکتب العربیة والفارسیة والترکیة المطبوعة فی الشرق الموجودة للبیع فی مکتبة تروبنر وشرکاه فی لندن» اشاره نمود که در 84 صفحه و به سال 1869م. در هرتفورد انگلیس چاپ و انتشار یافته است.[1] فهرست کتاب‌های چاپخانۀ جوائب در قسطنطنیه با نام «فهرسة مطبوعات الجوائب والکتب العربیة والفارسیة والترکیة التی تباع فی إدارة الجوائب» از دیگر فهارسی است که در آن مشخصاً به کتاب‌های چاپی ترکی در همین چاپخانه و البته دیگر چاپخانه‌های استانبول و مصر اشاره شده است. این فهرست به سال 1306ق. در 42 صفحه چاپ و انتشار یافته است.

این دو فهرست را ناشران به قصد معرفی آثار جهت فروش تنظیم نموده‌ و در اختیار علاقمندان به کتاب قرار داده‌اند، به نظر می‌رسد اولین فهرست کتابخانه‌ای که برای کتب چاپی ترکی تنظیم شده است، فهرست اجمالی کتابهای چاپ سنگی اهدایی خانم گیب به کتابخانه کمبریج[2] می‌باشد که در سال 1906م. توسط ادوارد براون [3] به نگارش درآمده است. بارزترین خصیصۀ این فهرست - جدای از تفکیک زبانی - اشارۀ به نوع چاپ سنگی بودن کتابهای این مجموعه است. این در حالی است که باید از کتاب «فهرس المطبوعات الترکیة العثمانیة اللتی اقتنتها دارالکتب» به عنوان بزرگترین فهرست کتابخانه‌ای یاد نمود که اختصاصاً به معرفی کتابهای ترکی عثمانی در کتابخانۀ دارالکتب مصر می‌پردازد، این فهرست به سال 1982م. زیر نظر نصرالله مبشر الطرازی تهیه و تنظیم گردیده و در سه جلد به ترتیب موضوعی به معرفی 4552 کتاب به زبان ترکی عثمانی می‌پردازد و خوشبختانه در این فهرست نیز کتاب‌های چاپ سنگی مشخص گردیده است.

فهرست کتابهای چاپی قدیمی به زبان ترکمنی تألیف پرفسور آلماز یازبردییف نیز از جمله آثاری است که در آن طی سه بخش ضمن اشاره به تاریخچۀ چاپ کتابهای شرقی در روسیه به معرفی تاریخچۀ چاپ به زبان ترکمنی پرداخته شده است. این فهرست برای اولین بار به سال 2001 میلادی در مسکو چاپ گردید و ترجمۀ آن توسط عظیم قلی بغده به سال 1382ش. در انتشارات بنیاد مختومقلی فراغی چاپ و انتشار یافت.[4]

از دیگر فهارس کتابخانه‌ای به زبان ترکی که به تازگی انتشار یافته است می‌توان از فهرست کتابهای چاپی ترکی در کتابخانۀ ملی آذربایجان نام برد، که طی آن کتابهای ترکی موجود در این کتابخانه بدون اشاره به نوع چاپ و بر اساس موضوع دسته‌بندی و معرفی شده است.[5]

متأسفانه با آنکه چاپ در سال 1233ق. از شهر ترک زبان تبریز کار خود را در ایران آغاز نمود؛ و با وجود گذشت دویست سال از آن تاریخ، ما هنوز آمار دقیقی از چاپ و انتشار کتاب به زبان ترکی در ایران نداریم. چه در کتابخانۀ ملی - که یکی از وظایف اصلی‌اش جمع‌آوری کلیۀ منابع چاپی در ایران است - و چه در سایر کتابخانه‌های ایران اهتمام جدی به مجموعه‌سازی، سازماندهی و اطلاع‌رسانی کتاب‌های چاپی به زبان ترکی نیست. [6]

مؤسسۀ بیاض از بدو تأسیس یکی از اصلی‌ترین اهداف خود را شناسایی آثار ایرانی و اسلامی به زبانهای عربی، اردو، ترکی و ... می‌دانست و خوشبختانه در این راستا با شناسایی مجموعه‌های گرانسنگ در کتابخانه‌های مختلف ایران و جهان و فهرست‌نویسی و دیجیتال‌سازی آنها توانسته است مجموعه‌ای ارزشمند از کهنه‌چاپهای ایرانی و اسلامی را فراهم نماید، فهرست حاضر نمایی کوچک از مجموعه‌ای بزرگ می‌باشد که طی آن به معرفی تفصیلی و اجمالی قریب به 500 عنوان کتاب ترکی چاپ سنگی منتشره در کشورهای مختلف جهان پرداخته‌ایم.

فهرست کتابهای چاپ سنگی ترکی . مجید غلامی جلیسه. قم: انتشارات عطف، 264ص.، وزیری، 1392ش.

Catalogue of Turkish Lithographed Books in BAYAZ Digital Library (Qom-Iran). Qom: ATF publication, 269p, 2013

www.Atfpub.ir


[1] . اکتفاء‌القنوع بما هو مطبوع. فندیک، ادوارد، ج. 1، ص. 517.

[2] . A hand-list, arranged alphabetically under the titles, of the Turkish and other printed and lithographed books presented by Mrs. E.J.W. Gibb to the Cambridge University Library. Cambridge: University Press, 1906.

[3] . Edward G. Browne.

[4] Старопечатные туркменские книги: проблемы собирания, библиографирования и изучения. Алмаз Язбердыев. Ориент-Пресс, 2001

[5] . Äski çap kitabları kataloqu: Türkdilli kitablar. Mähämmäd Füzuli adına Älyazmalar İnstitutu. Tärtib edän: Tahirä Häsänzadä. Bakı Nurlan 2011.

[6] . ناگفته نماند که فهرستی با نام «کتابشناسی توصیفی آثار موجود یا منتشره به زبان ترکی آذربایجانی در ایران (از چاپ سنگی تا سال 1370) توسط نوشین موسوی تألیف یافته که توسط کتابخانۀ ملی به سال 1373ش. چاپ و انتشار یافته است. اما اصلی‌ترین ضعف این فهرست عدم جامعیت آن است، که ناشی از مجموعه‌سازی غیرعلمی توسط کتابخانۀ ملی می‌باشد.

فرهنگ واژ‌ه نمای اشعار فروغ فرخزاد


در حوزه پژوهش‌های زبان شناسی ادبیات، بسامدنویسی به کمک پژوهش‌ها و نقدهای عینی می‌آید تا مطالعات واژه شناختی، معنا شناختی و نقد ادبی و سبک شناسی با شیوه‌ای علمی انجام شود.

فرهنگ واژه نما یا واژه یاب بسامدی، فهرست الفبایی واژگان و شماره دفعات تکرار یک واژه در یک اثر است و به عبارتی میزان کاربرد هر واژه در بافت زبانی و تعیین جای آن در متن است. از فهرست چنین داده‌هایی در تحلیل‌های زبان‌شناختی، به خصوص در واژه شناسی و با کمک شیوه تحلیل مؤلفه‌ای معنایی با شکستن ساختار کلمه و تجزیه و تحلیل معنایی با شکستن ساختار کلمه و تجزیه و تحیل معنا و مفهوم آن و همچنین توصیف هم‌معنایی، جانشینی، هم‌نشینی کلمات، تمایز معنایی و ابهام معنایی استفاده می‌شود.

فرهنگ بسامدی اشعار فروغ فرخزاد،‌ نخستین فرهنگ واژه‌نمای شاعری معاصر است که زنی شاعر، واژگان آن را در دوره‌ای از تاریخ ادبی ایران و در فاصله سال‌های 1331 تا 1345 به کار برده است.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

اسیر

دیوار

عصیان

تولدی دیگر

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

فرهنگ بسامدی

کتابنامه

فرهنگ واژ‌ه نمای اشعار فروغ فرخزاد نگاشته‌ی روح‌انگیز کراچی دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و میترا طوسی است که در 719 صفحه توسط انتشارات چاپار منتشر شده است.

این کتاب با شماره ثبت 497086 در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است.

انتشار کتاب «خوشنویسی»

کتاب خوشنویسی حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران وابسته به بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، در 300 صفحه از سوی انتشارات کتاب مرجع منتشر شد.

در این کتاب جنبه‌های مختلف هنر خوشنویسی از آغاز دوران اسلامی تا آخرین تحولات آن در دهة 2000 میلادی بررسی شده است.

از مهم‌ترین مباحث این کتاب

روند شکل‌گیری هنر خط، خوشنویسی در سرزمین‌های اسلامی شامل ایران، ترکیه، شبه‌قارة هند، مصر، شمال افریقا، شرق آسیا (چین، مالزی و اندونزی)، خطاطی در دورة معاصر، خطاطی و عرفان، آموزش خوشنویسی در فرهنگ اسلامی، ابزارها و مواد خطاطی، کاربرد خط در هنرهای دیگر است.

چند گفتار از کتاب را خانم پروفسور شیلا بلر، استاد هنر اسلامی دانشگاه بوستون امریکا، نوشته است. در سرتاسر مباحث کتاب از معتبرترین منابع درجه اول و آثار پژوهشگران معاصر به زبانهای فارسی و عربی و ترکی و اردو و انگلیسی و فرانسه استفاده شده است.

ترجمة کتاب به زبان‌های عربی و انگلیسی نیز همزمان در حال انجام است و به زودی منتشر خواهد شد. بی‌تردید این کتاب در عین اختصار، جامع‌ترین مجموعه‌ای است که تا کنون به زبان فارسی دربارة هنر خوشنویسی در تمدن اسلامی منتشر شده است

امروز 19 آگوست 2013 ميلادي و وقايع آن

درگذشت "واسيلي بارتولْدْ" از مشاهير خاورشناسان روسي (1930م)

واسيلي ولاديمير وويچ بارْتولْدْ معروف به ويلْهِلْمْ بارتولْدْ از مستشرقان معروف روسي در 15 نوامبر1869م در سن پترزبورگ روسيه به دنيا آمد. وي تحصيلات خود را در دانشكده زبان‏هاي شرقي دانشگاه زادگاهش به پايان برد و به زبان‏هاي فارسي، عربي و تركي تسلط يافت. بارتولْدْ از 27 سالگي به سمت استاديار اين دانشگاه به تدريس تاريخ ملل مشرق پرداخت و در كنار آن از تحقيق و تحصيل نيز باز نايستاد. او طي اين سال‏ها، مكرراً براي سياحت و مطالعه و تحقيق علمي به تركستان عزيمت كرد و نتايج مطالعات و اكتشافات خود را به صورت كتابي با عنوان تركستان در موقع حمله مغول منتشر ساخت. اين اثر مهم كه براي نخستين بار، در آنْ تمام منابع فارسي و عربي كه با تاريخ روسيه و تركستان ارتباط داشته، مورد آزمايش قرار گرفته بود، به عنوان شاه‏كار بارتولد شناخته شد و بر اثر همين كتاب پرمغز، بارتولد نشان‏هاي علمي متعدد و شهرت فراواني به دست آورد. بارتولد به مكتب قديم شرق شناسان روسي تعلق دارد و از منظر دانشمندان و خاورشناسان جديد آن كشور به تاريخ نمي‏نگريست بلكه همواره در تجزيه و تحليل تاريخ به مسائل اجتماعي و اقتصادي و وضع مردم توجه داشت. بارتولد در سال 1912م مجله جهان اسلام را تأسيس كرد و در آن مقاله‏ هاي انتقادي مي‏نوشت. انتقادات او گرچه گاه گاهي شديد بود، ولي در آنها جانب عدل و انصاف را رها نمي‏كرد. بارتولد نخستين كسي است كه در تدوين تاريخ اقوام سرزمين‏هاي آسياي ميانه از مآخذ و متون اصيل استفاده كرده است. اين خاورشناس بزرگ، بر اثر تبحر و آشنايى عميق با زبان‏هاي شرقي و استعداد عجيبي كه در تجزيه و تحليل متون و طرح مسائل جديد تاريخي داشته، تعداد چهارصد كتاب و رساله و مقاله در تاريخ و جغرافيا و فرهنگ و تمدن و مذاهب ملل مشرقِ نزديك و ميانه تاليف كرده كه بيش از 20 اثر آن درباره اسلام و ايران است. تاليفات وي در اسلام‏شناسي مبتني بر اسناد و مدارك معتبر مي‏باشد و براي نگارش آنها، تمام كتاب‏هايي را كه حاوي تاريخ اسلام بوده، بررسي كرده است. اين خاورشناس شهير روسي سرانجام در نوزدهم اوت 1930م در 61 سالگي درگذشت و در زادگاهش به خاك سپرده شد.


كشف جريان برق (1727م)

در اين روز" گراي "فيزيكدان و دانشمند معروف انگليسي جريان برق را كشف كرد .وي بعد از 6 سال آزمايش و مطالعه درباره الكتريسيته ،در آن روز موفق شد نيروي برق را در يك مفتول فلزي هدايت كند .قانون جريان برق كه معلول دو قطب مثبت و منفي بودند روز 19 سپتامبر 1723 ميلادي صورت عمل به خود گرفت .

مرگ "لودویکو آریوسْتو" ادیب مشهور ایتالیایی (1533م)

لودویکو آریْوسْتو، شاعر برجسته ایتالیایى در دوم نوامبر 1474م در منطقه رژیو در ایتالیا به دنیا آمد. وی پس از نیمه کار گذاشتن تحصیلات خود در رشته حقوق، به تحصیل در رشته زبان و ادبیات باستانی گرایش یافت و با قرائت اشعار لاتینی، به زبان لاتین شعر سرود. چیزی نگذشت که به سبب مرگ پدر و برای تامین هزینه خانواده، منشیِ برخی رجال بزرگ شهر شد. با این حال، هر چه شهرت ادبیش گسترده‏تر می‏شد، وضع اجتماعیش نیز بیشتر رونق می‏یافت. لودوُیکو سالیانی فرماندار یکی از ایالت‏های ایتالیا شد و توانست تا حد زیادی اوضاع آشفته آنجا را سر و سامان دهد. وی پس از آن شغلی نپذیرفت و زندگی آرامی در پیش گرفت. آریوستو آثار فراوانی دارد. اشعار تغزّلی وی که در دهه سوم زندگی سروده است، شامل بهترین اشعار جوانی اوست که در آنها با صداقت فراوان، عشق‏ها، شادی‏ها و لذتِ زیستن را در منظومه‏های بسیار لطیف و زیبا بیان کرده است. با این حال، آریوستو هجویاتی نیز سروده که چهره واقعی شاعر، خواست‏ها و رنج‏های درونی او را نشان می‏دهد و سرگذشت هنرمند و انسان و جامعه زمان را با سبکی بسیار گویا و صادقانه بیان می‏کند. آریوستو پنج کمدی نوشته است و برخلاف سبک نویسندگان آن زمانِ ایتالیا که ذهنشان پیوسته به استعاره و مجاز کشیده می‏شد و تنها واقعیت را در وجود قهرمانان ذهنی خود می‏دیدند، وی در کمدی‏های خود، به زندگی واقعی نزدیک شده و با نکته‏بینی فراوان، اشخاص نمایش را مورد مطالعه قرار داده است. آریوستو در کمدی لنا، با سبکی گویا و پرهیجانْ تصویری از شهری که در آن می‏زیسته و فسادی که در جامعه قرن شانزدهم رواج داشته را پیش چشم می‏گذارَد. این اثر، بهترین کمدی آریوستو شناخته شد چرا که واقع‏بینی موجود در این نمایش‏نامه، در تئاتر ایتالیا بی‏سابقه بوده است. آریوستو در منظومه معروف رولانِ خشمگین، که بر زمینه حماسه‏هایى که در سراسر اروپای جنوبی رواج داشته، ساخته شده است، با قدرت و تسلطی فراوان، وقایع و نظم داستان را به تسلسل بیان کرده است. در واقع هیچ اثری تا این حد از تصویرهای عالم انسانی و در عین حال از خیال‏انگیزی و طنز و لطف شعر برخوردار نیست. آریوستو به سبب استادی در هنر و چیرگی نبوغ، با دقت و نازک‏بینی فراوان توانسته است همه جا تعادل را حفظ کند و از هر عنصری به اندازه لازم به کار بَرَد و بنایى از شعری بسیار لطیف و خوش‏آهنگ و عظیم برپا سازد. غنای فکر و لحن رنگارنگ رولان خشمگین همه جلوه‏های دوره رُنِسانس ایتالیا را منعکس کرده و گذشت قرن‏ها هرگز از درخشندگی آن نکاسته است. آریوستو سال‏های آخر زندگی را به گلکاری و درختکاری در باغ خود و تجدیدنظر و اصلاح دیوان اشعارش گذراند تا اینکه در نوزدهم اوت 1533م در59 سالگی درگذشت بی آنکه مقامات عالی رتبه دستگاه حکومتی یا مذهبی ارزش نبوغ او را چنانکه شایسته بود، بشناسند.


تولد "رِينولد نيكِلْسون" مستشرق انگليسي و مترجم مثنوي (1868م)

رينولد الين نيكلسون خاورشناس و اديب مشهور در نوزدهم اوت سال ۱۸۶۸ ميلادي در انگلستان به‏دنيا آمد. از آنجايى كه پدر رينولد، استاد طب و تاريخ طبيعي و پدربزرگش از زبان‏شناسان زمان بودند، نيكلسون هم از دوران جواني به تحصيل دانش روي آورد و در دوران دانشگاه، زبان و ادبيات يوناني، لاتيني و شرقي را فرا گرفت. نيكلسون در طي سال‏هاي بعد به فراگيري زبان‏هاي هندي، عربي و فارسي پرداخت. وي نخستين اثر خود را درباره منتخبي از اشعار ديوان شمس تبريزي انتشار داد. او از آن پس در دانشگاه كمبريج انگلستان به تدريس زبان فارسي مشغول شد و ۲۵ سال به اين كار پرداخت. بي‏شك بزرگ‏ترين كار نيكلسون كه بيش از ۲۰ سال براي آن زمان صرف نمود، ترجمه، شرح و چاپ مثنوي معنوي مولوي است كه آن را در هشت جلد منتشر كرد. هم‏چنين تأليفات متعدد ديگري از نيكلسون به‏جاي مانده كه "تاريخ ادبيات عرب"، "مفهوم شخصيت در تصوف"، "تحقيقات درباره شعر اسلامي" به انگليسي و "عرفاي اسلامي" از آن جمله‏اند. نيكلسون از بزرگ‏ترين دانشمندان متبحر در تصوف و عرفان اسلامي به‏شمار مي‏رود و از طرفي، در رديف خاورشناسان و مستشرقين دقيق و عميق جاي دارد. قول او همه‏جا معتبر است و اكثر آثار وي در همين رشته مي‏باشد. نيكلسون از آغاز جواني تا پايان عمر به مدت نزديك به نيم قرن به بحث و تحقيق درباره عرفان و تصوف پرداخت و در اين زمينه به استادي رسيد. كارهاي علمي و ادبي نيكلسون نه تنها از لحاظ كميت و تعداد زياد آن، قابل ملاحظه است، بلكه چگونگي و كيفيت آن‏ها نيز نشان‏دهنده احاطه علمي و تتبعات فراوان و دقت بسيار وي مي‏باشد. عملكرد نيكلسون به‏عنوان يك استاد برجسته و داراي خصائص اخلاقي، باعث شده بود تا از ديد بزرگان فرهنگ و ادب غرب، به‏عنوان انساني صاحب كمال و فضل و دانش و در عين حال داراي تواضع و فروتني به‏حساب آيد. نيكلسون، قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادي را به‏مناسبت سرودن اشعار عرفاني توسط شاعران ايراني نظير سنايي غزنوي، عطار نيشابوري و جلال‏الدين مولوي، عصر طلايي عرفان اسلامي خوانده و سنايي را كه پير اين گروه بوده، پدر شعر مذهبي، فلسفي و عرفاني ايران شمرده است. رينولد نيكلسون سرانجام در ۲۷ اوت ۱۹۴۵م در سن ۷۷ سالگي در كمبريج درگذشت.


درگذشت "جِيمز وات" دانشمند برجسته انگليسي (1819م)

جِيمز وات، مخترع و مهندس معروف انگليسي در 28 مارس 1736م درناحيه‏اي در شمال انگلستان به دنيا آمد. وي از ابتدا به مطالعه و تحقيق درباره مسائل علمي علاقه‏مند بود و به ساخت ابزار گوناگون مي‏پرداخت. در اين هنگام، يك مركز علمي، از جِيمز وات خواست تا ماشين نمونه بخار را كه از كار افتاده بود تعمير كرده و به كار اندازد. در حين تعمير اين ماشين، وات به قدرت عظيم بخار پي برد و درصدد برآمد به نحوي مطلوب از اين نيرو در اين ماشين استفاده كند. او با تلاش فراوان، اشكالات ماشين اوليه بخار را برطرف كرد و دستگاه جديدي اختراع نمود كه ماشين بخار را شكل مي‏داد. پس از آن، وات بار ديگر اصلاحات متعددي در ماشين خود ايجاد كرد و تكامل بخشيد. از اين رو، در جهان او به عنوان مخترع ماشين بخار شهرت يافت. وي با تكميل ديگ بخار، خدمت عظيمي به علوم فيزيك و مكانيك نمود و با اختراع كندسور بخار كه به وسيله آن، صرفه‏جويى بسيار زيادي در مصرف سوخت به عمل مي‏آيد، كمك شاياني به استفاده بيشتر از نيروي بخار كرده است. در واقع دستگاه كندسور، يك محفظه انقباض بود كه به وسيله آن، حرارتِ سيلندر تقريباً يكنواخت باقي مي‏ماند. بعدها با استفاده از ماشين بخار، نيروي حركت لوكوموتيوها و كشتي‏ها فراهم شد و تحولي عظيم در صنعت حمل و نقل فراهم گرديد. جِيمز وات سرانجام در 19 اوت 1819م در 83 سالگي درگذشت.

امروز 11 شوال 1434 هجري و وقايع آن

مرگ "غازان خان" ايلخانِ مغول، پس از 9 سال سلطنت در ايران(703 ق)

غازان، نخستين پادشاه مغول است كه رسماً به دين اسلام درآمد. او سرداران و سپاه مغولِ خود را وادار به قبول اسلام كرد و خود را محمود ناميد. وي در دهم ذيقعده‏ي سال 694 ق در تبريز به پادشاهي دست يافت و دين اسلام را مذهب رسميِ دولت ايلخاني اعلام كرد. غازان، سپس فرمان داد كه همه‏ي كليساها و معابد يهود و بودايى و زرتشتي را ويران سازند و آنها را تبديل به مسجد نمايند. او دستوراتي با نام ياساهاي غازاني وضع كرد و اوضاع مملكت را به كنترل خود درآورد. غازان دوبار به شام و مصر لشكر كشيد ولي در بار دوم از پادشاه مصر، شكست سختي خورد و آنقدر از اين شكست اندوهگين شد كه در شوال سال 703 ق در سي و سه سالگي در نزديكي قزوين درگذشت. غازان از سال‏ها قبل از مرگش، دستور داده بود كه در بيرون شهر تبريز و در مغرب آن، مقبره‏ي عظيمي كه داراي گنبد رفيعي بود براي او برپا كردند و در زير همين قُبّه بود كه جسد غازانِ مغول را به خاك سپردند.

وفات "عبدالعزيز اندلسي" لغت شناس و مورخ(487 ق)

عبدالعزيز اندلسي در اكثر علوم متداول زمان خود، مهارت و دانش بسيار داشت و تاليفات متعددي از خود بر جاي گذاشت. از ميان آثارِ وي مي‏توان به شرح نوادر القالي، اشاره كرد.

امروز 28مرداد و وقايع آن

درگذشت دكتر آذر اندامی؛ محقق و باكتری‏ شناس برجسته ايران (1363ش)

آذر اندامي پزشک و باکتري‌شناس ايراني و از پژوهشگران انستيتو پاستور ايران بود. به‏خاطر خدمات علمي و انساني او يکي از حفره‌هاي برخوردي روي سياره ناهيد، به‏نام وي «اندامي» نام‏گذاري شده ‌است. آذر اندامي در سال ۱۳۰۵ش در محله ساغريسازان رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده بود. مقطع ابتدايي را در دبستان بانوان رشت با يک سال جهش تحصيلي به پايان برد. بعد از اخذ مدرک پايان سال نهم تحصيلات عمومي از دبيرستان فروغ رشت، پدرش با اين‏که فردي روشن‏فکر بود از ادامه تحصيل او ممانعت کرد و وي را به دانشسراي مقدماتي رشت فرستاد. در سال ۱۳۲۴ش از دانشسرا فارغ‏التحصيل شد و در سال ۱۳۲۵ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و معلم شد. در سال ۱۳۲۹ش و در حين کار، ديپلم طبيعي را با امتحان متفرقه دريافت کرد. در سال ۱۳۳۱ش با شرکت در کنکور دانشگاه تهران در رشته پزشکي اين دانشگاه پذيرفته شد. در سال ۱۳۳۷ش موفق به دريافت گواهينامه دکتراي پزشکي گرديد و بلافاصله به گذراندن دوره تخصصي زنان و زايمان مشغول گرديد. پس از پايان دوره تخصصي به وزارت بهداري آن زمان منتقل شد و در نهايت به کار در انستيتو پاستور پرداخت. او پس از مدتي با استفاده از بورس تحصيلي انستيتو پاستور به پاريس رفت و در سال ۱۳۴۶ش موفق به اخذ گواهينامه باکتريولوژي شد. در سال ۱۳۵۳ش موفق به دريافت دانشنامه تخصصي علوم آزمايشگاهي باليني شد. او در سال ۱۳۵۷ش بازنشسته شد. چندين‏بار به کشورهاي فرانسه و بلژيک سفر کرد و حاصل اين سفرها مقالاتي علمي بود که در مجلات معتبر به چاپ رسيد. پس از بازنشستگي چون خانه‌نشيني را نمي‌پسنديد به بيمارستان باهر رفت و رياست آزمايشگاه تشخيص طبي آنجا را بر عهده گرفت. پس از مدتي در مطب همسرش، دکتر خلعتبري، در خيابان حسام‌السلطنه به کار مداواي بيماري‏هاي زنان و زايمان مشغول شد. در همين سال‏ها بود که به تومور مغزي مبتلا شد. يک روز در مطب در حين معاينه بيمار، تعادل خود را از دست داد و سقوط کرد... دكتر آذر اندامي بانوي تلاشگر و پزشك انسان‏دوست ايراني بعد از عمري تلاش و تحقيق سرانجام در بيست و هشتم مردادماه سال ۱۳۶۳ هجري شمسي به‏علت آمبولي ريه که از عواقب بيماري سختش بود، درگذشت اما نامش در تاريخ ايران جاويد است. شايان ذکر است كه براي بزرگداشت مقام اين بانوي محقق ايراني علاوه بر برگزاري چندين ويژه‏برنامه، خياباني درشهر رشت به‏نام دكتر آذر اندامي نام‏گذاري شده است. در سال ۱۹۹۲م، اتحاديه بين‌المللي ستاره‌شناسي (IAU) حفره‌اي به قطر ۳۰ کيلومتر در طول جغرافياي ۲۶ درجه و ۵۵ دقيقه و عرض جغرافيايي ۱۷ درجه و ۴۵ دقيقه با قله‌اي مرکزي در جنوب سياره زهره را به‏نام اندامي نامگذاري کرد. دکتر آذر اندامي تنها زن ايراني بود که نامش به اين شورا فرستاده شد و باني اين کار دخترش بود.

امروز18 آگوست 2013 میلادی و وقایع آن

آغاز قيام تاريخي "مارتين لوتر" عليه مسيحيت كاتوليك (1517م)

مارتين لوتر، مؤسس فرقه پروتستان در 13 مه 1483م در آلمان به دنيا آمد. وي پس از فراگيري فلسفه، حقوق، ادبيات و موسيقي، با تاثير از زمان، استاد علوم مذهبي گرديد. وي در سال‏هاي جواني به دليل اختلافات بين مقامات كليسا آشفته خاطر شد و پس از چندي بر برخي از اعمال ارباب كليسا ايراد گرفت. با اين حال، آغاز قيام لوتر بر ضد كليساي كاتوليك و استبداد مذهبي بر سر مسئله آمرزش گناهان از طرف كشيشان و پاپ بود. در آن زمان، رؤساي كليسا به دل‏خواه، اشخاص را از كليسا اخراج يا تكفير مي‏كردند و سپس براي آمرزش گناهان و ورود مجدد به كليسا، گناهان آنان را با پول مي‏خريدند. اما آن‏چه لوتر را بر ضد اين اوضاع برانگيخت، اقدام مسئولين كليسا به فروش رسمي آمرزش‏نامه بود. با قيام لوتر، طلسم تعصب مذهبي و استيلاطلبي صاحبان كليسا و استبداد كاتوليكي قرون وسطي درهم شكست و مذهبي نو با نام پروتستان شكل گرفت. پروتستان كه معني معترض داشت در ابتدا با انگيزه اصلاح كليساي كاتوليك آغاز شد و با مقاومت كليساي كاتوليك در برابر هرگونه اصلاح، اين جنبش به طور مستقل داراي اصول و مباني خاص خود گرديد. لوتر معتقد بود كه يگانه چيزي كه در مسيحيت معتبر است كتاب مقدس مي‏باشد، از اين رو، هيچ‏گونه حجيّتي براي مقام پاپ، شوراهاي كليسايى يا آراي ارباب كليسا و قدّيسان قائل نبود. از ديدگاه پروتستان، هر مسيحي مي‏تواند پيام كتاب مقدس را به وجدان شخصي خود دريابد و نجات و رستگاري شخصْ تنها از طريق فيض الهي و در ضمنِ ايمان پديد مي‏آيد. از جمله ويژگي‏هاي اخلاق و تفكر پروتستاني، خردگرايي، تاكيد بر آزادي فردي، تساهل و مدارا، تكيه بر توليد و گسترش ثروت، عبادت دانستن كار، موهبت الهي دانستن ثروت و پسنديده دانستن آن را مي‏توان برشمرد.
 

ساخت اولين تلسكوپ جهان توسط "گاليله" در ونيز (1609م)

گاليلو گاليله، منجم و دانشمند معروف ايتاليايى در طول حيات علمي خود، علاوه بر رياضيات به نجوم و اخترشناسي علاقه‏مند بود. هنگامي كه گاليله در دانشگاه ونيز مشغول تدريس بود، خبر اختراع تلسكوپ را شنيد و پس از چندي يك هلندي، نمونه‏اي از اين تلسكوپ را به ونيز آورد. با اطلاع گاليله از اين موضوع، علاقه به اخترشناسي او باعث شد تا شروع به ساختن تلسكوپ كند. وي بيشتر قطعات تلسكوپ را به تنهايى ساخت، حتي عدسي‏هاي آن را با سنگ، صيقل داد و براي بهره برداري آماده نمود. با اتمام كارساخت تلسكوپ در 18 اوت 1609م گاليله آن را متوجهِ آسمان كرد و با ديدگان دقيق و كنجكاوش، در پهنه آسمان فرو رفت. او ستارگان زيادي را ديد كه تا آن زمان از نظر پنهان مانده بودند. گاليله در طول تحقيقات خود به اين واقعيت پي برد كه كره ماه سطح كاملاً ناصافي دارد و مانند زمين پوشيده از كوه‏ها و دره‏هاي عظيم است. اين دانشمند ايتاليايى به وسيله تلسكوپ توانست چهار قمر سياره مشتري و حلقه دور سياره زحل را نيز كشف نمايد و بر دانش بشري اضافه كند. امروزه بشر با تلسكوپ‏هاي بسيار نيرومند قادر است اجرام آسماني دور دست را در فضاي بيكران رصد كند كه اين پيشرفت مرهون زحمات دانشمنداني نظير گاليله است.

امروز  10 شوال 1434 هجری و وقایع آن

درگذشت "ميرزا حسين خليلي" از رهبران مشروطه(1326 ق)

حاج ميرزا حسين فرزند حاج ميرزا خليل تهراني از فقهاي شيعه در قرن چهاردهم هجري و از پرورش يافتگان حوزه‏ي درس شيخ محمدحسن نجفي صاحب جواهر و شيخ مرتضي انصاري بود. ايشان پس از فوت حاج ميرزا محمدحسن شيرازي، مرجع تقليد بعضي از مناطق شيعه‏نشين گرديد. آيت اللَّه خليلي از رهبران نهضت مشروطيت در نجف بود كه باتشكيل چند انجمن، روحيه‏ي مبارزه با استبداد را در ايراني‏ها تقويت نمود. از ايشان آثار خيريه‏اي بر جاي مانده كه از آن جمله مي‏توان به بناي دو مدرسه در محله‏ي عماره‏ي نجف اشرف اشاره نمود. اين عالم بزرگ در روز جمعه دهم شوال 1326 قمري در مسجد سهله وفات يافت و پس از انتقال به نجف اشرف در مقبره‏ي خصوصي خود مدفون گرديد.

درگذشت ابوعلي محمد بن عبداله بغدادي معروف به ابن مقله (328ق)

اِبْن ِ مُقْله، ابوعلی محمد بن علی بن حسین (حسن) بن عبدالله شیرازی (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ میلادی)، ادیب، خوشنویس، مبتکر و مبدع خطوط مختلف و وزیر عباسیان. ابداع و تنظیم خطوط ششگانه و اصول دوازده‌گانه خوشنویسی را به او نسبت می‌دهند که تحول عظیمی در سیر نگارش حروف به سمت خوشنویسی هنرمندانه به شمار می‌رود و نقطه عطفی در خوشنویسی اسلامی است. ابن مقله در عصر روز پنجشنبه ۲۱ شوال سال ۲۷۲ه‍.ق در بیضا فارس متولد شد. این هنرمند توسط خلیفه عباسی المقتدر بالله به وزارت برگزیده شد. در سال ۳۱۸ ه‍.ق به‌دنبال سخن‌چینی و تهمت حسودان از مقام خود عزل شد. او از بغداد به زادگاهش فارس برگشت و تا سال ۳۲۰ ه‍.ق در آنجا ماند. پس از شورش مردم بغداد علیه المقتدرو پس از سقوط او القاهر بالله به خلافت رسید. در زمان القاهر، ابن‌مقله دوباره به وزارت رسید. چندی بعد باردگر با تهمت‌های اطرافیان خلیفه او را از وزارت عزل کرد. پس از چندی باز مردم بغداد شوش کردند و القاهر را نیز از تخت به زیر آورده و در چشمانش میل کشیدند. بس از او پسرش با لقب الراضی بالله به خلافت رسید و ابن مقله باردگر به‌وسیله او به صدارت رسید ولی برای بار سوم از صدارت خلع و درنهایت پس از شکنجه و آزار درپی بدخواهی عده‌ای حسود، دست راست این هنرمند را از بدنش جدا کردند. ولی چون الراضی پشیمان شده بود، دستور داد به مداوای او بپردازند، اما مداوا سودی نبخشید. پس نوشتن با دست چپ را تمرین کرد و حتی قلم را به آرنج دست راست می‌بست و می‌نوشت‌. گفته شده که او در این کار هم موفق گردید. بيشترين شهرت ابن مُقلَه در هنر خوشنويسي است. وي حروف را به شكل هندسي بسيار زيبايى مي‏نوشت و بسياري از شرح حال نويسان، او را نخستين طراح رسم الخط و شيوه‏ي جديد خط عربي دانسته‏اند. همچنين ابن مُقلَه مخترع خط ثُلْث، نَسخ، رِقاع و... است و چندبار قرآن را با خط خوش نگاشت. از آثار ابن‏مقلَه مي‏توان به كتاب رساله في علمِ‏الخَط و القَلَم اشاره كرد. ابن‌مقله در سال ۳۲۸ه‍.ق چشم از جهان فرو بست.


رحلت آيت ‏اللَّه شيخ "هادي تهراني" عالم و فقيه مسلمان(1321 ق)

شيخ هادي فرزند مولي محمدامين تهراني، از بزرگان علماي طراز اول اوايل قرن چهاردهم، عالم به فروع و اصول، جامع معقول و منقول و داراي تاليفات متعدد است. وي مقدمات تحصيل را از علماي تهران و اصفهان فراگرفت. آيت اللَّه تهراني در نجف اشرف از پرورش يافتگان حوزه‏ي درس فاضل ايرواني، ميرزا محمد حسن شيرازي، شيخ مرتضي انصاري، شيخ عبدالحسين جَنّات و صاحب روضات الجنات بوده است. آثار گران‏بهاي او كه حاكي ازمراتب بالاي علمي اوست، عبارتند از: اتحادُ الوجود و الماهيه، الاِتقان، الارث، الاستِصحاب، اصالةُالبِرائه، منظومه في الكلام، التوحيد و دائِعُ النبوه في الاحكام الشرعيه.

امروز 27 مرداد و وقایع آن

درگذشت اديب گرانمايه استاد "سيدمحمدمحيط طباطبايي" (1371 ش)

استاد سيدمحمد طباطبايي متخلص به محيط و مشهور به محيط طباطبايي در سال 1281 ش در زواره اصفهان به دنيا آمد. دروس ابتدايي را در زادگاه خود و اصفهان سپري كرد و در 1302 ش دوره ادبي را در مدرسه دارالفنون تهران به پايان رساند. وي سپس علم حقوق را فرا گرفت و سال‏ها در دبيرستان‏ها و دانشگاه‏هاي كشور به تدريس پرداخت. محيط طباطبايي، از سال 1300 ش وارد عرصه مطبوعات گرديد و مديريت برخي از مجلات را به عهده گرفت. استاد، با زبان‏هاي عربي، فرانسوي، انگليسي، پهلوي، خوارزمي، اَوِستايي و سرياني آشنايي داشت و تحقيقاتي در اين زمينه‏ها انجام داده است. از استاد محيط طباطبايي بيش از چهل كتاب و دو هزار مقاله و رساله و ششصد خطابه و سخنراني به جاي مانده است كه دوران نادر، جغرافياي نو، شرح حال فردوسي و زندگي محمد بن زكرياي رازي از جمله كتب اوست. ايشان بارها از طرف محافل علمي مورد تقدير قرار گرفت و از دانشگاه شهيد بهشتي دكتراي افتخاري اخذ نمود. سرانجام استاد محيط طباطبايي در 27 مرداد 1371 ش به علت بيماري قلبي در نود سالگي در تهران بدرود حيات گفت و در شهر ري به خاك سپرده شد.


درگذشت استاد نامدار حوزه علميه قم آيت‏ اللَّه "قدرت اللَّه وجداني فخر" (1375 ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ قدرت‏اللَّه وجداني‏فخر در سال 1311 ش (1351 ق) در يكي از روستاهاي شهر سراب به دنيا آمد و از چهارده سالگي به تحصيل علوم ديني روي آورد. وي در سال 1327 ش به حوزه عليمه قم مهاجرت كرد و پس از پشت سر گذاشتن سطوح عاليه حوزه، در دروس خارج حضرات آيات شيخ عبدالنبي عراقي، سيدمحمد حجت كوه كمره‏اي، سيدحسين بروجردي، سيدمحمد محقق داماد، محمدعلي اراكي و امام خميني(ره) شركت جست. معظم له در كنار آموختن، به آموزش معلومات خود به ديگران برآمد و در مدتي نزديك به چهل سال، هزاران نفر از فرهيختگان و فضلاي حوزه را از سرچشمه زلال دانش خويش سيراب نمود. او در ايام تعطيل حوزه به تبليغ دين در داخل و خارج كشور مي‏پرداخت و از اين رهگذر، موفق به ارايه خدمات فكري، فرهنگي و اجتماعي بسيار گرديد. آيت‏اللَّه وجداني فخر، از آغاز مبارازت مردم مسلمان و روحانيت عليه رژيم پهلوي، به رهبري حضرت امام، نقشي فعال برعهده گرفت و نامش هماره در ذيل اعلاميه‏هاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ديده مي‏شد. اين فقيه فرزانه كه از اكثر مراجع تقليد، اجازات متعدد اجتهادي، روايي و امور حسبيه داشت داراي آثار متعددي بود كه: آداب معاشرت در اسلام، اجتهاد در اسلام، الفخريه در فقه در 16 جلد و انوار منطقيه از آن جمله‏اند: سرانجام قلب حق باور آيت‏اللَّه وجداني فخر در سحرگاه 27 مرداد 1375 ش برابر با اول ربيع‏الثاني 1417 ق در 64 سالگي از تپش باز ايستاد و پس از تشييعي با شكوه، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) مدفون گرديد.


رحلت عالم ديني و فقيه اصولي، آيت ‏اللَّه "بهاءالدين محلاتي" (1360ش)

آيت‏اللَّه شيخ بهاءالدين محلاتي در سال 1275ش (1313ق) در خانداني اهل علم در نجف اشرف به دنيا آمد. وي در هفت سالگي به همراه پدرش به شيراز رفت و پس از فراگيري مقدمات و ادبيات، در محضر پدرش و آيت‏اللَّه ميرزا محمدصادق مجتهد شيرازي، فقه و اصول را آموخت. ايشان همچنين مدتي حكمت الهي را از محضر سيدعلي حكيم كازروني فرا گرفت و از آن پس براي ادامه تحصيل، عزم نجف اشرف نمود. آيت‏اللَّه محلاتي در حوزه علميه نجف، به مدت ده سال از محضر عالمان نام‏آوري همچون آقا ضياءالدين عراقي، آخوند ملامحمدكاظم خراساني و ميرزاي ناييني استفاده كرد تا به درجه رفيع اجتهاد نائل آمد. ايشان در سال 1309 به شيراز بازگشت و از آن پس به مدت بيش از نيم قرن، عهده‏دار تدريس و مرجعيت امور مردم گرديد. آيت‏اللَّه محلاتي تا پايان عمر خويش در ايجاد مؤسسات خيريه كوشا بود و در اين مدت، اماكن عام المنفعه متعددي را ايجاد كرد. در كنار فعاليت‏هاي علمي و اجتماعي ايشان، از آيت‏اللَّه بهاءالدين محلاتي آثار تاليفي نيز بر جاي مانده كه رهنماي حق، اصول العقايد، خطبات جانسوز و تاليفاتي در فقه و اصول از آن جمله‏اند. اين فقيه اصولي سرانجام در بيست و هفتم مرداد 1360 ش برابر با هفدهم شوال 1401 ق در 85 سالگي بدرود حيات گفت و در شيراز مدفون گرديد.


درگذشت "كمال ‏الملك" نقاش معروف ايراني در نيشابور (1319ش)

استاد محمد غفاري، مشهور به كمال‏الملك، بزرگترين نقاش دوران يكصد سال اخير، در حدود سال 1226 ش (1264 ق) در كاشان به دنيا آمد. خاندان غفاري كه كمال‏الملك، يكي از اعضاي آن است، هنرمنداني بسيار به عالم هنر تقديم داشته است. كمال‏الملك پس از طي دوران ابتدايي، از 13 سالگي به تهران آمد و در دارالفنون به تحصيل پرداخت. پس از ديداري كه ناصرالدين شاه از مدرسه دارالفنون در سال 1259 ش به عمل آورد، تابلويي از كمال‏الملك توجه شاه قاجار را به خود جلب كرد و از آن پس او را به عنوان نقاش‏باشي مخصوصِ خود به دربار برد. ناصرالدين شاه در سال 1271 ش، محمد غفاري، نقاش بزرگ دربار خود را به كمال‏الملك ملقب و او را از ديگر نقاشانِ معاصرش متمايز ساخت. كمال‏الملك سپس براي تكميل تحصيلات خود راهي اروپا شد و سه سال بعد مظفرالدين شاه در جريان سفر دومش به اروپا، از كمال الملك خواست به ايران باز گردد. سفر كمال‏الملك به اروپا و تفحص و مطالعه او در نقاشي آن ديار، اثري ژرف و غني در او برجاي نهاد و تكنيك او را از نقاشان دوران او فراتر برد. كمال‏الملك در مراجعت به ايران با توطئه‏ها و حسادت‏هاي درباريان روبرو شد و به بهانه زيارت عتبات و در واقع به قصد فرار از محيط مسموم دربار، در سال 1280ش، بي‏تابانه به كربلا شتافت. وي پس از چند سال اقامت در كربلا به ايران بازگشت و پس از تاسيس مدرسه صنايع مستظرفه در سال 1290ش، به تربيت شاگردان هنرمند همت گماشت. از كمال‏الملك آثار هنرمندانه متعددي بر جاي مانده كه علاوه بر تالار آينه كه بزرگترين و پركارترين اثر اوست، مي‏توان از فالگير بغدادي، عرب خفته و كيمياگران نام برد. سرانجام، كمال‏الملك، نقاش شهيرِ ايراني در 27 مرداد سال 1319 ش در 93 سالگي در نيشابور درگذشت و در كنار قبر عطار نيشابوري به خاك سپرده شد.

ارتحال فقيه و اصولي كبير "آخوند ملاعبدالكريم گزی" (1300ش)

آخوند ملا عبدالكريم بن مهدي گزي در حدود سال 1223ش برابر با 1260ق در خانداني اهل علم در منطقه گز، يكي از توابع اصفهان به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتي را در اصفهان سپري نمود. وي در نجف از محضر درس عالم مجاهد، حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل استفاده علمي نمود و پس از طي مدارج عالي علمي و اخلاقي به اصفهان بازگشت. آخوند گزي از آن پس در مدرسه نيم‏آورد اصفهان سكني گزيد و در طي ساليان طولاني، دانش آموختگان فراواني از محفل درس او فيض بردند. وي مدت طولاني، مرجع قضاوت و حكومت شرعيه اصفهان بود و بدون هيچ سستي، همانند يك دادگستري سيار، به حل و فصل مرافعات و منازعات مردم مي‏پرداخت. از ايشان آثار متعددي بر جاي مانده كه تذكرةالقبور در شرح حال افراد مدفون در اصفهان؛ رساله در اصل دين و رساله در صيغِ‏العقود از آن جمله‏اند. آخوند گزي علاوه بر مراتب علمي، گاهي شعر هم مي‏سرود و "مهدوي" تخلّص مي‏نمود. اين فقيه اصولي سرانجام در بيست و هفتم مرداد 1300ش برابر با سيزدهم ذي‏حجه 1339ق در هفتاد و هفت سالگي درگذشت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد.

نمادهای دینی شعر شیعه و تاریخ شیعه در طرابلس و شام

شعر شیعه تاکنون از جنبه‌های مختلف و متعددی مورد بررسی و مطالعه واقع شده اما تاکنون این نوع شعر از منظر نمادهای دینی که اصطلاحی در علم جامعه‌شناسی دینی و نیز ادبیات محسوب می‌شود، مورد بحث، قرار نگرفته است.

کتاب «بررسی و تحلیل ادبی و جامعه‌شناختی نمادهای دینی در شعر شیعه» (قرن اول تا پنجم هجری) نوشته زهره ناعمی به موضوع شعر شیعه به عنوان شاخه‌ای از ادبیات اسلامی می‌پردازد.

شعر شیعه به عنوان شاخه‌ای از ادبیات اسلامی، از صدر اسلام در ادبیات عربی مطرح بوده و بخش عظیمی از شعر عربی را به خود اختصاص داده است. ضمن اینکه شاعرانی چیره‌دست و مشهور در عصر‌ها و سده‌های مختلف تاریخ شیعه در این حوزه، قلم به دست گرفته و ترانه‌سرائی کرده‌اند.

شعر شیعه تاکنون از جنبه‌های مختلف و متعددی مورد بررسی و مطالعه واقع شده و درباره آن، کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها و مقالات گوناگون به رشته تحریر درآمده است. اما تاکنون این نوع شعر از منظر نمادهای دینی که اصطلاحی در علم جامعه‌شناسی دینی و نیز ادبیات محسوب می‌شود، مورد بحث، تحقیق و کاوش قرار نگرفته است. تنها دکتر انسیه خزعلی در کتاب خود با عنوان «‌امام حسین(ع) در شعر معاصر عربی» و در بررسی شعر معاصر عربی، به صورت بسیار موجز به نمادهای قدسی در حادثه عاشورا اشاره کرده‌ و نیز امام حسین(ع) را از جنبه‌های نمادین در صفحاتی چند، مورد تحلیل قرار داده‌ است.

بنابراین بررسی این بُعد از شعر شیعه که به راهی جدید در پژوهش‌های شیعه‌شناسی ختم می‌شود و از قدم نهادن در راه‌های تکراری و هزار بار رفته محققان شعر شیعه اجتناب می‌کند و نیز به شناساندن نمادهای دینی شیعه و تاثیر فهم آنها در فهم اشعار شیعه و شناساندن فرهنگ شیعی گذشته، اعم از سفارشات دینی و سنت‌های جامعه و نیز تحقیق درباره آنها که با ادبیات درآمیخته است کمک می‌کند.

از طرفی نوآوری این تحقیق در آن است که در کلمات و عباراتی که دیگر پژوهشگران از کنار آن به سادگی عبور کرده‌اند، توقف می‌کند، به عمق آنها سفر می‌کند و جنبه‌های نمادین آنها را با استفاده از علم ادبیات، جامعه‌شناسی دینی، تاریخ ادیان و تا حدودی عرفان کشف می‌کند و در معرض نمایش قرار می‌دهد.

کتاب حاضر در سه فصل تدوین شده است. فصل اول با عنوان «‌بررسی نماد، نماد دینی و اقسام آن در دو عالم ادبیات و جامعه‌شناسی» که ابتدا به بررسی جایگاه نماد در ادبیات و علم جامعه‌شناسی دینی می‌پردازد و سپس صفحاتی را به تعریف نماد دینی و اقسام آن اختصاص می‌دهد.

فصل دوم با عنوان «‌بررسی و تحلیل نمادهای دینی در شعر شیعه» اصلی‌ترین بخش کتاب است که در آن نمادهای دینی حقیقی و غیرحقیقی هر کدام مستقلاً از لحاظ موضوعی به پنج دسته شخصیت‌ها، اعمال، اشیاء، مکان‌ها و زمان‌های مقدس تقسیم می‌شوند که این موارد در نمادهای حقیقی تمام قرون پنج‌گانه تکرار شده است، اما در نمادهای غیرحقیقی امکان دارد تمام این موارد در پنج سده اول هجری، نمونه شعری و شاهد مثال نداشته باشد.

عنوان فصل سوم «‌بررسی تحولات و کارکردهای نمادهای دینی در طول پنج قرن اول هجری» است در این فصل، موضوعات نمادهای دینی (شخصیت‌ها، اعمال و ...) هر کدام به صورت مستقل و با استناد به مطالب فصل سوم، در طول پنج قرن اول هجری مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته‌اند، ضمن اینکه این موضوعات در دو بخش نمادهای دینی حقیقی و غیرحقیقی مورد مطالعه واقع شده‌اند.

کتاب «بررسی و تحلیل ادبی و جامعه‌شناختی نمادهای دینی در شعر شیعه» (قرن اول تا پنجم هجری) توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در 223 صفحه و قیمت 4500 تومان منتشر شد.

این اثر، رساله دکتری نویسنده است که در سال 1387 در دانشگاه تربیت مدرس به اتمام رسیده بود.

همین قلم، ترجمه ای با عنوان تشيع در طرابلس و شام با تكيه بر دولت بني‌عمار ، اثر علی ابراهیم طرابلسی را مدتی پیش توسط نشر کتاب توت به قیمت 5000تومان در 256 صفحه راهی بازار نشر کرده است.

نويسنده در آن تلاش دارد تا با بررسي فعاليت‌هاي دولت فاطمي و بني‌عمار، گوشه‌هاي پنهان اين دو دولت را روشن و نقش آنها را در تاريخ تشيع آشکار سازد. نويسنده محدودة مطالعاتي خود را بر شهرهاي طرابلس و منطقه شام در قرن چهارم و پنجم هجري قرار داده است و ضمن تحقيق دربارة جغرافيا و جمعيت‌شناسي اين دو منطقه، چگونگي پيشرفت علمي و فرهنگي آنها را در آن روزگار بررسي کرده و به بسياري از شبهات تاريخي دربارۀ دو دولت مذکور پاسخ داده است.

معرفی کتاب «موسوعة الوراقة والوراقین فی الحضارة العربیة ‌الاسلامیة»

تأملی در باب اثری پیرامون وراقان «موسوعة الوراقة والوراقین فی الحضارة العربیة ‌الاسلامیة»/ مهدی مجتهدی تأملی در باب اثری پیرامون وراقان «موسوعة الوراقة والوراقین فی الحضارة العربیة ‌الاسلامیة»/ مهدی مجتهدی یکی از موضوعات مهم در تمدن اسلامی که با وجود اهمیت، کمتر مورد توجه قرار گرفته، پدیدهٔ وراقت است. وراقان کسانی بودند که در تولید کتاب به صورت حرفه‌ای، نقش مستقیم داشتند و از مهمترین رابطان میان مؤلف و مخاطب محسوب می‌شدند. در میان معدود آثاری نیز که دربارهٔ این حرفه و شاغلان در آن تدوین شده، به دلایل مختلف، برداشت‌ها و نظراتی مطرح می‌شود که بیشتر ناشی از عدم تتبع در متون است. به تازگی اثری با عنوان موسوعة الوراقة والوراقین فی الحضارة العربیة الاسلامیة منتشر شده است که نوشتار حاضر می‌کوشد ضمن معرفی و بررسی آن، نکاتی را دربارهٔ وراقان و حرفهٔ ایشان، وراقی، مطرح کند. کلید واژه‌ها: وراقان، وراقی/ وراقت، موسوعة الوراقة والوراقین، خیرالله سعید مقدمه در طول قرونی که از آن به عنوان دوران شکوه تمدن اسلامی یاد می‌شود، وراقت به مثابه یک حرفهٔ فرهنگی، نقشی غیر قابل انکار داشته است. به جرات می‌توان گفت که سهمی قابل اعتنا از توسعه و زایش این تمدن به کسانی تعلق داشت که وراق نامیده می‌شدند. ایشان به عنوان واسطه‌ای میان مؤلفان و مخاطبان، بخش مهمی از جریان تولید و توزیع حرفه‌ای کتاب را بر دوش داشتند. به عبارت دیگر، مجموعه فعالیت‌هایی را که امروزه ناشران در همکاری با چاپخانه‌ها و کتابفروشان انجام می‌دهند، در هزار سال پیش، وراقان بر عهده داشتند. بیش از دو سال پیش نگارنده کار تحقیق و بررسی دربارهٔ وراقان و نقش و جایگاه ایشان در تمدن اسلامی را آغاز کرد و تا حد ممکن هر منبع و تحقیقی که دربارهٔ وراقان به طور مستقل یا مشتمل وجود داشت، شناخته و تهیه کرده‌است. یکی از تازه‌ترین کتاب‌هایی که دربارهٔ این موضوع منتشرشده، اثری است با عنوان: موسوعة الوراقة و الوراقین فی الحضارة العربیة الاسلامیة، که به کوشش دکتر خیرالله سعید روانه بازار نشر لبنان شده‌است. با اطلاع از انتشار این کتاب، ابتدا با جستجو در اینترنت معرفی اجمالی آن به قلم نویسندهٔ اثر در دسترس قرارگرفت و سرانجام کتاب ـ به مصداق سخن حضرت امیر علیه‌السلام که «من طلب شیئاً ناله او بعضه» (شریف الرضی، 1372، حکمت379.) تهیه شد[1]. آشنایی با مؤلف دکتر خیر الله سعید متولد سال 1955م. در بغداد است. مدرک کارشناسی خود را در سال 1984م. از دانشگاه لبنان اخذ کرد. مدت ده سال در لبنان، سوریه و دیگر کشورهای عربی به روزنامه‌نگاری مشغول بود. دورهٔ کارشناسی ارشد را طی سال‌های 1993 تا 1996م. در دانشگاهی در مسکو به پایان برد و از پایان نامه خود با عنوان «خطاطو بغداد فی العصر العباسی» دفاع کرد و سپس در مقطع دکتری در دانشکده ادبیات دانشگاه دولتی مسکو به تحصیل خود ادامه داد و رساله خود را با عنوان «وراقو بغداد فی العصر العباسی» در سال 2000م. به پایان برد. این رساله کمی بعد ضمن مجموعه‌ای با عنوان «گسترش تمدن اسلامی در روسیا و قفقاز » به زبان روسی منتشر شد. از او مقالات متعددی در روزنامه‌ها و مجلات عربی منتشر شده و کتابهایی را در دمشق، ریاض و بیروت به چاپ رسانده است، از آن جمله : مغیات بغداد فی العصر الرشید واولاده، دمشق: 1991. النظام الداخلی لحرکة‌ اخوان الصفا، دمشق: 1992. عمل الدعاة‌الاسلامیین فی العصر العباسی، دمشق: 1993. اوراق بغدادیة من العصر العباسی، بیروت: 2010. (سعید، 2011/ب، 3/275-276.) بنا بر موضوع این نوشتار، دو کتاب او از اهمیت بیشتری برخوردار است. یکی وراقو بغداد فی العصر العباسی است. کتابی در قطع وزیری و با 652 صفحه که در سال 2000م. در ریاض به وسیله مرکز الملک فیصل للبحوث والدراسات الاسلامیة منتشر شده است. کتاب دیگر پس از گذشت 11 سال از انتشار آن کتاب؛ در همان موضوع و با عنوان « موسوعة الوراقة والوراقون فی الحضارة العربیة الاسلامیة» توسط مؤسسة الانتشار العربی در سه مجلد وزیری با مجموع 1170صفحه به چاپ رسیده است. در معرفی کتاب که از سوی مولف در اینترنت منتشر شده (سعید، 2011/الف)، آمده که این کتاب نتیجهٔ 25سال تحقیق مولف است و بر این اساس، کار را از سال1986میلادی آغاز کرده است[2]. با توجه با تاریخ چاپ کتاب قبلی مولف دربارهٔ وراقان، وراقو بغداد، کتاب دوم او، موسوعة الوراقة...، نتیجهٔ بیش از 6سال تحقیق است و باید انتظار داشت که در کتاب جدید او شاهد مطالب جدیدی باشیم. این مطلب در صفحات بعد مورد بررسی قرار گرفته است. آشنایی با کتاب مولف محترم، این کتاب را در سه مجلد فراهم آورده است و هر مجلد را به دو جزء (یا جلد) تقسیم کرده است. نگاهی به مندرجات این سه مجلد به ادامه بحث کمک خواهد کرد: جلد اول 224 صفحه و شامل یک مقدمه، یک مدخل و دو باب است. باب اول طی چهار فصل به شکل‌گیری و شکوفایی بغداد می‌پردازد و باب دوم در چهار فصل از شکل‌گیری کتابت و ظهور کاتبان در بغداد و ادوات کتابت از قبیل قلم، دوات، لیقه و حبر صحبت می‌کند. فصل چهارم این باب، رسالهٔ «نظم لئالیء السمط فی حسن تقویم بدیع الخط» اثر ابوالعباس قسطالی (د. 1256 ه‍.) است که به عنوان پیوست به چاپ رسیده است. در خاتمهٔ این جلد فهرست منابع آمده است. جلد دوم 187 صفحه (صص. 225-411) و دو باب دارد. باب اول (در کتاب، باب پنجم!) با عنوان «ظهور شغل وراقت» نه فصل با عناوین زیر دارد: مقدمات تاریخی؛ وراقان، صنفی از صنوف اسلامی؛ تعریف وراقت و وراقان؛ قیمت نسخ و تجلید؛ شیوهٔ وراقان؛ اخلاق وراقان؛ مشکلات وراقان، وراقان و سیاست و انواع وراقان. باب دوم (در کتاب، باب ششم!) با عنوان بازار وراقان در پنج فصل به معنی بازار و اهمیتش، محل بازار وراقان، بزرگان حاضر در بازار، چگونگی فروش کتب و مجالس علما در بازار وراقان می‌پردازد. پایان بخش این جزء هم فهرست منابع است. جلد سوم 222 صفحه و چهار باب دارد. باب اول به صنعت ورق اعم از پوست و پاپیروس و کاغذ و انواع آن اختصاص یافته. باب دوم از ولع مردم نسبت به کتاب و کتابخانه سخن گفته است. باب سوم کتابخانه‌های دوره عباسی اعم از کتابخانه‌های خلفا، وزرا، کتابخانه‌های عمومی و خصوصی را بر می‌شمرد. باب چهارم نیز شماری از کتابخانه‌های شام، ایران، مصر، اندلس و تونس و مغرب را معرفی می‌کند. جلد چهارم در 260 صفحه (صص. 223-482) طی شش باب به موضوع خط و خطاطان اختصاص یافته است. باب اول عنوان « خطاطان به مانند گروهی ابداعگر از وراقان» را بر خود دارد و در باب‌های بعدی به ترتیب به این مطالب پرداخته شده است: خط در عصر عباسی، مکتب بغداد در خط عربی (با معرفی ابن مقله)، استقرار قائده خط عربی در بغداد( با معرفی ابن بواب)، یاقوت مستعصمی، هویت حروف عربی و سرانجام فهرست منابع این جلد. جلد پنجم 218 صفحه است و مولف پس از مقدمه‌ای مختصر، به جای تقسیم مطالب به چند باب، فهرستی از وراقان را در 11فصل به دست داده است. هر فصل به گروهی از وراقان اختصاص یافته است از قبیل: مستملی، محدث، عالم، ادیب، شاعر، ناسخ، دستیار عالمان و ادیبان و وزرا، دلال، قاضی، فولکلور و سه وراق زن. در انتها نیز فهرست منابع آمده است. گفتنی است که در خاتمهٔ جلد پنجم آمده: « نهایة الجزء الخامس ـ اعلام الوراقین البغدادیین». جلد ششم در 57 صفحه (صص.221-277) و پنج فصل به وراقان شام، مصر، اندلس، ایران و برخی وراقان ناشناخته اختصاص یافته است و با فهرست منابع این جلد و شرح مختصر زندگی مولف کتاب به پایان می‌رسد. برای بررسی کتاب، ابتدا از مسائل شکلی و ظاهری کتاب و سپس از مسائل محتوایی آن یاد می‌شود: عنوان کتاب عنوان کتاب « موسوعة الوراقة والوراقون فی الحضارة العربیة الاسلامیة» است. دربارهٔ اینکه آیا از نظر محتوایی نام موسوعه بر این اثر زیبنده است، در بخش بعدی سخن خواهد رفت. اما آنچه از نظر شکلی خطایی بسیار چشمگیر در این مورد وجود دارد. عنوان کتاب که با خط ثلث و اعراب گذاری شده است به این شکل آمده: موسوعة الوَرَّاقَةِ والوَرَّاقین... . این اشتباه فاحش دست کم حاکی از عدم توجه به منابع لغت است. فارغ از منابعی که با اعراب منتشر شده و همگی این کلمه را به صورت وِراقة (واو مکسور و راء مفتوح) نوشته‌اند، در تاج‌العروس آمده که « وحِرْفَتُه الوِراقَة بالکسْر» (زبیدی، 1994، 13/477.). اگر کسی به این متون هم مراجعه نکند، کافی است به برخی از متون انگلیسی که اشاره‌ای به مفهوم وراقت دارند مراجعه کند (برای نمونه Pedersen, 160[3] ) تا بداند که صحیح این کلمه وِرَاقة است که با نویسه‌گردانی[4] به لاتین،Wiraqah نوشته می‌شود نه Warraqah. البته در داخل متن هیچ جا کلمهٔ وراقة اعراب گذاری نشده و بر روی واو هم تشدید نیامده است. این یعنی مولف از تلفظ صحیح کلمه آگاهی داشته و به احتمال قوی خطاطی که عنوان کتاب را برای طرح روی جلد نوشته، اشتباه کرده و این اشتباه در مراحل بعدی تا انتشار کتاب، اصلاح نشده است. نکته بعدی در مورد عنوان، کاربرد ترکیب «تمدن عربی اسلامی» است. مولفان بسیاری در موارد مشابه این ترکیب را با توجه به تمایلات ملیت گرایانه به کار برده‌اند. اینکه مولف با چه هدفی چنین عنوانی را برگزیده، مشخص نیست. بویژه که در این کتاب در مقایسه با اثر پیشین مولف، شاهد افزودن مطالبی دربارهٔ ایران (در کتاب، فارس) هستیم که امروزه با ترکیب « تمدن عربی » مناسبت کمتری دارد. به نظر می‌رسد «... فی الحضارة الاسلامیة» به خوبی بیانگر هدف کتاب خواهدبود. تقسیم‌بندی‌ها از موارد قابل توجه در ساختار کتاب، ضعفی است که در تنظیم مطالب و چینش باب‌‌ها و فصل‌ها به چشم می‌خورد. پیش از مطالبی که دربارهٔ تقسیم‌بندی‌های فعلی کتاب باید گفت، ابتدا باید به نکته‌ای مهم اشاره شود. دکتر سعید در این کتاب، مقدمهٔ نسبتا مفصلی (ج1/ صص. 9-42) دارد و در قسمت اعظم این مقدمه (صص.22-42) به شرح عناوین مجلدات، باب‌ها و فصول پرداخته است. آنچه بسیار سوال برانگیز است، اختلاف فراوان میان توضیحات مولف و متن چاپ شدهٔ فعلی است. غیر از تفاوت عناوین باب‌ها و فصل‌ها که کم هم نیست، مهمترین تفاوت‌ها به این شرح است: در مقدمه برای باب اول از جلد اول، پنج فصل معرفی شده ولی در متن چهار فصل است . فصولی که برای باب اول از جلد دوم، در مقدمه ذیل شمارهٔ 4، 5، 6، 7، 8 و 9 معرفی شده‌اند در متن به ترتیب مطابق فصول 5، 4، 9، 6، 7و 8 است. مقدمه، برای باب دوم از جلد دوم، هشت فصل برمی‌شمرد ولی در متن از فصول 2، 3 و 7 خبری نیست و ترتیب پنج فصل موجود هم با آنچه در مقدمه آمده، متفاوت است. برای باب اول از جلد سوم، در مقدمه، از سه فصل نام برده شده ولی در متن شش فصل وجود دارد که عنوان یکی فقط مشابه یکی از آن سه فصل است. باب دوم از همین جلد، یک فصل بیش از چهار فصل مذکور در مقدمه، دارد. باب چهارم از جلد چهارم، دو فصل بیشتر از سه فصلی که در مقدمه آمده، دارد. در متن کتاب، جلد پنجم به 11فصل تقسیم شده است که فصل اول، در مقدمه، به عنوان باب اول و سایر فصول به عنوان بخش‌های باب دوم معرفی شده‌اند. گفتنی است که در پایان مقدمه، زیر نام مولف ، تاریخ 2006 میلادی درج شده که حاکی از تاریخ نوشتن این مقدمه است. بنابراین مقدمهٔ کتاب حدود پنج سال پیش از انتشار کتاب نوشته شده است! و این با ناهمگونی بخش‌های کتاب با شرح آن‌ها در مقدمه بی‌ارتباط نیست. به عنوان اشاره پایانی در این بخش باید از این احتمال سخن گفت که چینش فعلی فصول کتاب یا مورد نظر مولف نبوده؛ یا پس از تالیف تغییر کرده است. برای نمونه به ذکر این شاهد بسنده می‌شود که مولف محترم در جلد سوم، ضمن سخن از کتابخانه‌ها، بحث بیشتر از وراقان را به فصول آیندهٔ کتاب ارجاع می‌دهد(سعید، 2011/ب، 3/159، پانوشت نخست) ؛ در حالی که مباحث مربوط به وراقان در جلد دوم آمده است. *** مواردی که دربارهٔ تقسیمات فعلی کتاب لازم به ذکر است در چند بخش قابل طرح است. اول اینکه مولف تاکید داشته تا کتاب خود را در قالب شش جلد به ما معرفی کند. در حالی که در واقع با یک کتاب سه جلدی از نظر حجم و فرم و حتی محتوا ـ البته با کمی تغییرـ روبرو هستیم. این مطلب به طور خاص برای مجلد سوم صادق است که به فهرستی از وراقان تعلق دارد. در شکل فعلی جلد 5 با 218 صفحه، وراقان بغداد و جلد6 با 57 صفحه، وراقان دیگر را معرفی می‌کند. واضح است که هیچ نیازی به تفکیک این دو بخش وجود ندارد. مجلد دوم و سوم نیز چنین هستند. نکتهٔ دوم اینکه مولف هر جزء یا جلد را به طور جداگانه تقسیم بندی کرده است، اما تقسیمات او دقیق نیست. راه حل مساله این بود که مولف کتاب را سه جلد محسوب می‌کرد و یک رده به طبقه‌بندی بخش‌ها می‌افزود. برای مثال، آنچه اکنون یک «جزء» نامیده به «قسم» یا مانند آن تبدیل می‌کرد و بخش‌های بعدی، باب، فصل و ... بودند. گفتنی است که برای جزء ها در عمل همین اتفاق رخ داده، ‌چون هر مجلد از نظر شماره صفحات مستقل و هر دو جزء شماره صفحاتشان پیاپی است. البته با تقسیم‌بندی فعلی، مشکل دیگری هم وجود دارد و آن قسمت‌های زیر فصل است که عنوان جدیدی ندارند. در جزء چهارم، فصل چهارم از باب پنجم، به دو قسمت ریزتر تقسیم شده که مولف آن‌ها را باز هم «باب» نامیده است. این چینش سبب شده تا در فهرست مطالب پس از باب دوم(به عنوان زیرفصل)، باب ششم بیاید! در حالی که می‌شد برای زیرفصل از کلمهٔ دیگری بهره برد. مورد دیگر از ناهمگونی تقسیم‌بندی‌ها، جلد 5 و 6 است که طبق روال نیست و هرکدام به ترتیب 11 و 5 فصل دارند و خبری از باب نیست. البته اگر به جای فصل از باب استفاده می‌شد هم با حجم مطالب آن تناسب نداشت. بر این مطلب باید خطاهای رخ داده در عناوین بخش‌ها را نیز افزود. برای نمونه آنچه به عنوان نخستین باب از جلد دوم شاهدیم، عبارت «الباب الخامس» را بر پیشانی دارد و البته باب دوم نیز عبارت «الباب السادس». این اشتباه را حتی نمی‌توان به تداوم عناوین باب‌ها از جلد پیشین توجیه کرد زیرا جلد قبل تنها دو باب دارد. در فهرست مطالب جزء سوم، دو باب با عنوان «الباب الرابع» می‌بینیم زیرا سومین باب با عنوان باب چهارم آمده است. جالب‌ اینکه این اشتباه تنها در فهرست نیست و در خود متن هم چنین است (سعید، 2011/ب، 3/ 79 و 73). این موارد را می‌توان از قصور ویراستار کتاب ـ اگر ویراستاری وجود داشته باشد ـ دانست که دقت لازم را به خرج نداده است. سرانجام اینکه مولف، کتاب خود را یک موسوعه معرفی کرده که هر جزء به وراقت و وراقان اختصاص دارد و هر کدام تکمیل کننده سایر اجزاست(سعید، 2011/ب، 1/22) ، اما گویا خود به چنین مطلبی عقیده ندارد و هر جزء را کتابی مستقل و مجزا می‌پندارد. به همین دلیل در انتهای هر جزء، فهرست منابع مورد استفاده در آن جزء آمده است. لذا در هر مجلد دو بار و در مجموع شش بار[5] فهرست منابع چاپ شده است؛ آن هم منابعی که در بسیاری از موارد در بین بیشتر این فهرست‌ها مشترک است[6]. واضح است که اگر موسوعة الوراقة یک کتاب واحد است طبق معمول باید فهرست منابع تنها یک بار در انتهای آخرین مجلد آورده می‌شد. البته واضح است که این کار موجب می‌شد تا مجموع صفحاتی که در چاپ موجود به فهرست منابع اختصاص پیدا کرده و بالغ بر 74صفحه می‌شود، به طور تقریبی به کمتر از 40 صفحه کاهش پیدا کند! مسائل محتوایی کتاب در ضمن معرفی مولف، از دو کتاب او دربارهٔ وراقت و وراقان یاد شد. تحلیل محتوای کتاب مورد بحث، با نگاهی به این دو کتاب و آثار دیگر مؤلف امکان پذیر خواهد بود. آثار دکتر خیرالله سعید دربارهٔ وراقان این سؤال جدی است که، چه ارتباطی میان کتاب حاضر و کتاب پیشین مولف دربارهٔ وراقان وجود دارد؟ از روی ظاهر عنوان دو کتاب نمی‌توان نظر داد، چون گویا کتاب اول دربارهٔ وراقان بغداد در دورهٔ عباسیان است و دیگری دانشنامه‌ای دربارهٔ وراقت و وراقان در تمدن عربی! ـ اسلامی. اما حقیقت چیزی جز این است. در واقع آنچه در کتاب جدید شاهدیم، متنی حجیم شده بر اساس کتاب اول است و به عبارت دیگر اگر کسی کتاب اول را در دست داشته باشد، کتاب دوم، دربارهٔ وراقان، مطلب زیادی به او ارائه نمی‌دهد. برای اثبات این مدعا، ابتدا نسبت موسوعة الوراقة با آثار پیشین نویسنده روشن می‌شود و افزوده‌های آن مورد دقت قرار می‌گیرد و سپس این افزوده‌ها از نظر ارتباط با مبحث وراقت و وراقان، تحلیل می‌شود. تفاوت اسمی، تشابه ماهوی شیوهٔ معمول میان مؤلفان و محققان چنین است که پس از مدتی که از انتشار کتابشان می‌گذرد، به دلیل تداوم فعالیت و دسترسی به منابع و مطالعات جدید، ویرایشی جدید از اثر گذشته خود ارائه می‌دهند و برخی از این ویرایش‌های جدید بسیار مفصل‌تر از ویرایش نخستین هستند اما بخشی که به طور معمول تغییر نمی‌کند، عنوان اثر است چرا که مولف، اثر پیشین را تکمیل کرده‌است و تنها توضیحی بر عنوان می‌افزاید که دال بر کم و کیف افزوده‌هاست و تاکید می‌کند که ویرایشی جدید است. حقیقت این است که با تورق متن کتاب، یا حتی یک نگاه اجمالی به فهرست مطالب آن می‌توان فهمید که موسوعة الوراقة... را در بهترین حالت، چیزی جز یک ویرایش جدید از کتاب وراقو بغداد نمی‌توان دانست. برای روشن شدن مطلب، بد نیست شواهد بحث دقیق‌تر ارائه شود. در فهرست تطبیقی زیر مطالب دو کتاب قابل مقایسه هستند: عنوان در وراقو بغداد محل در وراقو بغداد محل در موسوعة الوراقة و الوراقون الباب الاول- الممهدات الحضاریة والتاریخیة [7] صص. 17- 53 مجلد1، صص. 57 - 92 الباب الثانی ادوات الکتابة - مجلد1، صص. 93 - 127[8] صص. 55 - 126 مجلد1، صص. 127 - 196 - مجلد1، صص.197-209 [9] الباب الثالث- صناعة الورق[10] صص. 127- 168 مجلد2، صص. 9 - 42 الباب الرابع- ظهور مهنة الوراقة صص. 169- 317 مجلد1، صص. 227-233 و 258-367 - مجلد1، صص. 234 - 258 [11] الباب الخامس - سوق الوراقین صص. 319 - 323 مجلد1، صص. 368 [12]-370 صص. 325 - 328 [13] - صص. 329- 335 مجلد1، صص. 370-375 - مجلد1، صص. 375-380 [14] صص. 337 - 346 مجلد1، صص. 380-387 صص. 347 - 352[15] - - مجلد1، صص. 387-398 [16] الباب السادس- اعلام الوراقین صص. 353 - 591 مجلد3، 11-209 - مجلد3، صص. 210 و 221-257 صص. 593 - 600 مجلد3، 258-264 البته مولف پیشتر، در معرفی یکی دیگر از آثارش، تصریح کرده بود که وراقو بغداد به عنوان جلد نخست از موسوعة الوراقة محسوب می‌شود (سعید، 2010). اکنون چنین نشده است و فهرست فوق نشان می‌دهد مطالب آن در کتاب جدید پراکنده است. پیش از تحلیل جدول فوق لازم است از دو اثر دیگر همین مولف یاد شود. نخستین اثر مقاله‌ای است از همین نویسنده با عنوان «روّاد سوق الوراقین» که در سال 1997م. منتشر شده است. آنچه در مجلد اول موسوعة الوراقة با همین عنوان در صفحات 375-380 شاهدیم دقیقا متن همین مقاله است. عجیب است که مولف محترم، این مقاله را در کتاب وراقو بغداد، که سه سال بعد از چاپ مقاله منتشر شده، نیاورده است!؟ اثر بعدی نیز کتابی است از همین نویسنده با عنوان خطاطو بغداد فی العصر العباسی[17] که در سال 1996م. با 169 صفحه و در قطع رقعی منتشر شده است. بنا بر آنچه در معرفی کتاب آمده است[18]، می‌توان گفت که تقریبا بیشتر آنچه در مجلد دوم موسوعة الوراقة ـ ذیل جلد چهارم، از صفحهٔ 223 تا صفحهٔ 473 ـ آمده است، منطبق با کتاب پیشگفته است. به این ترتیب، مجموع سه اثر پیشین مولف، که طی سالهای 1996، 1997 و 2000م منتشر شده است، بیش از 750 صفحه از کتاب یعنی بیش از 64درصد مطالب آن را به خود اختصاص داده است. حال با احتساب صفحات فهرست مطالب و فهرست منابع و...، می‌توان گفت که به طور تقریبی تنها 28درصد مطالب مولف در این کتاب، در آثار پیشین او منتشر نشده‌است (نک: ادامه مقاله). آیا این کتاب موسوعه است؟ گرچه تعاریف مختلفی از موسوعه می‌توان ارائه داد، اما امروزه بیشتر کتاب‌هایی که این عنوان را بر خود دارند، شامل یکی از این انواع هستند. 1- در اولین انتخاب، تعریف ما از موسوعه با کلماتی چون دانشنامه و دائرةالمعارف هم‌مفهوم است. این نوع از آثار، به طور معمول شامل مجموعه مقالات کوتاه و بلندی هستند که به ترتیب الفبایی دربارهٔ موضوع یا موضوعات مشخص، توسط فرد یا افرادی تالیف یا ترجمه شده‌است. 2- مفهوم دیگری از موسوعه هم وجود دارد که با تسامح به کتاب‌هایی اطلاق می‌شود که معمولا چندجلدی هستند. ویژگی اصلی این کتابها موضوع آنهاست؛ یعنی مولف یا مؤلفان، هر آنچه دربارهٔ یک موضوع مشخص در اختیار داشته‌اند در این مجموعه گرد آورده‌اند. 3- حالت دیگری هم از موسوعه وجود دارد که در میان ناشران عرب رواج بیشتری دارد. در این مورد، ناشر یا مولف، مجموعه‌ای از آثار خود یا دیگری را که به شکلی با هم اشتراک دارند دوباره با عنوان موسوعه منتشر می‌کند. اگر این آثار در موضوع مشترک باشند، عنوان موسوعه برگرفته از آن است و اگر در نویسنده مشترک باشند، غالباً با عنوان موسوعة آثار فلان یا موسوعة الاعمال الکاملة لفلان نامیده می‌شوند. حال دربارهٔ کتاب مورد بحث، چه باید گفت؟ پر واضح است که این کتاب به نوع نخست دانشنامه‌ها تعلق ندارد؛ اما از آن جهت که بخش قابل توجهی از آن بازچاپ آثار پیشین مولف است، با نوع سوم شباهت دارد. ادعای مؤلف در مقدمه کتاب و عنوانی که بر کتاب نهاده، حاکی از آن است که او کتابش را از نوع دوم می‌داند. اما واقعیت این است که موسوعة الوراقة از جملهٔ هیچ‌کدام از این انواع نیست. اگر ادعای مولف درست بود، باید کتاب فعلی به طور کامل به مباحث مربوط به وراقان اختصاص می‌یافت اما بررسی مطالب کتاب نشان می‌دهد که چنین نیست. در عمل، آنچه دربارهٔ وراقان در این کتاب قابل ارائه است، به جلد دوم، پنجم و ششم یعنی حدود 35درصد کتاب (414صفحه) مربوط می‌شود. از طرفی، بیش از 80درصد این مطالب هم به طور کامل در کتاب قبلی مولف، وراقو بغداد، به چاپ رسیده است. از آنجا که این نوشتار، مجال بررسی دقیق محتوایی کتاب وراقو بغداد نیست، این کار در نوشته‌ای دیگر، به عنوان تکمیل نوشتار حاضر سامان می‌یابد و ان شاء الله در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. اما نمونه نقدهایی که بر مطالب موسوعة الوراقة وارد است، چه نسبت به مطالب افزون بر کتاب پیشین دربارهٔ وراقان و چه مواردی که خارج از موضوع وراقت است؛ بیانگر خلاء ساختاری و محتوایی وراقو بغداد نیز خواهد بود. موارد خارج از موضوع این مطالب از جلد سوم، باب دوم، آغاز می‌شود و تا پایان جلد چهارم ادامه می‌یابد و بیش از 430 صفحه یا 36درصد کل کتاب را شامل می‌شود. این حجم دربارهٔ دو موضوع کلی کتابخانه‌ها و خطاطان است. 1- کتابخانه‌ها باب دوم از جلد 3، با عنوان «ولع الناس بالکتب والمکتبات » شرحی است از رواج علاقه به کتاب در جامعه، بویژه میان عالمان. باب بعدی فهرستی است از 22 کتابخانهٔ خلفا و وزرا و 20 کتابخانهٔ عمومی و 93 کتابخانهٔ خصوصی یا همان کتابخانه‌های شخصی ادیبان و دانشمندان. مطالب مفیدی که در این صفحات دربارهٔ کتابخانه‌های عصر عباسی به چشم می‌خورد برای علاقه‌مندان به موضوع آشناست، زیرا بسیاری از این موارد را بیش از 60 سال پیش، کورکیس عواد در کتابش، آورده بود (عواد، 1986، 101-276)[19]. این سوال مهم بی پاسخ می‌ماند که چه ارتباطی میان این کتابخانه‌ها و وراقان وجود دارد؟ به طور کلی می‌توان تصور کرد، کسانی که نقش مهمی در تولید کتاب دارند، سهم مهمی هم در ایجاد و توسعهٔ کتابخانه‌ها داشته باشند؛ اما دریغ از نمونه و مثال تا خواننده فقط شاهد فهرستی از کتابخانه‌ها نباشد. در فصل سوم از باب دوم، موسوم به «کتابخانه‌های اسلامی به مثابه نتیجهٔ فرهنگی ـ تمدنی وراقان» (سعید، 2011/ب، 3/61) نیز که انتظار چنین کاری می‌رود، هیچ شاهدی از حضور وراقان و نقش ایشان در کتابخانه‌ها به چشم نمی‌خورد(برای نمونه نک: صولی، 2004، 2/40 و قفطی، 1903، 440). حتی تحلیل دقیقی از موضوع به شکل نظری ارائه نمی‌شود و مولف به ریشه‌های یونانی و سریانی علوم در عصر عباسی، ارایهٔ آیاتی از قرآن کریم دربارهٔ علم و چند حدیث مشهور از پیامبرخدا ـ که درود خدا بر او و خاندانش باد ـ در این مورد بسنده کرده‌است. 2- خطاطان تمامی نیمهٔ دوم از مجلد دوم یا همان جلد چهارم کتاب، با عنوان «خطاطان به مانند گروهی ابداع‌کننده از وراقان» به بحث از خط و خطاطان اختصاص دارد. افزون بر آنچه در آغاز، دربارهٔ مطابقت بیشتر این بخش با کتاب دیگر مولف گفته شد؛ سوالی اساسی وجود دارد و آن، چگونگی نسبت خطاطان با وراقان است! مولف کتاب که با صراحت خطاطان را صنفی از وراقان می‌داند، تلاشی برای ارایهٔ شواهد و تبیین دلایل دربارهٔ پیوند مستقیم خطاطان و وراقان صورت نمی‌دهد. او ضمن معرفی فصول در مقدمهٔ کتاب، برای بخش خطاطان، سه صفحه توضیح می‌دهد و در این صفحات مدعی است که خطاطان از جمع بزرگان وراقان برخاسته‌اند و شغل و حرفهٔ جدیدی به نام خطاط (مهنة الخطاط) را شکل داده‌اند که به جای استنساخ متون، به خط و تذهیب جلد و عناوین و اسامی فصول می‌پرداختند(سعید، 2011/ب، 1/34). حال اگر به فصلی که او با عنوان تعریف وراقت آورده مراجعه کنیم (سعید، 2011/ب، 2/259، برگرفته از عواد، 1986، 8و9)، خواهیم دید که نمی‌توان آن تعاریف را بر خطاطان منطبق دانست. اگر ما بدون توجه به تعاریف و ویژگی‌های مفهوم وراقت، مفاهیمی مانند خطاطی و خوشنویسی را، فقط به دلیل وجود برخی از شباهت‌ها، در زمرهٔ وراقت بدانیم، در تحلیل و فهم هر دو مفهوم با مشکل مواجه خواهیم شد. از اساس، هر حرفه و شغلی که در میان مسلمانان شکل گرفته است، ـ دست کم در یک دورهٔ معین ـ عنوان و تعریفی مخصوص به خود و متمایز از دیگر صنوف داشته است. به همین دلیل وقتی در منابع، از حرفه‌ای به نام وراقت سخن می‌رود، بی شک تفاوتی با سایر حرفه‌ها داشته است. به طور منطقی، اگر گروهی به نام خطاطان یکی از انواع وراقان هستند، چرا اصطلاحی متفاوت برای آنان به کار می‌رود و به آنان همان وراق گفته نمی‌شود؟ کتاب به خواننده پاسخی نمی‌دهد، اما لازم است توضیحی مختصر در زمینه ارایه شود و آن این که؛ برخلاف وراقی، که یک شغل مشخص و شناخته شده در میان مسلمانان بود، خطاطی هیچگاه ـ لااقل در دورهٔ مورد بحث کتاب ـ به عنوان یک شغل مطرح نبوده و لذا خطاطان صنف خاصی نداشته‌اند. این مطلب در «کتاب عربی» هم به درستی مورد تایید قرار گرفته است. مولف این کتاب معتقد است که بر خلاف وراقان، خطاطان هرگز یک صنف تشکیل ندادند. به ویژه که گاهی مردانی از دیگر مشاغل نیز به این هنر می‌پرداختند(Pedersen, 83). مهمترین نکته در همین جا نهفته است که در دورهٔ مورد بحث، خطاطی بیش از اینکه مانند وراقی یک شغل باشد، یک هنر بود. به نظر می‌رسد اگر مولف به تعریف درست وراقی و وراقان پایبند می‌بود، به خود اجازه نمی‌داد تا در کتابی که دانشنامهٔ وراقی و وراقان نامیده، از این موضوعات سخن بگوید. تازه‌های موسوعة الوراقة در موضوع وراقان در آغاز گفتیم که بخش اعظم کتاب وراقو بغداد در کتاب موسوعة الوراقة آمده است. در جدول تطبیقی محتویات دو اثر، 3 قسمت دربارهٔ وراقان دیده می‌شود که در آثار پیشن مولف نیامده بود. این موارد به شرح زیر قابل بررسی است: الف)‌ فصل دوم از باب اول جلد دوم با عنوان «الوراقون کصنف من الاصناف الاسلامیة» مولف محترم در این فصل، طی 25صفحه، به موضوع اصناف در میان مسلمانان اشاره می‌کند. بیشتر مطالب مبتنی بر کتاب مشهور صباح شیخلی، یعنی الاصناف فی العصر العباسی[20] است. مولف اطلاعات ارزنده‌ای دربارهٔ اصناف و مراتب آنها در اختیار خواننده قرار می‌دهد و او را با اصطلاحاتی مانند مبتدی، استاد، نقیب، شیخ و نیز با ریشه‌های انتساب برخی از مشاغل به اولیاء و بخشی از آداب و رسوم رایج میان اصناف آشنا می‌کند. جای تاسف است که با این همه حتی یک نمونه و مثال از وراقان در این صفحات به چشم نمی‌خورد. مولف با فرض اینکه وراقان یکی از صنوف اسلامی هستند، گمان کرده تمامی مطالبی که آورده در مورد وراقان نیز صادق است. با بررسی‌هایی که نگارنده صورت داده، شواهدی در منابع وجود دارد که وجود ساختاری مشابه اصناف دیگر را برای وراقان تایید می‌کند ولی به هیچ وجه نمی‌توان مدعی شد آداب و اصطلاحاتی که برای مشاغل دیگر از قبیل خیاطی، قصابی و غیره وجود داشته، نزد وراقان هم می‌توان یافت. البته مولف محترم برای یافتن همان شواهد هم تلاشی به خرج نداده است. ب) فصل پنج از باب دوم جلد دوم با عنوان «مجالس العلماء فی سوق الوراقین» دومین بحثی که مولف افزون بر آثار پیشین خود دربارهٔ وراقان آورده، مربوط به مجالس علما در بازار وراقان در 12 صفحه است. می‌دانیم که بازار وراقان یکی از مراکز مهم تبادل نظر و بحث علمی و ادبی بوده است و شواهد خوبی در این مورد در دست است. با تاسف مولف محترم بیش از نه صفحه از کتاب را زیر عنوان «مجالس فلسفی در بازار وراقان» به مطالبی اختصاص داده که از کتاب المقابسات، اثر ابوحیان توحیدی، نقل کرده است. عجیب است که او هفت مذاکره(مقابسه)‌ از کتاب انتخاب کرده، و متن آن ها را تمام و کمال آورده است در حالی‌که هیچ ارتباطی به موضوع ندارند. عجیب‌تر این که وی بی هیچ دلیلی گمان کرده همهٔ مذاکرات فوق در سوق الوراقین رخ داده است. با بررسی کتاب المقابسات به راحتی مشخص می‌شود که در مجموع از 106 مقابسه، تنها دربارهٔ دو مورد آن، یعنی مقابسهٔ سی و مقابسهٔ چهل (توحیدی، 1992، ص186 و ص201)، تصریح شده که در بازار وراقان اتفاق افتاده است. طرفه اینکه مولف محترم از این دو شاهد مهم یکی را از قلم انداخته و لذا از میان هفت مقابسه‌ای که نقل کرده، تنها مقابسهٔ چهلم با عنوان این فصل تناسب دارد. ج) فصل اول تا چهارم از جلد ششم با عناوین «وراقو بلاد الشام، المصریة، الاندلس و الفارس» مهمترین وجه تمایز موسوعة الوراقة از وراقو بغداد، همین بخش است. به عبارت دیگر اگر 37 صفحه‌ای که در این بخش آمده، از کتاب حاضر حذف شود، به راحتی می‌توان کتاب را «الوراقة والوراقون فی بغداد» نام نهاد. اگر بر فرض، وراق بودن همهٔ کسانی که در این بخش وراق خوانده شده‌اند را بپذیریم، باز هم نکاتی قابل اشاره وجود دارد : مولف هرچه در ذیل ترجمه این اشخاص در کتب تراجم دیده‌، در اینجا نقل کرده است و این علت اصلی پر شمار شدن صفحات است و گرنه فقط اطلاعات لازم باید آورده می‌شد. برای نمونه از پنج صفحه‌ای! که به سراج الدین وراق اختصاص داده، چهار صفحه، نقل اشعاری از اوست. تقسیم وراقان بر اساس شهرها نیز کار دقیقی نیست. برای مثال، وی از ابوالحسن الوراق البغدادی به خاطر اینکه مدتی در دمشق زندگی کرده در وراقان شام یاد کرده است. همانند این مورد کم نیستند و عملا تقسیم وراقان بر این اساس کار دقیقی نیست. البته اگر فهرست وراقان به ترتیب قرن و سالشمار تدوین می‌شد، نتایج مهمی به دست می‌داد. مولف در ابتدای فهرست وراقان مصر، از سوق الوراقین آنجا یادکرده است، آن هم از قول یک منبع معاصر. البته واضح است که جای این مطلب نه اینجا بلکه در فصل خاص بازار وراقان است. امکان اصلاح محل بخش‌ها به نظر می‌رسد، در چینش فعلی، اگر مولف باب اول جلد اول را پیش از باب دوم جلد سوم قرار می‌داد، تصویری یکپارچه‌تر از اوضاع فرهنگی بغداد ارائه می‌شد و اگر باب اول جلد سوم (بحث ورق) را پس از باب دوم جلد اول(ادوات کتابت) جای می‌داد، انسجام بیشتری در مطالب شکل می‌گرفت[21]. همچنین آنچه در مجلد سوم آمده (اعلام الوراقین) مناسب بود تا بلافاصله پس از باب اول (در کتاب، پنجم) از جلد دوم، پس از شرح مولف از انواع وراقان، می‌آمد. نکاتی دربارهٔ مقدمهٔ مولف تعریف و تمجید از کتاب و کاربرد الفاظ پر طمطراق به این منظور و تاکید بر اینکه کتاب حاضر، اثری پرحجم و دانشنامه‌ای است، در موارد مختلفی در مقدمه دیده می‌شود(برای نمونه نک‍ : سعید، 2011/ب، 1/12 و 22)، غافل از اینکه مشک باید خود ببوید! بر خلاف آنچه مولف به عنوان هدف خود ذکر و از آن به «روشن کردن پدیدهٔ وراقت و وراقین» تعبیر کرده است(همان، 1/13) ، باید گفت وی با کوتاهی خود در تعیین دقیق مصادیق وراقت به مثابه یک شغل و عدم تعیین و تحدید چهارچوب آن، تعریفی از وراق ارائه کرده که بر فرض اگر جامع هم باشد، به هیچ وجه مانع نیست. این کار موجب می‌شود بسیاری از مصادیقی که در این کتاب به عنوان وراق معرفی شده‌اند، اساسا وراق نباشند و این چیزی جز فروبردن پدیدهٔ وراقت و وراقان در تاریکی نیست و تنها خواننده را گمراه می‌کند. یکی از فاحش‌ترین خطاهای خیرالله سعید که از عدم تلاش او برای تعریف درست مفهوم وراقت ریشه دارد، این است که از زید بن ثابت به عنوان اولین وراق در اسلام یاد می‌کند(همان، 1/16). فارغ از اینکه دیگر انتساب‌هایی که دربارهٔ او به کار برده است نیز محل تأمل است. مولف هشت مورد را به عنوان خطی مشی خود در این تحقیق نام می‌برد و مدعی است آنها را در نظر داشته است(همان، 1/13-14). افسوس که به نظر می‌رسد در این مسیر چنان که باید موفق نبوده است. در واقع این موارد ایده‌آل‌های مولف بوده که در این کتاب نشانی از تحقق آن نمی‌توان یافت. شیفتگی غیر علمی مولف به وراقان تا حدی است که به جنبه‌های منفی برخی از ایشان در جعل و تصرف در کتاب‌ها، حتی اشاره‌ای نمی‌کند، چه رسد که فصلی به آن اختصاص دهد. او با نگاهی یک جانبه همهٔ وراقان را بدون هیچگونه استثنائی دارای سطح بالای فرهنگی و معرفتی می‌داند(همان ، 1/14). مولف، از کتاب فهرست ندیم به عنوان نخستین کتابی یاد می‌کند که درباره سیره علما و ادبا و وراقان نگاشته شده است(همو، همانجا). می‌دانیم که هدف ندیم معرفی کتاب‌ها بوده‌است و در ضمن کتاب‌ها را زیر عنوان مولفان آن مرتب کرده است. سوال دیگری که باید از مولف پرسید این است که چرا در هیچ جای کتاب خود، بویژه در مقدمه، دربارهٔ اینکه بخش قابل توجهی از کتاب حاضر، تکرار آثار پیشین اوست که در سال‌های 1996، 1997 و 2000 میلادی منتشرشده، سخنی نگفته است. به عنوان آخرین نکتهٔ حائز اهمیت درباره مقدمهٔ مولف، باید از پیشینهٔ پژوهشی که در مقدمه آورده یاد کرد. تمام آنچه او دربارهٔ وراقان به عنوان اثری مستقل نام می‌برد، مقالهٔ حبیب زیات در مجله مشرق است که به سال 1947م در بیروت با عنوان «الوراقة والوراقون فی الاسلام» به چاپ رسیده است. برای آشنایی مولف و دیگر علاقه‌مندان، مناسب است تا از چند نمونه کتابهایی که دربارهٔ وراقان منتشر شده است، نام برده شود. امید است معرفی و بررسی بیشتر این آثار به زودی از همین قلم به آستان اهل علم تقدیم شود. 1- شاکر، هالة، الورق والوراقون فی العصر العباسی، [قاهره]: عین للدراسات والبحوث الانسانیة والاجتماعیة، 1424 ه‍.=2004م. 2- قاری، لطف الله؛ الوراقة والوراقون فی التاریخ الاسلامی، ریاض: دارالرفاعی، 1403 ه‍.=1983م. 3- نملة، علی بن ابراهیم؛ الوراقة و أشهر أعلام الوراقین: دراسة فی النشر القدیم و نقل المعلومات، ریاض: مکتبة الملک فهد الوطنیة، 1415 ه‍.= 1995م. از دیگر آثار مربوط به وراقان می‌توان از مقالات متعدد و نیز برخی از فصول کتاب‌ها که به شکل گذرا به وراقان پرداخته‌اند یاد کرد که شرح آن به مجالی دیگر موکول می‌شود. نتیجه به نظر می‌رسد کتاب موسوعة الوراقة... با همهٔ اطلاعاتی که می‌تواند به مخاطب عمومی و غیرمتخصص ارائه دهد، باز هم دچار اشکالات عمده‌ای است. از همه مهمتر عنوان نادرست آن است که محتویات آن به هیچ وجه با عنوان برابری نمی‌کنند. مطالب گوناگونی که در این کتاب قابل دسترس است، مانند بحث ورق و ادوات کتابت، کتابخانه‌ها، خطاطان و حتی فهرست وراقان، در کتاب‌های دیگر، حتی به شکلی علمی‌تر، قابل دسترس است. آنچه کتاب را می‌توانست متمایز کند، همانند عنوانش، اختصاص کل آن به موضوع وراقان بود تا هم شائبهٔ اغفال مخاطب با عنوان نادرست به وجود نیاید و هم خلاء موجود در این زمینه با افزودن به یافته‌های پیشینیان، بر طرف شود. البته این به معنی خالی بودن کتاب از برخی از نکات ارزنده نیست، اما باید گفت که چنین مواردی هم اندک هستند و به آثار پیشین مولف محترم مربوط می‌شوند که تقریبا به تمامی در موسوعة الوراقة درج شده و هیچ اشاره‌ای هم به این مطلب نشده است. لازم به ذکر است که نقدهای مطرح شده دربارهٔ این کتاب، به شکلی وسیع‌تر بر اثر پیشین مولف، وراقو بغداد، نیز صادق است. کتابشناسی: توحیدی، ابوحیان علی بن محمد(1992). المقابسات، تحقیق حسن السندوبی، [بی‌جا]: دار سعاد الصباح. زبیدی، محمد بن محمد(1994). تاج العروس من جواهر القاموس، تحقیق علی شیری، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع،. سعید، خیرالله (1997). «روّاد سوق الوراقین». آفاق الثقافة والتراث، السنة الخامسة، العدد 19: 21-24. سعید، خیرالله (2000). وراقو بغداد فی العصر العباسی، ریاض: مرکز الملک فیصل للبحوث والدراسات الاسلامیة،. سعید، خیرالله (2010). «دراسة عن کتاب أوراق بغدادیة من العصر العباسی»، پایگاه مرکز النور، 2010/08/06 : http://www.alnoor.se/article.asp?id=86037 . [Accessed 5 June 2012] سعید، خیرالله (2011/الف). «صدور موسوعة الوراقة والورّاقون فی الحضارة العربیة الإسلامیة»، پایگاه مرکز النور، 2011/10/30 : http://www.alnoor.se/article.asp?id=131540 . [Accessed 10 June 2012] سعید، خیرالله (2011/ب)، موسوعة الوراقة و الوراقون فی الحضارة العربیة الاسلامیة، بیروت: مؤسسة الانتشار العربی. شریف الرضی، محمد بن حسین(1372)؛ نهج البلاغة، تصحیح عزیزالله عطاردی، تهران: بنیاد نهج البلاغه. صولی، محمد بن یحیی (2004). الأوراق قسم أخبار الشعراء، تحقیق ج. هیورث. دان، قاهرة: شرکة الامل للطباعة و النشر. عواد، کورکیس (1986)، خزائن الکتب القدیمة فی العراق، بیروت: دارالرائد العربی. الطبعة الثانیة. [الطبعة الاولی، بغداد، 1948م.] قفطی‏، علی(1903). تاریخ الحکماء، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ. http://www.neelwafurat.com/itempage.aspx?id=lbb105422-65570&;search=books [Accessed 15 June 2012] Pedersen (1984), Johannes, the Arabic Book, Tr. Geoffrey French, Princeton: Princeton University Press, 1984. [1] - مراتب قدردانی خود را تقدیم جناب ابوالفضل حافظیان می‌نمایم که مرا از انتشار کتاب مطلع و هم در تهیه آن یاریم کردند. [2] - قس همو، 2011/ب، 1/12 و 23، که این اثر را نتیجه بیش از 22 سال تلاش معرفی می‌کند. البته از آنجا که تاریخ این مقدمه، سال 2006 میلادی است، پس می‌توان گفت مولف کارش را از سال 1984م. آغاز کرده است. [3] - ترجمه عربی این کتاب جزو منابع موسوعة الوراقة آمده است. [4] - Transliteration [5] - تعداد صفحات به ترتیب هر جزء از این قرار است: 19، 13، 17، 9، 8 و 8 صفحه. [6] - برای نمونه الکامل فی التاریخ از ابن اثیر. [7] - در موسوعة الوراقة... باب اول بدون عنوان آمده است! [8] - شامل دو فصل « تطور صناعة الکتابة فی بغداد وظهور الکتّاب» و « مقومات الکتّاب» است و در وراقو بغداد نبوده است. [9] - این صفحات شامل رسالهٔ «نظم لئالیء السمط فی حسن تقویم بدیع الخط» اثر ابوالعباس قسطالی (د. 1256 ه‍.) است که به کوشش هلال ناجی در مجله المورد، شماره 4، در سال 1986م. به چاپ رسیده است. [10] - در موسوعة الوراقة...، این باب به باب اول از مجلد دوم منتقل شده‌است. [11] - عنوان این بخش «الوراقون کصنف من الاصناف الاسلامیة» است و در وراقو بغداد نبوده است. بنگرید بخش تازه‌ها در این نوشته. [12] - حدود پنج خط در ابتدای صفحه 368 افزوده شده‌است. [13] - عنوان این بخش «الاسواق المتخصصة» است و در موسوعة الوراقة، نیامده است. [14] - عنوان این بخش جدید «روّاد سوق الوراقین» است و در وراقو بغداد نبوده است. [15] - عنوان این بخش «نوادر فی سوق الوراقین» است و در موسوعة الوراقة، نیامده است. البته مولف در مقدمه از این بخش به عنوان فصل هفتم این باب یاد کرده است. [16] - عنوان این بخش «مجالس العلماء فی سوق الوراقین» است و در وراقو بغداد نبوده است. بنگرید بخش تازه‌ها در این نوشته. [17] - دمشق: دار النمیر، 1996م. [18] - http://www.neelwafurat.com/itempage.aspx?id=lbb105422-65570&;search=books [19] - ارجاعات سعید به کتاب، حاکی از بهره‌مندی فراوان او از این اثر است. [20] - ترجمه فارسی کتاب توسط دکتر هادی عالم زاده از سوی مرکز نشر دانشگاهی (1362.) به چاپ رسیده است. [21] - در وراقو بغداد، بحث ورق در همین جای پیشنهادی قرار داشته است.

امروز 17 آگوست 2013 میلادی و وقایع آن

كشته شدن ژنرال "محمد ضياء الحق" رئيس جمهور پيشين پاكستان (1988م)

ژنرال محمد ضياء الحق رئيس جمهور سابق پاكستان در سال 1926 به دنيا آمد. وي از جواني وارد نظام شد و بخش اعظم عمر خود را در ارتش گذراند. ضياء الحق در روز 5 ژوئيه 1977م در پي يك كودتاي نظامي عليه حكومت ذوالفقار علي بوتو، نخست‏وزير وقت پاكستان زمام امور را بر عهده گرفت. ضياءالحق پس از به دست گرفتن قدرت، ذوالفقار علي بوتو را علي‏رغم درخواست‏هاي بين‏المللي در 4 آوريل 1979 به جوخه اعدام سپرد، اكثر احزاب پاكستان را منحل نمود و فعاليت‏هاي سياسي را ممنوع كرد. ضياءالحق با به دست گرفتن قدرت مطلقه در پاكستان، اين كشور را به سمت بلوك غرب سوق داد و آن را به صورت يكي از اقمار امريكا در منطقه آورد، به طوري كه چندين پايگاه نظامي را در اختيار آنان قرار داد. تجاوز نيروهاي شوروي به افغانستان در سال 1979، بيش از پيش موقعيت ضياءالحق را نزد دولت‏هاي غربي مستحكم ساخت. وي از آن پس مجري سياست‏هاي غرب در خصوص مسئله افغانستان گرديد و پيشرفت سياست امريكا در حل مسئله افغانستان با نقش او به عنوان كارگزار سياست‏هاي غرب، در منطقه، صورت مي‏پذيرفت. او در عين حال تلاش فراواني داشت كه روابطي با جمهوري اسلامي ايران و عراق داشته باشد و به همين سبب در هيأت‏هاي ميانجي منتخب سازمان كنفرانس اسلامي كه به ايران و عراق سفر مي‏كردند عضويت داشت. ضياءالحق هنگام كودتا وعده داده بود كه ظرف سه ماه با انجام انتخابات آزاد، حكومت را به دولت منتخب پارلمان تفويض خواهد كرد ولي بيش از يازده سال با كمال قدرت و خشونت بر پاكستان حكومت كرد. او داراي مخالفان فراواني در داخل كشور بود كه بي‏نظير بوتو دختر ذوالفقار علي بوتو، از مهم‏ترين آن‏ها بود. ژنرال ضياءالحق سرانجام در راه بازگشت از ايالت پنجاب به اسلام آباد دچار سانحه هوايي گرديد و در 17 اوت 1988م به اتفاق 29 نفر از همراهانش در 64 سالگي كشته شد.


مرگ "اونوره دو بالْزاكْ" نويسنده و داستان ‏سرای بزرگ فرانسوي (1850م)

اونوره دو بالزاك، نويسنده برجسته فرانسوي در بيستم مه 1799م در شهر تور فرانسه به دنيا آمد. وي در آغاز نوجواني همراه خانواده‏اش به پاريس رفت و تحصيلاتش را در رشته حقوق ادامه داد و پس از پايان تحصيل به كارآموزي وكالت پرداخت. ولي عدم علاقه وي به وكالت باعث ترك اين شغل شد و بر اثر علاقه‏مندي به ادبيات، وارد عرصه نويسندگي گرديد. وي در مدت كوتاهي، با كمال جديت به پديد آوري آثار مختلف همت ورزيد و پنجاه رمان نوشت كه سوژه بيشتر آن‏ها، تاريخي است. علي‏رغم اين‏كه رمان‏هاي بالزاك خريداران بسياري داشت، با اين حال مقدار زيادي مقروض بود. در اين هنگام براي اين‏كه از دست طلبكاران رهايى يابد، با كوششي خستگي‏ناپذير، كتاب عظيم كمدي انساني را نوشت كه از بزرگ‏ترين كارهاي ادبي جهان محسوب مي‏شود. كمدي انساني، تلاشي براي شناساندن جنبه‏هاي مختلف تاريخ فرانسه در دوران حيات نويسنده است. بالزاك در اين اثر، بي‏آنكه مدعي بنيان‏گذاري مكتب تازه‏اي در ادبيات باشد، پايه‏هاي مكتب رئاليسم را كه طريقه نشان دادن حقايق امور، اعم از زيبايى و زشتي آن‏ها در مقابل ايده‏آليسم كه خيال‏پرستي است، استوار ساخت و راه تازه‏اي در رمان‏نويسي گشود به طوري كه خط سير نويسندگي را در قرن نوزدهم تغيير داد. بالزاك معتقد بود كه در نوشته‏هاي رمانتيك، همه تركيبات ممكن، پايان يافته و همه اشكال آن، كهنه گرديده است. در نظر او، نويسنده بايد مورخ عادات و اخلاق مردم و اجتماع خويش باشد. وي كوشيده است كه جامعه فرانسوي عصر خود را با خطوط و رنگ‏هاي واقعي تصوير كند. از اين رو كمدي انساني، مشحون از انتقادات بالزاك درباره جامعه فرانسه است و قهرمان هر يك از رمان‏ها و داستان‏هاي كوتاه اين مجموعه، نمايانگر طبقات گوناگون جامعه‏اي است كه خوب و بد آن با دورانديشي و دقت، نشان داده شده‏اند. زندگي بالزاك از سي سال كار در سكوت، هجده سال خلاقيت پرشور و هيجان در محيطي پر از نگراني و تشويش و سرگرمي‏هاي گوناگون، و سه سال در سراشيبي تشكيل شده است. بالزاك در كليه آثار خود كوشيده، آن‏چه را كه ديده و شنيده و آن‏چه را كه در دنياي خارج و حقيقت وجود دارد، عيناً بر روي كاغذ بياورد. او اين ويژگي‏ها را در كتاب معروف چرم ساغري به اوج خود رسانده است. بالزاك معتقد بود كه براي استفاده بردن از مزايا و لذت‏هاي زندگي، بايد از حداكثر قواي حياتي و مغزي و فكري سود جُست و خود نيز با بي‏احتياطي فراوان، اين نيروي عظيم را به كار انداخت و سخاوتمندانه از اين منبع سرشار در خلق آثار و در راه كامراني و لذت استفاده برد. بالزاك در ميان پراكندگي و گوناگوني عجيب زندگي، در يك چيز پايدار بود و آنْ كار بود، كاري تب‏آلود كه گاه با سرعتي باور نكردني انجام مي‏گرفت چنانكه يكي از داستان‏هايش با نام بابا گوريو را تنها در سه شبانه روز نوشت. اما وي در تجديد نظر و اصلاح آثار خود چنان وسواس و دقت نشان مي‏داد كه با وجود كهنگي دنيايى كه وصف كرده، داستان‏هايش هنوز زنده و گوياست. بالزاك در اين آثار كه مجموع آن شامل پانزده تا بيست هزار صفحه است، نقاش و مفسّر جامعه‏اي است كه در آن، حالت جنگ مداوم ميان گروه‏هاي مختلف، هرگز پايان نمي‏يابد. در نظر بالزاك، جنگ و مبارزه از خصال طبيعي بشر است و تنها از اين راه است كه بشر مي‏تواند در دنياي ثروت و شهرت جايي را اشغال كند يا بر خرافات چيره شود و محيطي سرشار از نيكوكاري و شفقت پديد آورد. سرهنگ شابر، آرزوهاي بر باد رفته و دهقانان از ديگر آثار اوست. اونوره دو بالزاك سرانجام در 17 اوت 1850م در 51 سالگي درگذشت.


درگذشت "ژول ميشْلِه" نويسنده معروف فرانسوي (1874م)

ژول ميشْله، نويسنده فرانسوي در دهم فوريه 1798م در خانواده تهيدستي در فرانسه به دنيا آمد. ژول تحصيلات درخشاني انجام داد و پس از پايان دروس متوسطه، با كوشش و تلاش فراوان، به ادامه آن در دانشگاه پرداخت و در ضمن، از راه تدريس در سازمان‏هاي مختلف فرهنگي، زندگي خويش را تامين مي‏كرد. او در 21 سالگي به دريافت درجه دكتري نايل آمد و در دو رشته ادبيات و فلسفه رساله نوشت. ميشله در 29 سالگي كتاب اصول فلسفه تاريخ را انتشار داد و انديشه‏هاي فيلسوفان بزرگ ايتاليايى مبني بر تاريخ زيست‏شناسي عالم انسانيت را در آن عرضه كرد. وي در سالهاي بعد كتاب ديباچه بر تاريخ جهان را نگاشت كه از حيث بينش وسيع و انديشه عميق و زنده، اثري استادانه و پرقدرت بود و به سبب تفسير و معرفي افسانه‏هاي دوران اوليه و ادراك جغرافيايى تاريخ، اثري بسيار تازه و بي‏سابقه به شمار آمد. ميشله هم‏چنين كتاب تاريخ فرانسه را در شش جلد نگاشت. وي در اين اثر كه برجسته‏ترين نمونه از نوع شاعرانه تاريخ‏نويسي است، هنر نثرنويسي خود را آشكار مي‏سازد و با صور ذهني بسيار نيرومند، به نوشته تاريخي رنگ و برجستگي و جلاي خاص مي‏بخشد. ميشله به تاريخ كشور فرانسه چون موجودي زنده مي‏نگرد كه داراي پيكر و اعضا و ادراك و احساس است. او هم‏چنين آثار معروف خود به نام‏هاي ملت، تاريخ انقلاب فرانسه در هشت جلد، كتاب مقدس عالم بشري و تاريخ قرن نوزدهم در سه جلد را نگاشت كه برخي از آنها پس از مرگش به چاپ رسيدند. ميشله، نابغه نثر و يكي از بي‏پرواترين و مبتكرترين نويسندگان فرانسه بود. او در تاريخ، خود را خط رابطي مي‏داند ميان دو انقلاب كه يكي به گذشته ارتباط مي‏يابد و ديگري كه در شرف وقوع است. در نظر ميشله، تاريخ سرگذشت غم‏انگيز مبارزه دائمي است. ژول ميشله در اواخر عمر به سبب ضعف مزاج، به سفرهاي طولاني پرداخت و با وجود كهنسالي از خلق آثار بزرگ دست بر نداشت تا اينكه سرانجام در 17 اوت 1874م در 76 سالگي درگذشت.

امروز 9 شوال 1434 هجری قمری و وقایع آن


درگذشت "ابن سيرين بصری" خوابگزار معروف مسلمان(110 ق)

ابوبكر محمد بن سيرين بصري، فقيه و راوي حديث بود كه از تابعين، احاديث فراواني را نقل كرده است. وي در سال 31 يا 33 هجري قمري به دنيا آمد. در ابتدا شغل بزّاري داشت و بسيار زيباو با جمال بود. روزي زني وي را به بهانه‏ي خريد اجناس بزازي، به خانه‏ي خود برد و او را به گناه فرا خواند و به او گفت: در صورتي كه خواسته‏ام را برآورده نسازي، آبرويت را مي‏برم. ابن‏سيرين براي آن‏كه حِسِّ تَنَفُّر و انزجار را در زن برانگيزد خود را به نجاست آلوده مي‏كند وبه اين ترتيب خود را از گناه مي‏رهاند. مي‏گويند در نتيجه‏ي آن تقوي، وي به علم تعبيرخواب آگاه گرديد، به‏حدي كه او را "تاليِ يوسف صديق" مي‏شمارند. همه‏ي تعبيرات او، از ذوق سليم و فكر ثاقب بود و حوادث رؤيايى را با آيات قرآني و احاديث نبوي و يا حقايق خارجي تطبيق مي‏نمود. ابن‏سيرين براي احاديث پيامبر اسلام(ص) اهميت بسياري قائل بود و در حفظ و نقل حديث، دقيق و محتاط بود و همين دقت نظر او موجب شد تا مؤلفان برجسته، روايت‏هايش را قابل استناد بدانند. ابن سيرين در زمان حيات خود، محضر 30 نفر از اصحاب پيامبر را درك كرد و كتب و نسخه‏هاي خطي گوناگوني رابه زبان‏هاي مختلف از خود بر جاي گذاشت. ويژگي‏هايى چون رعايت جانب احتياط در مسايل شرعي، يك روز در ميان روزه گرفتن، شب زنده‏داري، بردباري، نرم‏خويى، پرهيز از بحث و جَدَل، اعتراف به لغزش‏هاي خويش و اميدواري فراوان به رحمت الهي، از ابن سيرين چهره‏اي چونان زاهدان و پارسايان بزرگ ساخته است و همين امر موجب شده تا برخي از كساني كه در زمينه‏ي سير و سلوك كتاب‏هاي مهم نگاشته‏اند، در وي به گونه‏ي الگوي پرهيزگاري و پارسايي بنگرند.

امروز 26 مرداد و وقایع آن


رحلت فقيه مجاهد آيت ‏اللَّه "سيدعبدالمجيد ايرواني" (1371 ش)

آيت ‏اللَّه سيدعبدالمجيد ايرواني در سال 1313 شمسي در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تبريز و سطوح عالي را در قم سپري كرد و از محضر فقيهاني چون آيات عظام: سيدحسين بروجردي، سيد محمد محقق داماد و محمدعلي اراكي كسب فيض كرد. ايشان همچنين دروس فقه و اصول را نزد حضرت امام فرا گرفت و پس از تبعيد آن حضرت، به فعاليت‏هاي سياسي و مبارزه با نظام ستمشاهي روي آورد. آيت‏اللَّه ايرواني از سال 1350 ش به دستور امام راحل در يكي از بزرگ‏ترين مساجد تهران به اقامه نماز پرداخت و مهديه تهران را احياء كرد و در اين مسير چند بار دستگير و زنداني گرديد. ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تاسيس بسياري از نهادهاي انقلابي شركت داشت و با تشكيل جامعه روحانيت مبارز تهران، فعاليت‏هاي خود را گسترش داد. وي همچنين به عنوان نماينده امام در بنياد مستضعفان در شكل‏گيري آن نقش بسزايي ايفا كرد. آيت‏اللَّه ايرواني در سال‏هاي پاياني عمر به تدريس فقه پرداخت تا اين كه در پي يك بيماري طولاني، در 26 مرداد 1371، در 58 سالگي درگذشت.

معرفی اتول نامه- فرهنگ ماشن نوشته ها


اتول‌نامه یا فرهنگ ماشین‌نوشته‌ها عنوان کتابی است که نوشته‌ها، اشعار و سروده‌های عامیانه‌ای که پشت و پیش اتومبیل‌ها نوشته می‌شوند را دربر می‌گیرد و برای هر یک توضیح و تفسیر و گاه تصویری جذاب ارائه می‌دهد.

این کتاب به تاریخ ورود و رواج اتومبیل در ایران می‌پردازد و با واکاوی بخشی از فرهنگ فولکلور این مرزوبوم، مجموعه‌ای جامع، جالب و طنزگونه از گوشه‌های پیدا و پهنان این فرهنگ ارائه می‌کند.مخاطب این کتاب در یک سیر تاریخی و موضوعی با دل‌نوشته‌های پدیدآورندگان این فرهنگ یعنی همان شوفرهای دیروزی و رانندگان امروزی همراه می‌شود و از پیام‌های نهفته در دل این نوشته‌ها، گاهی اشک به چشم می‌آورد و گاهی لبخند بر لب.پدیدآورنده کتاب در مدت هشت سال، تک‌بیت‌ها، عبارت‌ها و واژه‌هایی که بر خودروها نوشته شده را جمع‌آوری کرده و با قاعده‌ای نظام‌مند کنار هم چیده است.

در بخش نخست کتاب، اطلاعات خواندنی از اولین‌های اتومبیل در ایران مثل نخستین اتومبیل، نخستین اتوبوس، نخستین کامیون، نخستین تاکسی، نخستین شوفر مرد و نخستین شوفر زن، نخستین تصادف، نخستین ماشین‌های آتش‌نشانی و پستی همراه با عکس‌های تاریخی آمده است که در گذری کوتاه خواننده را با تاریخ ورود و رواج اتومبیل در ایران آشنا می‌کند.

این کتاب با ظرافت و بداعتی خاص در 8 بخش به صورت موضوعی تقسیم‌بندی شده و از مجموعة پاره‌های فرهنگ ماشین‌نوشته‌ها کتابی خواندنی فراهم آورده است که علاوه بر داشتن مایه‌های طنز‌آمیز، نوعی فرهنگ جامع در حوزة ماشین‌نوشته‌ها، رانندگی و رانندگان در ایران به شمار می‌آید و اطلاعات و نکته‌های ظریف ادبی را پیش روی خواننده می‌گذارد.آغازنامه، نیایش‌نامه، عشق‌نامه، طنزنامه، شورنامه، پندنامه، گله‌نامه و فرنگی‌نامه بخش‌های هشت‌گانه کتاب را تشکیل می‌دهند که هر کدام تعدادی از ابیات ناب، عبارت‌ها و واژه‌های مورد استفاده در فرهنگ ماشین‌نوشته‌ها را در بر می‌گیرند.چاپ چهارم کتاب اُتول‌نامه به قلم سید جمال هادیان طبائی زواره در 288 صفحه در مردادماه سال جاری و با اهتمام انتشارات فرهنگسرای میردشتی منتشر شده است.

امروز 14 آگوست 2013 و وقایع آن

افتتاح تونل معروف "مون بلان" بين ايتاليا و فرانسه (1963م)

مون بلان نام بخشي از سلسله كوه‏هاي آلپ است كه در مرز فرانسه و ايتاليا قرار گرفته است. فكر ساخت گذرگاهي از ميان اين رشته‏كوه از سال‏ها قبل در ذهن مسؤولان فرانسه و ايتاليا شكل گرفته بود و آنان تصميم داشتند با ساخت آن، مسير عبور و مرور بين دو كشور را كوتاه كنند. در نهايت، در ششم دسامبر 1958م اولين عمليات احداث تونلي طولاني و مهم در زير اين كوه آغاز شد. طول اين تونل 6 كيلومتر است و پس از چند سال تلاش و كوششِ هزاران كارگر و مهندس و متخصص فرانسوي و ايتاليايي، سرانجام حفر اين تونل در 14 اوت 1962 به پايان رسيد و دو كشور فرانسه و ايتاليا به وسيله اين تونل كه اتومبيل‏رو مي‏باشد، به يك‏ديگر متصل شدند.


تولد "لئوناردو داوينچي" نقاش، هنرمند و مبتكر نامدار ايتاليايي (1452م)

لئوناردو داوينچي، هنرمند شهير ايتاليايى در 14 اوت 1452م در روستاي وينچي درنزديك شهر فلورانس ايتاليا به دنيا آمد. وي از آغاز جواني به مطالعه در طبيعت علاقه داشت و پس از چندي به فراگيري هنر نقاشي و مجسمه‏سازي پرداخت. داوينچي سپس راهي ميلان شد و به خلق آثار هنري و ساختن و اختراع وسايل مكانيكي مشغول شد. او چند سالي نيز در فرانسه زندگي كرد و كارهاي هنري و علمي خود را ادامه داد. داوينچي علاوه بر نقاشي و مجسمه‏سازي، در رشته‏هاي رياضي، مهندسي راه و ساختمان، ستاره‏شناسي، زمين‏شناسي، كالبدشناسي و هواشناسي استاد بود و اختراعات متعددي در هر زمينه انجام داد. وي در يادداشت‏هاي روزانه خود طرح‏هاي جالبي از زير دريايى، تانك جنگي، لباس غواصي، چتر نجات، رطوبت‏سنج، بالگرد و كيلومتر شمار و... كشيد كه بسياري از آن‏ها، راهنمايى براي ساخت اين وسايل در سال‏ها و قرن‏هاي بعدي گرديد. با اينكه داوينچي در قرون وسطي زندگي مي‏كرد، اما اختراعات، اكتشافات و نوآوري‏هايش، وي را در زمره پيش‏گامان رُنِسانس قرار داده است. اختراعات و اكتشافات او به قدري زياد است كه باعث حيرت انسان مي‏گردد. داوينچي در علم و هنر از هم‏عصران خود، ده‏ها و گاهي صدها سال پيش افتاده بود و به جايى رسيد كه با مردم قرن بيستم، فاصله چنداني نداشت. داوينچي هنرمند بزرگي بود كه آثارش را با نبوغ و آينده‏نگري ژرفي به وجود مي‏آورد. از وي آثار بسياري برجاي مانده كه تابلوهاي شام آخر و لبخند ژوكونْدْ (موناليزا) شهرتي جهاني دارند. هم‏چنين ساختمان كليساي جامع ميلان، از آثار برجسته معماري اوست. لئوناردو داوينچي سرانجام در دوم ماه مه 1519م در 67 سالگي درگذشت.


تولد "لي دِ فارِسْتْ" مخترع و صنعت‏گر امريكايي (1873م) (ر.ك: 3 ژوئن)

لي د فارست مخترع امريكايي در ۱۴ اوت ۱۸۷۳م در ايالت آيووا در امريكا به‏دنيا آمد. وي از دوران تحصيل به كارهاي فني و به‏ويژه پهنه جديد مخابرات بي‏سيم علاقه‏مند بود. فارست پس از چندي، مدرك دكتراي خود را در اين رشته گرفته و فعاليت‏هاي خود را در زمينه صنايع الكترونيك متمركز نمود. فارست در سال ۱۹۰۱م، روشي براي تسريع انتقال پيام‏هاي بي‏سيم عرضه داشت كه براي اولين‏بار در انتقال اخبار مربوط به جنگ روس و ژاپن در سال ۱۹۰۴م، مورد استفاده قرار گرفت. اما بزرگ‏ترين اختراع فارست، تريود يا لوله خلأ بود كه براي توليد يا كنترل پيام‏هاي برقي كه در مدارهاي گوناگون الكتروني به‏کار مي‏رود، مورد استفاده قرار مي‏گيرد و معمولاً آن را لامپ راديو مي‏نامند. بدون وجود تريود، ساخت راديو، تلويزيون و ارتباط تلفني از راه دور امكان‏پذير نيست. از اين‏روست كه گاه، لي فارست را به‏دليل اختراع تريود، پدر و مخترع راديو به‏شمار مي‏آورند. او در طي سال‏هاي اوليه قرن بيستم ميلادي اختراعات متعددي به انجام رساند؛ از جمله اين‏كه: در سال ۱۹۰۴م جريان متناوب برق را به جريان مستقيم تبديل نمود، در سال ۱۹۱۶م يك دستگاه فرستنده راديويي ساخت و به‏وسيله آن، به پخش اخبار مبادرت ورزيد. وي هم‏چنين تعبيه‏اي براي انتقال صوت در فيلم تهيه كرد و بدين‏طريق در سال ۱۹۲۳م، سينماي ناطق را اختراع كرد. لي د فارست مخترع و صنعت‏گر امريكايي در طول حيات علمي خويش بيش از سي‏صد اختراع را به ثبت رساند و در بسط و تكميل تلگراف، بي‏سيم و تلويزيون و... از پيشروان به‏شمار مي‏رفت. لي فارست سرانجام در سوم ژوئن ۱۹۶۱م در سن هشتاد و هشت سالگي درگذشت.

کشف‌ بنزين‌ (1825م)

در چنین روزی در سال 1825 میلادی ، مایکل فارادی دانشمند بر جسته انگلیسی توانست از نفت خام بنزین را استخراج نماید . فیزیک دان و شیمی دان معروف، مایکل فارادی در سال 1791 در نوینگتون به دنیا آمد. خانواده ی او کمی پس از تولد او به لندن نقل مکان کرد. مایکل که در یک خانواده شلوغ به دنیا آمد و یکی از 10 فرزند پدر و مادرش بود، در جوانی به خواندن و نوشتن علاقه ی زیادی داشت و در علوم بیش از همه، عاشق مثلثات بود. در سن 14 سالگی و از فرط علاقه به کتاب سرانجام توانست کار مورد نظر خود را پیدا کند و به عنوان کتاب دار و کتاب فروش در یک مغازه مشغول به کار شد. شوق و ذوق زیاد او به کتاب با این کار راضی شد تا مایکل جوان بتواند همواره در کنار کتاب ها باشد و در اوقات فراغت به انبوهی از کتاب دسترسی داشته باشد. برای موضوعاتی که علاقه مند بود، مدام کتاب می خواند و در کلاس درس اساتید به عنوان مخاطب آزاد حاضر می شد. یکی از این استادها «سرهامفری دیوی» بود. موقعیت اصلی در زندگی فارادی زمانی آغاز شد که دیوی به دلیل کوری نسبی از مایکل خواست تا به عنوان دستیار در کالج سلطنتی علوم به او کمک کند. فارادی در این زمان از استاد بزرگ شیمی، یعنی، سردیوی درس می گرفت پس از مشارکت در پروژه های مختلف به جایی رسید که می توانست به طور مستقل در آزمایشگاه تحقیق و مطالعه کند. تحقیقات مستقل او در زمینه هایی بود که خارج از محیط کاری خود به آن می پرداخت و همین تحقیق ها، موقعیتی بزرگ برای او فراهم آورد. در سال 1825 توانست پس از تحقیق بر مشتقات نفتی، بنزین را کشف کند.

امروز 6 شوال و وقایع آن

وفات "ابن بَردَس" شاعر و محدث مسلمان(786 ق)

عمادالدين اسماعيل بن محمد بَعلَبكي معروف به ابن بردس در بعلبك، يكي از شهرهاي لبنان متولد شد. پس از تحصيل علوم مقدماتي در زادگاهش، به شهر دمشق رفت و از دانش علماي مشهور زمان خود، بهره‏هاي بسيار بُرد. او ضمن سفر به سرزمين‏هاي مختلف‏اسلامي، به تكميل تحصيلات خود اهتمام ورزيد و سپس به تدريس پرداخت. از ابن بردس كه به دين‏داري، صيانت نفس و حُسن خلق در ميان مردم شهره بود، آثاري به صورت خطي باقي مانده است كه كتاب "الاعلامُ في وَفَياتِ الاعلام" از آن جمله مي‏باشد.

امروز 23 مرداد و وقایع آن

رحلت فقيه و مفسر جليل آيت ‏اللَّه "علي نجفي كاشاني" (1365 ش)

آيت ‏اللَّه شيخ علي‏نجفي‏كاشاني در حدود سال 1300 ش (1338 ق) در كاشان به دنيا آمد و تحت نظر پدرش كه از علماي كاشان بود، مقدمات علوم اسلامي را فرا گرفت. وي در بيست و دو سالگي براي ادامه تحصيل به نجف رفت و در مدت كمتر از ده سال تمام دوره سطح و خارج را گذراند و به اجتهاد دست يافت. استادان آيت‏اللَّه نجفي كاشاني در اين دوره، حضرات آيات سيدابوالقاسم خويي، سيدمحسن حكيم و سيدعبدالهادي شيرازي بودند. ايشان سپس راهي ايران شد و پس از سه سال اقامت در قم و شركت در درس آيت‏اللَّه بروجردي، در نهايت در كاشان سكني گزيد. آيت‏اللَّه نجفي كاشاني در آنجا به تفسير قرآن روي آورد و در طي بيش از سي سال، دو مرتبه قرآن را از ابتدا تا انتها تفسير نمود كه دور دوم هجده سال به طول انجاميد. ايشان نه تنها در فقه، اصول، رجال، درايه، كلام، ادبيات، معاني بيان، تجويد و تفسير قرآن تبحر داشت بلكه در علم هيئت و نجوم قديم هم تدريس مي‏نمود. صدق بزرگترين فضيلت، برداشتي از نماز، افسانه‏ها يا كرامات خيالي و چند جلد تفسير قرآن و... از آثار ايشان است. اين عالم بزرگوار سرانجام در بيست و سوم مرداد 1365ش برابر با شب عرفه سال 1406 ق در 67 سالگي در كاشان درگذشت و به جوار رحمت حق شتافت.


تولد علي حاتمی؛ فیلم‌ساز فقید سینمای ایران (1323ش)

علي حاتمي در ۲۳ مردادماه سال ۱۳۲۳ش در خيابان شاهپور تهران متولد شد. مادر وي خانه‌دار بود و پدرش سمت صفحه‌آرا در يک چاپخانه را داشت و دومين فرزند ذکور خانواده بود. شوق نمايشنامه‌نويسي پاي او را به تماشاخانه‌هاي لاله‌زار باز ‌کرد و در آن‏جا مسحور بازي هنرمندانه جعفر توکل ‌شد و آروز مي‌کرد روزي برسد که توکل در نمايشي به کارگرداني خود او بازي کند. از همان ايام، حاتمي تصميم مي‌گيرد روي مايه‌هايي از داستان‌هاي ملي و ايراني کار کند. زماني که در کلاس نهم تحصيل مي‌کرد، براي آموختن اصول اوليه نمايشنامه‌نويسي به هنرستان هنرپيشگي تهران ‌‌رفت؛ پس از آن به هنرستان آزاد هنرهاي دراماتيک وارد شد. سختگيري مهدي نامور رئيس هنرستان نسبت به نمايشنامه‌هايي که هنرجويان نوآموز مي‌نوشتند تا در سالن هنرستان اجرا شود، حاتمي را بر آن مي‌دارد که در فراگيري فنون و شگردهاي نمايشنامه نويسي، به‏ويژه گفت‏وگوپردازي، حساسيت و تلاش فراواني از خود نشان دهد. حاتمي نخستين نمايشنامه‌اش را با عنوان "ديب" (ديو) نوشت و در ارديبهشت‏ماه ۱۳۴۴ش با حضور کودکان در تالار نمايش هنرهاي دراماتيک به مدت ۳ شب اجرا کرد. در سال ۱۳۴۵ش نمايشنامه مدرني با عنوان "آدم و حوا" (برج زهر مار) را مي‌نويسد که تحولي در کار او محسوب مي‌شود و همين نمايش موجب آشنايي او با آن دسته از مسئولان تلويزيون مي‌گردد که در آن ايام در کار جذب افراد مستعد بودند. نخستين فيلمنامه کاملي که ارائه مي‌کند، "شب جمعه" (۱۳۴۶ش) نام دارد که به‏صورت يک فيلم کوتاه درمي‌آيد. سال ۱۳۴۸ش کيميايي و مهرجويي و تقوايي فيلم‌هاي قيصر، گاو و آرامش را مي‌سازند و حاتمي در تدارک ساختن "حسن‌ کچل" است. هدف مشترک اين فيلم‏سازان دوري جستن از بازار فيلم‌فارسي بود. علي حاتمي از آن پس به‏صورت جدي وارد فعاليت‌هاي سينمايي شد و فيلم‏ها و مجموعه‏هاي مهمي در تاريخ سينماي ايران خلق کرد و به يکي از ماندگارترين سينماگران ايراني مبدل شد. وي در ۱۴ آذرماه سال ۱۳۷۵ش هنگام ساخت فيلم "جهان پهلوان تختي" به‏علت بيماري دار فاني را وداع گفت. عمده آثار علي حاتمي بعد از "حسن کچل"، عبارت‏اند از: "طوقي" (۱۳۴۹)، "باباشمل" (۱۳۵۰)، "قلندر" (۱۳۵۱)، "خواستگار" (۱۳۵۲)، "ستارخان" (۱۳۵۳)، مجموعه تلويزيوني "مثنوي مولوي" (۱۳۵۴)، مجموعه تلويزيوني "سلطان صاحبقران" (۱۳۵۵)، "سوته‌دلان" (۱۳۵۶)، مجموعه تلويزيوني "هزاردستان" (۱۳۵۸)، "حاجي واشنگتن" (۱۳۶۱)، "کمال‌الملک" (۱۳۶۳)، "مادر" (۱۳۶۸) و "دلشدگان" (۱۳۷0).

ترجمه عربی الحشایش (هیولی الطبّ فی الحشائش و السموم)

ترجمه عربی الحشایش (هیولی الطبّ فی الحشائش و السموم) ترجمه عربی الحشایش (هیولی الطبّ فی الحشائش و السموم) ترجمه عربی الحشایش (هیولی الطبّ فی الحشائش و السموم) بر اساس دستنویس کهن کتابخانة لیدن هلند به تاریخ کتابت 475 هجری منتشر شد. الحشائش، تألیف: پدانیوس دیوسکوریدس عین‌زربی (متوفی حدود 90 م.) با ترجمه عربی از: اِصْطِفَن (استفان) بن بَسیل (شاگرد حنین) و ویرایش و اصلاح: حنین بن اسحاق ( درگذشتة 260 ق) به کوشش: دکتر یوسف بیگ‌باباپور بر اساس دستنویس کهن کتابخانة لیدن هلند به تاریخ کتابت 475 هجری به صورت عکسی از سوی انتشارات سفیر اردهال (ضمن مجموعه: تاریخ علم، فرهنگ و تمدن دوره اسلامی) منتشر شد. در مقدمه این کتاب آمده که دیوسکوریدس بنابر قول اکثر مورخان ابتدا در مسقط‌الرأس خویش، عین‌زربه، و سپس نزد استادان حوزة علمی اسکندریه به تحصیل علوم و فنون گوناگون از جمله فلسفه و ادب یونانی و طب و معرفت خواص عقاقیر و نباتات طبی پرداخت. سپس مدتی نیز برای تکمیل معلومات در آتن اقامت گزید و بعدها علاوه بر سیاحت بلاد آسیای صغیر و سوریه، در عهد امپراتوری نرون (حکـ54 ـ 68 م.) همراه با قشون روم از قسمت عمده‌ای از جزایر و ممالک جنوبی خاک اروپا دیدن کرد و از نزدیک به مطالعه و مشاهده و کسب معلومات و تجارب دربارۀ خواص طبّی انواع گیاهان و نباتات پرداخت. هر چند عده‌ای بعد از وی به تتبع و تحقیق در مورد گیاهان پرداختند، اما سهم بیشتر این کار از آنِ دیوسکوریدس عین‌زربی است که با تألیف کتاب الحشائش، تمام تجارب و معلومات شخصی خود و گذشتگان را در باب خواص طبی گلها و گیاهان نواحی مختلف، مرتب و منظم کرده و به این ترتیب آنها را از نابودی به دست حوادث روزگار مصون و محفوظ داشته است. اصل کتاب الحشائش به زبان یونانی است و چنان‌که ذکر شد، مؤلف در آن بالغ بر 600 گونه از نباتات و تعداد کثیری از پرندگان و حیوانات برّی و بحری را مفصلاً بررسی کرده و آن را به حسب موضوعات در پنج مقاله به این شرح، مرتب و مدون کرده است: مقالۀ اوّل- در بیان افاویه و ادویه خوشبو و ادهان و صمغها و انواع درختان. مقالۀ دوم- در بیان حیوانات و حبوب و دانه‌های خوراکی. مقالۀ سوم- در بیان عصارات و اصول نباتات و گیاهانی که خاصیت پادزهری دارند. مقالۀ چهارم- در بیان گیاهان دارویی سرد و مسهل های گیاهی گرم. مقالۀ پنجم- در بیان انواع اشربه و ادویة معدنی. البته دو مقاله نیز در آخر دارد: یکی السموم، و دیگری الدواب که این دو مقاله به زعم بعضی مؤلفان همچون ابن ندیم از موضوعات افزوده حنین یا حبیش بن اعسم است. متن یونانی این کتاب دوبار چاپ شده و به زبانهای لاتینی، فرانسوی، اسپانیایی و انگلیسی نیز ترجمه شده است. و یک بار با عنوان «هیولی الطبّ فی الحشائش و السموم»، بر اساس ترجمة عربی اِصْطِفَن بن بَسیل و اصلاح حنین بن اسحاق، (چاپ سزار ا. دوبلر و الیاس تِرِس ، در تطوان‌ و بارسلون‌ 1952- 1957م‌) منتشر شده است. کتاب الحشائش دیوسکوریدس چند بار در دورۀ اسلامی ترجمه شده که می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. در زمان متوکل (حکـ 232ـ247ق) کتاب گیاهشناسی دیوسکوریدس را اصطفن (استفان) بن بسیل (شاگرد و همکار حنین) از یونانی به عربی ترجمه کرد و چون استفان نام عربی پاره ای از گیاهان را نمی‌دانست، آن اسامی را به همان زبان یونانی در ترجمه نگاشت. 2. ترجمۀ حنین بن اسحاق (متوفی 260 ق) که آن را برای بختیشوع بن جبرائیل ترجمه کرد که ویرایش و اصلاح همان ترجمه اصطفن است. 3. ترجمۀ بهنام بن موسی. 4. ترجمۀ ابوسالم ملطی (قرن 6 ق). 5. ترجمۀ علی بن شریف حسینی (متوفی 867 ق) به زبان فارسی. 6. ترجمه غیاث الدین محمد رضوی (متوفی 1068 ق). 7. ترجمۀ مهران بن منصور بن مهران. ترجمه حاضر با عنوان المقالات‌ السبع‌ یا هیولی‌ الطب‌ فی‌ الحشائش‌ و السموم‌، توسط اِسْتِفان‌ِ بْن‌ِ بَسیل‌ (یا باسیل‌)، از نخستین‌ مترجمان‌ متون‌ طبی‌ یونانی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ در سدة 3ق‌/9م‌ و نخستین‌ مترجم‌ کتاب‌ دارویی‌ دیاسقوریدوس‌ به‌زبان‌ عربی‌ صورت گرفته است. یگانه‌ اطلاعی‌ که‌ از زندگانی‌ او در دست داریم‌ این‌ است‌ که‌ در زمان‌ حنین‌ بن‌ اسحاق‌ می‌زیسته‌، و از زمرة مترجمان‌ چیره‌دستی‌ بوده‌ است‌ که‌ متوکل‌ خلیفة عباسی‌ به‌ دستیاری‌ حنین‌ گماشته‌ است‌. ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ ترجمه‌های‌ او را در ردیف‌ ترجمه‌های‌ حنین‌ شمرده‌، ولی‌ اذعان‌ داشته‌ که‌ ترجمه‌های‌ حنین‌ فصیح‌تر و شیواتر است‌. به‌ علاوه‌، حنین‌ چنانکه‌ خود گفته‌ است‌، ترجمه‌های‌ استفان‌ و دیگر دستیاران‌ خویش‌را بررسی‌ و اصلاح‌ می‌کرده‌است.‌ این کتاب مهم‌ترین‌ کتاب‌ دارویی مصور‌ در طب‌ اسلامی‌ است‌ و در حدود 15 قرن‌ منبع‌ اصلی‌ داروشناسی‌ در جهان‌ اسلام‌ بوده‌ است‌. متن‌ یونانی‌ کتاب‌ که‌ شامل‌ 5 مقالة اصلی‌ و دو مقالة الحاقی‌ است‌، در سدة 1م‌ نگارش‌ یافته‌ است‌. این‌ کتاب‌ در زمان‌ متوکل‌ به‌کوشش‌ حنین‌ بن‌ اسحاق‌ به‌ بغداد آورده‌ شد و نخست‌ توسط خود او به‌ زبان‌ سریانی‌ ترجمه‌ شد. سپس‌ استفان‌ متن‌ کامل‌ آن‌ را از زبان‌ یونانی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ کرد و این‌ ترجمه‌ توسط حنین‌ بازبینی‌ و اصلاح‌ شد. این‌ دو ظاهراً یک‌بار دیگر نیز مشترکاً دست‌ به‌ ترجمة این‌ کتاب‌ زدند و متن‌ ترجمه‌ را دیگر بار حنین‌ بازبینی‌ و اصلاح‌ کرد. استفان‌ نامهای‌ دارویی‌ یونانی‌ را که‌ معادل‌ عربی‌ آنها را می‌شناخت‌، در متن‌ کتاب‌ وارد کرد، ولی‌ نامهای‌ ناشناخته‌ را به‌ همان‌ صورت‌ اصلی‌ در متن‌ عربی‌ آورد تا شاید آیندگان‌ معادلهایی‌ برای‌ آنها بیابند. غالب‌ این‌ نامها یک‌ سده‌ بعد در اندلس‌ به‌ یاری‌ راهبی‌ به‌ نام‌ نیکلا که‌ فرستادة امپراتور بیزانس‌ به‌ دربار عبدالرحمان‌ ناصر بود و به‌ زبانهای‌ یونانی‌ و لاتینی‌ آگاهی‌ داشت‌، به‌ زبان‌ عربی‌ ترجمه‌ و تفسیر شد. ترجمة استفان‌ بی‌شک‌ مهم‌ترین‌ ترجمة کتاب‌ دیاسقوریدوس‌ به‌ زبان‌ عربی‌ است‌، ولی‌ یگانه‌ ترجمة آن‌ نیست‌. در سده‌های‌ بعد ترجمه‌های‌ دیگری‌ نیز از این‌ کتاب‌ فراهم‌ آمد که‌ ظاهراً همه‌ از روی‌ ترجمة سریانی‌ حنین‌ صورت‌ گرفته‌، و اکنون‌ نسخه‌هایی‌ از آنها در دست‌ است که پیش از این به برخی اشاره شد. اما یکی از نسخ کهن از این ترجمه خوشبختانه در کتابخانة لیدن هلند موجود است که تصاویر فوق‌العاده دقیق و عالی دارد. این نسخه به خط نسخ کم‌نقطه کتابت شده و بنا به اذعان کاتب، از روی نسخة شیخ ابی‌عبدالله ناتلی مصلح که در سمرقند برای خلیفة عباسی المؤید بالله در ربیع‌الاول 380ق. تهیه نموده بود، کتابت شده است. تاریخ کتابت نسخة لیدن، به تاریخ اواسط رمضان سال 475ق. بوده، امّا کاتب از خود اسم نبرده است. در ذیل ترقیمه کاتب، با خط متأخرتر نسبت بدان یک گزارش اتمام ترجمة فارسی یاد شده که از اهمیت فراوانی برخوردار است. با توجه به این یادداشت، گویا از روی همین نسخه در 18 صفر سال 510 ق. شخصی به نام «محمد بن علی الرمی» متن عربی الحشایش را به فارسی ترجمه کرده و یاد کرده که چون عربی مهجور بوده و گویا برای برخی قابل استفاده نبوده، آن را به فارسی مرغوبی برگردانده، و اذعان داشته که این نسخه ناتلی بوده و ترجمه اصطفن و حنین می‌باشد. الحشائش، با عنوان المقالات‌ السبع‌ یا هیولی‌ الطب‌ فی‌ الحشائش‌ و السموم‌، تألیف: پدانیوس دیوسکوریدس عین‌زربی (متوفی حدود 90 م.) با ترجمه عربی از: اِصْطِفَن بن بَسیل (شاگرد حنین) و ویرایش و اصلاح: حنین بن اسحاق ( درگذشتة 260 ق) به کوشش: دکتر یوسف بیگ‌باباپور بر اساس دستنویس کهن کتابخانة لیدن هلند به تاریخ کتابت 475 هجری به صورت عکسی از سوی انتشارات سفیر اردهال در قطع وزیری منتشر شده است.

استاد دکتر محمد حسن حائری درگذشت.


دکتر محمدحسن حائری روز یکشنبه، 20 مرداد ماه، پس از جلسه‌ دفاع که در دانشگاه ادبیات کرج برگزار شد جان به جان آفرین تسلیم کرد.
پیکر دکتر محمدحسن حائری فردا(سه‌شنبه 22 مرداد) ساعت 10 صبح از مقابل دانشکده‌ ادبیات و زبان ‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی تشییع و در بهشت‌ زهرا به خاک سپرده می‌شود.
مراسم ترحیم این استاد فقید دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی نیز از ساعت 10 تا 11:30 در مسجد جامع شهرک غرب واقع در میدان صنعت برگزار خواهد شد.
زنده یاد دکتر محمدحسن حائری عضو هیئت علمی گروه ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی بود که از آثار او می توان به تصحیح دیوان غالب دهلوی، منات خیال‌، راه گنج و صائب و شاعران طرز تازه اشاره کرد.

پس از شنیدن این خبر مبهوت ماندم  و تنها توانستم بگویم که دنیا گلچین است. من از شاگردان این استاد فهیم و دانشمند بودم و حتی در روز دفاعیه از پایان نامه خاطرم هست که هوا بسیار گرم بود و با هم خوش وبشی کردیم. ایشان از استید بلامنازع حوزه عرفان اسلامی و متون عرفانی بودند. خدایش بیامرزاد و قررین رحمت کناد. روحش شاد و قرین اولیا و پاکان و خوبان باد.

چنان به موی تو آشفته‌ام
چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست
مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست
نماز شام قیامت به هوش بازآید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست
خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست


امانت منابع الکترونیک در کتابخانه‌های عمومی ایالت جورجیا


کتابخانه های عمومی ایالت جورجیای ایالات متحده آمریکا انواع منابع غیرکتابی را به مراجعان امانت می دهند. این منابع شامل منابع دیداری و شنیداری و همچنین کتاب الکترونیک می شود.

فیلم های سینمایی و کارتون در قالبهای نوار ویدیوی VHS، CD، DVD عمده منابع دیداری و شنیداری را تشکیل می دهند. گرچه حتی دوران CD هم تقریبا به سر رسیده است، نوارهای ویدیوییVHS هنوز طرفداران خاص و البته اندک خود را دارد. به طور کلی مردم ایالات و مناطق کمترتوسعه یافته آن کشور در عین امکان برخورداری از آخرین فناوری ها، از استفاده از فناوری های به زعم ما قدیمی و از مد افتاده ابایی ندارند. اگر یک فناوری هنوز کارایی داشته باشد و پاسخگوی نیازشان باشد، به بهره برداری از آن ادامه می دهند. به عنوان مثال، در بخشی از اداره کار ایالت جورجیا، که یکی از ایالات نسبتا محروم محسوب می شود، هنوز از نرم افزار تحت DOS برای پاسخگویی به مراجعان استفاده می شود!

کتابهای الکترونیک به دو گروه کتابهای صوتی (eAudiobook) و متنی (eBook) تقسیم می شوند. هر دو آنها را می توان به طور حضوری یا از طریق وبسایت کتابخانه به امانت گرفت.

در امانت حضوری، کتاب الکترونیک صوتی در وسیله ای که شبیه MP3 Player است، و کتاب الکترونیک متنی در کتابخوان های رایج در بازار به کاربران امانت داده می شود. این کتابها قفل نرم افزاری دارند که هنگام به امانت گرفتن آن را برای استفاده کاربر باز می کنند. بدیهی است که به منظور رعایت بهداشت، گوشی لازم برای شنیدن کتاب الکترونیک صوتی امانت داده نمی شود و کاربر در صورت تمایل می تواند آن را از کتابخانه خریداری کند.

البته کتاب الکترونیک صوتی (eAudiobook) را نباید با کتاب گویا (Talking Book) اشتباه گرفت. کتاب گویا در قالب نوارهای کاست یا کارتریج همراه با کارتریج خوان و حتی CD به نابینایان و معلولان امانت داده می شود. این کاربران باید از قبل فرم درخواست برخورداری از خدمات کتابهای گویا را پرکنند. نمونه ای از این فرم را در اینجا می توانید ببینید.

درامانت غیرحضوری از طریق وبسایت کتابخانه، ابتدا لازم است که کاربر به طور حضوری از کتابخانه شماره رمز (PIN) دریافت کند تا با آن و شماره عضویت خود بتواند وارد حساب کاربری خود در وبسایت کتابخانه بشود. کاربر می تواند کتاب مورد نظر را جستجو، انتخاب و سپس دانلود کند. هنگام شروع دانلود، تاریخ سر رسید امانت کتاب تعیین و به فایل کتاب افزوده می شود. پس از اتمام مهلت امانت آن کتاب، فایل به طور خودکار غیرفعال و غیر قابل استفاده می شود و کاربر چاره ای جز حذف آن ندارد.


خبر نام‌نویسی برای شرکت در دوره‌ی «مقدمه‌ای بر نسخه‌شناسی اسلامی»

دوره‌ی آموزشی «مقدمه‌ای بر نسخه‌شناسی اسلامی» در دانشگاه کمبریج برگزار می‌شود.

دوره‌ی مذکور توسط اتحادیه‌ی «نسخ خطی اسلامی» در تاریخ 23 تا 27 سپتامبر 2013(یکم تا پنجم مهر 1392)، در دانشگاه کمبریج انگلستان برگزار می گردد.

در حال حاضر متقاضیان می‌توانند برای شرکت در این دوره ثبت‌نام نمایند.

مدرس این دوره استاد «فرانسوا دروش[1]»-مدیر مطالعات «مدرسه‌ی فنی مطالعات عالی[2]» در پاریس و مؤلف کتابی به نام «مقدمه‌ای بر مطالعه‌ی نسخ خطی اسلامی به خط عربی[3]»- است. دوره‌ی مذکور برای پژوهشگران تاریخ هنر، صحافان، نسخه‌شناسان، کارشناسان مرمت و حفاظت، مجموعه‌داران و متصدیان مجموعه‌های نسخ خطی و دانشجویان و هر کسی که در زمینه‌ی نسخ خطی کار می کند قابل استفاده است. برای شرکت در چنین دوره‌ی آموزشی-کاربردی نیاز به دانستن زبان‌های رایج در جهان اسلام نیست. 

سخنرانی‌ها پیش از ظهر از ساعت 9 تا 12 و 30 دقیقه‌ی همراه با ارائه‌ی عکس و تصویر برگزار خواهد شد. این سخنرانی‌ها موضوعاتی مانند دست‌اندرکاران ایجاد نوشته، ساختار دسته بندی کاغذ ها در نسخ خطی، قواعد صفحه آرایی کتاب خطی، صحافی، آرایه‌ها، ابزار‌ها و مواد مورد استفاده در کتاب‌سازی، خطاطی و خط شناسی را در بر‌می‌گیرد.

برای نام نویسی به این پیوند مراجعه کنید.اینجا

برای کسب آگاهی بیشتر در مورد برنامه‌ و حق‌الزحمه این دوره به این پیوند مراجعه نمایید.اینجا

555KAMBERIJ

گفتنی است که دوره‌ی کامل شامل سخنرانی‌های صبح و جلسات عملی و کاربردی بعد از ظهر است که طی آن شرکت کنندگان نسخ خطی کتابخانه‌ی دانشگاه کمبریج را بررسی کرده و تمرینات عملی در خصوص توصیف نسخ خطی خواهند داشت. در حال حاضر تعداد شرکت کنندگان در دوره‌ی کامل به حد نصاب رسیده است، اما علاقه مندان می توانند با برید کهربایی به نشانی زیر admin@islamicmanuscript.org نام‌شان را برای شرکت در لیست اضافه کنند.

Ms Jenny Wright

Research Coordinator (part-time)

The Islamic Manuscript Association Ltd

c/o The Lotus Gallery

33 Trumpington Street

Cambridge CB2 1QY
UK
Telephone: +44 (0)1223 303177
Fax: +44 (0)1223 302218
Email: jenny@islamicmanuscript.org
Website: www.islamicmanuscript.org

مجید سائلی