13 رمضان سالروز درگذشت "آيت اللَّه سيدعلي سيستاني" عالم و فقيه بزرگوار شيعه(1340 ق)
وفات فقيه عارف "جهانگير خان قشقايي" عالم نامدار قرن چهاردهم هجري(1328ق)
ميرزا جهانگير خان قشقايى از دانشمندان بزرگ ايراني در اواسط قرن سيزدهم هجري، در ميان ايلات قشقايى به دنيا آمد. پس ازمدتي به فراگيري علوم اسلامي همت گماشت و به عالمي توانا تبديل شد. از آن پس، عمر خود را به تدريس علوم ديني صرف كرد و بسياري از بزرگان، از محضر او استفاده كردند. در طول حدود پنجاه سال كه در مدرسهي صدر اصفهان و... به تدريس ميپرداخت شاگرداني از قبيل آيتاللَّه شهيد سيدحسن مدرس، آيت اللَّه بروجردي، فاضل توني و وحيد دستگردي در حلقهي درس او آموزش ديدند. ميرزا جهانگيرخان قشقايي با اين كه دروس حوزوي را تدريس ميكرد ولي به لباس محلي و سنتي خود مقيد بود و همواره از آن استفاده ميكرد. اين دانشمند بزرگ ايراني سرانجام در حدود 85 سالگي دار فاني را وداع گفت و در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد.
![]() |
| روستای صخرهای میمند هنوز از سنت باستانی سکونت انسان پیروی میکند |
![]() |
| روستای میمند یکی از شگفتانگیزترین روستاهای ایران است |
![]() |
| روستای میمند مثل یک آپارتمان اما سنگی و در دل کوه ساخته شدهاست |
![]() |
| روستای میمند |
![]() |
| مسجد میمند هم بخش دیگری از شگفتیهای این روستای تاریخی است |
![]() |
| روستای میمند |
| بنای قیدار نبی قبل از آنکه مورد بازسازی و نوسازی قرار بگیرد |
| تخریب بخشی از دیواره و مدرسه کنار این بقعه قدیمی |
تحصیلات حوزوی را در سامرا و نجف نزد اساتیدی چون میرزا حسن موسوی بجنوردی و میرزا باقر زنجانی و شیخ موسی خوانساری و میرزا محمد تهرانی عسکری به پایان برد. در نجف به پدر در تدوین کتاب الذریعه یاری رسانید و سه جلد آن را منتشر کرد. در زمان جنگ جهانی دوم به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ لیسانس معقول، در سال ۱۳۲۹ لیسانس دانشسرای عالی، در سال ۱۳۳۰ لیسانس قضایی دانشکده حقوق دانشگاه تهران را اخذ کرد. او در سال ۱۳۳۷ موفق به دریافت درجه دکتری در رشته الهیات از دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۵۱ دکتری فلسفه دانشگاه سن ژزف بیروت را نیز اخذ کرد.
در سال ۱۳۲۵ با سمت دبیر در دبیرستان مروی به خدمت دولت درآمد و از ۱۳۲۷ در جنب آن به همکاری با علی اکبر دهخدا مشغول شد. همکاری منزوی با لغتنامه دهخدا پس از فوت دهخدا همچنان با جانشین وی، دکتر محمد معین تا زمان مهاجرتش در ۱۳۴۵ ادامه یافت. در تمام این مدت او جزو چهار نفر اول هیئت مقابله فرهنگ دهخدا بود.
درسال ۱۳۳۸ از وزارت فرهنگ به دانشگاه تهران منتقل شد. آخرین سمت او تا قبل از مهاجرت در سال ۱۳۴۵ در شعبه فوق لیسانس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بجای معین بود. در همین سالها مجلدات ۴ تا ۱۸ الذریعه و چندین قرن از طبقات اعلام الشیعه را با زحمت بسیار و با همان حقوق معلمی بهچاپ رساند.
منزوی در دوران نهضت ملی شدن نفت، به تاثیر از برادر کوچکترش، محمدرضا منزوی، و به همراه جلال آل احمد، که پسرخاله او بود، عضو حزب توده ایران شد. ستوان یکم محمدرضا منزوی (متولد ۱۳۰۸ ش.) عضو سازمان نظامی حزب توده ایران بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دستگیر و یازده ماه زندانی شد ولی بهدلیل عدم کشف سازمان نظامی حزب توده تبرئه و آزاد گردید.
پس از کودتای ۲۸ مرداد، علینقی منزوی نیز دو بار به زندان افتاد، پس از آن هم با اینکه تنها به فعالیتهای فرهنگی اشتغال داشت، همچنان با تهدیدهای سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) رو به رو بود. سرانجام او در شهریور سال ۱۳۴۵ ایران را ترک کرد و به عراق و لبنان گریخت و به مدت ۹ سال در نجف و بیروت زندگی کرد. او تا سال ۱۳۵۴ در بیروت بود و در این سالها بقیه مجلدات الذریعه پدر را با همکاری برادرش احمد منزوی در تهران منتشر کرد.
در سال ۱۳۵۴ در دوره سفارت قدر در بیروت، با پادرمیانی دوستان بانفوذ خود، پرویز ناتل خانلری و علی دشتی به تهران بازگشت. علی دشتی با منزوی سابقه دوستی و روابط فرهنگی داشت و از یاری وی در تهیه کتاب بیست و سه سال در نقد تاریخ صدر اسلام کمک گرفته بود.
منزوی پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۵/۱۳۵۴ خود را وقف کار علمی کرد و به همکاری با «بنیاد لغتنامه» و یاری به ادامه انتشار تألیفات پدر خود ادامه داد. همچنین او دوباره در دانشکده ادبیات به تدریس پرداخت که تا سال ۱۳۶۰ ادامه داشت.
پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) در سال ۱۳۵۹ علینقی منزوی به توصیه سید روحالله خمینی دستگیر شد،[نیازمند منبع] یکی از اتهامات منزوی تألیف کتاب بیست و سه سال (کتابی انتقادی درباره زندگی محمد پیامبر اسلام) بود که بر اثر همکاری او با علی دشتی شکل گرفته بود. البته مهمترین دلیل بازداشت منزوی، مصاحبتهای وی با خمینی در سالهای مهاجرت در عراق و شناخت او از مواضع فلسفی و دیدگاههای بیطرفانه وی بهعنوان یک دانشمند اسلامشناس بود که از دید خمینی، به ارتداد نزدیکتر بود تا به اسلامشناسی با دیدگاه ویژه اسلامی.
او در سال ۱۳۶۰ از اتهام نگارش کتاب ۲۳ سال تبرئه شد اما اتهام اصلی وی ترجمه و نقد کتاب «درسهائی در باره اسلام»، اثر پرفسور ایگناس گلدزیهر از اساتید دانشگاه بوداپست در ابتدای قرن ۲۰ عنوان شد. نقد بیطرفانه و نگاه علمی اسلامشناسانه منزوی، برای حاکمیت خوشآیند نبود. ترجمه این کتاب سبب شد او به جرم «تبلیغ افکار الحادی» به ۵ سال زندان و انفصال از تمام خدمات دولتی محکوم گردد و در حالی که در زندان بود و پس از ۳۳ سال پرداخت حق بازنشستگی از دانشگاه تهران اخراج شد.[نیازمند منبع]
منزوی پس از آزادی از زندان با این که تا حد زیادی تندرستی خود را از دست داده بود، کار علمی و تحقیقی را از سر گرفت. او به همکاری با دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پرداخت و در کنار برادر خود، احمد منزوی، چندین سال به کار و تلاش در این مؤسسه ادامه داد.
علینقی منزوی از سال ۱۳۸۴ پس از درگذشت همسرش به بیماری آلزایمر مبتلا شد و بدون کمک مستقیم و شبانه روزی دخترش دکتر پروین منزوی قادر به ادامه حیات نبود. او در روز سه شنبه ۲۷ مهرماه ۱۳۸۹ در سن ۸۹ سالگی در منزل خود در کوی سعادتآباد تهران درگذشت.
تصحیح و تعلیق بر الذریعه الی تصانیف الشیعه تالیف شیخ آقا بزرگ تهرانی در ۲۶ جلد(جلد ۹ در ۳ مجلد) و ۳ جلد اعلام.
جلدهای اول و دوم فهرست نسخههای خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
جلدهای ۱۱ تا ۱۶ فهرست نسخههای خطی کتابخانه مجلس شورای ملی (اسلامی).
جلدهای اول و دوم فهرست نسخههای خطی کتابخانه مدرسه سپهسالار (شهید مطهری).
تصحیح و انتشار الاشارات و التنبیهات ابن سینا.
فرهنگ نامه عربی به فارسی، چاپ انتشارات دانشگاه تهران.
ایضاح المقاصد فی شرح حکمه عین القواعد (تعلیقات و نشر حکمه العین دبیران قزوینی با شرح علامه حلی) با همکاری مشکات.
فهرست الکتب و الرسائل تالیف مجدوع اسماعیلی، مقدمه و تصحیح و تعلیقات ع منزوی.
قیام زنگیان در جنوب در سده سوم هجری و تاثیر آن در حقوق وفقه اسلامی.
نامههای عین القضات همدانی در سه جلد همراه با شرح حال و آثار و افکار عین القضا.
ابن کمونه و فلسفه فی النبوه (رساله دکتری در بیروت).
تصحیح و انتشار تاریخ طبقات اعلام شیعه تالیف شیخ آقا بزرگ تهرانی در نه جلد.
نظارت، تدوین و مقابله دفترهای لغت نامه دهخدا، حرف«ح»
منجد الاعلام.
ترجمه «درسهائی درباره اسلام» تالیف ایگناس گلدزیهر در دو جلد. مقدمه و تعلیقات ع منزوی.
سیمرع و سی مرغ (خلاصه منطق طیر عطار نیشابوری، نمایشنامه در سه پرده).
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم تالیف مقدسی.
ترجمه تجارب الامم ابن مسکویه (۳ جلد).
معجم البلدان یاقوت حموی در ۵ جلد.
علینقی منزوی مقالات فراوانی در مجلات دانش، فرهنگ نور، راهنمای کتاب، خواندنیها و غیره منتشر کرده یا به کنگرههای علمی تقدیم نمودهاست. آثار دکتر علینقی منزوی در بیش از یکصد و پنجاه مقاله و کتاب موجود است. فهرست آثار علینقی منزوی را میتوان در سایت منزوی [۱] دید. در آنجا از جمله حدود ۵۰ مقاله وی بصورت تصویر پی دی اف (PDF) به شرح زیر ارائه شدهاست:
ـ ابن کمونه و کتاب الابحاث عن الملل الثلاث(۱)
ـ ابن کمونه و کتاب الابحاث عن الملل الثلاث(۲)
ـ ابن کمونه و کتاب الابحاث عن الملل الثلاث(۳)
ـ احمد برقی پسر محمد صاحب محاسن
ـ احمد بن حسن بن حسن مادرانی
ـ ادبیات مقاومت فلسطین
ـ ادیب نطنزی
ـ اسلام در ایران از هجرت تا پایان قرن نهم ۱
ـ اسلام در ایران از هجرت تا پایان قرن نهم ۲
ـ اشراق در سدهٔ هفتم میلادی
ـ اشراق هندو ایرانی و نبوت اسرائیلی
ـ اشعریان قم
ـ امثال فارسی از کتاب شاهد صادق ۱
ـ ایران دوستی در سدههای سوم و چهارم هجری
ـ برخی از مسائل مورد بحث مشترک در ایران پیش و پس از اسلام (حدوث یا قدم در کلام خدا)
ـ برخی از مسائل مورد بحث مشترک در ایران پیش و پس از اسلام
ـ بنیادهای مذهبی حکومت در ایران ساسانی
ـ جبر و اختیار
ـ برخی اندیشمندان ایرانی در سدهٔ سوم هجری
ـ پند اهل دانش و هوش (موش و گربه)
ـ پیشنهاد شما چیست؟ پیشنهاد یک نویسنده ایرانی برای اصلاح خط عرب
ـ تاریخ فهرست نگاری در ایران
ـ جمعه و یکشنبه
ـ جنبش بردگان زنگی ۱
ـ جنبش بردگان زنگی ۲
ـ حبرالامه
ـ حجنامه ۱
ـ حجنامه ۲
ـ حق الله و حق الناس
ـ خاندانهای بزرگ ایران ساسانی در سدههای آغازین پیروزی عرب
ـ داوری عین القضات میان ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر
ـ درباره هنر نقاشی در ایران
ـ در پیرامون عرفان
ـ درسهایی در بارهٔ اسلام
ـ دکتر علینقی منزوی (گفتگوها: مصاحبه علی دهباشی)
ـ دیدارها و ره آوردها
ـ دین و دولت در ایران نقش علما در دوره قاجار
ـ دین و سیاست در مذهب شیعه
ـ سانترالیزم در مذهب رسمی ساسانی
ـ ساقینامههای خطی (عرفان در لباس بزم آرائی و به آهنگ رزمی)
ـ سهم ایرانیان در پایه گذاری تمدن و فرهنگ در چند قرن آغاز اسلام
ـ شرحی بر نمایشنامه سی مرغ و سیمرغ۱
ـ شرحی بر نمایشنامه سی مرغ و سیمرغ۲
ـ صوفیان بی سلسله
ـ عین القضات همدانی و نامههای او
ـ قاعده لطف و قانون صدور
ـ قانون نامه ابگار
ـ گنوسیسم اسلامی ایران از مرگ متوکل تا مرگ مکتفی
ـ گنوسیسم اسلامی ایران از مامون تا معتضد
ـ نخستین برخورد اندیشههای فلسفی در ایران۲
ـ نقش برجسته و پیکره سازی در ایران
آدرس سایت :
www.marashilibrary.com/shahab.html
زبان سايت :فارسي
نشريه ميراث شهاب مشتمل بر اخبار كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي ره است.
اين وب سايت به معرفي نسخه هاي خطي كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي ره ، تصحيح رساله هاي خطي كتابخانه ، معرفي كتابهاي چاپي نفيس كتابخانه و...مي پردازد.
در اين وب سايت امكان جستجو و دسترسي به فهرست مقالات شماره هاي مختلف و متن كامل برخي از مقالات نشريات فراهم شده است .
2- سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران
آدرس سایت :
http://www.nlai.ir
زبان سايت : فارسي و انگليسي
در بخش كتابهاي خطي وب سايت كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران امكان جستجو و بازيابي مشخصات نسخ خطي موجود در كتابخانه فراهم شده است .
3- كتابخانه مجلس شوراي اسلامي
آدرس سایت :
http://www.majlislib.com
زبان سايت : فارسي
كتابخانه مجلس شوراي اسلامي داراي مجموعه اي غني ازنسخ خطي و اسناد تاريخي است . در وب سايت اين كتابخانه مي توان به جستجو واستخراج اطلاعات در مورد اين منابع پرداخت .
4- حاميان نسخ خطي
آدرس سایت :
http://www.hamian.ir
زبان سايت : فارسي
دبير خانه آيين بزرگداشت حاميان نسخ خطي از واحدهاي زير مجموعه كتابخانه مجلس شوراي اسلامي است كه به تجليل از متن پژوهان و فهرست نگاران و نسخه شناسان و كتابداران نسخ خطي مي پردازد
5- مؤسسه پژوهشي ميراث مكتوب
آدرس سایت :
http://www.mirasmaktoob.ir
زبان سايت : فارسي
در سايت اين مركز علاوه بر معرفي مركز به معرفي نسخ خطي تصحيح و به چاپ رسيده در اين مركز پرداخته شده است .
6- فصلنامه آيينه ميراث
آدرس سايت :
http://www.mirasmaktoob.ir/magazine/index.php
زبان سايت : فارسي و عربي
اين فصلنامه از انتشارات مؤسسه پژوهشي ميراث مكتوب مي باشد كه ويژه نقد كتاب ، كتابشناسي ، و اطلاع رساني در حوزه متون و نسخ خطي است . در وب سايت اين نشريه امكان دسترسي به مشخصات كتابشناختي ، چكيده و بعضامتن كامل مقالات اين نشريه فراهم شده است .
7- مركز اسناد و مدارك ميراث فرهنگي
آدرس سایت :
http://www.ichodoc.ir
زبان سايت : فارسي
در اين وب سايت مي توان به جستجو و استخراج اطلاعات نسخ خطي دست يافت .
8- وبلاگ سواد – پژوهشي در عرصه متون كهن
آدرس سایت :
http://www.savad.net
زبان سايت : فارسي
اين منبع وبلاگي گروهي است كه توسط تني چند از فعالان و پژوهندگان حوزه نسخ خطي و متون كهن ارائه مي شود و به بحث و اطلاع رساني در زمينه نسخ خطي و متون كهن مي پردازد .
11- بانك نسخ خطي فارسي
آدرس سایت :
http://knowledgebase.icro.ir/NosakhFarsiBank/index.htm
زبان سايت فارسي
در اين پايگاه اطلاعاتي ، مشخصات ميراث مكتوب و نسخ خطي فارسي در خارج از كشور ارائه شده است و كاربران مي توانند از امكانات جستجوي اين منبع استفاده نمايند .
12- وبلاگ بياض
آدرس سایت :
http://www.bayaz.net
زبان سايت :فارسي
اين وبلاگ شامل يادداشتهاي روزانه مؤلف در زمينه نسخ خطي مي باشد .
13- مركز احياي ميراث اسلامي
آدرس سایت :
http://www.mirath.net
زبان سايت :فارسي
در سايت مركز احياي ميراث اسلامي امكان جستجوي نسخ خطي و دسترسي به تصاوير اين نسخ ، بخش آلبوم نسخ خطي و كتابخانه ديجيتال نسخ خطي فراهم شده است.
14-جواب سؤالات در مورد نسخه هاي خطي
آدرس سایت :
http://rafed.net/turathis/index.html
زبان سايت :فارسي، عربي و انگليسي
بخشي از وب سايت مركز احياي ميراث اسلامي است كه شامل فهرست الفبايي ، مولفان ،فهرست كتابخانه ها و فهرست موضوعي كتابهاي عكسي مركز احياء ميراث اسلامي مي باشد و همچنين اين سايت جوابگوي سوالات پژوهشگران راجع به نسخ خطي ميباشد
15- مجموعه تصاويرنسخ خطي قرآني در وب سايت مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت (ع)
آدرس سایت :
http://www.al-shia.com/html/far/11galery/nosakh.htm
زبان سايت :فارسي
16- شناسايي و احياي نسخ خطي در وب سايت برنامه ملي اطلاع رساني كشور
آدرس سایت :
http://www.irandoc.ac.ir/Com/NI-Plan/N-Plan7.htm
زبان سايت :فارسي
17- بانك اطلاعات نسخه هاي خطي پزشكي در كتابخانه هاي مهم كشور
آدرس سایت :
http://194.225.49.12/PblLst.asp
زبان سايت :فارسي
در اين پايگاه اطلاعات متون ونسخ خطي حوزه پزشكي به زبانهاي فارسي و عربي قابل بازيابي است .
18- مجمع ذخائر اسلامي
آدرس سایت :
http://www.zakhair.net
زبان سايت :فارسي و عربي
در وب سايت مجمع ذخائر اسلامي امكان جستجو و بازيابي اطلاعات كتابشناختي و تصاوير اسناد و متون كهن فراهم شده است .
19-وبلاگ مجمع ذخائر اسلامي
آدرس سايت :
http://www.zakhair.blogfa.com
زبان وبلاگ :فارسي و عربي
در وبلاگ سايت مجمع ، اطلاعات و تحولات صورت گرفته شده در مجمع به صورت روزانه به اطلاع علاقه مندان رسانده مي شود .
20- كتابخانه محقق طباطبايي
آدرس سایت :
http://www.mtlib.com
زبان سايت :فارسي
مرحوم علامه آيت الله حاج سيد عبد العزيز طباطبايي يزدي يكي از مفاخر دانشمندان شيعه در كتابشناسي ، نسخه شناسي ، تاريخ ، رجال و تراجم نسخه هاي خطي به شمار ميرود .در بخش بانك اطلاعاتي كتابخانه سعي شده است ميراث بر جاي مانده از آن مرحوم به صورت ركوردهاي اطلاعاتي ثبت شود تا به صورت آنلاين و بر روي لوح فشرده در اختيار عموم محققان قرار گيرد .
21- مؤسسه خدمات اطلاع رساني نمايه ساز
آدرس سایت :
http://www.fehrest.net/main.htm
زبان سايت :فارسي
در وب سايت اين مؤسسه محصولات و پروژه هاي اين مركز و همچنين تعدادي از فهرست نويسان و نسخه شناسان نسخ خطي معرفي شده اند
22- جستجوي نسخ خطي دروب سايت كتابخانه مركزي دانشگاه تهران
آدرس سایت :
http://searchlib.ut.ac.ir/search/main_search/page_simple_search?cnt=25&library=Central%20Library
زبان سايت :فارسي و انگليسي
اين مجموعه شامل 17000جلد كتاب خطي به زبان فارسي و عربي و تركي است .ميان اين مجموعه تعداد بسيار ي نسخه هاي نفيس ، نسخه هاي كهن و نسخه هايي به خط مؤلف و علما و مشاهير وجود دارد .
23- فهرست نسخ خطي پس از انقلاب اسلامي
آدرس سایت :
http://www.icro.ir/?m=30333&c=717&t=3
زبان سايت : فارسي ، انگليسي و عربي
در بخشي از وب سايت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سياهه اي از فهرست نسخه هاي خطي ارائه شده است .
24- راهنماي مراكز عمده فعال در حوزه نسخ خطي در ايران
آدرس سایت :
http://www.icro.ir/?m=30331&c=715&t=3
زبان سايت :فارسي ، انگليسي و عربي
در اين بخش از سايت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فهرستي از مراكز و مؤسسات فعال داخلي در زمينه نسخ خطي ارائه شده است .
25- وبلاگ نصير -84
آدرس سایت :
http://naseri84.blogfa.com
زبان سايت :فارسي
در اين وبلاگ به بحث در مورد نسخ خطي و ارائه جديدترين اخبار در اين زمينه پرداخته ميشودو همچنين فهرست هايي از مجموعه هاي مختلف نسخ خطي ارائه شده است .
26- وبلاگ حلقه كاتبان
آدرس سایت :
http://www.kateban.com
زبان سايت :فارسي
وبلاگي گروهي است در زمينه نسخ خطي . از طريق اين وبلاگ مي توان به وبلاگهاي تعداد زيادي از متخصصان و علاقه مندان فعال در حوزه نسخ خطي دست يافت .
27- وبلاگ هنرهاي اسلامي
آدرس سایت :
http://www.islamic-art.net/blog/index.php
زبان سايت :فارسي
در اين وبلاگ به اطلاع رساني و بحث در مورد انواع هنرهاي اسلامي از جمله فنون نسخه پردازي پرداخته شده است .
28- خبرگزاري ميراث فرهنگي
آدرس سایت :
http://www.chn.ir
زبان سايت :فارسي
از طريق وب سايت اين خبر گزاري مي توان به اخبار حوزه نسخ خطي و متون كهن دست يافت .
29- فهرست فهارس نسخ خطي در وب سايت كتابنامه
آدرس سایت :
http://www.ketabname.com/main2/lists/bookshelf.php?id=4&chlang=fa
زبان سايت :فارسي
در اين وب سايت و از طريق پايگاه اطلاعات آن مي توان به اطلاعات كتاب شناختي فهارس نسخ خطي فارسي دست يافت.
30- وبلاگ نسخ خطي تركي
آدرس سایت :
http://www.nusxeler.blogfa.com
زبان سايت :فارسي و تركي
در اين وبلاگ مؤلف به شناسايي و معرفي و ارائه فهرست هاي نسخ خطي تركي موجود در كتابخانه هاي عمومي و خصوصي نسخ خطي ايران پرداخته است
31- پايگاه اطلاع رساني نسخ خطي در مؤسسه فرهنگي و پژوهشي الجواد
آدرس سایت :
http://manuscripts.scict.ir
زبان سايت :فارسي
در پايگاه مربوطه امكان جستجو و دستيابي به مشخصات نسخ خطي كشور فراهم شده است .
ب:منابع غير فارسي
32- ملتقي اهل الحديث
آدرس سایت :
http://www.ahlalhdeeth.com
زبان سايت :عربي
اين سايت به معرفي كتابهاي خطي ، كتابشناسي و نسخه شناسي نسخه هاي خطي مي پردازد .
پژوهشگران مي توانند در انجمن اين سايت عضو شوند.
33- وب سايت الوراق
آدرس سایت :
http://www.alwaraq.net
زبان سايت :عربي
كاملترين سايت نسخه هاي خطي عربي است .
دراين سايت مي توان به جستجو و استخراج اطلاعات در مورد نسخه هاي خطي عربي پرداخت .
34- بخش نسخ خطي كتابخانه دانشگاه الازهر
آدرس سایت:
http://www.alazharon lin.org/manuscripts.php
زبان سايت :عربي و انگليسي
دانشگاه الازهر مصر 42000جلد نسخ خطي را داراست . اين مجموعه از طريق فهرست پيوسته اين كتابخانه قابل جستجو است .نسخه الكترونيكي متن كامل اين مجموعه نيز از طريق وب سايت كتابخانه قابل دسترسي است .
35- بخش نسخ خطي دانشگاه امريكايي بيروت
آدرس سایت :
http://www.ddc.aub.lb/projects/jafet/manuscripts
زبان سايت :عربي و انگليسي
از طريق وب سايت اين دانشگاه مي توان به متن كامل نسخ خطي ارزشمند موجود در كتابخانه اين دانشگاه دسترسي پيدا كرد.
36- شبكه مخطوطات عربي
آدرس سایت :
http://www.manuscripts.idsc.gov.eg
زبان سايت :عربي
منابع بانك اطلاعاتي :نسخ خطي
در اين وب سايت به متن كامل نسخ خطي عربي و اسلامي به شرط عضو شدن در وب سايت مي توان دسترسي پيدا كرد .
37- بخش نسخ خطي كتابخانه ملي تركيه
آدرس سایت :
http://www.yazmalar.org/elyazmaciligimiz.php
زبان سايت :تركي
در بخش نسخ خطي كتابخانه ملي تركيه اطلاعاتي در مورد اين مجموعه ارائه شده و تصاوير نمونه هايي از نسخه هاي نفيس اين كتابخانه در معرض ديد قرار گرفته است .
38- وب سايت نسخ خطي دكتر يوسف زيدان
آدرس سایت :
http://www.ziedan.com/index_o.asp
زبان سايت :عربي و انگليسي
وب سايت دكتر زيدان ، سايتي منظم و پر اطلاعات درباره متون و نسخ خطي در حوزه علوم و تاريخ اسلام مي باشد . در اين وب سايت مي توان به متن كامل بسياري از نسخ خطي معروف و نمونه خط مشاهير عالم اسلام دسترسي پيدا كرد.
39- كتابخانه سحاب السلفيه
آدرس سایت :
http://www.sahab.org/books/books.php?cat=11&type=0
زبان سايت :عربي
سايت كتابخانه سحاب السلفيه از جمله كتابخانه هاي ديجيتالي نسخ خطي است.
در پايگاه مربوطه امكان جستجو و دستيابي به مشخصات نسخ خطي فرآهم شده است .
40- مجمع ملک الفهد لطباعة المصحف الشریف
آدرس سایت :
http://www.qurancomplex.org
زبان سايت : عربی ، انگلیسی ، فرانسه ، اردو ، اسپانیایی ، اندونزیایی
منابع بانک اطلاعاتی : نسخ خطی ، کتب چاپی ، تصنیفات مفقوده
در این سايت با بررسی منابعی چون : طبقات المفسرين للداودي، معجم المفسرين لعادل نويهض، الفهرس الشامل للتراث العربي الإسلامي المخطوط (التفسير وعلومه) و ... و تخریج تصنیفات قرآنی بانکی جامع از کتب تأليف شده در حيطه ی علوم قرآنی ایجاد شده است که در نوع خود قابل توجه و مراجعه است .
41- پايگاه دانش،پژوهش و نشر بين الملل
آدرس سایت :
http://knowledgebase.icro.ir/?m=42127&c=tableBrowse&TableId=72&t=5
زبان سايت :فارسي ، انگليسي و عربي
منابع اينترنتي :نسخ خطي
پايگاه دانش سازمان از بانكهاي اطلاعاتي مختلف تمان متني و بانكهاي اطلاعاتي كتابشناختي تشكيل شده است .
از جمله امكانات موجود در اين برنامه جستجوي ساده و پيشرفته در بانكهاي اطلاعاتي ، تهيه چاپ و ذخيره مطالب .
42- فهرس مخطوطات الطب الاسلامی في المکتبة الوطنية لعلم الطب
آدرس سایت :
http://www.nlm.nih.gov/hmd/arabic/E8.html
زبان سايت :عربي و انگليسي
منابع بانك اطلاعاتي :نسخه هاي خطي
دراين سايت مي توان از نسخه هاي خطي در موضوع پزشكي اسلامي موجود در كتابخانه الوطنيه اطلاع يافت .
43- فهرس المخطوطات الطبية في منظمة الإسلامية للعلوم الطبية
آدرس سایت :
http://www.islamset.com/arabic/aheritage
زبان سايت :عربي و انگليسي
منابع اينترنتي :نسخ خطي
در اين پايگاه مي توان از نسخه هاي خطي پزشكي موجود در وب سايت اسلام ست آگاهي يافت.
44- مرکز المخطوطات و التراث و الوثائق
آدرس سايت :
http://www.makhtutat.org
زبان سايت : عربی
منابع بانک اطلاعاتی : نسخ خطی ، ميکروفيلم
این مرکز که در کویت قرار دارد در سال 1402 قمری = 1981 میلادی تأسيس شده است و دارای 1400 نسخه ی خطی و 20 هزار ميکروفيلم و ميکروفيش می باشد .
فهارس منتشره :
· فهرس المخطوطات المصورة في مركز المخطوطات والتراث والوثائق : المجاميع القسم الأول . محمد بن إبراهيم الشيباني ، جسام الكندري ، ماهر بن فهد الساير ـ 1409هـ = 1989 ـ 91ص.
· المخطوطات العربية في الفلك والهيئة والحساب في مكتبة جامعة براتسلافة ـ تشيكوسلوفاكية . كاريل بتراتشك ، ترجمة عدنان جواد الطعمة ـ 1410هـ = 1990م
· فهرس المخطوطات العربية في المكتبة الوطنية النمساوية. هيلية لويشتان ؛ ترجمة عدنان جواد الطعمة ـ 1410هـ = 1990م ـ 44 ص
· فهرس المخطوطات العربية في الطب والصيدلة المحفوظة في خزانة المكتبة الملكية بمدينة كوبنهاكن . عدنان جواد الطعمة 1410هـ = 1990م ـ 71ص
· فهرست تصانيف الإمام أبي عمرو الداني الأندلسي ــ ت 444 هـ . غانم قدوري الحمد ـ 1410 هـ 1990 م ـ 41 ص .
· فهرست المخطوطات العربية في باكستان / المكتبة العامة ـ القسم الأول ـ مكتبة ديال سنغ الخيرية . حافظ ثناء الله الزاهدي ـ 1412 هـ 1991 م ـ 26 ص .
· قائمة المخطوطات العربية الجديدة المحفوظة في خزانة المكتبة الملكية بمدينة كوبهاجن. عدنان جواد الطعمة ـ 1414 هـ 1993 م ـ 44 ص
· دليل مخطوطات السيوطي وأماكن وجودها . محمد بن إبراهيم الشيباني / أحمد سعيد الخازندار ـ 1416هـ 1995 م ـ 200ص .
45-الجامعة الاسلامیة بالمدینة المنورة
آدرس سایت :
زبان سايت : عربی ، انگليسی
منابع بانک اطلاعاتی : نسخ خطی ، ميکروفيلم
کتابخانه ی دانشگاه اسلامی مدینه همزمان با تأسيس دانشگاه در سال 1381 قمری افتتاح گردیده ولی بخش نسخ خطی آن در سال 1396 قمری ایجاد شده است .
این کتابخانه دارای 3544 نسخه ی خطی و 16699 ميکروفيلم و 5600 تصوير نسخه ی خطی بر روی کاغذ می باشد .
فهارس منتشره :
· النشرة الببلوجرافية لمخطوطات المکتلة المرکزية بالجامعة الإسلامية : العدد الأول – المدينة المنورة : الجامعة الإسلامية ، 1403 ق = 1983 م ، 375 ص .
46- مکتبات جامعة ملک فیصل
آدرس سایت :
http://www.kfu.edu.sa/library/lib-m.asp
زبان سايت : عربی
منابع بانک اطلاعاتی : نسخ خطی
اين دانشگاه که در شهر " الأحساء " قرار دارد ، در سال 1395 قمری تأسيس گردیده و دارای 227 نسخه ی خطی است که از نسخ خطی یکی از علمای اين شهر بوده است .
47-الهیئة العامة لدارالکتب و الوثائق القومیة
آدرس سایت :
http://www.darelkotob
تدوین حدیث در محافل زیدیه: در دورۀ شکلگیری جریان
اصحاب حدیث و فعالیت آن از اواسط سدۀ 2 تا پایان سدۀ 3 ق، جریانی شیعی درون
این محافل ــ به خصوص در کوفه و یمن و مصر ــ وجود داشت که نام جمعی از
مؤثرترین افراد اصحاب حدیث مانند سفیان ثوری، وکیع بن جراح، سفیان بن
عیینه، ابونعیم فضل بن دکین و عبدالرزاق صنعانی در میان آنان دیده میشود
(ه د، 9/120) و گاه این جمع با نام زیدی معرفی شدهاند (مثلاً نک :
ابنندیم، 227). باید توجه داشت که بخشی از میراث حدیثی اهل سنت، مانند
المصنف صنعانی (نک : مآخذ) و المصنف ابن ابی شیبه (چ بمبئی، 1400 ق) در
واقع مربوط به همین طیف از محدثان شیعی است.
اما در این میان، برخی از اصحاب حدیث بودند که پیوستگی آنان به کلیت تشیع و
خصوص زیدیه فراتر از این بود، بهعنوان داعی شناخته میشدند و نقش تاریخی
مؤثری در پایگیری جریان مذهبی زیدیه ایفا نمودهاند. برجستهترین چهره از
این دست، حسن بن صالح بن حی (د 168ق/784م) است که در منابع فرقهشناختی به
عنوان بنیانگذار شاخۀ بتریه از زیدیه شناخته میشود (سعد بن عبدالله، 7،
10، 73) و بهطبع او را باید چهرهای شاخص در حدیث زیدی قلمداد کرد.
میدانیم که وی آثار متعددی با وجهۀ حدیثی تألیف کرده بود که مهمترین آنها
الجامع فی الفقه کتابی پیشگام در نوع خود بود (نک : ابنندیم، همانجا).
از دیگر محدثان متقدم زیدی که با محافل امامی نیز مرتبط بودند، میتوان
محمد بن عمر زیدی صاحب کتاب الفرائض به روایت از امام صادق (ع) (طوسی،
همان، 179) و در نسل پس از او عامر بن کثیر سراج صاحب یک نسخۀ حدیثی
(نجاشی، 294)، حصین بن مخارق سلولی صاحب آثار (همو، 145؛ برای مذهب وی، نک
: ابنغضائری، 113) و در اواسط سدۀ 3 ق، عبادة بن زیاد اسدی صاحب یک کتاب
حدیثی (نجاشی، 304 ) را یاد کرد.
همگام با فعالیت محدثان یاد شده، باید به کوششهای برخی از رجال اهل بیت(ع)
اشاره کرد که به تدوین حدیث زیدی دست زدند. در این باره نخست باید از احمد
بن عیسی بن زید (د 247 ق/861 م) نوادۀ زید شهید نام برد که مجموعهای از
امالی او توسط شاگردش محمد بن منصور مرادی گردآوری شده است؛ اما آنچه امروز
در اختیار است و با عنوان رأب الصدع شهرت یافته، تلفیق این امالی با
روایات تکمیلی مرادی است. این مجموعه در اصل یک دورۀ فقه زیدی است که در
یکایک ابواب شمار بسیاری از احادیث نبوی و علوی را در کنار آراء اهل بیت
(ع) آورده است. در میان رجالی از اهل بیت که آرائشان در این اثر آمده است،
باید به امام محمد باقر (ع) بهخصوص به روایت ابوالجارود زیدی (مثلاً 1/47،
49، جم ) و زید بن علی (ع) پیشوای مذهب (1/67، 79، جم ) اشاره کرد. از
امامان متأخر زیدی هم آراء کسانی چون شخص احمد بن عیسى (1/46، جم )،
قاسم بن ابراهیم رسی بنیانگذار فقه قاسمی (1/44، 46، جم ) و محمد دیباج
پسر امام صادق (ع) (1/32، 51، جم ) مورد توجه بوده است. از غیر اهل بیت
(ع) نیز کسانی چون حسن بن صالح بن حی و سفیان ثوری از رجال محوری اصحاب
حدیث که کم یا بیش با زیدیه پیوستگی داشتند، کسانی هستند که به آراء آنان
توجه شده است (1/ 48، 49، جم ).
قاسم بن ابراهیم رسی (د 246 ق/860 م) از ائمۀ زیدیه و یکی از نخستین مؤلفان
پرتألیف زیدیه است که آثار متعددی از او برجای مانده است، اما این آثار
عموماً جنبۀ نظری دارند و در شمار میراث حدیثی جای نمیگیرند (GAS,
I/561-563). از خلال همین آثار میدانیم که قاسم به حدیث مسند اهتمامی
نداشت و برخی از نقلیات او از متقدمان اهل بیت هم از سنخ کلیگویی و همسنگ
با بلاغات است (مثلاً نک : احمد بن عیسى، 1/33، 40).
سرانجام، جا دارد از حسن بن علی اطروش ملقب به ناصر للحق (د 304 ق/916 م)
امام زیدی طبرستان یاد کرد که در میان آثار غیرحدیثیاش، دارای یک امالی در
فضایل بود (حسینی اشکوری، 1/153).
از نکات قابل توجه که از نوشتههای حدیثی این دوره برمیآید، آن است که
برخلاف امامیه، امامان زیدی از رجال غیر اهل بیت روایت داشتهاند، چنانکه
احمد بن عیسى مسند جدش زید را از طریق حسین بن علوان از ابوخالد واسطی
روایت میکند و روایتش از طریق پدر از جد نیست (نک : 1/25) و ناصر للحق هم
روایات از محدثان مکرر دارد (مثلاً نک : ابوطالب، 123).
3. جریانهای تدوین و ساماندهی حدیث:
3-1. تدوین و ساماندهی در محافل اهل سنت: در طی سدههای 4-6
ق/10-12 م، دورۀ آغازین تدوین حدیث سپری شده و نهتنها تمام مسانید، که
آنچه بعدها به عنوان صحاح سته شناخته میشد، صورت تدوین یافته بود؛ با این
حال، گویی برخی از محدثان هنوز مایل نبودند پایان یافتن دورۀ صحیحنویسی و
مسندنویسی را بپذیرند. حاصل همین رویکرد است که زمینۀ تقلیدهایی از
شیوههای پیشین تألیف را بهطور همزمان در کنار شیوههای جدید فراهم
آورده است. در سراسر سدۀ 4 ق، تألیف کتبی از گونۀ صحیح هم به عنوان
آثار مستقل، هم برای تکمیل آنها صورت میگرفت. از گونۀ مستقل میتوان
مختصر المختصر یا صحیح از ابنخزیمۀ نیشابوری (د 311 ق/923 م؛ چ بیروت،
1971- 1979 م)، صحیح ابوعلی ابن سکن بغدادی (د 353ق/964م؛ کتانی، 25) و
التقاسیم و الانواع یا صحیح ابنحبان بستی (د 354 ق؛ نک : مآخذ) را نام
برد. از گونۀ مکمل هم باید به الالزامات علی بن عمر دارقطنی (د 385ق/995م؛ چ
بیروت، 1405 ق)، المستدرک علی الصحیحین تألیف حاکم نیشابوری (د
404ق/1013م؛ نک : مآخذ) و هدف مشابه از ابوذر هروی (د 434ق/1043م؛ کتانی،
23) اشاره کرد که هدف آنها جبران احادیث فوت شده از بخاری و مسلم، با
پایبندی به شروط آنان بود. با وجود مقبولیت نسبی این صحاح متأخر، اما هرگز
برای نقادان اهل سنت، این آثار همپای صحیحین تلقی نشدند (همو، 22- 23) و
از جهت رعایت ضوابط در اعتبارسنجی احادیثشان مورد نقد قرارگرفتند (مثلاً
نک : ابنصلاح، 22-23؛ عراقی، شرح ... ، 1/54؛ ذهبی، «تلخیص ... »، 3/153،
جم ).
شیوۀ دیگر صحیحنویسی در این دوره، فراهم آوردن تحریرهای جدیدتری از
صحیحین با عنوان المستخرج بود که در آنها مؤلف بنا داشت تا احادیث
موجود در صحیحین را با سلسلۀ سندی متفاوت ارائه کند. از نمونههای
اینگونه در سدۀ 4ق/10م میتوان به مستخرج ابوبکر اسماعیلی (د 371
ق/981 م؛ سهمی، 110، 464) و ابواحمد محمد بن احمد غطریفی (د 377 ق/987
م؛ همو، 430؛ ابننقطه، 1/ 29) بر صحیح بخاری و مستخرج ابوعوانه اسفراینی
(د 316ق/ 928م) مشهور به مسند ابوعوانه (چ حیدرآباد دکن، 1943 م) و
مستخرج ابونعیم اصفهانی (د 430 ق/ 1038 م) بر صحیح مسلم با عنوان المسند
المستخرج (چ بیروت، 1996 م) اشاره کرد (برای دیگر نمونهها، نک : کتانی،
26-30).
از سدۀ 4 ق، یک جریان تألیفی دیگر نیز بر محور صحاح پیشین پای گرفت که باید
به تعبیر جمعنویسی از آن یاد کرد و آغاز آن با تألیفی کتبی به عنوان
الجمع بین الصحیحین بود که هدف آن همسنجی دو صحیح بخاری و مسلم، حذف
مکررات و ارائۀ محتوا در قالب یک کتاب به خواننده بود. آغازگر این
شیوه از ادبیات صحاح، ابوبکر جوزقی محدث نیشابوری (د 388 ق/ 998 م)
بود (حاجیخلیفه، 1/ 599؛ نسخه: GAS, I/211) و ادامۀ آن از سوی کسانی چون
ابنفرات سرخسی هروی (د 414ق/1023م؛ حاجیخلیفه، همانجا) و ابوبکر احمد
بن محمد برقانی (د 425 ق/ 1034 م؛ ابنخیر، 165؛ ابناثیر، 1/ 19)
پیگرفته شد (نیز نک : کتانی، 173). نخستین جمع بین صحاح سته شامل صحیحین،
سنن ابوداوود، ترمذی و نسایی و موطأ مالک، از سوی رزین بن معاویه عبدری
عالم اندلسی (د 535 ق/1141م) نوشته شد (ابناثیر، 1/123؛ کتانی، 174) و در
اواخر همان سده، توسط مجدالدین مبارک ابناثیر جزری (د 606 ق/ 1209م) با
جامع الاصول به اوج خود رسید (نک : مآخذ؛ برای دیگر نمونهها، نک : همو،
175-176).
ادبیات مسندنگاری در اوایل سدۀ 4 ق وجود داشت و درواقع ادامۀ جریان سدۀ 3
ق بود؛ در این دههها از سوی محدثانی چون هیثم بن کلیب چاچی (د 335
ق/946 م؛ چ مدینه، 1410 ق) مسندهایی به سبک مسانید پیشین تألیف شد و در
میانۀ سده، این روند به فراموشی سپرده شد. اما شیوۀ جدید در ادبیات
مسندنویسی، تألیف مسانیدی برای افراد خاص، مشخصاً ائمۀ مذاهب اربعۀ اهل
سنت بود که با مسندهای ابوحنیفه آغاز شد. در این دوره عالمان حنفی و
غیرحنفی برای دفاع از تعلق مذهب ابوحنیفه به دایرۀ اهل سنت، پاسخگویی به
نقدهای تاریخی اصحاب حدیث از وی و دفاع از پایبندی او به سنت، به تألیف
چنین مسانیدی روی آوردند (نک : ه د، 5/310). از نمونههای مهم این
مسانید میتوان به مسند ابی حنیفة از عبدالله بن محمد حارثی بخاری (د
340ق/ 1039م؛ نسخه: GAS, I/415) و آثار همنام از ابنخسرو بلخی (د 520
ق/1126م؛ نسخه: همانجا)، ابونعیم اصفهانی (د 430 ق/ 1038 م؛ چ ریاض، 1415ق)
و علی بن احمد بن مکی رازی (د 598 ق/1202م؛ نسخه: GAS، همانجا) اشاره
کرد (برای دیگر موارد، نک : خوارزمی، 1/4-5).
جالب توجه است که به طور همزمان در نیمۀ نخست سدۀ 4ق، ابوالعباس
محمد بن یعقوب اصم (د 346ق/957 م) محدث شافعی خراسان شاید به سبب
رقابتهایی که بین دو مذهب حنفی و شافعی در خراسان وجود داشت، به تألیف اثر
مشابهی دربارۀ شافعی روی آورد. او کتابی با عنوان مسند الشافعی تألیف کرد
که به عنوان تنها اثری از این نوع در فضای شافعی شناخته میشود (چ مکرر
ازجمله: قاهره، 1952م) و به جای تکرار کار اصم، بارها بر اثر او شرح
نوشته شده است (GAS, I/188-189). اما کتاب السنن الکبرى از ابوبکر بیهقی (د
458 ق/1066 م) در حجمی برابر 10 جلد اگر از سنخ مسند الشافعی نبود، اما
کوششی در راستای دفاع از یکایک مواضع مذهب در برابر انتقادات و نشان دادن
آن بود که مذهب شافعی، هماهنگترین مذهب با حدیث نبوی است (نک : مآخذ)؛ به
هر روی، با وجود عنوان السنن که مؤلف برای کتاب برگزیده بود، هیچ شباهتی
میان سبک این اثر با نمونههای سنننویسی در سدۀ 3 ق دیده نمیشد. تنها
نوشتۀ نزدیک به گذشته، سنن ابوالحسن دارقطنی (د 385ق/ 995 م؛ چ بیروت،
1386ق) است.
معجمنگاری جریانی دیگر در تدوین حدیثی است که تلفیقی از علم رجال و ضبط
حدیث بود؛ در این کتب، مبنای اصلی تألیف، معرفی طیفی از مشایخ روایی بود که
به جای ارائۀ شرح حال، این معرفی با ارائۀ احادیثی برگزیده از هر شیخ،
انجام میگرفت. از آغازگران اینگونه، میتوان به المعجم الکبیر و دو معجم
متوسط و صغیر از سلیمان بن احمد طبرانی ساکن اصفهان (د 360 ق/ 971 م؛ نک :
مآخذ)، معجم الشیوخ ابوبکر اسماعیلی عالم گرگان (د 371 ق؛ نسخه: GAS,
I/202) و اثر همنام از ابنجمیع صیداوی (د 402 ق/1011 م؛ چ بیروت، 1407 ق)
اشاره کرد و گفتنی است که کسانی چون حاکم نیشابوری، حمزة بن یوسف سهمی،
قاضی ابوالفضل طبسی و ابوسعد سمعانی (کتانی، 137؛ فارسی، 35، 750) این گونه
را تا سدۀ 6 ق/12م ادامه دادند.
در کنار معجمها، از تواریخ محلی باید یاد کرد که باز آثاری حدیثی ـ رجالی
هستند؛ بدیهی است مقصود تاریخهای محلی است که به رویکرد محدثانه و نه
مورخانه نوشته شدهاند. البته آغاز اینگونه در اواسط سدۀ 3ق با آثاری
چون تاریخ مرو احمد بن سیار مروزی (د 268ق/881 م) بود (خطیب، تاریخ،
4/ 188؛ رافعی، 1/3)، اما رشد ناگهانی آن از سدۀ 4 ق است و تا سدۀ 6 ق
بهجد ادامه یافته است. از نمونههای برجستۀ اینگونه میتوان طبقات
المحدثین باصبهان از ابوالشیخ اصفهانی (د 369 ق؛ بیروت، 1412 ق)، تاریخ
نیسابور از حاکم نیشابوری (د 405 ق/1014 م؛ نک : فارسی، 5؛ سخاوی،
الاعلان ... ، 284)، ذکر اخبار اصبهان از ابونعیم اصفهانی (لیدن، 1934
م)، تاریخ بغداد از خطیب بغدادی (د 463 ق/1071 م؛ نک : مآخذ) و تاریخ
مدینة دمشق از ابوالقاسم ابنعساکر (د 571 ق/1176م؛ نک : مآخذ) را بر
شمرد. به اینها باید برخی کتب رجالی مانند الضعفاء ابوجعفر عقیلی (د 322
ق/934 م؛ نک : مآخذ) و الکامل ابواحمد ابن عدی (د 365ق/976م؛ نک : مآخذ)
را اضافه کرد که مشتمل بر انبوهی احادیث مسندند.
سبک دیگری در تألیفات حدیثی که عموماً فاقد موضوعبندی بود، کتابهایی مسمى
به امالی یا مجالس است که از نمونههای متقدم آن میتوان به امالی حسین بن
اسماعیل محاملی (د 330 ق/942 م؛ چ عمان، 1412 ق) اشاره کرد؛ امالیها بخش
مهمی از میراث حدیثی این سدهها را تشکیل داده، و شمار قابل توجهی از آنها
برجای ماندهاند (نک : ه د، 10/133-134).
نوشتن کتابهایی با حذف اسانید و صرفاً با هدف تسهیل دسترسی مخاطبان به متون
احادیث در سدههای 5 و6 ق دیده میشد؛ برخی از این کتب مانند مصابیح السنة
از حسین بن مسعود بغوی (د 516 ق/1122م؛ چ بیروت، 1419ق) به دنبال ارائۀ
گزیدهای سهلالوصول از صحاح بودند و برخی چون عبدالغنی بن عبدالواحد مقدسی
(د 600 ق/1204 م) در عمدة الاحکام (چ دمشق، 1408 ق) هدفشان ارائۀ مستقیم
یک فقه سلفگرا مبتنی بر متون روایات بود.
سدههای میانه و متأخر: در آغاز سدۀ 7 ق/13 م، دانش
حدیث نهتنها در مناطق مرکزی جهان اسلام، بلکه در شرق اسلامی هنوز رونق خود
را حفظ کرده بود؛ محافل آموزش حدیث حتى در خراسان آن اندازه اهمیت داشت
که ابوالمظفر سمعانی (د 615 ق/ 1218 م) یک معجم الشیوخ در 18 جزء گرد
آورد (کتانی، 138). اما حملۀ مغول در 617 ق/1220 م و وقایع در پی آن،
تاریخ مشرق اسلامی را بهکلی دگرگون کرد، چنانکه در مغرب اسلامی نیز
عقبرانی مسلمانان از اندلس در سدۀ 7 ق، بخشی از محافل حدیثی را مختل نمود.
برخی از نویسندگان آن عصر، از واقعۀ مغول به «مرگ اسلام و مسلمین»
تعبیر نمودهاند (ابن اثیر، 12/ 358)، اما هرچه بود، این حمله صدمهای
جبرانناپذیر به محافل حدیث مشرق زد و خاموش شدن چراغ حدیث در مشرق و
اندلس، میراثبران سنت حدیثی را در منطقهای میان عراق تا مصر متمرکز ساخت.
برخی از محدثان فعال خراسانی و اندلسی مربوط به این سالها نیز به همان
مناطق مهاجرت کرده بودند، اما حتى در مناطق مرکزی هم محافل محدثان رو به
انحطاط نهاده بود و کمتر حرکتی نو دیده میشود (نیز نک : ابوزهو، 435 بب
).
برخی از گونههای تألیفی در این سده و سدههای متأخر تنها ادامۀ گذشته بود و
نوآوری خاصی دربر نداشت؛ ازجمله میتوان به کوششی در صحیحنویسی از ضیاء
مقدسی (د 643 ق/1245 م: الاحادیث المختارة، چ مکه، 1410 ق)، آثاری در جمع
بین صحاح و مسانید (کتانی، 175-177) و معجم الشیوخها (همو، 137- 138) و
برخی اربعینهای حدیثی (همو، 102 بب ) اشاره کرد. تألیف آثار مجرد از سند
در زمینههای مختلف در این دوره گسترشی چشمگیر یافت و کتابهایی مانند احیاء
علوم الدین غزالی (د 505 ق/1111م؛ چ مکرر) و الترغیب و الترهیب منذری (656
ق/ 1258م؛ چ بیروت، 1417ق) بهعنوان مجموعههایی پررونق از این دست بودند.
وجود همین نوع کتب مجرد و پرتداول بود که برای برخی محدثان انگیزه ایجاد
میکرد تا به استخراج اسانید آنها بپردازند و طیفی از آثار حدیثی را پدید
آورند که با نام تخریج شهرت یافتهاند (برای فهرست، نک : همو، 185-191).
از نوآوریهای محدثان در سدههای میانی، تألیف کتب زوائد بود که دسترسی به
احادیث پراکنده در کتب و امکان مقایسۀ آنها با صحاح سته را فراهم میکرد.
در این کتابها محتوای یک یا چند کتاب فرعی با یک یا چند کتاب اصلی سنجیده
میشد و احادیثی از کتب فرعی که در کتب اصلی نیامده بود و عنوان زوائد یا
افزودهها مییافت، استخراج و دستهبندی میشد. مهمترین و یکی از نخستین
آثار از این دست، مجمع الزوائد از نورالدین هیثمی (د 807 ق/1404 م) بود که
در آن زوائد شماری از مسانید و معاجم نسبت به صحاح سته گرد آمده بود (چ
قاهره، 1356ق). اتحاف الخیرة از شهابالدین بوصیری (ریاض، 1419ق) و المطالب
العالیة از ابن حجر عسقلانی (چ کویت، 1393 ق)، گامهای بعدی و تکمیلی
نسبت به کار هیثمی بودند (نیز نک : همو، 170).
بیتردید در طی سدههای متمادی، در جهان اهل سنت از شرق تا غرب، انبوهی از
کتب با رویکرد حدیثی نوشته شدهاند که معرفی همۀ آنها حتى در چارچوب یک
معرفی کلی هم در این مختصر نمیگنجد. طیفهای گستردهای از آثار چون اجزاء
حدیثی که خود دهها نمونه دارند، از این دستهاند. برای معرفی گستردۀ این
آثار میتوان به فهارس حدیثی چون فهرسة ابنخیر اشبیلی، برنامج وادی آشی،
التقیید ابننقطه، اتحاف الاکابر شوکانی، صلة الخلف رودانی، فهرس الفهارس
عبدالحیکتانی، الرسالة المستطرفة محمد بن جعفر کتانی و تاریخ التراث
العربی فؤاد سزگین (بخش حدیث) رجوع کرد.
3-2. تدوین و ساماندهی در محافل امامیه: مسیری که سدۀ
3ق توسط عالمانی چون حسین بن سعید اهوازی و احمد بن محمد برقی گشوده شده
بود، در سدۀ 4 ق به تدوین آثار عظیمی در حدیث امامیه انجامید که زمینۀ
پیدایی دو کتاب از کتب اربعۀ امامیه را فراهم کرد. مهمترین تدوین حدیث در
نیمۀ نخست سدۀ 4 ق، مجموعۀ مهم الکافی از محمد بن یعقوب کلینی (د 329ق/
941م) در 8 جلد است که دو جلد اول مشهور به اصول کافی، در اصول عقاید و
مبانی اخلاق، 5 جلد بعد مشتمل بر یک دوره فقه روایی، و جلد پایانی مشهور به
روضۀ کافی، یک جنگ حدیثی است. کلینی نویسندۀ آن نه شخصیتی از قم، بلکه
محدثی برخاسته از محیط ری و شیخ امامیان در ری بود (نجاشی، 377). این نکته
درخور توجه است کتابی که معتبرترین منبع حدیثی امامیه در طول تاریخ این
مذهب شناخته میشود، نه محصول محدثان قم، بلکه محصول محیط اعتدالگرای ری
است که در آن امامیه با اهل سنت، و محدثان امامی در همراهی با متکلمان
میزیستند.
در طی آن نیم سده، در محافل حدیثی قم و عراق نیز آثار فراوانی نوشته شد که
در نگاهی به فهارس طوسی و نجاشی آشکار میشود که تدوین حدیث با نشاط تمام
ادامه داشته است، هرچند از آن آثار انگشتشماری به عصر ما رسیده است. به
نظر میرسد یکی از موضوعات مهم برای محدثان آن دوره، شبهات پیش آمده در
دورۀ آغازین غیبت بود و همان اندک بازماندهها نیز به این موضوع ارتباط
دارند. این نمونههای برجای مانده، شامل الامامة و التبصرة من الحیرة از
علی بن بابویه قمی (د 329 ق/ 941 م؛ چ قم، 1404 ق)، مصادقة الاخوان از همو
که محور آن تقویت همکاریهای اجتماعی مؤمنان در فقدان امام حاضر بود و
التمحیص از ابن همام اسکافی (د 336 ق/947 م) که در تقویت روحیۀ شیعیان در
مقابل سختیها و ناملایمات نوشته شده بود (چ قم، مدرسة الامام المهدی (ع)).
نوشته شدن آثاری چون الجامع از محمد بن حسن ابن ولید قمی (د 343 ق/954 م)
نشان میدهد (همو، 383) که جامعنگاری به سبک کافی کلینی، در فضای قم هم
دنبال میشود، ولی این کتاب و جامعهای دیگری که نامشان در فهارس دیده
میشود، هرگز نتوانستند در عرض کافی از اهمیتی برخوردار گردند.
در نیمۀ اخیر سدۀ 2 ق، محافل ایران و عراق در اوج فعالیت بودند و آثاری را
مدون ساختند که از تنوع سبکی و موضوعی درخوری برخوردار است. این تنوع را
نهتنها از خلال فهارس، که با بررسی نمونههای باقیمانده هم میتوان به
روشنی حس کرد؛ بازماندههایی که بخش مهم آن آثار ابوجعفر ابن بابویه قمی (د
381 ق/991 م) مشهور به شیخ صدوق است. نقش تاریخی ابن بابویه و کثرت آثار
برجای ماندهاش به گونهای است که او را به عنوان فرد اجلای جریان اخباری
متقدم شناسانده است. مهمترین اثر ابن بابویه، کتاب من لا یحضره الفقیه است
که به عنوان دومین از کتب اربعۀ امامیه شناخته میشود. این اثر یک دورۀ
فقه امامیه به زبان احادیث است که مؤلف آن را با هدف مراجعه برای کسانی که
دسترسی به فقیه ندارند، قلمی ساخته است (نک : 1/2). گفتنی است مؤلف، کتابی
مفصلتر در حدیث با عنوان مدینة العلم نوشته بوده است، که امروزه نسخهای
از آن در اختیار نیست (نجاشی، 389؛ طوسی، الفهرست، 185)؛ اما حسین بن
عبدالصمد عاملی در سدۀ 10 ق/16 م آن را بهعنوان یکی از کتب اصلی در حدیث
شیعه، در کنار کتب اربعه نهاده، و از آنها به «اصول خمسه» تعبیر کرده است
(ص 85).
ابن بابویه در من لا یحضر، به شیعی بودن اسانید خود تقید داشته است، اما در
تکنگاشتهای موضوعی که به عنوان مرجع فقهی نوشته نشده بودند، اسانید شیعه و
اهل سنت در کنار هم مشاهده میشود؛ از آن جمله است کتابهایی چون الامالی
نمونهای شیعی ازگونۀ امالی بود (نک : مآخذ)، التوحید مشتمل بر احادیثی در
توحید و مباحث وابستۀ اعتقادی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (چ نجف،
1392 ق)، الخصال، شامل احادیثی متنوع مرتب شده بر اساس عدد مذکور در آنها
(چ قم، 1362ش)، صفات الشیعة (چ تهران، اعلمی)، علل الشرائع دربارۀ علل
امور تکوینی و حکمت امور تشریعی (نک : مآخذ)، عیون اخبار الرضا (ع)، در
زندگی، امامت و آموزههای آن حضرت (نک : مآخذ)، فضائل الاشهر الثلاثة،
در فضایل رجب، شعبان و رمضان (چ نجف، 1396 ق)، فضائل الشیعة (چ تهران،
اعلمی)، کمال الدین، در مباحث مهدویت (چ تهران، 1390ق) و معانی الاخبار،
در شرح احادیث دشوار (چ قم، 1361ش).
فارغ از آثار ابن بابویه، در آن دوره میتوان از آثاری چون کامل الزیارات
از ابن قولویه قمی (د 367ق/ 978م) در فضایل و آداب زیارت معصومین (ع) (چ
قم، 1417 ق)، کتاب الغیبة از ابن ابیزینب نعمانی در مباحث آخرالزمان و
مهدویت و شیوۀ سلوک در عصر غیبت (چ تهران، 1397 ق)، مقتضب الاثر از ابن
عیاش جوهری (د 401 ق/1011 م) در اثبات امامت ائمۀ دوازدهگانه با اسانید
اهل سنت و امامیه (چ قم، 1379ق)، کفایة الاثر خزاز قمی با همان موضوع (چ
قم، 1410 ق)، طب الائمة (ع) از عبدالله و حسین پسران بسطام در باب دستورات
بهداشتی و طبی و ادعیۀ مربوط (چ نجف، 1385 ق)، مجموعه آثاری از جعفر بن
احمد قمی ابن رازی شامل جامع الاحادیث و شماری تکنگاشت موضوعی (چ تهران،
1369 ق) نام برد. تحف العقول متنی بدون اسانید و مرتب شده بر اساس
معصومین(ع) که از هر یک گزیدهای از سخنان و نامهها را دربر دارد،
نوشتهای از ابنشعبۀ حرانی است که اغلب متعلق به همین دوره دانسته میشود
(نک : مآخذ). دو اثر با مؤلف ناشناس، یکی الاختصاص منسوب به شیخ مفید (چ
قم، 1413 ق) و دلائل الامامة منسوب به ابن رستم طبری (چ نجف، 1383 ق) هر دو
در مباحث امامت، به تقریب مربوط به همین دورۀ زمانیاند.
در پایان سدۀ 4 ق، به عنوان اثری متفاوت و ماندگار باید به نهج البلاغة
اشاره کرد که توسط سید رضی (د 406ق/1015م)، از احادیث منتسب به امام علی
(ع) گردآوری شده بود و مآخذ گردآوری هم نهتنها آثار حدیثی، که آثار تاریخی
و ادبی نیز بود. رضی بهعنوان فردی که رویکرد ادبی و کلامی بر شخصیت او
غلبه داشت، اسانید را حذف نمود و اثر را بیشتر با رویکرد کلامی ـ ادبی
تألیف کرد. نهج البلاغه در 3 بخش خطبهها، نامهها و کلمات قصار تنظیم شده
است. این اثر در طی تاریخ هزارساله یکی از متداولترین متون دینی در میان
شیعیان بوده، و دهها شرح بر آن نوشته شده است (حسینیخطیب، 1/202 بب ).
بدون توجه به اینکه کتاب از بدو تألیف با اسانید نوشته نشده بود و پاسخگوی
معیارهای محدثان نبود، این کتاب نزد عموم شیعیان از چنان درجهای از اعتبار
برخوردار است که اغلب ــ با بیدقتی ــ نوشتهای از شخص امام علی (ع)
انگاشته میشود. در سدۀ اخیر، تحقیقات متعددی برای یافتن اسانید نهج نوشته
شده و برای مستندیابی احادیث آن کوشش شده است (مثلاً نک : پاکتچی، طرح ...
، 2-4).
در سالهای انتقال از سدۀ 4 به 5 ق، باید از شیخ مفید (د 413ق/ 1022 م)
متکلم و فقیه نامی یاد کرد که در میان آثارش کتاب الامالی یک اثر حدیثی با
حفظ اسانید است (چ قم، 1403 ق) و هم از ابن شاذان قمی (د ح 420 ق/ 1029 م)،
از محدثان یاد کرد که مؤلف اثری مسند با عنوان مائة منقبة در فضایل امام
علی (ع) است (چ قم، 1407 ق).
در اواسط سدۀ 5 ق/11 م، شیخ طوسی (د 460ق/ 1068م) با طرح دیدگاههای اصولی
خود دربارۀ حجیت خبر واحد، موجب برکشیدن جایگاه حدیث در محافل فقیهان شد و
همین موضع، شخص او را به تألیف دو مجموعۀ مهم در احادیث فقهی برانگیخت. این
دو اثر، یعنی تهذیب الاحکام که هدف آن گردآوری گسترده از احادیث فقهی است
(نک : مآخذ) و الاستبصار که کوچکتر بوده و با رویکرد اختلاف الحدیث نوشته
شده است (چ نجف، 1375-1376ق)، سومین و چهارمین کتاب از کتب اربعه محسوب
بودهاند. او آثار دیگری نیز در حدیث مسند، همچون الامالی (چ بغداد، 1384
ق) و الغیبة در مباحث مهدویت (چ نجف، 1323 ق) نوشته است.
در طی سدۀ 5-6 ق، آثار حدیثی کوچکی از جنس اربعین یا کتبی در باب امامت از
سوی عالمان دیگر چون الاربعین ابوسعید نیشابوری (د ح 485 ق/1092 م؛ نک :
پاکتچی، مکاتب ... ، 181)، بشارة المصطفى از عماد الدین طبری (د پس از 553
ق/ 1158 م؛ چ نجف، 1383 ق)، النوادر ضیاءالدین راوندی (د ح 560 ق/ 1165 م؛ چ
نجف، 1370 ق)، قصص الانبیاء از قطبالدین راوندی (د 573 ق/1177 م؛ چ مشهد،
1409 ق)، فضل الکوفة از محمد بن جعفر مشهدی (چ بیروت، دار المرتضى) و
اربعین منتجبالدین رازی (د پس از 600 ق/1204 م؛ چ قم، 1408 ق) نوشته
شدهاند که همچنان به ضبط اسانید پایبند بودهاند. انتظار میرود مکتب
اخباری که تا پایان سدۀ 6 ق، همچنان در نواحی قم ـ ری و خراسان به فعالیت
خود ادامه داده و آثاری پدید آوردهاند که نام آنها در فهرست منتجبالدین
مضبوط گشته است (نک : سراسر اثر)، به این سنت مقید بوده باشد (دربارۀ
مکتب، نک : پاکتچی، همان، 167-227). با این حال، در میان آثار برجای مانده
از سدههای 5 و 6 ق، تکنگاشتهای موضوعی و فاقد اسناد یا با اسناد کوتاه
هم مکرر دیده میشود؛ از آن جمله میتوان عیون المعجزات حسین بن عبدالوهاب
(چ نجف، 1369 ق)، روضة الواعظین در اندرز و اخلاق از فتال نیشابوری (د 508
ق/1114 م؛ چ نجف، 1386 ق)، الاحتجاج در مناظرات پیامبر (ص) و ائمه (ع) از
ابومنصور طبرسی (د ح 560 ق/ 1165 م؛ چ نجف، 1386 ق)، و آثاری چون الدعوات
در ادعیه (چ قم، 1407 ق) و الخرائج و الجرائح (چ قم، 1409 ق) در معجزات
پیامبر (ص) و ائمه (ع) نوشتۀ قطبالدین راوندی، مناقب آل ابیطالب از ابن
شهرآشوب مازندرانی (د 588 ق/1192 م؛ نک : مآخذ)، الفضائل از شاذان بن
جبرئیل قمی (د پس از 593 ق/1197 م؛ چ نجف، 1381 ق)، الثاقب فی المناقب از
نصیرالدین ابن حمزۀ طوسی (د ح 600 ق/1204 م؛ چ قم، 1412 ق)، و مکارم
الاخلاق حسن بن فضل طبری (چ بیروت، 1392 ق) را نام برد.
پس از حملۀ مغول و در پی صدمات ناشی از آن، محافل حدیث امامی نیز بهخصوص
در ایران روی به کاستی نهاد و از آن پس تألیف آثاری با اسانید متصل بهندرت
دیده میشد. بخش مهمی از آثار نوشتهشده توسط امامیه در طی سدههای میانه و
متأخر متضمن احادیثاند و بسیاری از نوشتههای کسانی چون ابن نمای حلی،
علی بن عیسى اربلی، رضیالدین ابن طاووس، سبط طبرسی، علامۀ حلی، رضیالدین
حلی، ابن فهد حلی، زینالدین بیاضی، ابن ابی جمهور احسایی، ابراهیم کفعمی،
شهید ثانی و پسینیان آنان در شمار متون حدیثی مجرد، یعنی عاری از اسناد
طبقهبندی میشوند. در طی سدههای میانه آثاری چون الاربعون محییالدین ابن
زهرۀ حلبی (د 639 ق/1241 م؛ چ قم، 1405 ق) و الاربعون شهید اول (د 786
ق/1384 م) که در آن اسانید مورد توجه بوده (چ قم، 1407 ق)، استثناییاند.
با روی کار آمدن صفویه در ایران و با قوت گرفتن جریان اخباری در اواسط این
دورۀ تاریخی، موج جدیدی از تألیف در حدیث امامی آغاز شد که باید آن را
مجامیع متأخر نام نهاد. رویکرد مشترک این آثار جمعنویسی، و ویژگی مشترکشان
حجم گسترده بود. از نخستین نمونههای آن باید از الوافی فیض کاشانی (د
1901 ق/1680 م) نام برد که جمعی میان کتب اربعۀ امامیه است و فضایی فقهی
دارد (چ اصفهان، 1365 ش). گام بعدی توسط شیخ حر عاملی (د 1104 ق/1693 م) با
تألیف وسائل الشیعة برداشته شد (چ قم، 1409 ق) که تلاشی برای گردآوری
احادیث فقهی از تمام کتبی بود که نزد مؤلف معتبر محسوب میشد. بعدها از سوی
میرزا حسین نوری (د 1320 ق/ 1902 م) بر آن تکملهای نوشته شد که مستدرک
الوسائل نامیده شد (چ تهران، 1382 ق).
گونهای دیگر از مجامیع نه محدود به فقه، بلکه در صدد گردآوری تمامی معارف
اهل بیت (ع) از خلال میراث حدیثی امامیه بودند، حرکتی که با بحار الانوار
ملا محمدباقر مجلسی (د 1111 ق/ 1699 م) آغاز شد (چ بیروت، 1403 ق) و با
عوالم العلوم شاگردش عبدالله بحرانی (د 1130ق/ 1718م؛ چ بخشهایی، قم، 1407
ق) ادامه یافت. تألیف جوامع تفسیر روایی برگرفته از منابع روایی نیز مسیری
بود که از سوی فیض کاشانی در التفسیر الصافی (چ قم، 1416ق)، هاشم بحرانی در
البرهان (چ تهران، 1324 ش) و عبدعلی حویزی در نور الثقلین (چ قم، 1415 ق)
پی گرفته شد. در تمام این مجامیع مأخذی که احادیث از آنها گرفته شدهاند،
ذکر میشود و در غالب آنها اسانید موجود در اصل منبع نیز ضبط گردیدهاند.
3-3. تدوین و ساماندهی نزد زیدیه: در اوایل سدۀ 4 ق، پیش از هر شخصیت،
جا دارد از ابوالعباس ابن عقدۀ همدانی (د 333 ق/ 945م) از شاخۀ جارودیه نام
برده شود که آثار پرشمار او در حدیث، هم در محـافل زیدیه و هم نزد امامیه
پراهمیت تلقی میشد (نک : ه د، 4/320). افزون بر او شماری دیگر از محدثان
زیدی سدۀ 4 ق را از طریق ارتباط نزدیک ایشان با محافل امامی عراق
میشناسیم که از آن جمله میتوان عبدالعزیز بن اسحاق بقال (طوسی، رجال،
483)، یحیی بن سالم فراء (نجاشی، 444)، احمد بن رشید هلالی (ابنغضائری،
37) و صباح بن یحیى مزنی (همو، 70) را برشمرد.
در طی سدۀ 5 ق/11 م، یکی از رایجترین سبکهای حدیثی نزد زیدیه تدوین امالی
بود و برخی از امالیهای مهم زیدیه در همین سده پدید آمدهاند که از آن جمله
است: امالی امام ابوالحسین هارونی (د 411 ق/1020 م)، شامل 26 حدیث مسند (چ
صنعا، 1355ق)؛ امالی امام ابوطالب هارونی (د 424 ق/1033 م) که صورت
ترتیبیافتۀ آن با عنوان تیسیر المطالب شهرت یافته است (نک : مآخذ)؛ امالی
ابوسعد اسماعیل سمان رازی (د 440 ق/ 1048 م؛ وجیه، 249) و امالی المرشد
باللٰه یحیی بن حسین (د 479 ق/1086 م؛ چ بیروت، 1403 ق). در آن سده آثار
دیگری چون التجرید فی علم الاثر از ابوالحسین هارونی متضمن اسناد احادیثی
که در فقه هادی و قاسم مورد استناد بودهاند (حسینی اشکوری، 1/ 249) و
الریاض فی الاحادیث از ابوسعد سمان (منتجبالدین، 8) هم شایستۀ ذکرند. به
اینها باید تک نگاشتهایی را چون الاذان بحی على خیر العمل (چ دمشق، 1399 ق)
و فضل زیارة الحسین (ع) (چ قم، 1403 ق) از تألیفات ابوعبدالله علوی (د 445
ق/1053 م) را افزون کرد.
از آثار حدیثی سدۀ 6-7 ق/12-13 م، متونی مختصر چون الاربعون الحدیث
الجعفریة و الاربعون الحدیث العلویة از شمسالدین جعفر بن احمد سناعی (د
573 ق/1177 م) و درر الاقوال النبویة از امیرحسین بن محمد بدرالدین حسینی
(د 662 ق/ 1264 م) را سراغ داریم (حسینی اشکوری، 1/94، 464). اثری ویژه در
آن میان، در الاحادیث النبویة از قاضی ابن ابی النجم صعدی (د 646 ق/ 1248
م)، که در آن احادیث نبوی موجود در آثار هادی الی الحق را استخراج و تدوین
کرده است.
در سدههای 7-9 ق/13- 15 م، نمونههای متعددی از تألیف مشتمل برگزیدۀ
احادیث نبوی دیده میشود که کسانی چون صفیالدین واعدی (د پس از 702 ق/1303
م)، محمد بن عبدالله رقیمی و امام احمد بن یحیى ابن مرتضى (د 840 ق/1436
م) فراهم آوردهاند (نک : همو، 1/ 95، 175، 258، جم ). از تألیفات خاص
نیز میتوان به دو اثر از حسن بن ابیالحسن دیلمی (اواخر سدۀ 8 ق/14 م) با
عناوین ارشاد القلوب در اخلاق (چ بیروت، 1398ق) و اعلام الدین در صفات
مؤمنین (چ قم، 1408ق) اشاره کرد که هر دو نزد امامیه نیز تداول داشتهاند.
در سدۀ 9 ق، موجی جدید در حدیث زیدیه، نوشتن کتبی در تخریج آثار مهم زیدی
است که از آن شمار میتوان به تخریج احادیث البحر الزخار از قاضی محمد بن
یحیى بهران (د 957 ق/ 1550م) و تخریج احادیث اصول الاحکام از علی بن یحیى
حسنی (د 978 ق/1570 م) اشاره کرد (همو، 1/274، 275، جم ؛ ادامۀ آن:
1/275-277)، ضمن آنکه ادامۀ سبکهای قبلی مانند گزیدههای حدیث نبوی و
اربعیننویسی در این سده و سدههای بعد پی گرفته شده است (مثلاً همو،
1/77، 93-95، 210، 317، 421).
در سدۀ 11 ق/17 م، نمونۀ جالب توجهی از جمعنویسی نزد زیدیه دیده میشود و
آن الاعتصام از امام قاسم بن محمد منصور باللٰه (د 1029ق/1620م) است که در
آن جمعی میان کتب متقدم حدیثی زیدیه و صحاح ستۀ اهل سنت صورت گرفته است (چ
صنعا، 1408 ق). سدۀ 11 ق مقطعی است که زیدیه بیش از گذشته به سوی اهل سنت و
میراث حدیثی آنها روی نهادهاند و بازتاب این رویکرد در توجه آنان به
اشکال مهم به این میراث دیده میشود. شروح متعدد بر بلوغ المرام ابن حجر
عسقلانی در سدۀ 11 ق (نک : همو، 1/195، 398، 415، جم )، شرح و حاشیه بر
تیسیر الوصول ابن دیبع (همو، 1/ 399) و تخریجهایی بر کتاب الشفاء از قاضی
عیاض (همو، 1/275-276) و تحقیقاتی دربارۀ رجال صحیح بخاری و کتب دیگر حدیثی
اهل سنت (همو، 1/281، 294) گواه بر این امر است. اوج این قرابت در آثار
محمد بن علی شوکانی (د 1255 ق/ 1839 م) دیده میشود.
فراتر از امامیه و زیدیه، جا دارد به برخی گروههای شیعی اشاره شود که آثار
حدیثی نادری از آنان شناخته شده است. در میان شیعۀ اسماعیلیه، شخصیتی
استثنایی که به حدیث پرداخته، قاضی نعمان مغربی (د 363 ق/974 م) است که
آثار پرشماری از او برجای مانده است؛ اما از میان آن آثار آنچه مشخصاً به
عنوان حدیث شناخته میشود، نخست دعائم الاسلام مشتمل بر مقدماتی در باب
عقاید و یک دوره فقه (چ قاهره، 1383 ق)، و دیگر شرح الاخبار در فضائل اهل
بیت (ع) است (چ قم، جامعۀ مدرسین). هر دو اثر افزون بر اسماعیلیه، نزد
امامیه نیز تداول داشتهاند و مضامین آنها بسیار نزدیک و هماهنگ با احادیث
امامیه است.
از آثار حدیثی نصیریه، دستکم آنچه بهصورت آشکار شناخته شده، کتاب الهدایة
الکبرى از حسین بن حمدان خصیبی (د 334 ق/946 م) است که متضمن اخباری در
امامت، فضایل و خصال ائمۀ دوازدهگانه است (چ بیروت، 1411 ق).
در میان شیعیان تومرتی یا موحدی در شمال افریقا نیز میراث حدیثی مستقلی
وجود نداشت و حدیث آنان گزیدههایی از میراث اهل سنت، بهخصوص تحت تأثیر
همسایگان مالکیشان بوده است. در واقع برای این فرقۀ شیعی که حضورش در
تاریخ دیری هم نپایید، تنها مراجع در حدیث، یکی موطأ الامام المهدی یا مهذب
فراهم آمده توسط مهدی ابنتومرت (د524 ق/1130 م؛ چ الجزایر، 1328 ق) و
دیگری تلخیص ابنتومرت از صحیح مسلم بوده که نسخهای از آن در کتابخانۀ
چستربیتی دوبلین باقی است (آربری، V/54).
3-4. مسئلۀ طبقهبندی و بازیابی: تا زمانی که هدف از
نوشتن حدیث، صرف ثبت و ضبط آن باشد، اهمیتی ندارد که این احادیث با چه
منطقی ثبت شده باشند؛ این ویژگی دربارۀ نخستین اصول حدیث که همین هدف را
دنبال میکردند، کاملاً وجود دارد. اما بزرگ شدن حجم نوشتههای حدیثی و
تعدد چنین نوشتههایی به تدریج نگرانیهایی را از نظر دسترسی به احادیث ثبت
شده ایجاد میکرد؛ این نگرانی هم برای خود محدثان وجود داشت که لازم بود
دائماً با این احادیث ممارست داشته باشند و هم برای عالمان دیگر به خصوص
فقیهان و واعظان که بتوانند از ثمرۀ کار محدثان برای اهداف خود بهره گیرند.
این بود که از اواسط سدۀ 2 ق، مسئلۀ طبقهبندی احادیث و پیشبینی کردن
روشی برای بازیابی آنها به موضوعی مهم در حیطۀ حدیث مبدل شده بود.
طبقهبندی موضوعی: در طی سدۀ 2 ق، جریان تدوین در محافل
مختلف اصحاب حدیث به طور همزمان شکل گرفت و نخستین نوشتهها در این باره
نامهایی چون السنن، الجامع و در موارد یگانه الموطأ و المصنف داشتند (نک :
ابنندیم، 281-284). از خلال دو نمونۀ برجای مانده از این آثار، یعنی موطأ
مالک و مصنف صنعانی و مقایسۀ آن با دو کتاب الآثار از ابویوسف و شیبانی،
میتوان نتیجه گرفت که ترتیب موضوعی از همان اواسط سدۀ 2 ق در حد مباحث
فقهی سامان گرفته بود. اگر تدوینی که به ابن شهاب زهری (د 125 ق/743 م)
نسبت داده میشود، بیشتر ثبت احادیث بود (ابنعبدالبر، جامع، 1/76؛
ابنعساکر، 55/334)، در نسل بعد او ابنجریج (د 150 ق/767 م)، فردی کلیدی
در تدوین موضوعی حدیث بود (نک : خطیب، تاریخ، 10/402؛ نیز ابنندیم، 282).
با نظر به تدوین به معنای دوم است که ذهبی یادآور میشود تدوین حدیث از
اوایل عصر عباسی آغاز شده بود ( تاریخ ... ، 9/13). از مؤلفان شیعی هم گفته
شده که ابراهیم بن محمد بن ابی یحیى، غیاث بن ابراهیم اسیدی، مسعدة بن
زیاد ربعی و یعقوب بن سالم احمر از شاگردان امام صادق (ع) کتابهایی
«باببندی شده در حلال و حرام» داشتهاند (نجاشی، 15، 305، 415، 449، نیز
431؛ طوسی، الفهرست، 26)، اما اوج درخشش تبویب حدیث نزد امامیه در نسل
شاگردان آن امام (ع)، کتابی موضوعی در فقه از محمد بن علی حلبی است (نجاشی،
325) که تا مدتها یکی از کتب مرجع در آن مذهب شمرده شده، و الگوی آثار
مفصلتر بعدی مانند کتاب محمد بن عبدالله لاحقی در موضوعبندی بوده است
(همو، 366).
نظام طبقهبندی برای احادیث موضوعی فرابومی و فرامذهبی بود و از زمان آغاز
این طبقهبندی، در یک رابطۀ گفتوگویی این نظام روی به پختگی و فزونی دقت
نهاد و برای تدوین حدیثی در مذاهب مختلف مورد استفاده قرار گرفت. ازجمله
کسانی که در روند تصحیح طبقهبندی مباحث فقهی ایفای نقش کرده، ابوبکر ابن
ابی شیبه (د 235 ق/850 م) درکتاب المصنف است (نک : یغموری، 315). آنگاه
که در نسل بعد، بخاری اقدام به تألیف الجامع الصحیح خود کرد، مشکلات در
نظام طبقهبندی و عدم انسجام کافی در ساختار ابواب در آن مشهود بود. وجود
بابهایی در صحیح بخاری که گشوده شدهاند، بدون آنکه هیچ حدیثی در آنها جای
گرفته باشد (نک : ه د، صحیح بخاری) و وجود موارد فراوانی که حدیث واحد با
اسانید مختلف، در ابواب متنوع کتاب پراکنده شده است، بهترین گواه بر آن
است. نظام تبویب بخاری ساختاری پیشینی داشت و مستقیماً از احادیث به ودیعه
نهاده در کتاب استخراج نشده بود. بدون اینکه بتوان در این مختصر وارد سخن
از ابواب شد، دربارۀ 97 کتاب تشکیلدهندۀ صحیح بخاری، باید گفت وجود یک
اندیشۀ مشخص در پس طبقهبندی پیشینی بودن آن ساختار را تأیید میکند. آغاز
کتاب با مباحث بدء الوحی، ایمان و علم و ادامۀ آن با بسط مباحث فقهی، نشان
از اندیشۀ مؤلف در خصوص پیوستگی میان شریعت با سنت نبوی، و سنت نبوی با وحی
دارد. در بخشهای پایانی کتاب ورود نامنظم برخی مباحث اعتقادی و تاریخی در
لابهلای مباحث فقهی تا اندازهای از انسجام طبقهبندی کاسته است، اما در
اواخر کتاب دو بحث حجیت اخبار آحاد و ضرورت تمسک به کتاب و سنت میتوانست
پایانی مناسب برای مباحث فقهی و دستور عملی برای استخراج احکام شریعت باشد.
شاگرد او مسلم با اینکه در بهبود ترتیب کوشید و ساختار منسجمتری برای
تنظیم مباحث و تفکیک سنخ آنها ارائه کرد، اما تنها بحث او در مقدمۀ مباحث
فقهی «کتاب الایمان» بود و آن اندیشۀ بخاری در شروع بحث با وحی و سنت و
اتمام آن با مباحث روشی دیده نمیشود. افزون بر ترتیب موضوعی حاکم بر کلیت
کتاب، وی در تقسیمات ابواب چندان در مسیر دستیابی به یک طبقهبندی بسط
یافته نبود و در بخش عمدهای از کتابش، یک ترتیب ثانوی غیرموضوعی وجود
داشت. مسلم کوشش داشت تا احادیث را در هر باب بر اساس صحت اسنادی مرتب کند،
خصوصیتی که در کتب مشابه دیده نمیشد (نک : ملیباری، 21 بب ). در میان
کتب بعدی اهل سنت، سنن ابنماجه از حیث حسن ترتیب و طبقهبندی منسجم مورد
ستایش قرارگرفته است (مثلاً نک : ابننقطه، 1/124؛ ابنکثیر، «اختصار ...
»، 230)، ولی طبقهبندی آن محدود به مباحث فقهی بود.
دربارۀ نظام طبقهبندی نیز در میان امامیه، مسیری مشابه رفته شده است، اما
گامهای برداشته شده در اینباره میتوانست ترتیب بخشیدن به آثاری مؤثر
مانند کتب صفوان بن یحیى، کتابهای حسین بن سعید و محاسن برقی را هدف داشته
باشد. به هر روی نقطه عطفی در این باره کافی کلینی است که هم به سبب اعتبار
محتوایی و هم جامعیت موضوعی تأثیری تعیینکننده بر نظام طبقهبندی پسین در
حدیث امامیه برجای نهاد. در این کتاب، سخن با مباحث عمومی عقل و علم
آغاز شده، با مباحث اعتقادی شامل توحید و حجت (مشتمل بر نبوت و امامت)
ادامه مییابد، سپس مباحثی در تاریخ معصومان و مباحثی در ایمان و اخلاق
میآید و بعد بدنۀ پرحجم مباحث فقهی جای میگیرد و جلد پایانی کتاب جُنگی
در مواعظ و تعالیم متنوع دینی است.
3 کتاب بعدی از کتب اربعه که محدود به موضوعات فقهی بودند، اصلاحی فقیهانه
در طبقهبندی کلینی بودند. اما آنچه در کتاب دعائم الاسلام از قاضی نعمان
مصری دیده میشود، بهکلی با کتب اربعه متفاوت است و از طبقهبندی بسیار
متفاوتی پیروی میکند؛ گفتنی است طبقهبندی دعائم، بعدها در برخی آثار فقهی
ــ و نه حدیثی امامیه ــ بهخصوص الکافی ابوالصلاح حلبی اقتباس شده است.
در سدۀ 4 ق، از میان صحاح متأخر، نوعی برنامهریزی در طبقهبندی احادیث در
صحیح ابنحبان (د 354 ق/965 م) دیده میشود (نک : مآخذ) که به سبب همین
حساسیت، از سوی مؤلف نام التقاسیم و الانواع بر آن نهاده شده، و آن را از
همۀ کتب دیگر حدیثی متمایز ساخته است. در تقسیمات کلی کتاب، نظام طبقهبندی
ابنحبان صورتی اصلاحیافته و پرداختشده از ترتیب بخاری است، اما در
تنظیمات درونی ابواب، وی از الگویی ابتکاری استفاده کرده و احادیث را نخست
بر اساس «اقسام» و در هر قسم بر اساس «انواع» طبقهبندی کرده است. او خود
در مقدمۀ صحیح توضیح داده است که احادیث بر 5 قسماند: نخست اوامر، دوم
نواهی، سوم اخبار از آنچه نیاز به دانستن آن وجود دارد، چهارم اباحات و
پنجم کردار پیامبر (ص) (1/105 بب ). انواع تقسیمات ریز هر یک از این
اقساماند؛ مثلاً در انواع قسم اوامر، او نوع اول را به الفاظ امر کلی، نوع
دوم را به الفاظ وعد کلی، نوع سوم را به الفاظ امر در حال معین اختصاص
داده و به همینسان تا امرهای ضعیفتر و محدودتر تا 110 نوع فقط برای قسم
اول پیش رفته است (همانجا).
شیوۀ ابنحبان به سبب پیچیدگی که داشت، در نسلهای بعدی نهتنها مورد
استقبال قرارنگرفت، بلکه بهرهگیری از صحیح او را نیز با دشواری روبهرو
ساخت و همین دشواری زمینهساز آن بود تا ابنبلبان فارسی (د 739 ق/ 1338 م)
در کتاب الاحسان، ترتیبی مجدد از صحیح ابنحبان را ارائه نماید (1/95).
شیوۀ ابداعی دیگر در ترتیب موضوعی، آن است که در سدۀ 6 ق/12 م در جامع
الاصول ابناثیر جزری دیده میشود. وی بدون آنکه به یک الگوی درختی با
سلسلهمراتب موضوعی بیندیشد، شماری محور موضوعی را برای کل احادیث انتخاب
کرده، و آنها را صرفاً بر اساس حروف الفبا مرتب کرده است؛ به عنوان نمونه،
در حرف الف وی کتابهای ایمان و اسلام، اعتصام به کتاب و سنت، امانت، امر به
معروف و نهی از منکر، اعتکاف، احیای موات، ایلاء، اسماء و کنى (نامها و
کنیهها)، آنیه (ظروف) و امل و اجل را در پی هم آورده است.
در سدههای متأخر، اثری کمنظیر در میان امامیه، بحار الانوار مجلسی است که
به عنوان اثری جامع همۀ موضوعات حدیثی و متناسب با عقلانیت اعصار متأخر
درخور توجه است؛ همانگونه كه مجلسی خود در مقدمه یادآور شده، چینش
موضوعات در این مجموعه، ویژه و بیسابقه است. با وجود الهام مؤلف از
آثار متقدمان بهخصوص کافی کلینی، برخی از شاخههای موضوعی همچون «كتاب
السماء و العالم»، در آثار محدثان پیشین مورد توجه نبوده است. همچنین
مجلسی برخلاف کلینی، تاریخ معصومان را از مباحث اعتقادی نبوت و امامت،
تفكیك نكرده و در سخن از نبوت، دو جنبۀ نظری و تاریخی را با هم ملحوظ
داشته است. وی در مباحث اعتقادی، بخشهایی مستقل را نیز برای موضوعات
مربوط به معاد و عدل پیشبینی كرده است (نک : پاکتچی، «ویژگیها ... »،
40 بب ).
گفتنی است اقدام به مرتب ساختن کتبی که در اصل بدون ترتیب موضوعی نوشته
شدهاند، از سدههای متقدم نمونههایی داشت، مانند آنچه دربارۀ نویسندگان
امامی گفته شد و مانند ترتیبی که جعفر بن احمد بن عبدالسلام (د 576 ق/1180
م) از امالی ابوطالب هارونی در زیدیه فراهم آورده بود (نک : مآخذ). اما از
سدۀ 8 ق/ 14 م، موج جدیدی از اینگونه کوششها آغاز شد و در طی سدههای
بعد تا امروز ادامه یافت؛ ازجمله نمونههای آن میتوان به ترتیب مسند
الشافعی از سنجر ناصری (د 745 ق/ 1344 م؛ چ بیروت، 1426 ق)، ترتیب
الموضوعات ابن جوزی، از شمسالدین ذهبی (د 748 ق/1347 م؛ بیروت، 1415 ق)،
ترتیب دو کتاب الجامع الصغیر و جامع الاحادیث سیوطی توسط متقی هندی (د 975
ق/1567 م) با عنوان کنز العمال (چ بیروت، 1409 ق)، ترتیب دیگری بر مسند
الشافعی از محمد عابد سندی (د 1257 ق/ 1841 م؛ چ قاهره، 1370 ق)، بدائع
المنن، در ترتیب همان اثر و جمع آن با سنن الشافعی اثر احمد عبدالرحمان
ساعاتی از معاصران (چ مصر، 1403ق)، بلوغ الامانی در ترتیب مسند احمد بن
حنبل از همو (چ قاهره، دار احیاء التراث العربی)، ترتیب فوائد تمام رازی از
جاسم دوسری (چ بیروت، 1408 ق) و تصنیف نهج البلاغة از لبیب بیضون (د
بیروت، 1978 م) اشاره کرد.
جدا از آنچه بهطور معمول از ترتیب موضوعی فهمیده میشود، باید
بهگونههایی از ترتیب شبه موضوعی اشاره کرد که در آنها نه موضوع با معنایی
که از آن متبادر میشود، که نکتهای مربوط به محتوا مبنای طبقهبندی
قرارگرفته است. یکی از موارد این نوع طبقهبندی، ترتیب احادیث بر اساس
اعداد مذکور در آنها ست که البته فقط دربارۀ «احادیث عددیه» امکان کاربرد
دارد. از نمونههای اینگونه طبقهبندی، میتوان به دو اثر امامی، یکی کتاب
الاشکال و القرائن از مجموعۀ المحاسن برقی (ص 3 بب ) و دیگر الخصال از
ابن بابویه قمی یاد کرد.
طبقهبندی سندی: در طی سدۀ 3 ق، به همان اندازه که تبویب حدیث رو به توسعه و
تدقیق بود، جریانهایی مخالف با آن نیز وجود داشت؛ در فضای اهل سنت، جریانی
از اصحاب حدیث متأخر و در رأس آنان احمد بن حنبل با هرگونه تدوین موضوعی
مخالف بود (ه د، 6/726) و حاصلش آن شد که وی به جای تألیف جامعی مدون، به
تألیف مسند روی آورد. در فضای امامیه نیز بهنظر میرسد در نیمۀ اخیر سدۀ 3
ق، دو جریان متقابل در این باره وجود داشته است، تقابلی که بهخصوص در قم
دیده میشود. جریانی گراینده به تبویب و در رأس آن داوود بن کوره (د ح 300
ق/913 م) که برخی از آثار مهم و غیرمبوب قبلی چون المشیخة حسن بن محبوب و
النوادر احمد بن محمد بن عیسى را موضوعبندی کرد (نجاشی، 82، 158؛ طوسی،
الفهرست، 49، 94) و جریان دیگر که چهرههای شاخص آن احمد بن محمد بن عیسى و
عبدالله بن جعفر حمیری بودند. احمد بن محمد بن عیسى، خود النوادر را بدون
ترتیب موضوعی نوشت (همانجاها) و از میان دو تحریر مبوب و نامبوب از کتاب
سعد بن سعد اشعری و نیز مشیخة حسن بن محبوب، نسخههای غیرمبوب را برای
روایت خود برگزیده (نجاشی، 179؛ طوسی، همان، 72)، و حمیری که تنها کتاب
بازماندۀ قرب الاسناد، دارای ترتیبی سندی و نه موضوعی است و از میان دو
تحریر مسائل علی بن جعفر نیز به روایت نسخۀ غیرمبوب اهتمام نموده است
(نجاشی، 252).
مسانید ــ که از سدۀ 3 ق تألیف آنها آغاز شده بود ــ نوشتههایی بودند که
نه به ترتیب موضوعی، بلکه به ترتیب صحابیانی مرتب شده بودند که نخستین ناقل
حدیث از پیامبر (ص) شمرده میشدند. در برخی از نمونههای متقدم مسانید
شامل مسندهای طیالسی، احمد بن حنبل، رویانی و ابویعلى موصلی، به هر یک از
صحابه بخشی اختصاص داده شده، اما درون هر بخش ترتیب خاصی دیده نمیشود. اما
در طیف دیگری از مسانید که بیشتر آنها تألیفشان جدیدتر است، در بخش مربوط
به هر صحابی، نوعی ترتیب بر اساس راوی دوم، یعنی کسی که از آن صحابی روایت
میکند و حتى راوی سوم نیز دیده میشود. نمونۀ این ترتیب را میتوان در
مسانید نوشتهشده از سوی اسحاق بن راهویه، ابوبکر بزار، هیثم بن کلیب چاچی
باز جست. به طبع در مسندهای محدود به یک صحابی انتظار وجود ترتیبی بر اساس
راوی دوم طبیعیتر بود و در عمل این نوع ترتیب در مواردی مانند مسند عمر از
یعقوب بن شیبه، مسند ابن ابی اوفی از یحیى ابن صاعد و مسند سعد بن ابی
وقاص از دورقی دیده میشود.
مرتب کردن احادیث یک کتاب بر اساس چهارده معصوم نیز شیوهای نزدیک به شیوۀ
یادشده است و در منابع امامی نمونههای آن در آثاری چون تحف العقول ابن
شعبه، الاحتجاج ابومنصور طبرسی و نزهة الناظر حلوانی دیده میشود.
معجمالشیوخها، تواریخ محلی و کتب رجالی متضمن احادیث دیگر از منابعی هستند
که میتوان احادیث را در آنها بر اساس ترتیب یکی از راویان موجود در سند
بازجست. از متقدمان امامیه، احمد بن حسین ابن عبدالملک (د ح 260ق/874 م)،
کتاب المشیخة حسن بن محبوب را بر اساس نامهای شیوخ مرتب ساخته بود (نجاشی،
80؛ طوسی، همان، 47).
ادامۀ آنچه در معرفی مسانید به عنوان نمونه دربارۀ آثاری چون مسند اسحاق
گفته شد، در سدههای میانه به ایجاد شیوهای در طبقهبندی حدیث منجر شد که
برخلاف متن حدیث، اسناد آن را محور قرار میداد و یک طبقهبندی درختی بر
اساس صحابه به عنوان سرشاخه ارائه میداد که در تقسیمات ریزتر به صورت
سلسله مراتبی احادیث هر صحابه بر اساس راویان او و احادیث این راویان نیز
بر اساس راویان ردۀ بعد طبقهبندی میشد. از آنجا که در این شیوه، مبنای
طبقهبندی احادیث منتها الیه سند در اتصال به معصوم یا به تعبیر محدثان
«طَرف» اسناد بود، اینگونه از کتب به کتب اطراف شهرت یافتند. این سنخ از
طبقهبندی با اطراف الصحیحین از ابومسعود دمشقی (د 401ق/ 1011م) آغاز شد و
در طی سدههای بعد با اطرافنویسیهای متعدد بر صحیحین و صحاح سته ادامه
یافت (کتانی، 167-169) و شاخصترین نمونۀ آن تحفة الاشراف مزی (د
742ق1341م) در اطراف صحاح سته بود (چ بمبئی، 1395ق). کارهای تکمیلی توسط
ابن حجر عسقلانی در اطراف المسند المعتلی برای احادیث مسند احمد (چ دمشق،
1414ق) و در اتحاف المهرة برای احادیث 10 کتاب از صحاح و مسانید جز صحاح
سته (چ ریاض، 1415ق) صورت گرفته است.
ترتیب الفبایی مطلع: در طی سدههای متمادی، شیوۀ دیگری برای بازیابی زمینۀ
پیدایی طیفی از کتب شده است؛ در این شیوه، مطلع متن حدیث مبنای طبقهبندی
بود و هدف ارائۀ احادیث با ترتیب الفبایی مطلع آنها بود. کهنترین
نمونههای شناخته شده از اینگونه، متون حدیث شیعیاند که اساس تألیف آنها
بر چنین ترتیبی بوده است؛ از آن جمله میتوان به جامع الاحادیث از جعفر بن
احمد ابن رازی (سدۀ 4ق/10م؛ چ تهران، 1369ق) مشتمل بر کلمات قصار نبوی، و
غرر الحکم از ابوالفتح آمدی (د 550 ق/ 1155م؛ چ بیروت، 1413ق) مشتمل بر
کلمات قصار امام علی (ع) اشاره کرد. از سدۀ 10ق، از این شیوۀ ترتیب، برای
بازیابی احادیث موجود در مجامیع حدیثی اهل سنت استفاده شده است که از
نمونههای آن است: الجامع الصغیر سیوطی (د 911ق/ 1505م؛ چ قاهره، 1373ق)،
تکملۀ آن با عنوان جامع الاحادیث همو (چ تهران، 1369ق)، الجامع الازهر
عبدالرئوف مناوی (د 1031ق/1622م؛ چ قاهره، 1980م) و کنوز الحقائق همو که
شبه مکملی بر الجامع الصغیر است و در حاشیۀ آن به چاپ رسیده است. مناوی با
همین شیوه ترتیبی هم از شهاب الاخبار قاضی قضاعی با عنوان اسعاف الطلاب
فراهم آورده است (نسخۀ خطی ازهریه، شم 799‘9). آثاری مانند الجامع الصغیر
سیوطی و دو اثر اخیر مناوی از آن حیث که صرفاً متضمن اقوال پیامبرند، با
دشواری خاصی در ترتیب الفبایی مواجه نیستند، اما سیوطی در جامع الاحادیث،
به افعال نبوی هم پرداخته و در طبقهبندی الفبای قسم افعال، با مشکلات خاصی
مواجه بوده که شیوهای برای رفع آن ابداع کرده است.
شیوۀ ترتیب الفبایی بر اساس مطلع، البته با ذکر کوتاهشدۀ احادیث که هدف آن
صرفاً بازیابی حدیث و ارجاع به متون اصلی است، در سدۀ حاضر برای کتب
مختلفی که یافتن حدیث در آنها دشوار به نظر میرسیده، انجام گرفته است؛ در
این دست آثار گاه تعبیر «ترتیب»، و گاه تعبیر اطراف نه به معنای پیشگفته،
که به معنای مطلع متن حدیث بهکار رفته است، اما به هر تقدیر اینها نه متون
حدیثی، که از سنخ فهارساند. از این دست میتوان به آثاری چون التقریب الى
معجم الطبرانی الکبیر از سعد بن خالد فوزان (ریاض، 1990م)، الاطراف السنیة
در ترتیب مجمع الزوائد و المطالب العالیة، از عمر بن غرامة عمروی (چ ریاض،
1406ق)، الدرر المجموعة در ترتیب اللآلی المصنوعة سیوطی از ریاض عبدالله
عبدالهادی (چ بیروت، 1408ق)، و اثری بهعنوان راهنمای الفبایی شامل، بدون
محدود شدن به متون خاص با عنوان موسوعة اطراف الحدیث النبوی از محمد سعید
زغلول (چ بیروت، دار الکتب العلمیه) اشاره کرد.
در پایان گفتنی است در معجمنویسی احادیث یا فهرست الفبایی واژههای کلیدی
با المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی توسط آرنت یان ونسینک آغاز شده که
در سالهای 1936-1969م، در کتابخانۀ بریل در لیدن به چاپ رسیده است. اما از
آن پس معجمهای مختلفی برای متون حدیثی اهل سنت و شیعه فراهم آمده است.
بهعنوان یک نمایۀ موضوعی برای احادیث نیز باید به اثری از ونسینک اشاره
کرد که توسط عبدالباقی با عنوان مفتاح کنوز السنة به عربی برگردان شده (چ
قاهره، 1353ق)، و از آن پس آثار مشابهی دربارۀ متون حدیثی فریقین به کرات
پدید آمده است.
4. حدیث در سدههای میانی و متأخر:
4-1. پدیدۀ وضع یا جعل حدیث: به موازات آنکه حدیث به مثابۀ
منبعی برای فهم دین در سدههای اول و دوم هجری موقعیت خود را به دست آورد،
سوءاستفاده از این موقعیت نیز آغاز شد و کسانی دستاندرکار جعل حدیث شدند.
تاریخ جعل یا به اصطلاح محدثان «وضع» و دروغ بستن بر پیامبر(ص)، به بلندای
تاریخ حدیث است و نگرانی در این باره، به اتفاق مسلمانان از زمان حیات
پیامبر(ص) آغاز شده (بخاری، صحیح، 1/434؛ کلینی، 1/62)، و از اواخر سدۀ
نخست هجری، به نگرانی جدی مبدل شده است.
4-1-1. مباحث بنیادی در مطالعۀ وضع: همگام با متکلمان و
فقیهان ــ که به مناسبتهای مختلف از وقوع وضع در احادیث سخن آوردهاند ــ
محدثان خود نیز از پذیرفتن اصل چنین رخدادی در عالم حدیث پرهیز ندارند و
این گزاره که «اجمالاً سخنانی مجعول به میان احادیث راه یافتهاند» به نظر
میرسد که از میان اصناف عالمان و بین مذاهب و فرق اسلامی، مخالفی ندارد.
آنچه میتواند بحثانگیز باشد، شیوۀ تشخیص جعل و مشخص کردن مصادیق مجعولات
است.
با وجود آنکه در کتب رجالی نسبت «وضع» (جعل) به شماری از راویان به کرات
دیده میشود و با وجود آثار متعدد که در طی قرون از سوی محدثان دربارۀ
احادیث موضوع نوشته شده است، اما کاستی مشهودی درخصوص مبانی این داوریها
دیده میشود، به طوری که گاه هدف اصلی ــ یعنی پالودن احادیث سره از ناسره
ــ گم شده، و بحث از احادیث موضوع به معرکهای برای ضربه زدن فرقهها و
مذاهب و اصناف به یکدیگر تبدیل گردیده است.
مهمترین اشکال در مطالعۀ جعل در سنت محدثان آن است که سازوکارهای انتقادی
در علوم حدیث بیشتر در مسیری توسعه یافتهاند که از جنس داوری مجموعه
دربارۀ واحد است؛ بدان معنا که با استفاده از ثقل و تراکم تاریخی داوریها
دربارۀ راویان و دربارۀ مشهورات اعتقادی و فقهی است که میتوان دربارۀ یک
حدیث منفرد اظهارنظر کرد. بدیهی است چنین ساز وکاری برای دانشهایی چون کلام
و فقه و تفسیر و جز آن میتواند کارآیی کافی داشته باشد، به شرط آنکه
عالمی که از آن استفاده میکند، مسیر محافظهکاری را طی کند و هم از اینرو
ست که عالمان دگراندیش در طی سدههای متمادی، با این ساز وکارهای انتقادی
مشکل داشتهاند، یا بدون موضعگیری صریح از کاربرد آن طفره رفتهاند.
دستگاه انتقادی متکی بر ثقل و تراکم تاریخی، به طور طبیعی در مسیری پیش
میرود که معین کند کدام حدیث با این ثقل و تراکم سازگار است، پس پذیرفته
است، و کدام حدیث به سبب ناسازگاری با آن باید کنار نهاده شود. در چنین
نظام انتقادی، در مقام سلب اعتبار یک حدیث، تنها سخنان دقیق میتواند
دربارۀ ضعیف بودن و مراتب ضعف آن حدیث باشد. اما هرکس میداند که
دروغگوترین کسان نیز میتوانند راست بگویند و هر عالم حدیث نیز میداند که
با وجود نهایت ضعف در ارزیابی استناد یک حدیث، هرگز به مجعول بودن آن حدیث
نمیتوان حکم داد. حداکثر حکمی که میتوان با سازوکار سنتی در طعن بر حدیثی
صادر کرد، آن است که حدیث مورد نظر بهکلی از اعتبار ساقط گردد و غیرقابل
تمسک باشد. تنها نمونهها از کوشش متقدمان برای اثبات عدم صدور یک حدیث، با
تمسک به ادلهای بیرون از سازوکار محدثان، مانند نقد عقلی یا نقد برپایۀ
تعارض با مسلمات تاریخی و حسی است.
در طی سدههای متقدم هجری که بحبوحۀ داوریهای رجالی دربارۀ راویان و دورۀ
تألیف مهمترین کتب و مدونات رجالی بوده است، چه نزد اهل سنت و چه در محافل
امامیه، داوریها رجال محور و کتاب محور است، مبنای پسینیانی چون ابنجوزی
به داوریهای اولیه باز میگردد و داوریهای اولیه که از سوی رجالیانی مشهور
مانند احمد بن حنبل صورت گرفته، مبنایش تبیین نشده است و از همین رو نگاه
به وضع حداقلی است. اخباری مانند احادیث جمع قرآن را جمع میکنند و بسیاری
از اخبار را هم تأویل میکنند. مسئلۀ وضع دو جا مسئله است: نزاعهای فرقهای
و جریانهای بنیادگرا؛ اما سنتگرای دروننگر نیازی به بحث از وضع ندارد.
4-1-2. مسئلۀ جعل در سدههای نخستین: تا اواسط سدۀ نخست
هجری با وجود آنکه گزارشهایی وجود دارد که بر نگرانی از جعل یا حتى وقوع
آن دلالت دارد، ولی زنده بودن بسیاری از صحابه و محدود بودن انگیزهها
زمینۀ محدودی را برای وقوع آن فراهم میآورده است. با پایان دورۀ خلفای
نخستین و آغاز حاکمیت بنیامیه، عوامل مختلفی مانند پدید آمدن جریانهای
کلامی و رخداد افتراقات فرقهای، وجود شکافهای قومی در اثر عربگرایی
بنیامیه و در کنار این انگیزهها، دور شدن از عصر پیامبر(ص)، تاریک شدن
خاطرهها از سخنان آن حضرت و وفات بسیاری از بزرگان صحابه، فضا را برای جعل
مساعدتر ساخته است. به همۀ این عوامل، باید بحران مشروعیت را افزود که
حکومت بنیامیه از آغاز با آن مواجه بوده و کوشش داشته است تا با مطرح
ساختن خود به عنوان مدافع عثمان و ادامهدهندۀ راه او و شیخین، در کنار
عیبجویی بر امام علی(ع) این مشروعیت را برای خود ایجاد نماید.
گزارشهایی از طریق برخی مورخان به دست رسیده است که نشان میدهد همین
انگیزۀ کسب مشروعیت از زمان معاویه، بنیامیه را وادار به حمایت از پدیدۀ
جعل و دامن زدن به آن کرده است؛ گزارشهایی که از طریق رجالی وابسته به
محافل سنتگرای عامه، معتزله و هم از طریق امامیه به دست رسیده است. ازجمله
باید به اخباری اشاره کرد که ابوالحسن مدائنی، ابراهیم بن عرفۀ نفطویه و
ابوجعفر اسکافی با این مضمون نقل کردهاند که در زمان معاویه، از راویانی
که در فضائل عثمان و دیگر صحابه و در عیبجویی امام علی و اهل بیت(ع) حدیثی
نقل میکردند، حمایت مالی میشد و همین امر موجب برساختن روایات پرشماری
در این زمینهها را فراهم آورده بود (نک : ابن ابی الحدید، 4/63، 73،
11/45-46).
با نزدیک شدن به اواخر سدۀ نخست هجری، مسئلۀ مسلمانان دیگر مناقشۀ علوی و
عثمانی نبود، بلکه جریانهای متعارضی در حوزههای عقیده و فقه پدید آمده
بودند که ظهور آنها، انگیزههای جدیدی را برای جعل فراهم میآورد؛ در این
میان، جریانهایی مانند معتزله و حنفیه ــ که بیشتر اتکا بر ادلۀ عقلی و لبی
داشتند ــ کمتر در پاسخ دادن به مخالفان به سوی مستندات روایی میرفتند،
اما گاه برخی از محدثان نزدیک به افکار معتزله همچون ابوداوود سلیمان بن
عمرو نخعی که بهعنوان یک قدری شناخته میشد و پیوستگان به حنفیه همچون
ابوعصمه نوح بن ابی مریم مروزی هم به وضع متهم شدهاند (نک : یحیی بن
معین، 1/401؛ بخاری، التاریخ، 7/396؛ عقیلی، 2/135، 4/215) که موضوع وضع
آنان در مسائل غیرلبی بوده است (مثلاً نک : سیوطی، الاتقان، 4/134).
به طبع، بیشترین سهم در وضع را جریانهایی برعهده داشتند که مستندات روایی
برای آنها محوریت داشت. حدیثی با این مضمون که «قدریه مجوس این امتاند»
(ابوداوود، سنن، 4/222؛ حاکم، المستدرک، 1/ 159)، به عنوان ابزاری از سوی
سنتگرایان بر ضد معتزلیان مورد استفاده قرار میگرفت و بدیهی است چنین
مضمونی برآمده از محیطی است که اساساً مناقشات دربارۀ قدر، در آن شکل گرفته
و گروهی به عنوان «قدریه» سامان یافته باشد.
در فضای فقهی هم میتوان نمونههایی یافت؛ فارغ از احادیثی که در فضایل یا
مثالب امامان مذاهب مانند ابوحنیفه و شافعی در منابع نقل شده، باید به مورد
خاصی اشاره کرد که به مستندات یک مذهب فقهی باز میگردد؛ در سدۀ 2ق/ 8 م،
فقیهی به نام ابوبکر ابن سبره نامبردار است که اقوال فقهی او در کنار
فقیهان طراز اول مورد توجه بوده (مثلاً نک : بلاذری، 58، 70، جم ) و به
ادعای خود، 70 هزار حدیث در حلال و حرام در اختیار داشته است (احمد بن
حنبل، العلل، 1/510؛ عقیلی، 2/271)، عددی که با توجه به امکانات و شرایط
اوایل سدۀ 2ق، مبالغهآمیز است و میتواند با پدیدۀ جعل و وضع پیوند داشته
باشد. به هر روی این عدد نقادانی پرحدیث چون احمد بن حنبل را نیز به شگفتی
افکنده است (همانجاها).
مسئلۀ مهاجرت و جابهجاییها، عامل دیگری است که به پدیدۀ وضع در سدههای 2 و
3ق، دامن زده است. احادیثی که توسط شیوخ یک شهر چون مدینه یا کوفه روایت
میشده، کمابیش در آن شهر از چنان تداولی برخوردار بوده که کمتر اجازۀ تصرف
و افزایش را به جاعلان میداده است؛ اما جابهجا شدن میان شهرها، به
جاعلان اجازه میداد که احادیث ساختگی را با افزودن سلسله اسانید به ظاهر
موجه برای مخاطبان شهری بیگانه مقبول جلوه دهد. تأسیس شهر بغداد از
145ق/762م، چنین فضایی را برای مهاجرانی از شهرهای مختلف حجاز و عراق و جز
آن پدید آورد که حجمی از احادیث برساخته و آراسته را در آن رواج دهند. در
منابع به وقوع چنین جعلیاتی از سوی مهاجرانی مدنی چون قاضی ابوالبختری وهب
بن وهب (یحیی بن معین، 1/136)، عصمة بن محمد انصاری (عقیلی، 3/ 339)، یعقوب
بن ولید مدنی (احمد بن حنبل، همان، 2/532؛ عقیلی، 4/ 448) و محمد بن
عبدالملک انصاری (همو، 4/ 103)، مهاجران اهل جزیره مانند محمد بن زیاد
میمونی (احمد بن حنبل، همان، 3/297؛ عقیلی، 4/67) و مهاجرانی عراقی مانند
معلی بن هلال کوفی (بخاری، همانجا) و اسحاق بن ادریس بصری (عقیلی، 1/101)
اشاره شده است. اگرچه نه با اهمیت بغداد، ولی به مهاجرتهای دیگر هم باید
توجه کرد؛ ازجمله باید به عمرو بن ازهر، عالم بصری اشاره کرد که در واسط
ساکن شد و چنانکه گفته شده است به اشاعۀ احادیث جعلی پرداخت (همو، 3/257)
یا عمرو بن زیاد باهلی، محدث بغدادی که در سفرهایش به ری و قزوین و اهواز و
خراسان امکان نشر جعلیات را مییافت (ابن ابی حاتم، الجرح، 3(1)/233).
نواحی جهادی در ارمنستان و ثغور شام نیز بدان سبب که رزمندگانی از نقاط
مختلف جهان اسلام را گرد هم میآورد، فضای مناسبی برای نشر احادیث جعلی و
ادعای وقوع استماعهایی بود که هرگز واقع نشده بود (مثلاً نک : همان،
3(1)/133).
در این میان برخی رجال نزدیک به تابعان و محدثان بزرگ، مانند محمد بن زیاد
میمونی یاد شده از نزدیکان میمون بن مهران (احمد بن حنبل، همانجا؛ عقیلی،
4/67) و سیف بن محمد کوفی خواهرزادۀ سفیان ثوری (احمد بن حنبل، همان،
1/245) نیز در میان مشهوران به جعل حدیث دیده میشدند و این نسبت خویشاوندی
نوعی از مقبولیت را برای روایات آنان ایجاد میکرد.
برخی گزارشها نشان میدهد که این جاعلان گاه به صورت مداوم و سامانیافته
در این باره فعالیت داشتند و دانش آنان نسبت به احادیث اصیل و اسانید
مقبول، به ایشان اجازه میداد تا احادیثی با ظاهر موجه جعل کنند (مثلاً نک
: یحیی بن معین، 1/401؛ ابن ابی حاتم، همان، 2(1)/132، 2(2)/ 169؛ ابن
عدی، 3/215، 245، جم ).
جعلهایی که در این دوره صورت میگرفت، در بسیاری از موارد چیزی نبود جز
الحاق یک سند دروغین بر متون حدیثی که قبلاً از طرق دیگر شناخته بودند؛ در
اینباره گاه از اصول و نوشتههای محدثان دیگر استفاده میشد و جاعل، آن
سند را به خود نسبت میداد و این شیوهای بود که نزد متقدمان «سرقت حدیث»
نـام گـرفته بـود (مثلاً نک : همو، 2/345، 6/285)، اما در سدههای 2 و 3ق،
بخشی از جعلیات را مواردی تشکیل میداد که متنی که ابداً از راوی دیگری
شناخته نبود، ساخته، و به سندی آراسته میشد، مانند آنچه دربارۀ ابوالحسن
باهلی گفته شده است (همو، 6/303، نیز 146). از نظر موضوعی این احادیث گاه
در باب فضایل و مثالب برای دفاع از مذهب خود و حمله به مذهب مخالف بودند
(همو، 5/ 148)، گاه مضمونی اعتقادی برای حمایت از عقیدهای خاص داشتند
(مثلاً همو، 4/166) و گاه هدف آنها به زعم جاعل، حمایت از دین و «تقویت
سنت» بود (همو، 7/16). در همینجا باید به احادیثی اشاره کرد که گفته
میشود ابوعصمۀ مروزی در فضایل سُوَر برساخته، با این انگیزه که مردم بـه
خوانـدن قرآن اقبال بیشتری نشان دهند (نک : قرطبی، 1/ 78؛ سیوطی، الاتقان،
4/134)، جعلی که محدثان سدههای بعد آن را از خود فرا افکنده به «جهلۀ
صوفیه» نسبت دادهاند (مبارکفوری، 7/350).
به هر روی چه در سدههای متقدم و چه بعد از آن، عوامل متعددی شامل
انگیزههای سیاسی، مذهبی، قومی، اجتماعی و اقتصادی در رخداد جعل مؤثر بودند
(نک : فضلی، 132-133).
شناخت جعل در سدههای متقدم، بر پایۀ شناخت موردی و رصد جرم بود و نقادان
آن سدهها، بر پایۀ آگاهیهای شخصی خود که به طور مستقیم یا غیرمستقیم
دربارۀ فعالیت جاعلانۀ برخی روات داشتند، دربارۀ آنها داوری میکردند.
با وجود آنکه در طی سدۀ 2ق، از برخی عالمان مانند رقبة بن مصقله (د
129ق/747م) محدث کوفه، و ابن مبارک (د 181ق/ 797م) محدث خراسان نمونههایی
معدود ثبت شده از اینکه به کسی نسبت وضع داده باشند (بخاری، التاریخ،
5/195، 7/396)، در حوزۀ حدیث اهل سنت، اطلاق گستردن نسبت وضع در ارزیابیهای
رجالی، از رجالیان مکتب بغداد در دهههای انتقال از سدۀ 2 به 3ق آغاز شده
است. آغاز آن از عبدالرحمان بن مهدی و اقرع ــ استادان احمد بن حنبل ــ بود
(احمد بن حنبل، العلل، 2/42) و گسترش آن در آثار یحیی بن معین (1/136،
401، جم ) و احمد بن حنبل (همان، 1/ 245، 346، جم ) دیده میشد. افراط
یحیى در این باره به اندازهای بود که گفته میشد دشنامدهنده به یحیی بن
معین، حکماً خود از واضعان حدیث است (ابن ابی حاتم، تقدمة، 316). نزد
خراسانیان همان عصر، اسحاق بن راهویه تنها در موارد نادر چنین نسبتی به کسی
داده (همو، الجرح، 3(1)/230، 8/21)، و بخاری در سراسر التاریخ الکبیر،
هرگز خود به کسی نسبت وضع نداده است.
اما پس از بخاری شرایط برای خراسانیان هم تغییر یافت؛ با ظاهر شدن فرقهای
در خراسان مشهور به کرامیه، جریانی با عقاید و سازماندهی خاص شکل گرفت که
در تقابل با بدنۀ اصلی اصحاب حدیث قرارگرفت، اما تکیۀ آن در آموزههایش
مانند اصحاب حدیث به مستندات نقلی بود. بسیاری از مؤثرترین رجال این مذهب
از سوی نقادان اصحاب حدیث به عنوان واضع حدیث شناخته شدند (مثلاً نک :
ذهبی، میزان، 1/106، 200، جم ) و این رویارویی با کرامیه موجب شد تا موضع
خراسانیان هم دربارۀ نسبت وضع همچون عراقیان تند شود. علی بن حسین ابن
جنید (د 291ق/904م) عالم ری دربارۀ حدیثی «قسم به طلاق» میخورد که جعلی
است و اصلی ندارد (ابن ابی حاتم، همان، 1(2)/47). همچنین در اثری مانند
کتاب المجروحین از ابن حبان بستی (د 354ق/ 965م) نه تنها اتهام وضع به
گستردگی دیده میشود، بلکه این نقاد خراسانی گامی فراتر از همتایان عراقی
خود برداشته، و در مقدمۀ کتاب خود یک گونهشناسی دربارۀ اقسام وضع ارائه
کرده است (1/ 64-67). 3 گونۀ مهم از وضع نزد او عبارت است: وضع حدیث و نسبت
آن به شیوخ معتبر برای برانگیختن به اعمال خیر و ذکر فضایل، وضع حدیث برای
استحلال محرمات و تحریف در شریعت پیامبر (ص)، و وضع حدیث تنها در
مناسبتهای محدود به خوشامد سلاطین و صاحبان قدرت (همانجا). بدین ترتیب از
سدۀ 4ق نسبت وضع حتى نزد خراسانیان هم گسترش یافت.
در فضای شیعه، روایاتی به نقل از ائمه (ع) در اواسط سدۀ 2ق وجود دارد که در
آن برخی از رجال منتسب به غلو ــ که در شمار اصحاب ائمه (ع) محسوب
بودهاند ــ به دروغ بستن متهم شدهاند (مثلاً نک : کشی، 225، جم )، اما
استفاده از اتهام صریح وضع در ارزیابیهای رجالی به اوایل سدۀ 4ق باز
میگردد و نمونههای آن هم در اظهارنظرهای عراقیانی چون ابوالعباس ابن عقده
(د 333ق/ 945م) و هم قمیانی چون ابن ولید (د 343ق/ 954م) دیده میشود (نک
: نجاشی، 338؛ علامۀحلی، رجال، 342). نزد رجالیان سدۀ 5 ق/11م، کاربرد
نسبت وضع، بهطور گسترده نزد ابنغضائری دیده میشود که به سختگیری در نقد
شهرت دارد (ص 54، 67، 88، جم )، اما رجالی معتدلی مانند نجاشی، تنها در
موارد محدود، چنین نسبتی را از قول دیگران نقل کرده است (ص 122، 234).
4-1-3. مسئلۀ احادیث موضوعه در سدههای میانی و متأخر:
با وجود آنکه در طی سدههای متقدم، مسئلۀ وضع در بوتۀ توجه نقادان حدیث
قرار داشته، اما مطالعات موضوعات و اقسام وضع و کیفیت تشخیص آن تا اواخر
سدۀ 5 ق، صورت تدوینیافتهای به خود نگرفته است. تا پیش از آن، تنها
نوشتهای در باب موضوعات که از آن خبر رسیده، اثری از ابوسعید محمد بن علی
نقاش، محدث اصفهانی (د 414ق/1023م) است (ابونعیم، ذکر ... ، 2/ 308) که
نسخهای از آن شناخته نیست و انگیزۀ تألیف و محتوای آن نیز در ابهام است.
تنها چند نقل قول از آن در منابع رجالی دیده میشود (ذهبی، میزان، 1/ 118-
119؛ ابنحجر، الاصابة، 5/785، 6/126، لسان، 1/285، جم ) و ابن جوزی هم
در کتاب الموضوعات خود به عنوان یک پیشینه به اقوال او توجه داشته است
(1/155، 2/180، 239، جم ). در میان احادیثی که نقاش موضوع خوانده، نقد
مرجئه دیده میشود (ابنحجر، الاصابة، 5/785)، اما غالباً احادیثی مورد نقد
او قرارگرفته که ظاهراً در مجالس وعظ گفته میشده است و از نظر ارزیابی
حدیثی منکر است و مؤیدی از احادیث ثابت بر آن یافت نمیشود.
کتاب تذکرة الموضوعات نوشتۀ ابن قیسرانی (د 507ق/ 1113م)، عالم فلسطینی
مهاجر به ایران نخستین اثر مستقل در زمینۀ احادیث جعلی است که متن آن برجای
مانده است. وی دورۀ پایانی عمر خود را در همدان سپری کرد و اندیشۀ او در
خصوص کاوش احادیث جعلی شاگرد همدانیاش، ابوعبدالله جورقانی (د 543 ق/
1148م) در الاباطیل و المناکیر پی گرفته شد.
ابنقیسرانی که از بنیانگذاران نظریۀ صحاح سته بود (ه د، 4/ 558-559) و
از همین رفتارش به خوبی برمیآمد که به دنبال دستیابی به معیارهایی برای
محدود کردن تمسک به احادیث و جلوگیری از اشاعۀ بیرویۀ احادیث کماعتبار
بود، درکتاب تذکرة الموضوعات خود به نقد طیف متنوعی از احادیث بهعنوان
جعلیات پرداخت که در صورت تکیه بر ادعای جعل، میتوان انگیزههای مختلف
مانند همراهی با قدرت سیاسی، دفاع از مذهب کلامی یا فقهی خاص، دفاع از
تصوف، هواداری از قومیت مشخص و بیان خرافات و افکار عوامانه در قالب حدیث
را در میان آنها جست (سراسر اثر). شمار قابل ملاحظهای از احادیثی که
ابنقیسرانی آنها را موضوع دانسته، دقیقاً احادیثی هستند که معاصر او امام
محمد غزالی در احیاء علوم الدین به آنها تمسک کرده است؛ مانند حدیث «ابی
الله ان یرزق عبده المؤمن ... » (ص 2؛ قس: غزالی، 10/1772) و «اتانی جبریل
بهریسة ... » (ص 2؛ قس: غزالی، 4/ 699). با قدری تسامح میتوان گفت که
تألیف این کتاب مقابله با جریانی در سهلانگاری نسبت به حدیث است که
بارزترین نمود آن در عصر وی، احیاء غزالی است.
همانگونه که در سراسر کتاب ابنقیسرانی بازتاب یافته و به صورت مدونتری
در مقدمۀ کتاب شاگردش جورقانی دیده میشود (نک : 1/124 بب )، در این
جریان فکری، مرز روشن و دقیقی میان ارزیابی از یک حدیث به عنوان «معلول» و
«منکر» که اصطلاحات تعریفشدهای هستند، با موضوعات و اباطیل دیده نمیشود.
بر اساس دستاوردهای این چند اثر، سنتی در میان محدثان شکل گرفت که در آن یک
تعریف قراردادی از حدیث موضوع مورد نظر بود؛ با اینکه حدیث موضوع در اصل
اطلاق آن، عبارت از حدیثی است که متن آن از پیامبر(ص) یا نزد شیعه از
ائمه(ع) صادر نشده باشد، یا اگر متن آن هم صادر باشد، اسناد روایی آن
ساختگی باشد (همو، 77)، اما در این معنای قراردادی، احادیثی در کتب موضوعات
گردآوری میشدند که نویسنده در مقام یک قاضی، با توجه به شواهد و قراین،
به عنوان موضوع بودن آنها حکم داده باشد. این تلقی از حدیث موضوع موجب
میشد که عملاً در کتب موضوعات، سخن گفتن دربارۀ موضوع بودن یک حدیث، نه از
جنس اِخبار برآمده از فحص، که از جنس قضا و داوری باشد.
با توجه به ماهیت قضاوتهای نویسندگان کتب موضوعات و اختلاف رویکردهای آنان،
نمیتوان معیارهای آنان درخصوص داوری را با دقت معین کرد، ولی میتوان در
کل یادآور شد که داوری ایشان اگر سندی ـ متنی باشد، بر مبنای این دو محور
دوران میکند: حدیثی که از حیث سند و یا متن مصداق حدیث منکر باشد و دستکم
یکی از راویان قرارگرفته در سلسله اسناد آن متهم به وضع بوده باشد. با
وجود آنکه رکیک بودن الفاظ حدیث را نیز از قراین وضع شمردهاند (همو، 78)،
اما در عمل این قرینه جز در صورت ضعف سندی مورد تمسک ناقدان قرار نگرفته
است. اقرار جاعل به جرم خود، قاطعترین روش نزد محدثان برای اثبات وضع است
که البته نمونههای نادر دارد (نک : همانجا).
بدیهی است اختلاف شیوهها و سلیقهها در حکم به منکر بودن یا نبودن یک حدیث
میتوانست از عوامل اختلاف میان نویسندگان کتب موضوعات باشد و گاه یافت
شدن یک شاهد از سوی نویسندۀ بعدی، میتوانست حدیثی را که در کتاب پیشین
بهعنوان موضوع معرفی شده، از فهرست موضوعات خارج سازد، اتفاقی که دربارۀ
کتاب الموضوعات ابن جوزی و اللآلی سیوطی افتاده، و سیوطی با یافتن شواهد و
مؤیدات برای بسیاری از احادیث ابنجوزی، در حکم به وضع آنها تجدیدنظر کرده
است.
روند موضوعاتنویسی از سدۀ 6 ق/12م تا امروز بدون هیچ انقطاع محسوسی دوام
یافته است؛ در آن میان کتاب الموضوعات ابنجوزی (د 597 ق/1201م) عالم حنبلی
بغداد به عنوان یکی از متون سختگیر در اینباره شناخته میشود که در آغاز
فهرست «متشددین» قرار دارد (نک : کتانی، 151). برخی صاحبنظران مانند
ابنصلاح به اشاره، و زینالدین عراقی به صراحت گفتهاند گاه مطلق ضعیف
بودن یک حدیث موجب شده است تا او آن را در شمار موضوعات جای دهد (ابنصلاح،
79؛ عراقی، الفیة ... ، 114). از دیگر تندروان در تألیف موضوعات رضیالدین
حسن بن محمد صغانی (د 650 ق/1252م) در رسالة فی الموضوعات (چ همراه اللؤلؤ
المرصوع، قاهره، المطبعة البارونیه) و مجدالدین فیروزآبادی (د 817
ق/1414م) با تألیف رسالة فی بیان ما لم یثبت فیه حدیث من الابواب (چ قاهره،
2007م) هستند (کتانی، همانجا) که تخصص اصلی هر دو نه حدیث، که علوم عربیت
است.
کتاب احادیث القصاص از ابنتیمیه (د 728ق/ 1328م) گامی دیگر در باب احادیث
موضوعه بود که از سوی یک سلفی برداشته میشد؛ وی در این اثر شماری از اخبار
متداول در منابر وعظ را مورد نقد قرار داد، برخی از آنها را از اسرائیلیات
شمرد (مثلاً ص 32)، برخی را جعلیات دیگران میدانست (مثلاً ص 41) و حتى
برخی را با وجود آنکه معتقد بود معنای صحیحی دارد، حدیث بودنش را انکار
داشت (مثلاً ص27)؛ اما به هر روی از نظر روش تشخیص در این اثر نوآوری دیده
نمیشد. شاگرد او محمد بن احمد ابن عبدالهادی (د 744ق/1343م) در رسالة فی
احادیث ضعیفة و موضوعة (چ استانبول، نشر مهدی استانبولی) مسیر استادش را
ادامه داد.
در سدۀ 9ق/15م، در فضای محدثان رویکردی نو دربارۀ نگرش به وضع و احادیث
موضوعه دیده میشود. سبط ابن عجمی (د 841 ق/1437م) با تألیف الکشف الحثیث
عمن رمی بوضع الحدیث سعی داشت فارغ از تندرویهای پیشین، از سویی با تکیه بر
درک رجالیان متقدم از وضع، و از سوی دیگر با مرور بر اقوال پژوهندگان
موضوعات به نوعی ساماندهی دربارۀ روش تشخیص موضوعات دست یابد (نک : ص
23-30). همسو با این حرکت، ابنحجر عسقلانی (د 852 ق/ 1449م) نیز در آثارش،
ازجمله در القول المسدد، در مقام تعدیل و پاسخگویی به برخی تندرویهای
موضوعاتنویسان برخاست و در مواردی ابنجوزی را به «غفلت شدید» متهم ساخت
(مثلاً ص 31). این دقیقاً مسیری است که چندی بعد، سیوطی (د 911ق/ 1505م)
نیز در اللئالی المصنوعة دنبال کرده است، کتابی که بر اساس موضوعات
ابنجوزی نوشته شده و سعی در تکمیل و تعدیل آن داشته است (1/2-3، جم ).
هرچند همو، کتاب النکت البدیعیات را نیز مستقلاً در نقد موضوعات ابنجوزی
نوشته بود (کتانی، 150، نیز برای فهرستی از مؤلفان بعدی، نک : 150-154).
در دهههای اخیر بار دیگر مسئلۀ وضع و احادیث موضوعه در بوتۀ اهتمام محققان
حدیث قرارگرفته است. در حوزۀ اهل سنت، جریانی که فرد شاخص آن محمد
ناصرالدین البانی (د 1420ق/ 1999م) است در اقدامی جسورانه بهعنوان یک سنی،
به نقد سنن اربعه روی آورد، در 4 کتاب مستقل به نحوی بیسابقه احادیث ضعیف
4 کتاب، یعنی سنن ابوداوود، ترمذی، نسایی و ابنماجه را ــ که در شمار
صحاح ستۀ اهل سنت محسوب میشوند ــ استخراج کرد و در خلال کارش به موضوع
بودن شماری از احادیث این کتب حکم کرد. محمد شومان رملی در اثری با عنوان
احادیث السنن الاربعة الموضوعة بحکم الالبانی این موارد را استقصا و
گردآوری کرده است (چ قاهره، 1422ق). البانی خود نیز در یک اثر مفصل با
عنوان سلسلة الاحادیث الضعیفة و الموضوعة، بر موضوع بودن بسیاری از احادیث
مندرج در کتب حدیثی اهل سنت داوری کرد (چ ریاض، 1413ق، 7 جلد). به عنوان
اثر دیگری از این دست باید از موسوعة الاحادیث و الآثار الضعیفة و الموضوعة
از علی بن حسن حلبی و دیگران یاد کرد (ریاض، 1419ق، 15 جلد).
در میان امامیه نیز برخی از معاصران، به تألیف آثاری دست زدهاند که هدف
آنان نشان دادن گستردگی احادیث موضوعه در منابع اهل سنت بوده است که از آن
جمله میتوان به الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعة فی کتب السنة، از علی
حسینی میلانی (چ قم، 1418ق) اشاره کرد.
اما فراتر، باید به شماری از آثار اشاره کرد که در آنها عالمانی از امامیه
به مطالعۀ احادیث موضوعه به صورت عام پرداختهاند و در کنار احادیث نقد شده
از اهل سنت، طیفی از احادیث منقول در کتب امامیه نیز بهعنوان حدیث موضوع
معرفی شدهاند. از این دست آثار میتوان به کتاب الاخبار الدخیلة و
مستدرکات آن از محمدتقی شوشتری (د 1416ق/ 1995م؛ نک : مآخذ) و الموضوعات
فی الآثار و الاخبار نوشتۀ هاشم معروف الحسنی (د 1404ق/1984م) اشاره کرد (چ
بیروت، 1407ق).
اولین كتاب اطلس رنگی نقاط طب سوزنی تالیف دكتر عباس انصاری به زودی منتشر می شود.
طب سوزنی یکی ازرشته های پزشکی است که در سراسر جهان گسترش یافته است . چینی های باستان معتقد بودند که بدن انسان علاوه بر گوشت و پوست و استخوان ، دارای کالبد انرژیتیک است و انرژی در کانالهایی به نام مریدین جریان دارد . جالب است بدانید که امروزه با روش های علمی و دستگاههای الکترونیکی پیشرفته، این کانالها قابل مشاهده هستند . همان طور که آب در رودخانه ها جریان دارد ، انرژی نیز در این کانالها ( مریدین ها ) در گردش است .
شناخت نقاط طب سوزنی ، پایه و اساس درمان در این شاخه از طب است و چنانچه مکان دقیق این نقاط در درمان از راه طب سوزنی رعایت نگردد، اثر بخشی آن کاهش یافته ، درمان به طور کامل صورت نمی پذیرد . از طرف دیگر ، دانستن این نقاط ، علاوه بر درمان بیماری ها با طب سوزنی ، در بادکش درمانی و طب فشاری نیز کاربرد دارد .
کتاب اطلس رنگی نقاط طب سوزنی با 500 تصویر رنگی ، علاوه بر شرح این نقاط ، مکانیسم تاثیر طب سوزنی ، آثار طب سوزنی و بیماریهایی را که با طب سوزنی درمان می شوند و مورد تایید سازمان بهداشت جهانی نیز هستند ، توضیح می دهد .
مرگ "گوليلمو ماركوني" دانشمند ايتاليايي و مخترع راديو (1937م)
گوليلمو ماركوني، مبتكر ايتاليايى در 25 آوريل 1875م در شهر بولونيا ايتاليا به دنيا آمد و از دوره كودكي به رشته برق علاقه پيدا كرد. هنگامي كه هنوز همسالان وي، دوره دبيرستان را ميگذراندند، ماركوني نامههايى به دانشمندان اروپا مينوشت و در آنها از برق سخن ميگفت. وي همچنين خبر آزمايشهاي آنان را نيز به دقت ميخواند و از نتايج آن مطلع ميشد. در پي اين ارتباط، ماركوني آگاهي يافت كه جمعي از دانشمندانْ درباره انتقال امواج الكتريكي و يافتن آنها، دچار مشكل شدهاند. در اين زمان كه ماركوني 21 سال داشت آزمايشهاي خود را بر روي اين طرح متمركز كرد. وي لولهاي را پر از بُراده آهن نمود و جريان برق را از آن گذراند. آنگاه نزديك آن، جرقه برق ايجاد كرد تا مقدار برقي را كه از ميان برادههاي آهن ميگذرد، افزايش دهد. بر اثر تكميل اين طرح و آزمايشهاي فراوان بر روي آن، ماركوني پي برد كه ميتواند به وسيله يك دستگاه بيسيم، اخبار را از فاصله نسبتاً دور مخابره كند و اگر اجزاء دستگاه را كامل كند، كاربردش موفقيت آميزتر خواهد بود. ماركوني اين كار را دنبال كرد و پس از دو سال تلاش، موفق به اختراع فرستندهاي شد كه امواج بيسيم را تا چند صد متر منتشر ميكرد. يك سال پس از ثبت اختراعش، وي به كشتيهاي نيروي دريايى كه در فاصله بيست كيلومتري ساحل قرار داشتند اخباري مخابره كرد. ماركوني طي جنگ جهاني اول، در ارتش ايتاليا خدمت ميكرد و در اين دوره، چگونگي ارسال خبر را به مسافتهاي دور، دريافت. در اين زمان بود كه به اين كار توفيق يافت و اولين دستگاه راديو را اختراع كرد. آنچه كه در ابتدا توسط ماركوني ساخته شد، به صورت تلگراف مورد استفاده قرار گرفت. سپس با كمك ديگر دانشمندان به تكميل آن پرداخت. به اين ترتيب كه مدار تنظيم جهت دريافت علائم، انتخاب شد و لامپ انتقال صوت بر روي امواج، ميكروفن و... به وجود آمد تا راديويى كه امروزه ميشناسيم شكل گرفت. نهايتاً در سال 1919م، پخش آزمايشي راديو در انگلستان و سال بعد در امريكا آغاز شد. ماركوني پس از اين اختراع از طرف دولتهاي مختلف مورد تقدير واقع شد و در شمار مخترعان بزرگ قرار گرفت. گوليلمو ماركوني سرانجام در 20 ژوئيه 1937م در شصت و دو سالگي درگذشت.
درگذشت "پل والِري" شاعر و اديب مشهور فرانسوي (1945م)
پل والري شاعر بزرگ و ملي فرانسه در 30 اكتبر 1871م در شهر سِت در فرانسه به دنيا آمد و تحصيلات خود را در رشته حقوق به پايان بُرد. وي سپس به علت علاقه به ادبيات و مطالعه آثار بزرگان شعر و ادب، به شعر و شاعري روي آورد و نخستين اثرش را در سال 1889م در هجده سالگي انتشار داد. والري از آن پس با سرودن شعرهاي متعدد، شهرتي فراوان به دست آورد و در شمار شاعران معروف فرانسه درآمد. اشعار والري، موزون و زود فهم است و در شعر معاصر فرانسه، تاثير فراواني نهاده است. افكار و انديشههاي فلسفي اين شاعر، رنگ بدبيني و غم و اندوه دارد. والري به دريا و مظاهر آن علاقه زيادي داشت و به دليل ارتباط بيشتر آثارش با دريا، او را شاعر دريايى لقب دادهاند. وي به غير از نظم، به نثر نيز پرداخت و هوشمندي و نكته بيني خود را بيشتر در آثار منثور خود نشان داده است. والري را به سبب نگارش رمانهاي افسانهاي، جزو رمانتيكترين شاعران قرن بيستم ميدانند. روش والري، ژرفبيني فراوان در هر چيز است. زيبايى شعر در نظر او، در تلفيق و تركيب الفاظْ نهفته است. وي قالب و صورت دقيق و همراه با صنعت را در شعرْ اصل ميداند نه احساس شخصي و مفاهيم را. تكيهگاه شاعر، در نظر والري، مجموع اصوات خوشآهنگ است. والري با القاي آهنگ مِلودي الفاظ توانسته است تركيبي از مسائل ذهني و تصويرهاي عيني به دست دهد. شعر او حاصل تفكر فلسفي وي درباره بستگي تام ماده و روح است. والري از شخصيتهاي نادري است كه هيچ گاه عواطف را فداي انديشه نكرده، بلكه ميان احساس و انديشه و معنويت و همچنين ميان دانش و تخيلْ، سازشي برقرار كرده است. والري ميان دو جنگ جهاني، مقامي مهم در تاريخ ادبيات جهان يافته است و اين مقام برجسته نه تنها به وسيله درخشش آثارش به دست آمده، بلكه به وضع فكري او كه در اين آثار نيز منعكس است ارتباط كامل مييابد. از اين شاعر بزرگ آثار مشهوري بر جاي مانده كه پارك جوان و گورستان دريايي در نظم و شبي با آقاي تِست و مجموعه مقالات در نثر از آن جملهاند. پل والري سرانجام در بيستم ژوئيه 1945م در 74 سالگي درگذشت.
رحلت فقيه فرزانه آيت اللَّه "شيخ محمد مهدی خالصي"(1343 ق)
آيت اللَّه محمدمهدي خالصي در سال 1276 ق در روستايى از توابع كاظمين به دنيا آمد. وي در نجف و كاظمين به تلمذ و فراگيري دروس حوزوي پرداخت و از عالمان بزرگ و فضلاي سرآمد روزگار شد. از جمله مهمترين اساتيد آيت اللَّه خالصي، حضرات آيات عظام: ميرزا حبيب اللَّه رشتي، آخوند خراساني و ميرزاي شيرازي ميباشند. آيتاللَّه خالصي مرد ميدان سياست بود و مداخله در آن را جزيى از دين به حساب ميآورد و از اين رو سالهاي زيادي را صرف مبارزه با استعمارگران، خصوصاً استعمار انگلستان سپري كرد. اين عالم مبارز نقش مهمي در انقلاب سال 1920 م عراق در كنار آيتاللَّه شيرازي ايفا نمود و تلاش زيادي در راه استقلال اين كشور از خود نشان داد. از آيت اللَّه خالصي كتاب هايي به جا ماندهاند از قبيل: حاشيهي اَلفيّه، حاشيهي كفايةُ الاصول، القواعِدُ الفقهيه و... . سرانجام اين عالم كمنظير و مصلح بزرگ و مجاهد نستوه و خستگيناپذير در شامگاه يازدهمين روز ماه مبارك رمضان 1343 ق بر اثر سكتهي قلبي، در 67 سالگي به لقاي معبود رسيد.
وفات "ابراهيم كَرَكي" مورخ و محدث مسلمان(در سال 853 ق)
ابراهيم كَرَكي، مورخ، اديب و محدث مسلمان پس از آموختن قرآن و مقدمات علوم ديني، جهت تكميل تحصيلات و كسب دانش بيشتر به مراكز مختلف علمي و ديني رفت تا اين كه در علومي چون فقه و ادبيات، مهارت كافي يافت و آثار متعددي را در اين زمينهها پديد آورد. از ميان آنها ميتوان به كتاب "اعرابُ المُفَصَّل" در زمينهي علوم قرآني اشاره كرد. ابراهيم كركي، دانشمند مسلمان در قاهره، پايتخت مصر درگذشت.
نظر آیات عظام شبیریزنجانی و مکارمشیرازی درباره قطع درختان مقدس
دو تن از مراجع تقلید در پاسخ به استفتای ایسنا نظر خود را درباره قطع درختان با قدمت چندصد ساله از سوی برخی افراد به بهانه مبارزه با خرافه اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، متن استفتای ایسنا و پاسخهای آیات عظام مکارمشیرازی و شبیریزنجانی به شرح زیر است:
«با احترام، بدینوسیله به استحضار میرساند اخیرا افرادی به بهانه مبارزه با خرافه به جای فرهنگسازی، اقدام به قطع درختانی میکنند که جنب مساجد و امامزادگان روئیدهاند و قدمت چند صد ساله داشته و دارای ارزشهای بالای زیست محیطی هستند که این درختان به احترام مکانهای مقدس مورد احترام مردم هم هستند، هر چند برخی عقاید خرافی مانند دخیل بستن به درختان نیز وجود دارد.
لذا از حضرتعالی درخواست میشود نظرات فقهی خود را درباره حکم شرعی قطع این درختان بیان فرمایید.»
آیتالله شبیری زنجانی
باسمه تعالی
لازم است با خرافات به نحوی که موجب قطع درختان نشود، مقابله شود
آیتالله مکارمشیرازی
باسمه تعالی
قطع درختان به این بهانه و برخلاف مقررات و ضوابط حکومت اسلامی جایز نیست و باید به مردم تذکر داد که چنین اعمالی را ترک کنند البته در مواردی که تنها راه مبارزه با چنان خرافاتی قطع درخت باشد اشکالی ندارد.
همیشه موفق باشید»
ظر آیات عظام علویگرگانی و صافیگلپایگانی درباره قطع درختان
دو تن از مراجع تقلید در پاسخ به استفتای ایسنا نظر خود را درباره قطع درختان با قدمت چندصد ساله از سوی برخی افراد به بهانه مبارزه با خرافه اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، متن استفتای ایسنا و پاسخهای آیات عظام علویگرگانی و صافیگلپایگانی به شرح زیر است:
«با احترام، بدینوسیله به استحضار میرساند اخیرا افرادی به بهانه مبارزه با خرافه به جای فرهنگسازی، اقدام به قطع درختانی میکنند که جنب مساجد و امامزادگان روئیدهاند و قدمت چند صد ساله داشته و دارای ارزشهای بالای زیست محیطی هستند که این درختان به احترام مکانهای مقدس مورد احترام مردم هم هستند، هر چند برخی عقاید خرافی مانند دخیل بستن به درختان نیز وجود دارد.
لذا از حضرتعالی درخواست میشود نظرات فقهی خود را درباره حکم شرعی قطع این درختان بیان فرمایید.»
آیتالله علوی گرگانی
بسمهتعالی
سلام علیکم
قطع درختان امری ناپسند و غیرشایسته است و نباید به بهانه مبارزه با خرافات به محیط زیست و درختان که مظهر طراوت و حیات دنیا هستند خسارت وارد کرد و باید حتیالمقدور با کار فرهنگی و آگاه کردن مردم جلوی هرگونه خرافات گرفته شود و اگر در جایی تشخیص داده شد که این کار ضرورت شرعی دارد و برای مبارزه راه دیگری وجود ندارد باید با اذن حاکم شرع و تشخیص اضطرار باشد.
آیتالله صافی گلپایگانی
بسم الله الرحمن الرحیم
در فرض سوال، قطع درختان مذکوره جایز نیست هر چند به منظور فرهنگسازی باشد.
والله العالم»
نظر آیات عظام اردبیلی و نوریهمدانی درباره قطع درختان مقدس
دو تن از مراجع تقلید در پاسخ به استفتای ایسنا نظر خود را درباره قطع درختان با قدمت چندصد ساله از سوی برخی افراد به بهانه مبارزه با خرافه اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، متن استفتای ایسنا و پاسخهای آیات عظام موسویاردبیلی و نوریهمدانی به شرح زیر است:
«با احترام، بدینوسیله به استحضار میرساند اخیرا افرادی به بهانه مبارزه با خرافه به جای فرهنگسازی، اقدام به قطع درختانی میکنند که جنب مساجد و امامزادگان روئیدهاند و قدمت چند صد ساله داشته و دارای ارزشهای بالای زیست محیطی هستند که این درختان به احترام مکانهای مقدس مورد احترام مردم هم هستند، هر چند برخی عقاید خرافی مانند دخیل بستن به درختان نیز وجود دارد.
لذا از حضرتعالی درخواست میشود نظرات فقهی خود را درباره حکم شرعی قطع این درختان بیان فرمایید.»
آیتالله موسویاردبیلی
بسمه تعالی
اگر درختان وقف باشند، نباید قطع شوند و اگر مالک ندارند و وقف نیستند یا وقفیت آنها احراز نشده باز بهتر است که قطع نشوند و با فرهنگسازی و تدبیر با اعمال خرافی مبارزه شود.
آیتالله نوریهمدانی
بسمه تعالی
سلام علیکم
در فرض سوال، دخیل بستن به آن صورتی که نوشتهاید صحیح نیست و قطع درختان هم جایز نمیباشد و کار صحیحی نیست.
پاسخ به چرایی تشابه اسمی پیامبران و انبیای الهی مدفون در ایران
معاون سابق بقاع و اماکن متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه گفت: تشابه اسمی پیامبران و انبیای الهی مدفون در ایران یک امر طبیعی بوده و این درست نیست که خیال شود برای یک پیامبر که دارای تشابه اسمی است چند تا مقبره تعریف شده است.
یک سال پیش ایسنا گفتوگویی با مدیرکل هیاتهای امناء بقاع متبرکه و موسسات خیریه سازمان اوقاف و امور خیریه مبنی بر اینکه 33 پیامبر خدا در 15 استان ایران مدفون هستند، منتشر کرد.
در این گفتوگو حمید عسگری مدیرکل هیاتهای امناء بقاع متبرکه و موسسات خیریه سازمان اوقاف و امور خیریه اظهار کرد: در 15 استان کشور ایران، 33 پیامبر و انبیای الهی مدفون هستند که به تفکیک هر استان در استان آذربایجان شرقی سه پیامبر، اصفهان و سمنان هر کدام پنج پیامبر، تهران، خراسان رضوی، خراسان شمالی، زنجان، لرستان و مرکزی یک پیامبر و استان فارس دو، قزوین چهار، گلستان دو، همدان دو، خوزستان دو و مازندران دو پیامبر الهی مدفون هستند.
انتشار این خبر بازتاب گستردهای داشته و نظرات و پیامها، پیشنهادات و انتقادات مخاطبان را به دنبال داشته است. از جمله کامنتها و نظرات مخاطبان درباره تشابه اسمی پیامبران و انبیای الهی مدفون در کشور بود که برایشان به عنوان یک شبهه و سوال مطرح شده بود که چگونه امکان دارد مثلا چند پیامبر با عناوین "دانیال، ایوب، خضر و ..." در شهرهای مختلف ایران مدفون شده باشند.
در این ارتباط در گفتوگویی با حجتالاسلام والمسملین محمد غلامی معاون سابق بقاع و اماکن متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه، این مساله را بررسی کردیم.
وی در پاسخ به چگونگی تشابه اسمی پیامبران و انبیای الهی مدفون در ایران، گفت: آیا امکان ندارد از 124 هزار پیامبر که برای هدایت بشر آمدند تعدادی از آنها تشابه اسمی داشته باشند و دارای نامهای مشابهی باشند. چگونه ممکن است اسامی ائمه (ع) دارای تشابه بوده و به عنوان مثال نام چند تن از ائمه (ع) علی یا محمد است.
غلامی افزود: این مساله به خاطر آن است که اسامی ائمه (ع) را برای ما بازگو کردهاند و برای ما جا افتاده است در حالی که در میان پیامبران الهی ممکن است این اتفاق بیفتد و آنها نیز همانند سایر انسانها تشابه اسمی داشته باشند، اما چون ما از آنها بیاطلاع بوده و برای ما بازگو نشدهاند برایمان سوال ایجاد میشود.
معاون سابق بقاع و اماکن متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه درباره اینکه تکرار شدن اسامی همچون "ایوب نبی (ع)" و امثال آنها این سوال را به ذهن متبادر میکند که آیا این همان پیامبر معروف و مشهور است؟ گفت: اینکه کدام یک از آنها به ایوب نبی (ع) مشهور بوده معلوم نیست زیرا در کشور شجرهنامه امامزادگان و پیامبران (ع) بعضا در کتابهای تاریخی آمده اما بخش بزرگ آن به صورت سینه به سینه به ما رسیده است و چون در گذشته خواندن و نوشتن خیلی رایج نبوده لذا به صورت گفتاری به نسلهای بعد منتقل شده است.
وی خاطرنشان کرد: البته درباره برخی از انبیای الهی همچون دانیال نبی این اطمینان وجود دارد که ایشان همان شخصیتی است که سایر ادیان نیز آن را قبول دارند و همان دانیال نبی مشهور است که در شهر شوش مدفون هستند.
این کارشناس بقاع و اماکن متبرکه تاکید کرد: این درست نیست که بگوییم اگر برای یک پیامبر تشابه اسمی وجود دارد پس چند مقبره در شهرهای مختلف برای او تعریف شده است، اینگونه نیست زیرا ممکن است چند پیامبر با یک اسم مشابه در نقاط مختلف دنیا و یا در شهرهای مختلف کشورمان وجود داشته باشند که این فقط تشابه اسمی است و شاید یکی از آنها همان پیامبر معروفی باشد که ما میشناسیم و برایمان بازگو شده است.
غلامی همچنین یادآور شد: طرح ساماندهی و تدوین شجرهنامه امامزادگان و انبیای الهی از سوی معاونت بقاع و اماکن متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه و با مشارکت کارشناسان این رشته و جمعبندی اطلاعات محلی و سینه به سینه در دست انجام است که تاکنون بررسی امامزادگان 29 استان به پایان رسیده و در حال تدوین اطلاعات هستیم.
به نقل از ایسنا
29 تیر ماه، اولین سالروز درگذشت استاد، پرفسور محمد حسن گنجی، پدر علم جغرافیای نوین کشور، برجسته ترین جغرافیدان آسیا و دانشمند سال هواشناسی جهان به انتخاب سازمان جهانی هواشناسی است. دکتر گنجی ؛ در چنین روزی در سال 1391؛ بعد از یک قرن زندگی و بیش از هشت دهه فعالیت علمی، فرهنگی، دانشگاهی و جهانی خویش و تالیف و ترجمه صدها اثر برجسته و ماندگار و تربیت بیش از ده نسل علمی و دانشگاهی، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار معبود شتافت. در پی اطلاع اینجانب از خبر تاسف بار درگذشت ایشان، خود را سریعاً به منزل اخیر و جدید استاد در غرب تهران رسانده و ضمن تسلیت این ضایعه به دوستان، آشنایان و خویشاوندان ایشان، نظر اینجانب بعنوان وکیل پیشین استاد و بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی نسبت به وضعیت تشییع، ترحیم و به ویژه، میراث علمی و فرهنگی ایشان جویا سوال شد؟. در این نوشتار برآنیم به احترام دغدغه های استاد و تاسف نسبت به سرنوشت بعدی میراث مزبور در آستانه سالروز فوت ایشان، برخی از ناگفته های زمان حیات و ممات ایشان و پس از تشییع استاد ارائه گردد :
1- در پی حضور اینجانب در منزل آن مرحوم؛ نظر به لزوم تعیین تکلیف بعدی وضعیت ماترک و میراث استاد، بر لزوم مهر و موم و تحریر ترکه و در صورت لزوم، پلمپ منزل استاد برابر قانون جهت حفظ میراث قانونی و علمی و فرهنگی ایشان تا زمان مزبور تاکید شد که متاسفانه، بنا به دلائل نامعلومی البته، چنین نشد؟!. همچنین، با نظر خانواده و آشنایان و از جمله، یکی از وراث اصلی ایشان، مقرر گردید ؛ با تشکیل کمیته تدفین و ترحیم استاد، نسبت به سیاستگذاری های مربوطه در این باره و هماهنگی برای اطلاع رسانی های مستمر و منسجم اقدام گردد.
2- برابر یکی از مصوبات کمیته مزبور و انعکاس مراتب به استانداری، شورای شهر و شهرداری بیرجند، مقرر شد؛ استاد در زادگاه خویش در بیرجند و در پارک منسوب به نام مبارک ایشان ( بوستان دکتر گنجی) به خاک سپرده شود. همچنین، ضرورت تخصیص و اختصاص منزل مزبور و میراث علمی و فرهنگی استاد به بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی طبق وصیت نامه ایشان و مصوبات بنیاد به امضای استاد بعنوان رئیس هیات امنای بنیاد، یادداشت های ایشان و ....نیز برابر نخستین صورتجلسه کمیته مزبور تاکید گشت و به امضاء و تائید ورثه ارشد آن مرحوم و سایر اعضای آن کمیته رسید.
3- با این وجود، در اثنای تشییع و ترحیم استاد، به زودی و به سرعت، همه چیز دگرگون شد؛ شایعه سوء قصد به سلامتی و جان استاد دامن زده شد!!، دوستان و اطرافیان ایشان مورد بی مهری و بعضاً، تهامات ناورا قرار گرفته، برخی از اقوام نزدیک و معتمد استاد و حتی، وصی ایشان که در طی سالیان سال؛ رفیق شفیق استاد و یار و غار ایشان بودند، مورد بی احترامی و اتهامات غیر واقع و تاسف بار پیدا و پنهانی قرار گرفته و به شدت، رنجیده خاطر شدند! دوستان فرهنگی و دانشگاهی استاد نیز از این برخوردهای تاسف بار مصون نمانده و مورد بی احترامی و رفتارهای مغایر با شان و جایگاه علمی آنها و بدور از شان اخلاقی و دانشگاهی استاد قرار گرفتند! یکی از اساتید محترم دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران که در جریان نکوداشت علمی استاد و نیز تشییع و ترحیم ایشان زحمات فراوان کشیده بود و اینجانب شخصاً نیز شاهد آنها بوده ام، طی تماس تلفنی با اینجانب، ضمن ابراز تاسف و تاثر از مراتب یاد شده و اظهار نگرانی نسبت به میراث علمی و فرهنگی استاد، مراتب ناراحتی خویش از رفتارهای وهن آمیز مزبور برای اینجانب تشریح کرد..!
4- با وجود تاکیدات و مصوبات استاد و تعیین تکلیف وضعیت میراث علمی و فرهنگی خود و تاکید بر تعلق آنها و اموال مربوطه به بنیاد و وصیت ایشان و تعیین وصی خود و تاکید بدان- متاسفانه، منفعت طلبی و مصلحت اندیشی های زمانه سبب گردید؛ به هیچ یک از دغدغه ها و تصمیمات ایشان توجهی نشده و علی رغم دغدغه ها و دل نگرانی های قابل پیش بینی و مورد تاکید اینجانب به مانند برخی از دوستانِ متعهد به مقام علمی و دانشگاهی استاد؛ به سرعت میراث مزبور در داخل و خارج از کشور پراکنده و درعمل، در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی متعدد، برخلاف وصیت و تصمیمات استاد قرار گرفته است..؟! و دیگر، نمی توان از آن میراث ارزشمند منسوب به بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی! صحبت کرد و باید آنرا جزئی از تاریخ دانست و یافت!
5- طرح شناسائی، فهرست برداری، طبقه بندی، پردازش و ضبط الکترونیکی کلیه آثار، دست نوشته ها و میراث علمی و فرهنگی پرفسور گنجی بعنوان یکی از مصوبات هیات محترم امنای بنیاد پرفسور گنجی در زمان حیات ایشان بوده که با وجود انجام بخشی از آن در منزل قبلی ایشان( محل فعلی خانه جغرافیا) و زیر نظر مستقیم معظم له، متاسفانه در اثر دخالت های غیر کارشناسی برخی از افراد فرصت طلب و سودجود، ادامه انجام طرح مزبور در عمل، ممتنع گردید!!.
6- با وجود تاکیدات حضوری و مکتوب اینجانب بعنوان وکیل آن مرحوم و بنیاد یاد شده ، مبنی بر لزوم تداوم اجرای طرح و به سامانِ رساندن نهایی آن برای حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی و ملی و جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی و مشهود، متاسفانه و به دفعات مکرر، بسیاری از این اسناد و میراث پرفسور گنجی، بدون هرگونه ثبت یا فهرستی و عدم هرگونه انعکاسی به هیات محترم امناء یا هیات مدیره مزبور و برخلاف مصوبات آنها، به صورت فله ای از محل دفتر بنیاد( منزل قبلی استاد) خارج شده و سر از دفتر کار یا منزل این و آن درآورده و به سرنوشت نامعلومی دچار شده اند! برخی از آثار و دست نوشته های منسجم استاد نیز با تغییر ظاهری عنوان آنها جهت منتسب کردن اثر مزبور به نام خود(غیر از استاد!!!) بعنوان " آخرین اثر منتشره تهیه کننده"، برخلاف واقع و به نام آنها منتشر می شد و در رسانه ها و جراید نیز به ناورا و غیر واقع، به ترتیب مزبور منعکس گشته که اسناد آن در دست است.! در پی اعتراض وکیل استاد و بنیاد مزبور نسبت به اقدام تاسف بار مزبور و طبق اسناد و مکاتبات فیمابین استاد و اینجانب که همگی آنها مضبوط و موجود است، ایشان ضمن ابراز تاسف از مراتب یاد شده و اعلام عدم اطلاع از آنها و درواقع، اغفال نسبت به عدم آگاهی وی، بر لزوم رفع مراتب مزبور در چاپ های بعدی از حیث حقوقی تاکید داشته اند.!
7- در اثنای تشیع و ترحیم استاد، متاسفانه بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت منتسب کردن ناروای خویش به ایشان یا بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی برآمده که به محض اطلاع، در مقام برخورد حقوقی و قانونی مقتضی در این باره اقدام شده است. اطلاعیه های مکرر منتشره از سوی بنیاد مزبور در خصوص وضعیت میراث علمی و فرهنگی استاد- بنیاد مزبور، اقدامات پیدا و پنهان برخی از افراد، به ترتیب یاد شده و... مفید این معناست. حتی، برخی نیز در تلاش برای تغییر در ترکیب اعضای بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی و هدایت شخصی و گروهی مصوبات و اهداف آن بوده و برآن نیز به ناروا تاکید داشته اند! در اثر همین اقدامات بود که فرمانداری بیرجند در یکی از مکاتبات خویش، از شخصی غیر از اعضای هیات امناء و مدیره بنیاد پرفسور گنجی بعنوان مدیر مسئول بنیاد به اشتباه یا با انعکاس قبلی مراتب به آن مرجع! نام برده و خطاب به وی، در خصوص وضعیت تدفین و آرامگاه استاد یاد کرده و فاکسی را ارسال می نماید..؟؟!! . در پی آن، وکیل بنیاد طی مرسوله ارسالی برای فرماندار بیرجند بر لزوم اصلاح مراتب و عدم تکرار این روند و فقدان هرگونه سمتی از سوی نامبرده در بنیاد تاکید داشته و مراتب را بدان یاد آور شده است که سوابق مستند آنها موجود است.
8- علاوه براین، نظر به درج موهوم و خلاف واقع برخی از عناوینِ اشخاص و افراد در رسانه های محلی، کشوری و فضای مجازی و اینترنتی در منتسب کردنِ غیر واقع خویش یا طرح نادرست این موضوع از سوی بعضی از رسانه ها بعنوان عضو یا اعضای بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی یا مسئولان مربوطه بنیاد، ضمن تکذیب شدید مراتب و عدم تائید آنها در اطلاعیه های منتشره از سوی آن بنیاد، بر لزوم ممانعت از هرگونه استفاده از نام و عنوان بنیاد و پرفسور گنجی بدون مجوز آن تاکید شده است. همچنین، بر اعتباری هر گونه درخواست یا طرح هرموضوع به نام و عنوان بنیاد و آن مرحوم در این رابطه از سوی هر شخص حقیقی یا حقوقی، بدون تائید هیات امنای قانونی و مصوب بنیاد و عدم تائید واحد حقوقی آن و وکیل قانونی و رسمی بنیاد تاکید گردیده است.
9- شایان ذکر است ؛ در زمان حیات مرحوم پرفسور گنجی، صرفنظر از بی مهری های مستمر و کم لطفی های مکرر بسیاری از مراجع و همکاران دانشگاهی و مسئولان غیر دانشگاهی نسبت به وضعیت حقوقی و معیشتی و خدمات علمی و فرهنگی پیشین ایشان و با وجود مساعدت و همکاری بعضی از دست اندرکاران و دانشگاهیان متعهد و مسئول در این رابطه- بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی دولتی و خصوصی، ضمن استفاده بلاوجه از نام و اعتبار علمی، دانشگاهی و جهانی استاد و بهره برداری در راستای منافع شخصی و گروهی خویش از یکسو و بهره مندی غیرموجه از اسناد و مدارک و میراث ارزشمند پرفسور گنجی از طرف دیگر، خود را مجاز به استفاده از آنها در راستای اهداف مزبور، به زعم خویش دانسته و حتی، در پی ثبت بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی نیز با استمرار نسبی منویات موصوف، نسبت به تداوم این روندِ تاسف بار اقدام نموده و بعضاً می نمایند! علی رغم تذکرات و رهنمودهای واحد حقوقی و وکیل مرحوم دکتر گنجی و وکیل بنیاد در این رابطه و با وجود مصوبات متعدد و عدیده موجود هیات محترم امنای بنیاد دراین خصوص، شاهد تداوم ادواری مراتب مزبور به جهت تسامح آن شادروان و جسارت و اهداف و اغراض سودجویانه و پنهانی استفاده کنندگان از آن اسناد و منابع مزبور، به کررات بوده ایم.!
10- با این وجود و متاسفانه، پس از فوت آن مرحوم، روند مزبور سرعت و شدت بیشتری به خود یافته و بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی مزبور در عمل، گویی داعیۀ تولیت و مالکیت نسبت به بنیاد و میراث فرهنگی پرفسور گنجی را در سر پرورانده و به انحاء مختلف و روش های متفاوت، سعی در ورود بلاوجه در حوزه بنیاد و میراث مزبور و نیز نفوذ در خانواده و خاندان محترم استاد و بهره مندی غیر قانونی از نام و عنوان بنیاد یا آن مرحوم داشته و به باور خود در تلاش برای منتسب نمودنِ غیر موجه و خلاف واقع و مسئولیت زای خویش در این رابطه برآمده اند؟!
11- این اقدام در زمان حیات استاد نیز به اشکال دیگری نمایان بوده است ؛ دخالت ناصواب و معرفی نابجای برخی از افراد تازه از راه رسیده و فاقد هرگونه اختیار یا صلاحیت قانونی لازم برابر اساسنامه بنیاد از سوی بعضی از افراد و مسئولانِ فاقد هرگونه اختیارات حقوقی و قانونی لازم در بنیاد بعنوان اعضای هیات امنای آن، بدون توجه به ارکان قانونی صلاحیتدار بنیاد و عدم عنایت به ثبت قانونی آن و مجاز دانستنِ غیر قانونی خود به دخالت در امور بنیاد و یا هدایت برخی از افراد در لباس های مختلف در زمان حیات و ممات استاد و نیز تلاش آنها جهت نیل به اهداف مزبور و یا منتسب کردن برخی از اشخاص و دیگر مسئولان بعنوان اعضای جدید هیات امناء بعنوان وصیت و توصیه استاد بنا به ادعاهای مطروحه و غیر مستند از سوی آنها!!!، بنا به زعم و ادعای بلادلیل خود، به منظور ایجادِ امکانِ تغییر در ترکیب و وضعیت بنیاد در راستای اهداف صنفی و گروهی خویش در کنار برخی از دوستان مصلحت اندیش استاد، همه و همه نشان از عدم توجه همۀ آنها به اهمیت و ضرورت علم و دانش و مقام عالِم داشته و بیانگر عدم رعایت موازین حقوقی و قانونی و بی احترامی به مصوبات هیات محترم امنای بنیاد و ارکان قانونی صلاحیتدار آن، باوجود تصویب و حضور مستمر و لحظه به لحظه مرحوم دکتر گنجی داشته و به مانند زمان حیات استاد، استمرارِ همان زنگ خطر و تجدید هشدارِ "بحران در میراث فرهنگی پرفسور گنجی " پس از فوت آن مرحوم بوده که متاسفانه، به ترتیب مزبور نیز چنین شده است.!
12-اینگونه بود که وکیل پرفسور گنجی و وکیل بنیاد علمی و فرهنگی ایشان و مدیریت حقوقی آن در زمان حیات و در پی فوت آن دانشمند فقید سعید با اطلاع کافی از وضعیت مزبور و آگاهی وافی نسبت به مخاطرات احتمالی و پیش رو نسبت به " آرشیو و میراث علمی، فرهنگی، دانشگاهی، نوشتاری، تصویری و الکترونیکی استاد و آثار و دست نوشته های ارزشمند ایشان" به انحاء مختلف و برابر اسناد و مدارک موجود ، مراتب را به استاد و هیات محترم امناء منعکس ساخته و مرحوم دکتر گنجی نیز بدان ها کتباً، وفق مکاتبات موجود و مضبوط اذعان و اعتراف نموده اند و پس از فوت معظم له نیز، مدیریت حقوقی و وکیل بنیاد بر لزوم رفع موانع، آسیب ها و مخاطرات احتمالی و موجود نسبت به میراث مزبور و وضعیت حقوقی و قانونی آنها تاکید داشته و بر ضرورت شناسایی، حفظ، نگهداری علمی و اصولی آنها و تعلق قانونی آن میراث به بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی، وفق اسناد مصوب و مصوبات هیات محترم امناء و وصیت و دست نوشته های استاد تاکید نموده است.
13- گرچه، برابر شرع و قانون، ماترک مرحوم دکتر گنجی و با رعایت مفاد مندرج در وصیت ایشان متعلق به وراث محترم آن شادروان بوده و انتظار مرعی داشتن این مهم، امری منطقی، قانونی و قابل احترام است، لکن انتظار ِ"احترام به وصیت، تصمیمات و مصوبات استاد و هیات امنای منتخب ایشان در بنیاد و نیز تخصیص و واگذاری کلیه اسناد نوشتاری، تصویری، الکترونیکی، آثار، اندیشه ها و میراث علمی، فرهنگی و دانشگاهی استاد به بنیاد علمی و فرهنگی پرفسور گنجی" و حفظ و نکوداشتِ نزدیک به یک قرن تلاش علمی و خدمات دانشگاهی و فرهنگی پرفسور گنجی و گنجینه های حاصل از آن در بنیاد فرهنگی منتسب به ایشان بعنوان نمادی از عزّت و شوکت علمی و فرهنگی استاد ، ایران و بیرجند و تحقق آرزوی دیرینه و نهایی ایشان، نیز حق شرعی، عرفی و قانونی استاد و جامعه علمی و فرهنگی ایرانی و جهانی و آیندگان بوده که تحقق آن بیش از هر کسی، یقیناً بر ذمّۀ وصی محترم ایشان و وراث محترم و قانونی آن مرحوم و انجمن محترم بیرجندی های مقیم تهران و دانشگاهیان و فرهنگ دوستان صادق و محترم بوده و احترام به وصیت و منویات استاد، امری شایسته و قابل انتظار بوده است .
مبرهن است در صورت بی توجهی یا کم توجهی به مراتب مزبور و عدم رعایت مصوبات و وصیت های استاد باید شاهد زوال محتوم و امحاء مذموم آثار و میراث علمی و فرهنگی پرفسور گنجی در گذر زمان بود و به ندای وجدان خویش، بشریت، تاریخ و آیندگان پاسخگو بود....! نکند تصمیم و اقدام بعدی و مغایر با مراتب مزبور و مصوبات هیات محترم امناء و وصیت استاد، در آتیه ای نزدیک به سان " بدرود بنیاد و بدرود میراث فرهنگی پرفسور گنجی " درآید و زهی تاسف و تاثر غیر قابل جبران آتی را برای همگان و تاریخ به بار آرد.....!!! من آنچه شرط بلاغ است می گویم.... .متاسفانه، پیش بینی وکیل بنیاد، به ترتیب مندرج در یکی از مکتوبات وی به شرح مزبور، به سرعت و چه زود، محقق گردید و به واقعیت پیوست...!!
اینک، یکسال از فوت استاد گذشت. چه آسان، پرفسور گنجی در خاک آرمید و فراموش شد! چه راحت، دغدغه ها و وصیت وی و مصوبات مورد تاکید و تائید ایشان در بنیاد مزبور به مانند دوستان و هم دانشگاهی های وی مورد بی مهری قرار گرفت و به هیچ یک از آنها توجهی نشد و هیچ یک از وصیت های مزبور عملی نگردید؟! از بی مهری به وصی تعیین شده استاد و خواهر زاده خدوم و صادق ایشان گرفته تا بی عنایتی نسبت به سایر دوستان و همکاران استاد و به ویژه، بی مهری نسبت به وصیت استاد و میراث علمی و فرهنگی پرفسور گنجی، برخلاف نظر و وصیت ایشان...!!
اینگونه است ؛ احترام به مقام عالِم و شان دانش؟ اینگونه است؛ احترام به بزرگان و دانشمندان؟! اینگونه است؛ تعهد نسبت به حفظ میراث علمی و فرهنگی دانشمندان مان؟! ....بدین ترتیب، میراث علمی و فرهنگی پرفسور گنجی و بنیاد وی، برخلاف وصیت استاد و دغدغه های ایشان، به سان وی خاموش گردید و در تاریخ آرمید....! باشد این مهم تجربه ای نسبت به سایر مشاهیر و دانشمندان ایرانی گردد تا در زمان حیات خویش، دغدغه های دوستان دانش پژوه و فرهنگ دوست خویش را جدی گرفته و تعیین تکلیف میراث علمی و فرهنگی خویش را به امید آیندگان و پس از خود نسپارند...!!
زمانی درمزاری، محمدرضا
کتاب حاضر مقدمه ای بر شناخت جامعه علویان ترکیه از پیدایش آن در قرن هفتم تا قرن حاضر است.
در این اثر علاوه بر بحث پیرامون زمینه های تاریخی شکل گیری جامعه علویان و همچنین تحولات تاریخی آنها، به عقاید، آیینها و رسوم این جامعه نیز پرداخته شده است.
موضوع شناخت علویان ترکیه از موضوعات مشترک میان تاریخ ایران و ترکیه است. متاسفانه علی رغم پیوندی که علویان آناتولی با صفویان ایران دارند، این موضوع از سوی پژوهشگران ایرانی به اندازه بایسته و کافی مورد توجه و مطالعه قرار نگرفته است. این بی عنایتی به اندازهای است که تاکنون حتی یک کتاب به زبان فارسی به صورت مستقل در این زمینه منتشر نشده است.
به دنبال مهاجرت های مختلفی که پس از حمله مغول از ایران و آسیای میانه به آناتولی صورت گرفت دو جریان متفاوت در آن منطقه به وجود آمد که گروهی از آنان به زندگی ساکن در شهرها روی آوردند و عدهای دیگر از ایلات و عشایر ترک بنا به شرایط زندگی مجبور به سکونت در روستاها و دشتها شدند و به زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی خود ادامه دادند. در این میان و بنا به اقتضای شرایط به وجود آمده دو گانگی - سیاسی میان شهر و روستا به وجود آمد که تاثیر به سزایی به ماهیت علویان ترکیه گذاشته است.
این کتاب در هشت فصل تدوین شده است که عناوین آن عبارتند از:
زمینههای تاریخی پیدایش علویان ترکیه
تاریخ علویان از دوران سلطنت بایزید دوم تا پایان سلطنت سلیم اول
تاریخ علویان آناتولی از آغاز سلطنت سلیمان قانونی تا کنون
گرایشهای فکری امروز علویان ترکیه
علویان و فرهنگ شفاهی
بستر تکوین و تحول عقاید علویان
عقاید و آیینهای علویان ترکیه
آیین ها و مراسم
در پایان نیز پیوستها و فهرست منابع، تصاویر و نمایه آمده است.
«مقدمهای بر شناخت جامعه علویان ترکیه (از پیدایش تا 2009 میلادی)» نوشتهی مهدی جمالیفر است که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.
این کتاب در 200 صفحه منتشر شده است که با شماره ثبت 495184 در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است.
کتاب «تاریخ در بستر جغرافیا» بیستمین کتاب از مجموعه انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام به بازار نشر عرضه شد.
نویسنده این اثر «دابلیو گوردون ایست» فارغ التحصیل تاریخ از دانشگاه کمبریج است و توسط دکتر حسین حاتمی نژاد و حمیدرضا پیغمبری ترجمه شده است.
کتاب حاضر، اثری است کلاسیک در زمینه مطالعات جغرافیای تاریخی. نویسنده پس از بیست سال مطالعه در تاریخ اقتصادی، از سال 1947 استاد جغرافیا در کالج بیک برک دانشگاه لندن بوده است. ایست نویسنده کتاب «محیط انسان» و ویراستار اصلی «متون جغرافیایی نلسون» هم هست. او در این کتاب که در سال 1965 منتشر و تا سال 1999 ده بار تجدید چاپ شده است، در فصلهای کاملاً مجزا اهمیت جغرافیا را در شکلگیری تاریخ بشری با دیدگاهی معتدلانه- نه چون «راتزل» جبرگرایانه- بررسی کرده است و به دیدگاه صاحبنظرانی چون «توینبی» هم انتقاداتی وارد میکند. او در تحلیل مسائل متن از اطلاعات تاریخی فراوان خود به ویژه در زمینه تاریخ معاصر اروپا و انگلستان بهره گرفته است و نقشه های فراوان متن هم بیشتر در این راستا به کار گرفته شده اند. نویسنده بیانی ادبی دارد و چندان مباحث را پیچیده نمی کند و با وجود مطالبی بعضاً کهنه، نحوه نگرش و بسیاری از اطلاعات موجود در کتاب، جذاب و مفید هستند.
مترجمین در مقدمه خویش چنین نوشته اند: اگرچه معمولاً به صورت سنتی جغرافیا را علم مکان و تاریخ را علم زمان در نظر میگیرند، ولی در واقع جغرافیا علم (فضا و زمان) است و زمان بهعنوان بعد چهارم فضا باید همواره مد نظر قرار گیرد. علم تاریخ هم بدون بُعد فضایی معنایی ندارد؛ حوادث تاریخی در خلأ اتفاق نمی افتند بلکه از شرایط (فضایی- مکانی) تأثیر می پذیرند. از اصول ماندگار جغرافیا که عبارتند از: علّیت، تعمیم، رابطه و تحول، اصل آخری سیر تکوین پدیده های جغرافیایی را در گذر زمان بستری می کند. در فضا هیچ پدیده ای – چه طبیعی و چه ساخته دست بشر- در حال سکون نیست و در طی تاریخ متحول میشود. یکی از پارادایم های مهم در جغرافیا، پارادایم امکان گرایی و گونه تحول یافته اش پارادایم چشم انداز همواره سیر تکاملی پدیده ها را در طی زمان بررسی می کند.
در واقع هر رویداد جغرافیایی در زمان حال، وارث شرایط (مکانی- زمانی) گذشته است. از نظر علمی بین فضا و زمان تقدمی وجود ندارد، بلکه همزمان بودن ویژگی مشترک آنهاست. گروهی از صاحبنظران، جغرافیا را تاریخ زمان حال میدانند. حال اگر بخواهیم جغرافیای تاریخی را تعریف کنیم، ناگزیر می شویم دیدگاههای عمده را در این زمینه یادآوری کنیم.
اگر به این منطقه سفری داشته باشید متوجه خواهید شد که چرا این نام را برای این منطقه انتخاب کردهاند. زیبایی بیش از حد این طبیعت هر تماشاگری را حیران میکند. جادهای که مثل یک مار تنومند به یک کوه بزرگ پیچیده شده، تا ارتفاع بسیار زیادی بالا رفته و ماشینها را میبینیم که سوار بر روی این مار دراز در آن ارتفاع بلند در حرکت هستند.











اردبيل يکي از شهرهاي ايران و مرکز استان اردبيل در شمال غربي کشور است. اين شهر همچنين مرکز شهرستان اردبيل است. اردبيل از شهرهاي باستاني و تاريخي ايران است. اين شهر در نزديکي مرز جمهوري آذربايجان قرار گرفتهاست و داراي ارتفاع زيادي است و از سردترين شهرهاي ايران محسوب ميگردد که جاذبههاي طبيعي زيادي دارد. اين شهر در ۲۱۹ کيلومتري تبريز و ۵۹۱ کيلومتري تهران واقع شدهاست.

پيشينه
اغلب صاحب نظران نام قديمي شهر را «آرتاويل» و از ريشه اوستايي ميدانند. اين نام از ترکيب دو کلمه «آرتا» (بهمعني مقدس که در فارسي ميانه تبديل به «ارد» شده است و در کلماتي نظير اردشير آمدهاست) و «ويل» تشکيل شدهاست.
اردبيل از شهرهاي کهن ايران است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.در لوحههاي گلي سومريان به صورت آرتا يا آراتتا ثبت گرديدهاست که خود قدمت شهر را تا ۵۰۰۰ سال ميرساند. در سال ۶۱۸ هجري مورد حمله مغولان قرار گرفت.در دوران باستان نيز که ايران به چهار ولايت تقسيم شده بود اردبيل مرکز ولايت باختر شامل آذربايجان، ارمنستان و آران بودهاست. اما در زمان تيموريان و صفويان، نهضت تشيع و جنبشهاي سياسي ايران از اين شهر برخاست. اردبيل در زمان صفويان آباد گرديد و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسيد، اما پس از انقراض اين سلسله در پيشامدها و تحولات تاريخي دوره نادرشاه و اوايل قاجار و بهخصوص با ورود قشون روسيه به ايران و حوادث دوران مشروطيت، از رونق و اهميت افتاد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در ۲۴ فروردين ۱۳۷۲ به مرکز استان تبديل شد.
مسجد جمعه اردبيل (مسجد جامع اردبيل) يادگار دوره پيش از اسلام ودوره سلجوقيان از آثار تاريخي اردبيل که برخي به دوره پيش از اسلام ميرسد، ميتوان از دهکده آتشگاه، شهر هير، شهريور، و مسجد جامع اردبيل که در قديم آتشکده بودهاست، نام برد. با توجه به اينکه اين مسجد، بزرگترين و قديمترين مسجد اردبيل است، احتمال ميرود يکي از واحدهاي آن، کتابخانه بوده، ولي در تاريخ اردبيل اشارهاي به آن نشده است.

بسياري از مؤلفان دوره اسلامي، بناي شهر اردبيل را به فيروز، پادشاه ساساني نسبت ميدهند و مينويسند که اردبيل به دستور اين پادشاه، که در سده پنجم ميلادي ميزيست، ساخته شدهاست. فردوسي در شاهنامه بناي اردبيل را به پيروز ساساني نسبت ميدهد.
اما تاريخ اردبيل خيلي قديميتر از زمان فيروز ساساني است. زيرا که فيروز درسال ۴۵۹ ميلادي به سلطنت رسيدهاست و ۳۴ سال قبل از اين تاريخ، بهرام پنجم ملقب به بهرام گور در مقابل حمله هياتله از راه اردبيل به آمل وگرگان و سپس به خراسان رفته و در آنجا، خاقان هياتله را کشتهاست.
در زمان فيروز به دليل حمله طوايف شمال (هونها) ويران گرديد و به دستور فيروز، آباد گرديد و برج و بارو درآن ساخته گرديد و از اينرو بناي آنرا به فيروز نسبت ميدهند.
در داستان سياوش در شاهنامه فردوسي نيز نام اردبيل آمده بود.
شهر اردبيل به علت نزديکي به قفقاز و گرجستان و ارمنستان، جايگاه ويژهاي داشت بهطوري که در زمان جنگهاي ايران و روس در عهد قاجار، اردبيل مرکز استقرار نيرو و ستاد عمليات سپاه ايران در برابر طوايف شمال بودهاست.
کشف تاريخ ۴۰ هزار ساله اردبيل
کشفيات اخير در خصوص تاريخ اردبيل در منطقه مرادلو اردبيل نشان از کشف تاريخ ۴۰ هزار ساله در اردبيل را به اثبات ميرساند.محوطه شامل بيش از يکصد تخته سنگ مزين به نقوش صخرهاي بوده که با بررسي و مطالعه هر يک از آنها زواياي پنهاني از نحوه زندگي و استقرار بشر در اين منطقه از کشور نمايان خواهد شد.

يکي از کارشناسان باستان شناسي اردبيل گفت: نقوش خمرهاي يا همان سنگ نگارهها کهنترين آثار هنري بر جاي مانده از بشر هستند که قدمت برخي از آنها به ? ۴۰هزار سال قبل برمي گردد.
جاذبههاي توريستي
آرامگاه شيخ صفيالدين اردبيلي و مسجد جامع اردبيل از بناهاي تاريخي اين شهر بهشمار ميروند. از جاذبههاي طبيعي اين شهر درياچه شورابيل و بقعه شيخ جبراييل در داخل شهر و درياچه نئور، جنگل فندقلو، و پيکره سنگي بابا داوود عنبران و شهر توريستي سرعين در نزديکي اين شهر ميباشد.
![]() |
![]() |
از آبهاي معدني که اغلب مزين به زيباييهاي بينظير طبيعي ميباشند عبارتاند از: سردابه، قطورسويي، دودو، ايلاندو (که بر اثر زلزله ويران شدهاست)، مشه سويي، شابيل، قينرجه، ويلادره، خلخال سويي و... همچنين آبشارها و عوارض طبيعي ديدني مانند آبشار شورشورنه عنبران، آبشار نرهگر در روستاي اسبوي خلخال، آبشار سردابه، درياچه واقع در قله سلطان سبلان، روستاي زيباي نمهيل و سواحل رود قزل اوزن، جاده فوقالعاده زيباي خلخال به اسالم، مراتع وسيع دامنه سبلان و...

اردبيل به واسطه داشتن مناظربي نظير طبيعي، شايد به جرات بتوان گفت رتبه نخست گردشگري درايران رادارا ميباشد.اردبيل وسرعين به واسطه پذيرش گردشگر، ميزبان مسافران تابستاني وزمستاني ميباشد.درتابستان استفاده از مناطق خوش آب وهواي اردبيل ودرپاييزوزمستان به واسطه دارا بودن پيست اسکي آلوارس وآبگرمهاي معدني سرعين ميزبان مسافران ميباشد.

شهرستان اردبيل داراي چهار اقليم مديترانهاي گرم، مديترانهاي معتدل، کوهستاني سرد و معتدل است. اين شهرستان به عنوان يکي از مناطق سردسير ايران و استان بين پنج تا هشت ماه از سال سرد است. بارندگي نيز در تمام فصول وجود دارد، ولي شدت آن در بهار و پاييز بيشتر است.
براساس گزارش ايستگاه هواشناسي اردبيل که در ارتفاع ۱۳۷۲ متري واقع شده، بارندگي اين شهر در سال ۱۳۷۲ برابر ۷/۳۲۷ ميليمتر گزارش شدهاست. اين شهرستان داراي زمستانهاي بسيار سرد و تابستانهاي معتدل است. متوسط درجه حرارت آن در حدود هفت درجه سانتيگراد است. وجود کوهستانهاي سبلان، طالش و بزغوش، تأثير بخارهاي درياي خزر و بادهاي سردشمالي و وجود جنگلهاي شمال و شرق آن در ميزان بارندگي و نوسان دماي شهرستان اردبيل بسيار مؤثر است.
تاریخچه انجمن
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی که در گذشته «انجمن آثار ملی» نام داشت - در پاییز 1301 هـ .ش به همت گروهی از رجال دانشور و علاقهمند به آثار تاریخی و حفظ آن [حسن مستوفی (مستوفیالممالک)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، ابراهیم حکیمی (حکیمالملک)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه)، فیروز میرزا فیروز (نصرتالدوله)، نصرالله تقوی، و کیخسرو شاهرخ]، بر اساس اساسنامه ای در 14 ماده و با هدف «ازدیاد علاقه عامه به آثار قدیم تاریخی و علمی و صنعتی ایران و به منظور نگاهداری صنایع مستظرفه و صنایع دستی و حفظ سبک و شیوه قدیم آنها» تأسیس شد.
محل کنونی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
انجمن در بدو تأسیس مکان مشخصی نداشت و هر بار در خانه یکی از اعضاء مؤسس تشکیل می شد. پس از تجدید فعالیت انجمن در 1323هـ .ش و گسترش تدریجی دامنه فعالیت های آن، نیاز به محلی برای استقرار انجمن ضرورت یافت. از این رو، در سال 1346 هـ .ش خانه قدیمی و بزرگ حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر، وزیر دربار مظفرالدین شاه واقع در محل معروف به سر پل امیر بهادر –که به حسینیه امیر بهادر معروف بود- با حدود سه هزار مترمربع وسعت، جهت استقرار انجمن آثار ملی خریداری شد. بنای این ساختمان به سال 1318هـ .ق/1279 هـ .ش /1900 میلادی باز میگردد و دارای تالار بزرگ آئینه کاری در طبقه هم کف و تالار بزرگ سخنرانی در طبقه اول است.
انجمن پس از خریداری بنای مذکور و انجام تعمیرات اساسی و مفصل با رعایت شیوه اصیل و قدیمی بنا، آن را مقر دائمی خود قرار داد.
فعالیت انجمن از بدو تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی (1301- 1357 هـ . ش)
انجمن در ابتدا فعالیت خود نخست بنای آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی را در توس احداث کرد. همچنین کنگره بینالمللی فردوسی را به مناسبت هزارمین سال تولد این حکیم نامدار ایرانی در سال 1313 هـ .ش برگزار نمود. پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی، انجمن که یک سازمان ملی و فاقد درآمد و اعتبار مخصوص بود تا 1323 هـ . ش از فعالیت باز ماند.
در 22 آذر ماه 1323 هـ . ش انجمن که برای مدتی فعالیت نداشت، به دنبال تصویب اساسنامهای جدید از نو آغاز به کار کرد و اقدامات مهمی را در این دوره از فعالیت خود به شرح زیر انجام داد:
1. ساخت آرامگاه برای بزرگان نامور ایران چون فردوسی، ابن سینا، سعدی، نادرشاه، خیام، شیخ عطار، کمالالملک، باباطاهر، صائب تبریزی، شیخ روز بهان نقلی، سیبویه، شیخ ابوالحسن خرقانی، شاه شجاع، ابن یمین فریومدی، ابوالحسن بیهقی، اوحدی مراغه ای و بسیاری بزرگان دیگر؛ احداث بنای معظمی در گورستان تاریخی سرخاب تبریز در مجاورت بقعه متبرک سید حمزه و آرامگاه شادروان ثقۀ الاسلام شهید به یاد سرایندگان و ادبای مدفون در خطه آذربایجان.
2. کمک به بازسازی بناهای تاریخی ایران در اصفهان، شیراز و خراسان و ساخت تندیس نامآورانی چون فردوسی، بوعلی سینا، سعدی، خیام و...
انجمن
در طول فعالیت خود تا سال 1355 بیش از سی آرامگاه و چندین بنای یادبود بنا
کرد از جمله این بناها میتوان از آرامگاه بزرگان زیر نام برد:
فردوسی
(1313، تجدید بنا 1347)، ابنسینا (1330)، سعدی (1330)، نادر (1338)، عطار
(1339)، خیام (1340)، کمالالملک (1340)، امامزاده محروق (1344)، صائب
(1346)، باباطاهر (1349)، ادیبالممالک فراهانی (1350)، روزبهان بقلی
(1351)، شاه شجاع (1352)، واعظ کاشفی (1354)، ابن یمین (1355)،
سیدجمالالدین اسدآبادی (1355)، و دیگران .
انجمن آثار ملی برای تعمیر
آثار تاریخی ایران با وزارت فرهنگ و اداره کل باستانشناسی و سازمان ملی
حفاظت آثار باستانی همکاری بسیار داشت و از جمله در بازسازی بناهای تاریخی
زیر، از طریق تأمین برخی هزینهها، نقش داشت: بازه هور در خراسان (1343)،
کاخ چهلستون در اصفهان (1343)، آستانه شیخ صفیالدین در اردبیل (1343)،
گنجنامه همدان (1343)، معبد چغازنبیل در خوزستان (1343)، باغ فین کاشان
(1343)، تکیه امیرچغماق در یزد (1343)، کاخ هشت بهشت (1343)، بناهای تاریخی
گنجعلیخان در کرمان (1345)، کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد (1345)، مسجد
وکیل در شیراز (1346)، چهارطاق عهد ساسانی در قصر شیرین (1347)، مسجد جامع
کبیر یزد (1347)، مسجد کبود در تبریز (1347)، ارگ کریمخان در شیراز
(1348)، قلعه فلکالافلاک در خرمآباد (1348 و 1349)، پل اللهوردیخان و پل
خواجو در اصفهان (1349)، و جز آن.
از دیگر فعالیتهای انجمن، تشکیل کتابخانهای تخصصی بود. این کتابخانه در سال 1347 با صدوشش جلد کتاب بنیان نهاده شد و بهتدریج کتابها و انتشارات مختلف در زمینه تاریخ، جغرافیا، باستانشناسی، هنر، و ادبیات و فرهنگ ایران، از طریق مبادله، خرید، و اهدا در این کتابخانه فراهم گردید. در سال 1348 کتابخانه عبدالحسین بیات به انجمن اهدا شد که دارای چندین جلد کتاب خطی نیز بود. چندی بعد مجموعه خیام احمد افشار شیرازی بالغ بر سیصدوهفت جلد کتاب چاپی کمیاب و مهم درباره خیام و رباعیات وی و ترجمه آنها به زبانهای مختلف برای کتابخانه خریداری شد.
بخش انتشارات انجمن آثار ملی نیز که از سال 1304 آغاز بهکار کرده بود تا سال 1357 بیش از صدوپنجاه عنوان کتاب از آثار بزرگان فرهنگ ایران را بهچاپ رساند. انتشار مجموعه گنجینه ایران یکی از فعالیتهای مهم و ارزرشمند انجمن آثار پیش از سال 1357 است. این گنجینه، یک دوره کتاب ایرانشناسی است و مشتمل بر کتابهایی در زمینه تاریخ، جغرافیا، باستانشناسی، مردمشناسی، جغرافیای تاریخی، زبان و فرهنگ، آداب و رسوم، و شرح حال رجال ایران است.
3. طبع و نشر آثار بزرگان ایران و کتابهای مربوط به جغرافیای تاریخی شهرهای ایران و باستانشناسی.
4. برگزاری کنگره بین المللی ابن سینا در سال 1333 هـ .ش و چاپ و انتشار کتابها و رسالات فارسی او مشتمل بر 19 اثر، کتاب جشن نامه ابن سینا ( 4 مجلد) و ترجمه مجلد اول جشن نامه به زبان فرانسه.
فعالیت انجمن آثار ملی در سال 1358 متوقف شد و در سال 1365 با نام "انجمن آثار و مفاخر فرهنگی" بار دیگر آغاز بهکار کرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، اساسنامه جدید «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» را در سال 1366 هـ .ش و متمم آن را در سال 1373 هـ .ش از تصویب گذراند و بدین ترتیب انجمن دوره سوم فعالیت خود را آغاز کرد. متن اساسنامه و متمم آن چنین است:
اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
به منظور تحقق اهداف و وظایف مشروحۀ ذیل، انجمنی تحت عنوان «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» تأسیس میشود:
ماده 1- هدف
معرّفی و بزرگداشت عالمان و متفکّران عرصۀ فرهنگ و تمدّن اسلام و ایران و احیا و انتشار آثار ارزندۀ آنان و همچنین معرّفی آثار فرهنگ و تمدّن اسلام و ایران و نقش و سهم ایرانیان در اعتلا و ارتقای آن.
ماده 2- رئوس وظایف
الف- تهیه و انتشار زندگی نامۀ عالمان و متفکّرانی که در اعتلای فرهنگ و تمدّن اسلام و ایران منشاء اثر بودهاند و احیای آثار آنان.
ب - برگزاری مجامع تحقیقی و برپائی مراسم بزرگداشت و کمک به ساختن بناهای یادبود و امثال آن و مشارکت مؤثّر در سمینارها، مجامع و نمایشگاههای فرهنگی مهمّ ایران و جهان.
ج- تجلیل، تشویق و حمایت از پدیدآورندگان آثار فرهنگی و علمی ارزنده و همکاری در امر انتخاب کتابهای برگزیدۀ سال.
د- مبادلۀ اطّلاعات و همکاری با مؤسّسات فرهنگی و کتابخانههای داخل و خارج کشور در زمینۀ تهیّه و تکمیل فهرست مجموعه های نفیس فرهنگی و هنری و کتابها و نسخ خطّی و تلاش در نشر این کتابها و نسخ و تشویق و ترغیب به تحقیق در آثار ارزندۀ فرهنگ اسلام و ایران.
ﻫ - معرّفی تاریخ فرهنگ اسلام در ایران به ویژه سهم ایرانیان در خدمت به اسلام و تمدّن اسلامی و میراث اسلام در ایران.
ماده 3- اعضای هیأت امنا
.ریاست جمهوری (ریاست عالیه)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزیر فرهنگ و آموزش عالی
سه نفر از استادان و شخصیّتهای دانشگاهی به معرّفی وزیر فرهنگ و آموزش عالی و تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی
سه نفر از علما و شخصیّتهای فرهنگی و هنری کشور به معرّفی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی
ماده 4- در مورد ترکیب هیأت مدیره، منابع مالی و سایر امور انجمن، هیأت امنا در چهارچوب این مصوّبه به نحو مقتضی اتخاذ تصمیم خواهد نمود.
ماده 5- این مصوّبه در5 ماده طّی جلسات بیست و هشتم تا سی و دوم از تاریخ 65/10/27تا تاریخ 65/12/09 در شورای فرهنگ عمومی تصویب شده و در جلسات 124 و128 مورّخ 66/06/03 و 66/07/21 شورای عالی انقلاب فرهنگی با اصلاحاتی به تصویب نهایی رسید.
متمم اساسنامه
مصوّب جلسه 258 مورّخ 73/06/01شورای مشترک و تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 338 مورّخ 73/06/29 با توجّه به مفاد ماده 4 اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (مصوّب جلسات 124 و 128 مورّخ 66/06/03 و 66/07/21 شورای عالی انقلاب فرهنگی) و به منظور اداره انجمن و تصریح وظایف هیأت امنای انجمن در جلسه مورّخ73/04/12 خود، این موارد را تصویب کرد.
ماده 1- ارکان انجمن
الف - هیأت امنا
ب - هیأت مدیره
ج - مجمع عمومی اعضا
الف- هیأت امنا
ماده 2- وظایف هیأت امنا
الف - تصویب اعضای هیأت مدیره و رییس انجمن به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ب- تصویب سیاست ها و خطّ مشی های انجمن.
ج- بررسی و تصویب عملکرد و محاسبات سالیانۀ انجمن.
د- تصویب تشکیل شعب انجمن در هر استان یا خارج از کشور و تأیید هیأت امنای هر کدام.
ب- هیأت مدیره
ماده 3- هیأت مدیره مرکب از 5 نفر است که هر دو سال یکبار انتخاب میشوند و تجدید انتخاب آنان بلامانع است.
ماده 4- وظایف هیأت مدیره
الف - اجرای تصمیمات هیأت امنا.
ب - ادارۀ امور جاری انجمن.
ج - تنظیم و تصویب برنامه ها، آیین نامه ها و تشکیلات انجمن طبق اساسنامۀ آن.
د - برگزاری مجمع عمومی.
ماده
-5 هیأت مدیره میتواند برای امور جاری انجمن، علاوه بر استخدام افراد
لازم، از معاضدت و بکارگیری نیروی انسانی سازمانها و مؤسّسات دولتی به
ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استفاده کند.
ج- مجمع عمومی
ماده6-
مجمع عمومی مرکب است از اجتماع اعضای رسمی و افتخاری علاقه مند به اهداف
انجمن که در زمینۀ توسعه و تقویّت فعّالیّتهای آن، راهنمایی و همکاری می
کنند.
منابع مالی و محاسبات انجمن
ماده 7- منابع مالی انجمن عبارت است از:
الف - درآمد حاصل از عوارض قانونی از جمله سیمان.
ب - کمکهای مالی و تجهیزاتی بخش دولتی و یا خصوصی.
ج - درآمد حاصل از فروش نشریّات و کتابهای انجمن.
د - درآمدهای متفرّقه.
ماده 8- محاسبات انجمن به عهدۀ خزانه دار است و حواله های صادر شده باید به امضای رییس هیأت مدیره و خزانهدار برسد.
تبصره: عایدات انجمن مختصراً صرف امور ناظر به اهداف و خطّ مشی های انجمن میشود.
آئین نامه (و اصلاحیه) نحوه تشکیل شعب انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در مراکز استانها و خارج از کشور
در اجرای بند «د» از ماده 2 و بند «ج» از ماده 4 متمم اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مصوب جلسه 258 مورخ 73/06/01 شورای مشترک و تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب جلسه 338 مورخ 73/06/29، آیین نامه (و اصلاحیه) زیر به منظور تعیین ضوابط تشکیل شعبههای انجمن در مراکز استانها و خارج از کشور تنظیم میگردد:
ماده 1: هدف از تشکیل شعب انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و وظایف آنها، همان اهداف و وظایف تعیین شده در مواد یک و دو اساسنامه مصوب جلسات 124 و 128 مورخ 66/06/03 و مورخ 66/07/21 شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
ماده 2: تعداد اعضای هیأت امنای شعب انجمن در مراکز استانها هفت نفر می باشند.
سه
نفر اعضای هیأت امنا برای مدت دو سال با معرفی مدیر کل فرهنگ و ارشاد
اسلامی استان از میان شخصیتهای برجسته فرهنگی تعیین و پس از تأیید اعضای
ثابت به هیأت مدیره انجمن پیشنهاد میگردند.
تبصره: دبیر هیأت امنا به منظور پیگیری امور جاری انجمن یک نفر را به عنوان رئیس دبیرخانه انجمن آثار و مفاخر استان تعیین میکند.
ماده 3: هیأت امنا از بین خود یک نفر را به عنوان خزانه دار انتخاب می نماید.
ماده 4: مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها فهرستی شامل شرح حال، آثار علمی و فرهنگی و سایر اطلاعات لازم در مورد اعضای پیشنهادی شعب تهیه و به هیأت مدیره انجمن ارسال می نمایند.
ماده 5: پیشنهادهای واصله موضوع ماده 3 در هیأت مدیره انجمن مطرح و پس از تأیید، جهت تصویب نهایی به هیأت امنای انجمن در مرکز تقدیم خواهد شد.
تبصره یک: صدور احکام اعضای هیأت امنای شعب با هیأت مدیره انجمن در مرکز است.
تبصره دو: در شعب خارج از کشور سفیر به عنوان رئیس و رایزن فرهنگی به عنوان دبیر انجمن تعیین میگردند. ترکیب و تعداد اعضاء هیأت امناء شعبههای خارج از کشور پس از پیشنهاد دبیرو تأیید رئیس در آن شعبه، با رعایت مفاد این آئیننامه نسبت به صدور حکم توسط هیأت مدیره انجمن در مرکز اقدام خواهد شد. پیشنهاد اعتبارات ارزی مورد نیاز و سایر خدمات درخواستی و به کارگیری افراد از طریق رئیس و دبیر انجمن در کشورهای مختلف انجام خواهد شد.
ماده 6: مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها مقدمات لازم را جهت تعیین محل مناسب، تهیه لوازم و تجهیزات و استفاده از خدمات افراد معمول داشته و پیشنهادهای لازم را به هیأت مدیره انجمن در مرکز ارسال خواهند نمود.
ماده 7: اعتبارات لازم جهت انجام فعالیتهای شعب انجمن در استانها، از محل اعتبارات کمکی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در مرکز و جذب کمکهای مالی و تجهیزاتی بخش دولتی و خصوصی در محل، درآمد حاصله از فروش کالای انتشاراتی و جذب کمکهای افراد و سازمانهای مختلف در استان مربوطه تأمین می گردد.
تبصره: درآمدهای شعب انجمن از هر محلی که باشد، منحصراً صرف امور ناظر به اهداف و خط مشیهای انجمن در محل میباشد.
ماده 8: به منظور تسریع در انجام امور محوله شعب انجمن، حساب جاری در یکی از بانکهای استان محل تشکیل افتتاح و حق برداشت از حساب مذکور با رئیس هیأت امنا و خزانه دار خواهد بود.
ماده 9: هیأتهای امنای شعب موظف اند برنامههای پیشنهادی و گزارش فعالیتهای انجام شده را به صورت شش ماهه به هیأت مدیره انجمن ارسال نمایند تا در مورد نحوه برگزاری مراسم و غیره و امکان تأمین و حواله اعتبارات مورد نیاز بررسی و تصمیم گیری شود.
ماده 10: با توجه به وظایف و اختیارات رئیس هیأت مدیره و خزانه دار موضوع ماده 8 متمم اساسنامه انجمن، مسئولان موظفند گزارش شش ماهه و سالانه فعالیتهای مالی و هزینههای انجام شده را به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ارسال نمایند.
این آیین نامه در ده ماده و چهار تبصره تنظیم و در جلسه مورخ 89/05/20 هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به تصویب رسید.
وضعیت حقوقی و ثبت انجمن
ماده 9- انجمن، مؤسّسهای است عمومی، عام المنفعه و دائمی و اموال آن نیز عمومی است.
تبصره: کلیّۀ حقوق و امتیازات و اموال انجمن آثار ملّی (سابق) به انجمن آثار و مفاخرفرهنگی تعلّق دارد و این انجمن جایگزین انجمن آثارملّی محسوب میشود.
این متمم در 9 ماده و 2 تبصره در جلسۀ 338 مورّخ 73/06/29 شورای عالی انقلاب فرهنگی تأیید شد.
در نخستین گام پس از تعیین اعضای هیأت مدیره و همچنین رییس هیأت مدیرۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی اقدامات ضروری جهت تنظیم جداول سازمانی و نیروی انسانی و همچنین تدوین شرح و وظایف هر یک از مدیریتهای داخلی انجمن آغاز شد و با تصویب سازمان و وظایف مدیریتهای انجمن و ابلاغ به قسمتها، فعّالیّت عملی جهت راه اندازی مجموعه، شکلی تازه به خود گرفت.
اعضای هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
براساس بند الف مادۀ2 متمم اساسنامۀ انجمن، اعضای جدید هیأت مدیره و رئیس انجمن برای دو سال به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تأیید هیأت امنا به شرح ذیل انتخاب گردیدند:
1- جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای محمد جواد ادبی (رئیس انجمن)
2- جناب آقای دکتر مهدی محقّق
3- جناب آقای بهمن درّی
4- جناب آقای دکتر غلامرضا خواجه سروی
5 جناب آقای دکتر علی اکبر رزمجو
انجمن
از زمان تصویب اساسنامه در سال 1366 هـ . ش در شورای عالی انقلاب تا تصویب
متمم اساسنامه در 1373 هـ . ش - که از آن میتوان به عنوان قانون تأسیس
انجمن نام برد - فعالیت خاصی نداشت و تنها به چاپ 11 جلد کتاب که در قبل از
انقلاب سفارش آنها را داده بود، اقدام نمود. اما از سال 1373 هـ . ش
فعالیت های انجمن آغاز گردید.
انجمن
در طول فعالیت خود از 1373هـ .ش تا کنون مبادرت به برگزاری بیش از 130
مراسم بزرگداشت در تهران و 42 مراسم در شهرستانها و همچنین 12 مراسم
نکوداشت برای مفاخر ایران و اسلام (شخصیتهای بینالمللی) کرده است.
انجمن
در سال 1380، فصلنامه نامه انجمن را نیز منتشر ساخته است. این فصلنامه،
در واقع، انتشار مجدّد نشریه انجمن آثار ملی است که پیش از انقلاب (از سال
1355) فقط تا چهار شماره منتشر شده بود.
انجمن تاکنون بیش از دویست عنوان کتاب در حوزههای فلسفه و دین، هنر، تاریخ و جغرافیا، کلیات، علوم نظری و عملی، ادبیات، و برخی آثار استثنایی منتشر کرده است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد :ابراهیم ادهم: زندگی و سخنان او؛ آرامگاه در گستره فرهنگ ایرانی؛ از آستارا تا استارباد؛ فهرستواره کتا بهای فارسی؛ حکیم عمر خیام بهعنوان عالم جبر؛ شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری؛ جهانگشای جوینی؛ دستور زبان فارسی میانه؛ سهم ارزشمند ایران در فرهنگ جهان؛ اقلیم پارس؛ بیانالتنزیل؛ جنبش جنگل و میرزا کوچکخان؛ اثر آفرینان؛ یادنامه ادیب نیشابوری؛ رهآورد حکمت؛ نهایهالاîرب فی اخبارالفرس و العرب؛ منتخب التواریخ؛ و جز آن (7؛ 8).
رسانه: http://anjom.ir
نشانی: تهران ، خیابان ولیعصر (ع) ، پل امیر بهادر ، خیابان سرگرد بشیری ، شماره 71
صندوق پستی: 13345-163
تلفن: 021.55374531-3
دورنگار: 021.55374530
رايانامه:
info@anjom.ir و
anjomanmafakher@yahoo.com
رسانه: http://anjom.ir
نشانی: تهران ، خیابان ولیعصر (ع) ، پل امیر بهادر ، خیابان سرگرد بشیری ، شماره 71
صندوق پستی: 13345-163
تلفن: 021.55374531-3
دورنگار: 021.55374530
رايانامه:
info@anjom.ir و
anjomanmafakher@yahoo.com
او پس از بازگشت به تهران، ابتدا به ترجمه مشغول شد و بعد از مدتی همراه با نجف دریابندری و از طریق صادق چوبک در شرکت ملی نفت استخدام و ساکن اهواز شد. در سال 1347، اولین رمان فصیح به نام «شراب خام» منتشر شد. پس از آن مجموعهی داستان «خاک آشنا»، رمانهای «دل کور» و «داستان جاوید» و چند داستان دیگر از او منتشر شد. فصیح با شروع جنگ هشتسالهی ایران و عراق بازنشسته شد و بعد از آن رمانهای «ثریا در اغما»، «درد سیاوش» و «زمستان 62» را منتشر کرد.
رمانهای «فرار فروهر»، «بادهی کهن»، «اسیر زمان»، «پناه بر حافظ»، «کشتهی عشق»، «طشت خون»، «بازگشت به درخونگاه»، «کمدی تراژدی پارس»، «لاله برافروخت»، «نامهای به دنیا»، «در انتظار» و «گردابی چنین حایل» و مجموعه داستانهای «دیدار در هند»، «عقد و داستانهای دیگر» و «نمادهای مشوش» از دیگر آثار منتشرشدهی اسماعیل فصیح هستند.
او علاوه بر نوشتن این رمانها و مجموعه داستانها، آثاری را نیز به زبان فارسی برگردانده است که «وضعیت آخر»، «بازیها»، «ماندن در وضعیت آخر»، «استادان داستان»، «رستمنامه»، «خودشناسی به روش یونگ»، «تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی» و «شکسپیر» از مهمترین آنها هستند.
این نویسنده و مترجم پیشکسوت در 25 تیرماه سال 1388در تهران درگذشت. پیکر فصیح در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
تنها اثر منتشرنشدهی فصیح، زندگینامهی خودنوشت او بود که در دوران بیماری و پیش از مرگ کوشید آن را کامل کند. بعد از درگذشت نویسنده در سال 1388، خانوادهاش این زندگینامه را با عنوان «زندگی من» برای انتشار به نشر پیکان سپردند، اما بعد از مدتی فرح عدالت، همسر اسماعیل فصیح، از منتفی شدن انتشار زندگینامهی خودنوشت این نویسنده خبر داد.
او در توضیحی دربارهی علت این تصمیم گفت: به این دلیل که نوشتن این زندگینامه توسط خود مرحوم فصیح به پایان نرسیده بود، نمیشد آن را منتشر کرد، بنابراین صلاح دیدیم که آن را منتشر نکنیم، چون درست نبود خودمان چیزی به آن اضافه کنیم. در عین حال هم مطالب بهجامانده به دلیل ناتمام بودن نمیتوانست به صورت کتاب منتشر شود.
در نهمین دورهی جایزهی هوشنگ گلشیری که در سال درگذشت فصیح برگزار شد، با اهدای تندیس جایزه به خانوادهی این نویسندهی فقید، از او تجلیل شد.
«تاریخ تشیع در ایران از زوال صفویه تا پایان زندیه» به بررسی و تحلیل تحولات مذهب تشیع در ایران، نقش علمای شیعی و روابط آنها با حکومتها از زوال صفویه تا پایان زندیه میپردازد.
کتاب «تاریخ تشیع در ایران از زوال صفویه تا پایان زندیه» به قلم فاطمه پهلوانپور در چهار فصل با عناوین «وضعیت سیاسی ایران از زمان صفویه تا پایان زندیه»، «وضعیت و جایگاه تشیع و چگونگی برخورد حکومتها با شیعیان»، «وضعیت سیاسی تشیع در دوره افغانها، افشاریه و زندیه» و «وضعیت فرهنگی و اجتماعی تشیع در دوره افشاریه و زندیه» تهیه و تنظیم شده است.
کتاب به دنبال یافتن پاسخ به چند پرسش اساسی است که طی سالهای زوال صفویه و در پی آن دوره افشاریه و زندیه، مذهب تشیع دچار چه چالشهایی شد؟ آیا تزلزل و رکودی که در دوره حاکمیت افغانها و دوره نادرشاه افشار گریبانگیر شیعه و شیعهگری شد، در دورههای بعد نیز تداوم پیدا کرد؟ و یا اینکه این مرحله گذار بود و به عنوان یک دوره بی اهمیت میتوان به آن نظر کرد؟
در فصل نخست، نویسنده به صورت مختصر اوضاع سیاسی کشور را همزمان با حمله افغانها به ایران و حکومت هفت ساله آنها و چگونگی تسلط نادر بر اوضاع نابسامان کشور و اقدامات او در برقراری نظم و امنیت در جامعه و در آخر روی کار آمدن سلسله زندیه را تجزیه و تحلیل میکند. فصل بعدی کتاب به وضعیت و جایگاه تشیع و نحوه برخورد حکومتها با علمای شیعه و شیعیان از ورود اسلام به ایران تا پایان زندیه میپردازد.
نویسنده کتاب در فصل سوم، وضعیت سیاسی تشیع و چگونگی تعامل دولتها با روحانیون شیعی به هنگام سقوط سلسله صفویه و تسلط افغانها بر کشور و همچنین در دوره افشاریه و زندیه با تاکید بر سیاست مذهبی نادرشاه افشار و کریم خان زند میپردازد و مینویسد: «روحانیان شیعه در ایام نادر، قشری صاحب نفوذ و طرفدار خاندان صفویه محسوب میشدند. اصولا نادر با توجه به تجربیاتی که از اواخر دوران صفویه و مشاهده نتایج مداخلات بیش از حد عوامل غیر مسوول در امور حکومتی و ضعف شاه در مقابل این مداخلات و نتایج زیانبار آن، که گریبانگیر ملک و ملت شده بود، غیر از عدهای اندک و نیروهای نظامی وفادار، به هیچ گروهی اعتماد نداشت و به آنها اجازه عرض اندام نمیداد.» در نهایت آخرین فصل کتاب، وضعیت فرهنگی و اجتماعی تشیع در دوره مورد مطالعه را تبیین و بررسی میکند.
در بخشی از کتاب آمده است: «با یورش افغانها و پدید آمدن آشفتگیها، علم و دانش دچار انحطاط گردید و رونق حوزههای علمیه از میان رفت و سران دولتها تنها به کشورگشایی توجه نمودند و اصول تحکیم حکومت و پایداری آن را، که در فرهنگ مردم ریشه داشت از خاطر بردند. از این رو، افشاریه و زندیه و قاجاریه، که یکی پس از دیگری روی کار آمدند، در اثر نداشتن بنیه فرهنگی از میان رفتند.»
در پایان کتاب، متنهای معاهده نجف، فرمان نادر به مردم ایران به منظور ایجاد وحدت کلمه بین شیعه و سنی، سوادنامه نادرشاه به سید مصطفی افندی، شیخ الاسلام دولت عثمانی و نامه اشرف افغان به ابراهیم پاشا صدر اعظم عثمانی آمده است.
چاپ نخست کتاب «تاریخ تشیع در ایران از زوال صفویه تا پایان زندیه» تالیف فاطمه پهلوانپور در 215 صفحه، شمارگان یکهزار نسخه و بهای 4 هزار و 300 تومان از سوی انتشارات شیعهشناسی روانه بازار کتاب شد.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران فراخوان آثار سیزدهمین آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی را منتشر کرد
سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با استعانت از خداوند
متعال، کما فی السابق به برپایی آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی خواهد
پرداخت.
از کلیه پژوهشگران، اساتید، دانشجویان، سازمان ها و مراکز
تحقیقاتی دعوت می شود یک نسخه از آثار پژوهشی خود را در حوزه نسخه های خطی
در قالب کتاب، پایان نامه، مقاله، فهرست، نقد و تصحیح متون که در سال 1391
چاپ و منتشر شده است، برای ارزیابی و انتخاب و معرفی آثار برتر، و شرکت در
سیزدهمین آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی به دبیرخانه آیین ارسال نمایند.
آدرس : تهران، میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی، بعد از ایستگاه مترو شهید
حقانی، سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران، اداره کل کتابهای خطی و نادر.
محورهای آیین بزرگداشت حامیان
- حفاظت و نگهداری نسخ خطی
- فهرستنگاری نسخ خطی
- صحافی، مرمت، آسیبشناسی نسخ خطی
- اهدای نسخ خطی به کتابخانهها
- تصحیح و تحقیق نسخ خطی
- تحقیق در عرصههای مربوط به (نسخهشناسی، نسخهپردازی، شیوه تصحیح، ترجمه نسخ خطی)
- مجلات تخصصی در حوزه نسخ خطی
- مقالات نقد و معرفی متون و نسخهشناسی
- انتشار نسخ خطی تصحیح شده
- پایاننامههای دانشجویی در زمینه تصحیح متون و نسخه شناسی و ...
- تولیدات رادیویی و تلویزیونی
- پیشکسوتان
در این خصوص، تلفن های 81622784 و 81622781 و 88644052 آماده پاسخگویی خواهند بود.
این پژوهش مقالات انتشار یافته دربارۀ آثار نظامی از 1300 تا 1380 شمسی در ایران را در حدود 560 مقاله گردآوری کرده است.
«نظامی گنجوی» شاعر بزرگ ایرانی است که پنج مثنوی او مشهور به «خمسه» یا «پنج گنج» جزو شاهکارهای ادبی زبان فارسی به شمار میآید و چندین سده الهامبخش و الگوی شاعران دیگر در زبانهای فارسی و ترکی و اردو بوده و سعید نفیسی بیش از ١5٠ اثر را نام میبرد که به تقلید از کارهای نظامی گنجوی سروده شده است.
سوای کتاب «مخزن الاسرار» - که کتابی است در حکمت و اندرز و عرفان- چهار اثر دیگر «پنج گنج» به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تاریخ و فرهنگ ایران باستان مربوط میشوند: داستان «لیلی و مجنون» اگرچه بُنمایههای عربی دارد، اما به گفته کارشناسان، اثر نظامی، گونه ایرانیشده داستان را روایت میکند. خود شاعر هم با ترکیب «در زیور پارسی و تازی» همین موضوع را تایید میکند. «خسرو و شیرین» و «بهرامنامه» یا «هفت پیکر» به تمامی به تاریخ ساسانیان مربوط میشوند و «اسکندرنامه» به روایتی از زندگی اسکندر مقدونی اختصاص دارد که چندان تاریخی نیست (مانند جنگ اسکندر با قوم روس که از نظر تاریخی ناممکن است) و بیشتر مجالی است تا نظامی الگوهای «پادشاه آرمانی» خود را بر پایه باورهای ایرانی و اسلامی مطرح کند.
این کتاب در هفت فصل زیر نگاشته شده است:
فصل اول- کلیات خمسه
فصل دوم- مخزن الاسرار
فصل سوم- خسرو و شیرین
فصل چهارم- لیلی و مجنون
فصل پنجم- هفت پیکر
فصل ششم- اسکندرنامه
فصل هفتم- دیوان نظامی
فهرست منابع و ماخذ، فهرست عنوان مقالات و فهرست نام نویسندگان نیز پایان بخش کتاب است.
این پژوهش با معرفی مقالات انتشار یافته دربارۀ آثار نظامی از 1300 تا 1380 ش در ایران (حدوداً 560 مقاله) و مشخص نمودن ارزش علمی، فنی و ادبی هر کدام، زمینه را برای نقد و ارزیابی روش مندتر نظامی پژوهی فراهم آورده است. این تحقیق میتواند حلقۀ اتصال بین تحقیقات گذشته و آینده باشد. در صورت فقدان چنین تحقیقی، ممکن است به دلیل عدم اطلاع محققان از سابقۀ نظامی پژوهی، تحقیقات کنونی و آینده دچار پراکندگی و تکرار شود. بنابراین، لازم است پژوهشگر آثار نظامی، پیشینۀ تحقیقات صورت گرفته در این زمینه را بداند. ارائۀ فهرستی توصیفی و تحلیلی از تمامی این مقالات موجب میشود تا تحقیقات جامع و دست اول از نوشتههای بیارزش و تکراری باز شناخته شود. با مراجعه به این کتاب روشن خواهد شد که تاکنون از چه جنبههایی به آثار نظامی توجه شده است.
معرفی اثر، مباحث ادبی، هنری و زیبایی شناختی، دستور زبان و زبان شناسی، مباحث تطبیقی، مباحث دینی، اخلاقی، عرفانی و کلامی، مباحث اجتماعی و جامعه شناختی، مباحث روان شناسی، مباحث علمی، شخصیتهای خمسه، تحلیل ادبیات، نسخه شناسی و تصحیح متون، نقد و بررسی کتابها و مقالات مربوط به خمسه و مباحث متفرقه در هر فصل برای هر اثر شرح داده شده است.
کتاب فرهنگ نظامی پژوهی (دربارۀ آثار نظامی گنجوی) نوشته زینب نوروزی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است
این کتاب در شمارگان 2000 نسخه به قیمت 350000 در 678 صفحه منتشر شده است که با شماره ثبت 496287 در کتابخانهی شمارهی یک مجلس شورای اسلامی موجود است.
محمدحسین غفاری، مدیرعامل انتشارات حکمت با اعلام انتشار جشن نامه دکتر احمد مهدوی دامغانی به صورت افست گفت: طرحی در انتشارات حکمت تصویب شد که بنا بر این طرح استادانی که در حوزههای مختلف زحمات بسیاری کشیدهاند و از آنها آن گونه که شایسته بوده قدردانی به عمل نیامده است، قدردانی شود. از جملۀ این بزرگوران احمد مهدوی دامغانی است که هم از فضلای حوزه ادبیات هستند و هم در علوم و معارف اسلامی تلاشهای بسیاری کرده است و جشن نامه وی با عنوان «سایه سرو» به پاس زحمات ایشان تدوین شده است.
وی افزود: سال گذشته فضای نشر کشور با تحولات بسیاری روبرو شد و به همین دلیل این تحولات و فشارهای اقتصادی کسانی که در حوزه نشر فعالیت میکردند با مشکلاتی مواجه شدند و برای تولید آثار خود مجبور شدند قبل از چاپ کتاب، بازار را تست کنند. جشن نامه دکتر احمد مهدوی دامغانی ابتدا در بازار سنجیده شد و به صورت دیجیتال به چاپ رسید اما پس از بازخوردی که داشت تصمیم گرفتیم با تیراژ 1000 نسخه این اثر را به صورت افست تا یک ماه آینده به بازار عرضه کنیم.
مدیرمسئول انتشارات حکمت در پاسخ به سوالی درباره اقداماتی که میتوان برای بازگشت این اساتید به کشور صورت داد، گفت: وزارتخانههایی مانند فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم و تحقیقات باید بدون توجه به حاشیهها از حضور این افراد در کشور حمایت کنند و موانعی را که برای حضور این عزیزان در کشور وجود دارد را برطرف کنند. شکی نیست که همه مسئولان دوست دارند این استادان در کشور به ترویج علم بپردازند و لذا طبیعی است که امکانات لازم برای آن را فراهم کنند.
احمد مهدوی دامغانی نویسنده و پژوهشگر 86 ساله ایرانی و متخصص ادبیات عرب، استاد پیشین دانشگاه تهران و استاد فعلی دانشگاه هاروارد آمریکاست.
مهدوی دامغانی از سال ۱۳۶۶ مقیم آمریکا و در دانشگاه هاروارد و دانشگاه پنسیلوانیا مشغول به فعالیت آموزشی در رشتههای تدریس او در آمریکا شامل معارف اسلامی، ادبیات عرب، متنهای فارسی تصوف و فلسفهٔ اسلامی بوده است.
احمد مهدوی دامغانی مقالههای متعددی در مجلههای یغما، کلک، گلچرخ، ایراننامه، ایرانشناسی، رهآورد و گلستان به چاپ رسانده است. از مشهورترین مقالههای او مآخذ ابیات عربی کلیله و دمنه و مآخذ ابیات عربی مرزباننامه است.
شیخ ابوجعفر محمد بن طوسی مشهور به شیخ طوسی و ملقب به شیخ الطائفه از جمله شخصیتهایی است که نهنگوار اقیانوسهای دانش را موج نوشی کرد و در هر وادیای نشان از پیرِ دانش گرفت.
کمتر نوشتهی مستقل و جامع به بحث از ابعاد مختلف دانش و اندیشههای او پرداخته است و منهای مجموعه مقالات هزارهی شیخ طوسی اثر دیگری در این باب نمیبینیم.
این کتاب به کوشش مهدی کمپانی زارع در شش بخش زیر نگاشته شده است:
بخش نخست- شرح حال و آثار
آفتاب بی نقاب تشیع/ مهدی کمپانی زارع
بخش دوم- علم کلام و اصول اعتقادات
میراث و مشرب کلامی شیخ طوسی/ طاهره غلامی شیری
جایگاه شیخ طوسی در عقل گرایی اسلامی/ سعید رحیمیان
توحید و شرک در اندیشههای شیخ طوسی/ سارا لشکری
مساله رویت الهی در اندیشههای شیخ طوسی/ غلامرضا صدیق
حسن و قبح عقلی در اندیشههای شیخ طوسی/ علی سنایی
درامدی بر مواجههی انتقادی شیخ طوسی با جبر باوری/ حمیدرضا خادمی
امام عصر علیه السلام به روایت شیخ طوسی/ مهدی کمپانی زارع
عصمت امام از منظر شیخ طوسی/ علیرضا فاضلی
گستره و خاستگاه علم امام از منظر شیخ طوسی/ اکبر قنبری
رجعت از منظر شیخ طوسی/ علیرضا فاضلی و اردوان ارژنگ
رساله اعتقادات شیخ طوسی/ سعید هوشیار
بخش سوم- تفسیر و علوم قرآنی
دیدگاه شیخ طوسی در باب تفسیر به رأی و تاثیر آن در روش اجتهادی وی/ طاهره غلامی شیری
شیخ طوسی و منابع تفسیری وی در التبیان/ مرتضی کریمی نیا
مبانی و قواعد تفسیری نزد شیخ طوسی/ عبدالله صلواتی
ادلهی شیخ طوسی بر تحریف ناپذیری قرآن کریم/ شهرزاد راهنما بیات
اختلاف قرائت یا تحریف قرآن/ مرتضی کریمینیا
بداء و نسخ از منظر شیخ طوسی/ فاطمه حسنی
بررسی دیدگاه شیخ طوسی در بحث اعجاز قرآن کریم/ جمیله رحمتی
نقد و بررسی دیدگاه شیخ طوسی در باب حدیث احرف سبعه/ قاسم سالاری
بخش چهارم- کتب روایی و حدیث شناسی
دو میراث گرانسنگ شیخ طوسی در جمع روایات/ زهرا غلامی
سیری در امالی شیخ طوسی/ غلامرضا صدیق
شیخ طوسی و علم رجال الحدیث/ سارا لشکری
روش فقه الحدیثی شیخ طوسی/ مهدی احمدی
دانش مختلف الحدیث و شیخ طوسی/ علی دلبری
شیوه سندگذاری شیخ طوسی در تهذیبین/ علی دلبری
بخش پنجم- فقه و اصول
پژوهشی در عده الاصول شیخ طوسی/ مرتضی رحیمی
نقش شیخ طوسی در فقه مقارن/ مرتضی رحیمی
بررسی تطبیقی آراء اصولی شیخ طوسی و ابن ادریس حلّی/ خسرو نشان و ابوالفضل احمدزاده
اجوبه مسائل الشیخ الطوسی/ مرتضی رحیمی
یک قرن زوال فقاهت پس از شیخ طوسی/ هادی طباطبایی
بخش ششم- دعا شناسی
درنگی کوتاه در کتاب مصباح المجتهد/ علی ایلانی
مواجه ی شیخ طوسی با دلیل کلامی مبتنی بر صفات به عنوان قرینهای علیه دعا/ عبدالله صلواتی
طوسی پژوهی: مجموعه مقالاتی در بررسی آرا، احوال و آثار شیخ طوسی را انتشارات خانه کتاب در 852 صفحه منتشر کرده است.
این کتاب با شماره ثبت496262 در کتابخانهی شمارهی یک مجلس شورای اسلامی موجود است.
ما سکوت پشت لبخندیم
عاشقانه های دربندیم
قیمت هرکسی معلوم
روزگارا بگو، چندیم
دوستان ،همیشه لبخندند
ما ولی تلخکامان این قندیم
ظاهراً که خوشحالیم
درحقیقت ولی نمی خندیم
مرده ایم و کسی نمی داند
زندگی نکرده جان کندیم
تا به مرگ، مشغول مردن ها
ما اسیر همین فرایندیم
اصل زندگی همه «آفند»
ما همیشه در «پدافندیم»
ما میان سایه ها بودیم
زندگی کرده بندیم
حق ما، زندگی نکردن بود
زندگی نکرده، جان کندیم

پس از مرگش، كتابخانه شخصي وي توسط همسرش به دانشگاه فردوسي مشهد اهدا گرديد. آثار متعددی از این استاد برجسته باقی مانده است که از آن جمله میتوان به «نخستين روياروييهاي انديشهگران ايران با دو رويه تمدن بورژوازي غرب» - که در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد - «همگامی ایران و لیبی بر ضد امپریالیسم: دو سند تاریخی»، «تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق»، «تاریخ جنبشها وتكاپوی فراماسونیگری دركشورهای اسلامی»، «تاریخ الحركات و النشاطات الماسونیه فی العالم الاسلامی» و «آزادیهای سیاسی و اجتماعی از دیدگاه اندیشهگران» اشاره کرد. در مهر ماه 1379 هـ .ش مراسم بزرگداشتی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی وی از سوی گروه تاریخ دانشگاه های تهران و مشهد در تهران برگزار شد و مجموعه مقالات ارائه شده در این همایش در کتاب «خودآگاهی و تاریخ پژوهی» (یادنامه استاد عبدالهادی حائری) در اسفند ماه 1380 هـ .ش به چاپ رسید.
مهدی حمیدی در14 اردیبهشت ماه 1293 هـ .ش در شیراز متولد شد. پدرش، سید محمدحسن ثقة الاسلام، از بازرگانان معروف شیراز بود که در دوره اول مجلس شورای ملی از سوی مردم شیراز به نمایندگی رسید. مادرش، سکینه آغازی، نیز از زنان شاعر و فعالان حقوق زنان بود که اولین مدرسه دخترانه را در شیراز به نام «عفتیه» تأسیس کرد. مهدی تحصیلات ابتدایی را در دبستان « شعاعیه» و دوره متوسطه را در دبیرستان «سلطانی» در زادگاهش گذراند. در 1313 هـ .ش برای ادامه تحصیل به تهران آمد، به دانشسرای عالی رفت، در رشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت و در 1316هـ .ش درجه لیسانس گرفت. بعد به استخدام اداره فرهنگ درآمد و به شیراز بازگشت. در 1317هـ .ش نخستین مجموعه شعر خود را با نام «شکوفهها یا نغمههای جدید» منتشر کرد. در 1319هـ .ش دومین مجموعه شعر خود را با نام «پس از یکسال» و در 1320هـ .ش «اشک معشوق» را منتشر کرد. حمیدی بعد از شهریور ماه 1320 هـ .ش با سرایش قصاید حماسى - پیرامون شرایط نابسامان سیاسى و اجتماعى ایران در حمله اشغالگران بیگانه و جدایى آذربایجان مورد توجه قرار گرفت تا آنجا که او را «شاعر ملى» لقب دادند. در 1321 هـ .ش کتاب «سبکسریهای قلم» و «فرشتگان زمین» و در 1322هـ .ش کتابهای «عشق دربدر» (3 جلد) و «شاعر در آسمان» را انتشار داد. در 1323هـ .ش تحصیلات عالیه خود را در مقطع دکترا در دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی پی گرفت. همچنین در دبیرستان البرز به تدریس پرداخت. در 1324هـ .ش با نیما یوشیج ملاقات کرد و مصاحبهای با وی انجام داد و مجموعه شعر «طلسم شکسته» را به چاپ رساند. در 1325هـ .ش مجموعه شعر «سالهای سیاه» را منتشر و به قوام السلطنه تقدیم کرد. او در این اثر علاقه و تعصباش را به سرزمین و فرهنگ خود نشان میدهد. حمیدی در 1328هـ .ش موفق به اخذ دانشنامه دکترا شد. موضوع رساله وی «شعر در عصر قاجار» بود که با راهنمایی بدیعالزمان فروزانفر به انجام رساند. در همان سال مشغول تدریس در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران شد. در 1329هـ .ش جلد اول کتاب «دریای گوهر» مشتمل بر گزیدهای از داستانهای کوتاه و مقالات ادبی و در 1333 هـ .ش جلد دوم آن را مشتمل برگزیدهای از ترجمههای آثار ادبی و مجموعه شعر «زمزمه بهشت» را منتشر کرد. در 1334هـ .ش جلد سوم دریای گوهر را به چاپ رساند. آثار حمیدی از دو نوع شعر تقلیدی و ابتکاری تشکیل شده است. حمیدی در اشعار تقلیدی از شعرای متقدم پیروی میکند و در این میان به فردوسی، فرخی، منوچهری و مسعود سعد بیشتر توجه دارد. اشعار او به دو دسته تقسیم میشود: دسته اول که غالب اشعار او را در بر میگیرد، شعرهای بلند است که در قالب قصیده، مثنوی، دو بیتی، مسمط، ترجیع بند و ترکیب بند است که مضمون غالب آنها عشق است و شاعر محرمانهترین رازهای زندگی خود را بیان کرده است. اینگونه اشعار وی بر مبنای روایت آفریده شدهاند. دسته دیگر شعرهای کوتاه است با قوالب گوناگون شعری اعم از غزل، چکامه و قطعه. فروغ و سایه در نخستین اشعار خود از حمیدی تأثیر گرفتهاند.
دکتر حمیدی در تهران درگذشت و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد. آثار متعددی از این شاعر برجسته باقی مانده است که از آن جمله میتوان به مجموعه شعرهای «شکوفهها یا نغمههای جدید»، «پس از یکسال»، «اشک معشوق»، «طلسم شکسته» و «سالهای سیاه» و تألیف کتابهای «شاهکارهای فردوسی»، «بهشت سخن» (2 جلد)، «عروض حمیدی»، «عطار در آثار گزیده او و گزیده آثار او»، «فنون و انواع شعر فارسی»، «فنون شعر و کالبدهای پولادین آن»، «شعر در عصر قاجار» و ترجمه «زمزمه بهشت» مجموعه شعرى از کنستانتین دینالد و «ماه و شش پنی» سامرست موام اشاره کرد. مقالاتی نیز از دکتر حمیدی در مجلات معتبری چون «یغما»، «دانشکده ادبیات تهران»، «حافظ شناسی»، «ارمغان» و «راهنمای کتاب» انتشار یافته است.