نادر فقیه زاده افتخار ایران

همشهری سرنخ: یکی دیگر از ایرانیان موفقی که در خارج از کشورمان زندگی می کند نادر فقیه زاده است. جوانی خوش فکر و خوش ذوق که این روزها خیلی از عاشقان اتومبیل های بی ام دبلیو خودروهایی را سوار می شوند که طراحی آنها را او به عهده داشته است.

فقیه زاده متولد 1355 است و دوران ابتدایی را در تهران گذرانده. او سال 1365 به اتفاق خانواده اش به خاطر کار پدرش که در کنسولگری ایران در فرانکفورت و هامبورگ کار می کرد تهران را به مقصد آلمان ترک کرد.


نوجوان ایرانی ادامه دوران مدرسه تا دیپلم را در آلمان گذراند و چند سال بعد هم موفق شد با مدرک فوق لیسانس طراحی خودرو از دانشگاه فورتزهایم آلمان فارغ التحصیل شود. این روزها طراح ایرانی شرکت بی ام دبلیو روزهای پرمشغله ای را می گذراند.

 او در حال طراحی بدنه سری 7 آینده این شرکت خودروسازی است اما با این حال برای مصاحبه زمان گذاشت و از خود و کار در یکی از شرکت های بزرگ خودروسازی دنیا گفت.


از چه زمانی وارد کمپانی BMW شدید؟

- بلافاصله بعد از تحصیل و فارغ التحصیل شدنم با دعوت آقای بنگل مدیر طراحی گروه BMW در این کمپانی مشغول به کار شدم. ابتدا در قسمت advanced design و بعد طراحی داخل اتومبیل و بعد هم در قسمت طراحی بدنه.

کار کردن در شرکتی مانند BMW چه مزایا و چه سختی هایی دارد؟

- اینجا همه چیز منظم و حرفه ای است. هر کسی دقیقا کاری را انجام می دهد که در آن تخصص دارد و این باعث حرفه ای بودن کار و بالا رفتن کیفیت محصول می شود اما در عین حال یکی از سختی های کار برای طراح، این است که باید با مسوولان این همه قسمت مختلف به خوبی کار کند و آنها را برای پیاده کردن ایده هایش قانع کند و در عین حال سعی کند همواره طرح به ایده اصلی اش نزدیک بماند و یاد دستخوش تغییرات نشود که این کارها همیشه به سادگی امکانپذیر نیست. از دیگر سختی هایی که می توانم به آن اشاره کنم رقابت تنگاتنگ بین طراح ها است.


آیا طراحی خودرو شغلی بود که در کودکی آرزوی آن را داشتید؟

- خیر، حتی نمی دانستم که چنین شغلی وجود دارد! ولی همیشه از بچگی وقتی ماشین ها را می دیدم یک احساس فانتزی خاصی داشتم. مثلا یک بنز اس 280 همیشه در کوچه ما پارک بود که برای من یک روح یا حس خاصی داشت. برایم جالب بود که چطور یک ماشین اینقدر شخصیت و روح دارد. آن زمان نمی دانستم که قبل از تولید این ماشین، یک طراح این طرح را با عشق کشیده و این روح را به وجود آورده و کلی آدم برای به وجود آوردن این ماشین زحمت کشیده اند.


چطور شد که وارد شرکت BMW شدید؟

- در دانشگاهی که در آن تحصیل می کردم در آخر هرترم نمایشگاه کارهای طراحی داشتیم و مهمانانی که می آمدند طراحان و مسوولان شرکت های خودروسازی مشهور دنیا بودند که اکثرشان از شرکت های خودروسازی آلمان از قبیل بنز، بی ام دبلیو، پورشه و ... آنجا بودند. آنجا بود که رابطه بین دانشجویان و صنعت ایجاد می شد و همین طور برای من. ترم 4 بود که پورشه و بی ام دبلیو برایم امکاناتی برای بورسیه دادند و چون من به بی ام دبلیو احساس خوبی پیدا کرده بودم انتخابم بی ام دبلیو شد.


کدام خودروها را برای این شرکت طراحی کرده اید؟

- BMW7 Series طراحی داخلی
BMW6 Series Coupe طراحی خارجی
BMW6 Series Convertible طراحی خارجی
BMW6 Series Grang Coupe طراحی خارجی

قبلا در یکی از مصاحبه ها گفته بودید که شما برای طراحی خودرو از جریان آب الهام گرفته اید. در این باره بیشتر برایمان بگویید.

- اواخر سال 2007 بود که این ایده به ذهنم رسید، آن زمان من به دنبال فلسفه جدیدی بودم که موج آب مرا تحت تاثیر قرار داد، مثل تصویر لحشه نخست شکافته شدن سطح آب توسط کشتی یا قایق و به وجود آمدن فرم های هندسی جالب و زیبا در سطح آب.




در حال حاضر روی چه پروژه ای کار می کنید؟

- طرح بدنه سری 7 آینده.

خیلی از خواننده های ما دوست دارند درباره عواملی که در موفقیت شما تاثیرگذار بوده بدانند و اینکه چطور آنها می توانند وارد این رشته بشوند.

- علاقه و عشق به کار، گوش دادن و دنبال کردن حس درونی، نترسیدن از رقابت سخت، ایمان و امید و در آخر پشتکار، اگر کسی از من بپرسد که چطور باید وارد این حوزه شد می گویم که باید از راه شوارد شد. باید سعی کنند وارد دانشگاه های معتبری بشوند که با صنایع خودروسازی همکاری می کنند.

آیا به جز شما ایرانی دیگری هم در کمپانی BMW مشغول کار هست؟

- بله، چند مهندس ایرانی در قسمت تکنیک و همینطور در قسمت فروش.


خودتان چه ماشینی سوار می شوید؟

- BMW X5.

تا به حال تصادف کرده اید؟

- وقتی که تازه گواهینامه گرفته بودم یک بار ماشین نو پدرم را سوار شده بودم. با سرعت دنده عقب رفتم که یک ماشین پیچید و جلو تا عقب ماشین پدرم به کلی داغان شد، خیلی ناراحت شدم چون آن ماشین را خیلی دوست داشتم.


در فیلم های آلمانی می بینیم که خیلی از مردم خودروی بی ام دبلیو دارند، در آلمان همه اقشار مردم می توانند این خودروی گرانقیمت را داشته باشند؟

- بستگی دارد. یک بی ام دبلیو قدیمی و دست دوم را می توان با قیمت مناسب تهیه کرد ولی ماشین های جدید قیمت های بسیار بالاتری دارند و همینطور قیمت کلاس های مختلف هم متفاوت است. مثلا قیمت کلاس سری 1 با سری 7 خیلی فرق دارد.

برای طراحی خودروها چقدر زمان می گذارید؟

- برای طرح ها بین 2 تا 3 سال وقت می گذارم. از ایده تا زمانی که ماشین تولید می شود. مرحله اول این است که یک ایده را در ذهن شکل می دهید و به ماشین شخصیت خاصی می بخشید. در این مرحله باید بتوانید ایده را واضح و شفاف روی کاغذ پیاده کنید و رئیس بخش طراحی را متقاعد کنید که طرح خوبی است، درست مثل یک بازاری که جنسش را می خواهد بفروشد.


مرحله دوم، بعد از انتخاب طرح است که باید از روی آن مدل ساخت. در این مرحله باید طرح دو بعدی را به صورت سه بعدی پیاده کنید. مدل سازی تقریبا یک سال طول می کشد که در آخر باید یک مدل بی نقص از نظر هنری، استاتیک، اقتصادی تکنیکی و ... آماده شده باشد که به آن دیزاین فریز می گویند.


مرحله سوم، مرحله تولید است که با استفاده از تمام امکانات شرکت و کار با تمام شبکه ها، طرح پیاده شده و ماشین آماده تولید راهی باند کارخانه می شود. البته در مراحل تولید شرکت آزمایش های زیادی از جمله تست صداهای مختلف، از صدای موتور، کابین تا صدای بستن در و ... تست ایرودینامیک، کراش ... آزمایش سرعت در پیچ، شتاب ... آزمایش های امنیتی و صدها تست دیگر انجام می دهد.

شفيعي كدكني و محمد قهرمان

دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني: درباره «قهرمان» مي‌توانم ساعت‌ها حرف نا مكرر بزنم گزارشي از نشست «به ياد قهرمان بزرگ» در دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد
نشست «به ياد قهرمان بزرگ» با حضور دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني و نيز استادان دانشگاه، دانشجويان و جمعي از دوست‌داران استاد قهرمان، صبح شنبه در كتابخانه قطب علمي فردوسي‌شناسي دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد. در اين نشست، علاوه بر سخنراني دكتر شفيعي‌كدكني درباره دوست ديرينه‌اش، مرحوم محمد قهرمان، ديگر حاضران نيز خاطراتي را درباره شخصيت علمي‌هنري و سلوك شخصي اين شاعر فقيد خراساني بيان كردند.
قهرمان به معني واقعي كلمه شعرشناس بود
در ابتداي اين نشست، دكتر محمدجعفر ياحقي گفت: مرحوم قهرمان از سال 1341 تا سال 1368 در كتابخانه دانشكده زندگي كرد و در همه دوران زندگي‌اش با كتاب انس داشت؛ از همين رو اين نشست يادبود را در كتابخانه برگزار كرديم تا اداي ديني به اين استاد باشد.
رئيس قطب علمي فردوسي‌شناسي با بيان اينكه كتابخانه دانشكده ادبيات مشهد محصول زحمات استاد قهرمان است، ادامه داد: قهرمان دو دوست صميمي و يكرنگ داشت، يكي مرحوم مهدي اخوان‌ثالث و ديگري استاد شفيعي‌كدكني؛ اگرچه سليقه شعري قهرمان با اين دو شاعر متفاوت بود و او راه خود را مي‌رفت، ولي دوستي‌هايش با اين دو شخصيت بي‌نهايت بود؛ دو تن از اين عزيزان از ميان ما رفته‌اند، ولي خوشبختانه ما وجود مغتنم استاد شفيعي‌كدكني را در كنار خود داريم و از اين رو از ايشان خواستيم تا در اين جلسه يادبود حضور داشته باشند.
اين عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي پس از معرفي اجمالي آثار منتشر شده قهرمان، به ويژگي‌هاي شعر محلي اين شاعر پرداخت و گفت: قهرمان در محلي‌سرايي ممتاز بود؛ اگر در تاريخ ادبيات ايران چند شاعر محلي‌سراي برجسته داشته باشيم، محمد قهرمان دست‌كم در روزگار ما يكي از اين شاعران انگشت‌شمار است؛ او شعر تربتي را در كمال مي‌سرود.
دكتر ياحقي افزود: ويژگي ممتاز محمد قهرمان اين بود كه آشنايي ژرفي با سبك هندي، به ويژه شاخه ايراني آن داشت كه بهتر است آن را سبك اصفهاني بناميم؛ اگرچه بخشي از شعرهاي او در كتاب «حاصل عمر» چند سال پيش چاپ شد، اما او تا آخرين روزهاي زندگي شعر مي‌سرود كه اميدوارم همه شعرهاي استاد به زودي منتشر شود.
مدير فرهنگ‌سراي فردوسي با اشاره به اينكه قهرمان به معناي واقعي كلمه شعرشناس بود، ادامه داد: گوش حساسي به موسيقي شعر داشت و روايت‌هاي مختلفي از يك شعر را حفظ بود؛ دقت زياد او در تصحيحات مشهود بود و مقدمه‌هاي جامع و دقيق او بر ديوان شاعران سبك هندي و ظرافت‌هايي كه در ضبط نسخه‌بدل‌هاي شعر آن‌ها داشت، مغتنم بود.
وي تصريح كرد: قهرمان به عنوان يك كتابدار، اين همه كتاب توليد كرده است كه شمار آن‌ها از شمار كتاب‌هاي بسياري از استادان دانشگاه بيشتر است.
اين استاد ادبيات فارسي در بخش ديگري از سخنانش درباره جايگاه محمد قهرمان در شعر معاصر خراسان گفت: قدسي، كمال، صاحبكار، قهرمان و باقرزاده، شاعران كلاسيك معاصر خراسان بودند كه از اين جمع، تنها استاد باقرزاده زنده است كه يادگار جمع شاعران بزرگ خراسان است و بقيه به همراه عماد و صديق و گلچين‌معاني در مقبره‌الشعراي توس آرميده‌اند.
دكتر ياحقي خاطرنشان كرد: من در انجمن ادبي محمد قهرمان كه 51سال در منزل اين استاد برگزار مي‌شد، بزرگاني همچون زرين‌كوب، علينقي منزوي، اخوان‌ثالث و استاد شفيعي‌كدكني را ديده‌ام؛ متأسفانه تاريخچه انجمن‌هاي ادبي خراسان گم است و بايد پژوهشگران علاقه‌مند، تاريخ مدوني از اين انجمن‌هاي ادبي فراهم آورند.
در ادامه اين جلسه، دكتر احمد علوي، دكتر محمدمهدي ناصح، دكتر مه‌دخت پورخالقي‌چترودي و ... با بيان خاطراتي از محمد قهرمان، به جنبه‌هايي از شعر و شخصيت اين استاد فقيد اشاره كردند تا نوبت به استاد شفيعي‌كدكني برسد.
شفيعي‌كدكني و 58سال خاطره از قهرمان
دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني درباره سابقه آشنايي‌اش با محمد قهرمان گفت: من طلبه‌اي 16،15 بودم و حريص بر يادگيري و مطالعه؛ به جز ساعاتي كه در درس استادانم مانند اديب نيشابوري، آشيخ هاشم و آيت‌ا... ميلاني حضور داشتم، وقتم يا در كتابخانه آستان‌قدس يا در كتابخانه مسجد گوهرشاد مي‌گذشت؛ در سال 1334، در بخش مجلات كتابخانه آستان‌قدس، مجله‌اي را به نام «در راه هنر» ديدم كه توجهم را جلب كرد؛ اين مجله امتياز رسمي نداشت و ضميمه روزنامه «سنگر خاور» منتشر مي‌شد و شاملو و اخوان و عماد و عده ديگري از شاعران پيشرو آن سال‌ها اين مجله را منتشر مي‌كردند؛ به آن علاقه‌مند شدم و شش شماره اين مجله را خريدم و به دست خودم صحافي كردم كه در كتابخانه شخصي‌ام كه آن را به مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي اهدا كردم، موجود است؛ در همين مجله مقاله بسيار درخشان مهدي اخوان‌ثالث با عنوان «نوعي وزن در شعر امروز» منتشر شده بود كه من با خواندن آن براي نخستين‌بار، قواعد كوتاه و بلندشدن وزن نيمايي را فهميدم؛ در همان مجله و احتمالاً در همان شماره كه مقاله اخوان‌ثالث آمده بود، يك غزل به لهجه تربتي از محمد قهرمان خواندم و بدين ترتيب عملاً آشنايي من با نام و شعر محمد قهرمان از سال 1334 شروع مي‌شود؛ تقريباً 58سال.
شفيعي‌كدكني درباره نخستين ديدارش با استاد قهرمان اين‌گونه گفت: من با مرحوم دكتر شريعتي و نعمت آزرم در روزنامه خراسان صفحه‌اي داشتيم؛ در سال 1339 نعمت آزرم مقاله‌اي در تحليل و معرفي شعر اخوان‌ثالث نوشت؛ اخوان‌ثالث آن مقاله را خوانده و براي تشويق يك جوان همشهري، نامه‌اي به محمد قهرمان نوشته بود؛ قهرمان آن زمان هنوز كارمند بانك عمران بود و هنوز به كتابخانه دانشكده ادبيات نيامده بود؛ محمد قهرمان براي ديدن ما به روزنامه خراسان آمد؛ چون اخوان‌ثالث در آن نامه اسم ما را برده بود، قهرمان علاقه‌مند شد با ما از نزديك آشنا شود؛ آمد و ما از نزديك آشنا شديم و ستاره‌مان با هم گرفت.
اين شاعر معاصر و استاد برجسته ادبيات فارسي درباره شكل‌گيري انجمن ادبي قهرمان و ديگر انجمن‌هاي ادبي فعال در مشهد، ادامه داد: در همان زمان، يك بار قهرمان به من و نعمت آزرم گفت كه مي‌خواهيم انجمن ادبي داشته باشيم و دوستان بيايند و شعر بخوانيم؛ براي ما و براي همه جوانان اهل ادب موهبتي بود؛ سه انجمن ادبي ديگر در همان زمان، قبل از تشكيل جلسات محمد قهرمان در مشهد داشتيم؛ يكي انجمن ادبي شادروان استاد محمود فرخ، يكي انجمن ادبي شادروان سرگرد نگارنده و يكي هم كه انجمن ادبي خود ما بود؛ مرحوم دكتر شريعتي و نعمت آزرم و من در منزل فخرالدين حجازي در سرشور جمع مي‌شديم و بعد كه مرحوم حجازي خانه‌اي ساخت، جلسات ما آنجا تشكيل مي‌شد كه نشاني‌اش را حجازي در يك بيت شعر سروده بود: «ميدان چرخ، كوچه كسرايي/ بن‌بست اول است اگر آيي!» عملاً ما در مشهد با تأسيس انجمن ادبي قهرمان، چهار انجمن ادبي فعال داشتيم با سليقه‌هاي متنوع؛ منزل مرحوم فخرايي انجمن شعر مدرن و آوانگارد بود؛ منزل مرحوم نگارنده بيشتر شعرهاي
با حال و هواي مذهبي و غزل‌هاي سبك هندي خوانده مي‌شد و منزل مرحوم استاد فرخ هم ويژه شعر سبك خراساني بود؛ در اين جلسات همه نوع سليقه وجود داشت، هرچند هركدام يك وجه غالب داشتند؛ به محض اينكه جلسه منزل محمد قهرمان تشكيل شد، ما جذب هم دانش ادبي قهرمان شديم و هم سلوك انساني واقعاً بي‌مانند اين مرد.
استاد شفيعي‌كدكني سخن خود را درباره سلوك اخلاقي قهرمان اين‌گونه ادامه داد: انضباط اخلاقي و سلوك معنوي محمد قهرمان واقعاً آموزنده بود؛ بنده متجاوز از 50سال با او دوست بودم؛ سفرها رفتيم؛ سر سوزني ترك اولي در عالم دوستي از او نديدم؛ در سفرها هنگامي كه كسي مي‌خواست پول هتل يا رستوران را حساب كند، مي‌گفت: «التدنگ ديني و دين آبايي!» اين جمله‌اي بود به طنز كه خودش آن را ساخته بود و مي‌گفت من بايد دنگ خودم را بپردازم؛ من بي‌اغراق مي‌گويم كه درباره سلوك اخلاقي او ساعت‌ها مي‌توانم حرف غيرمكرر بزنم.
دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني درباره كتاب «شعر امروز خراسان» که در زمان جواني در مشهد منتشر كرده است، گفت: در همان انجمن مدرن‌هاي خراسان كه در منزل شادروان فخرالدين حجازي برگزار مي‌شد، در سال 1340 به سرمان زد كه از حاصل خلاقيت ادبي اعضاي انجمن، منتخبي منتشر كنيم؛ اول قصدمان اين بود كه در دايره اعضاي انجمن كه نامش بعدها «انجمن ادبي پيكار» شد، هركس از اعضاي انجمن، نمونه بهتري از خلاقيت‌هاي شعري‌اش را بدهد و در جزوه‌اي چاپ كنيم؛ چون من و نعمت آزرم به انجمن‌هاي ادبي ديگر فعال در آن سال‌هاي مشهد رفت و آمد داشتيم، هم انجمن فرخ و هم انجمن نگارنده و طبعاً منزل قهرمان، گفتيم كه چه دليلي دارد اين جزوه را در حاصل كار فقط به انجمن پيكار محدود كنيم، گفتيم از اعضاي انجمن‌هاي فرخ و نگارنده و قهرمان هم شعر بگذاريم؛ اين كتاب در اسفند 1341 به عنوان نخستين نشريه انتشارات توس كه رفيقمان محسن باقرزاده مدير آن بود، منتشر شد؛ در اين كتاب، ما شعر شاعران اين چهار انجمن را گذاشتيم؛ علاوه بر آن، شعر شاعراني مثل اخوان‌ثالث و عماد خراساني را نيز آورديم؛ اين بود كه دامنه انتخاب شعرها را وسيع گرفتيم و با وجود جواني و خامي و لوازم آن نوع سن، به نظر من انتخاب خيلي معتدلي كرديم؛ اگر فصل مربوط به عماد يا اخوان‌ثالث يا فرخ يا دكتر رجايي را در اين كتاب باز كنيد، بهترين شعرهاي اين شاعران را در آن خواهيد ديد؛ ما در اين كتاب شعر 60 شاعر زنده را آورديم و مقيد بوديم كه از شعراي درگذشته شعر نگذاريم؛ در آن زمان مسن‌ترين فردي كه از او در كتاب شعر آورديم، شيخ‌الادبا و الشعراي خراسان، شادروان استاد محمود فرخ بود كه متولد 1318 هجري قمري است؛ از خودمان هم نمي‌خواستيم شعر بگذاريم؛ وقتي كتاب تمام شد، خيلي‌ها اصرار كردند و من و نعمت آزرم هركدام يك شعر از خودمان آخر كتاب گذاشتيم تا به قول فقها «مسمي تحقق پيدا كند»؛ اين كتاب دقيقاً امسال 50 ساله مي‌شود؛ اتفاقاً چندروز پيش در دفتر محسن باقرزاده، مدير انتشارات توس بودم و گفتم اين انتشارات دارد 50ساله مي‌شود؛ اين كتاب را چون اولين نشريه انتشارات است، بدون يك حرف كم و بيش تجديد چاپ كن.
وي افزود: اين گونه كتاب‌ها بايد در همه استان‌ها و ولايات ايران تهيه شود؛ آرزو داشتم و دارم كه با همان روشي كه ما آن كتاب را تهيه كرديم، براي هر يك از اقاليم جغرافيايي ايران كتابي تهيه شود؛ با همين اعتدالي كه ما داشتيم؛ ما در كتاب «شعر امروز خراسان» غزل سبك هندي، قصيده سبك خراساني، شعر آزاد نيمايي و حتي شعر بي وزن و قافيه از يك شاعر خراساني آورديم؛ وقتي براي هريك از اقاليم ايران كتابي داشته باشيم كه در آن همه شاعران از كهنه و نو شعر داشته باشند، اداي ديني كرده‌ايم به همه فرزندان ايران‌زمين كه در خلاقيت زبان مشترك اقوام ايراني مشاركت خلاق داشته‌اند؛ حتي براي افغانستان و ماوراءالنهار و شبه قاره هند نيز بايد چنين كتابي تهيه شود تا نمونه‌هاي خوب و درخشان همه شاعران فارسي‌زبان را داشته باشيم؛ جاي چنين كتاب‌هايي خالي است؛ آرزوي من اين است كه اين كار در همه اقاليم ايران انجام شود و من حاضرم هزينه‌هايش را خودم بدهم تا دور از هرگونه دوستي و دشمني منتشر شود؛ تا چنين مجموعه‌اي منتشر نشود، نمي‌شود تاريخ ادبيات معاصر ايران را نوشت؛ با چنين مجموعه‌اي همه جوانب و چشم‌اندازها و سبك‌ها در برابر چشم ما قرار خواهد گرفت.
شفيعي‌كدكني درباره انتشار نشريه هيرمند در مشهد نيز گفت: در مشهد دوران جواني ما تعداد زيادي روزنامه بود، اما چند روزنامه مطرح‌تر بودند؛ روزنامه خراسان، روزنامه آفتاب شرق و هفته‌نامه آزادي كه به همت مرحوم علي‌اكبر گلشن‌آزادي، شاعر و روزنامه‌نگار برجسته خراساني منتشر مي‌شد؛ در حدود سال 1340 عبدالمجيد فياض كه وكيل موفقي در مشهد بود، امتياز هفته‌نامه «هيرمند» را گرفت؛ اين نشريه از هر نظر مترقي بود؛ من دانشجوي دانشكده ادبيات و البته طلبه‌اي معمم بودم؛ با دكتر مهدي علايي قرار گذاشتيم كه از امتياز نشريه هيرمند استفاده كنيم و يك نشريه از حاصل كار دانشجويان و استادان منتشر كنيم؛ چهار شماره منتشر شد؛ بسيار آوانگارد و عالي بود؛ از اخوان‌ثالث و ابتهاج و
دكتر يوسفي و دكتر رجايي مقاله و شعر منتشر كرديم؛ «هيرمند» آينه‌اي طبيعي براي نشان‌دادن فعاليت ذوقي و فرهنگي خراسان در آن سال‌ها بود.
قدر خودتان را بدانيد!
وي خطاب به جوانان فعال در عرصه ادبيات گفت: در بهترين ايام عمرتان هستيد؛ بعد آدم گرفتار انواع شبكه‌هاي گرفتاري مي‌شود؛ قدر خودتان را بدانيد و خودتان را دست‌كم نگيريد؛ اگر مقاله خوب، شعر خوب و نقد كتاب آبرومند بنويسيد، موجي ايجاد مي‌كند كه كسي نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد.
دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني در پايان سخنانش، سخني درباره كتابخانه دانشكده ادبيات مشهد گفت كه تاكنون كسي آن را بيان نكرده است. وي گفت: دانشكده ادبيات مشهد در سال 1334 در منزلي اجاره‌اي در مشهد تأسيس شد؛ در حقيقت، دانشكده در خانه‌اي 400متري با چند ساختمان ابتدايي قرار داشت؛ وقتي مي‌خواستند كتابخانه براي دانشكده ادبيات تهيه كنند، مجموعه كتابخانه مرحوم
استاد احمد كمال‌پور، شاعر فقيد مشهدي را خريداري كردند؛ اين كتابخانه كه هسته اوليه كتابخانه دانشكده ادبيات مشهد بود، مجموعه جامعي از دواوين و متون كلاسيك فارسي بود.
*در حاشيه
حضور پرشور دانشجويان، شاعران، استادان رشته‌هاي مختلف دانشگاه مشهد و عموم علاقه‌مندان به
دكتر شفيعي‌كدكني در اين نشست چشم‌گير بود.
دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني هنگامي كه درباره سلوك انساني محمد قهرمان سخن مي‌گفت، ناگهان سخن خود را قطع كرد و چند ثانيه به شدت گريست.
در حاشيه اين نشست، بسياري از دانشجويان تحصيلات تكميلي رشته زبان و ادبيات فارسي و استادان اين رشته، سؤال‌های علمي خود را از دكتر شفيعي‌كدكني پرسيدند. .
اين نشست از ساعت 10 آغاز شد و تا 13:30 ادامه يافت.

مقاله برگفته از روزنامه شهرآرا




بزرگداشت آيت الله سيد محمد خامنه اي


بزرگان حوزه و دانشگاه نقش احیاگر آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای در فلسفه را ستودند

به نقل از  همشهری آنلاین:

مراسم گرامیداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای، شب گذشته (دوشنبه 06 خرداد 1392) در تالار وحدت با حضور وی، سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آیت‌الله غلامرضا فیاضی رئیس هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی، رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، محمدباقر خرمشاد رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، غلامحسین ابراهیمی‌دینانی چهره ماندگار فلسفه و تنی چند از اندیشمندان و علاقه‌مندان به علم و دانش برگزار شد.

  • حسینی: تکریم مفاخر‌ راه را در عصر بحران هویت به ما نشان دهد

سیدمحمد حسینی با بیان اینکه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مدت‌ها به دنبال برپایی این برنامه بود، گفت: تکریم مفاخر، مشاهیر، عالمان و بزرگان ایران‌زمین یکی از اولویت‌های کاری وزارت ارشاد است، چه افرادی که رحلت کرده‌اند و چه بزرگانی که در قید حیات هستند.

وزیر ارشاد با اشاره به برگزاری آیین بزرگداشت مفاخر اظهار داشت:‌ این کاری که انجام می‌شود به عنوان یک وظیفه دینی تلقی می‌شود؛ اینکه حضرت رسول فرمودند «اِن اکرم العباد الی الله بعد الانبیاء العلماء» یا «ان العلما ورثه الانبیاء» همه اینها دال بر این است که ما باید تکریم عالمان را پیشه خود سازیم.

حسینی ادامه داد: بر اساس فرمایش امام محمد باقر(ع) یک عالمی که دیگران از علم، دانش و فضل او بهره‌مند می‌شوند از 70 هزار عابد برتر است، وظیفه ما را مشخص می‌کند که از وجود این بزرگان بهره گرفته و آنها را به نسل جوان معرفی کنیم.

وی با بیان اینکه باید از سرمایه‌های معنوی برای برخورداری از رفاه، آبادانی، امنیت و تمام کمالات سود جست، یادآور شد: بر مبنای تعابیری که در آیات و روایات داریم وظیفه ما این است که تلاش گسترده‌ای را برای معرفی زندگی، افکار و سیر و سلوک مفاخر و علما انجام داد.

وزیر ارشاد تصریح کرد: نباید علما و مشاهیر را برای نسل جوان، دست‌نیافتنی معرفی کرد بلکه باید برای آنها بیان شود که علما و سایر بزرگان در اثر تحمل زحمات و مشقات فراوان توانستند موانع را یکی پس از دیگری پشت‌سر گذاشته و سپس به شخصیتی اثرگذار تبدیل شدند.

وی اظهار داشت: یادآوری مشقت‌ها و سختی‌های بزرگان موجب ارتقای فرهنگ ایران می‌شود، از این‌رو در عصری که بحران هویت نامیده می‌شود، مفاخر می‌توانند نشان‌دهنده راه و مسیر باشند چرا که هویت هر کشور بسته به پیشینه تاریخی و بزرگان آن کشور است.

  • مفاخرمان را تکریم نکنیم، دیگران آن‌ها را به سود خود مصادره می‌کنند

حسینی با بیان اینکه مفاخر، ستاره فروزنده آسمان یک کشور به شمار می‌روند، گفت: در کشور ما بعد از پیروزی انقلاب، توجه خوبی به این مسئله شده است بنابراین هر وقت که بخواهیم بزرگداشتی برای یکی از بزرگان برگزار کنیم خدمت مقام معظم رهبری رسیده و رهنمودهای ایشان را مدنظر قرار می‌دهیم و ایشان از برگزاری مراسمی برای «صائب تبریزی» ابراز خرسندی کردند.

وی خاطرنشان کرد: در تقویم کشور ما روزهایی به نام بزرگان نامگذاری شده است که مراسمی با همین عنوان برای آنها برگزار می‌شود و اگر ما در این زمینه کوتاهی کنیم و از گذشتگان یاد نکنیم دیگران آنها را به نام خودشان مصادره خواهند کرد.

وزیر ارشاد با اشاره به برگزاری مراسم بزرگداشت بزرگانی همچون؛ آیت‌الله قاضی، آیت‌الله مرعشی نجفی، علامه سیدنعمت‌الله جزایری، آیت‌الله معزی دزفولی، شیخ شوشتری و مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی، اظهار داشت: این بدان معنا نیست که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام این مراسم‌ها را برگزار کرده بلکه این مراسم‌ها عموماً با مشارکت و ترغیب دستگاه‌‌های مختلف در کشور برگزار شده است.

  • آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای هم اندیشمند است هم ادیب

وی با اشاره به اینکه آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای در رأس بنیاد حکمت اسلامی صدرا قرار دارد، عنوان کرد: ایشان از دوران نوجوانی علاقه و اشتیاق خاصی به فلسفه داشتند که اولین بار کتاب «شرح بدایه» میبدی را با وجود اینکه به زبان عربی بود، مطالعه کرد.

حسینی افزود: آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای کتاب‌ «تجرید الکلام» شیخ طوسی را خواند و اسفار را نزد علامه طباطبایی فرا گرفت، حتی نکات کتاب‌هایی را که در آن سنین درک نمی‌کرد، یادداشت‌ می‌کرد. همچنین مطالعه کتاب «فصوص الحکم» ابن‌عربی در دوران نوجوانی نشان از اشتیاق ایشان به مطالعه بود و همین موضوع باعث شد تا بعدها منشأ اثر قرار گیرد.

وی ضمن بیان چند نکته از کتاب خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای، اظهار داشت: برایم بسیار جالب بود که یک روحانی و فردی اندیشمند، چنین نگاهی به ادبیات داشته باشد. ایشان دیوان اشعار عطار و مولوی را حفظ می‌کرد و در انجمن شعرا شرکت داشت.

وزیر ارشاد گفت: انس انسان با شعر او را با ضوابط درون شعر آشنا کرده و باعث می‌شود انسان بتواند کلام پر رمز و راز ادبا را درک کند. از این‌رو اگر آیت‌الله خامنه‌ای از شعر سخن می‌گوید، شعری است که برخاسته از تعهد بوده و آینه‌ هویت جامعه است. بنابراین یک بیت شعر می‌تواند فردی را که اهل اندیشه نیست، به عمارت پادشاهی رسانده و متحول کند.

  • دینانی: نقش آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای در نشر فلسفه ستودنی است

غلامحسین ابراهیمی دینانی در مراسم گرامیداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای گفت:‌ جاودانگی، اقتضائاتی دارد تا مدتی که این عالم برقرار است هیچ موجودی در آن باقی نخواهد ماند و زندگی او تمام خواهد شد، البته اصل هستی، ازلی و ابدی است.

وی اظهار داشت: وقتی انسان می‌میرد باید نقشی، اثر و ردپایی از خودش در این روزگار باقی بگذارد. قرآن کریم می‌فرماید «الباقیات الصالحات»؛ آیا باقیات صالح‌اند یا صالحات باقی هستند؟

وی در این رابطه افزود: شیطان باقی است اما صالح نیست و تا آخر صالح باقی خواهد بود، پس بهتر این است که بگوییم «الصالحات الباقیات». بنابراین سؤالی که مطرح می‌شود این است که صالح باقی چه چیزی می‌تواند باشد و ردپای انسان در این زمانه پرشتاب چیست؟ در حالی که حتی فلک، لحظه‌ای درنگ ندارند و هیچ قدرتی نمی‌تواند یک لحظه، زمان را نگه دارد.

این چهره برجسته فلسفه عنوان کرد: ‌بنده معتقدم که عمل صالح باقی است، البته با خود انسان، اثر عمل صالح باقی است اما ما یک بقایی می‌خواهیم که در متن جامعه باشد. بنابراین تنها چیزی که می‌تواند در جامعه باقی بماند اثر علمی - فرهنگی است؛ کار علمی درست، سنجیده و سنگین باقی خواهد ماند.

  •  بدون ابن‌سینا اثری از فرهنگ نداریم

دینانی  عنوان کرد:‌ سقراط بعد از 2500 سال که از زندگی او می‌گذرد و با وجود اینکه کتابی ننوشت اما تا ابد سخن او باقی است و هیچ دستی نمی‌تواند او را از صحنه بیرون ببرد حتی ارسطو -که بعد از رنسانس از فلسفه جدا شد و برخی فکر کردند که ارسطو به گورستان تاریخ رفته است- چنین نبود.

وی یادآور شد: اگر آثار فکری ابن‌سینا با یک سرنگ از فرهنگ ما بیرون کشیده شود، نمی‌دانم چه چیزی از آن باقی خواهد ماند؟! از این‌رو باید ابن‌سینا را بزرگ دید در حالی که ما قدرش را نمی‌دانیم. حتی فقه‌ها در اصول فقه مدیون ابن‌سینا هستند.

این چهره ماندگار فلسفه خاطرنشان کرد: بنده به پاس رفاقت 60 ساله، امروز برای آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای به دلیل انجام کار اصیل فرهنگی خداوند را شاکرم.

استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران گفت: ما امروز به اشاعه فرهنگ عقلانی بسیار نیاز داریم، به طور کلی ترویج فرهنگ اسلامی کاری عقلانی است و آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای این توفیق را داشته که به نشر فلسفه بپردازند

  • 60 سال است که با آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای دوستم

دینانی با اشاره به خاطرات خود با آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای اظهار داشت: من با ایشان در حدود 60 سال، هم‌دوره و هم‌خرج بودیم و اکنون نیز هر وقت که به قم می‌روم اکثر اوقات با آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای غذا می‌خورم.

وی یادآور شد: نشر آثار ملی‌ صدرا توسط آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای یک نعمت الهی است و علاقه ایشان به فلسفه یک علاقه معمولی نبود.

این چهره ماندگار فلسفی با اشاره به اینکه 900 سال از شهادت شیخ شهاب‌الدین سهروردی می‌گذرد، عنوان کرد: حاج‌ ملا هادی سبزواری از سهروردی به عنوان «شیخ مقتول» نام می‌برد، در حالی که او گناهی مرتکب نشده بود. همچنین عصاره فلسفه ارسطو در کتاب «حکمت الاشراق» است که در طول 800 سال به جز دو سه نفر، کسی به سراغ این اثر نرفته است و حتی مرحوم علامه طباطبایی با وسعت مطالعاتی که داشت این کتاب را نخواند.

دینانی گفت: فقط ملاصدرا با سهروردی ارتباط داشته و مأنوس بوده است او تعلیقه‌ای بسیار قوی در این زمینه دارد و کسی مانند ملاصدرا درباره سهر‌وردی، عمیقاً صحبت نکرده است.

وی یادآور شد: زمانی که در قم با آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای هم‌درس بودم، کتاب «حکمت الاشراق» را به صورت مفصل با هم مباحثه کردیم و آیت‌الله خامنه‌ای از میان تمام کارهایی که می‌توانست انجام دهد همه را رها کرد و به نشر آثار فلسفی روی آورد و اگر امروز به آثار منتشر شده نگاه کنیم، الحق والانصاف همگی ارزنده هستند.

  • باید عقلانیت اسلام را به دنیا معرفی کنیم

این چهره ماندگار فلسفی تصریح کرد: شاید غربی‌ها بهتر از ما ابن‌سینا را بشناسند اما جهان ملاصدرا را نمی‌شناسد. باید آثار عقلانی اسلام را به دنیا معرفی کنیم؛ چرا که عقلانیت اسلام بود که اسلام را رشد داد و آن را به اقصی‌نقاط جهان و غربی‌ترین کشور عالم برد.

این استاد بازنشسته فلسفه تصریح کرد:‌ اکنون ما باید بیشتر در فرهنگ عقلی اسلام تأکید کنیم و با آن هر آدم منصفی را به تواضع واداریم. اسلام، دین خشونت نبوده بلکه اسلام عقلانیت است و این عقلانیت در تمام جغرافیای آن وجود دارد که ابن‌سینا و ملاصدرا از جمله بزرگان آن هستند.

  • در عربستان فلسفه تدریس نمی‌شود

دینانی با اشاره به عدم تدریس فلسفه در دانشگاه‌های عربستان و بسنده کردن آنها به «علم العقیده» اظهار داشت: ایران اسلامی همیشه مرکز فرهنگ تمدن‌ اسلامی بوده و عقلانیت بر آن حاکم بوده است و حکمای بزرگ از جمله غزالی، فخر‌ ‌رازی و همچنین محدثان بزرگ غیر از شیعه از جمله مؤلفان صحاح سته اهل سنت، هر 6 نفر آن ایرانی هستند.

وی با تأکید براینکه ما به ترویج عقلانیت نیازمندیم، گفت: یکی از راه‌های ترویج عقلانیت رشد صحیح فلسفه است، از این‌رو باید فلسفه را به درستی به دانشمندان‌مان بیاموزیم، ملتی که فلسفه ندارد چیزی ندارد و ما باید فلسفه را تقویت کنیم البته نباید آن را بازاری کرد که این خطری برای فلسفه به شمار می‌رود.

این چهره فلسفی کشورمان خاطرنشان کرد: بعد از ملاصدرا تا امروز، حکیمی عمیق‌تر از مدرس زنوزی سراغ ندارم. در عصر حاضر هم اگر علامه طباطبایی از تبریز به قم نمی‌آمد، نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد. بنابراین احیای آثار ملاصدرا توسط آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای بسیار ارزشمند است.

  • داوری‌اردکانی: «فیلسوف» راهگشای سیاست است نه عامل سیاست

رضا داوری اردکانی با اشاره به اینکه تا اوایل دهه هفتاد با آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای ارتباط مستقیم نداشته است، افزود: یک روز اتفاقی با یکی از آثار کوچک اما پربار آیت‌الله خامنه‌ای برخورد کردم که مسئله من بود و از این طریق با ایشان مرتبط شدم.

رئیس فرهنگستان علوم در ادامه توضیح داد: دغدغه ذهنی‌ام این بود که چرا در حوزه فلسفه، حق خلق الفاظ و ارتباط آنها با یکدیگر را نداریم ؛بنابراین از کتاب آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای استفاده کردم و این انگیزه‌ای شد که از محضر ایشان سود ببریم. ایشان صرفاً اهل فقه و فلسفه نیستند بلکه به شعر و ادب نیز می‌پردازند و این نشانه ذوق و ظرافت و نکته‌سنجی ایشان است.

داوری اردکانی با بیان اینکه در همه جای دنیا دانشمندان به سمت سیاست سوق پیدا می‌کنند، اظهار داشت: فیلسوفان نیز به سمت سیاست می‌روند. فیلسوف از دو راه وارد سیاست می‌شود: نخست با فلسفه خود که کاری بس خطیر است. نخستین فیلسوفی که در تاریخ با فلسفه به سیاست وارد شده افلاطون است که به مشکلاتی مواجه شد.

رئیس فرهنگستان علوم ادامه داد: فیلسوفان راهگشای سیاستند اما عامل سیاست نیستند تلاش افلاطون به نظر من فعالیتی اشتباه بوده است. فیلسوف دیگری نیز چنین اشتباهی را مرتکب شده که آن مارتین هایدگر است، در نهایت فیلسوفان اگر بخواهند به سیاست بپردازند بدون آنکه بخواهند فلسفه خود را اجرا کنند، شاید موفق شوند.

وی با تأکید بر اینکه در دهه 70 آیت‌الله خامنه‌ای می‌توانست در سیاست و فلسفه توأمان فعال باشد، افزود: با این وجود ایشان بنیاد حکمت صدرا را تشکیل داده و به احیاء و حفظ معارف عقلی اسلامی مداومت ورزیدند و امروز این بنیاد را به جای مؤثری رسانده‌اند.

داوری اردکانی در پایان یادآور شد:‌ افرادی که کار فلسفی می‌کنند، وجودهای مؤثری‌ هستند که آثارشان را باید در تاریخ دید که الحمدلله آثار وجودی آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای را تاکنون مشاهده کردیم.

  • حجت‌الاسلام رشاد: آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای به بالندگی حکمت و فلسفه می‌اندیشد

حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به سوابق مبارزاتی آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای پیش از انقلاب اسلامی گفت: ایشان انسان آزاده‌ای هستند که در هیچ دوره‌ای زیر بار تعلق نرفتند.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای را انسانی صاحب حکمت دانست و گفت: انسان صاحب حکمت آنچنان عظمت می‌یابد که مشابه و معادل همه هستی و عالم عینی می‌شود.

رشاد در ادامه افزود: انسان حکیم در فرآیند سیر معرفت‌شناسی وارد عالم موازی و عینی می‌شود و بر همه عوالم احاطه پیدا می‌کند. وجود استاد محمد خامنه‌ای مصداق این تلقی‌ها است. وی در کنجی نشسته و کاری بس عظیم با موفقیت به انجام رسانده است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه بنیاد حکمت اسلامی صدرا یکی از بنیادهای ارزنده دوران انقلاب اسلامی است، افزود: این قدم توسط آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای به خوبی برداشته شده است. اینکه ما به سمت بسط و بالندگی حکمت و فلسفه و کاربردی کردن آن حرکت کنیم، بسیار ارزنده است.

رشاد در ادامه توضیح داد: امروز برای بسیاری مفهوم فلسفه روشن نیست ما نباید مفاهیم فلسفی‌مان را از غرب دریافت کنیم، فلسفه غرب نیازهای خودشان را رفع می‌کنند.

  • خسروپناه: گرامیداشت حکیم، گرامیداشت حکمت است

در ادامه این مراسم حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با اشاره به اینکه گرامیداشت یک حکیم، گرامیداشت حکمت است، عنوان کرد:‌ باید به معنای «حکمت» توجه کنیم، زمانی که به کتا‌ب‌های فلسفی مراجعه می‌شود فلاسفه تواریخ متفاوتی که بسیاری از آنها برگرفته از آثار یونانیان است ارائه داده‌اند.

وی در ادامه گفت: افرادی که ادعا می‌کنند فلسفه اسلامی همان فلسفه یونان باستان است، قطعاً سخنی ناروا است چرا که فلسفه اسلامی در ارتباط با قرآن کریم بالنده شده، در عرفان اسلامی رشد یافته و در نهایت با آن پیوند خورده است.

خسروپناه با بیان اینکه حکمت متعالیه صدرا یک ترکیب روشمند از حکمت و عرفان اسلامی است، توضیح داد: به جرأت می‌توان گفت حتی پس از چندین قرن با مبانی صدرا تمام مباحث الهیاتی حل می‌شود امروزه می‌توان با استناد به حکمت متعالیه در امتداد مسائل اجتماعی حرکت کرد و به دنبال الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تحول علوم انسانی و نهضت نرم‌افزاری بود.

وی امتیاز ویژه اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای را استفاده از حکمت متعالیه صدرا در مسائل روز دانست و گفت: ایشان فلسفه و حکمت متعالیه را در عرصه‌های مختلف از جمله مسئله زن، هرمنوتیک و ... وارد کرد. ایشان نشان داد بین حکمت، حکمت متعالیه و فقاهت پیوند وجود دارد.

  • خرمشاد: آیت‌الله خامنه‌ای شعله فلسفه اسلامی را در مجامع بین‌المللی فروزان کرد

در ادامه این مراسم، محمدباقر خرمشاد با اشاره به اهمیت احترام پدران معنوی و اندیشمندان یک جامعه گفت: سال‌هاست که در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی توفیق همسایگی با بنیاد صدرا را داریم و تلاش کردیم تا حق همسایگی را به جا آوریم. آیت‌الله خامنه‌ای به یک خانواده اصیل و روحانی از خاندان پیامبر تعلق دارد.

خرمشاد با تأکید بر تلاش‌هایی که آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای در بحث مبارزات و فرهنگ جهادی تلاشی چشمگیری داشته‌ است، یادآور شد:‌ حضور وی در مجلس خبرگان و اهتمام بر اصول بنیادین قانون اساسی قابل ذکر است، علاوه بر این تدوین و تصحیح بیش از 40 کتاب و مقاله نشان‌دهنده تلاش علمی ایشان در عرصه‌های مختلف است.

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در پایان سخنان خود اظهار داشت: ایشان خود را وقف فضای علمی و آموزشی دیربازده کردند که جای تقدیر دارد امیدواریم آثار مهجور و بر زمین مانده توسط این شخصیت علمی به‌سامان شود. ایشان به عنوان برادر بزرگتر و مشاور رهبر انقلاب در حوزه فلسفه و تعقل‌گرایی مایه فخر و مباهات جامعه هستند.

  • آیت‌الله غلامرضا فیاضی: تلاش‌های آیت‌الله خامنه‌ای در راه احیای تعقل و حکمت است

آیت‌الله غلامرضا فیاضی رییس هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی عنوان کرد: یکی از تلاش های اساسی آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای در تصحیح و ویراستاری آثار گذشتگان صورت گرفته است تا کتاب‌های مهم ما از اغلاط و مطالب غیرقابل فهم پالوده شود. امیدوارم این تلاش‌ها تا چاپ کامل آثار ملاصدرا ادامه یابد و این بنیاد تلاش خود را با فعالیت در ابعاد دیگر از جمله ترجمه آثار به دیگر زبان‌ها ادامه دهد.

وی با تاکید بر اینکه تفکر عقلی باید در بین دانش آموزان از دوران ابتدایی تا سطح دانشگاه ترویج پیدا کند، اظهار داشت: شیعه حیات والای خود را مرهون تفکر عقلی خویش است. آیت‌الله سید محمدخامنه ای نیز در حوزه‌های مختلف برای احیای تعقل و حکمت اسلامی تلاش کرده و امیدوارم با عمری دراز و سلامت در این زمینه بازهم نقش آفرینی کنند.

  • آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای: انقلاب اسلامی «علم و حکمت» را برای ما به ارمغان آورد

آیت‌الله خامنه‌ای در بخشی از این مراسم گفت: تکریم چهره‌ها توسط انجمن مفاخر فرهنگی کاری بود که در نظام مقدس جمهوری اسلامی رایج شد و بنده برای اینکه این سیره را نقض نکنم، آن را پذیرفتم.

وی عنوان کرد: این تکریم‌ها، کاری است که درباره خدمتگزارن علم و دانش، به ویژه حکمت در زمان حیاتشان انجام می‌شود؛ اگر کسی مانند بنده است که وظیفه خودش را انجام نداده، بگذارید شرمنده شود و اگر کسانی هستند که وظیفه خود را انجام داده‌اند، بدانند زحمات آنها قدردانی می‌شود و همچنین جوانان نیز بدانند راهی را که در آن قرار دارند تا چه اندازه درست است.

رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا خاطرنشان کرد: تقدیر از خادمان علم، برای جوانان فاضل ما الگویی است که راه صحیح را به آنها نشان می‌دهد.

وی اظهار داشت: در بحث فلسفه برخی اوقات پدیده‌ها از جنبه عام، همگانی و اجتماعی آنها درک شده و دیده می‌شود که باید توجه داشت جامعه چه چیزی را می‌بیند و چه کاری را انجام می‌دهد؟ این موضوع اشاره‌ای نیز به نظریه معروف ملاصدرا در حکمت متعالیه دارد.

نویسنده کتاب‌های فلسفی گفت: علم، یک انعکاس از عالم خارج و کیفیتی نفسانی است و باید گفت علم از سنخ وجود است همانطور که وجود را نمی‌توان تعریف کرد علم نیز مساوی با وجود است. بنابراین وقتی انسان بر علم خود می‌افزاید در واقع بر وجود خویش افزوده است و این نکته بسیار مهمی است که در فلسفه‌های قبلی وجود نداشت و حکمت متعالیه آن را به ما آموخت.

آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کرد: در کنار این مسئله، وقتی صفات الهی به حیات می‌رسد ملاصدرا می‌فرماید: وجود به معنای حیات است و حیات یعنی اینکه در آن علم و قدرت است و از باب اینکه تمام صفات الهی به یک ذات بر می‌گردند آنها نیز حیات هستند.

وی گفت: بین فرد و اجتماع یک رابطه حقیقی وجود دارد اینکه ما فکر کنیم مجموع انسان‌های جامعه مانند گردوهای یک کیسه هستند اینطور نیست بلکه جامعه برای خودش هویت دارد از این رو همانطور که علم، به افراد جامعه حیات می‌بخشد به جامعه نیز حیات می‌بخشد.

رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تصریح کرد: جامعه‌ای که در آن علم نباشد مرده است. علم دارای درجاتی است که پایین‌ترین درجه آن به ماده، ربط دارد و بالاترین مرحله آن به انسان اختصاص یافته است، البته حکمت و فلسفه، مادر و روح علوم هستند و درجه بالاترین دارند.

وی ادامه داد: در جامعه‌ای که حکمت و علوم اسلامی و ... وجود داشته باشد و توسعه پیدا کند، حیات و زندگانی با عظمت و معنوی خواهد داشت.

آیت‌الله خامنه‌ای یادآور شد: ملاصدرا معتقد است با علم، وجود انسان گسترش پیدا می‌کند همانند قطره‌ای روغن که وقتی در آب می‌افتد به تمام آن تسری پیدا می‌کند. باید شاکر باشیم که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی، علم، علوم اسلامی و تا حدی هم حکمت را برای ما به ارمغان آورده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: واقعاً‌ سزاوار است چرخ‌های مملکت بچرخد، برای اینکه حکمت و فلسفه در جامعه رشد پیدا کرده، سایه بیافکند و ما از آن بهره‌مند شویم و امیدوارم خداوند متعال جامعه عظیم ملی و اسلامی ما را با کرامات خاص خویش مکرم بدارد.

 

به گزارش فارس، در پایان این مراسم دو جلد از کتاب سه جلدی اندیشه‌نامه آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای شامل مقالات آیین نکوداشت این چهره علمی و معنوی رونمایی شد.