سايه ها
خسته ام
به سوگ سایه ها , نشسته ام
بریده ام
ز عشق تا شبی , صبور را دویده ام
گسسته ام
و خویش را به جز, خزان نبسته ام
خمیده ام
ز کوله بار زندگی, درد و غم خریده ام
پریده ام
ز بام خویشتن و جز خدا ندیده ام
+ نوشته شده در Mon 19 Nov 2012 ساعت ۹:۵ ق.ظ توسط
|