دیروز فردی كه مانع پیشرفت شما بود در گذشت




یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این شركت بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند 
رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد! 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید… زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان تغییر کنند تغییر نمی کند

زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.


جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست

پادشاهی که بر دلها حکومت میکرد نه بر سرزمینها




زمانی گزروس به کورش بزرگ گفت:

چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.

کورش گفت:

اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت:

برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کورش رو به گزروس کرد و گفت:

ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را 

خدمات دورفر به ایرانشناسی


خدمات دورفر به ایرانشناسی

به مناسبت دهمین سال درگذشت گرهارد دورفر نشست خدمات دورفر به ایران‌شناسی برگزار می‌شود.

۲۷ دسامبر/ ۶ دی برابر با دهمین سال خاموشی گرهارد دورفر است که خدمات فراوانی به ایرانشناسی نموده است و متاسفانه جایگاه مناسب خود نیافته است.

گرهارد دورفر ترک شناس آلمانی در چهار مورد به تاریخ ایران یاری رسانده است:

وام واژه های ترکی و مغولی در زبان فارسی

ترکی خراسان

اسناد اویغوری دوره ایلخانان

کشف زبان خلجی

معرفی قهوه‌خانه در گذر زمان


قهوه‌خانه در گذر زمان
کتاب «قهوه‌خانه در گذر زمان» به بررسی تاریخچه قهوه‌خانه در ایران، نقاشی قهوه‌خانه‌ای، کارکرد قهوه‌خانه در جامعه ایران، تاریخچه قلیان و نقش رادیو تلویزیون در تحول محیط قهوه‌خانه می‌پردازد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «پیدایی قهوه‌خانه در ایران»، «چای در ایران»، «اتحادیه قهوه‌چی‌ها در ایران»، «نقاشی قهوه‌خانه‌ای»، «تلویزیون، جایگزین نقال‌ها»، «سماور و یک زندگی سیصد ساله»،‌ «قهوه‌خانه، یادگاری از ایران قدیم»،‌«توتون و تنباکو در ایران»، «تعامل موسیقی و قهوه‌خانه‌ها»، «نگاهی به جایگاه قهوه‌خانه‌ها در فرهنگ مردم ایران»، «ورود قلیان به تهران» و «قهوه‌خانه‌های تاریخی تهران» مهم‌ترین عناوین این کتاب را تشکیل می‌دهند. 

در مقدمه کتاب آمده است: «این کتاب، از حال و هوای گذشته- که اصلا از کجا شروع شد و در حال حاضر به چه انزوایی کشیده شده است- حرف می‌زند. هدف از جمع‌آوری این مطالب فرهنگ‌سازی و بالا بردن سطح اطلاعات قشرهای مختلف مردمی است. این‌که گذر زمان چه آسیبی بر سر این داشته‌های کهن آورده است، شاید قدمی در راستای حفظ و بهبود این ارزش‌های کهن داشته باشیم.» 

نخستین بخش کتاب به تاریخچه پیدایی قهوه‌خانه در ایران، کشف قهوه، مصرف چای و قهوه در ایران برای اولین‌بار می‌پردازد. کتاب به نقل از سفرنامه شاردن، سیاح فرانسوی که در زمان صفویه به ایران آمد، قهوه‌خانه ایرانی را این چنین توصیف می‌کند: «قهوه‌خانه، تالارهای بزرگ وسیع و بلند به صورت و اشکال گوناگونی ساخته شده است، معمولا بهترین پاتوق هر شهری به‌شمار می‌رود. چنین مرکز اجتماع، محل تفریح سکنه بالانشین است. بسیاری از قهوه‌خانه‌ها، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، دارای حوض آبی در وسط است. این تالارها در دورادور خود دارای مصطبه یا سکوهای‌اند که به ارتفاع سه پا و به پهنای سه تا چهار پا (بر حسب وسعت محل) است و یا چوب‌بستی وجود دارد که به شیوه اهالی مشرق زمین در روی آن می‌نشینند.» 

قهوه‌خانه پنجه‌باشی، قهوه‌خانه فراش‌باشی، قهوه‌خانه اسدالله سینه‌کفتری، قهوه‌خانه نایب، قهوه‌خانه باغچه علی‌جان (حیاط شاهی)، قهوه‌خانه چال (قدیمی‌ترین قهوه‌خانه تهران)، قهوه‌خانه رجب تنبل و قهوه‌خانه عباس شمرونی برخی از تاریخی‌ترین قهوه‌خانه‌های تهران است که در این کتاب به اختصار معرفی می‌شوند. 

کارکرد قهوه‌خانه در جامعه ایران، معماری قهوه‌خانه‌ای و شکل بنای قهوه‌خانه در بخش بعدی کتاب مورد بررسی قرار می‌گیرد. در قسمتی از این بخش آمده است: «قهوه‌خانه در جامعه ایران، تحول و دگرگونی بزرگی در شکل گردهمایی‌های مردم و شیوه گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرمی‌های آنان فراهم آورد. مردم از هر قشر و گروه، هر روز پس از دست کشیدن از کار روزانه و در ایام و اوقات بیکاری، در قهوه‌خانه‌ها جمع می‌شدند و ساعت‌ها به گفت‌وگو با هم و تبادل نظر درباره کارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی می‌پرداختند.» 

در بخش «آرایه‌بندی نماها در قهوه‌خانه»، آجرکاری و کاشی‌کاری و دیوارنگاره‌های قهوه‌خانه‌ها بررسی می‌شوند. کتاب در ادامه به بیان تاریخچه قلیان و شرح جنس و نوع تزیینات آن‌ها می‌پردازد. 

آبگوشت یا همان دیزی یک بخش از کتاب را به خود اختصاص می‌دهد. در این بخش نویسنده، تاریخچه آبگوشت و انواع آن، آداب آبگوشت‌خوری، ضرب‌المثل‌های آبگوشتی و لذیذترین خوراک‌های ایرانی را بیان می‌کند. 

«قهوه‌خانه» عنوان بخش بعدی کتاب است. این بخش ضمن ارایه تعریفی مختصر از قهوه‌خانه‌های سنتی، به بحث درباره نقش رادیو و تلویزیون در تحول محیط قهوه‌خانه، افراد مشغول در این محیط و تعامل موسیقی و قهوه‌خانه می‌پردازد. 

بخش دیگر کتاب به جایگاه قهوه‌خانه‌ها در فرهنگ مردم ایران نگاه کوتاهی می‌اندازد و سرانجام ورود قلیان به ایران، قهوه‌خانه‌های تاریخی و پاتوق‌های تهران قدیم مورد بررسی قرار می‌گیرند. در پایان هم تعدادی از اسناد قدیمی اتحادیه قهوه‌خانه‌ها آورده شده است. 

چاپ نخست کتاب «قهوه‌خانه در گذر زمان» تالیف مشترک فرزین معتکفی، عباس علایی چهره‌برق و سید علیرضا میرعلی نقی در 152 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 14 هزار و 850 تومان از سوی موسسه انتشاراتی جهان جام جم راهی بازار کتاب شد.

سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی


سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی
کتاب «سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی» شامل نقل قول‌هایی مختصر درباره امیر‌المؤمنین علی(ع) از 27 کتاب مهم و معتبر اسلامی است. این کتاب به تازگی از سوی انتشارات تیرگان منتشر شده است.

از جمله کتاب‌هایی که از آن‌ها در  کتاب «سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی» نقل قول شده‌است، می‌توان به «کیمیای سعادت اثر امام محمد غزالی»، «اسرار‌‌التوحید اثر ابوسعید ابوالخیر»، «تذکره‌الاولیاء اثر عطار نیشابوری»، «مقالات شمس تألیف شمس‌الدین محمد تبریزی»، «مجالس سبعه و فیه مافیه از مولانا»، «نفحات‌الانس تألیف نورالدین عبد‌الرحمان جامی» و «شرح گلشن راز تألیف شمس‌الدین محمد لاهیجی» اشاره کرد. 

همچنین، کتاب‌های دیگری مانند ترجمه رساله قشیریه، کتاب طبقات صوفیه، روح الارواح، عین‌القضات، التصفیه فی احوال المتصوفه، آداب المریدین، مکاتیب سنایی، آثار شاه نعمت‌الله ولی، آثار کمال الدین حسین خوارزمی و شرح شطحیات در این کتاب بررسی شده‌اند.

نویسنده  کتاب «سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی» در گزینش هر یک از این کتاب‌ها بر آن بوده‌است تا معتبرترین نسخه را از کتاب‌های حاضر گزینش و از آن در کتاب استفاده کند.

در ابتدای هر بخش از کتاب «سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی» نویسنده اثر و برخی از  آثارش معرفی شده و سپس روایات و احادیث مرتبط با مولا علی(ع) عنوان شده‌است. 

در بخش پایانی کتاب نیز نمایه‌ای از «نام»، «کسان»، «کتب» و «مناطقی» که در کتاب نام آن‌ها برده شده، آورده شده‌است.

کتاب «سیمای امام علی (ع) در متون نثر عرفانی فارسی» نگاشته «مجتبی دماوندی» و «سمیه تاجیک» با شمارگان یکهزار نسخه، در 180 صفحه و به قیمت چهار هزار و 500 تومان از سوی انتشارات تیرگان منتشر شده‌است.


در حریـــم قدسیت بـــال مناجــاتی بده

گنبــــدت دل می برد وقت مـــلاقاتی بده

دستهایم خالی از پیش است سوغاتی بده

من فقـــیرم تکه نــــانی بهر خیـــــراتی بده

از کــنار تو گدا با دســت خــالی رد نــــشد 

نیست عاقل هر کسی دیوانه ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صــاحب دم می شود

بی تو باشم حضرت خورشید سردم می شود

نان برای خــوردن و بـــردن فراهـم می شود

من زیادیم مگر از ســـفره ات کـــم می شود

ما لــــب تشنه لـــب دریایمان پیش شماست

هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

این حرم را چشمهای تــار می خواهد چکار

پنجره فولاد تو بیــــــمار می خواهد چکار

دل به تو بسته طــــناب دار می خواهد چکار

خوب مداوایش کند اســـــرا می خواهد چکار

پنـــجره فولاد تو بیــــمار را آورده است
تو
جوابش
را
بده
دکتر
جوابش
کرده
است

پنجره فولاد


معرفی تاریخ فشرده خط و خوشنویسی


تاریخ فشرده خط و خوشنویسی

شنیده‌ایم که هندوان در آغاز هر کتابی می‌نویسند: درود بر ان کسی باد که خط را اختراع کرد.

چرا که خط یکی از جلوه‌های مهم مدنیّت است و با آن ذهنیّات بشر تثبیت می‌شود و از این رهگذر به جاودانگی انسان کمک می‌کند.

می‌دانیم که فرهنگ نتیجه کوشش‌های جمعی جامعه بشری است و خط هم یکی از جلوه‌های مهمّ و اساسی فرهنگ است از این‌رو نمی‌توان گفت که فرد خاصّی خط را در مفهوم کلی پدید آورده است، هرچند که اسطوره‌ها این دیدگاه را نمی‌پذیرند. خط، این دستاورد مهمّ فرهنگی، نتیجه کوشش جمعی و تبلور شعور انسانی است.

این کتاب سعی بر آن دارد مباحث نظری و به طور کلی سیر تحول خط و خوشنویسی، از چگونگی پیدایش خط از تصویرنگار تا نستعلیق را فراروی خواننده قرار دهد.

بخشی ازکتاب به شرح احوال چند تن از بزرگان خوشنویس اختصاص یافته است و هدف از آن آشنایی خواننده است و در بخش‌های زیر نگاشته شده است:

زبان

خاستگاه ایرانیان

منشأ پیدایی خط از دریچه اساطیر

خط عربی در ایران

اقلام ششگانه

خطوط ایرانی بعد از اسلام

شرح حال برخی از خوشنویسان مشهور

قواعد خوشنویسی

پاره‌ای از واژگان و اصطلاحات خوشنویسی

تصاویر کلی از تصویرنگار تا نستعلیق

در پایان نیز فهرست کاملی شامل کتاب‌ها، رساله‌های خوشنویسی، اشعار فارسی و عربی، آیات و احادیث و عبارات عربی، فارسی و ترکی، نام جای‌ها،‌نام کسان، واژه نامه و ... آمده است.

شرح حال خوشنویسانی چون ابن بواب، یاقوت مستعصمی، بایسنغر میرزا، میرعلی تبریزی، سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی، میرعماد الحسنی قزوینی، علیرضا عباسی، میرزا غلامرضا اصفهانی، میرزا محمدرضا کلهر، درویش عبدالمجید طالقانی، علی اکبر گلستانه در این کتاب آمده است.

«تاریخ فشرده خط و خوشنویسی: چگونگی پیدایی و تحول خط از تصویرنگار تا نستعلیق» تألیف و تحقیق مجتبی قاسملو در 468 صفحه توسط انتشارات سخن در سال 92 منتشر شده است.

شماره ثبت این کتاب در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی 501748 می‌باشد.

تاریخ خاندان میار


تاریخ خاندان میار

اثر حاضر مقدمه یا آغازی بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های مناطق غرب مازندران (رویان و رستمدار قدیم، نور، کجور و کلارستاق کنونی)، بخصوص خاندان‌های منطقه کلارستاق و طوایف متعدد خاندان میار است.

طبق مندرجات اسناد تاریخی کهن، خاندان میار حداقل از قرن نهم هجری در منطقه کلارستاق سکونت داشتند.

از اواسط دوران صفویه رجال این خاندان در تشکیلات نظامی و لشکری دولت مرکزی ایفای نقش نمودند. حکومت محلی کلارستاق نیز از آن زمان تا اوایل دوران پهلوی اغلب در اختیار این خاندان بود. این خاندان نسبت به دیگر اقوام و طوایق کلارستاق از شهرت و جمعیت بیشتری برخوردار بودند. از این روی در اغلب اسناد و نوشته‌های محلی و قدیمی کلارستاق، از رجال و افراد وابسته به این خاندان یاد شده است. بنابراین پیشنه، درباره این خاندان اطلاعات نسبتاً مفصلی در اسناد و منابع محلی وجود دارد. بنابراین ملاحظات، موضوع این کتاب، شامل مقدمه‌ای بر تاریخ اقوام و خاندان‌های غرب مازندران، بالاخص خاندان‌های کلارستاق است و در ادامه آن، وقایع «خاندان میار» را در ارتباط با سایر طوایف، اقوام و خاندان‌های کلارستاق مورد بررسی قرار داده است.

این کتاب شامل یک مقدمه و چهار بخش است که هر بخش نیز به چند فصل تقسیم می‌شود.

فهرست مطالب کتاب به ترتیب زیر است:

مقدمه و کلیات

بخش اول: پیدایش و تحول اقوام و طوایف شمال ایران، غرب مازندران (رویان و رستمدار) و کلارستاق

فصل اول: مقدمه‌ای بر انسان‌شناسی شمال ایران در ادوار قبل از اسلام

فصل دوم: اشاره‌ای به تغییر و تحولات اقوام شمال ایران در دوران اسلامی

فصل سوم: اقوام رویان و رستمدار (غرب مازندران) در دوران اسلامی

فصل چهارم: آشنایی اجمالی با اقوام کلارستاق از قرن هشتم تا کنون

بخش دوم: سیری در تاریخ خاندان میار

فصل اول: وجه تسمیه خاندان میار و ریشه‌های احتمالی این نام

فصل دوم: بررسی روایات شفاهی و غیرمستند درباره خاندان میار

فصل سوم: قدم‌هایی به سوی روشنایی، بررسی روایات مبتنی بر واقعیت

فصل چهارم: پیشتازان و طلایه داران خاندان میار در کلارستاق

فصل پنجم: خاندان میار از آغاز سلطنت شاه صفی تا پایان سلطنت شاه سلیمان

فصل ششم: خاندان میار در دوران سلطان حسین

فصل هفتم: خاندان میار در دوران افغان‌ها و شاه طهماسب دوم

فصل هشتم: خاندان میار در عصر سلطنت نادرشاه افشار

فصل نهم: خاندان میار در دروان سلطنت کریم خان زند

فصل دهم: واقعه کیا نعیم بیک میار، افسانه یا واقعیت

فصل یازدهم: خاندان میار از وفات کریم‌خان زند تا قتل آقا محمدخان قاجار

فصل دوازدهم: نگاهی به تاریخ و حکومت کلارستاق در دوران فتحعلی شاه قاجار

فصل سیزدهم: وقایع خاندان میار در عصر فتحعلی شاه قاجار

فصل چهاردهم: خاندان میار در عصر محدشاه قاجار

فصل پانزدهم: خاندان میار در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار

فصل شانزدهم: خاندان میار در اواسط دوران ناصرالدین شاه قاجار

فصل هفدهم: خاندان میار در اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار

فصل هیجدهم: خاندان میار در عصر مظفرالدین شاه قاجار

فصل نوزدهم: خاندان میار در دوران محمدعلی شاه قاجار

فصل بیستم: خاندان میار در عصر احمدشاه قاجار

فصل بیست و یکم: تاریخ خاندان میار در دهه اول عصر رضا شاه پهلوی

فصل بیست و دوم: اخبار کلارستاق و خاندان میار در دهه دوم سلطنت رضاشاه

فصل بیست و سوم: خاندان میار در عصر محمدرضا شاه پهلوی

فصل بیست و چهارم: آشنایی با سوابق مبارزاتی عزیز الله خان میار و حزب جنگل از ورای اسناد تاریخی

بخش سوم: گسترش خاندان میار و نسب‌نامه شاخه‌های مختلف خاندان

فصل اول: گسترش خاندان میار از قرن نهم تا اواخر عصر صفویه

فصل دوم: پراکندگی خاندان میار از اواخر دوران صفویه تا دوران معاصر

فصل سوم: آشنایی با شاخه‌های کنونی خاندان میار

فصل چهارم: نسب نامه شاخه‌ها و طوایف مختلف خاندان میار

بخش چهارم: تصویر گزیده اسناد تاریخی منطقه کلارستاق و خاندان میار

منابع و مآخذ

نویسنده: امین نعیمایی عالی
ناشر: مولف
تاریخ چاپ: 1391
مکان چاپ: چالوس

چهار مذهب معروف اهل تسنن


1- مذهب سنی حنفیان: ابوحنیفه نعمان بن ثابت در حدود 77 ه تا 150 ه - ق زندگی کرده وی ایرانی الاصل بوده بیش از دیگران به "قیاس" متوسل می شد. حنفیان تلاش می کردند تا چارچوب شریعت را با نیازمندیهای زندگی عملی مطابقت دهند لذا اصل "استحسان" یعنی نیکو ساختن و مدرن کردن را مطرح کردند. با این نگرش که در انتخاب رویه ها از میان دو استنتاج ممکن و منطقی، نتیجه ای را که برای مردم و دولت مفید تر باشد انتخاب کنند.
2- مذهب سنی مالکیان: مؤسس این مذهب مالک بن انس بوده اینها پیروان سرسخت حدیث هستند و تعبیر و تفسیر عقلی قرآن را رد می کنند. کمتر از قیاس و استنتاج منطقی استفاده می کنند.  و در عدم مدارا با پیروان دیگر ادیان از دیگر مذاهب سرسخت ترند.
3- مذهب سنی شافعیان: مؤسس این مذهب محمدبن ادریس الشافعی بوده است. فقه شافعی سازشی است میان فقه حنفی و فقه مالکی، ولی به مالکی ها نزدیکتر هستند. این فرقه استنتاج و قیاس را به کار می بندند ولی می کوشند تا حدود به کار بستن آن را به دقت مشخص سازند ولی به اصل استحسان اعتقاد ندارند و بجای آن به اصل (خود درآورده شان) "استصحاب" (به معنی جستجوی رابطه با چیز معلوم) اعتقاد دارند. شافعیان معتقدند که قاتل به همان گونه که مقتول را کشته به قصاص رسد ولی حنفیان عقیده دارند که قاتل را باید با سلاح سرد تیز کشت به نحوی که مجرم کمتر رنج ببرد. شافعیان گذشته از دیه، کفاره را نیز بر قاتل قائل شده اند (دوماه روزه یا آزاد کردن غلام) حنفیان قصاص را در مورد اهل ذمه (یهودی ، مسیحی) جایز میدانند ولی شافعیان در این مورد فقط به پرداخت دیه قناعت میکنند همچنین حنفیان در صورت رضایت اولیاء دم پرداخت کامل دیه را ضروری دانسته اند ولی شافعیان دیه را ثلث دیه، و مالکیان فقط نیمی از دیه کامل را بر این شرایط معین کرده اند.
4- مذهب سنی حنبلیان: احمدبن حنبل، متوفی به سال 241 ق از شاگردان شافعی بنیانگذار این فرقه بشمار می رود. از ویژگیهای مکتب حنبلی محدودیت و غلو در عدم مدارا با هر بدعت و تازگی در امور دینی و متابعت از نص ظاهر و رد هرگونه تفسیر و تعبیر عقلی و آزادانه قرآن و احادیث است.این صاحب نظران اول فقط به حدیث و قرآن متکی بودند و پس از مرور زمان به کار گیری قیاس و اجماع را هم به میزان بسیار محدود مجاز دانستند. راجع به اجماع فقط اتفاق آراء صحابه را قبول دارند. در مراعات موازین و تشریفات دینی و حقوقی شریعت سختگیر ونسبت به دیگر مذاهب متعصب تر هستند. وهابیون بر پایه این مذهب و به ویژه تالیفات ابن تیمیه که از صاحب فکران حنبلی بود در سرزمین نجد (قرن 18میلادی و 12 هجری) تکوین یافت.

 حکومت بر مبنای ایجاد داد و عدالت بعد از دوران پارینه سنگی (دوران ساخت ابزارهای سنگی) در ایران آغاز گردید که از آن بعنوان سلسله "پیشدادی" یاد می شود.

  اولین پادشاه و بنیان گذار سلسله پیش دادی "کیومرث" بود و برخیها معتقدند  نام "گیومرتا" در اوستا مربوط به ایشان می باشد و زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند در زمان او انسانها در غارها زندگی کرده و بدن خود را با پوست حیوانات مستور میکردند . بعد از ایشان سیاوش- کیخسرو جمشید و گشتاسب (پدر اسفندیار روئین تن) بر ایران حکمرانی کرده اند

ایلامیان:

  در سالهای (۶۴۰ –۳۲۰۰) قبل از میلاد مسیح ایلامیان به عنوان اولین قدرت متمرکز در عرصه فلات ایران یعنی جنوب غربی (سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان امروزی) حکومت تشکیل دادند و خط ایران را اختراع کردند سپس بدست آشور بنی پال دولتشان از بین رفت.

مادها:

  600 سال قبل از میلاد سلاطین مادها با پایتخت ساختن  اکباتان، بر ایران حکومت کرده اند.

آریاییها:

  قومی که خود را آریایی می خواندند از شمال دریای خزر  بصورت تدریجی تا 4000 سال پیش از میلاد به ایران کنونی مهاجرت کرده و نام این سرزمین را ایران نهادند. این قوم سه دسته بودند : مادها، پارت ها، و پارس ها (پارسوا یا پاسارگادیان) که مادها تا 600 سال قبل از میلاد مسیح بر ایران حکومت راندند. پایتخت سلاطین ماد اکباتان (همدان) بود.

"هووخشتره" از سلاطین بزرگ این دودمان بشمار می رود که با اتحاد دولت بابل امپراتوری آشور را منقرض نمود و سلسله شاهنشاهی آریایی تباران را در ایران بنیان نهاد.

هخامنش:

   هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان (پارسیان) و آریایی نژاد بودند  که در زمان "چیش پیش" تصرفاتی را بدست آوردند اما بعد مرگ وی کشور بین دو پسرش "آریارمنه"، پادشاه پارس و "کوروش" که بعدها عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید بعد از چیش پیش یکم ، کمبوجیه یکم - کوروش یکم و آرسک بر ایران حکمرانی کردند. که بعد از شکستی که کوروش کبیر بر ایشتوویگو آخرین پادشاه ماد وارد کرد و سپس فتح لیدیه و بابل را (538 ق.م) در پرونده خود به ثبت رساند پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش کبیر را که از تبار هخامنش بود  بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. شاهنشاهی هخامنش (با داشتن نیروی دریایی و فتوحات بی نظیر که دنیای باستان را به جز دو سوم یونان فتح کرده بود ، به عبارتی از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا ) نخستین امپراتوری تاریخ جهان بشمار می رود.

 اسامی سلاطین هخامنشیان  (۳۳۰ - ۵۵۰ پیش از میلاد)  به ترتیب و با تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان:

  1. کوروش کبیر   (559- 539 قبل از میلاد مسیح)
  2. کمبوجیه              (530- 522 قبل میلاد مسیح)
  3. گئومات مغ (بردیای دروغین)     ( 522 قبل میلاد مسیح بمدت هفت یا هشت ماه)
  4. داریوش اول     (522-486 قبل میلاد مسیح)
  5. خشایارشا           ( 485-465قبل میلاد مسیح)
  6. اردشیر اول         (465-424 قبل میلاد مسیح)
  7. خشایارشای دوم   ( 424قبل میلاد مسیح کمتر از یکسال)
  8. سغد پانوس          (424-423 قبل میلاد مسیح)
  9. داریوش دوم        (423-404 قبل میلاد مسیح)      
  10. اردشیر دوم    (404-358 قبل میلاد مسیح)
  11. اردشیر سوم   ( 358-338قبل میلاد مسیح)
  12. اردشیر چهارم (ارسس)       (338-336 قبل میلاد مسیح)
  13. داریوش سوم  حدوداً ( 336-330قبل میلاد مسیح)

 سلوکیان :

 سلوکوس نیکاتر Salukis Indicator یکی از سرداران اسکندر مقدونی بود که بعد از مرگ وی خود را فرمانروای ایران کرد و سلسله سلوکیان را بنیان نهاد دوام این سلسله حدودا (از324تا 250 قبل از میلاد) بود که بدست پارتها نابود شدند. نیکاتر لقب سلوکوس به معنی فاتح می باشد که وی بعد از شکست آنتیگون این لقب را بر خود نهاد و در سال 312 ق.م در بابل تاج گذاری کرد و همین سال مبدا تاریخ سلوکی یا اسکندری بشمار می رود. پس از مرگ او در سال 281 پسرش "آنتیوخوس" Antiochus اول و پس از وی پسر او آنتیوخوس دوم بپادشاهی رسیدند . در زمان آنتیوخوس دوم اشکانیان ، در سرزمین پارت به پیشوایی نامی شوریده و دولت اشکانی را (250 ق . م ) تأسیس کردند .

 

اسامی سلاطین سلسله سلوکیان (از324تا 249 قبل از میلاد) به ترتیب عبارت بودند از: 

  1. سلوکوس یکم (حکومت وی حدوداً از 312 تا 280 قبل از میلاد مسیح)      
  2. آنتیوخوس یکم (حکومت وی حدوداً از280  تا 261 قبل از میلاد مسیح)
  3. آنتیوخوس دوم (حکومت وی حدوداً از261  تا 250 قبل از میلاد مسیح)

 

اشکانیان (پارت ها):

  پادشاه این سلسله بنام ارشک بود و نام اشکانیان منتسب به نام وی می باشد وی سلسله ای را بنیان گذاشت که نزدیک به 500 سال دوام یافت (حدوداً۲50 پ. م تا ۲۲۴ م.) یا (238 پ.م تا حدود 226 میلادی) و به طولانی مدت ترین حکومت تاریخ ایران معروف شد.

ترتیب اسامی پادشاهان سلسله اشکانی :

  1. ارشک ، اشک اول: (250-247 ق.م)          
  2. تیرداد اول ، اشک دوم: (247-211 ق.م)             .
  3. اردوان اول، اشک سوم: (211-191 ق.م)  
  4. فری یاپت ، اشک چهارم: (191-176 ق.م)  
  5. فرهاد اول ، اشک پنجم: ( 176-171ق.م)  
  6. مهرداد اول ، اشک ششم: (171-140 ق.م)             

    مهرداد کبیر نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه یک امپراتوری خاوری رساند. وی از 160 تا 140 قبل از میلاد ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . و موقعی که پادشاه سلوکیان را اسیر نمود با وی به مهر و داد رفتار کرد و به او در گرگان اقامت داد و برای حسن نیت با دختر وی ازدواج نمود . حسن شهرت وی موجب شد تا او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران قلمداد کنند.

  1. فرهاد دوم ، اشک هفتم: ( 140-128ق.م)  
  2. ارداون دوم ، اشک هشتم: (128-123 ق.م)  
  3. مهرداد دوم ، اشک نهم: ( 123-87ق.م)
  4. گودرز اول(91-78 ق.م)  
  5. ارد اول  ( 78- 76ق.م)  
  6. سنتروک یا سیناتروک ، اشک دهم: (76-70 یا 69 ق.م)  
  7. فرهاد سوم ، اشک یازدهم: : (70یا69-58یا57 ق.م)
  8. مهرداد سوم ، اشک دوازدهم: ( 58یا 57-56ق.م)  
  9. ارد دوم ، اشک سیزدهم: (56-37یا36 ق.م)     
  10. فرهاد چهارم ، اشک چهادهم: ( 37-32ق.م)    (زمان حضرت موسی)
  11. تیرداد دوم: ( 32-30ق.م)  
  12. فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم: (2 ق.م – 4 م)   تولد عیسی مسیح در این زمان بود
  13. ملکه موزا (2 ق.م – 4 م) همراه پسرش فرهاد پنجم
  14. ارد سوم ، اشک شانزدهم:(4-6 یا 7– م)
  15. ونن اول ، اشک هفدهم:(7- 12– م)
  16. اردوان سوم ، اشک هجدهم:(12- 39– م)
  17. وردان ، اشک نوزدهم:(39-45– م)
  18. گودرز دوم ، اشک بیستم:(45-50– م)
  19. ونن دوم ، اشک بیست و یکم:(50-51– م)
  20. بلاش اول ، اشک بیست و دوم:(51-77– م) (وی کتاب ایرانیان ( اوستا ) را که در زمان حمله اسکندر از میان رفته بود با تلاش و همت خود مجددا گردآوری نمود)
  21. پاکور ، اشک بیست وسوم:(77-108– م)
  22. اردوان چهارم:(108-110– م)
  23. خسرو ، اشک بیست وچهارم:(110-128یا 129– م)
  24. بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم:(128یا129-147– م)
  25. بلاش سوم ، اشک بیست وششم:(146-191– م)
  26. بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم:(191-208– م)
  27. بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم:(208-216– م)
  28. اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم:(216- 224یا226– م)

    سلسله اشکانی در اثر اختلافات و کشمکش‌های داخلی و شکست در جنگ‌های خارجی به تدریج ضعیف شد و اعتبار سلاطین واپسین را مخدوش کرد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

 ساسانیان:  (۲۲۴ یا 226 تا ۶۵۱ میلادی)

(این دوره را برای درک و فهم علت سقوط سهل و آسان نظام ایران بدست اعراب کمی بیشتر از دیگر سلسله ها توضیح میدهیم)

 اردشیر بابکان بین سالهای 224 تا ۲۲۶ میلادی در تیسفون تاجگذاری نمود و خود را شاهنشاه ایران نامید. و سلسله ساسانیان را بنیان نهاد. پادشاهان ساسانی که اصلیت ایشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد بود. . اردشیر دین زردشتی را دین رسمی کشور اعلام کرد بعد از مرگ وی پسرش شاپور اول بر تخت شاهنشاهی نشست وی از شاهان بزرگ ساسانی بشمار میرود. شاپور توسط مهندسان و اسرای رومی سد شادروان را در شوشتر بر رود کارون بنا کرد و  شهر شاپور را در نزدیکی کازرون احداث نمود.

گفته می شود بنای نیشابور و گندی‌شاپور نیز در زمان وی ساخته شده است. وی در سال  271 م. چشم از جهان بربست . بعد از وی هفت تن بر تخت سلطنت جلوس کردند تا اینکه نوبت به شاپور دوم رسید شرایط در این دوران چندان مساعد نبود و قبایل عرب مرزهای ایران را در بین النهرین مورد تاخت و تاز و غارت خود قرار داده بودند. لذا اولین حرکت شاپور دوم نبرد و سرکوب عربهای مهاجم  و بیابانگردهای شمال خراسان بود . اما بعد از فارغ شدن از آن، اختلافات دیرین بین روم و ایران موجب جنگ  دیگر شد شاپور دوم در جنگ رومیان را به زانو درآورد تا حدی که حاضر شدند کلیه شرایط ایران را پذیرفته و در امور ارمنستان دخالت نکنند.بعد از مرگ شاپور دوم (قرن پنجم) ده تن از شاهاهان ساسانی بر ایران حکومت کردند که معروف ترین آنها بهرام گور بود. در زمان بهرام که مسیحیت در روم رواج یافته و از قبل (قرن جهارم) دین رسمی آنان قلمداد شده بود. نظر همه مسیحیان را بخود جلب کرده بود لذا مسیحیان در ایران متهم به همکاری با رومیان قلمداد شده و اغلب مواخذه و مجازات می شدند خاصه آنکه هر روز تعداد مسیحیان در ایران رو به افزایش می نهاد. این امر موجب نابسامانی اوضاع داخلی ایران می شد در این میان موبدان زرتشتی برای سرکوب مسیحیان بر دولت فشار مضاعف می آوردند. و نظر شاهان را بر آزادی دینی تحت فشار قرار می دادند. تا اینکه در زمان بهرام پنجم (بهرام گور) این مسئله موجب اختلاف مجدد میان ایران و روم و آغاز جنگ گردید اما این جنگ بدون غلبه هیچ یک از طرفین بر دیگری به صلح انجامید و مقرر شد آئین زرتشتی در روم و مسیحیت در ایران آزادی کامل داشته باشد. اما موبدان زرتشتی تن به این قرارداد ندادند و از پذیرفتن آن استنکاف نمودند. بعد از بهرام پنجم ایران چهار پادشاه دیگر را تجربه کرد تا اینکه نوبت به قباد اول رسید وی در سال 487 یا 478 میلادی بر تخت سلطنت نشست در این زمان دولت ساسانی درگیر مشکلات فراوانی بود مهمترین آن عبارت بود از جنگهای مستمر خارجی  که هر از چند سال اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار میداد – اختلافات ناشی از زیاده خواهیهای موبدان زرتشتی و افسران ارشد با پادشاهان – اختلاف بین بزرگان برسر امتیاز خواهی بیشتر- فاصله طبقاتی بیشتردر جامعه ساسانی -  دخالت مزدک و ایجاد شکاف در تصمیمات و وحدت بین بزرگان.

  قباد با این مشکلات ساخت تا اینکه  پادشاهی به خسرو انوشیروان رسید. وی با تدابیر خود در امر اصلاحات و نظارت جدی، و آرام ساختن نظامیان بار دیگر قدرت ساسانیان را احیا نمود و حکومت خود را در سلسله ساسانیان درخشان ساخت. در زمان خسرو انوشیروان شهرهای بزرگی در ایران احداث گردید. تیسفون پایتخت ساسانیان یکی از با شکوه ترین شهرهای آن زمان بشمار می رفت. وی همچنین کاخ های مجللی برای خود بنا کرد که خرابه های یکی از آن ها به نام طاق کسری  یا ایوان مداین هنوز پابرجاست. البته در این دوره ساختن ایوان در بناها رواج یافت.

  همچنین به دستور او دانشگاهی در جندی شاپور ساخته شد. در این شهر دانش پزشکی رونق یافت و پزشکانی از ایران و دیگر کشورهای جهان در آنجا به فعالیت مشغول گردیدند.

  پس از انوشیروان ، پسرش هرمز چهارم به سلطنت رسید در آن زمان ترکان به شمال خراسان حمله ور شدند ، بهر ام چوبین از فرماندهان ارشد به نبرد علیه آنها رفت و توانست با شکست آنان پیروزی بزرگی کسب کند . شهرت فراوان بهرام موجب نگرانی پادشاه شد و در بازگشت از بهرام استقبال خوبی نکرد این امر سبب شورش بهرام شد ، و در آن هرمز به قتل رسید و بهرام چوبین به پادشاهی ایران رسید . اما خسرو پرویز یکی از پسران هرمز با فرار به روم  توانست با دادن امتیازات فراوان به رومیان سپاهی را تجهیز و به نبرد با بهرام بپردازد که نهایت این امر موجب بقدرت رسیدن وی شد. در دوران خسرو پرویز به واسطه یکی از همسرانش  بنام مریم که دختر قیصر روم بود، مسیحیان بر دربار نفوذ بیشتری یافتند. که این امر موجب نارضایتی پنهانی موبدان بود. بعد از کشته شدن قیصر روم بدست شورشیان رومی خسرو پرویز این امر را بهانه ای برای کشور گشایی خود کرد و فتوحات خود را از سمت سوریه و فلسطین و لبنان به دریای مدیترانه و قسمت دیگر سپاه خود را از سمت آسیای صغیر به سوی دروازه های قسطنطنیه (پایتخت روم) پیشروی داد. مصر نیز به تصرف ایرانیان درآمد نیروهای ایرانی در واقع به سواحل دریای مدیترانه و سیاه رسیده بودند و ادامه جنگ به نیروی دریایی نیاز داشت که ایران بر خلاف رومیان فاقد این قدرت بود. در این زمان هراکلیوس به خسرو پرویز پیشنهاد صلح داد این پیشنهاد مورد نظر فرماندهان ایرانی بود اما شاه ایران حاضر به پذیرش آن نشد که نهایتا ادامه جنگ به شکست محکم ایرانیان منجر گردید. و چون مقصر اصلی این شکست شاه ایران بود و نظامیان از بد رفتاری او به ستوه آمده بودند لذا دست به شورش زده و شاه را دستگیر و زندانی کردند و نهایتا در زندان وی را بقتل رساندند این جنگ که 25 سال طول کشید موجب سست شدن ارکان سلسله ساسانیان و سقوط آن در تاریخ  قلمداد شده است. از مهمترین رخ دادهای زمان حکومت خسرو پرویز می توان به نامه پیامبر اسلام و دعوت وی به این دین اشاره نمود که وی این دعوت را نپذیرفت و نامه پیامبر را پاره کرد. نهایتا  بعد از خسرو پرویز  (628 یا 629 ) پسر وی بنام  شیرویه (قباد دوم) بر تخت نشست که در همان سال نیز معزول یا به قتل رسید. در آن ایام هرج و مرج در ایران به اوج خود رسید بطوریکه ظرف مدت چهار سال بیش از ده  تن  بر تخت پادشاهی نشستند اما بلافاصله معزول یا مقتول شدند.تا اینکه یزدگرد سوم در سال 632 م. به سلطنت رسید. در این زمان مزدک پسر بامدادان به تبلیغ مذهب خود پرداخت  البته موسس این مذهب  زردشت خورک بابوندس بود. عقاید مزدک بر دو گانگی مانوی تکیه داشت: که عبارت بودند از: روشنائی دانا (نیکی با عقل) و تاریکی نادان (بدی یا جهل) ، و می گفتند که  این دو نیرو دائما با هم در نبردند و چون روشنائی داناست سرانجام بر تاریکی و جهل پیروز خواهد شد.

  اساس تعلیمات اجتماعی مزدک  بر برابری و دادگری استوار بود. در حدی که گفته می شود به اباحه زنان نیز اعتقاد داشتند. در آن ایام مردم بسیاری به سرعت پیرو مذهب مزدک شدند. اما جنبش مزدکی با قتل او و پیروانش بشدت سرکوب گردید.

ورود اسلام به ایران:

در سال ۶۳۳ میلادی برابر با ۱۲ هجری قمری و در زمان خلافت اولین خلیفه، سپاه مسلمانان با فرماندهی خالدابن ولید با مشاوره و راهنمایی مثنی بن حارثه (که در زمان خسرو پرویز در خدمت وی بود) به مزرهای ایران در بین النهرین رسیدند. در سال ۱۴ هجری برابر با ۶۳۶ میلادی در جنگ قادسیه لشکریان عرب بر لشکر ایرانیان به فرماندهی رستم فرخزاد پیروز شدند  و شهر مدائن پایتخت ساسانیان سقوط کرد و یزگرد سوم که در آن زمان پادشاه ایران بود به مرکز ایران گریخت . در سال ۲۱ هجری در نزدیکی نهاوند سپاهیان ساسانی در برابر اعراب صف آرایی کردند . در این جنگ نیز لشکر ساسانی شکست خورد و یزگرد سوم به شمال خراسان عقب نشینی کرد و اعراب شهرهای ایران را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآوردند.

در سال ۳۱ هجری یزگرد سوم در شمال خراسان به دست یکی از مخالفین خود کشته شد و بدین ترتیب در سال ۳۱ هجری مطابق با ۶۵۲ میلادی دوران فرمانروایی سلسله ساسانی منقرض گردید .

 

اسامی پادشاهان سلسله ساسانی به ترتیب اسامی و تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان :

 

  1. اردشیر اول (اردشیر بابکان) : (226یا224-243 میلادی)
  2. شاپور اول      : (243-272 میلادی)
  3. هرمز اول       : ( 272-273میلادی)
  4. بهرام اول       : ( 273-276میلادی)
  5. بهرام دوم       : (276-293 میلادی)
  6. بهرام سوم     : ( 293میلادی)
  7. نرسی           : (292-302 میلادی)
  8. هرمز دوم       : (302-310 میلادی)
  9. آذرنرسی                 : (310 میلادی)
  10. شاپور دوم (ذوالاکتاف): (310-379 میلادی)
  11. اردشیر دوم    : (379-383 میلادی)
  12. شاپور سوم    : (383-388 میلادی)
  13. بهرام چهارم    : (388-399 میلادی)
  14. یزدگرد اول      : (399-421 میلادی)
  15. بهرام پنجم (بهرام گور): (421-439 میلادی)
  16. یزدگرد دوم      : (439-457 میلادی)
  17. هرمز سوم     : (457- 459 میلادی)
  18. پیروز اول        : ( 459-484میلادی)
  19. بلاش            : ( 484-487میلادی)
  20. قباد اول                   : ( 487-497میلادی)
  21. جاماسب                 : (497-499 میلادی)
  22. قباد اول         (پادشاهی مجدد): (499-531 میلادی)
  23. خسرو انوشیروان (خسرو اول): (531-579 میلادی)
  24. هرمز چهارم (ترک زاد): (579-590 میلادی)
  25. بهرام ششم   : (590-591 میلادی)
  26. خسرو پرویز (خسرو دوم): (591-628یا629 میلادی)
  27. شیرویه (قباد دوم)     : ( 628 یا 629میلادی)
  28. اردشیر سوم   : ( 629-630میلادی)
  29. شهربراز                  : ( 630میلادی)
  30. خسرو سوم   : ( 630میلادی)
  31. جوانشیر                  : ( 630-631میلادی)
  32. پوراندخت       : ( 631میلادی)
  33. پیروزدوم         : (631 میلادی)
  34. آذرمی دخت   : (631 میلادی)
  35. هرمز پنجم     : (631 میلادی)
  36. خسرو چهارم  : (631 میلادی)
  37. پیروز دوم        : (631 میلادی)
  38. خسرو پنجم   : (631-632 میلادی)
  39. یزدگرد سوم    : ( 632-651میلادی)

------------------------------------------

 ترتیب اسامی سلسله های بعد از اسلام در ایران:

  •  گاوباریان
  • باوندیان
  • طاهریان
  • صفاریان
  • علویان تبرستان
  • سامانیان
  • زیاریان
  • بوییان
  • غزنویان
  • سلجوقیان
  • خوارزمشاهیان
  • ایلخانیان
  • جلایریان
  • مظفریان (آل مظفر)
  • کیاییان
  • تیموریان
  • قراقویونلو
  • آق قویونلو
  • صفویان
  • افشاریان
  • زندیان
  • قاجار
  • پهلوی